مطالب جالب

کاری کنیم پیش از آن کز ما نیاید هیچ کار!

registration code Boeing 747 Air France Imam Khomeini F-BPVD

registration code Boeing 747 Air France Imam Khomeini F-BPVD

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۴۰۲/۰۶/۳۰ساعت   توسط رضا  | 

چرا از عبادت لذت نمی بریم؟

چرا از نماز لذت نمی‌برم؟

کتاب گزیده شناخت‌نامه نماز

بالاتر از لذایذ مادّى آیة اللّه بهجت در بارۀ لذّت بردن اولیاى الهى از نماز، نقل كرده‌اند كه: استاد اخلاق ما در نجف (مرحوم آقاى قاضى) مى‌فرمود: «اگر لذّت نماز را بدانند، مى‌دانند كه در دنیا، لذّتى بالاتر از نماز نیست». فرزند آیة اللّه بهجت، پس از نقل این مطلب از پدر بزرگوار خود براى این جانب، افزود كه: ایشان به دلیل بسیارىِ نماز، دچار ضعف مى‌شدند. به همین خاطر، در صدد برآمدیم از نمازهاى [مستحبّىِ‌] ایشان بكاهیم؛ اما ایشان در مقابل مى‌فرمود: اگر سلاطین عالَم مى‌دانستند كه انسان، در حال نماز، چه لذّت‌هایى مى‌بَرد، هیچ گاه دنبال لذایذ مادّى نمى‌رفتند.

لذّتبخش‌تر از بهشت!

مرحوم آیة اللّه سید احمد فِهرى (م 1385 ش) براى این جانب نقل كردند كه: شخصاً از آقا سیدعلى قاضى شنیدم كه فرمود: «مدّتى است كه فكر مى‌كنم: اگر در بهشت، نگذارند ما نماز بخوانیم، چه كنیم‌؟!». آیة اللّه فهرى، اضافه كرد كه ایشان جملۀ یاد شده را با لهجۀ تركى شیرینى، ادا مى‌فرمود.

همچنین آیة اللّه فهرى نقل كردند كه: سید على اكبر اعمى‌ مى‌گفت: مدّت ده روز براى من، حالتى دست داد كه هر مشكلى داشتم، حل مى‌شد. شبهه‌اى در حال نماز برایم پیش آمد و آن، این بود كه: چگونه ممكن است افرادى همچون اوَیس قَرَن و...، یك شب تا صبح، سجده كنند...؟ با این ذهنیت به ركوع رفتم و گفتم: «سُبحانَ رَبّىَ الْعظیمِ وبِحَمدِه». خیلى لذّت بردم. دو باره گفتم. لذّتم بیشتر شد. همچنان، هر چه بیشتر این ذكر را مى‌گفتم، بیشتر لذّت مى‌بردم.... بدین سان، شبهۀ من برطرف شد كه اهل معرفت كه از انس با خدا خسته نمى‌شوند، به دلیل لذّتى است كه از نظر معنوى، احساس مى‌كنند.

آیة اللّه بهجت نیز نقل كرده‌اند كه: آقا میرزا حسینِ میرزا خلیل تهرانى، در سنّ نوزده سالگى مى‌فرموده: «غذا خوردن براى من، مانند این است كه انبان و كیسه‌اى را پر كنم. من از خوردن غذا هیچ لذّت نمى‌برم. آنچه از آن لذّت مى‌برم، نماز خواندن است». شخصى مى‌گفت: ایشان بعد از نماز صبح، در بالا سر حضرت امیر علیه السلام، در مصلّا مى‌ایستاد و تا طلوع آفتاب، به نماز مشغول بود.

از پیامبر صلى الله علیه و آله روایت شده است كه فرمود: حُبِّبَت إلىَّ النِّساءُ و الطّیبُ وَ جُعِلَت فِى الصَّلاةِ قُرَّةُ عَینى. زنان و بوى خوش، مورد علاقۀ من اند؛ ولى، نور چشم من در نماز نهاده شده‌است.

آیة اللّه بهجت، در شرح این حدیث نبوى فرموده است: هر كدام از اینها (زن، بوى خوش و نماز) محبوبیت و لذّت تكوینى دارد؛ ولى لذّتى كه در نماز است، بیشتر از لذّت آن دو است؛ امّا چه كنیم كه در ذائقۀ ما، شور و تلخ است! لذا هر چه زودتر مى‌خواهیم نماز را به آخر برسانیم و از آن، فارغ شویم! بعضى از پروانه‌ها و زنبورها هم بوى خوش را طالب اند. بهره گرفتن از جنس مخالف هم مشترك بین حیوانات است؛ ولى این از مختصّات و امتیازات انسان كامل است كه از نماز، لذّت مى‌برد.

آرى! لذّت بردن از نماز، اختصاص به انسان‌هاى كامل دارد و همین، رمز پایدارى آنها در عبادت‌هاى طولانى است.

تصویرى زیبا از اسرار نماز

آیة اللّه بهجت، نماز را بدین‌سان تصویر مى‌نماید: نماز، به منزلۀ كعبه، و تكبیرة الإحرام، پشت سر انداختن همه چیز غیر خدا و داخل شدن در حرم الهى است، و قیام، به منزلۀ صحبت دو دوست، و ركوع، خم شدنِ عبد در مقابلِ آقاست، و سجده، نهایت خضوع و خاك شدن در مقابل اوست. و وقتى عبد، در آخر نماز، از پیشگاهِ مقدّس الهى باز مى‌گردد، اوّلین چیزى كه سوغات مى‌آوَرَد، سلامى از ناحیۀ اوست. آیة اللّه بهجت، شخصاً آن قدر از انس با خدا لذّت مى‌برد كه طبق نقل نزدیكان ایشان، نیمى از شبانه روز را به عبادت مشغول بود.

کتاب لذت شادکامی از دیدگاه اسلام

ز - نماز خواندن

از دیگر رفتارهاى مذهبى‌اى كه مى‌تواند لذّت معنوى را به وجود آورد، نماز است. یكى از مهم‌ترین توصیف‌هاى قرآن كریم در بارۀ نماز، عبارت (أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِی) است. بر اساس این آیه، نماز، یاد خداست و پیش‌تر گذشت كه یادكَرد خدا، به جهت اتّصال انسان به منبع اصلى خود، موجب لذّت مى‌شود. به همین جهت، پیامبر خدا (ص) نماز را مایۀ چشم‌روشنى خود مى‌داند[1] و به آن عشق مى‌ورزد[2] و ارزش آن را از هر آنچه خورشید بر آن مى‌تابد، بیشتر مى‌داند.[3] نماز، همانند خوراك و نوشاب، یكى از نیازهاى انسان است، با این تفاوت كه هر چه از این عامل استفاده شود، انسان سیر نمى‌شود. پیامبر خدا (ص) در این باره مى‌فرماید:

إنَّ اللهَ تَعالى جَعَلَ قُرَّةَ عَینى فِى الصَّلاةِ‌، وحَبَّبَها إلَى كما حُبِّبَ إلَى الجائِعِ الطَّعامُ‌، وإلَى الظَّمآنِ الماءُ‌، فَإِنَّ الجائِعَ إذا أكلَ الطَّعامَ شَبِعَ‌، وإذا شَرِبَ الماءَ رَوِى، و أنا لا أشبَعُ مِنَ الصَّلاةِ‌.[4]

خداوند متعال، روشنى چشم مرا در نماز نهاده است و آن را محبوب من ساخته، همان گونه كه خوراك را براى گرسنه و آب را براى تشنه، خوشایند كرده است. همانا گرسنه، پس از خوردن غذا، سیر مى‌شود و تشنه، پس از نوشیدن آب، سیراب مى‌گردد؛ ولى من از نماز سیر نمى‌شوم.

نماز، موانع ارتباط نزدیك با خداوند متعال را - كه گناهان باشد -، از میان بر مى‌دارد[5] و جان انسان را پاك مى‌گرداند[6] و سپس شیطان را دور مى‌سازد[7] و فرد را از كارهایى كه موجب دورى از خدا و غفلت از او مى‌شود، بازمى‌دارد[8] و هر خیرى را نصیب انسان مى‌كند[9] و بدین سان، موجب نزول رحمت الهى مى‌شود[10] و انسان را به خدا نزدیك مى‌سازد[11] و در نهایت، وارد بهشت مى‌كند[12] كه انتهاى شادكامى است.[13]

شناخت‌نامه نماز

١٠٤٦. الكافى - به نقل از عقیل خُزاعى -: امیر مؤمنان، هر گاه براى جنگ آماده مى‌شد، چند كلمه‌اى به مسلمانان سفارش مى‌نمود و مى‌فرمود: «به نماز پایبند باشید و بر آن مواظبت كنید. آن را زیاد به جا آورید و بِدان تقرّب جویید، كه آن بر مؤمنان، نوشته‌اى زماندار است. این را كافران هم مى‌دانند، آن گاه كه پرسیده مى‌شوند: «چه چیزى شما را به دوزخ وارد كرد؟ مى‌گویند: ما از نمازگزاران نبودیم»».

١٠٤٧. امام على علیه السلام - در حكمت‌هاى منسوب به ایشان -: تفاوت میان مؤمن و كافر، نماز است.

پس هر كس آن را ترك كند و ادّعاى ایمان كند، عملش او را تكذیب مى‌كند و گواهى از خودش بر ضدّ اوست.

١٠٤٨. امام صادق علیه السلام - در پاسخ این پرسش: چگونه زناكار را كافر نمى‌نامید و ترك كنندۀ نماز را كافر مى‌نامید؟ دلیل آن چیست‌؟ -: چون زناكار و مانند آن، به جهت غلبۀ شهوت، آن كار را انجام مى‌دهد و ترك كنندۀ نماز، آن را فقط از روى سُبك شمردنش ترك مى‌كند. دلیلش آن است كه تو زناكارى را نمى‌یابى كه سراغ زنى برود، جز به قصد آن كه از آمیزش با او لذّت ببرد؛ ولى هر كس كه نماز را عامدانه ترك كند، قصدش از ترك آن، لذّت بردن نیست، و چون لذّت بردن نفى شود، سبك شمردن واقع مى‌شود، و چون سبك شمردن واقع شود، كفر واقع مى‌شود.

١٠٤٩. الكافی عن عُبَید بن زرارة: سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام عَنِ الكَبائِرِ، فَقالَ‌: هُنَّ فی كِتابِ عَلِی علیه السلام سَبعٌ‌: الكُفرُ بِاللّهِ‌، وقَتلُ النَّفسِ‌، وعُقوقُ الوالِدَینِ‌، وأكلُ الرِّبا بَعدَ البَینَةِ‌، وأكلُ مالِ الیتیمِ ظُلماً، وَالفِرارُ مِنَ الزَّحفِ‌، وَالتَّعَرُّبُ بَعدَ الهِجرَةِ‌.

قالَ‌: فَقُلتُ‌: فَهذا أكبَرُ المَعاصی‌؟ قالَ‌: نَعَم، قُلتُ‌: فَأَكلُ دِرهَمٍ مِن مالِ الیتیم[14]

ظُلماً أكبَرُ أم تَركُ الصَّلاةِ؟ قالَ‌: تَركُ الصَّلاةِ‌، قُلتُ‌: فَما عَدَدتَ تَركَ الصَّلاةِ فِی الكَبائِرِ؟

فَقالَ‌: أی شَیءٍ أوَّلُ ما قُلتُ لَكَ؟ قالَ‌: قُلتُ‌: الكُفرُ، قالَ‌: فَإِنَّ تارِكَ الصَّلاةِ كافِرٌ - یعنی مِن غَیرِ عِلَّةٍ -.[15]

١٠٤٩. الكافى - به نقل از عبید بن زراره -: از امام صادق علیه السلام در بارۀ گناهان كبیره پرسیدم.

فرمود: «آنها در كتاب على علیه السلام هفت گناه اند: كفر به خداوند، كشتن انسان، نافرمانى پدر و مادر، رباخوارى بعد از روشن شدن حكم آن، خوردن مال یتیم به ستم، گریز از جنگ، از یاد بردن احكام [و فرهنگ دینى] پس از یادگیرى آنها».

گفتم: اینها بزرگ‌ترین گناهان اند؟

فرمود: «آرى».[16]

گفتم: خوردن درهمى از مال یتیم به ستم، بزرگ‌تر است یا ترك نماز؟

فرمود: «ترك نماز».

گفتم: پس چرا ترك نماز را در شمار گناهان كبیره نیاوردید؟

فرمود: «نخستین گناه كبیره‌اى كه برایت شمردم، چه بود؟».

گفتم: كفر.

فرمود: «بى گمان، ترك كنندۀ نماز - بدون عذر شرعى -، كافر است».

١٠٥٠. الكافی عن زرارة: سَأَلتُ أبا عَبدِاللّهِ علیه السلام عَن قَولِ اللّهِ عز و جل: «وَ مَنْ یكْفُرْ بِالْإِیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ‌»[17]، قالَ‌: تَركُ العَمَلِ‌الَّذی أقَرَّ بِهِ‌، مِن ذلِكَ أن یترُكَ الصَّلاةَ مِن غَیرِ سُقمٍ ولا شُغُلٍ‌.[18][19]

١٠٥٠. الكافى - به نقل از زراره -: از امام صادق علیه السلام در بارۀ این سخن خداى عز و جل پرسیدم: «هر كس به [اركان] ایمان كفر ورزد، بى گمان، عملش تباه است». فرمود: «ترك كردن كارى كه بِدان اقرار دارد و از آن جمله است ترك نماز بى هیچ بیمارى و گرفتارى‌اى».[20]

کتاب منتخب نهج الذکر

ز شِیمَةُ المُتَّقینَ‌

٦٤. الإمام علی علیه السلام: ذِكرُ اللّهِ شِیمَةُ‌[21] المُتَّقینَ‌.[22]

ح لَذَّةُ المُحِبّینَ‌

٦٥. الإمام علی علیه السلام: الذِّكرُ لَذَّةُ المُحِبّینَ‌.[23]

٦٦. عنه علیه السلام: ذِكرُ اللّهِ مَسَرَّةُ كُلِّ مُتَّقٍ‌، ولَذَّةُ كُلِّ موقِنٍ‌.[24]

٣/١

تَفسیرُ الذِّكرِ

الف حَقیقَةُ الذِّكرِ

٦٧. رسول اللّه صلى الله علیه و آله: مَن أطاعَ اللّهَ فَقَد ذَكَرَ اللّهَ‌، وإن قَلَّت صَلاتُهُ وصِیامُهُ وتِلاوَتُهُ‌. ومَن عَصَى اللّهَ فَقَد نَسِی اللّهَ‌، وإن كَثُرَت صَلاتُهُ وصِیامُهُ وتِلاوَتُهُ لِلقُرآنِ‌.[25]

٦٨. عنه صلى الله علیه و آله فی وَصِیتِهِ لِعَلِی علیه السلام: یا عَلِی‌، ثَلاثٌ لا تُطیقُها هذِهِ الاُمَّةُ‌: المُواساةُ لِلأَخِ فی مالِهِ‌، وإنصافُ النّاسِ مِن نَفسِهِ‌، وذِكرُ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ‌، ولَیسَ هُوَ: «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ ولا إلهَ إلَا اللّهُ وَاللّهُ أكبَرُ»، ولكِن إذا وَرَدَ عَلى ما یحرُمُ عَلَیهِ خافَ اللّهَ عز و جل عِندَهُ وتَرَكَهُ‌.[26][27]

ز خوى پرهیزگاران

٦٤. امام على علیه السلام: یاد خدا كردن، خوى پرهیزگاران است.

ح لذّت عاشقان خدا

٦٥. امام على علیه السلام: یاد خدا، لذّت عاشقان است.

٦٦. امام على علیه السلام: یاد خدا، مایه شادى هر پرهیزگار و لذّت هر اهل یقینى است.

٣/١ معناى یاد خدا

الف حقیقت یاد خدا

٦٧. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: هر كس از خدا فرمان بَرد، در حقیقت، از خدا یاد كرده است، اگر چه نماز و روزه و قرآن خواندنش اندك باشد، و هر كس خدا را نافرمانى كند، در حقیقت، او را فراموش كرده است، اگر چه نماز و روزه و تلاوت قرآنش بسیار باشد.[28]

٦٨. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله در سفارش به على علیه السلام: اى على! سه چیز است كه این امّت، طاقت آنها را ندارد: كمك مالى كردن به برادر خویش، انصاف داشتن با مردم، و به یاد خدا بودن در همه حال، و آن، گفتنِ «سبحان اللّه و الحمد للّه ولا إله إلّا اللّه واللّه أكبر» نیست؛ بلكه این است كه هر گاه با آنچه بر او حرام گشته است رو به رو شود، از خداوند عز و جل بترسد و آن را مرتكب نشود.[29]

کتاب­­­­­گفتارها و نوشتارها در نشریات و مقدمات کتاب‌ها – مرحوم آیت الله ری شهری

مسؤولیت بسیار خطیر ما این است كه مواظب باشیم این موجود شریف مقدس - كه از امر رب سرچشمه گرفته است - متصف به یكى از بدترین و قبیح‌ترین صفات (امر به سوء) نگردد. كه اگر چنین شود، دستورات روح نسبت به اعضا وارونه شده و همان مى‌شود كه خداوند در قرآن فرموده است:

«وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاّ ما رَحِمَ رَبِّی»؛[30]

و من نفس خود را تبرئه نمى‌كنم، چرا كه نفس قطعاً به بدى امر مى‌كند، مگر كسى را كه خدا رحم كند، زیرا پروردگار من آمرزنده مهربان است.

این‌جاست كه باید بیمارستانى را پیدا كرد و این بیمار روحى را در آن معالجه نمود. این بیمار شوق اقامه نماز ندارد؛ مناجات در ذائقه او لذت بخش نیست؛ خلوت با خدا حلاوتى براى او ندارد و از سجده طولانى لذت نمى‌برد. چگونه مى‌شود كه بعضى از عوام این چنین از عبادت و مناجات لذت مى‌برند و ما چنین نیستیم.

از این رو، من براى بعضى از دوستان نقل كرده‌ام كه من بیمارستانى سراغ دارم كه در آن قلب را جراحى مى‌كنند؛ این قلب شیطانى را بیرون مى‌آورند و یك قلب رحمانى به جاى آن مى‌گذارند كه تا آخر عمر عرضه بدارد: «الهى اذقنى حلاوة محبتك»، «الهى اذقنى حلاوة مناجاتك».

مى‌دانید این دار الشفا كجاست‌؟ حرم مطهر حضرت ثامن الائمه امام رضا - سلام اللّه علیه -.[31]

کتاب لذت و شادکامی از دیدگاه اسلام

دو. محروميت از لذّت عبادت

انسان از هم‌نشينى با كسى كه علاقۀ وافر در حد عشق، به او داشته باشد، لذّت مى‌بَرَد و اگر از ديدارش براى مدتى - به هر دليلى - محروم باشد، خود را به مسيرى مى‌كشانَد كه اثرى از معشوق در آن باشد. عاشق، در خلوت فراق دوست، از نجوا كردن با او نيز لذّت مى‌بَرَد و هيچ چيز برايش لذّت‌بخش‌تر از اين نيست.

عبادت، راهى است كه از خداى تعالى نشان دارد و دل انسان را به سويش روانه مى‌سازد. كسى مى‌تواند از اين اثر لذّت ببرد كه دل را از هر جهت، روانۀ مسير آن كرده است. لذا قلبى كه اسير هواى نفس است، راه به اين مسير ندارد. امام على (عليه السلام) مى‌فرمايد:

كيف يجد لذّة العبادة من لا يصوم عن الهوى‌؟[32]

چگونه براى كسى كه از هواى نفس پرهيز نمى‌كند، لذّت عبادت ايجاد مى‌شود؟

البته عبادت براى هر كسى شيرين نيست. اين لذّت، از همان انواعى است كه به سعى و تلاش نياز دارد. مجاهدۀ با نفس است كه انسان را به جايگاهى مى‌رساند كه شهوتش رنگ ديگرى پيدا مى‌كند. هوايش در شب‌زنده‌دارى و هوسش در نماز شب قرار مى‌گيرد. از اين رو، پيامبر (ص) در بارۀ خودشان مى‌فرمايد:

إن الله تعالى جعل لكل نبى شهوة و إن شهوتى فى قيام الليل.[33]

همانا خداى متعال براى هر پيامبرى، شهوتى قرار داد و امّا شهوت من، در شب زنده‌دارى [به عبادت] است.[34]

کتاب میزان الحکمه

٢٤٦٤: پاداش اخلاص در عبادت

١١٨٤٤ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هرگاه [بنده] بگويد: تنها تو را مى‌پرستيم، خداوند عزّوجلّ فرمايد: بنده‌ام راست مى‌گويد، او فقط مرا مى‌پرستد؛ شما را گواه مى‌گيرم كه به او، براى عبادتش، چنان پاداشى دهم تا هركس كه برخلاف عبادت او براى من، راه ديگرى برگزيده باشد، بر وى رشك برد.

١١٨٤٥ امام حسين عليه السلام: هر كه خدا را چنان كه حق عبادت اوست عبادت كند، خداوند برتر از آرزوها و بيشتر از حدّ كفايتش به او عطا فرمايد.

١١٨٤٦ امام باقر عليه السلام: بنده، خدا را چنان كه سزاوار است عبادت نكند مگر آن گاه كه از همۀ خلايق بِبُرد و به او روى آورد؛ در اين هنگام است كه خداوند مى‌فرمايد: اين بنده براى من خالص شده است؛ پس او را با كَرَم خود مى‌پذيرد.

٢٤٦٥: مَوانِعُ الالتِذاذِ بِالعِبادَةِ‌

٢٤٦٥: موانع لذّت بردن از عبادت

١١٨٤٧. الإمامُ عليٌّ عليه السلام: كَيفَ يَجِدُ لَذَّةَ العِبادَةِ مَن لا يَصومُ عنِ الهَوى‌؟![117]

١١٨٤٧ امام على عليه السلام: چگونه لذّت عبادت را بچشد كسى كه از هوى و هوس باز نمى‌ايستد؟

١١٨٤٨. عيسى عليه السلام: بِحقٍّ أقولُ لَكُم: إنَّهُ كَما يَنظُرُ المَريضُ إلى طَيِّبِ الطَّعامِ فلا يَلتَذُّهُ مَعَ ما يَجِدُهُ مِن شِدَّةِ الوَجَعِ‌، كذلِكَ صاحِبُ الدّنيا لا يَلتَذُّ بِالعِبادَةِ ولا يَجِدُ حَلاوَتَها مَعَ ما يَجِدُ مِن حُبِّ المالِ‌.[118]

١١٨٤٨ عيسى عليه السلام: حقيقتى را به شما بگويم: همان گونه كه شخص بيمار به خوراك خوب و خوشمزه مى‌نگرد اما به سبب درد شديدى كه دارد از آن لذتى نمى‌برد، دنيادار نيز به سبب مالدوستيش از عبادت لذّت نمى‌برد و طعم شيرين آن را نمى‌چشد.

١١٨٤٩. عنه عليه السلام: بِحَقٍّ أقولُ لَكُم: مَن لا يُنَقِّي مِن زَرعِه الحَشيشَ يَكثُرْ فيهِ حَتّى يَغمُرَهُ فيُفسِدَهُ‌، وكذلِكَ مَن لا يُخرِجُ مِن قَلبِهِ حُبَّ الدّنيا يَغمُرُهُ حَتّى لا يَجِدَ لِحُبِّ الآخِرَةِ طَعماً.[119]

١١٨٤٩ عيسى عليه السلام: حقيقتى را به شما بگويم: كسى كه علفهاى هرز زراعت خود را وجين نكند، آن علفها زياد مى‌شود، تا جايى كه تمام مزرعه را فرا مى‌گيرد و زراعت را از بين مى‌برد؛ همچنين كسى كه دوستى دنيا را از دلش بيرون نكند، دنيادوستى دلش را فرا گيرد، تا جايى كه طعم آخرتْ دوستى را نچشد.

١١٨٥٠. مسكّن الفؤاد: في أخبارِ داوودَ عليه السلام: ما لِأولِيائي والهَمَّ بالدّنيا؟! إنّ الهَمَّ يُذهِبُ حَلاوَةَ مُناجاتي مِن قُلوبِهِم. يا داوودُ، إنَّ مَحَبَّتي مِن أولِيائي أن يَكونوا رُوحانِيّينَ لا يَغتَمّونَ‌.[120]

11850 مسكّن الفؤاد: در خبرهاى داود عليه السلام آمده است: دوستان مرا به غمِ دنيا خوردن چكار؟ غمِ دنيا شيرينى مناجات را از دلهايشان مى‌برد. اى داود! من دوست دارم كه دوستان من روحانى باشند و غمِ دنيا را به خود راه ندهند.

٢٤٦٦: تَركُ العِبادَةِ‌

2466: رها كردن عبادت

١١٨٥١. رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: ما أقبَحَ الفَقرَ بَعدَ الغِنى‌، وأقبَحَ الخَطيئَةَ بَعدَ المَسكَنَةِ‌! وَأقبَحُ مِن ذلِكَ العابِدُ للّهِ ثُمّ يَدَعُ عِبادَتَهُ‌.

11851 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: چه زشت است فقر پس از توانگرى و چه زشت است گناه از پس بيچارگى و ضعف و زشت‌تر از اينها كار كسى است كه عبادت خدا پيشه كند و سپس آن را رها سازد.


[1] . پیامبر خدا (ص): جُعِلَ قُرَّة عَینى فِى الصَّلاة (الكافى، ج ۵، ص ۳۲۱، ح ۷؛ الخصال، ص ۱۶۵، ح ۲۱۸).

[2] . پیامبر خدا (ص): قالَ لى جَبرَئیل (ع): إنَّه قَد حُبِّبَ إلَیك الصَّلاة فَخُذ مِنها ما شِئتَ (مسند ابن حنبل، ج ۱، ص ۵۲۸، ح ۲۲۰۵؛ المعجم الكبیر، ج ۱۲، ص ۱۶۶، ح ۱۲۹۲۹).

[3] . پیامبر خدا (ص) - لمّا نَزَلَت هذِهِ الآیة: «أَقِمِ الصَّلاٰةَ طَرَفَی النَّهٰارِ» -: ما احِبُّ أن لى بِها ما طَلَعَت عَلَیهِ الشَّمسُ وغَرَبَت (الزهد، ابن مبارك، ص ۳۱۷، ح ۹۰۶).

[4] . الأمالى، طوسى، ص ۵۲۸، ح ۱۱۶۲؛ مكارم الأخلاق، ج ۲، ص ۳۶۶، ح ۲۶۶۱؛ تنبیه الخواطر، ج ۲، ص ۵۴.

[5] . (وَ أَقِمِ الصَّلاٰةَ طَرَفَی النَّهٰارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیلِ إِنَّ الْحَسَنٰاتِ یذْهِبْنَ السَّیئٰاتِ ذٰلِكَ ذِكْرىٰ لِلذّٰاكِرِینَ‌) (سورۀ هود، آیۀ ۱۱۴).
ر. ك: الصلاة فى الكتاب والسنّة، ص ۱۱۱-۱۱۴ (ذهاب السیئات)، ح ۳۹۱-۴۰۸.

[6] . پیامبر خدا (ص): إنَّما مَثَلُ الصَّلاة فیكم كمَثَلِ السَّرى - وهُوَ النَّهرُ - عَلى بابِ أحَدِكم یخرُجُ إلَیهِ فِیالیومِ واللَّیلَة، یغتَسِلُ مِنهُ خَمسَ مَرّاتٍ‌، فَلَم یبقَ الدَّرَنُ مَعَ الغَسلِ خَمسَ مَرّاتٍ‌، ولَم تَبقَ الذُّنوبُ مَعَ الصَّلاة خَمسَ مَرّاتٍ (كتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۱۱ ح ۶۴۰؛ الأمالى، مفید، ص ۱۸۹، ح ۱۶؛ صحیح مسلم، ج ۱، ص ۴۶۳، ح ۲۸۴). نیز، ر. ك: الصلاة فى الكتاب والسنة، ص ۱۱۴ و ۱۱۵ (طَهارَةُ النَّفسِ‌)، ح ۴۱۰-۴۱۴.

[7] . ر. ك: همان، ص ۱۱۶ (طَردُ الشَّیطانِ‌)، ح ۴۱۵-۴۱۸.

[8] . ر. ك: همان، ص ۱۱۶ (المَنعُ مِنَ الفَحشاءِ والمُنكَرِ)، ح ۴۱۹-۴۲۱.

[9] . ر. ك: همان، ص ۱۲۰ (الوُصولُ إلى كُلِّ خَیرٍ)، ح ۴۴۳-۴۴۴.

[10] . ر. ك: همان، ص ۱۱۸ (نُزولُ الرَّحمَةِ‌)، ح ۴۳۱-۴۳۹.

[11] . ر. ك: همان، ص ۱۲۰ (التَّقرُّبُ إلَى اللهِ‌)، ح ۴۴۵-۴۴۹.

[12] . ر. ك: همان، (دُخولُ الجَنَّةِ‌)، ح ۴۵۰-۴۵۴.

[13] پسندیده، عباس، الگوی اسلامی شادکامی، صفحه: ۵۰۰، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث. سازمان چاپ و نشر، قم - ایران، 1392 ه.ش.

[14] محمدی ری‌شهری، محمد، شناخت نامه نماز، جلد: ۲، صفحه: ۷۴۴، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث. سازمان چاپ و نشر، قم - ایران، 1392 ه.ش.

[15] . الكافی: ج ٢ ص ٢٧٨ ح ٨، منتقى الجمان: ج ٢ ص ٣٥٢، وسائل الشیعة: ج ١١ ص ٢٥٤ ح ٢٠٦٣١.

[16] محمدی ری‌شهری، محمد، شناخت نامه نماز، جلد: ۲، صفحه: ۷۴۵، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث. سازمان چاپ و نشر، قم - ایران، 1392 ه.ش.

[17] . المائدة: ٥.

[18] . الكافی: ج ٢ ص ٣٨٤ ح ٥، المحاسن: ج ١ ص ١٥٨ ح ٢٢١ نحوه، تفسیر العیاشی: ج ١ ص ٢٩٦ ح ٤١ كلاهما عن عبید بن زرارة، بحار الأنوار: ج ٧٢ ص ٩٧ ح ١٥.

[19] محمدی ری‌شهری، محمد، شناخت نامه نماز، جلد: ۲، صفحه: ۷۴۶، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث. سازمان چاپ و نشر، قم - ایران، 1392 ه.ش.

[20] محمدی ری‌شهری، محمد، شناخت نامه نماز، جلد: ۲، صفحه: ۷۴۷، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث. سازمان چاپ و نشر، قم - ایران، 1392 ه.ش.

[21] الشِّیمَة: الخُلُق (الصحاح: ج ٥ ص ١٩٦٤).

[22] غرر الحكم: ح ٥١٦٣.

[23] غرر الحكم: ح ٦٧٠.

[24] غرر الحكم: ح ٥١٧٤.

[25] معانی الأخبار: ص ٣٩٩ ح ٥٦؛ المعجم الكبیر: ج ٢٢ ص ١٥٤ ح ٤١٣.

[26] كتاب من لا یحضره الفقیه: ج ٤ ص ٣٥٨ ح ٥٧٦٢، الخصال: ص ١٢٥ ح ١٢٢.

[27] محمدی ری‌شهری، محمد، منتخب نهج ‌الذکر، صفحه: ۴۶، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث. سازمان چاپ و نشر، قم - ایران، 1387 ه.ش.

[28] محمدی ری‌شهری، محمد، منتخب نهج ‌الذکر، صفحه: ۴۷، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث. سازمان چاپ و نشر، قم - ایران، 1387 ه.ش.

[29] محمدی ری‌شهری، محمد، منتخب نهج ‌الذکر، صفحه: ۴۷، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث. سازمان چاپ و نشر، قم - ایران، 1387 ه.ش.

[30] . سورۀ یوسف، آیۀ ۵۳.

[31] مشکینی اردبیلی، علی، گفتارها و نوشتارها در نشریات و مقدمه کتاب‌ها، جلد: ۱، صفحه: ۳۰۸، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث. سازمان چاپ و نشر، قم - ایران، 1392 ه.ش.

[32] . مستدرك الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۱۵.

[33] . كنز العمّال، ج ۷، ص ۷۸۵، ح ۲۱۴۰۱.

[34] عباسی، مهدی، لذت و شادکامی از دیدگاه اسلام، صفحه: ۱۴۶، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث. سازمان چاپ و نشر، قم - ایران، 1391 ه.ش.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۴۰۲/۰۶/۰۲ساعت   توسط رضا  | 

 
سایت کلاک دات آی آر ساعت تهران و نقاط مختلف جهان