احادیث حرص نخوردن
حرص نخوردن
129 39- طالب الآخرة يدرك منها امله و يأتيه من الدّنيا ما قدّر له. 4 255 كسى كه در طلب آخرت باشد به خواسته خويش مىرسد، و از دنيا نيز آنچه برايش مقدّر گشته به او خواهد رسيد.
130 40- عليك بالجدّ و الاجتهاد في إصلاح المعاد. 4 295 بر تو باد به تلاش و كوشش در راه اصلاح و رو به راه كردن معاد و روز واپسين.
1584 45- انّك مدرك قسمك و مضمون رزقك و مستوف ما كتب لك فأرح نفسك من شقاء الحرص و مذلّة الطّلب وثق باللَّه و خفّض في المكتسب. 3 50 به راستى كه تو قسمت خود را دريابى و روزى تو مورد ضمانت (خدا) است، و آنچه را براى تو مقدّر شده بىكم و كاست دريافت خواهى كرد، در اين صورت نفس خويش را از بدبختى حرص و خوارى طلب آسوده كن، و به خدا اعتماد كن، و در كسب مال آسان بگير (و سخت نگير).
1607 68- قصّر من حرصك، و وقف عند المقدور لك من رزقك تحرز دينك.
4 510 از حرص خود بكاه، و به همان مقدار از روزى كه براى تو مقدّر شده قناعت كن تا دين خود را نگاه دارى.
3576 2- ارض من الرّزق بما قسم لك تعش غنيّا. 2 189 راضى باش از روزى بدانچه برايت مقدّر شده تا توانگر زندگى كنى.
3580 6- رزق كلّ امرء مقدّر كتقدير أجله. 4 95 روزى هر كس همانند تقدير عمر و اجل او مقدر گشته.
سوف يأتيك ما قدّر لك فخفّض فى المكتسب.. 4 134 به زودى به تو خواهد رسيد آنچه براى تو مقدر شده پس كسب و كار را آسان بگير و آهستهتر كار كن.
3583 9- عجبت لمن علم انّ اللَّه قد ضمن الارزاق و قدّرها، و انّ سعيه لا يزيده فيما قدّر له منها، و هو حريص دائب فى طلب الرّزق. 4 345 در شگفتم از كسى كه مىداند كه خداوند روزىها را ضمانت كرده و مقدر فرموده، و مىداند كه تلاش و كوشش او چيزى را بر آنچه تقدير شده نيفزايد، با اين حال در طلب روزى پيوسته حرص ورزيده و خود را خسته مىكند 3584 10- لن يسبقك الى رزقك طالب.
5 69 هيچ جويندهاى هرگز بر تو سبقت نجويد در روزى تو.
3586 12- لم يفت نفسا ما قدّر لها من الرّزق. 5 97 از هيچ كس فوت نشود روزى مقدّر او.
3593 19- لا تحمل على يومك همّ سنتك كفاك كلّ يوم ما قدّر لك فيه، فان تكن السّنة من عمرك فانّ اللَّه سبحانه سيأتيك فى كلّ غد جديد بما قسم لك، و ان لم تكن من عمرك فما همّك بما ليس لك. 6 329 تحميل مكن بر روز خود اندوه سال را، در هر روز همان كه مقدّرت شده تو را كافى است، و اگر سال نيز از عمر تو مقدر شده باشد كه خداى سبحان در هر فردايى كه از نو مىرسد بهره و نصيبى را كه براى آن روز مقدر فرموده به تو مىرساند، و اگر از عمر تو نيست چه اندوهى دارى در باره چيزى كه از آن تو نيست.
3594 20- لا تحمل همّ يومك الّذى لم يأتك على يومك الّذى قد أتاك، فانّه إن يكن من عمرك يأتك اللَّه سبحانه فيه برزقك، و إن لم يكن من عمرك فما همّك بما ليس من أجلك. 6 322 تحميل مكن اندوه روزى را كه نيامده بر آن روزى كه به نزدت آمده، زيرا اگر آن روز هم از عمر تو مقرّر شده كه خداى سبحان روزى تو را در آن روز نيز به تو مىرساند، و اگر از عمر تو مقدر نشده چه اندوهى دارى براى روزى كه از عمر تو نيست.
3626 10- انّ اللَّه سبحانه يجرى الامور على ما يقضيه لا على ما ترتضيه.
2 500 به راستى كه خداى سبحان كارها را بر طبق آنچه مقدر فرموده جارى سازد نه بر آنچه تو مىخواهى.
3630 14- ان عقدت ايمانك فارض بالمقضىّ عليك و لك، و لا ترج احدا الّا اللَّه سبحانه و انتظر ما اتاك به القدر. 3 8 اگر خواهى كه ايمانت محكم باشد راضى و خوشنود باش بدانچه در بارهات مقدر شده چه به زيانت باشد و چه به سودت، و به هيچكس جز خداى سبحان اميد نداشته باش، و چشم به راه مقدرات الهى باش.
5482 23- لن يفوتك ما قسم لك فاجمل فى الطّلب. 5 69 آنچه براى تو مقدّر شده و بهرهات باشد از چنگ تو نخواهد رفت، پس در طلب ميانهرو باش.
7189 30- النّاس فى الدّنيا عاملان: عامل فى الدّنيا للدّنيا قد شغلته دنياه عن آخرته، يخشى على من يخلّف الفقر و يأمنه على نفسه، فيفنى عمره فى منفعة غيره، و عامل فى الدّنيا لما بعدها فجاءه الّذى له بغير عمل فأحرز الحظّين معا و ملك الدّارين جميعا.
2 149 مردمى كه در دنيا كار مىكنند دو گروه هستند: يكى آنكه كار مىكند در دنيا براى دنيا و سرگرم ساخته او را دنيا از آخرتش، مىترسد بر بازماندگان خود از فقر و تنگدستى و ايمن است از تنگدستى خويش، چنين كسى تباه مىكند عمر خود را براى سود رساندن به ديگرى، و ديگر آنكه كار مىكند در دنيا براى عالم پس از آن، كه در اين صورت آنچه مقدّر او است بدون كار و تلاش به وى مىرسد، و اين كسى است كه به هر دو بهره (دنيا و آخرت رسيده) و مالك هر دو خانه (دنيا و آخرت) شده است.
8105 9- اذا كان القدر لا يردّ فالاحتراس باطل. 3 139 هرگاه مقدّر حتمى خداوند برنگردد پس نگهدارى كردن بيهوده است.
8110 14- لن يغلبك على ما قدّر لك غالب. 5 69 هيچ كس نتواند بر آنچه براى تو مقدّر شده است بر تو غالب شود.
8112 16- من تسخّط بالمقدور حلّ به المحذور. 5 298 كسى كه ناراضى باشد به آنچه مقدّر شده، محذورى كه بر مردم آيد بر او نيز فرود آيد.
8122 26- علامة رضى اللّه سبحانه عن العبد، رضاه بما قضى به سبحانه، له و عليه. 4 366 نشانه رضايت و خوشنودى خداى سبحان از بنده، خوشنود بودن آن بنده است بدانچه خدا براى او مقدر فرموده، چه به سودش باشد و چه بر زيان او.
8325 81- من لم يقنع بما قدّر له تعنّى.
5 219 كسى كه قناعت نكند بدانچه براى او مقدّر شده به رنج و تعب دچار گردد.
10076 8- من وثق بانّ ما قدّر اللّه له لن يفوته استراح قلبه. 5 364 كسى كه اطمينان داشته باشد به اين كه آنچه خدا براى او مقدّر كرده از چنگ او نرود، دلش آرام گيرد.
10078 2- انّ من شغل نفسه بالمفروض عليه عن المضمون له، و رضى بالمقدور عليه و له، كان اكثر النّاس سلامة فى عافية و ربحا فى غبطة و غنيمة فى مسرّة. 2 619 به راستى كسى كه به جاى آنچه براى او ضمانت شده (از روزى) سرگرم سازد خود را بدانچه بر او واجب گشته، و راضى باشد بدانچه به زيان او يا به سود او براى او مقدّر شده است، چنين كسى سلامتى در تندرستى و سود بردن در شادمانى و غنيمت بردن در خوشحالى را بيش از ديگران دارا خواهد بود. (رضا کاظمی: اهمیت واجبات شرعی! و در واقع ولایت!)
حضرت امير عليه السّلام فرمود: كسى كه در دنيا زهد ورزيد، بدن و دلش آرامش پيدا مىكند، و كسى كه فريفته آن شود، دل و بدنش به رنج و سختى مىافتد
قال على عليه السّلام: من زهد في الدّنيا استراح قلبه و بدنه و من رغب فيها تعب قلبه و بدنه.
پس زاهد جز به خدا نظر ندارد و در كارها و نيازهايش جز به خدا رجوع نمىكند، چنانچه ابراهيم عليه السّلام به داشتن اين صفت مدح شد و خداوند فرمود:
إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ[1](2) هود/ 74: ابراهيم بسيار مهربان و بردبار بود و به درگاه حقّ زارى و گريه مىكرد.
إرشاد القلوب / ترجمه سلگى، ج1، ص: 333
8584 من اطّرح[2] الحقد استراح قلبه و لبّه.
هر كه بيندازد كينه را راحت يابد دل او و عقل او، مراد ترغيب در بيرون كردن كينه است از دل، و اين كه باعث راحت يافتن دل و عقل مىشود چه دل فارغ مىشود از سوزش و التهاب و قلق و اضطراب كه با كينه باشد و عقل فارغ مىشود از انديشه چاره و تدبير از براى شفاى آن.
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم، ج5، ص: 327
3789 انّك مدرك[3] قسمك و مضمون رزقك و مستوف ما كتب لك فارح نفسك من شقاء الحرص و مذلّة الطّلب وثق باللّه و خفّض فى المكتسب.
بدرستى كه تو دريابنده نصيب خود را و ضامن داده شده روزى خود را و فرا گيرنده تمام آنچه را نوشته شده از براى تو پس آسايش ده نفس خود را از بدبختى حرص و خوارى طلب، و اعتماد كن بخدا، و سهل انگارى كن در كسب كردن
5411 رزقك يطلبك فارح نفسك من طلبه.
روزى تو طلب ميكند ترا پس آسايش ده خود را از طلب آن،
آیه 18سوره مبارکه فتح:
لَّقَدْ رَضىَِ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تحَْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فىِ قُلُوبهِِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيهِْمْ وَ أَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا(18)
خداوند از مؤمنان- هنگامى كه در زير آن درخت با تو بيعت كردند- راضى و خشنود شد خدا آنچه را در درون دلهايشان (از ايمان و صداقت) نهفته بود مىدانست از اين رو آرامش را بر دلهايشان نازل كرد و پيروزى نزديكى بعنوان پاداش نصيب آنها فرمود (18)
