چند واژه معادل پیکان در فارسی
| arrow | پیکان, تیر, سهم, خدنگ, یکانداز |
| dart | نیزه, پیکان, حرکت تند, زوبین, تیر |
| spear | نیزه, نیزه ای, پیکان, سنان, نیزه دار, خشت |
| arrowhead | نوک پیکان, سرتیز, پیکان |
| barb | خار, پیکان, ریش, نوک, دندانهای ریز |
| point of a spear | پیکان |
| fluke | اتفاق, خار, زمین گیر, قلاب لنگر, انتهای دمنهنگ, پیکان |
به نقل از:
google translate
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۰۳/۲۱ساعت   توسط رضا
|
