روایات در باب تکلیف و وظیفه
٩٠٤٦ امام صادق عليه السلام: بنده ميان سه چيز قرار گرفته است؛ ميان بلا و قضا و نعمت. در برابر بلاى خدا وظيفه صبر است، در برابر قضاى خدا وظيفه تسليم است و در برابر نعمت خدا وظيفه شكر است.
٢٠٤٢٩ امام على عليه السلام: نعمتهاى خدا به بنده، باعث جلب نيازهاى مردم به سوى اوست. پس هركه به خاطر خدا وظيفهاى را كه نسبت به اين نعمتها دارد به جاى آورَد، آنها را در معرض دوام و پايندگى قرار داده است و هركه به وظيفۀ خود در اين زمينه عمل نكند، آن نعمتها را در معرض زوال و نابودى نهاده است.
٢٠٤٣٠ امام على عليه السلام: هركه از نعمتهاى خدا بيشتر بهرهمند باشد، نيازهاى مردم به او زياد شود.
پس، هركس براى رضاى خدا وظيفۀ خود را در قبال نعمتها به جا آورد، آنها را در معرض دوام و پايندگى قرار دهد و هركه به وظيفۀ خود در اين باره عمل نكند، آن نعمتها را در معرض زوال و نابودى نهاده است.
٩٠٧. امام على عليه السلام: امام وظيفه دارد بر طبق آنچه خدا نازل كرده است حكومت كند و امانت را ادا نمايد. چون چنين كند مردم وظيفه دارند سخنش را بشنوند، فرمانش را ببرند و هرگاه آنان را فرا خواند، اجابت كنند.
٨٩٨٤. الإمامُ عليٌّ عليه السلام: لأَنسُبَنَّ الإسلامَ نِسبَةً لَم يَنسُبهُ أحَدٌ قَبلي ولا يَنسُبُهُ أحَدٌ بَعدي:
الإسلامُ هُو التسليمُ، والتسليمُ هُو التصديقُ، والتصديقُ هُو اليَقينُ، واليَقينُ هُو الأداءُ، والأداءُ هُو العَمَلُ
٨٩٨٤. امام على عليه السلام: اسلام را آن چنان وصف كنم كه پيش از من هيچ كس چنان وصفى نكرده و پس از من نيز نخواهد كرد: اسلام، همان تسليم است و تسليم، همان تصديق و تصديق، همان يقين و يقين، همان انجام وظيفه است و انجام وظيفه، همان عمل است.
٩٧٩٨. امام على عليه السلام: كسى كه به او نيكى شده، وظيفه دارد نيكى كننده را به خوبى پاداش دهد. اگر توان اين كار را نداشت، بايد به خوبى تشكّر كند و اگر زبانش از اين كار هم قاصر بود، وظيفه دارد كه ارزش آن نيكى را بشناسد و خوبى كننده را دوست داشته باشد و چنانچه از اين كار هم كوتاهى كرد، لايق نيكى نيست
٥٤٢. امام صادق عليه السلام: مؤمن، برادر مؤمن است. وظيفه دارد كه او را نصيحت كند، نسبت به او مواسات نمايد، و دشمنش را از او باز دارد.
٩٠٨. امام على عليه السلام: اما بعد، وظيفۀ حكمران است كه اگر به زيادتى رسيد يا به نعمتى مخصوص گشت موجب تغيير حال و دگرگونى رفتار او بر رعيتش نشود و نعمتهايى كه خدا نصيبش كرده بر نزديكى او به بندگان خدا و مهربانى او به برادرانش بيفزايد.
بدانيد حقّ شماست بر من كه رازى را از شما نپوشانم مگر در جنگ، و بدون رايزنى با شما كارى را نكنم مگر در قضاوت، و در اداى حقّ شما تأخير نكنم (حقوق و عطاياى شما را به موقع بپردازم) و در رساندن آن درنگ نكنم و همۀ شما را در حق يكسان بدانم. پس، هرگاه چنين كردم، خداوند بر شما حقّ نعمت خواهد داشت و من بر شما حقّ اطاعت.
١٩٥٢. امام صادق عليه السلام - در تفسير آيۀ «و اگر دو گروه از مؤمنان با هم بجنگند...» - فرمود: تأويل اين آيه دربارۀ دو گروه در جنگ بصره (جمل) است.
آنان مشمول اين آيه هستند و هم آنانند كه بر اميرالمؤمنين عليه السلام ياغى شدند و سركشى كردند و وظيفۀ آن حضرت جنگيدن با آنها و كشتنشان بود تا آن كه به فرمان خدا باز گردند و اگر برنگشتند، براساس كتاب خدا موظّف بود شمشير از آنان برندارد، تا آن كه به فرمان خدا گردن نهند يا از عقيدۀ خود دست شويند؛ چرا كه آنان با ميل و ارادۀ خود و نه با اجبار و كراهت، بيعت كرده بودند. اينان، همچنان كه خداوند متعال فرموده است، گروه ياغىاند.
بر اميرالمؤمنين عليه السلام واجب بود كه هرگاه بر آنان چيره شد، با ايشان به عدالت رفتار كند، همچنان كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با اهل مكّه به عدالت رفتار كرد: بر آنان منّت نهاد و بخشيدشان. اميرالمؤمنين عليه السلام نيز پس از پيروزى بر بصريان با آنان همين رفتار را كرد.
٢٨٧٣. امام على عليه السلام: جهاد چهار شاخه دارد: امر به معروف، نهى از منكر، پايدارى در جبهههاى جنگ و دشمنى با تبهكاران. هر كس امر به معروف كند از مؤمن پشتيبانى كرده است و هر كه نهى از منكر كند بينى نافق را به خاك ماليده است و هر كه در جبههها پايدارى ورزد وظيفۀ خود را انجام داده است و هر كه با تبهكاران دشمنى كند و براى خدا خشم گيرد، خداوند نيز برايش خشم گيرد.
٣٥٣٤. الإمامُ الصّادقُ عليه السلام: إنّما علَينا أنْ نُلْقيَ إلَيكُمُ الاُصولَ، وعلَيكُم أنْ تُفَرِّعوا.[1]
٣٥٣٤. امام صادق عليه السلام: ما وظيفه داريم اصول را براى شما بگوييم و شما موظفيد فروع را از آنها استخراج كنيد.
٣٨٣٩. عنه عليه السلام: طُوبىٰ لِنَفْسٍ أدَّتْ إلىٰ رَبِّها فَرْضَها... في مَعْشَرٍ أسْهَرَ عُيونَهُم خَوفُ مَعادِهِم، وتَجافَتْ عَن مَضاجِعِهِم جُنوبُهُم، وهَمْهَمَتْ بذِكْرِ ربِّهم شِفاهُهُم، وتَقَشّعَتْ بطُولِ اسْتِغفارِهِم ذُنوبُهُم، اولئكَ حِزبُ اللّٰهِ، ألَا إنَّ حِزبَ اللّٰهِ هُمُ المُفلِحونَ
٣٨٣٩. امام على عليه السلام: خوشا كسى كه وظيفۀ خود را در برابر پروردگارش ادا كرد... آنان كه خوف روز رستخيز، شب هنگام، چشمانشان را بيدار نگهداشته و پهلوهايشان را از بستر نرم دور ساخته و لبهايشان به ذكر خداوند مىجنبد و از بسيارى استغفار، گناهانشان زدوده شده است؛ آنان حزب خداوندند و بدانيد كه حزب خدا همان رستگارانند.
٦٥٠٢. الكافي عن عليِّ بنِ أبي حمزَةَ عن أبي بصيرٍ، قال: سمعتُهُ يسألُ أبا عبدِاللّٰهِ عليه السلام فقالَ له: جُعِلتُ فِداكَ أخبِرْني عنِ الدِّينِ الذي افتَرَضَ اللّٰهُ عزّوجلّ عَلى العبادِ ما لا يَسَعُهُم جَهلُهُ، ولا يُقبَلُ مِنهُم غيرُهُ ماهو؟ فقالَ: شهادةُ أن لا إلٰهَ إلّااللّٰهُ، وأنّ محمّدا رسولُاللّٰهِ صلى الله عليه و آله، وإقامُ الصلاةِ، وإيتاءُ الزكاةِ، وحجُّ البيتِ مَنِ استَطاعَ إلَيهِ سبيلاً، وصومُ شَهرِ رمضانَ. ثُمّ سَكَتَ قليلاً ثُمّ قالَ:
والوَلايةُ - مَرّتَينِ -
٦٥٠٢. الكافى - به نقل از على بن ابى حمزه -:
شنيدم كه ابو بصير از امام صادق عليه السلام سؤال كرد: فدايت شوم، مرا آگاه ساز از آن دينى كه خداوند عزّوجلّ بر بندگانش واجب كرده است و وظيفه دارند آن را بشناسند و جز آن، دين ديگرى از ايشان پذيرفته نيست، حضرت فرمود: گواهى دادن به يگانگى خداوند و پيامبرى محمّد صلى الله عليه و آله و گزاردن نماز و پرداخت زكات و حجّ خانۀ خدا براى افراد مستطيع و روزۀ ماه رمضان. در اين جا امام اندكى سكوت كرد وسپس دوبار فرمود: و ولايت.
٧٧٨٨ امام صادق عليه السلام: ليكن خداوند عزّوجلّ در داراييهاى توانگران بجز زكات، حقوقى ديگر واجب و مقرّر كرده و فرموده است: «وآنان كه در اموالشان حقّى است معلوم،» بنابراين، حقّ معلوم و معيّن كه چيزى جز زكات مىباشد، آن است كه هركس وظيفۀ خود مىداند از مالش بپردازد. او بايد به اندازۀ توان و وسع مالى كه دارد، آن مقدار را بر خود واجب شمارد، و بسته به ميل خودش، هر روز يا هر جمعه يا هرماه بپردازد.
٨١١٧. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دعوت روز اول [درعروسى] حق (وظيفه) است، دعوت روز دوم احسان، ولى دعوت روز سوم خودنمايى و شهرتطلبى است
٨٣٣٣ امام صادق عليه السلام: تا سه سائل را غذا بدهيد؛ پس از آن مختاريد، اگر خواستيد به غير آنها نيز بدهيد وگرنه وظيفۀ آن روز خود را انجام دادهايد.
٩٠٨٠ الإمامُ عليٌّ عليه السلام: فَفَرَضَ على السَّمعِ أن لا تُصغِيَ بهِ إلى المَعاصِي، فقالَ عَزَّوجلَّ:
«وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتٰابِ أَنْ إِذٰا سَمِعْتُمْ آيٰاتِ اللّٰهِ يُكْفَرُ بِهٰا وَ يُسْتَهْزَأُ بِهٰا فَلاٰ تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتّٰى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللّٰهَ جٰامِعُ الْمُنٰافِقِينَ وَ الْكٰافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعاً».[2]
٩٠٨٠ امام على عليه السلام: پس بر گوش اين وظيفه نهاده شده كه با آن به معاصى گوش ندهى؛ خداوند عزّوجلّ فرموده است: «و در اين كتاب بر شما نازل كرد كه چون شنيديد كسانى آيات خدا را انكار مىكنند و آن را به ريشخند مىگيرند، با آنان منشينيد تا آن گاه كه به سخنى ديگر پردازند و گرنه شما نيز همانند آنها خواهيد بود و خدا همۀ منافقان و كافران را در جهنم گرد مىآورد».
٩٧٤٦. امام على عليه السلام: كمترين وظيفه در قبال مُنعِم اين است كه با نعمتش نافرمانى نشود
٩٧٤٧. امام على عليه السلام: كمترين وظيفۀ شما در برابر خداوند اين است كه از نعمتهاى او در راه نافرمانيش استفاده نكنيد.
١٢١٣٥ امام صادق عليه السلام: سه چيز است كه هركس دارا باشد، آن سه، چهار وظيفه را در قبال او بر مردم واجب گردانند: كسى كه هرگاه با مردم سخن گويد به ايشان دروغ نگويد و هرگاه با آنان بياميزد در حقّشان ستم نكند و هرگاه وعدهاى به آنان دهد خلف وعده نكند، واجب است كه عدالت او در ميان مردم آشكار شود و مروّتش در ميان آنان هويدا گردد و غيبت از او برايشان حرام باشد و برادريش بر آنها لازم آيد.
١٢٩٢٥ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: با نفرت از گنهكاران، به خداوند متعال نزديك شويد و با اين افراد با ترشرويى برخورد كنيد و با خشم گرفتن بر آنان خشنودى خدا را بجوييد و با دورى كردن از آنها به خدا نزديك شويد.
١٢٩٢٦. عنه صلى الله عليه و آله: قالَ اللّٰهُ عَزَّوجلَّ لأِيُّوبَ: أتَدري ما كانَ جُرمُكَ إلَيَّ حتَّى ابتَلَيتُكَ؟ قالَ: [لا][3] يا رَبِّ، قالَ: لأِ نَّكَ دَخَلتَ عَلىٰ فِرعَونَ فادَّهَنتَ بِكَلِمَتَينِ.[4]
١٢٩٢٦ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند عزّوجلّ به ايّوب فرمود: آيا مىدانى گناه تو نزد من چه بود كه گرفتارت ساختم؟ عرض كرد: نه اى پروردگار من! فرمود: زيرا تو نزد فرعون رفتى و دو كلمه به ملايمت و سازش با او سخن گفتى.
١٣٦٠٧. عنه عليه السلام: حَقٌّ عَلَى العاقِلِ العَمَلُ لِلمَعادِ، وَالاستِكثارُ مِنَ الزّادِ.[5]
١٣٦٠٧ امام على عليه السلام: خردمند وظيفه دارد كه براى معاد كار كند و توشۀ فراوان برگيرد.
١٤٧٩٦ امام باقر عليه السلام: مؤمن در برابر مؤمن وظيفه دارد كه هفتاد گناه بزرگ او را بپوشاند.
١٥٩٢٨ عنه عليه السلام: طُوبىٰ لِنَفسٍ أدَّت إلىٰ رَبِّها فَرضَها، وعَرَكَت بِجَنبِها بُؤسَها، وهَجَرَت في الليلِ غُمضَها.
١٥٩٢٨ امام على عليه السلام: خوشا به حال آن كس كه فريضۀ (وظيفۀ) خود در برابر پروردگارش را ادا كند و در دشواريها صبر كند و در شبْ خواب را از ديدگانش دور گرداند.
١٧٤٥٩ رسولُاللّٰهِ صلى الله عليه و آله: رَدُّ جَوابِ الكتابِ حَقٌّ كَرَدِّ السَّلامِ.
١٧٤٥٩ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: پاسخ دادن به نامه، همانند پاسخ دادن به سلام وظيفه است.
[1] . مستطرفات السرائر: ٢٠/٥٧.
[2] . كتاب من لا يحضره الفقيه: ٣٢١٥/٦٢٦/٢.
[3] . ما بين المعقوفين أثبتناه من الفردوس: ٤٤٦٨/١٧٤/٣.
[4] . كنز العمّال: ٣٢٣١٨.
[5] . غرر الحكم: ٤٩٢٤.
[6] محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمة، جلد: ۸، صفحه: ۳۲۸، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث. سازمان چاپ و نشر، قم - ایران، 1389 ه.ش.
