| ای غم عشق تو یار غار ما | جز غمت خود کس نزیبد یار ما | |
| کار ما با غم حوالت کردهای | نی، به اینها برنیاید کارما | |
| در ازل جان دل به مهرت داد و این | تا ابد مهریست بر رخسار ما | |
| ما همان اقرار اول میکنیم | گر دو گیتی میکنند انکار ما | |
| ساقی، از رندان حریفی را بخوان | تا به می بفروشد این دستار ما | |
| می بیار و خرقهی ما را بکن | تا ببیند مدعی زنار ما | |
| علم نیک و بد چو جای دیگرست | این تفاوت چیست در پندار ما؟ | |
| زاهدان فردا چه گویندار خدای؟ | سهل گیرد کار برخمار ما | |
| تا رضای او نباشد، اوحدی | توبه بیکارست و استغفار ما به نقل از: http://rira.ir/?page=view&mod=classicpoems&obj=poem&id=3000 |
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۳۱ساعت   توسط رضا
|
