شغل امامان و پیامبران و حضرت محمد (ص)
__________________________________________________
(1). «و أمّا سليمان عليه السّلام فقد كان- مع ما هو فيه من الملك- يلبس الشّعر و إذا جاء اللّيل شدّ يديه إلى عنقه فلا يزال قائما حتّى يصبح باكيا، و كان قوته من سفائك الخوص يعملها بيده.» ارشاد القلوب، ج 1، ص 157.
(2). تفسير مجمع البيان، ج 1، ص 448؛ مستدرك الوسائل، ج 13، ص 23.
(3). ربيع الابرار، ج 3، ص 205؛ تنبيه الخواطر، ج 1، ص 42؛ همين معنى از «عايشه» در پاسخ اين پرسش كه پيامبر در خانه چه مىكرد وارد شده است. ر. ك: الطبقات الكبرى، ج 1، ص 366؛ كتاب الزهد، ص 15؛ الادب المفرد، ص 190؛ أنساب الاشراف، ج 1، ص 508؛ أبو بكر عبد اللّه بن محمد المعروف بابن
سيره نبوى«منطق عملى» ،ج1،ص:503
رسول خدا (ص) لباس خود را مىدوخت، و پاىافزار خويش را پينه مىزد، و بيشترين كارى كه در خانه انجام مىداد دوزندگى بود.
از «عايشه» سؤال شد كه پيامبر در خانه چه مىكرد؟ گفت:
« [كان] يفلّي ثوبه، و يحلب شاته، و يخدم نفسه.» «1»
لباس خود را پاكيزه مىكرد، و گوسفندش را مىدوشيد، و كارهاى خود را انجام مىداد.
در همين باره از «عايشه» نقل شده است كه گفت:
«كان في بيته في مهنة أهله، يفلّي ثوبه، و يحلب شاته، و يرقع ثوبه، و يخصف نعله، و يخدم نفسه، و يقمّ البيت، و يعقل البعير، و يعلف ناضحه، و يأكل مع الخادم، و يعجن معه، و يحمل بضاعته من السّوق.» «2»
رسول خدا (ص) در سراى خود در خدمت خانوادهاش بود، لباس خود را پاكيزه مىكرد، گوسفندش را مىدوشيد، جامه خود را وصله مىكرد، پاىافزار خويش را پينه مىزد، خانه را جارو مىكرد، شتر را مىبست، و شتر آبكش را علوفه مىداد، با خدمتكارش غذا مىخورد، و با او آرد خمير مىكرد، و كالاى خويش را از بازار خود حمل مىكرد.
__________________________________________________
أبى الدنيا، اصلاح المال، تحقيق و دراسة مصطفى مفلح القضاة، دار النشر للجامعات المصرية، 1410 ق. ص 210؛ مسند أبى يعلى، ج 8، ص 117، 288؛ اخلاق النبى و آدابه، صص 22- 23؛ دلائل النبوّة البيهقى، ج 1، صص 328- 329؛ مختصر تاريخ دمشق، ج 2، ص 221؛ الوفاء بأحوال المصطفى، ج 2، صص 435- 436؛ الاحسان بترتيب صحيح ابن حبّان، ج 8، ص 119؛ تهذيب الكمال، ج 1، ص 231؛ تاريخ الذهبى، ج 1، ص 459؛ سيرة ابن كثير، ج 2، ص 614؛ شمائل الرسول، ص 92؛ الجامع الصغير، ج 2، ص 387.
(1). مسند احمد بن حنبل، ج 6، ص 256؛ دلائل النبوّة البيهقى، ج 1، ص 328؛ مختصر تاريخ دمشق، ج 2، ص 221؛ الوفاء بأحوال المصطفى، ج 2، ص 435؛ تاريخ الذهبى، ج 1، ص 459؛ شمائل الرسول، ص 93.
(2). الشفا بتعريف حقوق المصطفى، ج 1، ص 171.
سيره نبوى«منطق عملى» ،ج1،ص:504
درباره روحيه پيامبر در انجام دادن كارهاى خود و خانوادهاش از «عايشه» چنين نقل شده است:
«و كان لا يمنعه الحياء أن يحمل بضاعته من السّوق إلى أهله.» «1»
رسول خدا (ص) خجالت نمىكشيد كه كالاى خود را از بازار به سوى خانوادهاش حمل كند.
«ابن شهر آشوب» درباره اين روحيه پيامبر آورده است:
«و كان يخصف النّعل، و يرقع الثّوب، و يفتح الباب، و يحلب الشّاة، و يعقل البعير فيحلبها، و يطحن مع الخادم إذا أعيا.» «2»
رسول خدا (ص) پاىافزار را پينه مىزد، و جامه را وصله مىكرد، و در سراى را خود باز مىكرد، و شير گوسفندان را مىدوشيد، و شتر را مىبست و سپس آن را مىدوشيد، و چون خدمتكارش در دستاس كردن خسته مىشد، او را كمك مىكرد.
راه و رسم رسول خدا (ص) اين بود كه تا حدّ ممكن كارهاى خويش را خود انجام دهد و به ديگران تكيه نكند. نوشتهاند آن حضرت در سفرى با اصحاب و ياران خود بود، در جايى كه آب بود توقّف كردند تا آماده نماز شوند. پيامبر كه به سوى آب مىرفت، بدون آن كه به كسى چيزى بگويد، به سوى شتر خويش بازگشت. اصحاب كه متوجّه بازگشت وى شدند، پرسيدند: «چه مىخواهيد؟» فرمود: «مىخواهم زانوى شتر خويش را ببندم.» گفتند: «اجازه دهيد ما اين كار را برايتان انجام دهيم.» فرمود:
«لا يستعن أحدكم بالنّاس و لو في قضمة من سواك.» «3»
هرگز در كارهاى خود از ديگران كمك نخواهيد [و به ديگران تكيه نكنيد] اگرچه براى قطعهاى چوب مسواك باشد.
همچنين نقل شده است كه در يكى از سفرهاى پيامبر، براى تهيّه غذا قرار شد گوسفندى ذبح شود. هر يك از اصحاب كارى عهدهدار گرديد. يكى گفت: «بريدن سر گوسفند با من.» ديگرى
__________________________________________________
(1). مرآة الجنان، ج 1، ص 25.
(2). مناقب ابن شهر آشوب، ج 1، ص 146؛ قريب به همين: اسد الغابة، ج 1، ص 36.
(3). كحل البصر، صص 68- 69.
سيره نبوى«منطق عملى» ،ج1،ص:505
گفت: «كندن پوست آن با من.» سومى گفت: «پختن آن با من.» پيامبر فرمود: «جمع كردن هيزم نيز با من.» اصحاب گفتند: «اى رسول خدا! ما خودمان كارها را مىكنيم، شما زحمت نكشيد.»
حضرت فرمود:
«قد علمت أنّكم تكفوني و لكنّي أكره أن أتميّز عليكم فإنّ اللّه يكره من عبده أن يراه متميّزا بين أصحابه.»
مىدانم كه شما كار مرا انجام مىدهيد ولى من دوست ندارم كه امتيازى بر شما داشته باشم، زيرا خداوند دوست نمىدارد بندهاش را در ميان ياران خود متمايز ببيند.
پس برخاست و براى جمع كردن هيزم به كار مشغول شد. «1» رسول خدا (ص) تأكيد مىكرد كه پيروانش روى پاى خود بايستند و از سربار بودن بپرهيزند و از دسترنج خود بزيند. مىفرمود:
«كلوا من كدّ أيديكم.» «2»
از دسترنج خود بخوريد.
از «ابن عبّاس» نقل شده است كه وقتى كسى مورد علاقه پيامبر قرار مىگرفت، حضرت سؤال مىكرد كه آيا او شغل و حرفهاى دارد؟ و اگر مىگفتند خير، مىفرمود: «از چشمم افتاد.» و در پاسخ به اين پرسش كه چرا آن فرد از چشم شما افتاد؟ مىفرمود:
«لأنّ المؤمن إذا لم يكن له حرفة يعيش بدينه.» «3»
زيرا مؤمنى كه شغل و حرفهاى نداشته باشد از راه دينش زندگى خود را مىگذراند.
مشخّص است كه اين همه تأكيد براى چيست. همه تباهىها از سستى و وابستگى و سربار بودن برمىخيزد. از اينرو بدترين مردمان كسى است كه كار نكند و زحمت نكشد و از ثمره كار ديگران بخورد. از امام صادق (ع) روايت شده كه پيامبر (ص) فرمود:
«ملعون ملعون من ألقى كلّه على النّاس.» «4»
__________________________________________________
(1). همان، ص 68.
(2). بحار الانوار، ج 66، ص 314.
(3). جامع الاخبار، صص 162- 163؛ مستدرك الوسائل، ج 13، ص 11.
(4). الكافى، ج 4، ص 12؛ و ج 5، ص 72؛ من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 68؛ تحف العقول، ص 26؛
سيره نبوى«منطق عملى» ،ج1،ص:506
رانده از نيكى و رحمت است، رانده از نيكى و رحمت است آن كه خود را سربار ديگران كند.
جهتگيرى تربيتى پيامبر بر اين بود كه مردمانى مستقل و آزاده تربيت كند، مردمانى كه روى پاى خود بايستند و تا آنجا كه ممكن است نيازهاى خود را خود تأمين كنند كه تا چنين روحيهاى در افراد پيدا نشود، استقلال فردى و ملّى معنى نخواهد يافت. با همين جهتگيرى بود كه وقتى به پيامبر عرض شد كه در يمن آينه مىسازند، اجازه دهيد از آنجا آينه وارد كنيم، فرمود: افرادى را اعزام كنيد تا بياموزند و در همينجا بسازند. پيامبر اصرار داشت كه پيروانش با كار و تلاش خود، زندگى خويش را تأمين كنند و آن قدر اين روحيه و اينگونه زيستن را ارج مىگذاشت كه مىفرمود:
«من أكل من كدّ يده مرّ على الصّراط كالبرق الخاطف.» «1»
هر كه از دسترنج خويش بخورد، از صراط چون برق درخشان بگذرد.
آن حضرت مىفرمود:
«من أكل من كدّ يده حلالا فتح له أبواب الجنّة يدخل من أيّها شاء.» «2»
هر كه از دسترنج حلال خويش معاش خود را تأمين كند، درهاى بهشت بر او گشوده شود تا از هر يك كه خواست داخل گردد.
رسول خدا (ص) آنقدر بر روى پاى خود ايستادن و به ديگران متّكى نبودن اهميت مىداد كه مىفرمود:
«من أكل من كدّ يده نظر اللّه إليه بالرّحمة ثمّ لا يعذّبه أبدا.» «3»
__________________________________________________
تهذيب الاحكام، ج 6، ص 327؛ وسائل الشيعة، ج 12، ص 18؛ در برخى منابع يك بار «ملعون» آمده است.
(1). جامع الاخبار، ص 163؛ مستدرك الوسائل، ج 13، ص 23.
(2). جامع الاخبار، ص 163؛ مستدرك الوسائل، ج 13، ص 24.
(3). همان.
سيره نبوى«منطق عملى» ،ج1،ص:507
هر كه از دسترنج خويش بخورد، خداوند با نظر رحمت به او نگرد، آنگاه هرگز او را عذاب نكند.
با همين نگرش به كار و تلاش و روى پاى خود ايستادن و مستقل بودن، مىفرمود:
«الكادّ على عياله كالمجاهد في سبيل اللّه.» «1»
تلاش كننده و زحمتكش در راه خانواده خويش چون مجاهد راه خداست.
پيامبر اكرم (ص) خود نمونه كامل كار و تلاش و روى پاى خود ايستادن بود و اوصياى آن حضرت نمونههاى شاخص مدرسه پيامبر بودند.
راه و رسم اوصياى پيامبر (ص)
امير مؤمنان على (ع) برترين تربيت شده پيامبر (ص) شبيهترين مردمان در راه و رسم به پيامبر بود، چنان كه امام صادق (ع) مىفرمود:
«كان عليّ (ع) أشبه النّاس طعمة و سيرة برسول اللّه (ص) و كان يأكل الخبز و الزّيت و يطعم النّاس الخبز و اللّحم. قال: و كان عليّ (ع) يستسقي و يحتطب و كانت فاطمة (س) تطحن و تعجن و تخبز و ترقع.» «2»
على (ع) در خوراك و راه و رسم و روش خود شبيهترين مردم به رسول خدا (ص) بود، و چنان بود كه خودش نان و روغن مىخورد و به مردم نان و گوشت مىخورانيد. و فرمود: على (ع) آب مىكشيد و هيزم مىآورد و فاطمه (س) آسيا مىكرد و خمير مىساخت و نان مىپخت و جامه وصله مىكرد.
كار و تلاش و سختكوشى پيامبر (ص) چنان بود كه جز على (ع) كسى را تاب و توان همانند او كار كردن نبود. امام صادق (ع) در اين باره فرموده است:
__________________________________________________
(1). فقه الرضا، ص 208؛ عدّة الداعى، ص 82؛ عوالى اللآلى، ج 1، ص 268، ج 2، ص 109؛ مستدرك الوسائل، ج 13، ص 55؛ و از امام صادق (ع): الكافى، ج 5، ص 88؛ من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 168 [ «من حلال» اضافه دارد]؛ وسائل الشيعة، ج 12، ص 43.
(2). الكافى، ج 8، ص 165.
سيره نبوى«منطق عملى» ،ج1،ص:508
«و كان أخاه من بعده، و الّذي ذهب بنفسه ما أكل من الدّنيا حراما قطّ حتّى خرج منها، و اللّه إن كان ليعرض له الأمران كلاهما للّه عزّ و جلّ طاعة فيأخذ بأشدّهما على بدنه، و اللّه لقد أعتق ألف مملوك لوجه اللّه عزّ و جلّ دبرت فيهم يداه، و اللّه ما أطاق عمل رسول اللّه (ص) من بعده أحد غيره.» «1»
برادر رسول خدا (ص)، على (ع) نيز- سوگند به آن كه جانش را گرفت- هرگز چيزى حرام از مال دنيا نخورد تا اين كه از اين جهان رفت، و به خدا سوگند هرگاه دو كار بر او عرضه مىشد كه هر دوى آنها اطاعت و فرمانبردارى خداى عزّ و جلّ بود، آن را انتخاب مىكرد كه بر بدنش سختتر بود، و به خدا سوگند هزار برده در راه خدا آزاد كرد كه براى [تهيّه پول] آن دستهايش از شدّت كار زخم شده بود؛ و سوگند به خدا كسى تاب و توان عمل و كار رسول خدا (ص) را پس از آن حضرت جز على نداشت.
امير مؤمنان على (ع) زيباترين و تواناترين نمونه مدرسه پيامبر، بندهاى سختكوش و پرتلاش بود. درباره راه و رسم آن حضرت چنين روايت شده است:
«إنّه لمّا كان يفرغ من الجهاد، يتفرّغ لتعليم النّاس و القضاء بينهم، فإذا فرغ من ذلك اشتغل في حائط له، يعمل فيه بيده، و هو مع ذلك ذاكر اللّه جلّ جلاله.» «2»
هرگاه از كار جهاد فارغ مىشد و آسوده خاطر مىگشت، به تعليم و آموزش مردم و قضاوت در ميان آنان مشغول مىشد، و هرگاه از اين كار هم فارغ مىشد، در باغى كه داشت سرگرم كار مىشد و در همان حال به ياد خدا و در حال ذكر بود.
امام صادق (ع) درباره روحيه تلاشگر و زندگى پركار على (ع) مىفرمايد:
«كان أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه يضرب بالمرّ و يستخرج الأرضين ... و إنّ أمير المؤمنين (ع) أعتق ألف مملوك من ماله و كدّ يده.» «3»
__________________________________________________
(1). همان، صص 164- 165.
(2). ارشاد القلوب، ج 2، صص 218- 219 [ «إنّه كان إذا» آمده است]؛ عدّة الداعى، ص 111؛ مستدرك الوسائل، ج 13، ص 25.
(3). الكافى، ج 5، ص 74 [ «باب ما يجب من الاقتداء بالأئمّة عليهم السّلام في التّعرّض للرّزق»]؛
سيره نبوى«منطق عملى» ،ج1،ص:509
امير مؤمنان (ع) بيل مىزد و زمين را شخم و استخراج مىكرد ... و آن حضرت هزار برده را از مال و كار سخت خود آزاد كرد.
پيشواى مؤمنان، على (ع) در سختترين اوضاع و احوال كار كرد و روى پاى خود ايستاد و مستقل زيست و هرگز به ديگران تكيه نكرد. از امام باقر (ع) چنين وارد شده است:
«كان أمير المؤمنين (ع) يخرج في الهاجرة في الحاجة قد كفاها يريد أن يراه اللّه يتعب نفسه فى طلب الحلال.» «1»
امير مؤمنان (ع) در گرماى شديد براى رفع نياز خود بيرون مىرفت و مىخواست خداوند او را ببيند كه در طلب حلال زحمت مىكشد و خود را به مشقّت مىاندازد.
اين سيره همه اوصياى پيامبر بود كه تلاش مىكردند و با دست خويش كار مىكردند و روى پاى خود مىايستادند تا نيازمند ديگران نباشند و نگاهشان به غير دوخته نشود. «محمد بن منكدر» «2» گويد: در روزى بسيار گرم از مدينه بيرون رفتم، در يكى از نواحى مدينه «ابو جعفر محمد بن على بن الحسين» را ديدم كه مردى فربه بود و به دو نفر غلام سياه يا دو تن از موالى خود تكيه داده بود [و از سركشى به مزرعه خويش بازمىگشت]. با خود گفتم: سبحان اللّه، مردى از بزرگان قريش در چنين وقتى و با اين حالى كه دارد در پى مال دنياست! بايد او را پند دهم. پيش رفتم و سلام كردم. با كمال خستگى در حالى كه عرق از سر و رويش مىريخت پاسخ مرا داد. گفتم:
__________________________________________________
وسائل الشيعة، ج 12، ص 22.
(1). من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 163؛ وسائل الشيعة، ج 12، ص 13.
(2). «ابو عبد اللّه محمد بن منكدر قرشى تميمى» از زاهدان و بزرگان اهل حديث است. برخى از اصحاب پيامبر را درك كرده و از آنان روايت كرده است. حدود دويست حديث از وى روايت شده است. بزرگان اهل سنّت او را در نهايت زهد و استوارى شمردهاند و مورد اعتماد و وثوق معرفى كردهاند. وى از جمله رجال عامه است كه ميل و محبتى شديد به ائمّه (ع) دارد. او در سال 130 هجرى درگذشته است. ر. ك: التاريخ الكبير، ج 1، صص 219- 220؛ حلية الاولياء، ج 3، صص 146- 158؛ رجال الكشّى، ص 390؛ صفة الصفوة، ج 2، صص 140- 144؛ تاريخ الذهبى، ج 8، صص 253- 258؛ سير أعلام النبلاء، ج 5، صص 353- 361؛ الوافى بالوفيات، ج 5، ص 78؛ تهذيب التهذيب، ج 9، صص 417- 419؛ معجم رجال الحديث، ج 17، ص 278؛ مستدركات علم رجال الحديث، ج 7، ص 339.
سيره نبوى«منطق عملى» ،ج1،ص:510
«خدا كارت را اصلاح كند، آيا شخصيتى چون شما- بزرگى از بزرگان قريش- در اين هنگام و با اين حال در پى مال دنيا مىرود؟ اگر در اين حال مرگ تو در رسد چه مىكنى؟» فرمود:
«لو جاءني الموت و أنا على هذه الحال جاءني و أنا في طاعة من طاعة اللّه عزّ و جلّ أكفّ بها نفسي و عيالي عنك و عن النّاس، و إنّما كنت أخاف لو أن جاءني الموت و أنا على معصية من معاصي اللّه.» «1»
اگر در همين حال مرگ من فرارسد [هيچ بيمى ندارم زيرا] در حال طاعتى از طاعات خدا خواهم بود كه بدين وسيله خود و خانوادهام را از تو و ديگر مردم بىنياز مىكنم.
همانا از مرگ در آن حال بيمناكم كه سرگرم گناهى از گناهان باشم.
گفتم: «رحمت خدا بر تو باد، گمان مىكردم كه بايد شما را پند دهم ولى شما مرا پند دادى.» «2»
همه پيشوايان حق چنين بودند. «ابو عمرو شيبانى» گويد: امام صادق (ع) را ديدم در حالى كه بيلى در دست داشت و لباسى خشن بر تن، و در زمين خود كار مىكرد و از پشت وى به شدّت عرق جارى بود. عرض كردم: «فدايت شوم، بيل را به من بده تا به جاى شما كار كنم.» فرمود:
«إنّي أحبّ أن يتأذّى الرّجل بحرّ الشّمس في طلب المعيشة.» «3»
دوست دارم كه شخص براى تأمين مخارج خود از حرارت آفتاب آزار ببيند.
همچنين «ابو بصير» از امام صادق (ع) روايت كرده است كه مىفرمود:
«إنّي لأعمل في بعض ضياعي حتّى أعرق و إنّ لي من يكفيني، ليعلم اللّه عزّ و جلّ أنّي أطلب الرّزق الحلال.» «4»
من در قسمتى از زمين خود كار مىكنم به حدّى كه عرق كنم با وجود اين كه هستند كسانى كه بتوانند به جاى من اين كار را بكنند، اين براى آن است كه خداوند بداند من
__________________________________________________
(1). الكافى، ج 5، صص 73- 74؛ الارشاد، ص 264؛ تهذيب الاحكام، ج 6، ص 325؛ وسائل الشيعة، ج 12، ص 10؛ مستدرك الوسائل، ج 13، صص 11- 12.
(2). همان.
(3). الكافى، ج 5، ص 76؛ وسائل الشيعة، ج 12، ص 23.
(4). الكافى، ج 5، ص 77؛ وسائل الشيعة، ج 12، ص 23.
سيره نبوى«منطق عملى» ،ج1،ص:511
در جستجوى مال حلالم.
انسانى كه روحيه كار كردن و روى پاى خود ايستادن ندارد، وابسته است و نمىتواند مستقل زندگى كند. تربيت استقلالى اوصياى پيامبر چنين بود و آنان با كردار و رفتار خويش آموزگار استقلال بودند. آن كه از نظر مالى وابسته است، از نظر فكرى نيز وابسته است. «عبد الاعلى» نقل مىكند كه روزى در يكى از راههاى مدينه با امام صادق (ع) برخورد كردم و به او گفتم: «فدايت شوم، با آن مقامى كه شما نزد خدا داريد و قرابت و نزديكىتان با رسول خدا (ص) باز هم در روزى به اين گرمى كار مىكنيد؟ پاسخ حضرت چنين بود:
«يا عبد الأعلى! خرجت في طلب الرّزق لأستغني عن مثلك.» «1»
اى عبد الاعلى! آمدهام تا در طلب رزق و روزى كار كنم تا از امثال تو بىنياز باشم.
«فضل بن ابى قرّة» نيز گويد به مزرعه امام صادق (ع) رفتيم و او در حال كار كردن بود. گفتيم:
«فدايت شويم، اجازه بده ما برايت كار كنيم، يا جوانان اين كار را بكنند.» فرمود:
«لا، دعوني، فإنّي أشتهي أن يراني اللّه عزّ و جلّ أعمل بيدي و أطلب الحلال في أذى نفسي» «2»
خير! بگذاريد خودم كار كنم، زيرا دوست دارم خداوند مرا ببيند كه با دست خود كار مىكنم، و در جستجوى حلال با رنج و كوشش خود مىباشم.
نمونههايى متعدّد از كار و تلاش اوصياى پيامبر نقل شده است كه همه گوياى آن است كه آنان به جدّ مىخواستند پيرو پيامبر و مستقل باشند و روى پاى خود بايستند و از اينرو چنين با همه همّت خويش كار مىكردند. در خبرى «حسن بن على بن ابى حمزه» از پدرش نقل مىكند كه امام كاظم (ع) را ديدم كه در زمين خود سخت كار مىكرد و از تمام وجود او عرق مىريخت. به او گفتم: «فدايت شوم، مردان كجايند [تا شما را كمك كنند يا به جاى شما كار كنند]؟» فرمود:
«يا عليّ! قد عمل باليد من هو خير منّي في أرضه و من أبي. [فقلت له: و من هو؟] فقال: رسول اللّه (ص) و أمير المؤمنين و آبائي (ع) كلّهم كانوا قد عملوا بأيديهم و هو
__________________________________________________
(1). الكافى، ج 5، ص 74؛ تهذيب الاحكام، ج 6، ص 325؛ وسائل الشيعة، ج 12، ص 10.
(2). من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 163؛ وسائل الشيعة، ج 12، ص 24.
سيره نبوى«منطق عملى» ،ج1،ص:512
من عمل النّبييّن و المرسلين و الأوصياء و الصّالحين.» «1»
اى على! بدان كه كسانى كار يدى مىكردهاند كه از من و پدر من برتر بودهاند. [گفتم:
منظور شما چه كسانىاند؟] فرمود: رسول خدا (ص) و امير مؤمنان و تمام پدران من (ع) كار يدى مىكردند و اين از اعمال پيامبران و فرستادگان است و تمام اوصيا و كليه انسانهاى صالح.
«ابن شهر آشوب» درباره برترين نمونه مدرسه پيامبر، على (ع) آورده است:
«كان [عليّ (ع)] يتصرّف على مشيّته.» «2»
على (ع) امور را به اراده خويش اداره مىكرد.
آرى، سيره پيامبر اكرم (ص) و اوصياى آن حضرت سيره استقلال بود و آنان مصداق روشن و كامل فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ «3» (بر ساقههاى خود راست و استوار ايستاده) بودند، كه براى رشد و كمال و پرواز در فضاى بىكران به بال و پرى از خود نياز است.
پَرّ من رُستست هم از ذاتِ خويش بر نچفسانم دو پَر من با سِريش «4»
__________________________________________________
(1). الكافى، ج 5، صص 75- 76؛ من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 162؛ وسائل الشيعة، ج 12، ص 23.
(2). مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 115؛ بحار الانوار، ج 41، ص 51.
(3). قرآن، فتح/ 29.
(4). مثنوى معنوى، دفتر دوم، بيت 3564.
سيره نبوى«منطق عملى» ،ج1،ص:513
اصل عزّت
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ. «1»
خداى راست عزّت (بزرگى و ارجمندى) و پيامبر او و مؤمنان راست.
__________________________________________________
(1). قرآن، منافقون/ 8.
امام رضا (ع):
(170) طوبي لمن شغل قلبه بشکر النعمة.
خوشا بحال آن کس که دل خود را به شکر گزاري از نعمتهاي الهي مشغول سازد.
(بحارالانوار)
پيام آور رحمت ،متن،ص:20 شغل و معيشت پيامبر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دوران نوجوانى را در منزل عموى خويش ابو طالب عليه السلام گذراند و ضمن كمك به ايشان به كار تجارت و كسب مىپرداخت. ابن جوزى در الوفا باحوال المصطفى 1/ 142 گويد: سائب بن ابى السائب از دوستان قديم و شريك تجارى پيامبر بود كه در دوران نوجوانى با هم به طور شراكت تجارت مىكردند. هنگامى كه مكه فتح شد سائب به ملاقات حضرت آمد. پيامبر از ديدار دوست ديرين و شريك تجارى خود بسيار شادمان شد و فرمود: «مرحبا بأخي و شريكي، كان لا يدارىء و لا يماري» خير مقدم به برادرم و شريكم كه در معامله درستكار و خوشرفتار بود. طبق نقل ابن سعد در طبقات 1/ 125 پيامبر چوپانى نيز مىكرده است. نويسندگان سيرة المصطفى/ 61 و الصحيح من سيرة النبى الاعظم 2/ 98 در اين گزارش تشكيك كردهاند. با اين وصف شبانى حضرت قابل انكار نيست. گويا چوپانى ايشان همان گونه كه به روايت ابن سعد 1/ 126 خود حضرت فرموده است: «أنا أرعى غنم أهلي» گوسفندان بستگانم را مىچراندم، محدود و براى خاندان خود بوده است. اما بعد از ازدواج با حضرت خديجه و پس از بعثت، در دورانى كه در مكه بود از اموال همسرش استفاده مىكرد و بيشتر در حال عبادت و تفكر و در انديشه اصلاح امت بود. هر چند از روايتى كه ابن سعد 1/ 126 نقل مىكند چنين استفاده مىشود كه آن حضرت تا زمان بعثت شبانى را رها نكرده است. به گفته سهيلى در الرّوض الانف 7/ 103 هزينه زندگى پيامبر در مدينه از سه راه تأمين مىشد؛ خالصه يعنى سهمى كه به عنوان فرمانده سپاه از غنايم براى خود برمىداشت، هدايايى كه به آن حضرت اهدا مىشد و يك پنجم از خمس غنايم جنگى. به نقل ابن اسحاق 2/ 165 صدقات و مخارج عمومى حضرت نيز از اموال مخيريق عالم يهودى بود كه ثروت كلان و نخلستانهاى زيادى داشت، او مسلمان شد و در جنگ احد به شهادت رسيد، قبل از شهادت وصيت كرد اموال او در خدمت پيامبر قرار گيرد تا در هر راهى كه مىخواهد و صلاح مىداند به مصرف برساند. پيام پيامبر ،ترجمهفارسى،ص:545 ابو جعفر (ع) روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «هر عبادتى [تا مدّتى] نشاط و رغبتى دارد، آنگاه به سستى مبدل مىگردد، پس هر آن كس كه رغبت عبادتش به سنّت من باشد، راه يافته است و هر آن كس كه با سنّت من مخالفت ورزد، در حقيقت بىراه گشته است و كردارش در تباهى است، امّا من [هم] نماز مىگذارم و [هم] مىخوابم و [هم] روزه مىگيرم و [هم در روزهايى] افطار مىكنم و [هم] مىخندم و [هم] گريه مىكنم، پس هر آن كس كه از روش و سنّت من رويگردان شود، از من نيست، و فرمود: پند را [آگاهى از] مرگ بس است بىنيازى را يقين بس است و عبادت به عنوان شغل كافى است». 2- پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «امّا سوگند به خداوند، من بيمناكترين شما براى خداوند، و پرهيزگارترينتان براى او هستم. ولى [هم] روزه مىگيرم و [هم] روزهام را مىشكنم و [هم] نماز مىگزارم و [هم] استراحت مىكنم، و با زنان ازدواج مىكنم، پس اگر كسى از سنّت من روى گرداند، از من نيست». ---- راه و رسم پيامبر اكرم (ص) پيامبر اكرم (ص) بهترين نمونه و سرمشق است تا مسلمانان بدو دل بندند و پاى بر جاى پاى او گذارند و روى پاى خود بايستند و به استقلال حقيقى دست يابند. رسول خدا (ص) كارهاى شخصى خود را به ديگران وانمىگذاشت و خود انجام مىداد. آنچه را كه خود مىتوانست انجام دهد به ديگران واگذار نمىكرد؛ و به هيچوجه سربار ديگران نبود. آن حضرت تربيت استقلالى را با رفتار و زندگى خود مىآموخت. سيرهنويسان در وصف پيامبر نوشتهاند: «كان يخيط ثوبه، و يخصف نعله، و كان أكثر عمله في بيته الخياطة.» «3»
برچسبها: شغل پیامبر, شغل امامان, شغل امام, چه کاره
