احادیثی از حضرت امیر(ع) در باب تلاش و کوشش
احادیثی از حضرت امیر(ع) در باب تلاش و کوشش ترجمهغررالحكمودررالكلم(محلاتى)، ج 2 ، صفحهى 586
باب التعب (رنج، سختى)
1049 1- ربّ دائب مضيّع. 4 57 چه بسا انسان پر تلاشى كه تلاشش بيهوده است.
1050 2- ثمرة الرّغبة التّعب. 3 333 ثمره و ميوه خواستن، رنج و تعب است.
1051 3- بالتّعب الشّديد تدرك الدّرجات الرّفيعة و الرّاحة الدّائمة.
3 38 به وسيله رنج سخت است كه آدمى به درجههاى والا و آسايش هميشگى برسد.
باب الجد (كوشش، جديت)
1087 1- التّشمّر للجدّ من سعادة الجدّ.
2 162 دامن به كمر زدن و مهيّا شدن براى كوشش از نيكبختى است.
1088 2- ان كنتم للنّجاة طالبين فارفضوا الغفلة و اللّهو، و الزموا الاجتهاد و الجدّ. 3 21 اگر طالب رستگارى هستيد بىخبرى و بازيگوشى را به يكسو افكنيد، و پيوسته تلاش و كوشش كنيد.
1089 3- عليك بالجدّ و ان لم يساعد الجدّ. 4 299
بر تو باد به تلاش و كوشش اگر چه بخت يار نگردد و مساعدت نكند.
1090 4- قد سعد من جدّ. 4 465 به راستى نيكبخت شد كسى كه تلاش و كوشش كرد.
1091 5- قرن الاجتهاد بالوجدان. 4 494 تلاش با يافتن همراه است.«»
1092 6- من ضعف جدّه قوى ضدّه.
5 213 كسى كه در (نظم و نسق كارها) تلاشش ناتوان باشد، دشمنش نيرومند گردد.
1093 7- من اعمل اجتهاده بلغ مراده.
5 218 كسى كه تلاشش را به كار بندد به آرمان خويش برسد.
1094 8- من ركب جدّه قهر ضدّه. 5 213 كسى كه بر مركب تلاش و جديّت سوار شود، دشمنش را مقهور كند.
1095 9- من غالب الضّدّ ركب الجدّ.
5 226 كسى كه بر دشمن پيروز شد بر مركب تلاش و جدّيت سوار گشته است.
1096 10- لقد اخطأ العاقل اللّاهى الرّشد و اصابه ذو الاجتهاد و الجدّ. 5 54 به راستى عاقل و زيركى كه خود را به لهو و لعب (و بازى) سرگرم كرده راه درست و صواب را گم كرده، ولى آن ديگرى كه تلاش و كوشش دارد بدان رسيده است.«»
1097 11- من بذل جهد طاقته بلغ كنه ارادته. 5 368 كسى كه آنچه را در توان دارد براى رسيدن به آرمان خود به كار بندد به نهايت آرمان خود خواهد رسيد.
1098 12- من استدام قرع الباب و لجّ ولج. 5 457
كسى كه كوبيدن در را ادامه دهد و لجاجت و سرسختى كند در را باز كند (و داخل شود).«» 1099 13- ما ادرك المجد من فاته الجدّ.
6 65 مجد و عظمت را در نيابد كسى كه تلاش و كوشش را از دست داده است.
از باب حرص:
1540 1- الرّزق مقسوم، الحريص محروم. 1 34 روزى (مردمان) قسمت شده است و حريص محروم (و بىبهره) است. (و تلاشش بى فايده است).
از باب العقل(خرد):
6679 85- افضل النّاس عقلا احسنهم تقديرا لمعاشه، و اشدّهم اهتماما باصلاح معاده. 2 472 برترين مردم از نظر عقل كسى است كه اندازهگيرى زندگيش از ديگران بهتر، و اهتمام و تلاشش در اصلاح معاد خود از همگان سختتر باشد.
باب الهمة (قصد، تصميم)
10620 1- اجعل كلّ همّك و سعيك للخلاص من محلّ الشّقاء و العقاب و النّجاة من مقام البلاء و العذاب.
2 223 همه همت و تلاش و كوشش خود را در راه رهايى از جايگاه بدبختى و كيفر، و نجات از محلّ عذاب و بلا قرار ده.
10621 2- من لم يكن همّه ما عند اللّه سبحانه لم يدرك مناه. 5 410 كسى كه همّت و هدفش چيزى جز از آنچه در پيشگاه خداى سبحان است باشد، به آرمان خود نرسد.
10622 3- المرء بهمّته. 1 61 آدمى به همّت خود بسته است.«» 10623 4- الفعل الجميل ينبىء عن علوّ الهمّة. 1 365 كار زيبا خبر از بلندى همت مىدهد.
10624 5- الشّرف بالهمم العالية لا بالرّمم البالية. 2 106 شرافت به همتهاى بلند است نه به استخوانهاى پوسيده (پدران و نياكان).«» 10625 6- المرء بهمّته لا بقنيته. 2 155 شخصيّت آدمى به همت او است نه به مال و اندوختهاش.
10626 7- أبعد الهمم أقربها من الكرم.
2 392 دورترين و بلندترين همّتها آن است كه به كرم و بزرگوارى نزديكتر باشد.
10627 8- أحسن الشّيم شرف الهمم.
2 395 بهترين شيوهها همتهاى بلند و شريف است.
10628 9- أتعب النّاس قلبا من علت همّته و كثرت مروّته و قلّت مقدرته. 2 440 دلريشترين مردم كسى است كه همّتى بلند و مردانگى بسيارى دارد، ولى توان مالى او اندك است. (كه نمىتواند از بينوايان دستگيرى كند)
10629 10- بقدر الهمم تكون الهموم.
3 222 اندوهها به اندازه همّتها است.
10630 11- خير الهمم أعلاها. 3 425 بهترين همّتها بلندترين آنهاست.«» 10631 12- شجاعة الرّجل على قدر همّته و غيرته على قدر حميّته. 4 181 شجاعت مرد به قدر همّت او است، و غيرت او به اندازه حميّت او (و دفع ننگ و عار او از خويشتن) است.
10632 13- على قدر الهمّة تكون الحميّة. 4 310 به اندازه همّت است حميّت و ننگ و عار داشتن.
10633 14- قدر الرّجل على قدر همّته و عمله على قدر نيّته. 4 500 قدر و منزلت مرد به قدر همّت او است و عمل و كردارش به اندازه نيّت و قصد او.
10634 15- كن بعيد الهمم اذا طلبت، كريم الظّفر اذا غلبت. 4 605 هرگاه چيزى بخواهى همّت را بلند و عالى گردان، و هرگاه غالب شدى كريمانه پيروز شو.«» 10635 16- لم يفد من كانت همّته الدّنيا عوضا و لم يقض مفترضا. 5 96 كسى كه همّتش دنيا باشد، به جاى آنچه از دست داده چيزى كسب نكرده، و واجبى را به جا نياورده است.
10636 17- من كبرت همّته كبر اهتمامه.
5 176 كسى كه همّتش بزرگ باشد اهتمام و تلاشش نيز بزرگ خواهد بود.«» 10637 18- ما رفع امرء كهمّته و لا وضعه كشهوته. 6 114 چيزى آدمى را همانند همّتش بلند نكند، و چيزى او را همانند شهوت و خواستهاش پست نكند.
10638 19- من صغرت همّته بطلت فضيلته. 5 210 كسى كه عزم و همّتش كوچك باشد فضيلت و برترىاش باطل و تباه گردد.
10639 20- من شرفت همّته عظمت قيمته. 5 272 كسى كه همّت او بلند و شريف باشد ارزش او بزرگ گردد.
10640 21- من كبرت همّته عزّ مرامه.
5 288 كسى كه همتش بزرگ باشد گران و سنگين است مرام و آرمان او.«» 10641 22- من رقى درجات الهمم عظّمته الامم. 5 313 كسى كه درجههاى همّت و تصميم را بپيمايد ملّتها او را بزرگ شمارند.
10642 23- من دنت همّته فلا تصحبه.
5 443 كسى كه همّت او پست است با او مصاحبت و رفاقت مكن.
10643 24- من صغر الهمّة حسد الصّديق على النّعمة. 6 11 رشك بردن بر دوست به خاطر نعمتى كه دارد از دون همّتى است.
10644 25- ما المغبوط الّا من كانت همّته نفسه لا يغبّها عن محاسبتها و مطالبتها و مجاهدتها. 6 105 غبطه و افسوس نبايد خورد بر حال كسى مگر بر آن كس كه همّتش اصلاح نفس او است، و هر روزه نفس خود را
حسابرسى و بازخواست كرده و با آن پيكار نمايد.
10645 26- هموم الرّجل على قدر همّته و غيرته على قدر حميّته. 6 213 اندوههاى انسان به اندازه همّت او است و غيرت او به اندازه عار و ننگ داشتن او.
10646 27- لا مروّة لمن لا همّة له. 6 402 مردانگى ندارد كسى كه همّت ندارد.
10647 28- الكفّ عمّا فى أيدى النّاس عفّة و كبر همّة. 1 365 باز ايستادن از آنچه در دستهاى مردم است (و طمع نكردن در آنها) پرهيزكارى و بزرگى همت است.
10648 29- على قدر الهمم تكون الهموم. 4 314 اندوهها به اندازه همّتها است (به هر مقدار همّت بلندتر، اندوه انجام آن بيشتر خواهد بود).
