مطالب جالب

کاری کنیم پیش از آن کز ما نیاید هیچ کار!

شبهه در آیه ی تطهیر

جايگاه آيه‏ي تطهير 

 

ائمه (عليهم‏السلام) به اين آيه، مباهات مي‏کردند و آن را دليل حقانيت خويش مي‏دانستند. امام سجاد (عليه‏السلام) با اين که در اسارت حقد و کينه‏ي امويان بود و اهالي شام به چشم خارجي (خروج‏کننده و آشوبگر نسبت به حکومت وقت) به او نگاه مي‏کردند، حقانيت خود را با استعانت از آيه‏ي مزبور، اينگونه به آن مرد شامي، که براي تحقير و سرزنش آن حضرت آمده بود، اعلام کرد:

آيا آيه‏ي (إنما يريد اللَّه ليذهب عنکم الرجس) را در سوره‏ي احزاب خوانده‏اي؟ عرض کرد: مگر مراد اين

 

[ صفحه 20] 

 

آيه شما هستيد؟ فرمود: بله، مقصود آيه ما هستيم. [1] .

امام باقر (عليه‏السلام) فرمود:

کسي توان وصف ما را ندارد. چگونه مي‏توان گروهي را که خداوند رجس، يعني شک را از آنها برداشت، وصف کرد؟، «إنّا لا نوصَف و کيف يوصَف قومٌ رفع اللَّه عنهم الرِجْس و هو الشک» [2] .

اميرالمؤمنين (عليه‏السلام) در روز شورا (که به انتخاب عثمان منتهي شد) با اشاره به اين آيه، فرمود:

شما را به خدا قسم مي‏دهم آيا در ميان شما کسي هست که آيه‏ي تطهير درباره‏ي او نازل شده باشد؟ آن هنگام

 

[ صفحه 21] 

 

که پيامبر خدا صلي اللَّه عليه و آله و سلم من و فاطمه و حسن و حسين را زير عباي خيبري گرد آورد و گفت: خدايا! اينها اهل‏بيت من هستند پس رجس و پليدي را از ايشان دور کن و پاک و مطهرشان گردان. اعضاي شورا همگي جواب دادند نه!:

«أُنشدکم اللَّه هل فيکم أحدٌ أنزل اللَّه فيه آية التطهير علي رسوله صلي اللَّه عليه و آله و سلم (إنّما يُريد اللَّه ليذهب عنکم الرجس أهل البيت و يطهّرکم تطهيراً) فأخذ رسول‏اللَّه صلي اللَّه عليه و آله و سلم کساءً خيبريّاً فضمّني فيه و فاطمة والحسن والحسين، ثمّ قال: يا ربّ هؤلاء أهل بيتي فأذْهِبْ عنهم الرِجْس و طهّرهم تطهيراً غيري»؟ قالوا: اللّهمّ لا. [3] .

امام مجتبي (عليه‏السلام) نيز بعد از پذيرش صلح و

 

[ صفحه 22] 

 

سوزش تحميلي با طاغوت شام، در سخنراني خود در حضور معاويه ضمن برشماري فضايل و کمالات خاندان خود، به اين حادثه‏ي تاريخي اشاره کرده است. [4] .

اينگونه روايات، که نمونه‏هاي آن فراوان است، نشان مي‏دهد امامان شيعه (عليهم‏السلام) معتقد بودند، اين آيه مخصوص آنهاست و کسي را در آن سهيم نمي‏دانستند، در حالي که عموم مفسران اهل سنّت برآنند که افزون بر اميرالمؤمنين، فاطمه‏ي زهرا و حسنين (عليهم‏السلام)، گروه فراوان ديگري را نيز شامل مي‏گردد. بدين ترتيب، اختصاص به اهل‏بيت عصمت و طهارت (عليهم‏السلام) ندارد.

بحث درباره‏ي اين آيه، در دو بخش انجام مي‏شود تا مضمون آن روشن و زوايا و لطايف آن تبيين گردد. بخش اوّل: محتوا و مفهوم آيه. بخش دوم: تعيين مصاديق آيه.

-----------------

[1] قال علي بن الحسين (عليهماالسلام) لرجل من أهل الشام: «أما قرأت في الأحزاب (إنما يريد اللَّه ليذهب عنکم الرجس أهل البيت و يطهرکم تطهيراً)؟- قال: و لأنتم هم؟ قال (عليه‏السلام):- نعم» (جامع‏البيان، ج 22، ص 7، ذيل آيه، نيز رک: احتجاج، ج 2، ص 120). 

[2] نورالثقلين، ج 4، ص 274، ح 98، ذيل آيه. 

[3] نورالثقلين، ج 4، ص 272، ح 90، ذيل آيه، به نقل از: الخصال، ج 2، ص 561، أبواب الأربعين، احتجاج، ج 1، ص 322، با اندکي اختلاف. 

[4] امالي شيخ طوسي، ص 565، مجلس بيستم. اين حديث با تفصيل بيشتري در ص 96 همين کتاب آمده است. 

 

از کتاب تجلی ولایت در  آیه ی تطهیر آیت ا... جوادی آملی

مرجع تفسير وحي 

 

پيامبر خدا صلي اللَّه عليه و آله و سلم مفسّر و مبيّن رسمي وحي است: (أنزلنا إليک الذکر لتبيّن للناس ما نزّل إليهم) [1] . پس تفسير و تبيين معتبر از قرآن کريم، تفسيري است که از

 

[ صفحه 82] 

 

آن حضرت باشد يا منتهي به او گردد. بنابراين، تفسير آيه‏ي محل بحث، يعني آيه‏ي تطهير و تبيين مصاديق آن بر عهده‏ي آن حضرت است. پيامبر اکرم صلي اللَّه عليه و آله و سلم اين مأموريت ويژه‏ي الهي را به صورت‏هاي گوناگون به انجام رسانده. [2] .

 

[ صفحه 83] 

 

الف) از طريق گفتار و بيان حديث

ابوسعيد خدري نقل کرده که رسول خدا صلي اللَّه عليه و آله و سلم فرمود:

آيه‏ي تطهير درباره‏ي پنج نفر نازل شده است: درباره‏ي من و درباره‏ي علي، فاطمه، حسن و حسين، «نزلت هذه الآية في خمسة فيّ وفي عليّ و فاطمه و حسن و حسين (إنّما يريد اللَّه ليذهب عنکم الرجس أهل البيت و يطهرکم تطهيراً). [3] .

در اين حديث و امثال آن مصاديق اهل‏بيت به صورت واضح و روشن تبيين شده است.

ب) اجتماع زير «کساء»

در روايات آمده است: يکي از روزهايي که

 

[ صفحه 84] 

 

پيغمبر اکرم صلي اللَّه عليه و آله و سلم در خانه‏ي ام‏سلمه بود، جبرئيل آيه‏ي (إنّما يريد اللَّه ليذهب عنکم الرجس أهل البيت و يطهرکم تطهيراً) را بر آن حضرت نازل کرد. آنگاه رسول اکرم صلي اللَّه عليه و آله و سلم حسن، حسين، فاطمه و علي (عليهم‏السلام) را احضار کرده، اطراف خود نشاند. سپس پارچه‏اي- يا عباي پشمين خود- را بر سر همگي کشيد و با خواندن اين آيه، عرضه داشت:

«اللّهم هؤلاء أهل بيتي، اللّهم أذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيراً»، خدايا! اهل‏بيت من اينها هستند. خدايا! رجس و پليدي را از اينها دور کن و مطهّرشان گردان.

امّ‏سلمه با ديدن اين صحنه گفت: يا رسول‏اللَّه! آيا من نيز در اين مجموعه داخل و مشمول اين آيه هستم؟ فرمود: تو بر مکانت و منزلت خود هستي، تو بر خير هستي، «أنتِ علي مکانکِ، و إنکِ علي

 

[ صفحه 85] 

 

خيرٍ». [4] .

آنچه که گذشت اصل ماجرا بود، ليکن برخي خصوصيات جالب توجه در اين ماجرا وجود دارد که در پاره‏اي از روايات از زبان امّ‏سلمه اينگونه نقل شده است:

- حضرت رسول صلي اللَّه عليه و آله و سلم به من فرمود: تو بر خير هستي، تو از همسران پيغمبر هستي، ولي نگفت: تو از اهل‏بيت هستي، «إنّک إلي خير، إنّک من أزواج النبيّ» و ما قال: إنک من أهل البيت. [5] - آن حضرت به من فرمود: تو از زنان شايسته‏ي من هستي، ليکن اگر به من فرموده بود: تو از اهل‏بيت هستي، برايم بهتر بود از هر چه که خورشيد بر

 

[ صفحه 86] 

 

آن مي‏تابد و از آن غروب مي‏کند، فقال رسول‏اللَّه صلي اللَّه عليه و آله و سلم: «أنْتِ منْ صالحِ نسائي» فلو کان قال: نعم کان أحبّ إليّ ممّا تطلع عليه الشمس و تغرب. [6] .

تذکّر: اين حديث و امثال آن بيانگر غبطه‏ي امّ‏سلمه از عدم توفيق حضور در آن جمع است.

- سَر خود را زير عبا داخل کردم و گفتم: اي پيامبر خدا! من نيز با شما هستم؟ فرمود: تو بر خير هستي، فأدخلتُ رأسي في الکساء فقلت: يا رسول‏الله! و أنا معکم فقال: «إنک إلي خير». [7] .

- بعد از آن که دعاي او درباره‏ي پسر عمّش، علي و فرزندان او تمام شد، مرا وارد کرد، فأدخلني بعد ما قضي دعاؤه

 

[ صفحه 87] 

 

لابن عمّه علي و ابنيه. [8] .

تذکّر: اين جمله نشان مي‏دهد که رسول اکرم صلي اللَّه عليه و آله و سلم خواسته است با در نظر گرفتن موقعيت و شخصيت امّ‏سلمه، عنايتي در حقّ او کند تا از او دلجويي شده باشد.

- با ديدن اين صحنه، کسا و عبا را بلند کردم که وارد شوم. آن حضرت از دستم کشيد و نگذاشت وارد شوم. آنگاه به من فرمود: تو بر خير هستي، قالت أُم‏سلمة رضي‏اللَّه عنها: فرفعتُ الکساء لأدخل معهم فَجَذَبه من يدي و قال: «إنّک علي خير» [9] .

- پيغمبر اکرم صلي اللَّه عليه و آله و سلم عباي خود را بر روي زمين پهن کرد و همه را روي آن نشاند. سپس چهار طرف عبا را با دست چپ خود گرفته، روي سرشان آورد و دست راست خودش را بالا گرفت و گفت:

 

[ صفحه 88] 

 

«هؤلاء أهل البيت فأذْهِبْ عنهم الرجس و طهِّرهم تطهيراً». [10] .

- رسول اکرم صلي اللَّه عليه و آله و سلم، علي، فاطمه، حسن و حسين (عليهم‏السلام) در خانه‏ي من بودند. من خزيره‏اي [11]  براي آنان درست کردم، خوردند و خوابيدند. سپس آن حضرت عبا يا قطيفه‏اي روي آنها کشيد و گفت: «اللّهم هؤلاء أهل بيتي أذْهِب عنهم الرجس و طهرهم تطهيراً». [12] .

 

[ صفحه 89] 

 

مجموع اين روايات بيان گر اهتمام پيغمبر اکرم صلي اللَّه عليه و آله و سلم براي نقل و بيان آيه‏ي تطهير و تلاش آن حضرت براي معرفي و تعيين مصاديق اهل‏بيت است.

البته ام‏سلمه از زن‏هاي صالح و شايسته رسول اکرم صلي اللَّه عليه و آله و سلم و شخصيتي بود که نزد شيعه و سني از احترام ويژه‏اي برخوردار است و ائمه‏ي اطهار (عليهم‏السلام) از او به عظمت ياد مي‏کردند، ليکن رسول اکرم صلي اللَّه عليه و آله و سلم حاضر نشد او را در آن مجموعه، داخل کند. از اين رو وقتي که عبا را بلند کرد تا داخل شود حضرت رسول صلي اللَّه عليه و آله و سلم آن را کشيد و از دست او گرفت. چنان که بعد از پهن کردن عبا و نشستن خمسه‏ي طيبه روي آن، اطراف عبا را جمع کرد. شايد بدين جهت که ام‏سلمه يا ديگران در اطراف و گوشه‏هاي آن ننشينند.

در عين حال ام‏سلمه، که به حساسيت موضوع و ويژگي موقعيت پيش آمده توجّه داشت، سؤال کرد آيا

 

[ صفحه 90] 

 

من نيز داخل هستم؟ رسول اکرم صلي اللَّه عليه و آله و سلم با احترام به او گفت: نه. تا جايي که ام‏سلمه آرزو مي‏کرد اي کاش مرا نيز داخل مي‏کرد. همچنين مي‏گفت: اگر به من مي‏فرمود: آري، برايم بهتر بود از آنچه که آفتاب بر آن مي‏تابد و از آن غروب مي‏کند.

تذکر: وقوع ماجرا در خانه‏ي امّ‏سلمه نشانه‏ي عظمت و موقعيت آن بانو است و اجازه‏ي ورود ندادن به او در حقيقت تنبّهي است که وقتي امّ‏سلمه با مقام خاصي که دارد جزو اهل‏بيت نيست افراد ديگر حتماً از اين عنوان خارج هستند.

-----------------------------

[1] سوره‏ي نحل، آيه‏ي 44. اين قرآن را به سوي تو نازل کرديم تا تو آنچه را به تدريج بر مردم نازل مي‏شود برايشان تبيين کني. 

[2] ابوبصير از امام صادق (عليه‏السلام) نقل کرده که آن حضرت فرمود:

رسول اکرم صلي اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: وصيت مي‏کنم شما را در مورد کتاب خدا (قرآن) و اهل‏بيت خودم، زيرا من از خداي عزوجل خواستم که بين اين دو جدايي نيندازد تا اين که در حوض کوثر بر من وارد شوند و خدا اين خواسته‏ي مرا برآورد. به اهل‏بيت من چيزي نياموزيد، چون از شما داناتر هستند. اهل‏بيت من شما را از هدايت دور نمي‏کنند و در وادي ضلالت داخل نمي‏گردانند.

آنگاه خود امام صادق (عليه‏السلام) فرمود:

اگر رسول‏اللَّه صلي اللَّه عليه و آله و سلم سکوت کرده بود و بيان نمي‏کرد که اهل‏بيت او چه کساني هستند، آل فلان و آل فلان ادعا مي‏کردند که اهل‏بيت، ما هستيم... (تفسير نورالثقلين، ج 4، ص 274، ح 97، ذيل آيه‏ي 33 سوره‏ي احزاب). 

[3] درالمنثور، ج 6، ص 604، ذيل آيه‏ي 33، سوره‏ي احزاب. 

[4] مضمون اين روايت را اکثر مفسران شسيعه و سني نقل کرده‏اند به عنوان نمونه رجوع کنيد به: درالمنثور و جامع‏البيان، ذيل آيه‏ي 33 سوره‏ي احزاب و شواهد التنزيل، ج 2، ص 10 به بعد. 

[5] شواهد التنزيل، ج 2، ص 24، بحار، ج 35، ص 209. 

[6] شواهد التنزيل، ج 2، ص 87، ح 764. 

[7] بحار، ج 35، ص 222. 

[8] بحار، ج 35، ص 221. 

[9] درالمنثور، ج 6، ص 604، ذيل آيه‏ي 33، سوره‏ي احزاب. 

[10] جامع‏البيان (تفسير طبري)، ج 22، ص 7، ذيل آيه‏ي 33، سوره‏ي احزاب. 

[11] خزيره، نوعي آشاميدني رقيق يا خوراکي است که با گوشت و آب و آرد درست مي‏شود. 

[12] جامع‏البيان (تفسير طبري)، ذيل آيه‏ي 33، سوره‏ي احزاب. مرحوم سيد هاشم بحراني در کتاب شريف غاية المرام، ص 287- 292 چهل و يک حديث از طرق عامه (اهل سنت) و سي و چهار حديث از طرق خاصه (شيعه) نقل کرده در تأييد اين نکته که آيه‏ي تطهير در حق خمسه‏ي طيّبه نازل شده است (روضة المتقين، ج 5، ص 473، پاورقي). 

 

تلاش تعصب‏آميز 



عمده‏ي تلاش علما و مفسرا اهل سنت براي داخل کردن همسران پيغمبر اکرم صلي اللَّه عليه و آله و سلم در آيه‏ي تطهير بدان منظور است که توجيهي براي اقدامات ناپسند عايشه در راه‏اندازي فتنه‏ي جميل پيدا کنند. چنانکه آلوسي، مفسر بزرگ اهل سنت تلاش مي‏کند تا با وارونه جلوه دادن و ناديده گرفتن حقايق تاريخي- که در کتب اهل سنت آمده- اثبات کند که عايشه هيچ‏گونه اشتباهي را مرتکب نشده است، [1]  ليکن اين تلاش‏ها ثمري

 

[ صفحه 169] 

 

ندارد، زيرا حرکات خود عايشه و اعترافات او نشان مي‏دهد که خودش را به در راه انداختن جنگ جمل مقصر مي‏دانست.

برخي از اين اعترافات بدين شرح است:

- هنگام تلاوت آيه‏ي (وَ قرْنَ في بيوتکُنَّ) [2]  چنان گريه مي‏کرد که روسري يا مقنعه‏اش خيس مي‏شد. [3] .

- در اواخر عمر عايشه، ابن عبّاس با او ملاقات کرد و او را ستايش نمود. پس از آن، عبداللَّه بن زبير بر خاله‏ي خود، عايشه وارد شد. عايشه به او گفت:

ابن‏عبّاس پيش من آمد و مرا ستايش مي‏کرد، ليکن دوست دارم که در بين مردم فراموش شده بودم. [4] .

 

[ صفحه 170] 

 

- همواره در آرزوهايش مي‏گفت: «اي کاش درختي بودم»، ياليتني کنت شجرة [5] ، «اي کاش پاره سنگي بودم»، ياليتني کنت حجرا [6] ، «اي کاش اصلاً پا به جهان نگذاشته بودم»، يا ليتني لم أُخلق [7] ، «اي کاش در آن روز در جنگ شرکت نکرده بودم و در خانه‏ي خود چون ساير همسران پيامبر مي‏نشستم. در خانه نشستن همانند ساير همسران پيامبر، برايم بهتر از آن بود که ده فرزند نام‏آوري همچون عبداللَّه بن زبير و عبدالرحمن بن حارث از آن حضرت مي‏داشتم». [8] .

هنگام احتضار، سخت ناراحت و پريشان بود. به او گفتند: تو فرزند ابوبکر صديق و مادر همه‏ي مؤمنان هستي، چرا اين قدر ناراحتي؟ در جواب گفت:

 

[ صفحه 171] 

 

جنگ جمل همانند استخواني در گلويم گير کرده است. اي کاش در آن روز مرده بودم يا در شمار فراموش شدگان قرار مي‏داشتم. [9]  (و کسي به سراغ من نمي‏آمد).

اين اظهار تأسّف‏ها و گريه‏هاي عايشه همه از آن جهت است که روزي با استفاده‏ي ناصحيح از عنوان اُمّ‏المؤمنين سوار بر شتر سرخ مو شد و در جنگ جمل مقابل وصي رسول‏اللَّه صلي اللَّه عليه و آله و سلم ايستاد و باعث کشته شدن جمع کثيري از مسلمانان گرديد، کتابهاي تاريخي کشته‏هاي دو طرف را از ده هزار تا بيست و پنج هزار نفر ذکر کرده‏اند. [10] .

از اين رو هنگام وفات در جواب از اين سؤال که آيا دوست داري کنار رسول خدا صلي اللَّه عليه و آله و سلم دفن شوي؟

گفت:



[ صفحه 172] 



نه، من بعد از پيامبر خدا حوادثي را پيش آوردم. مرا در بقيع کنار همسران پيامبر دفن کنيد. [11] .

ذهبي، دانشمند اهل سنّت مي‏گويد:

مقصود عايشه از حوادثي که نام مي‏برد، جنگ جمل است. [12] .

اين تعبيرات نشان مي‏دهد که خود عايشه از پيش آوردن جنگ جمل، کاملاً پشيمان بود و بر اثر فشار وجدان، آرزو مي‏کرد که اين حادثه‏ي فاجعه‏آميز از ذهن او و جامعه محو گردد. بنابراين، تلاش آلوسي و ساير همفکران او کاري از پيش نمي‏برد.

مرحوم استاد علّامه طباطبايي در جلسات درس مي‏فرمود:

برخي مسائل با آنکه برحسب ظاهر چندان مهم به نظر نمي‏رسد، مورد تأکيد قرآن کريم قرار گرفته

 

[ صفحه 173] 

 

است، به گونه‏اي که ممکن است مايه‏ي تعجّب مسلمانان عصر نزول گردد که چرا قرآن کريم بر يک مطلب ساده اينگونه تأکيد مي‏کند، ليکن گذشت زمان، سرّ آن را روشن کرده، نشان مي‏دهد که تأکيد و اهتمام قرآن بي‏جهت نبوده است. دستور صريح، روشن و خالي از ابهام قرآن به همسران پيامبر اکرم صلي اللَّه عليه و آله و سلم که در خانه‏هاي خود بنشينيد و از آن خارج نشويد از جمله‏ي اين موارد است.

____________

[1] روح‏المعاني، ج 12، جزء 22، ص 13، ذيل آيه‏ي 33 سوره‏ي احزاب. 

[2] سوره‏ي احزاب، آيه‏ي 33. در خانه‏هايتان بمانيد (و از آن خارج نشويد). 

[3] درّالمنثور، ج 6، ص 600، ذيل آيه‏ي 33 سوره‏ي احزاب، طبقات الکبري، ج 6، ص 59. 

[4] صحيح بخاري، ج 3، تفسير سوره‏ي نور، باب 8، ح 4753، طبقات الکبري، ج 6، ص 54- 55. 

[5] طبقات الکبري، ج 6، ص 54. 

[6] طبقات الکبري، ج 6، ص 54. 

[7] طبقات الکبري، ج 6، ص 54. 

[8] براي تفصيل بحث و مصادر و مدارک آن، که همگي از کتابهاي اصلي اهل سنت است، مراجعه کنيد به کتاب نقش عايشه در تاريخ اسلام، ج 3، ص 209، بخش پشيماني عايشه از جنگ جمل. 

[9] نقش عايشه در تاريخ اسلام، ج 3، ص 209، به نقل از بلاغات النساء. 

[10] رک: جمل، ص 419، تاريخ طبري، ج 4، ص 539، عقدالفريد، ج 4، ص 326. 

[11] عقدالفريد، ج 4، ص 305، طبقات الکبري، ج 4، ص 54. 

[12] ر. ک: نقش عايشه در تاريخ اسلام، ج 3، ص 209، به نقل از بلاغات النساء. 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۴/۱۳ساعت   توسط رضا  | 

 
سایت کلاک دات آی آر ساعت تهران و نقاط مختلف جهان