مطالب جالب

کاری کنیم پیش از آن کز ما نیاید هیچ کار!

توصیه ی آیت ا... جوادی آملی برای وعاظ مراسم های عزاداری محرم

وظيفه ما در عزاداري مشخص مي‌شود عزاداري ما بايد طوري باشد كه هم عترت بپذيرد هم مطابق با قرآن كريم باشد سخنرانان ما آيات قرآني را بگويند, سخنرانان ما تفسير قرآن را بگويند, سخنرانان ما روايات اهل بيت كه مربوط به تفسير قرآن است بگويند, آن وقت اين مي‌شود مودّت قرآن و قُربا آن وقت اين عزاداري يقيناً مقبول‌تر از عزاداري‌هاي ديگر است .

 

 

حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی گفت: عزاداری برای امام حسین(ع) باید معقول و خردمدار باشد اينها به گردن ما حقّ حيات دارند ما را زنده كردند ما شبانه‌روز بايد شاكر باشيم.

 ایشان در درس اخلاق هفتگی خود که همزمان با شروع ماه محرم و در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد به تبیین وظیفه شیعیان در این ایام پرداختند و اظهار داشتند:ذات اقدس الهي, وجود مبارك رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحيّة و الثناء) را براي نجات ما فرستاده است و آن حضرت ما را زنده كرد. آنچه در سورهٴ مباركهٴ انفال هست اين است كه هدايت آن حضرت در حقيقت يك آب زندگاني است كه جامعه را زنده مي‌كند ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ﴾[1] وقتي خدا و پيامبر شما را به مسائل ديني, عقايد ديني, اخلاق ديني, حقوق ديني دعوت مي‌كنند اينها عامل حيات شماست.

وی با بیان این مطلب که آنها كه دعوت خدا و پيامبر (ص) را اجابت كردند به حيات انساني مي‌رسند گفت: همه ما حياتي داريم، برخي‌ها حيات گياهي دارند و هنوز حيوان نشدند، برخي‌ها حيات حيواني دارند هنوز انسان نشدند آنها كه دعوت خدا و پيامبر را اجابت كردند به حيات انساني مي‌رسند لذا در سورهٴ مباركهٴ يس بين زنده و كافر تقابل قرار داد فرمود انسان يا زنده است يا كافر. صنعتي است به نام صنعت احتباك در كتاب‌هاي ادبي مثل مطوّل و اينها مطرح است كه اگر چهار مطلب باشد و انسان يك در ميان آنها را بگويد, دو مطلبي را كه نگفت, اگر مخاطب خردمند باشد مي‌فهمد. انسان يا زنده است يا مُرده, انسانِ زنده يا كافر است يا مُرده اين تقسيم چهار ضلعي است ولي در سورهٴ مباركهٴ يس دارد که انسان يا زنده است يا كافر اين يا زنده يا كافر يعني انسان يا مؤمن است يا كافر اين حيات, حيات انساني است اگر در سورهٴ يس فرمود: ﴿لِيُنذِرَ مَن كَانَ حَيّاً وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَي الْكَافِرِينَ﴾[2] يعني كافر, مُرده است و مؤمن زنده است كافر حيات گياهي دارد حيات حيواني دارد ولي حيات انساني ندارد مسئله ﴿إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ﴾[3] تحقير نيست تحقيق است

حضرت آیت الله جوادی آملی خاطر نشان کرد:  اگر قرآن كريم درباره عدّه‌اي فرمود: ﴿فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ﴾[4] يا فرمود: ﴿كَمَثَلِ الْحِمَارِ﴾[5] سخن از تحقير كردن يك موجود نيست سخن از تحقيق است مي‌فرمايد براي اينكه معلوم بشود اينها حيوان‌اند و انسان نيستند سه راه دارد، يكي اينكه انسان چشم ملكوتي باز كند، همان طوري كه به بركت امام معصوم(سلام الله عليه) براي بعضي از شاگردانشان آن چشم ملكوتي باز شد و آن چشم برزخي باز شد كه عدّه‌اي كه امام زمانشان را نشناختند و با اهل بيت نبودند به صورت حيوانات بودند[6] اين يك راه. راه ديگر اينكه انسان حرف معصوم را به عنوان حجّت بالغه الهي قبول كند كه حجّت‌اند و راه سوم اينكه چند روز صبر بكند بعد از موت مشخص مي‌شود چه كسي به صورت انسان محشور مي‌شود چه كسي به صورت حيوان اين سه راه است براي بعضي‌ها هر سه راه هست براي بعضي دو راه است براي بعضي يك راه.

به گزارش ء پایگاه اطلاع رسانی اسرا،وی در باب دوستی اهل بیت (ع) اذعان داشت: به هر تقدير فرمود اينها حقّ حيات دارند چون حقّ حيات دارند بايد مُزد اينها را بدهيد اينها شما را زنده كردند به سعادت رساندند از خطر دنيا از عذاب آخرت نجات دادند بايد مزد اينها را بدهي مزد اينها چيست؟ ﴿قُل لاَ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي﴾[7] دوستيِ اهل بيت, دوستي يك وقت دوستي عاطفي است كه انسان با كسي دوست است اين خيلي معيار نيست يك وقت دوستيِ عقلاني است آميخته با نَسب, آدم اگر فرزند عاقلي, عالِمي, دانشمندي داشته باشد پدر دانشمند داشته باشد مادر فاضله و عالِمه داشته باشد, خواهر فاضله و عالِمه داشته باشد از دو جهت به او علاقه‌مند است يكي از نظر رحامت و يكي از نظر عقل براي اينكه او دانشمند است عالِم است عادل است ما از نظر عقل به اينها ارادتمنديم براي اينكه اينها ما را زنده كردند حقّ حيات دارند از نظر رحامت هم به اينها وابسته‌ايم براي اينكه وجود مبارك پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) يك اعلاميه صادر كرد ما هم رفتيم امضا كرديم فرمود: «أنا و عليٌّ أبوا هذه الامّة»[8] من و علي بن ابي طالب شما را به عنوان فرزندي قبول داريم بياييد بچه‌هاي ما بشويد آن شناسنامه كه پدر و مادر شما گرفتند كه شناسنامه‌هاي عادي است اين امر طبيعي است اين حساب دنياست اما اگر كسي بخواهد شناسنامه اخروي بگيرد حضرت فرمود ما شما را به عنوان فرزندي قبول داريم بياييد بچه‌هاي ما بشويد ما هم ـ ان‌شاءالله ـ قبول كرديم فرمود: «أنا و عليٌّ أبوا هذه الامّة» شديم فرزندان اينها.

این مفسر قرآن کریم در ادامه افزود: چون شديم فرزندان اينها از اول محرم شعار رسمي ما اين است وقتي به يكديگر رسيديم بگوييم «أعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسين(عليه السلام)» خب اين جمله معنايش معلوم است دوم: «و جعلنا و ايّاكم مِن الطّالبين بثاره»[9] خدا توفيق بدهد ما خون‌بهاي اينها را بگيريم خب به ما بگويند به شما چه خون‌بها بگيريد ما مي‌گوييم پدر ما را كُشتند ما فرزندان اينهاييم ما اينها را به عنوان پدر قبول كرديم آنها ما را به عنوان فرزندي قبول كردند شما نمي‌توانيد بگوييد به شما چه! تا زمان ظهور حضرت اين شعار هست «و جعلنا و ايّاكم مِن الطّالبين بثاره» درباره وجود مبارك وليّ عصر(ارواحنا فداه) كه مي‌گوييم «أين الطالب بدم المقتول بكربلاء»[10] آن حساب خاص خود را دارد بر اساس ﴿مَن قُتِلَ مُظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَاناً﴾;[11] اما كسي حق ندارد به ما اعتراض بكند كه به شما چه چون ما شيعه‌ايم فرزندان اينهاييم اينها را به عنوان پدري قبول كرديم آنها ما را به عنوان فرزندي قبول كردند خب اگر فرزندي بگويد من خون‌بهاي پدرم را مي‌خواهم نبايد اعتراض كرد ما با اين مدار امشب كه اول محرم است به استقبال عزاي سالار شهيدان مي‌رويم چون خدا فرمود: ﴿قُل لاَ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي﴾ اين مودّت هم عقلاني است هم رحامي است هم عاطفي است.

حضرت آیت الله جوادی آملی با بیان این مطلب که عزاداری برای امام حسین(ع) باید معقول و خردمدار باشد تاکید کرد: اينها به گردن ما حقّ حيات دارند ما را زنده كردند ما شبانه‌روز بايد شاكر باشيم آن وقت اگر عزاداري هست عزاداري معقول باشد عزاداري خردمدار باشد عزاداري كه مودّت اينها, محبّت اينها را داشته باشد احكام و حِكم اينها را ياد بكند. خدا غريق رحمت بكند سيدناالاستاد مرحوم علامه طباطبايي را كه اين ايام سالگرد رحلت ايشان است ايشان مي‌فرمودند بعد از اين جمله ﴿قُل لاَ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي﴾ خدا فرمود: ﴿وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْناً﴾[12] اين قدر متيقّن در مقام تخاطب است گرچه حسنه مصداق‌هاي فراواني دارد اما مصداق قطعي, يقيني و كامل حَسنه, ولايت اهل بيت است براي اينكه يك آيه ديگر كه نيست اين جمله وصل به جمله قبل است ﴿قُل لاَ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً﴾ اين معلوم مي‌شود حَسنه است ساير اعمال خير هم حسنه‌اند حرفي نيست اما حَسنه كامل مربوط به اين خاندان است و چون اين خاندان هر جا هستند قرآن هست هر چه مربوط به اين خاندان شد مربوط به قرآن است يعني «ما أسألكم عليه أجراً إلاّ المودّة في القربي و القرآن» چه اينكه وقتي دستور داده شد ﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً﴾[13] يعني «واعتصموا بحبل الله والعترة» چون اينها دو اصل تفكيك‌ناپذيرند اگر دو اصل تفكيك‌ناپذيرند هر چه براي هر كدام ثابت شد براي ديگري هم ثابت است اگر فرمود: «إنّي تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي و لن يفترقا حتّي يردا عليّ الحوض»[14] اين را با «لن» كه نفي تأكيد است فرمود هرگز قرآن و عترت از هم جدا نمي‌شوند اگر در سورهٴ شوري فرمود: ﴿قُل لاَ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي﴾ يعني «في القربي و القرآن» اگر درباره قرآن آمده ﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً﴾ يعني «القرآن و العترة» اگر فرمود: ﴿إِنَّا انزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾[15] يعني «القرآن و العترة» حقيقت عترت, حقيقت ولايت در هيچ مقطعي از مقاطع از كتاب الهي جدا نيست بنابراين اجر رسالت در مودّت قُربا و قرآن است قهراً وظيفه ما در عزاداري مشخص مي‌شود عزاداري ما بايد طوري باشد كه هم عترت بپذيرد هم مطابق با قرآن كريم باشد سخنرانان ما آيات قرآني را بگويند, سخنرانان ما تفسير قرآن را بگويند, سخنرانان ما روايات اهل بيت كه مربوط به تفسير قرآن است بگويند, آن وقت اين مي‌شود مودّت قرآن و قُربا آن وقت اين عزاداري يقيناً مقبول‌تر از عزاداري‌هاي ديگر است البته عزاداري همه عزاداران ـ ان‌شاءالله ـ مقبول است.

در پایان حضرت آیت الله جوادی آملی تصریح کرد: ما اميدواريم ذات اقدس الهي آن توفيق را عطا كند كه ما در اين ايام به بهترين وجه عزاداري سالار شهيدان(سلام الله عليه) را اقامه كنيم و ثوابش را هم نثار روح مطهّر همان ذوات قدسي بكنيم و از خداي سبحان شفاعت اينها را مسئلت بكنيم!

پی نوشت ها:

[1] . سورهٴ انفال, آيهٴ 24.

[2] . سورهٴ يس, آيهٴ 70.

[3] . سورهٴ فرقان, آيهٴ 44.

[4] . سورهٴ اعراف, آيهٴ 176.

[5] . سورهٴ جمعه, آيهٴ 5.

[6] . بصائر الدرجات, ص271; تفسير الامام العسكري, ص606 و 607; المناقب, ج4, ص184, 234 و 235.

[7] . سورهٴ شوري, آيهٴ 23.

[8] . علل الشرايع, ج1, ص127.

[9] . البلد الأمين, ص269.

[10] . اقبال الأعمال, ص297.

[11] . سورهٴ اسراء, آيهٴ 33.

[12] . سورهٴ شوري, آيهٴ 23.

[13] . سورهٴ آل‌عمران, آيهٴ 103.

[14] . عيون اخبار الرضا, ج2, ص62.

[15] . سورهٴ قدر, آيهٴ 1.
به نقل از:
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۳۰ساعت   توسط رضا  | 

حکم مدیر کلی سعید مرتضوی برای همسرش - نظر به تعهد، تخصص و تجارب و به پیشنهاد دیگری!

سعید مرتضوی مديرعامل تامين اجتماعي، همسرش دكتر هما فلاح تفتی را به سمت مدیرکل آموزش و پژوهش اين سازمان منصوب کرد.

به گزارش اداره‌کل روابط عمومی سازمان تأمین‌اجتماعی، در حکم صادره از سوی دکتر سعید مرتضوی آمده است: نظر به مراتب تعهد، تخصص، تجارب جنابعالی و با عنایت به پیشنهاد معاونت اداری و مالی به موجب این حکم به سمت مدیرکل آموزش و پژوهش منصوب می‌شوید.

باعنایت به اهمیت جایگاه آموزش و پژوهش و ضرورت توجه به آموزش کارکنان به منظور رفع نیازهای تخصصی و حرفه‌ای نیروی انسانی در راستای اعتلای امور سازمان، انتظار می‌رود با توکل به خداوند منان و در سایه توجهات حضرت ولی‌عصر (عج) با بهره‌گیری از سرمایه‌های انسانی متخصص و ارزشمند، اقدامات مبتنی بر برنامه‌ریزی متناسب با منشور کاری سازمان و استفاده بهینه از منابع درجهت نیل به اهداف تبیین شده و تحقق دوره‌ای ممتاز و درخشان تلاش نمایید.

انشاءالله خدمت خالصانه و ارزشمند جنابعالی در راستای وظایف و مسئولیت‌های محوله موجبات رضایت حق‌تعالی را فراهم خواهد آورد. 

توفیقات روزافزون شما را از خداوند منان مسئلت دارم.
به نقل از:
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۲۹ساعت   توسط رضا  | 

شنوایی سنجی ( ادیو متری ) - مفهوم کاهش شنوایی

اندازه‌گیری کاهش شنوایی اغلب مساله گیج‌کننده‌ای است و افراد غالبا مفهوم دسی‌بل را با مفهوم درصد شنوایی اشتباه می‌گیرند. هر چقدر فرکانس بالاتر باشد صدا زیرتر است. شدت و قدرت یک صدا به نیروی امواج صوتی بستگی دارد که در واحدهایی به نام دسی‌بل (Decibel) اندازه‌گیری می‌شود. با هر ١٠ دسی‌بل افزایش در قدرت صدایی به بلندی دو برابر شنیده می‌شود، بنابراین صدایی با ٩٠دسی‌بل دو برابر قوی‌تر از صدایی با ٨٠دسی‌بل است.
طبق استاندارد اداره ایمنی و سلامت کار آمریکا (OSHA) حداکثر سر و صدای مجاز در محیط کار در یک شیفت 8 ساعته 90 دسی‌بل است.
گفت‌وگو‌های عادی معمولا به اندازه حدود 60 دسی‌بل هستند. سقوط بیشتر وسایل سنگین بین 100 و 120 دسی‌بل صدا ایجاد می‌کنند. همچنین ممکن است در اثر اصابت گلوله 150 دسی‌بل یا بیشتر صدا به گوش برسد.
اگر برای کسی کاهش شنوایی به گونه‌ای رخ داده است که شنیدن صداهای ضعیف‌تر از 30 دسی‌بل برای آن غیرممکن است، می‌توان گفت این فرد 30 دسی‌بل کاهش شنوایی دارد. به همین ترتیب، اگر فردی به اندازه50 دسی‌بل کاهش شنوایی پیدا کرد به این معناست که قادر به شنیدن صدای کمتر از 50 دسی‌بل نیست. به عبارت دیگر افزایش دسی‌بل به‌عنوان یک واحد برای اندازه‌گیری کاهش شنوایی به معنی شنوایی کمتر خواهد بود. اگر کسی به اندازه 40 واحد دسی‌بل شنوایی خود را از دست داده باشد، این شخص احتمالا قادر نخواهد بود زمزمه‌های شما را بشنود و حتی ممکن است در گوش‌دادن به صحبت‌ها با صدای معمولی نیز با مشکل مواجه شود.
اگرچه صفر دسی‌بل کمترین حجم صدایی است که گوش انسان می‌تواند بشنود، اما نباید آن را با کمترین حجم صدایی که گوش انسان معمولا می‌تواند بشنود اشتباه گرفت. با توجه به بیشتر طبقه‌بندی‌ها، حتی شنوایی کسانی که نمی‌توانند زیر 15 یا 20 دسی‌بل را بشنوند در رده شنوایی عادی در نظر گرفته می‌شود. مقیاس دسی‌بل لگاریتمی است و با درصد اندازه‌گیری نمی‌شود. به‌عنوان مثال صدای با حجم50 دسی‌بل 3000 برابر بلندتر از صدای 30 دسی‌بلی است در صورتی که ممکن است باور افراد افزایش 66 درصد میزان صدا باشد.
به عبارت دیگر در صورت کاهش شنوایی فرد به میزان 20 دسی‌بل نمی‌توان نتیجه گرفت که شنوایی وی به‌اندازه 20 درصد کاهش پیدا کرده است. از طرف دیگر، شما می‌توانید از درصد شنوایی برای توصیف توانایی فرد برای تشخیص صداها استفاده کنید. اگر تا به حال برای اندازه‌گیری شنوایی خود به متخصص مراجعه کرده باشید، می‌دانید که فرد متخصص روی گوشتان هدفون قرار می‌دهد. سپس فهرستی از کلمات برای شما خوانده می‌شود بعد از آن از شما درباره آنها سوال می‌شود. سپس متخصص به مقایسه آنچه شما پاسخ داده‌اید با کلماتی که در واقعیت شنیده می‌شد می‌پردازد. از نسبت عبارات صحیح پاسخ به تعداد کلمات ضبط شده می‌توان درصد شنوایی شما را اندازه گرفت. گرچه این موضوع می‌تواند در اندازه‌گیری شنوایی فرد روش مناسبی باشد اما به‌طور قطعی نمی‌تواند کاهش شنوایی فرد را محاسبه کند.
یکی دیگر از روش‌های اندازه‌گیری شنوایی استفاده از دستگاه شنوایی‌سنج با صدای خالص است. در این روش، اصواتی با فرکانس‌های مختلف به فرد می‌دهند و آستانه شنوایی‌های تعیین شده برای انتقال هوایی و انتقال استخوانی به‌طور جداگانه اندازه‌گیری شده و به ترتیب توسط خطوط ممتد و نقطه‌چین به هم متصل می‌شوند.
میزان شنوایی به اندازه20-40 دسی‌بل ممکن است به‌عنوان «کم‌شنوایی خفیف» در نظر گرفته شود.
در سطح بالاتر، حدود 60 یا 70 دسی‌بل ممکن است به‌عنوان «از دست دادن شنوایی در حد متوسط» در نظر گرفته شود. بین 70 تا 90 دسی‌بل قدرت شنوایی، کاهش شنوایی در رده «جدی» یا «شدید» را شامل می‌شود. 90 تا 100 دسی‌بل یا بیشتر، آسیب‌دیدگی شنوایی «عمیق» و بیش از 120 دسی‌بل آسیب‌دیدگی شنوایی کامل به حساب می‌آید. گرچه معیارهای یادشده به‌طور کامل تعیین‌کننده نیست اما تشخیص شنوایی بر اساس آن از تشخیص براساس درصد، نتیجه مفیدتر و درست‌تری خواهد داشت.
در موارد شنوایی حاد استفاده از سمعک، ارتباطات تلفنی، وسایل کمک شنوایی، آموزش‌های ویژه و لب‌خوانی توصیه می‌شود.
ترجمه: حمیده اسلامی‌فرد

به نقل از:

http://www.gostareshonline.com/health-food/55000-2010-08-09-10-46-11.html


ادیو متری ( شنوایی سنجی )

در آزمایش ادیو متری به دو طریق هوایی استخوانی آستانه شنیدن صوت خالص اندازه گیری می شود در روش هوایی با استفاده از یک دستگاه ادیو متر صوت خالص در فرکانس های مرکزی یک اکتاو باند توسط گوشی به هر گوش و در روش استخوانی با عبور صوت از طریق استخوان ماستوئید آستانه درک هر گوش اندازه گیری می گردد.

از طریق دو روش آسیب های حسی عصبی از آسیب های گوش میانی متمایز میگردد.جهت ارزیابی میزان شنوایی فرد آزمون های مختلفی بکار می رود که آزمون شنوایی سنجی با استفاده از صوت خالص یکی از این آزمون ها می باشد.

این آزمون بهترین و معمولترین آزمون شنوایی سنجی شغلی است ، در این آزمون اصوات خالص با شدت های مختلف و در فرکانس های 250 ، 500 ، 1000 ، 2000 ، 4000 و8000 هرتز یک بار از طریق هدایت هوایی (هدفون) و یک بار از طریق هدایت استخوانی به هر دو گوش ارسال گردیده و آستانه شنوایی برای هر یک از دو مسیر اندازه گیری می شود که به نام آستانه هدایت هوایی وآستانه هدایت استخوانی معروفند.

اگر فقط آستانه هدایت هوایی بالا باشد ولی آستانه هدایت استخوانی طبیعی باشد فرد دچار کاهش شنوایی هدایتی است. در صورتی که هر دو آستانه شنوایی بالا و دو نمودار برهم منطبق باشند فرد دچار کاهش شنویی حسی عصبی است.این آزمون در محیط کار جهت مشخص کردن وضعیت شنوایی کارگران ، افراد حساس به صدا پایش کاهش شنوایی در طول دوره کار و تنظیم برنامه حفاظت شنوایی بکار میرود.

شنوایی سنجی باید در زمان شروع به کار به منظور ارزیابی میزان شنوایی فرد انجام   شود و به عنوان مبنایی برای مقایسه آزمونهای شنوایی سنجی آینده به کار می رود.

شنوایی سنجی دوره ای در فواصل منظم (سالیانه یا هردو سال یکبار) جهت پایش کاهش

شنوایی در میان کارگران شاغل در محیط های پر سر و صدا بکار میرود.

در هنگام آزمون باید صدای زمینه کم بوده و با مقادیر استاندارد همخوانی داشته باشد.نتایج اندازه گیری آستانه شنوایی روی نمودار یا جداول مخصوصی تحت نام ادیوگرام ثبت می گردد

 برای تعیین افت دائم شنوایی در اثر صدا ، آستانه شنوایی در هر یک از 4 فرکانس مهم 500 ، 1000 ،2000و4000 هرتز را پس از کسر اثر سن در فرمول زیر وارد و میزان نقصان دائم شنوایی با شاخص NIHL  (افت شنوایی ناشی از صدا) محاسبه می گردد.

      NIHL =  TL 500 + TL 1000 + TLl2000 + TLl4000 / 4        

   TLآستانه شنوایی در فرکانس مورد نظر در هر گوش

   NIHL افت دائم شنوایی ناشی از سر و صدا

با محاسبه افت دائم ناشی از صدا برای هر گوش می توان با رابطه زیر افت کلی شنوایی ناشی از صدا برای هردوگوش را محاسبه نمود.

NIHLt  =  (NIHL b * 5) + (NIHLp) / 6                               

NIHLt     افت دائم کلی هر دو گوش

   NIHLb افت دائم گوش بهتر

NIHLp     افت دائم گوش ضعیف

با داشتن افت دائم براساس روش زیر می توان میزان یا درصد معلولیت هر گوش را تعیین نمود.

MI (%) = (NIHL – 25) * 1.5                                           

MI    درصد معلولیت هرگوش

درصد معلولیت هر دو گوش طبق رابطه زیر محاسبه میگردد.

MIt  =  (MIb *  5) + (MIp * 1) / 6                                    

MIb   درصد معلولیت هر دو گوش

MIt   درصد معلولیت گوش بهتر

MIp    درصد معلولیت گوش بدتر

اثرسن بر شنوایی

به طور طبیعی با افزایش سن افراد دچار نقصان شنوایی می گردند بر اساس بررسی ها دو نمودار اثر سن برای زنان و مردان به دست آمده است که باید قبل از محاسبه افت دائم هر گوش در فرکانس مربوطه لحاظ گردد.

دستگاه ادیومتر(شنوایی سنج)

این دستگاه دارای سه قسمت اصلی است:

1-                  صفحه تنظیم بسامد(فرکانس)- این صفحه برای انتخاب فرکانس های مختلف به کار می رود و معمولا در شنوایی سنج های جدید اوکتاوی بوده و بسامد های 8000 -4000-2000-1000-500-250-125-63 هرتز را در بر دارد.

2-                صفحه کنترل وتنظیم شدت این صفحه شدت مورد نیاز را ایجاد می کند و به درجات 5 دسی بلی تقسیم شده که از 5- دسی بل شروع و به 110 دسی بل ختم می شود.

3-               دکمه قطع و وصل توسط آزمایش کننده کنترل می شود و زمان ارسال صدا را به شنونده تعیین می کند . پس از اندازه گیری شنوایی فرد روی ادیوگرام ثبت می گردد در ثبت نتایج از علائم بین المللی زیر استفاده میشود .

گوش راست              o (قرمز رنگ)                گوش چپ                  * (آبی رنگ)

محدوده های افت شنوایی

بر اساس تقسیم بندی موسسه ملی استاندارد آمریکا و آکادمی گوش و حلق و بینی آمریکا محدوده زیر برای افت دائم در فرکانس های 500 تا 2000 هرتز معرفی شده است.

الف افت شنوایی هر گوش کمتر از 25 دسی بل ، کم شنوایی تلقی نمی شود

ب افت بین 40 -25 دسی بل کم شنوایی جزئی

ج افت بین55  - 40 دسی بل کم شنوایی ملایم

د -  افت بین 70 55 دسی بل کم شنوایی متوسط

ه افت بین 90 70 دسی بل کم شنوایی شدید

و افت بالا تر از 90 دسی بل ناشنوایی عمیق یا کری دائم

به نقل از:

http://www.nedasabz.blogfa.com/88112.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۲۴ساعت   توسط رضا  | 

what's the difference between Home and House

K. let's start with home and house:

What your teacher is saying makes sense. A home is a place where you have created a living for yourself, you are attached to it emotionally, it somehow becomes a part of you - it carries the notion of comfort, security, happiness and the like.

Edgar A. Guest said this about a house and a home ( an American poet):

"It takes a heap o livin' in a house to make it home".

House is more like a structure - there's no particular emotional aspect to it.
There is a saying that goes: A house in which nobody lives is nobody's home.
A house will turn into a home once there are people in it that will create their own special environment for themeselves.
It's also important to remember that people make their homes in places other than houses like caves, cliff dwellings, huts, igloos, wigwams, etc. It's what you make of that place that counts and is special enough to call it a home.

http://www.usingenglish.com/forum/ask-teacher/10558-difference-between-home-house.html

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۲۰ساعت   توسط رضا  | 

بخش دعای کتاب غرر الحکم و درر الکلم محلاتی (سخنان حضرت علی (ع))

الدّعاء سلاح الاولياء. 1 198 دعا اسلحه اولياء الهى است.

 ناتوان‏ترين مردم كسى است كه از دعا ناتوان باشد.

به راستى كه كرم و بزرگوارى خداى سبحان حكمت او را نمى‏شكند و به هم نمى‏زند، و از اين رو است كه هر دعايى مستجاب نگردد.

 به راستى كه خداى تعالى را قهرها و عقوبتهايى است، و هر گاه به شما فرود آمد آنها را با دعا دفع كنيد (و باز گردانيد) كه به راستى دفع نمى‏كند بلا را جز دعا.

 به وسيله دعا مى‏توان دفع بلا كرد.

سلاح المؤمن الدّعاء. 4 129 اسلحه مؤمن دعاست.

 بر تو باد به اخلاص (و پاكى دل) در دعا، كه چنين دعايى به اجابت شايسته‏تر است.

كسى كه در خانه خدا را بكوبد، به رويش باز شود.

به كسى كه (توفيق و اذن) دعا داده شد، از اجابت آن محروم نخواهد ماند.

  ليس كلّ دعاء يجاب. 5 77 هر دعايى مستجاب نشود.

كسى كه خدا را بخواند پاسخش دهد.

آن شخص گرفتارى كه بلا و گرفتارى‏اش سخت شده به دعا نيازمندتر نيست از آن شخص آسوده و سالمى كه از بلا و گرفتارى در امان نيست.

 نعم السّلاح الدّعاء. 6 166 دعا، سلاح خوبى است.

 مبادا هيچگاه تأخير اجابت دعا تو را نا اميد كند، زيرا عطاى الهى به اندازه نيّت‏ است، و گاهى است كه اجابت دعا به تأخير افتد تا پاداش درخواست كننده بزرگتر و بخششى بيشتر براى دهنده داشته باشد.

 دير مشمار زمان اجابت دعاى خود را در صورتى كه راه آن را با گناهان بسته‏اى.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۷ساعت   توسط رضا  | 

بخشی از قسمت علم کتاب غرر الحکم(احادیث حضرت علی (ع)) ترجمه ی محلاتی

گرامى داشته شود دانشمند به خاطر دانشش، سالمند به خاطر سالمندى‏اش، و صاحب احسان و كرم به خاطر احسانش، و سلطان به منظور سلطنتش.

 برترى مى‏يابند مردم به خاطر علمها و عقلهاشان، نه براى مالها و ريشه‏ها (و نژادها) شان.

علم و دانش به حلم و بردبارى نياز دارد.

 يحتاج العلم إلى الكظم. 6 476 علم و دانش به فرو بردن خشم نياز دارد.

  العلم كنز. 1 25 علم گنجى است‏

 العلم دليل. 1 41 علم راهنمايى است.

 علم تو را نجات بخشد، و جهل و نادانى تو را به تباهى اندازد.

علم و دانش بزرگ كننده است و نادانى گمراه كننده.

  العلم حرز. 1 58 علم و دانش پناه انسان است.

  العلم افضل شرف. 1 129 علم برترين شرف انسانى است.

 دانشمندان حاكمان بر مردمند

 علم چراغ عقل است.

 العلم اجلّ بضاعة. 1 161 دانش بزرگترين سرمايه است.

العلم حياة و شفاء. 1 182 دانش، زندگى و درمان است.

  العلم افضل قنية. 1 204 علم برترين كسب است.

علم و دانش ريشه هر كار خيرى است.

 العلم حياة، الايمان نجاة. 1 52 علم زندگى است، و ايمان سبب نجات و رستگارى.

  العلم اشرف هداية. 1 256 علم شريف‏ترين راهنمايى است.

العلم داعى الفهم. 1 259 علم خواننده انسان است به فهم و درك.

 العلم لا ينتهى. 1 263 علم و دانش به پايان نرسد.

 انسان دانا و عالم زنده است اگر چه بصورت مرده باشد.

 علم راهنما است براى كسى كه بدان عمل كند.

 عالم و دانشمند كسى است كه از ياد گرفتن علم و دانش خسته و ملول نشود.

دانش زيبايى و جمالى است كه پوشيده نماند و خويشاوندى است كه جفا نكند.

 دانشمندان باقى هستند تا هر زمان كه شب و روز باقى است.

علم زيور توانگران و ثروتمندان، و ثروت فقيران و نيازمندان است

 العلم أعظم كنز. 1 164 دانش بزرگترين گنج است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۷ساعت   توسط رضا  | 

غزلی از امیرخسرو دهلوی - آنکه از جان دوست تر می دارمش

آنـکــه از جــان دوســت تــر مـی دارمـش گـر مـرا بـگـذاشـت مـن نگـذارمـش
دل بـــدو دارم ز مـــن رنـــجـــیــد و رفـــت مـی دهم جـان تـا مـگـر بـاز آرمـش
آنـکـه در خــون دل مـن خــســتــه اســت من دو چشم خویش می پندارمش
قــــالــــب بـــــی روح دارم، مــــی بـــــرم تـا بــه خـاک کـوی او بــسـپـارمـش
می دهم جان روز و شب در کوی دوست گـوهری زین بـیش اگـر در کـارمـش
روی در پـــای تـــو مــی مــالـــم، مــرنــج گر بـه روی سخـت خـود می آرمش
گــر چــه رویــش داد بــر بــادم چــو زلــف همـچـنان جـانب نگـه مـی دارمـش
گــر چــه هـســت او یـار مــن، مـن یـار او مـن کـجـا یـارم کـه گـویـم یـارمـش!
هـیـچ رحـمـی نـیسـت بـر بـیمـار خـویش آن طـبـیـبـی را کـه مـن بـیمـارمـش
بــا دل خــود گـفـتــم او را، چــیـســتــی؟ گفت خـسـرو، او گل و من خـارمش
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۶ساعت   توسط رضا  | 

افشاگری علیه آقازاده ها! سوپاپ اطمینانی برای خلاصی از فکر اقتصاد؟

عروسی های پر از اسراف و تجمل گرایی تا اتومبیل لوکس و پنت هاوس های آنچنانی، همه و همه از مواردی هستند روال عادی زندگی آقازاده ها شده است؛ آقازاده هایی که بعد از انواع تجملگرایی، رانت وفساد نهایت اسمی که از آنها برده می شود، آقازاده است.
نگاهی به زندگی تجملاتی آقازاده ها
به کزارش افکارنیوز به نقل از پارس نیوز - یکی از واژه هایی که بعد از جنگ وارد ادبیات سیاسی ایران شد، آقازاده بود. اصولا آقازاده ها به فرزندان مسئولان گفته شد که به واسطه ارتباط پدر و فرزندی و با استفاده از نفوذ پدر توانستند به رانت های اقتصادی و دیگر مزیت های اجتماعی دست پیدا کنند. طی سال های اخیر دامنه گسترش حضور این آقازاده ها بیشتر و بیشتر شد و حتی به مسائل ورزشی و فرهنگی نیز کشیده شد و محدود به رانت های اقتصادی نماند.

به گزارش پارس نیوز ، مسائل حضور آقازاده ها و حمایت همه جانبه پدران از نورچشمی های خود تا حدی شد که سه سال گذشته صدای سخنگوی دستگاه قضا را نیز درآورد.

سال ۸۸، غلامحسین محسنی اژه ای، دادستان کل گفت: برخی بزرگان چنان تعلق خاطری به فرزندان خود دارند که حتی از منافع نظام هم چشم پوشی می کنند. این مقام قضایی تصریح کرده که آنان حتی گزارش رسمی درباره فساد مالی فرزندان خود را نمی پذیرند. اژه ای در آن زمان گفته بود: اما اکنون غلامحسین محسنی اژه ای می گوید کسانی که خود انحراف فکری ندارند چنان به فرزندان خود تعلق خاطر دارند که دچار بدبختی می شوند... کار به جایی می رسد که ده ها بار پیش آن فرد رفته و گفته می شود فرزند تو خراب شده و دچار فساد مالی است یا خودت برخورد کن و یا اجازه بده دیگران برخورد کنند اما او نمی پذیرد و می گوید این مساله صحت ندارد.

از آنجایی که آقازاده ها، آقازاده هستند، پس از اینکه دست گل به آب می دهند به واسطه آقازاده بودنشان نامی از آنها در رسانه ها منتشر نمی شود مگر اینکه بسیار معروف باشند.

عروسی های پر از اسراف و تجمل گرایی تا اتومبیل و پنت هاوس های آنچنانی، همه و همه از مواردی هستند روال عادی زندگی آقازاده ها شده است؛ آقازاده هایی که بعد از انواع تجملگرایی، رانت وفساد نهایت اسمی که از آنها برده می شود، آقازاده است. کم پیش آمده است که نام آقازاده های تجملگرا یا رانت جو منتشر شود. در این گزارش به اخبار جنجالی تعدادی از آقازاده ها اشاره می شود و اگر بخواهیم در مورد تمام آقازاده هاو اخبار جنجالی آنها بحث کنیم، نیاز به زمان یک هفته ایست و از حوصله پارسنیوز و مخاطبانش خارج!



آقازاده های نامدار!



مهدی احمدی نژاد پسر بزرگ رئیس جمهور ایران، دکتر محمود احمدی نژاد است. وی علاوه بر اینکه فرزند بزرگ خانواده احمدی نژاد است داماد یار غار رئیس جمهوری، یعنی اسفندیار رحیم مشایی است. وجه تمایز مهدی احمدی نژاد را با سایر آقازاده های دیگر باید عروسی او عنوان کرد.

جشن عروسی این آقازاده بدون هیچگونه تشریفات برگزار شده بود و تنها تعداد محدودی در جشن عروسی وی دعوت داشتند. مهدی حمدی نژاد در معنای کلمه یک اقازاده واقعیست؛ چراکه وی پسر یکی از بالاترین مقامات مملکتیست که اختیارات زیادی در زمینه انواع تصمیم گیری ها دارد. اما خبری که باعث شد کمی پارس عمومی او را در یک قدمی سایر آقازاده ها قرار دهد، مربوط به بهمن ماه سال گذشته است. در بهمن سال ۹۰سایت های خبری مدعی شدند که پسر احمدی نژاد همراه با همسرش در پردیس بین المللی دانشگاه شریف در حال ادامه تحصیل در مقطع دکتراست که پس از پيگيري هاي انجام شده معلوم شد كه هزينه تحصيل تمامي رشته هاي دكترا در واحد كيش دانشگاه شريف نزديك به ۲۰ميليون تومان(در هر ترم) است.

البته موضوع فقط هزینه بیست میلیونی تحصیل او نبود بلکه محل اقامت او در کیش نیز بحث و جدل بسیار زیادی را به راه انداخت. گفته می شد که محل سكونت مهدي احمدي نژاد نيز در يكي از بهترين مكان هاي جزيره كيش بوده و در همين برج نيز دو واحد براي همراهان پسر رئيس جمهور تهيه شده است. اين شركت كه محل زندگي مهدي احمدي نژاد را تهيه ديده از بزرگترين موسسات و پيمان كاران جزيره كيش است.

این خبر بی واکنش نبود. چرا که بعد از انتشار آن، روابط عمومی دانشگاه صنعتی شریف با انتشار بیانیه ای اخبار منتشر شده در خصوص هزینه تحصیل مهدی احمدی نژاد را تکذیب کرد.

در این بیانیه که روزنامه «ایران» آن را منتشر کرد آمده بود: در پی درج خبری مبنی بر تحصیل آقای مهدی احمدی نژاد در واحد بین الملل دانشگاه صنعتی شریف با شهریه ۲۰ملیون تومان در هرترم، باطلاع می رساند: ایشان ضمن طی فرایند معمولی و باگذراندن آزمون مربوطه در این واحد پذیرفته شده است و هزینه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد با احتساب تخفیف مربوط به اعضای هیات علمی دانشگاه ها در کل مدت تحصیل ایشان به مراتب از مبلغ اعلام شده پایین تر می باشد.

هرچند دانشگاه شریف آن خبر را تکذیب کرد اما با احتساب هزینه تحصیل در پردیس بین المللی دانشگاه شریف مشخص شد که هزینه تحصیل آن هم در مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد، ۴۰۰۰یورو است که با یورو ۱۵۰۰تومانی ( قیمت یورو در بهمن سال گذشته و بدیهیست که در حال حاضر قیمت یورو بیشاز این میزان است) معادل حدود ۶میلیون تومان برای هر ترم است.

این خبر جدای از اینکه اذهان را به سمت اشرافی گری رئیس جمهور پیش برد بلکه تمام رسانه ها از تغییر کردن احمدی نژاد نسبت به سال ۱۳۸۴انتقاد کردند و یک سوال مطرح شد و اینکه: چه شد آن شعار ساده زیستی و احمدی نژاد سال ۸۴؟



مهدی هاشمی معروفترین آقازاده ایران!



آقازاده های علی اکبر هاشمی رفسنجانی همواره از جنجالی ترین آقازاده های ایران بوده ند و حاشیه های فراوانی همیشه حول و حوش این خانواده پرسه می زده است. چه در زمان انتخابات جنجالی سال ۸۸و چه قبل یا حتی بعد از آن. شاید بتوان مهدی هاشمی را جنجالی ترین آقا زاده ایران دانست. دامنه اتهامات علیه وی و حاشیه های اطراف او به قدری زیاد است که تنها محدود به داخل کشور نمی شود. او که هنوز در اوین به سر می برد، مشخص نیست چه حکمی در انتظار وی است.

اتهاماتی که در داخل کشور متوجه اوست، از پولشویی آغاز می شود تا دست داشتن او در اغتشاشات بعد از انتخابات سال ۸۸که منجر به فرار او از کشور شد.(هرچند که گفته می شد که وی برای انجام یکسری از کارها در دانشگاه آکسفورد به انگلستان رفته است).

وقتی وی از کشور خارج شد، بازهم حاشیه ها دست بردار نبودند. از حقوق میلیونی دانشگاه آکسفورد گرفته تا دادگاهی شدنش در کانادا. این آقازاده جنجالی به قدری دامنه فعالیت هایش گسترده بود که بازگشتش به ایران و دستگیرشدنش بازتاب فراوانی در رسانه های خارجی داشت. یکی دیگر از حاشیه های اطراف وی این بود که گفته می شد وی به زبان انگلیسی مسلط نیست و تا به حال در کلاس های آکسفورد شرکت نکرده است. این در حالیست که او این موضوع را تکذیب کرد. همچنین گفته می شود که وی دارای یک کشتی مجلل تفریحی نیز است که در زمانی که در سن ۲۴سالگی مدیر یک شرکت دریایی بوده، حکم ترخیص آن را صادر کرده است.

حاشیه های اطراف این آقازاده به قدری زیاد است که اگر بخواهیم ریز به ریز جزئیات آن را بیان کنیم توماری چندهزار کلمه ای می شود. به هر حال امید است با افشا شدن فعالیت های غیرقانونی این آقازاده جنجالی قوه قضائیه حکم درخور وی را صادر کند.



آقازاده های گمنام



دنیای سیاست پر است از آقازاده های گمنام و بی نام؛ کسانی که فقط لقب آن ها یعنی "آقازاده" منتشر می شود. دنیای آقازاده هایی که به واسطه روابط پدر و فرزندی به رانت های فراوانی رسیدند، بسیار گسترده است و اخبار گوناگونی از آنها منتشر می شود که ما تنها نمونه های بارز آنها را ذکر می کنیم. (از فرزندان نمایندگانی که در اختلاس بزرگ دست داشتند و نامی از آنها منتشر نشد و آقازاده های دیگر نیز عبور می کنیم)



آقازاده های ورزش دوست



معلوم نیست که چگونه است که تعداد زیادی ااز این آقازاده ها در عرصه ورزش مشغول به فعالیت هستند. از تعویض مربی و بازیکن گرفته تا موارد دیگر.

سال ۸۹برای اولین بار که سخنگوی دستگاه قضا از دستگیری یک آقازاده در جریان فساد مالی ورزشی خبر داد. فسادی که هیچگاه نقش این آقازاده یا اسمش نیز منتشر نشد و رسانه ها تنها به گمانه زنی های ذهن خود پرداختند. البته ظاهرا فساد آقازاده ها به همان ماجرا ختم نشد و خرداد ماه سال جاری دست یکی دیگر از آقازاده های بی نام در فساد رو شد. این آقازاده در یکی از جزایر تفریحی جنوب کشور دستگیر شد و گفته می شد که فساد وی بیشتر از جنس اخلاقی بوده و نه مالی. درحالیکه ورزش کشور دچار معضلی به نام معضل آقازاده ها شده است که این آقازاده ورزشی طبق گفته سایت مشرق به دلیل حضور در محافل خاص! بازداشت شده است.



آقازاده بوگاتی سوار!


سال گذشته بود که یک عکس جعلی از یک بوگاتی با پلاک رند منتشر شد که بعد از انتشار عکس رئیس پلیس راهور مدعی شد که برای خودروی بوگاتی پلاک ۶۶د ۶۶۶ایران ۶۶ثبت نشده است.

هرچند که گفته شد چنین پلاکی برای بوگاتی ثبت نشده است اما یکی از سایت ها مدعی شد که واقعا این خودرو با رانندگی آقازاده در خیابان های شمال شهر تهران مشاهده شده است و ظاهرا نیز خود آقازاده محترم مدعی شده بود تنها چهار و نیم میلیارد تومان برای ماشین شخصیش هزینه كرده است. لازم به ذکر است در حال حاضر بوگاتی از گرانترین های جهان به شمار می رود که با احتساب قیمت دلار در آن زمان و عوارض گمرکی قیمت این خودرو در حدود ۶میلیارد تومان آب می خورد!
به نقل از:
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۱/۰۸/۱۲ساعت   توسط رضا  | 

اظهار نظر فلیکس بامگارتنر درباره ی سفر به مریخ

دانش > فضا- همشهری آنلاین:
رکورد‌دار مرتفع‌ترین پرش آزاد جهان در مصاحبه‌ای اعلام کرد بهتر بود هزینه‌های صرف شده برای پروژه Curiosity صرف کنجکاوی انسانها درباره سیاره زمین می شد.

فلیکس بومگارتنر که به جای همه انسانهای زمین، برای ثبت رکوردی تازه جان خود را به خطر انداخت هنوز از بی‌باکی‌هایش دست برنداشته و اصرار دارد تا همه بدانند فرستادن دستگاه‌ها و روبات‌های کوجچک به فضا عملیاتی بیهوده و بی‌دلیل است.

شاید تا به امروز همه فکر می‌کردند که بومگارتنر یکی از طرفداران پروپاقرص فعالیت‌های فضایی باشد، اما این حقیقت ندارد. وی در مصاحبه‌ای با تلگراف اعلام کرده که پول صرف شده برای ماموریت‌های مریخی را می‌شد به شکلی هوشمندانه‌تر خرج کرد. وی می‌گوید این پول پول مالیت‌هایی است که مردم پرداخت کرده‌اند.

به اعتقاد وی مردم باید درباره اینکه آیا چنین پولی را می‌توان در مریخ خرج کرد یا نه،‌تصمیم گیری کنند. وی می گوید یک انسان متوسط بر روی زمین هرگز این‌همه پول را به چنین شکلی خرج نخواهد کرد و از آن برای انجام کاری معنی‌دارتر که قطعا نجات سیاره زمین است،‌استفاده خواهد کرد.

بومگارتنر می‌گوید: به نظر من باید تمامی پول هزینه شده برای Curiosity صرف مطالعه بر روی سیاره زمین می شد، زیرا فاصله مریخ تا زمین بسیار زیاد است و امکان ارسال انسان‌ها به این سیاره وجود ندارد و با توجه به دانش اندکی که انسان‌ها از مریخ دارند،‌انجام چنین عملیاتی بی‌معنی به نظر می‌آید.

به نقل از:

http://hamshahrionline.ir/details/189349

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۱ساعت   توسط رضا  | 

عاقبت پریدن به درون تونلی در مرکز زمین چیست؟

دانش > دانش- همشهری آنلاین:
دورترین نقطه‌‌ای که بتوان بر روی زمین به آن سفر کرد در صورتی که مسیر را کاملا مستقیم درنظر بگیریم، در فاصله 12 هزار و 700 کیلومتری از هرجایی از زمین قرار دارد، اما برای رسیدن به چنین نقطه‌ای باید مسیری در حدود 20 هزار و 36 کیلومتر را از روی دریا و خشکی طی کرد.

به گزارش هاوستافورکز، شاید برای طی کردن دورترین نقطه از خانه، راه میان‌بری دیگری نیز وجود داشته باشد. تنها کافی است از میان زمین عبور کرد در این صورت می‌توان در کمتر از 42 دقیقه به مقصد مورد نظر رسید. در این صورت اکثر آمریکایی‌ها سر از اقیانوس هند درخواهند آورد و چینی‌ها به اسپانیا خواهند رسید.

برای انجام این‌کار باید تونلی حفر شود که از مرکز زمین گذشته و از سوی دیگر زمین سردرآورد. عبور از بخش اول این تونل بسیار سخت و دشوار است. ابتدا باید از پوسته قاره‌ای به ضخامت 35 تا 70 کیلومتر عبور کرد که 5 تا 10 کیلومتر آن بر روی بستر اقیانوسی قرار دارد. پس از آن جبه قرار دارد که ضخامت آن نیز دو هزار و 900 کیلومتر است.

پس از این مرحله لایه خارجی هسته زمین قرار دارد، کره‌ای به اندازه مریخ که پوشیده از آهن مذاب بوده و حرارت آن با حرارت سطح خورشید برابری می‌کند و حرارتی برابر پنج‌هزار و 500 درجه سلسیوس دارد. پس از این مرحله نیز هسته زمین که ابعادی برابر ماه داشته و کاملا جامد است قرار گرفته و بر اساس بعضی از مطالعات،‌ هسته درونی‌تری نیز در داخل این بخش وجود دارد.

درصورتی که فردی به درون این تونل بپرد، اگر حرارت اعماق زمین نادیده گرفته شده و زمین توپی سرد، یکپارچه و سنگی درنظر گرفته شود و مقاومت هوا نیز در نظر گرفته نشود، می‌توان شانسی را برای زنده ماندن در این سفر تصور کرد. در سطح زمین کشش گرانشی بر روی انسان‌ها مجذور 9.8 متر بر ثانیه است. این به آن معنی است که در صورتی که انسانی در نزدیکی سطح زمین به درون تونلی که راه به مرکز زمین دارد سقوط کند، در هر ثانیه 9.8 متر بر ثانیه به سرعت او افزوده خواهد شد.

گرانش تابعی از جرم است و جرم خصوصیتی از ماده است. بر روی سطح زمین، تمامی ماده سازنده زمین در زیر پای انسان قرار دارد اما زمانی که انسان به درون این تونل سقوط کند، ماده هرچه بیشتر و بیشتر او را در بر خواهد گرفت و گرانش خود را بر روی بدن انسان وارد خواهد آورد. این کشش‌های افقی یکدیگر را موازنه خواهند کرد اما افزایش میزان ماده‌ای که همزمان با سقوط در بالای سر فرد قرار می‌گیرد، نسبت به حجم رو به کاهش ماده‌ای که در زیر پای فرد قرار دارد، نیروی متضاد قوی‌ای را ایجاد خواهد کرد.

در مرکز زمین شتاب مبتنی بر جاذبه انسان صفر خواهد بود زیرا تمامی جرم زمین انسان را احاطه کرده است و در این صورت انسان دچار بی‌وزنی خواهد شد. البته برای رسیدن به آن سوی زمین نباید اینجا متوقف شد، سرعت فرد در نیمه راه رسیدن به هسته زمین به 24 هزار کیلومتر بر ساعت خواهد رسید و سرعت وی 21 دقیقه پس از پریدن به درون این تونل به 29 هزار کیلومتر بر ساعت خواهد رسید. پس از اینکه فرد از سوی دیگر تونل خارج شد،‌ در نیمه زمین و آسمان معلق خواهد ماند و در صورتی که فردی او را نگه ندارد، طی فرایندی بی‌انتها، به حرکت رفت و برگشت در این مسیر ادامه خواهد داد.

به نقل از:

http://hamshahrionline.ir/details/189674

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۱ساعت   توسط رضا  | 

پرداخت خسارت تأخیر پرواز به مسافران اروپایی

سفر > هوایی- براساس تازه‌ترین حکم دادگاه عدالت اتحادیه اروپایی، ایرلاین‌ها موظف به پرداخت خسارت تأخیر پرواز به مسافران هستند.

 براساس این حکم که بی‌بی‌سی خبر آن را منتشر کرده، شرکت‌های هواپیمایی فعال در کشورهای عضو اتحادیه اروپایی باید برای پروازهایی که سه ساعت و بیشتر تأخیر دارند بین 250 تا 600 یورو خسارت پرداخت کنند.

more  آشنایی با حقوق مسافران خطوط هوایی در اتحادیه اروپا

این خسارت البته شامل شرایط فوق‌العاده نمی‌شود. پیش از این شرکت‌های هواپیمایی مکلف بودند که درصورت تأخیر پرواز، خدماتی همچون غذا، نوشیدنی، اقامت در هتل و ایاب و ذهاب به مسافران خود ارائه کنند.

به نقل از:

http://hamshahrionline.ir/details/188997

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۱ساعت   توسط رضا  | 

امشب 1391 08 10 مقارنه ی ماه و خوشه ی پروین

همشهری آنلاین: امروز چهارشنبه، پدیده مقارنه ماه و خوشه ستاره‌ای پروین رخ خواهد داد در این پدیده این دو جرم آسمانی به نزدیک‌ترین فاصله خود با یکدیگر می‌رسند

به گزارش مهر، در آسمان شامگاهی امروز چهارشنبه 10 آبان دو جرم آسمانی ماه و خوشه ستاره ای پروین به نزدیک‌ترین فاصله خود با یکدیگر می‌رسند.

پدیده مقارنه ماه و خوشه پروین در ساعت 21:30 دقیقه رخ خواهد داد و در این زمان ماه در فاصله 5 درجه‌ای از خوشه پروین قرار می‌گیرد.

خوشه پروین که در صورت فلکی گاو قرار دارد، بیش از 200 ستاره شناخته شده دارد که تنها 7 ستاره آن با چشم غیر مسلح قابل مشاهده است. صورت فلکی خرس بزرگ یا "دب اکبر" در برابر آن قرار دارد.

رصدگران می‌توانند این پدیده را در افق شرقی و مدتی پس از طلوع ماه مشاهده کنند. پدیده مقارنه تا نیمه شب ادامه می‌یابد.

به نقل از:

http://hamshahrionline.ir/details/189729

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۰ساعت   توسط رضا  | 

زهرا اشراقی نوه ی شیطون امام؟؟؟

زهرا اشراقی همسر محمدرضا خاتمی دبیرکل حزب منحل شده مشارکت در اظهارنظری عجیب و قابل تامل گفته که در ازای دریافت پول حاضر است که برای نامزدهای ریاست جمهوری یازدهم تبلیغ کند.
مواضع و اظهار نظرهای وی که همیشه مساله ساز بوده این بار نیز با واکنش​های متفاوتی از سوی مخاطبان وی در صفحه فیس بوکش همراه بوده است! زهرا اشراقی که اخیرا از این شبکه به ظاهر اجتماعی منسوب به سیستم​های اطلاعاتی غرب منتشر می​کند، با اشتیاق زایدالوصفی اعلام امادگی کرد حاضر است برای نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری تبلیغات اینترنتی انجام دهد.
وی همچنین تاکید کرده که تا وقتی شورای نگهبان وجود دارد حاضر به رای دادن نیست، اما از پول تبلیغات این مناسبت نیز نمی​تواند بگذرد!
به نقل از:
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۰ساعت   توسط رضا  | 

افتخاری دیگر در عرصه ی  نویز پراکنی...دورغ پراکن بزرگ(فارس آشغال) ذوق مرگ می شود

خبرگزاری فارس: بلوتوث تلفن‌های همراه شهروندان تهرانی در ایستگاه‌های مترو قطع می‌شود.

خبرگزاری فارس: قطع بلوتوث گوشی‌ها در ایستگاه‌های مترو

به گزارش خبرگزاری فارس، بلوتوث تلفن‌های همراه شهروندان تهرانی در ایستگاه‌های مترو قطع می‌شود.

با اختلال در فرکانس‌های مربوط به بلوتوث گوشی‌‌ها، شرکت مترو تهران اقدام به انتشار بلوتوث‌های فرهنگی تبلیغاتی در محیط مترو خواهد کرد.

این اقدام فرهنگی مترو در حالی صورت می‌گیرد که طی چند سال اخیر انتشار بلوتوث‌های غیراخلاقی در مترو زیاد شده است.

در فاز اول این پروژه چند ایستگاه پرتردد مورد آزمایش قرار می‌گیرد.

در حال حاضر کار این پروژه هنوز آغاز نشده و به زودی توسط یک شرکت خصوصی شروع می‌شود

به نقل از:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910806000096

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۰۶ساعت   توسط رضا  | 

بابک سیف، فیزیکدان مرکز گودارد ناسا

فیزیکدان ایرانی ناسا در حال ارائه یک شیوه جدید تداخل اتمی است که ممکن است از حساسیت کافی برای ثبت امواج گرانشی برای اولین بار برخوردار باشد.

ایسنا نوشت: امواج گرانشی از مهمترین بخش‌های فیزیک بوده که توسط آلبرت انیشتین در سال ۱۹۱۶ در بخشی از نظریه نسبیت مطرح شده است و می‌تواند در حل بسیاری از معماهای کنونی در مورد منشأ جهان کارساز باشد.

 بابک سیف، فیزیکدان مرکز گودارد ناسا با همکاری محققان دانشگاه استنفورد موفق به دریافت کمک هزینه ناسا برای ارتقای این فناوری انقلابی در زمینه اپتیک اتمی شده است.

امواج گرانشی به امواجی در فضای زمان پیوسته گفته می‌شود که ناشی از حوادث فاجعه بار مانند برخورد ستاره‌های عظیم‌الجثه یا مهبانگ هستند. بررسی این امواج می‌تواند اطلاعات بسیاری در مورد همه‌چیز از سیاه‌چاله‌ها گرفته تا لحظات آغازین پس از انفجار بزرگ ارائه کند.

مشکل دانشمندان این است که این امواج بسیار کم نور بوده و در زمان عبور زمین از میان یکی از آنها با عرض کمتر از یک اتم منبسط و منقبض می‌شود. این واکنش بسیار کوچک حتی با حساسترین ابزارهای موجود نیز غیر قابل شناسایی است و دکتر سیف و همکارانش در تلاش برای ساخت یک تداخل‌سنج با قابلیت استفاده از اتم به جای نور برای تولید یک آشکارساز فوق‌حساس هستند.

قدرت یک تداخل‌سنج اتمی به دقت آن است و اگر مسیر اتم حتی یک پیکومتر نیز تغییر کند، این دستگاه قادر به شناسایی تفاوت آن خواهد بود.

سیف اظهار کرد: با توجه به این دقت سطح اتمی، شناسایی امواج گرانشی یکی از اولین کاربردهای علمی این فناوری در فضا است.

یک دستگاه تداخل‌سنج می‌تواند تغییرات بسیار کوچک را با دقت بسیار زیاد شناسایی کند. نمونه قدیمی آن از نور استفاده کرده و همچنین ابزارهایی مانند امواج رادیویی، پرتو ایکس و دیگر امواج در آن قابل استفاده است.

کارکرد این دستگاه بدین گونه است که یک پرتو نور از میان یک شکافنده پرتو عبور کرده و به دو پرتو جدید تجزیه می‌شود.

یکی از این پرتوها از مسیر اصلی حرکت کرده و دیگری در یک زاویه ۹۰ درجه ارسال می‌شود.

این پرتوها در آینه منعکس شده و دوباره به محل اول خود بازمی‌گردند و سپس شکافنده پرتو هر دو را به سوی یک آشکارساز هدایت می‌کند. امواج سازنده دو پرتو سپس با یکدیگر تداخل داشته و یک الگو را شکل می‌دهند.

بخش هوشمندانه در این تداخل‌سنج جدید این است که اگر چیزی در یکی از این پرتوها تداخل ایجاد کرده و برای مثال مسافت طی شده تغییر بسیار کوچکی داشته باشد، می‌تواند الگوی نهایی را تغییر دهد که دانشمندان می‌توانند از طریق آن اندازه بزرگی تغییر را استنباط کنند.

حساسیت این دستگاه به طول موج مورد استفاده، مسافت طی شده و ثبات دستگاه بستگی دارد.

در تداخل‌سنج اتمی، تیم دکتر سیف در حال بررسی یکی از ویژگی‌های عجیب مکانیک کوانتومی هستند که طبق آن اگر یک اتم تا نزدیکی صفر مطلق سرد شود، ویژگی‌های یک موج را خواهد گرفت.

این تیم قصد دارد تا یک ابر از اتم‌های روبیدیوم خنثی را در یک برج ریزشی ۱۰ متری در آزمایشگاه فیزیک دانشگاه استنفورد وارد کنند. اتم ها در زمان افتادن مورد تابش یک لیزر برای خنک‌سازی و انتشار آنها قرار می‌گیرند.

محققان امیدوارند که این دستگاه نه تنها به اندازه کافی برای شناسایی امواج گرانشی حساس باشد، بلکه برای جهت‌یابی فوق دقیق هواپیماها، زیردریایی‌ها و کاوشگرهای سیارکی مورد استفاده قرار بگیرد. در صورت موفقیت‌آمیز بودن این شیوه، این محققان قصد دارند که آنرا برای یک ماموریت فضایی شامل سه کاوشگر در حال پرواز در یک شکل مثلثی ۵۰۰ تا ۵۰۰۰ کیلومتری برای ایجاد یک تداخل‌سنج اتمی بزرگتر با حساسیت بیشتر منطبق کنند.
به نقل از:
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۰۶ساعت   توسط رضا  | 

ایستگاه های خط سه مترو تهران

خط ۳ مترو تهران بر اساس برنامه ریزی‌های صورت گرفته در سال ۹۳ تکمیل و امکان سفر با مترو ازجنوب غربی تا شمال شرقی پایتخت به وسیله این خط فراهم خواهد شد.

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از تهران سما، عظیم عراقی با بیان این مطلب افزود: خط ۳ مترو تهران به طول ۳۷ کیلومتر با ۲۸ ایستگاه، در ۳ فاز به بهره برداری می‌رسد که طراحی سیستم این پروژه براساس ظرفیت جابجایی 45 هزار مسافردرساعت در هر جهت انجام شده است.

وی افزود: خط ۳ از بزرگراه آزادگان درجنوب غربی تهران آغاز و با گذر از بزرگراه‌های آیت الله سعیدی و جوانه به میدان راه آهن می‌رسد سپس در امتداد خیابان ولیعصر (عج) به سمت شمال تغییر جهت داده و با عبور از خیابان‌های مولوی، قزوین و میدان منیریه، در ادامه با گذر ازخیابان‌های امام خمینی (ره) و جمهوری اسلامی به ایستگاه تقاطعی چهار راه ولیعصر (عج) در خط ۴ وسپس به میدان ولیعصر (عج) رسیده و با عبوراز تقاطع خیابان‌های ولیعصر (عج) ودکتر فاطمی وارد خیابان شهید بهشتی می‌شود.

مجری نیمه شمالی خط ۳ مترو تهران ادامه داد: خط ۳ در راستای خیابان شهید بهشتی به ایستگاه تقاطعی شهید بهشتی در خط ۱ و سپس به تقاطع خیابان شریعتی وشهید آیت الله قدوسی رسیده ودر ادامه به طرف بزرگراه شهید صیاد شیرازی به سمت شمال تغییر جهت داده و با گذراز بزرگراه شهید بابایی ومیدان نوبنیاد به مناطق ازگل و نیاوران منتهی می‌شود.

به نقل از:

http://hamshahrionline.ir/details/187636

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۰۴ساعت   توسط رضا  | 

جریان نامه های آقای احمدی نژاد و آقای صادق لاریجانی

رییس‌جمهور با ارسال نامه‌ای به رییس قوه قضائیه، از وی خواست تا دستور هماهنگی‌های لازم برای بازدید وی از زندان اوین معمول گردد.
 
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، متن نامه احمدی نژاد بدین شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

آیت‌الله صادق لاریجانی

رئیس محترم قوه قضائیه

سلام علیکم

اطلاع دارید که بازدید اینجانب از زندان اوین برای روز دوشنبه 17-07-91 برنامه‌ریزی و روز یکشنبه 16-07-91 از طریق وزیر محترم دادگستری به آن قوه محترم اعلام گردید. پس از ساعتی ایشان اعلام کردند که مسئولین قوه قضائیه می‌خواهند که این بازدید به روزهای آینده موکول گردد.

مقتضی است دستور فرمایید در اسرع وقت هماهنگی لازم جهت این بازدید معمول گردد.

محمود احمدی‌نژاد
به نقل از:

متن نامه دکتر محمود احمدي نژاد به رييس قوه قضائيه شرح زير است:



بسم الله الرحمن الرحيم



آيت الله صادق لاريجاني

رئيس محترم قوه قضائيه

سلام عليكم



پاسخ مورخه 91.07.30 جنابعالي كه با مُهر"خيلي محرمانه" ارسال گرديد واصل و موجب تشديد نگراني اينجانب از نحوه اجراي اصول متعدد قانون اساسي از سوي رياست محترم قوه قضائيه گرديد. از آنجا كه اين مكاتبات مربوط به حقوق اساسي ملت است ضرورتي به محرمانه بودن ندارد، درباره نامه فوق نكات زير را متذكر مي گردم:

1- بر اساس اصل 113 قانون اساسي رئيس جمهوري به عنوان منتخب ملت بالاترين مقام رسمي كشور پس از رهبري و رئيس قوه مجريه و به علاوه مجري قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است. همچنين بر اساس اصل 121 قانون اساسي رياست جمهوري با سوگند شرعي متعهد به صيانت از حقوق اساسي ملت شده است. متن اصول فوق كاملاً‌روشن است. صيانت از حقوق اساسي ملت از منظر تدوين كنندگان قانون اساسي آنقدر مهم بوده است كه در متن سوگند شرعي رياست جمهوري به وضوح درج شده است و تفاسير متعدد شوراي محترم نگهبان نيز بر اين مسئوليت و اختيار خطير رئيس جمهوري تاكيد دارد.

2- اينجانب بر اساس وظيفه قانوني، بررسي نحوه اجراي اصول قانون اساسي در آن قوه از جمله نحوه دادرسي را در برنامه كاري خود داشته ام. از سال 88 چندين بار با جنابعالي مكاتبه و مواردي از قانون اساسي را تذكر داده ام ليكن از علني كردن آنها خودداري نموده ام. در سخنراني هاي عمومي تذكرات لازم براي اجراي عدالت و رسيدگي دقيق به حقوق مردم داده ام. به خصوص در جلسه مورخه 91.04.06 مسئولين قضايي در مشهد مقدس نگراني خود را دربارة اهتمام كافي قوه قضائيه به تامين و رعايت حقوق اساسي ملت مندرج در اصول متعدد قانون اساسي از جمله اصول2 ، 3 ، 6 ، 9 ، 19 ،20 ، 22 ، 23 ، 24 ، 25 ، 26 ، 27 ، 32 ، 34، 35 ، 36 ، 37 ، 38 و 39 به صراحت اعلام نمودم.

3- در نامه خود فرموده ايد كه رئيس جمهوري قبل از برنامه ريزي براي سركشي به زندان بايد از قوه-قضائيه اجازه بگيرد. دو بار هم تاكيد كرده ايد كه سركشي به زندان اوين به مصلحت نمي باشد و يك بار هم فرموده ايد كه موافق نيستيد. بايد يادآور شوم كه در اصول قانون اساسي لزوم اجازه يا موافقت و يا مصلحت انديشي قوه قضائيه در اجراي وظايف قانوني رئيس جمهوري پيش بيني نشده است.

چگونه جنابعالي اجراي قانون اساسي را به مصلحت نمي دانيد. اگر اين نگاه بر كل فعاليت هاي قوه قضائيه حاكم باشد آيا نمي شود تصور كرد كه برخي از اصول قانون اساسي و حقوق اساسي مردم با مصلحت انديشي و تشخيص شخصي در قوه قضائيه متوقف شده و يا ناديده انگاشته مي شود. متاسفانه جنابعالي قبلاً اعلام كرده ايد كه وجود هيئت منصفه مطبوعات كه صراحت اصل 168 قانون اساسي است را قبول نداريد كه در اين مورد حضوري تذكر دادم. اما متاسفانه ظاهراً بخشي از اقدامات قوه قضائيه درباره مطبوعات و رسانه ها با همين نگاه انجام مي گيرد.

4- در نامه فوق با استناد به عناويني چون ضرورت رسيدگي به معيشت مردم و يا اينكه يكي از منتسبين نزديك اينجانب (آقاي جوانفكر مدير روزنامه ايران) مشغول تحمل كيفر در زندان اوين است و يا اينكه چرا در سال هفتم رياست جمهوري سركشي انجام مي شود و يا اينكه نزديك به انتخابات رياست جمهوري بعدي هستيم، سركشي از زندان اوين را داراي شائبه سياسي و حمايت از مجرم تلقي فرموده ايد:

اولاً به استناد كدام اصل از اصول قانون اساسي جنابعالي مي توانيد امري را تفسير سياسي كنيد و مانع از اجراي قانون اساسي شويد.

ثانياً آيا به عنوان رئيس قوه قضائيه مي توانيد به استناد تشخيص سياسي خود حكمي صادر نمائيد.

ثالثاً مگر بناست قوه قضائيه و يا زندان اوين در انتخابات آتي نقشي ايفا نمايند.

رابعاً آيا جنابعالي برنامه هاي كاري و اجراي وظايف مندرج در قانون اساسي و اصل قضاوت را منوط به شرايط سياسي مي دانيد.

خامساً به راحتي به اينجانب اتهام " حمايت از مجرم" زده ايد. گرچه اينجانب حكم عليه آقاي جوانفكر را بر خلاف عدالت مي دانم وليكن محاكمه تمام شده و ايشان در حال تحمل مجازات است. چگونه ممكن است سركشي به زندان حمايت از مجرم تلقي شود. به علاوه شما از كجا مي دانيد كه ديدار با ايشان در برنامه كاري اينجانب بوده است.

در حالي كه جنابعالي به آساني به رئيس جمهوري كه نماينده ملت و مجري قانون اساسي است اتهام مي‌زنيد آيا مي توان براي آحاد مردم كه پشتيبان خاصي جز خداوند ندارند امنيت قضايي متصور بود. ضمن احترام عميق به خيل عظيم قضات متعهد و كاركنان شريف قوه قضائيه بايد اذعان نمايم كه برخي معتقدند اين رفتار به يك رويه در مسئولين بلند مرتبه قوه قضائيه تبديل شده است. توجه شما را به برخورد سخنگوي قوه قضائيه با سئوال خبرنگار جلب مي نمايم. لازم به ذكر است كه آقاي جوانفكر مشاور مطبوعاتي اينجانب بوده وليكن هيچ نسبتي با اينجانب دور يا نزديك ندارد.

سادساً‌ آيا به نظر جنابعالي اجراي اصول قانون اساسي مي تواند تحت تاثير سالهاي مختلف مسئوليت يك مسئول متوقف و يا دگرگون شود. آيا بايد پذيرفت كه بسياري از رفتارها و مواضع در قوه قضائيه تحت تاثير حوادث سياسي است.

سابعاً اتفاقاً‌رفع ريشه اي مشكلات مزمن اقتصادي كشور ايجاب مي نمايد كه علاوه بر اقدامات صرف اقتصادي، نحوه اعمال عدالت و برخورد با مفاسد اقتصادي و رانت خواري هاي عده اي خاص و ايجاد امنيت عمومي اقتصادي كه در تمهيد فضاي سالم اقتصادي و اثر بخش بودن سياستها و برنامه هاي اقتصادي دولت نقش تعيين كننده دارد، نيز مورد ارزيابي و بررسي قرار گيرد. اموري كه جزء‌وظايف اصلي قوه-قضائيه بوده و از اين جهت نقش اين قوه را ممتاز كرده است تا جايي كه به اعتقاد بسياري از علما وظيفه قطعي و لاينفك حكومت قضاوت است. متاسفانه گزارش مستند و دقيقي از انجام اين وظايف قوه قضائيه در دسترس نيست.

ثامناً در حاليكه به فرموده امام راحل (ره) زندان بايد دانشگاه باشد و علي القاعده درب آن به روي اقشار مختلف از جمله حقوقدانان، روانشناسان، جامعه شناسان و محققين علوم انساني و دانشجويان و مددكاران اجتماعي باز باشد، بازديد رئيس جمهوري كه انتظار مي رفت با استقبال مسئولين قوه قضائيه مواجه شود، شائبه اي ايجاد نمي كند بلكه مخالفت با اين امر شائبه هاي زيادي ايجاد خواهد كرد.

تاسعاً آيا قابل قبول است كه اينجانب نيز پرداخت بودجه هاي كلان به قوه قضائيه را به مصلحت ندانم.

5- ضمن تذكر اصول 61 ، 113 ، 121 ، 161 و بند 2 اصل 156 اعلام مي دارم كه به استناد اصول متعدد قانون اساسي از جمله اصل 113 و سوگند شرعي اصل 121، مصمم به اجراي كامل قانون اساسي و اصلاح اساسي و ريشه اي امور كشور هستم و مطمئناً با سركشي از زندانها و برخي دادگاهها نحوه اجراي اصول قانون اساسي و رعايت حقوق اساسي ملت را مورد بررسي قرار داده و گزارش آن را به ملت بزرگ و مقام معظم رهبري تقديم خواهم كرد. انشاء‌الله .

در انجام اين وظيفه سنگين ياري همه قوا و دلسوزان و لطف خداي متعال را مي طلبم.



محمود احمدي نژاد

به نقل از:

http://president.ir/fa/42864


به گزارش اداره کل روابط عمومی و تشریفات قوه قضاییه متن کامل پاسخ رییس قوه قضاییه به شرح زیر است:

دکتر محمود احمدی نژاد 

رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران

بعدازسلام، نامه مورخه 1/8/91 شما را همزمان با انتشار آن در رسانه‌ها ، دریافت نمودم . بسیار متأسّفم که در شرایط خاص کنونی و پس از رهنمودها ی مقام معظم رهبری دائر برضرورت حفظ آرامش و وحدت و توجه به مشکلات مردم ، شاهد چنین مکاتبات رسانه ای هستیم. از باب انجام وظیفه و تنویر افکار عمومی و دفاع از قانون اساسی و حقوق عامه و جلوگیری از انحرافات و قانون گریزی ها ناچار از توضیحات زیر می باشم و همانطور که در نامه محرمانه گفته ام : این سطور را می نگارم تا در ذاکره تاریخ بماند .

  1 - مدّت مدیدی است که در مقابل حملات غیرمنطقی و غیر قانونی و نسبت‌های خلاف واقع شما به قوه قضائیه و مسئولان آن، سکوت اختیار کرده‌ام . مبنای این سکوت رعایت مصالح نظام و تبعیّت از فرامین مقام معظم رهبری در عدم تقابل مسئولان و خصوصاً سران قواست . لذا پاسخ نامه اوّل را به صورت « خیلی محرمانه» ارسال داشتم تا این مصلحت اهم را رعایت کرده باشم . متأسفانه شما به بهانه « حقوق اساسی ملت » نامه دومتان را نیز رسانه‌ای کرده‌اید، که علاوه بر سخنان نادرست ، نسبت‌های ناروا و خلاف واقع بسیاری در آن مطرح کرده اید. سکوت بر این نسبت‌های خلاف واقع ممکن است پاره‌ای اذهان را ره زند که شاید واقع امر همین است که می‌گویید.

2 - مبنای باطلی که تقریباً اکثر دعاوی شما بر آن استوار گشته، باید مورد مداقّه قرار گیرد و واضح گردد که چگونه نه فقط در مورد آن اشتباه کرده‌اید بلکه متعمدانه علی رغم همه تصریحات قانون اساسی و تفسیرهای روشن شورای محترم نگهبان برآن پای می‌فشرید و برای دیگران خط کشی‌های نادرستی ترسیم می نمایید و همه را متهم به تجاوز به حقوق خود می‌نمایید. حکایت شما حکایت سلطانی است که اموال و املاک مردم را غاصبانه تصرف کرده بود و به ملک خود منضّم ساخته بود و به همه می‌گفت چرا رعایت ملک سلطان نمی‌کنید !!

3 - گفته‌اید « براساس اصل 113 قانون اساسی رئیس جمهوری مجری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است » . و قاعدتاً معتقدید معنای آن اجراء قانون اساسی در همة حیطه ها است .

آیا واقعاً با خود نیندیشیده‌اید که اگر این فهم از قانون اساسی درست باشد، پس معنای تفکیک قوا و استقلال آنها که در اصل پنجاه و هفتم قانون اساسی بر آن تنصیص شده است، چه خواهد بود.

برای تنویر خاطر حضرتعالی نصّ اصل پنجاه و هفتم قانون اساسی را می‌آورم:

« قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از قوة مقنّنه ، قوة مجریه و قوة قضاییه که زیرنظر ولایت مطلقه امر و امامت امّت بر طبق اصول آیندة این قانون اعمال می‌گردد. این قوا مستقل از یکدیگرند. »

اگر بنا به فهم شما از اصل 113 ، رئیس جمهور مجری قانونی اساسی است و معنایش هم این است که همة نهادها و دستگاه‌ها و قوای مذکور در قانون اساسی مشمول این اجرا می‌گردند، بفرمایید معنای استقلال قوا از یکدیگر چیست ؟

علاوه بر نکته فوق ، نگاهی به صدر اصل یکصدو پنجاه و ششم بیندازید: « قوة قضاییه ، قوه‌ای است مستقل که ...» اگر بنا باشد «مجری» قانون اساسی در قوة قضاییه هم رئیس جمهور باشد ، این استقلال چه معنایی دارد؟!

4 - در اصل یکصد و پنجاه و هفتم قانون اساسی آمده است :

« به منظور انجام مسئولیّت های قوة قضاییه در کلیّة امور قضایی و اداری و اجرایی، مقام رهبری یک نفر مجتهد عادل و آگاه به امور قضایی و مدیر و مدبّر را برای مدّت پنج سال به عنوان رئیس قوّة قضاییه تعیین می‌نماید که عالی‌ترین مقام قوّة قضاییه است .»

نصّ این اصل که اجرای مسئولیت‌های قوة قضاییه را به عهدة رئیس قوة قضاییه گذاشته است جایی برای «مجری» دیگری باقی نمی‌گذارد.

5 - اینجانب به همراه اکثریت قریب به اتفاق اعضای محترم شورای نگهبان که مسئولیت تفسیر قانون اساسی را بعهده دارند و داستان آن خواهد آمد ، معتقدیم که تفسیر مسئولیت اجرا و تعمیم آن به همه قوا آنگونه که شما معتقدید ، خطا است.  با این وجود بفرمایید به چه منطقی اینجانب باید به فهم شما از قانون اساسی تمکین کنم ؟! صورت مسأله روشن است : رئیس دو قوه دو برداشت مختلف از قانون اساسی دارند: بنده حیطة « مسئولیت اجرا» را منحصر در قوه مجریه می‌دانم ( به قرینه همة آنچه آوردم) و شما آن را عام و شامل همه قوا و دستگاهها ( حسب ظاهر نامة ارسالی و پاره‌ای سخنان جسته و گریخته دیگر ) ، و فعلاً فارغ از صحت ادله و استدلالات ، به چه دلیل باید به نظریّه ای که آن را صددرصد خطا می‌دانم تمکین کنم و برای شما در امور اجرایی قوة قضاییه و یا نظارت بر آن حقی و شأنی قائل باشم؟!

6 - اگر به هر دلیل بین رؤسای قوا و مسئولین در فهم قانون اساسی اختلافی روی داد ، به صراحت قانون اساسی ، مرجع رسمی تفسیر قانون اساسی که فصل الخطاب در این امور خواهد بود ، شورای محترم نگهبان است .

شورای محترم نگهبان در رأی تفسیری موّرخ 12/4/91 خود به روشنی آورده است که رئیس جمهور بر اساس اصل 113، حق نظارت بر اجرای قانون اساسی ندارد . اکنون بفرمایید چرا و به چه مجوّزی به خود حق می‌دهید در مقابل رأی تفسیری شورای نگهبان  تمکین ننمایید .

براساس اصل نود و هشتم قانون اساسی: « تفسیر قانون اساسی به عهدة شورای نگهبان است که با تصویب سه چهارم آنان انجام می‌شود.»

7 - شما حتماً به نظریه تفسیری اخیر شورای نگهبان واقفید . تعجب در این است که چرا در مقابل قانون اساسی ایستاده‌اید و با فرافکنی علیه قوای دیگر از پذیرش آن شانه خالی می‌کنید. برای تذکّر مجدد به حضرتعالی و برای اطلاع عموم مردم شریف‌مان متن تفسیر شورای محترم نگهبان را در اینجا می‌آورم:

نظر شورای نگهبان

« عطف به نامه شماره 46909/31/91 مورخ 17/3/1391 ، مبنی بر اظهارنظر تفسیری در خصوص اصل 113 قانون اساسی موضوع در جلسه مورخ 31/3/1391 شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت و نظر شورا به شرح زیر اعلام می‌گردد:

1- مستفاد از اصول متعدد قانون اساسی آن است که مقصود از مسئولیت اجرا در اصل 113 قانون اساسی، امری غیر از نظارت بر اجرای قانون اساسی است.

2- مسئولیت رئیس جمهور در اصل 113 شامل مواردی نمی‌شود که قانون اساسی تشخیص، برداشت، نوع و کیفیت اعمال اختیارات و وظایفی را به عهده مجلس خبرگان رهبری ، شورای نگهبان ، مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس شورای اسلامی، قوه قضائیه و هر مقام و دستگاه دیگری که قانون اساسی به آنها اختیار یا وظیفه‌ای محول نموده است.

3- در مواردی که به موجب قانون اساسی رئیس جمهور حق نظارت و مسئولیت اجرا ندارد، حق ایجاد هیچگونه تشکیلاتی را هم ندارد. »

این تفسیر علاوه بر اینکه صراحتاً نظارت رئیس جمهور را به حسب اصل 113، نفی می‌کند ، مسئولیت وی را نیز در حیطه وظایف مذکور در قانون اساسی برای دیگر قوا و دستگاه‌ها و نهادها منتفی می‌داند .

8 - جناب رئیس جمهور . آیا واقعاً دغدغة شما ، صیانت از حقوق اساسی مردم است ؟ در این صورت باید به قانون اساسی که سند حقوق اساسی مردم است احترام بگذارید و در موارد اختلاف، به داوری که خود قانون اساسی تعیین کرده، تمکین کنید نه اینکه همواره فراتر از اختیارات مذکور در قانون اساسی، و با تفسیری شخصی، نسبت به سایر قوا مدعی شوید و بی‌جهت و بدون دلیل، موجب تنش در جامعه گردید، و خوراک تبلیغاتی برای معاندین و دشمنان انقلاب فراهم آوردید.

9-‌ در بند سوم نامه در پاسخ این جمله بنده که نباید قبل از استیذان از قوه قضاییه ، نسبت به سرکشی به زندان‌ها برنامه ریزی می‌کردید، آورده‌اید « باید یادآور شوم که در اصول قانون اساسی، لزوم اجازه یا موافقت و یا مصلحت اندیشی قوه قضائیه در اجرای وظایف قانونی رئیس جمهوری پیش بینی نشده است .»

البته و صد البته کبرای این سخن درست است و کسی را در آن تردیدی نیست . تمام سخن در تطبیق ‌نادرست شما است . در اصول قانون اساسی ننوشته‌اند که آقای  رئیس جمهور هرگاه اراده کرد می‌تواند به زندان‌ها برود و با هر زندانی صحبت کند و در هر دادگاهی ولو غیرعلنی حضور پیدا کند.

سخن ما با شما این است: مسئولیت اجرای رئیس جمهور محدود و منحصر به قوه مجریه است و البته همچون سایر سران قوا پاره‌ای وظایف خاص دیگر هم دارد که درحدّ قانون اساسی معتبر است همچون ریاست شورای عالی امنیت ملّی ، ریاست شورای انقلاب فرهنگی و غیر آن . در هر حال به حسب نصّ قانون اساسی برای انجام مسئولیت‌های قوة قضائیه در کلیّه امور قضایی و اداری و اجرایی ، رئیس قوّة قضاییه از ناحیة رهبری تعیین می‌شوند و عالی‌ترین مقام قوة قضاییه است . طبق قانون ، دادگاهها و سازمانهای تابعه بخشی از قوه قضاییه‌اند با این حساب چگونه می‌فرمایید که سرکشی به زندان‌ها نیاز به هماهنگی و موافقت قوة قضاییه ندارد.

10 - آورده‌اید:« چگونه جنابعالی اجرای قانون اساسی را به مصلحت نمی‌دانید . اگر این نگاه بر کل فعالیت‌های قوه قضاییه حاکم باشد آیا نمی‌شود تّصور کرد که برخی از اصول قانون اساسی و حقوق اساسی مردم با مصلحت اندیشی و تشخیص شخصی در قوة قضاییه متوقف شده و یا نادیده انگاشته می‌شود.»

البته این نسبت خلافی است که داده اید ، بنده هیچگاه نگفته‌ام که اجرای قانون اساسی را به مصلحت نمی‌دانم، بلکه بر عکس مصلحت اندیشی بنده ، دقیقاًدر راستای تحفظ بر اجرای دقیق قانون اساسی و ممانعت از دخالت‌های بیجا و خارج از حدود قانونی بوده است ، و اگر آن زمان کسی در این تردید داشت ، اکنون با رفتارهای نامتعارف و نامه پراکنی‌های علنی ، دیگر در این نکته کسی تردید نمی‌کند.

11 - عجیب تر از این نسبت ، مطلب خلاف دیگری است که به اینجانب نسبت داده‌اید ، گفته‌اید: « متأسفانه جنابعالی قبلاً اعلام کرده‌اید که وجود هیئت منصفه مطبوعات که صراحت اصل 168 قانون اساسی است را قبول ندارید که در این مورد حضوری تذکّر دادم. امّا متأسفانه ظاهراً بخشی از اقدامات قوة قضاییه دربارة مطبوعات و رسانه‌ها با همین نگاه انجام می‌گیرد»

بنده در اینجا صراحتاً اعلام می‌کنم که این نسبت ، خلاف واقع و کذب است . و به خاطر هم نمی‌آورم که حضرتعالی حضوری در این باره اشاره ای کرده باشید . ولی در هر حال اینجانب در هیچ موضعی و در هیچ زمانی نگفته‌ام که وجود هیئت منصفه که صراحت اصل 168 قانون اساسی است ، را قبول ندارم . اگر کمترین شاهدی دارید اقامه کنید.

12 - آنچه بنده در طی برخی جلسات گفته‌ام و مضبوط هم هست  و کاملاً هم از آن دفاع می‌کنم این است که فرق است بین « مشروط بودن رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی به حضور هیأت منصفه در محاکم دادگستری » که نصّ قانون اساسی است و اینجانب صددر صد آن راقبول دارم و بین « الزام قاضی به تبعیّت از رأی هیئت منصفه ولو اینکه آن را خلاف بداند ». این دوّمی مطلبی است که آن را قبول ندارم و آشکارا هم می‌گویم و موضع شخصی بنده هم نیست، موضع اکثریت یا همه فقهای محترم شورای نگهبان است که نظر آنان طریق احراز خلاف شرع بودن قوانین و مقررات و حتی اطلاقات و عمومات قانون اساسی است. و در قانون اساسی نه فقط مطلبی علیه آن نیامده ، بلکه ذیل آن به توضیحی که خواهد آمد ، مؤید ادعاست. متأسفانه عدم تفکیک دو مطلب فوق که ظاهراً تا حدی دقت می‌طلبیده است، منجر به نسبت دادن چنین مطلب خلاف واقعی به اینجانب شده است.

بنده الزام قاضی به رأی دادن بر خلاف نظر خویش را جایز نمی‌دانم و بعید هم می‌دانم فقیهی این امر را جایز بشمارد.

13 – نکته قابل توجه این است که در ذیل اصل یکصد و شصت و هشتم تصریح شده است: «نحوة انتخاب، شرایط، اختیارات هیأت منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون بر اساس موازین اسلامی معین می‌کند.»

فقهاء محترم شورای نگهبان در مقام رسیدگی به طرح هیئت منصفه که در مجلس ششم مطرح شده بود، مکرراً بصورت رسمی نظر خویش را دائر بر جایز نبودن الزام قاضی به رأی بر خلاف نظر خود به مجلس محترم شورای اسلامی اعلام نموده‌ا‌ند.

14 - در بند چهارم نامه، با اشاره به اینکه گفته‌ام «در شرایط کنونی که موضوع اصلی، رسیدگی به معیشت مردم، سامان دادن به اقتصاد کشور و کنترل بازار است، رفتن به زندان اوین که یکی از منتسبین نزدیک شما در حال تحمل کیفر در آن زندان می‌باشد، و پس از گذشت هفت سال از دورة ریاست جمهوری شما، شائبه سیاسی بودن و جانبداری از مجرم را خواهد داشت و به هیچ وجه به مصلحت نمی‌باشد » پرسشهایی مطرح کرده‌اید که برخی از آنها اصلاً محصّلی ندارد مثل اینکه گفته اید « آیا به عنوان رئیس قوه قضائیه می‌توانید به استناد تشخیص سیاسی خود حکمی صادر نمایید؟»

در اینجا معلوم نیست مقصود چه حکمی است با چه محتوایی، مقصود حکم قضایی و انشاء رأی است یا غیر قضایی و صرفاً تصدیق امری، و اگر حکم قضایی مقصود است حکم قضایی مربوط به چه چیزی. با اینهمه ابهامات، سؤال شما محصّلی ندارد. در عبارتی که نقل کرده‌اید بنده حکم قضایی صادر نکرده‌ام، بلکه چند مطلب گفته‌ام که در آنها نوعی «تصدیق» به معنای منطقی وجود دارد. اگر از من بپرسید آیا به عنوان رئیس قوه قضائیه می‌توانید به استناد تشخیص سیاسی خود تصدیق‌هایی در باب مصلحت بودن یا نبودن یا شائبه سیاسی داشتن و نداشتن ، داشته‌ باشید، پاسخ حتماً مثبت است.

حتماً می‌توانم تصدیق‌هایی از این قبیل داشته باشم اعم از اینکه شما آنها را بپذیرید یا نپذیرید. واضح است که بر اساس تشخیص سیاسی خود و از باب نصح مؤمنین می‌توانم بگویم جناب رئیس جمهور این کار شما موجب شک و شبهه در اذهان می‌شود و به صلاح نیست. مسأله بسیار سهل است، نمی‌‌دانم چرا در آن مانده‌اید؟!

15 - در قسمت دیگری پرسیده‌اید: « به استناد کدام اصل از اصول قانون اساسی، جنابعالی می‌‌توانید امری را تفسیر سیاسی کنید و مانع از اجرای قانون اساسی شوید.» پاسخ آن است که پرسش شما نادرست است: بنده نه تفسیر سیاسی کرده‌‌ام ونه مانع از اجرای قانون اساسی شده‌ام. آنچه رخ داده است مانع شدن از دخالت شما در کار قوة قضائیه است که آن را نه فقط از اختیارات خود می‌دانم، بلکه صد در صد وظیفه می‌‌دانم. وظیفه می‌‌دانم که نگذارم فتح بابی در دخالت ناصواب قوه مجریه در حیطه اختیارات قوه قضائیه صورت گیرد و آنچه راجع به شائبه سیاسی بودن و جانبداری از مجرم گفته‌ام، «خبری است از انعکاس عمل شما در اذهان عمومی». می‌‌توانید این گزارة‌ واقعی را بپذیرید یا نپذیرید ولی بهرحال این یک تفسیر سیاسی نیست.

16 - در ادامه گفته‌اید: « خامساً به راحتی به اینجانب اتهام « حمایت از مجرم» زده‌اید ...  چگونه ممکن است سرکشی به زندان حمایت از مجرم تلقی شود. ... در حالی که جنابعالی به آسانی به رئیس جمهوری که نماینده ملت و مجری قانون اساسی است اتهام می‌زنید آیا می‌توان برای آحاد مردم که پشتیبان خاصی جز خداوند ندارند امنیت قضایی متصور بود»

این جملات بسیار تعجب آور است. شما بعنوان رئیس جمهور کشور ، مجموعه دستگاه قضایی را زیر سؤال برده‌اید آن هم بر اساسی واهی. در حالیکه بقول خودتان سوگند یاد کرده‌اید که پاسدار نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشید. آیا سزاست دستگاه قضایی کشور که رکن مهمی از نظام جمهوری اسلامی است، بر اساس ویرانی ، مورد هجمه قرار گیرد و بهانه بدست دشمنان و ضد انقلاب داده شود . قاعدتاً اخبار رسانه‌های خارجی این روزها به عرض عالی می‌رسد.

من از قرائت‌ها و تفسیرهای شما انگشت به دهان می‌مانم. از کجای نامه اینجانب برآمده است که شما را «متهم به حمایت از مجرم» کرده‌ام. گفته‌ام کار شما در این ظرف زمانی خاص «شائبه سیاسی بودن و جانبداری از مجرم را خواهد داشت» معنای عرفی شائبه این است که در اذهان شک و شبهه ایجاد می‌کند. بنده خود قضاوت نکرده‌ام که شما جانبدار مجرم هستید یا نیستید، بلکه خبری داده‌ام از یک واقعیت ، خبر از یک انعکاس عمومی و این ربطی به متهم ساختن حضرتعالی آنهم از ناحیه اینجانب ندارد.

در همان نامه که مورد استناد شماست، در عبارت دیگر به صراحت به «اذهان برخی» تأکید کرده‌ام و گفته‌ام « ... حتماً شائبه سیاسی بودن این گونه اعمال را در اذهان برخی تقویت خواهد کرد»

واقعاً معنای « تقویت شائبه سیاسی بودن در اذهان برخی » یعنی من شما را متهم می‌کنم!! این چه قرائتی است؟

شما براساس این فهم ناصواب مجموعه قوّة قضاییه را که به نصّ قانون اساسی مرجع تظلّمات و رسیدگی عادلانه به منازعات است را زیر سؤال برده‌اید : از این کار چه کسانی سود می‌برند؟ این همان صیانت از قانون اساسی است که بدان سوگند یاد کرده اید ؟

17 - در امر هفتم به مشکلات مزمن اقتصادی کشور اشاره کرده‌اید و به وظایف اصلی قوة قضایی در برخورد با مفاسد اقتصادی و رانت خواری‌ها و.... .

قوة قضاییه مفتخر است که به خصوص در این چند سال اخیر مبارزة بی‌امانی را با مفاسد اقتصادی پی‌ ریخته است و خواب را از چشمان بسیاری از رانت خواران ربوده است . نمونه بارز آن برخورد با فساد کلان اقتصادی اخیر است که واقعاً اعتماد عمومی را جریحه دار ساخته بود. فعلاً در باب نقش برخی مقامات و دستگاه‌های اجرایی در این فساد کلان سخنی نمی‌گویم و آن را به زمان دیگری وا می‌گذارم. حضرتعالی براساس فرمایش این فقره از نامه‌تان باید از این برخورد شجاعانه توأم با رسیدگی های دقیق قوه قضاییه استقبال می‌کردید ولی متأسفانه در عمل اینطور نشده است . در مصاحبه تلویزیونی زنده ، در مقابل دیدگان حیرت زده میلیونها نفر با اشاره به محاکمه مفسدان اقتصادی مطلبی قریب به این مضمون گفته اید: « ما  که نفهمیدیم چه شد البته برای ما روشن است ولی بالاخره کو؟» آیا این همان حمایت شما از اجرای قانون اساسی و مبارزه با مفاسد اقتصادی است که در این نامه به آن تأکید می‌کنید ؟

18 - گفته‌اید « درحالیکه به فرمودة امام راحل (ره) زندان باید دانشگاه باشد و علی القاعده درب آن به روی اقشار مختلف حقوقدانان، روانشناسان ، جامعه شناسان و محققین علوم انسانی و دانشجویان و مددکاران اجتماعی باز باشد ، بازدید رئیس جمهوری که انتظار می‌رفت با استقبال مسئولین قوه قضاییه مواجه شود ، شائبه‌ای ایجاد نمی‌کند بلکه مخالفت با این امر شائبه‌ای زیادی ایجاد خواهد کرد.»

اوّلاً هم اکنون حسب گزارش ، بسیاری از روانشناسان و مددکاران اجتماعی به زندان ها رفت و آمد دارند و برنامه‌های متنوع و مؤثّری برای بهبود وضعیت روحی زندانیان و بازگشت آنان به زندگی در دست اقدام دارند.

کدام زمان حضرتعالی از من در این باره پرسش کرده‌اید و بنده از اطلاع رسانی به شما امتناع کرده ام . بعلاوه بسیاری از مشکلات در این ارتباط معلول وضعیت بودجة قوه قضاییه است که متأسفانه دولت شما در مسأله بودجة قوة قضاییه بسیار کم لطفی می‌کند که این داستانی طولانی دارد و باید در جای دیگری گفته آید.

ثانیاً بنده با بازدید رئیس جمهور از زندان به نحو کلی مخالف نیستم و این نکته را صراحتاً به وزیر محترم دادگستری گفتم که به آقای رئیس جمهور بفرمایید « فعلاً این بازدید مصلحت نیست، هر زمان مصلحت بود اعلام می‌کنم » ، معنای این سخن ممانعت کلّی نیست. به همان علل و عواملی که قبلاً گفتم معتقدم فعلاً این بازدید به مصلحت نیست. تشخیص این مصلحت هم با اینجانب است نه با شما. سازمان زندان‌ها مجموعة قوه قضاییه است وچنانکه قبلاً به تفصیل آورده ام اداره وانجام مسئولیت‌های قوه قضاییه با رئیس قوه قضاییه است نه با رئیس‌جمهور وحسب نص تفسیر شورای نگهبان شما حق نظارت بر قوای دیگر ندارید. اما نیک بخاطر دارم قریب به دوسال پیش که در جلسه‌ای مسأله وضعیت دشوار زندان‌ها و کمبود بودجه برای توسعه وتجهیز آنها مطرح شده بود به حضرتعالی گفتم شما خود از زندان‌ها بازدید کنید تا مشاکل را به چشم خود ببینید. حال چرا باید با بازدید شما مخالفت کنم؟ سّر مخالفت امروز بنده همان است که گفته‌ام. بعلاوه حسب گزارش سازمان زندانها تنها در دوره مسولیت اینجانب بیش از صدها نفر از وزرا ، استانداران ، فرمانداران ، نمایندگان مجلس و هیات های خارجی از جمله برخی از سازمانهای بین المللی از زندان‌ها بازدید بعمل آورده‌اند  چرا مطالبی مطرح می کنید که اینگونه القاء شود که درب زندان‌ها بر روی همه بسته است .

19 - متأسفانه نامه‌‌ها و پاره‌ای گفتارهای شما این گمان را تقویت می‌کند که برای خود «حق نظارت» و «بازدید» و «بررسی» در تمام دستگاه قضایی حتی دادگاه‌ها قائلید.

علاوه براین باید عرض کنم که مزید بر مصلحت‌سنجی‌های قبلی ، اکنون هم این را یک مصلحت ملزمه می‌دانم که براین توهمات خط بطلان بکشم. هرمنصفی سطرهای پایانی نامة شما را بخواند ، دراین تشخیص مصلحت ، با بنده همراهی خواهد کرد. شما گفته‌اید: «مطمئناً با سرکشی از زندان‌ها و برخی دادگاه‌ها نحوة اجرای اصول قانون اساسی و رعایت حقوق اساسی ملت را مورد بررسی قرار داده و گزارش آن را به ملت بزرگ و مقام معظم رهبری تقدیم خواهم کرد.»

حسب نصّ تفسیر شورای محترم نگهبان که همة قوا وظیفه دارند نسبت به آن تمکین کنند، حضرتعالی چنین وظیفه (و البته اختیاری) ندارید. نمی‌شود انسان خود برای خود وظایف و اختیاراتی تخیّل کند و بعد هم به دنبال آن راه بیفتد. از سخنان شما چنین استشمام می‌شود که قصد دارید ولو بدون هماهنگی و اجازة مسئولان ذی‌ربط در قوه قضاییه ، به زندان‌ها و برخی دادگاه‌ها سرکشی کنید. به حضرتعالی عرض می‌کنم که این ، تعدّی از حدود و اختیارات رئیس‌جمهور و دخالت در کار قوه قضاییه است و اینجانب حسب وظیفه‌ای که براساس قانون اساسی دارم وازجملة آن صیانت از استقلال قوه قضاییه و اداره مقتدرانه آن است ، قاطعانه از هرگونه حرکت تعدّی‌گونه و دخالت نابجا ممانعت خواهم کرد.

در خاتمه بعنوان خدمتگزار مردم و حافظ حقوق آنان ، مشفقانه عرض می کنم جناب آقای رئیس جمهور در شرایط خطیری قرار داریم ، دغدغه ها و مشکلات مردم ایجاب می کند که همه با حسن ظن و اعتماد به یکدیگر کمک کرده و راهکاری برای رفع نگرانی ها و عبور از تحریم و گرانی ها بیابیم و خالصانه تلاش کنیم تا نظام اسلامی و مردم شریف به اهداف و آرمانهای والای خود نائل آیند .  

والسلام علی عبادالله الصالحین

صادق لاریجانی
به نقل از:
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۰۴ساعت   توسط رضا  | 

 
سایت کلاک دات آی آر ساعت تهران و نقاط مختلف جهان