يا دعاى هشتم نهج البلاغه كه من بعضى از فقراتش را يادداشت كردهام يك درس اخلاقى است. كأنه خطبهاى است كه كسى بخواند، يا يك سخنرانى براى مردم بكند و لغزشگاههاى اخلاقى را براى آنان بيان نمايد.
امام سجّاد عليه الصّلاة و السّلام، اين دعا را با اين زبان بيان كرده است:
«اللهم انى اعوذ بك من هيجان الحرص و سورة الغضب.»[220] حرص، افزايش حرص، شدت خشم، غلبهى حسد، ضعف صبر، كمى قناعت، «شكاسة الخلق» بداخلاقى، «الحاح الشهوة» شهوترانى زياد، «ملكة الحميّة» تعصبهاى ناحق و جانبداريهاى به ناحق، «استصغار المعصية و استكبار الطاعة» گناه خود را كوچك دانستن و طاعت خود را بزرگ شمردن، «سوء الولاية لمن تحت ايدينا» ادارهى بد مجموعهاى كه در اختيار ما و زير دست ماست، «ان نعضد ظالماً او نخذل ملهوفا» به ظالمى كمك كردن و بيچارهاى را يارى نرساندن. همهى اين مطالب را امام سجّاد عليه الصّلاة و السّلام، در يك دعا، با اين زبان بيان مىكند، كه خدايا، من به تو پناه مىبرم از اين چيزها. اينها درسهاى اخلاقى است.
[220] . صحيفه سجاديه
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۰/۰۳/۳۰ساعت   توسط رضا
|
اوّلاً شهيد سليمانى، هم شجاع بود، هم با تدبير بود؛ صِرف شجاعت نبود؛ بعضىها شجاعت دارند امّا تدبير و عقل لازم براى به كار بردن اين شجاعت را ندارند. بعضىها اهل تدبيرند امّا اهل اقدام و عمل نيستند، دل و جگر كار را ندارند. اين شهيد عزيزِ ما هم دل و جگر داشت - به دهان خطر ميرفت و ابا نداشت؛ نه فقط در اين حوادث اين روزها، [بلكه] در دوران دفاع مقدّس هم در فرماندهى لشكر ثارالله همين جورى بود؛ خودش و لشكرش - هم با تدبير بود؛ فكر ميكرد، تدبير ميكرد، منطق داشت براى كارهايش. اين شجاعت و تدبيرِ توأمان، فقط در ميدان نظامى هم نبود، در ميدان سياست هم همين جور بود؛ بنده بارها به دوستانى كه در عرصهى سياسى فعّالند اين را ميگفتم؛ رفتار او را، كارهاى او را [ميديدم]. در عرصهى سياست هم، هم شجاع بود، هم با تدبير بود؛ سخنش اثرگذار بود، قانعكننده بود، تأثيرگذار بود. از همهى اينها بالاتر، اخلاص او بود؛ با اخلاص بود؛ اين ابزار شجاعت و ابزار تدبير را براى خدا خرج ميكرد؛ اهل تظاهر و ريا و مانند اينها نبود. اخلاص خيلى مهم است. ماها تمرين كنيم در خودمان اخلاص را.
...
يك نكتهى مهمّ قابل توجّه اين است كه خب حالا وظيفهى ما چيست؛...آنچه وظيفهى ما به عنوان مردم، به عنوان آحاد جمهورى اسلامى است: اوّلاً دشمنشناسى است؛ دشمن را [بشناسيم]؛ در شناخت دشمن اشتباه نكنيد. نگوييد كه خب همه ميدانيم؛ بله، شما ميدانيد كه دشمن كيست؛ دشمن استكبار است، دشمن صهيونيسم است، دشمن آمريكا است؛ اينها را شما ميدانيد امّا تلاش وسيعى دارد انجام ميگيرد براى اينكه اين قضيّه را بعكس كنند، نظر مردم را عوض كنند، با شيوههاى پيچيدهى تبليغاتى؛ همه بايد مراقب باشند؛ دشمنشناسى بسيار مهم است؛ يكى اين؛ بعد، دانستن نقشهى دشمن؛ دشمن چه كار دارد ميكند، چه كار ميخواهد بكند؛ و بعد، دانستن شيوهى مقابلهى با نقشهى دشمن؛ اين را بايد مردم ما بدانند.
_____________________
(۱۳۹۵/۰۸/۱۲) بيانات در ديدار دانشآموزان و دانشجويان به مناسبت روز ملّى مبارزه با استكبار جهان
آنچه من بر روى آن تكيه ميكنم روحيّهى انقلابىگرى است؛ اين روحيّه را بايد حفظ كنيد. معناى روحيّهى انقلابى چيست؟ معنايش اين است كه يك انسان انقلابى، شجاعت دارد، اهل اقدام است، اهل عمل است، ابتكار مىورزد، بنبستشكنى ميكند، گرهگشايى ميكند؛ از چيزى نميترسد، به آينده اميدوار است، به اميد خدا به سمت آيندهى روشن حركت ميكند؛ انقلابىگرى يعنى اين؛ اين [فرد] انقلابى است؛ اين روحيّهى انقلابى را بايد حفظ كرد.
[0]
+ نوشته شده در شنبه ۱۴۰۰/۰۳/۲۹ساعت   توسط رضا
|