مطالب جالب

کاری کنیم پیش از آن کز ما نیاید هیچ کار!

نوشته های علی ابراهیمی سراجی درباره ی رویت هلال ماه رمضان، تا سه سال دیگر رمضان 30 روزه خواهد بود

نگاهی تحلیلی به تعداد روزهای ماه رمضان تا سال 1400 هجری شمسی (برگرفته از تقویم 10 ساله هجری شمسی استخراج بنده)
1391، 29 روزه
1392، 30 روزه
1393، 30 روزه
1394، 30 روزه
1395، 29 روزه
1396، 30 روزه
1397، 29 روزه
1398، 29 روزه
1399، 29 روزه
...
1400، 29 روزه
فکر کنم از الان باید ذهنیت همه ی آحاد مردم برای سه ماه رمضان پیش رو که 30 روزه می شود، آماده شود. این 3 ماه تحت هیچ شرایطی 29 روزه نمی شود.
ضمناً به علت پیشروی ماه رمضان به فصل بهار طی سال 1397 تا 1400 هجری شمسی 4 رمضان 29 روزه روی می دهد.

قبل تر:
دوستان عزیز دقت کنند. در فیس بوک گزارش های مختلفی از رویت هلال دیده ام که بسیاری از آنها از درجه اعتبار ساقط است. هلال شوال 1433 هلالی نبود که هر رصدگر ناشناخته و کم سابقه بتواند آن را رویت کند. لذا حجیت رویت چنین هلالی توسط رصدگران حرفه ای با رزومه ی کاری مثبت و موفق تعیین می شود و دیشب هم در تحلیل ستاد استهلال چنین اتفاقی روی داد.
 
محسن الهامیان:  ما که انواع و اقسام بد شانسی ها رو تو برنامه رویت هلالمون آوردیم! برای یک لحظه یکی از بچه ها که قبلا هم هلال گرفته بود، چیزی دید. اما از دست رفت و زیاد هم بهش اطمینانی نبود.
در کل هلال خیلی خیلی سختی بود.
 
علی ابراهیمی سراجی :دوست عزیز آقای الهامیان عرض کردم که هر رویتی مورد تأیید نیست. همین که ذکر شده طول کمان هلال دیده شده از ساعت 12 تا 6 است این یعنی رویت فوق دچار اشکال است. وقتی تجربه رصدگر را می بینیم متوجه می شویم که شخصی که هلال را دیده است تجربه ی چندانی در امر رویت ندارد
 
خسرو جعفری زاده:علی حرفت درست است. من هم گزارشهایی را دیدم که اعلام رویت می کردند. اما به دلیل تجربه نداشتن کافی و مشکلاتی در اثبات آن، پذیرفتنی نیست. در یکی از لحظه های رصد در ارتفاعات شمال خوزستان، خودم هم برای چند لحظه تصور کردم که هلال را دارم می بینم. اما با دقت بیشتر و آرامش به اشتباه خودم پی بردم.
 
علی ابراهیمی سراجی : خسرو جان، تو کلی تجربه داری و فکرکنم بیشتر از یک دهه است که رویت هلال انجام می دی. این یعنی الان تجربه به تو کمک می کنه که فرق هلال را با دود و توهم و ابر را تشخیص بدهی و این مشکلی است که تازه کارها نمی توانند این تشخیص را بدهند و نتیجه آن که مغزشان سریعاً دستور به رویت می دهد و فکر می کنند هلال را دیده اند.

قبل تر:
قبل تر:
رویت هلال شوال با تمام فراز و نشیب هایش به پایان رسید. گروه ما در برج میلاد تهران به ابر و غبار خورد و با این شرایط هلال سیاره عطار هم دیده شد ولی هر چه تلاش کردیم هلال ماه در روز و غروب رویت نشد! در مورد اعلام عید فطر هم باید عرض کنم که چن...
د رصد به ستاد استهلال رسید که رصد دوست خوبم آقای اسفندی در خرمنکوه که به مدت 10 دقیقه انجام شده بود حجیت بیشتری داشت و باعث شد عید فطر اعلام شود. در مورد این هلال و یک رصد جالب دیگر که تکلیف بسیاری از حرف های ناپخته در رویت هلال را مشخص می کند، حرف های زیادی برای گفتن دارم که به زودی مطالبی را منتشر خواهیم کرد. ممنونم از مسئولین محترم برج میلاد و ستاد استهلال استان تهران که هماره یار و یاور ما بودند. همچنین بسیار ممنونم از دوستانی که در این رصد حضور داشتند و دوستان دیگری که با من در تماس بودند تا از آخرین وضعیت رویت هلال مطلع شوند.
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۳۰ساعت   توسط رضا  | 

اطلاعاتی درباره ی جلد کتاب و چاپ آن و اجزا کتاب

انواع جنس جلد کتاب

جنس تشکیل دهنده کتاب برای محافظت و عمر بیشتر کتاب انتخاب می شود. کتاب های نفیس معمولا از مقوای سخت و ضخیم که به گالینگور شهرت دارند مجلد می شوند تا دوام و عمر بیشتری یابند و از جهت زیبایی نیز بسیار آراسته تر باشند. به جلد های گالینگور، زرکوب نیز می گویند.

اگر جنس جلد كتاب از انواع مقوا هاي نازك مانند گلاسه باشد، اصطلاحاً به آن، جلد شوميز مي گويند. این دو جنس کتاب از رایج ترین جنس ها می باشد و گاهی اما به ندرت روی این جلدها نیز لفافه ای می کشند. اما متداولترین آنها از این دو نوع خارج نمی شود.
به نقل از:

http://www.noyasystem.com/support/bookcover/materials.aspx


 

 انواع جلد

۱. جلد نرم يا جلد شميزى
۲. جلد سخت يا جلد مقوائى
روى جلد مقوائي، و به‌ندرت روى جلد شميزي، ممکن است روکش يا لفاف قرار گيرد.
  اجزاء جلد کتاب
- روکش يا لفاف:
روکش يا لفاف عبارت است از پوششى کاغذى که به خاطر محافظت جلد - يا زيبائى - روى آن کشيده مى‌شود. سطح داخلى روکش معمولاً سفيد و خالى است، ولى ندرتاً مطالبى روى آن چاپ مى‌شود.
- لبهٔ برگردان:
لبهٔ گردان روکش معمولاً از جلد کتاب بزرگتر است و مقدارى از آن در دو طرف تا مى‌خورد و در داخل، ميان جلد و بدنهٔ کتاب قرار مى‌گيرد. اين قسمت را 'لبه برگردان' مى‌نامند. روى لبه‌‌برگردان گاه هيچ چيز قرار نمى‌گيرد، جز بهاء کتاب در پائين لبه برگردان اول کتاب. ولى معمولاً سطح داخلى لبه‌برگردان‌ها به شرحى کوتاه دربارهٔ کتاب و نويسندهٔ آن اختصاص داده مى‌شود. گاه مطلب از لبه‌برگردان اول کتاب به لبه‌برگردان آخر کتاب ادامه مى‌يابد. (مطالب روى لبه‌برگردان در انگليسى Blurb ناميده مى‌شوند). بعضى کتاب‌هاى جلد نرم يا جلد شميزى هم داراى لبه‌برگردان از جنس کاغذ يا مقواى شميز جلد هستند.
- باند يدک روکش:
گاه روى روکش، يا در کتاب‌هائى که روکش ندارند روى جلد در پائين، نوارى پهن قرار مى‌گيرد که روى آن بهاء يا مطالب ديگر نوشته شده يا داراى مطالبى است که صرفاً جنبهٔ آگهى دارد. اهل فن اين قطعه کاغذ نوارى را 'باند يدک روکش' مى‌نامند.
- روى جلد کتاب:
روى جلد کتاب عبارت است از نخستين سطح بيرونى جلد کتاب؛ اصطلاح 'روى جلد کتاب' گاه ممکن است براى نخستين سطح روکش کتاب نيز به‌کار رود. در کتاب‌هائى که روکش ندارند عنوان کتاب روى جلد چاپ مى‌شود. ولى در کتاب‌هاى روکش‌دار، عنوان کتاب روى روکش قرار مى‌گيرد و روى جلد کتاب معمولاً چيزى چاپ نمى‌شود [مگر در عطف].
- ترتيب چاپ روى جلد کتاب:
نکاتى که روى جلد کتاب يا روى روکش قرار مى‌گيرند عبارتند از:
نام مؤلف، نام کتاب، و گاه نام ناشر؛ هم‌چنين به‌ندرت پاره‌اى جزئيات ديگر، از جمله شمارهٔ ويراست. ترتيب دادن اين نکات، نوع حروف و غيره، کار بخش‌هاى توليد کتاب است.
در مورد کتاب‌هاى ترجمه بايد گفت که در کشورهاى غربى کمتر نام مترجم را روى کتاب چاپ مى‌کنند. اما در صورتى که قرار دادن نام مترجم روى جلد کتاب مورد نظر باشد، بهتر است نخست، نام مؤلف، سپس عنوان کتاب، و سرانجام نام مترجم را چاپ کرد؛ يا پيش از نام مترجم افزود: 'ترجمهٔ' يا 'مترجم' . بودن دو نام روى جلد، زير هم و بدون واژه‌هاى 'تأليف' يا 'نوشتهٔ' يا 'ترجمهٔ' و غيره، ممکن است اين پندار را در ذهن خوانندگان هست کند که آن دو تن با هم کتاب را نوشته‌اند.
در کتاب‌هائى که به يک سلسله يا مجموعه تعلق دارند، يا نام رديفى دارند، معمولاً نخست نام سلسله و غيره، سپس نام کتاب و پس از آن نام مؤلف قرار مى‌گيرد.
- عطف:
عطف عبارت است از پشت قطر کتاب، اعم از جلد اصلى يا روکش. ولى گاه به قسمت صحافى کتاب نيز اطلاق مى‌شود. روى عطف کتاب معمولاً نام مؤلف و عنوان کوتاه کتاب و نام کوتاه يا علامت (آرم) ناشر چاپ مى‌شود. بسته به قطر کتاب، اين مطالب مى‌توانند افقى يا عمودى قرار بگيرند. در صورتى که عمودى چاپ شوند، در کتاب‌هاى انگليسى و آمريکائى مطالب معمولاً از بالا به پائين و در کتاب‌هاى اروپائى بيشتر از پائين به بالا چيده مى‌شوند. در فارسى شيوهٔ انگليسى - آمريکائى حاکم است، ولى مسئله چندان مهم نيست و بيش از هر چيز به سليقهٔ طراح کتاب بستگى دارد؛ و البته در باختر زمين گاه در يک کشور واحد نمونه‌هاى متضاد فراوان ديده مى‌شوند.
- پشت جلد کتاب:
پشت جلد کتاب عبارت است از آخرين سطح جلد کتاب. اصطلاح 'پشت جلد کتاب' ممکن است براى آخرين سطح روکش نيز به‌کار رود. در پشت جلد کتاب گاه چيزى قرار نمى‌گيرد، و گاه مطالبى دربارهٔ نويسنده، يا کتاب، يا آگهى‌هاى ديگر، چاپ مى‌شود. براى کتاب‌هاى دوزبانه و چندزبانه، بهتر است پشت جلد کتاب با زبان يا زبان‌هاى ديگر کتاب، مشخصات و محتواى کتاب را معرفى کند. به‌خصوص در فرهنگ‌هاى دوزبانه مثلاً انگليسى به فارسى که کتاب از چپ بسته مى‌شود، پشت جلد کتاب طرف اصلى به حساب مى‌آيد.
- آستر بدرقه:
آستر بدرقه عبارت است از يک ورقهٔ سرتاسرى که نيمى از آن روى سطح داخلى جلد چسبانده مى‌شود و نيم ديگر آزاد قرار مى‌گيرد و جزو بدنهٔ کتاب است. روى قسمتى که به سطح داخلى جلد چسبانده شده معمولاً چيزى نيست. به‌ندرت ممکن است لوحهٔ آغاز روى اين قسمت قرار گيرد که متعارف نيست. گاه ممکن است روى سراسر آستر بدرقه، نقشه يا چيزهاى ديگر چاپ شود. در کتابخانه‌ها معمولاً 'جيب کتاب' را بيشتر در همين قسمت مى‌چسبانند. جيب کتاب پاکتى است که 'برگه' يا 'کارت' کتابخانه را در آن مى‌گذارند.
- برگ آزاد:
برگ آزاد عبارت از نخستين برگى است که پس از آستر بدرقه قرار مى‌گيرد. روى برگ آزاد هيچ چيز چاپ نمى‌شود و روى و پشت آن نيز در شماره‌گذارى واحدهاى پيش از متن به حساب نمى‌آيد؛ يعنى يک واحد صحافى است، نه جزو متن کتاب. در بسيارى از کتاب‌ها، برگ آزاد عملاً همان قسمت آزاد آستر بدرقه است.
- بدنهٔ کتاب:
بدنهٔ کتاب عبارت است از مجموعهٔ برگ‌هاى کتاب.
صفحه، برگ، ورق، ورقه. صفحه عملاً به دو مفهوم به‌کار مى‌رود:
الف- يک روى 'صفحه' ، به مفهوم هندسي؛
ب- 'برگ' يا 'ورق' يا 'ورقهٔ' کاغذ، که شيئى است مادي، داراى دو رو يا 'صفحه' به مفهوم (الف). در فارسى مى‌توان واژهٔ 'صفحه' را به مفهوم 'رو' ى هندسى به‌کار برد، و شيء مادى دو رويه يا دو 'صفحه' اى را 'برگ' ناميد.
هر صفحه، داراى متن (ناحيهٔ چيده‌شده) و حاشيه است. حاشيه شامل حاشيهٔ فوقاني، حاشيهٔ تحتاني، حاشيهٔ خارجى (طرف برش)، و حاشيهٔ داخلى (طرف صحافى يا عطف) مى‌شود. در نرم‌افزارهاى حروف‌چينى پيشرفته اين تعاريف بسيار گسترده‌تر هستند. اين مشخصات را صفحهٔ مادر يا Master Page مى‌نامند.
- ناودان:
ناودان عبارت است از دو حاشيهٔ داخلى دو صفحهٔ متقابل و منتهى‌اليه داخلى آنها که صحافى شده است.
- تا:
تا عبارت است از منتهى‌اليه تاخوردهٔ صفحه‌ها که صحافى مى‌شود و به هم اتصال مى‌يابد.
- صحافي:
صحافى عبارت است از اتصال برگ‌هاى کتاب و جلد کردن آنها در مجموعه‌اى واحد، به هر شيوه‌اى که باشد.
- برش:
برش عبارت است از سه لبهٔ آزاد برگ‌ها که پس از صحافي، با ماشين بريده و منظم مى‌شود. قاعدتاً بايد بتوان از برش‌ فوقاني، خارجي، و تحتانى صحبت کرد؛ ولى معمولاً وقتى 'برش' به تنهائى آورده مى‌شود، منظور 'برش خارجي' است، براى نمونه: 'حاشيهٔ طرف برش در بيشتر کتاب‌ها اندکى عريض‌تر از حاشيهٔ طرف صحافى است.' در پاره‌اى کتاب‌ها، بريدن انتهاهاى آزاد فرم‌ها را به خوانندگان واگذار مى‌کنند، مانند بعضى کتاب‌هاى فرانسوي.
برش در بعضى صحافى‌هاى نفيس ممکن است رنگى يا طلائى باشد.
- شيرازه:
شيرازه عبارت است از نوارى پهن که در قسمت صحافى‌شدهٔ بدنهٔ کتاب قرار مى‌گيرد. انتهاى فوقانى و تحتانى شيرازه معمولاً داراى بندى است به رنگ‌هاى متناوب سفيد و آبى و سرخ و قهوه‌اى يا رنگ‌هاى ديگر.
- لوح:
لوح عبارت است از برگى کاغذى - معمولاً ضخيم‌تر و سنگين‌تر از کاغذ متن - که روى آن تصوير يا نقشه‌اى چاپ شده و خارج از متن به کتاب الصاق مى‌شود. لوح مى‌تواند مشمول شماره‌گذارى صفحه‌هاى کتاب باشد، ولى معمولاً نيست.
- نوارِ نشان:
نوار نشان عبارت است از نوارى بسيار نازک و باريک از پارچه که در بالا به شيرازه متصل است و انتهاى ديگر آن آزاد است و در ميان برگ‌هاى کتاب قرار مى‌گيرد. نوارِ نشان، وسيله‌اى است کمکى براى نشان کردن صفحه‌ها در جريان خواندن. عملاً معدودى از کتاب‌ها نوار نشان دارند.

 

به نقل از:

http://vista.ir/?view=data&id=18197


گفتنی است که کتاب با انواع جلد های شومیز – سلفون یا سفلن – زر کوب و گالینگو چاپ می شود .

شومیز :مانند جلد کتاب درسی

سفلن : جلد کتاب های خشک و با روکش براق و نایلونی

زر کوب: نوشته های روی جلد طلایی است

گالینگور : معمولاً جلد های خیلی خشک و محکم با روکش غیر براق

کاغذ هایی که در چاپ کتاب مورد استفاده قرار می گیرند :

           1-کاغذ گلاسه که مرغوب ترین و گران ترین کاغذ است .

2-کاغذ 80 گرمی که نوع سفید معمولی است

3-کاغذ کاهی که پایین ترین کیفیت را دارد و سبک تر از بقیه کاغذ ها می باشد .

به نقل از:

http://ashrf.blogfa.com/post-2.aspx


صحافی*

*الهه جابری، دانشجو کارشناسی ارشد مدیریت نشر

            زمستان 89

·        صحافی، یا جلد کردن کتاب، به عمل تا و ترتیب فرم‌های چاپ شده متن کتاب، جلدگذاری و در نهایت برش کتاب گفته می‌شود. فرم‌های چاپ شده متن کتاب، بوسیله دستگاه تاکن بر اساس قطع کتاب تا می‌شود و سپس فرم‌ها بوسیله ماشین صحافی ترتیب می‌شوند (مثال: یک کتاب ۱۶۰ صفحه‌ای رقعی، دارای ۱۰ فرم چاپی ۱۶ صفحه‌ای است که باید مرتب شوند: فرم یک، فرم دو، ...، فرم ده) و سپس بستگی به نوع صحافی با ماشین صحافی که می‌تواند چسب، مفتول زن، دوخت و جلدسازی باشد به جلد متصل می‌شوند. در نهایت براساس قطع استاندارد برش خورده و در اینجا مرحله صحافی به پایان می‌رسد.در گذشته به این حرفه ورّاقی نیز اطلاق می شده که البته جز صحافی و جلد کردن کتاب، مواردی همچون نسخه نویسی و تهیه رونوشت و تکثیر کتاب و... را نیز دربر می گرفته است. (ویکیپدیا)

·        فن تنظیم و به هم پیوستن صفحا ت کتاب و قرار دادن آنها بین دو جلد ، به منظور یکجا نگه داشتن صفحا ت و جلوگیری از فرسوده شدن یا پاره شدن آنها و تسهیل استفاده از آنها نامیده میشود.

·        صحافی فرآیندی است که از طریق آن صفحه های کتاب یا مجله چاپ شده در بین جلد قرار گیرد.(فرآیند چاپ و صحافی )

تاریخچه:

از زمانی که برای نوشتن از ورق استفاده کردند (چه پوستی  چه چرمی) به نگهداری آن در پوششی محکم نیز توجه نشان داده شد.برای جلد کردن از چرم،چوب،عاج،فلز های گرانبها ، پارچه ، ترکیب چوب و چرم، مقوا و حتی اشیای زینتی استفاده میکردند.کهن ترین نسخه های مجلد روایات  قبطی انجیل بوده که طی 6 قرن بعد از میلاد تهیه شده است (صحافی قبطی )

نمونه های قدیمی صحافی:

·         صحافی قبطی ( Coptic binding) :

توسط مسیحیان در مصر رشد یافته و از قرن دوم قبل از میلاد تا قرن 11 استفاده میشد.تقریبآ 120 نوع از این نوع جلد سازی در موزه ها سالم مانده اند.در این نوع جلد سازی چند لایه پاپیروس را روی هم قرار داده ودفته های جلد را میساختند و بر روی انها چرم میکشیدند و دو دفته را با تسمه های چرمی به هم میبستند.

·         صحافی حبشی ( سیاه پوستان) Ethiopian binding :

 شببه صحافی قبطی بود و کاور هایی از جنس چوب به کاغذ متصل میکردند ( توسط تسمه و سوراخ هایی که در انتهای ورق ها تعبیه میشد )

·         Long –stitch binding :

 جنس کاور از چرم گاو یا گوساله تهیه می شد و در این نوع جلد سازی نیاز به چسب نبود .به این صورت که جلد چرمی را شیار شیار کرده و هر دسته کاغذ را به طور جدا گانه ، به جلد می دوختند.

·         Limp vellum (جلد پوست گوساله )

این نوع جلد از یک قطعه پوست گوساله یا مواد مشابه به آن تهیه می شد و برای کتاب های معمولی و انعطاف پذیر استفاده میشد و تا قرن های 16 و17 میلادی رایج بود.

·         Girdle book

قابل حمل – رایج در قرن 13 تا 16 میلادی

محافظت از کتاب در برابر دزدی و ...

·         جلد پارچه ای

·         جلد کاغذی

·         جلد بلژیکی

·         روش جلدسازی سنتی چین

جلد سازی ایرانی :

از دوره تمدن پیش از اسلام نمونه از صحافی تا کنون به دست نیامده است جز بازمانده های آثاری که احتمال می دهند به مانویان متعلق باشند.اما در تمدن ایرانی قبل از اسلام همه ی متون و کتب،از جمله صحافی پیشرفتی چشم گیر داشت.در دوره سلجوقیان هنر تجلید به همراه تذهیب (طلاکاری) با نقشهای هندسی و تحریری رونق یافت.روی کتاب که پیش از دوره سلجوقیان پوششی از چرم داشت از کاغذ و مقوا نیز برای ساختن جلد استفاده شد.در عهد تیموری هنر صحافی و جلد سازی به سر حد کمال رسید و جلد کتاب و تزیینات داخل آن با عالی ترین شکل ممکن انجام گرفت. در دوره ی  صفویه بازار هنر رونق بیشتری یافت و با ابداع جلد لاکی توسط هنرمندان قزوینی تحولی در هنر تجلید به وجود آورد.

انواع جلد سازی ایرانی :

جلد ضربی( صفوی) : روی زمینه را چرم می کشیدند و با فلز منقوش روی چرم میکوبیدند تا چرم حالت نقش برجسته گیرد.

جلد سوخت : بعد از کشیدن چرم روی زمینه ، فلزی که حاوی نقش دلخواه است داغ میکنند و با فشاری بر چرم نقش برجسته به دست می آید.

جلد لاکی :روی زمینه مقوایی ، یک لایه روغن شفاف زده سپس با رنگ و روغن روی جلد را نقاشی کرده و نهایتآ روی آن را لاک میزنند.

جلد موجی : در این نوع جلد قلع و سریشم را روی زمینه زده و بعد از خشک شدن روی آن را با سنگ صیقلی براق می کنند.

جلد زرکوب : بعد از کشیدن چرم روی زمینه طرح یا نوشته مورد نظر را کلیشه کرده و به وسیله آن طرح را با به کار بردن ورقه های طلا روی جلد پرس می کنند.

جلد معرق :(عهد تیموری) بعد از کشیدن طرح روی چرم ، نقش طراحی شده را  جدا کرده و آن را روی قطعه چرمی دیگری ( که غالبآ تیره و سوخته بوده ) می چسباندند طوری که میان قطعات بریده شده و قطعه چرم زمینه هیچ برجستگی و درزی دیده نمیشد.

جلد پارچه ای یا ترمه ای :( قاجاریه ) بیشتر کتب ادعیه و بیاض های ادبی

جلد کاغذی: (قاجاریه) با سفر محمد تقی صحاف باشی به فرنگ و آموزش روش صحافی فرنگی ، جلد سازی فرنگی یا جلد فرنگی ساز رواج یافت.

انواع صحافی :

1)    از نظر اجرا :

·        دستی یا سنتی : برای آثار هنری و نفیس و آثاری با شمارگان کم

·        ماشینی یا مدرن : معمولآ برای کتاب های متن (Text)

2)    از نظر نوع جلد :

جلد سخت ( hard cover – hard bound ):جلد های سخت به جلد کتابخانه ای هم معروفند (library binding ) از این جلد برای کتاب های مرجع و کتاب های قطور استفاده می شود.شامل یک مقوا با پوشش سلفون یا سایر پوشش ها مثل چرم یا پارچه اند.

چرم نرم ( soft cover – soft bound ) : به جلد نرم ، جلد کاغذی ( paper back ) یا جلد شومیز هم می گویند. جلد نرم معمولآ کاغذ گلاسه ای  با وزن 250 گرم است.

3)    از نظر روش اتصال :

·         ته چسب : جلد های کاغذی یا شومیز معمولآ ته چسبند.برای اتصال کاغذ ها به عطف و استحکام آن از چسب استفاده می شود.به همین اساس ازچسب  گرم یا سرد استفاده می شود.استحکام و کیفیت چسب گرم بهتر از چسب سرد است.

·         ته دوخت : جلدهای سخت

          در روش ته دوز فرم های چاپ شده از چتد نقطه  با نخ به هم دوخته می شود.

·         مفتولی ( فنری )

چرمهای مخصوص صحافی

•        چرم گوساله:تا پایان قرن 18 میلادی برای صحافی از چرم گوساله استفاده می کردند.

•        چرم روسی :نوعی چرم گاو است که با عصاره پوست درخت بید دباغی شده است .

•        چرم گاو : سخت و ضخیم

•        چرم بز : ( تیماج سماقی ) بهترین نوع چرم برای صحافی است .

•        چرم کانگورو

•        چرم خوک آبی

•        چرم سمور آبی

•        چرم گوزن

•        چرم ساغری ( چرم پوست گورخر ، اسب وحشی ، و شتر )

•        چرم کوسه ماهی

•        چرم اسب

•        چرم پوست انسان

مراحل صحافی کتب جلد سخت:

1.   تا کردن (Folding)

معمولا چند صفحه ی یک اثر چاپی بر روی یک زینک منتقل می شود و سپس بر روی یک کاغذ ورقی با ابعاد مختلف یا کاغذ رول به هم پیوسته و به صورت پشت و رو چاپ می شوند. به هر کدام از اینها یک فرم می گویند. این فرم ها بسته به ابعاد کتاب 4 صفحه ، 6، 8 ،  16 ، 32 ، 66 یا کمتر و بیشتررادر خودجای میدهند. عمل تا کردن این فرمها به وسیله ی دستگاه های خودکاری انجام می شوند که به آنها دستگاه تاکن می گویند. معمولا دستگاه های تاکن مجهز به خط تازن و خط پرفراژ زن هم می باشند . خط تا با ضربه ی تیغه های فلزی دستگاه تاکن به محل مورد نظردر کاغذ ایجادمیشود ( مثلا برای سهولت قرار گرفتن کاغذ در بین جلد ، 2 خط تا در محل عطف جلد زده میشود تا صفحات کتاب به جلد فشار زیادی نیاورد. )

خط پرفراژ خطی روزنه دار است که با کمک تیغه های متصل به دستگاه تاکن در محل ورد نظر فرم های چاپ شده ایجاد می شوند.( بلیط ، سربرگ و ....) در صحافی ته چسب در محل اتصال صفحات به عطف ، خط پرفراژ ایجاد می شود تا چسب های مایع از این روزنه ها عبور کرده و صفحات بهتر و محکم تر به هم بچسبند.

 

2.   ترتیب (Gathering)

عمل قرار دادن فرم های تا شده در کنار هم و به همان ترتیبی که قراراست در جلد قرارگیرند (دستی یا ماشینی)

3. لت گذاری یا لت چسبانی

لت: صفحاتی که به دلایل خاص ( تفاوت در رنگ ، اندازه ،جنس...) به صورت جداگانه چاپ می شوند و در مرحله ی صحافی لابه لای فرم ها قرار می گیرند.

4.ته دوزی(Stitching)

·         ته دوخت

ابتدا فرمها با استفاده از نخو ماشین دوخت در چند محل عطف به هم متصل می شوند . سپس دستگاهی به نام ته گرد کن عطف کتاب را برای تسهیل باز و بست کردن گرد میکند. در مرحله ی بعد روکشی توری برای استحکام بیشتر عطف به آن چسبانده می شود. اغلب جلد این کتابها جلد سخت است . فرم های دوخته شده کتاب به کمک آستر بدرقه به جلد متصل می شود . آستر بدرقه مجموعا 4 ورق (8 صفحه) است که در قسمت داخلی پشت وروی هر طرف جلد  2 ورق آن قرار می گیرد.

·         مفتولی(مجلات و منابع کم صفحه و با جلد نرم)

-        مفتول دوزی میانی : راحتی باز و بسته کردن

-        مفتول دوزی حاشیه ای : برای تعداد صفحات بیشتر

·         ته چسب

صحافی ته چسب بر اساس چسب استفاده شده تفاوت هایی دارد ( سردوگرم) این نکته قابل توجه است که چسب گرم استحکام بیشتری نسبت به چسب سرد دارد.

·         فنری

اغلب برای کتابها و منابعی استفاده می شود که لازم است صفحات آن باز و کم و زیاد شود.( جلد نرم)

-        سیمی مارپیچ

-        پلاستیکی حلقوی

5.    برش (Trimming or Cutting )

در کتابهای جلد سخت ، قبلاز جلد زنی عمل برش صفحات انجام میگیرد . عمل برش با دستگاه برش انجام شده ( دستی یا خودکار) و برخی از این دستگاهها همزمان 3 طرف حاشیه را برش میزنند .

ü     در کتابهای جلد نرم ، مرحله ی جلدزنی قبل از برش انجام می گیرد.

6.    جلدزنی

در این مرحله فرم های دوخته شده به جلد متصل می شوند.

7.    عملیات تکمیلی یا پایانی

سلفون کشی ، جلا زدن ، طلاکوبی ، برجسته کاری ، بسته بندی و ....

منابع و مآخذ :

•        آشنایی با چاپ و نشر  در روابط عمومی-حمید محسنی – نشر کتابدار- 1387

•        مبانی نشر کتاب – عبدالحسین آزرنگ – انتشارات سمت- چاپ ششم – 1386

•        آفت ها و آسیب های مواد کتابخانه – مهرداد نیکنام – ناشر: دبیرخانه هیآت امنای کتابخانه های عمومی کشور – بهار 1371

به نقل از:

http://publishingmanagement.vastblog.com/posts/5/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9+%D8%AC%D9%84%D8%AF/

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۲۹ساعت   توسط رضا  | 

انواع قطع ( اندازه ) کتاب ها ( کتب )

پرش به: ناوبری, جستجو

قطع کتاب همان اندازه درازا و پهنا کتاب است و انواع مختلفی دارد.

علت بوجود آمدن قطع‌های مختلف برای کتاب، استفاده آسان‌تر یا متناسب با نوع کاربرد هر کتاب بوده‌است بطور مثال کتابی که به راحتی بتواند به همراه افراد باشد و فضای زیادی اشغال نکند بایستی مثلا در قطع جیبی صحافی گردد. استفاده از اندازه‌های مختلف در بهبود کار مؤثر خواهد بود.

آلدوس مانوتیوس، از اهالی ونیز، نخستین کسی بود که به نقش و اهمیت قطع کتاب در میزان استفاده از آن پی برد. اندازه ابداعی او برای کتاب، هم حمل و نقل آن را آسان می‌ساخت و هم هزینه‌های چاپ را کاهش می‌داد. قطع مورد استفاده او قطع وزیری بود که جانشین قطع سلطانی شد.[۱]

امروزه، قطع کتاب نشان‌دهنده تعداد دفعات تاشدن کاغذ در چاپخانه نیز هست که منجر به تشکیل ورق‌های کتاب می‌شود.[۲] به‌طور مثال کاغذ دوورقی با چهار صفحه در قطع رحلی، چهارورقی با هشت صفحه در قطع وزیری، و هشت‌ورقی با شانزده صفحه در قطع رقعی برابر است.[۳]

انواع قطع کتاب [ویرایش]

هم‌اکنون رایج‌ترین قطع برای کتاب، در همه جا، قطع وزیری است که ابعاد آن از ۱۳×۲۰ تا ۲۰×۲۶ سانتی‌متر متغیر است. قطع رقعی با ابعاد ۱۵×۲۲ و قطع جیبی با ابعاد ۱۱×۵/۱۶ سانتیمتر از دیگر قطع‌های رایج محسوب می‌شود. معمولا در چاپ کتاب‌های هنری و نفیس از قطع رحلی و برای کتاب‌های کودکان از قطع خشتی استفاده می‌شود. باید توجه داشت ابعاد ذکر شده برای هر قطع تقریبی است و در برخی منابع اندازه‌های متفاوتی ارائه شده‌است.

برخی قطع‌های رایج در میان مسلمانان به شرح زیر بوده‌است:

  • قطع رقعی: در اندازه ۱۴*۲۲ سانتی متر و مطابق نظر دیگر اندازه قطعی است به طول و عرض تقریبی ۱۹×۱۰ سانتی‌متر.
  • قطع وزیری: در گذشته دارای سه اندازه کوچک (به طول و عرض تقریبی ۲۱×۱۵ سانتیمتر)، متوسط (۲۴×۱۶) و بزرگ (۳۰×۲۰) بوده‌است.
  • بازوبندی: ۲×۳ سانتیمتر، بیشتر برای کتاب‌های دعا یا سوره‌ها و آیات قرآنی که در ابعاد کوچک تهیه می‌شد و با نخ یا چرم به بازو می‌بستند؛
  • بغدادی: اندازه دقیق این قطع مشخص نیست، ولی از گفته رشیدالدین فضل‌الله (۶۴۸؟- ۷۱۸ق.)، در وقفنامه ربع رشیدی چنین برمی‌آید که ابعادی بزرگ‌تر از نسخه‌های مرسوم داشته است؛
  • بغلی: ۵×۷ سانتیمتر.
  • قطع بیاض یا بیاضی: از جانب طول آن باز و بست می‌شده و شیرازه‌بندی آن از طرف عرض اوراق بوده که در میان نسخه‌نویسان و کتاب‌سازان به بیاض شهرت داشته است، قطع بیاضی منسوب است و مخصوص به بیاض‌ها که بیشتر کتب ادعیه، زیارات و مجموعه‌های ادبی (که به غرض اشخاص فراهم می‌آمده) به هیأت مذکور صحافی و جلد می‌شده است.
  • جانمازی: با ابعاد ۷×۱۲ سانتیمتر که معمولا برای قرآن و کتاب‌های دعا به‌کار می‌رفته است؛
  • قطع حمایلی: قطعی بوده‌است به طول و عرض ۱۲×۶ سانتی‌متر. وجه تسمیة این قطع به حمایلی، این است که نسخه‌هایی را که در قطع مزبور بوده‌است به صورت حمایل روی لباس زیرین می‌آویخته‌اند.
  • قطع بغلی: این قطع که معادل قطع جیبی بزرگ در روزگار ماست. دارای طول و عرض تقریبی ۷×۵ سانتی‌متر بوده‌است.
  • قطع خشتی:از کهن‌ترین قطع‌های نسخه‌های خطی است به طول و عرض همسان و برابر. به شکل مربع که طول و عرض آن مساوی است و در سده‌های نخست تمدن اسلامی بسیار رایج بوده است. هم‌اکنون اغلب برای کتاب‌های کودکان استفاده می​شود.
  • قطع رحلی:[۴] در ابعاد بیشتر از ۲۵×۳۵ سانتیمتر که به انواع کوچک، متوسط، و بزرگ تقسیم می‌شود. این قطع را به این جهت رحلی می‌گویند که هنگام خواندن کتاب قطع رحلی، آن را بر روی چهارپایة چوبی – یعنی رحل – قرار می‌داده‌اند. قطع مزبور دارای اندازه‌های تقریبی زیر است:
    • رحلی کوچک: طول ۴۲، عرض ۲۷ سانتی‌متر.
    • رحلی متوسط: طول ۵۰، عرض ۳۰ سانتی‌متر.
    • رحلی بزرگ: طول ۶۰، عرض ۳۰ سانتی‌متر. عموماً نسخه‌های کتاب‌هایی چون قرآن مجید، مثنوی مولوی، شاهنامه فردوسی که در مجالس و محافل قرائت و خوانده می‌شده، با این قطع بوده است.
  • قطع سلطانی یا تیموری: با ابعاد ۳۰×۴۰ سانتیمتر، بیشتر نسخه‌های نفیسی را که برای شاهان و شاهزادگان در دوره تیموریان (۷۷۱-۹۱۱ق.)، استنساخ می‌شد، در این قطع می‌ساختند. نمونه مشهور آن شاهنامه بایسنغری موجود در کاخ گلستان تهران است که ابعاد تقریبی آن همین اندازه است. در اواخر عصر مغولان و اوایل عهد تیموریان برای کتاب‌های خطی در ایران رواج یافت که به این جهت آن را قطع تیموری نیز می‌گویند. طول و عرض تقریبی آن ۴۰×۳۰ سانتی‌متر است.
  • طومار: اتصال اوراق کتاب به‌گونه‌ای که به شکل لوله در آید. معمولا در تهیه طومارها از کاغذهایی با عرض کم استفاده می‌شد. هر چند که طول آنها بسیار متغیر بوده‌است. برای نگهداری طومار، اغلب محفظه‌ای به همان شکل می‌ساختند؛
  • نیم‌ربعی: ۱۰×۱۸ یا ۹×۱۷ سانتیمتر؛
  • نیم ورقی: ۲۲×۳۴ سانتیمتر که در ابعاد دیگری هم وجود دارد.[۴]
  • جیبی: این قطع که در گذشته به قطع بغلی شهرت داشته​است دارای طول و عرض تقریبی ۷×۵ سانتی‌متر است.

منبع [ویرایش]

  1. ↑ استیپچویچ، الکساندر. کتاب در پویه تاریخ. ترجمه حمیدرضا آژیر و حمیدرضا شیخی. مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۷۳
  2. ↑ سلطانی، پوری؛ راستین، فروردین. دانشنامه کتابداری و اطلاع‌رسانی. ذیل «قطع کتاب»
  3. ↑ صافی، قاسم. از چاپخانه تا کتابخانه. تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۸۱
  4. ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ «واژگان نظام کتاب‌آرایی». در نجیب مایل هروی. کتاب‌آرایی در تمدن اسلامی. مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۷۲، ص ۵۷۱-۸۳۲
  • آشنایی با صنعت چاپ از حروف‌چینی تا صحافی، ناشر: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات

به نقل از:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%B7%D8%B9_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8


قطع کتاب یا سالنامه با توجه به طول و عرض صفحات کاغذ آن مشخص می شود. برخی از قطع های معروف بدین شرح است :


 

قطع مدیران (5/19×5/25)، قطع وزیری (16×23)، قطع رقعی(14×21) ، قطع خشتی (21×21)، قطع پالتویی (5/10×5/21)، قطع جیبی پالتویی (5/7×16) و…


 

قطع (کتاب)


 

 به اندازه طول و عرض کتاب و هر نوع نشریه، قطع گفته می‌شود. هدف از آن رواج اندازه‌های مختلف برای کتاب، به‌منظور استفاده آسان‌تر یا متناسب با نوع کاربرد کتاب است.در سال‌های آغازین پیدایش چاپ، قطع رایج کتاب‌های چاپی همانند نسخه‌های خطی بود. ولی، به‌تدریج، چاپ‌کنندگان کتاب دریافتند که استفاده از اندازه‌های مختلف در بهبود کار مؤثر خواهد بود. آلدوس مانوتیوس (۱۴۴۹-۱۵۱۵)، چاپگر ساکن ونیز، نخستین کسی بود که به نقش و اهمیت قطع کتاب در میزان استفاده از آن پی برد. اندازه ابداعی او برای کتاب، هم حمل و نقل آن را آسان می‌ساخت و هم هزینه‌های چاپ را کاهش می‌داد. قطع مورد استفاده او، قطع وزیری بود که جانشین قطع سلطانی شد.


 

امروزه، قطع کتاب نشان‌دهنده تعداد دفعات تاشدن کاغذ در چاپخانه نیز هست که منجر به تشکیل ورق‌های کتاب می‌شود। به‌طور مثال کاغذ دوورقی با چهار صفحه در قطع رحلی، چهارورقی با هشت صفحه در قطع وزیری، و هشت‌ورقی با شانزده صفحه در قطع رقعی برابر است.در حال حاضر، رایج‌ترین قطع برای کتاب، در همه جا، قطع وزیری است که ابعاد آن از ۱۳×۲۰ تا ۲۰×۲۶ سانتی‌متر متغیر است. قطع رقعی با ابعاد ۱۵×۲۲ و قطع جیبی با ابعاد ۱۱×۵/۱۶ سانتیمتر از دیگر قطع‌های رایج محسوب می‌شود. معمولا در چاپ کتاب‌های هنری و نفیس از قطع رحلی و برای کتاب‌های کودکان از قطع خشتی استفاده می‌شود. باید توجه داشت ابعاد ذکر شده برای هر قطع تقریبی است و در برخی منابع اندازه‌های متفاوتی ارائه شده است. اندازه طول در اندازه عرض اوراق نسخه است. اندازه قطع کتاب در تمدن اسلامی بسیار متنوع بوده است ولی مهمترین و معمولترین اندازه‌های قطع کتاب‌ها عبارتند از:


 

قطع سلطانی(تیموری)


 

اندازه‌ای از قطع کتاب است که در اواخر عصر مغولان و اوایل عهد تیموریان برای کتاب‌های خطی در ایران رواج یافت که به این جهت آن را قطع تیموری نیز می‌گویند। طول و عرض تقریبی آن ۴۰×۳۰ سانتی‌متر است.


 

قطع رحلی:


 

این قطع را به این جهت رحلی می‌گویند که هنگام خواندن کتاب قطع رحلی، آن را بر روی چهارپایة چوبی – یعنی رحل – قرار می‌داده‌اند. قطع مزبور دارای اندازه‌های تقریبی زیر است:* رحلی کوچک: طول ۴۲، عرض ۲۷ سانتی‌متر.


 

*رحلی متوسط: طول ۵۰، عرض ۳۰ سانتی‌متر.


 

* رحلی بزرگ: طول ۶۰، عرض ۳۰ سانتی‌متر। عموماً نسخه‌های کتاب‌هایی چون قرآن مجید، مثنوی مولوی، شاهنامه فردوسی که در مجالس و محافل قرائت و خوانده می‌شده ، با این قطع بوده است.


 

قطع رقعی:


 

اندازه قطعی است به طول و عرض تقریبی ۱۹×۱۰ سانتی‌متر।


 

قطع وزیری:


 

این قطع در گذشته دارای سه اندازه کوچک (به طول و عرض تقریبی ۲۱×۱۵)، (متوسط ۲۴×۱۶) و (بزرگ ۳۰×۲۰) بوده است.


 

قطع خشتی:


 

از کهن‌ترین قطع‌های نسخه‌های خطی است به طول و عرض همسان و برابر


 

قطع بیاضی:


 

نسخه‌ایی است که از جانب طول آن باز و بست می‌شده و شیرازه‌بندی آن از طرف عرض اوراق بوده که در میان نسخه‌نویسان و کتاب‌سازان به بیاض شهرت داشته است، قطع بیاضی منسوب است و مخصوص به بیاض‌ها که بیشتر کتب ادعیه، زیارات و مجموعه‌های ادبی (که به غرض اشخاص فراهم می‌آمده) به هیأت مذکور صحافی و جلد می‌شده است


 

قطع بغلی:


 

این قطع که معادل قطع جیبی بزرگ در روزگار ماست دارای طول و عرض تقریبی ۷×۵ سانتی‌متر بوده است.


 

قطع جانمازی:


 

با اندازه تقریبی طول ۱۲ و عرض۷


 

قطع حمایلی:


 

قطعی بوده است به طول و عرض ۱۲×۶ سانتی‌متر. وجه تسمیة این قطع به حمایلی، این است که نسخه‌هایی را که در قطع مزبور بوده است به صورت حمایل روی لباس زیرین می‌آویخته‌اند.لازم به ذکر است که اندازه های داده شده اندازه طول و عرض جلد است و برای تنظیم متون در هر یک از ابعاد فوق باید از هر سمت بالا پایین و چپ و راست هر کدام 2سانتی متر برای برش و صحافی کم نمود و متن را در آن ابعاد تنظیم نمود। مثلا در قطع وزیری سایز متن باید 12در 19باید باشد


 

 قطع کتاب‌های چاپ سنگی :


 

اندازه و قطع کتاب های چاپ سنگی بسته به اندازة کاغذ هایی بود که برای این منظور در نظر گرفته می شد.


 

به طور کل می‌توان قطع این گونه کتاب ها را بر اساس جدول زیر تقسیم بندی نمود:


 

بازو بندی اندازه (تقریباً :۳۰*۲۰ میلیمتر) بغلی اندازه تقریباً: (۴۰*۶۰ میلیمتر(


 

جانمازی اندازه (تقریباً: ۷۰*۱۲۰ میلیمتر) حمایلی اندازه (تقریباً: ۷۰*۱۲۰ میلیمتر، که در زیر لباس به صورت حمایل آویزان می‌شد(


 

رقعی اندازه (تقریباً: ۱۶۰*۲۲۰ میلیمتر) وزیری کوچک اندازه(تقریباً: ۱۶۰*۲۲۰ میلیمتر(


 

وزیری اندازه (تقریباً: ۱۶۰*۲۴۰ میلیمتر) وزیری بزرگ اندازه (تقریباً: ۲۰۰*۳۰۰ میلیمتر(


 

 سلطانی اندازه (تقریباً: ۳۰۰*۴۰۰ میلیمتر) رحلی کوچک اندازه(تقریباً: ۲۵۰*۴۰۰ میلیمتر(


 

رحلی بزرگ اندازه(تقریباً: ۳۵۰*۶۰۰ میلیمتر) رحلی اندازه(تقریباً: ۳۰۰*۵۰۰ میلیمتر(


 

خشتی (طول و عرض کتاب در اندازة مساوی(


 

 برخی قطع‌های رایج در میان مسلمانان به شرح زیر بوده است:


 

 1) بازوبندی. 2×3 سانتیمتر، بیشتر برای کتاب‌های دعا یا سوره‌ها و آیات قرآنی که در ابعاد کوچک تهیه می‌شد و با نخ یا چرم به بازو می‌بستند؛


 

 2) بغدادی. اندازه دقیق این قطع مشخص نیست، ولی از گفته رشیدالدین فضل‌الله (648؟- 718ق.)، در وقفنامه ربع رشیدی چنین برمی‌آید که ابعادی بزرگ‌تر از نسخه‌های مرسوم داشته است؛


 

  3) بغلی. 5×7 سانتیمتر؛


 

 4) بیاض. شکلی از کتاب که از جانب طول باز شده و شیرازه آن از عرض بسته می‌شود؛


 

  5) جانمازی یا حمایلی. با ابعاد 7×12 سانتیمتر که معمولا برای قرآن و کتاب‌های دعا به‌کار می‌رفته است؛


 

 6) خشتی. به شکل مربع که طول و عرض آن مساوی است و در سده‌های نخست تمدن اسلامی بسیار رایج بوده است؛


 

  7) رحلی[4] . در ابعاد بیشتر از 25×35 سانتیمتر که به انواع کوچک، متوسط، و بزرگ تقسیم می‌شود؛


 

  8) سلطانی یا تیموری. با ابعاد 30×40 سانتیمتر، بیشتر نسخه‌های نفیسی را که برای شاهان و شاهزادگان در دوره تیموریان (771-911ق.)، استنساخ می‌شد، در این قطع می‌ساختند. نمونه مشهور آن شاهنامه بایسنغری موجود در کاخ گلستان تهران است که ابعاد تقریبی آن همین اندازه است؛


 

  9) طومار. اتصال اوراق کتاب به‌گونه‌ای که به شکل لوله در آید. معمولا در تهیه طومارها از کاغذهایی با عرض کم استفاده می‌شد. هر چند که طول آنها بسیار متغیر بوده است. برای نگهداری طومار، اغلب محفظه‌ای به همان شکل می‌ساختند؛


 

 10) نیم‌ربعی. 10×18 یا 9×17 سانتیمتر؛


 

 11) نیم ورقی. 22×34 سانتیمتر که در ابعاد دیگری هم وجود دارد

 

به نقل از:

http://www2.nofa.ir/communities/post/1527/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%87_%D9%88_%D9%82%D8%B7%D8%B9_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8


برچسب‌ها: قطع کتاب, قطع, اندازه کتاب, اندازه های کتاب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۲۹ساعت   توسط رضا  | 

شگفتی های دفتر ازدواج

هر شغلي داراي ويژگي‌هاي منحصر به فرد و محيط خاص خود است و دفاتر ازدواج و طلاق هم از اين قاعده مستثني نيستند.

در مطلب روزنامه جام جم با عنوان "دنياي شگفت دفاتر ازدواج" برخي از اين ويژگي‌ها را مي‌خوانيم:


" آيا مي‌دانستيد:


- ثبت ازدواج در ايران اجباريست .


- كه يك عاقد هرگز بازنشسته نمي‌شود.


- تابلوهاي سبز كوچك روي ساختمان‌هاي شهر، مشخصه دفتر ثبت رسمي ازدواج است!


- هيچ عاقد زني در كشور وجود ندارد!


- ازدواج اقليت‌هاي ديني كه در ايران زندگي مي‌كنند، نيز الزاما بايد در دفاتر رسمي ازدواج ثبت شود.


- يك مهريه پيشنهادي در يك دفتر ثبت ازدواج، شاهرگ برادر داماد بوده كه پذيرفته نشده است.


- هموطنان يهودي ما نيز در ثبت ازدواج، مهريه لحاظ مي‌كنند.


-بسياري از دفاتر ازدواج و طلاق يك سردفتر دارند اما الزاما بايد دو تابلوي جداگانه داشته باشند(تابلوي جدا براي ازدواج و طلاق).


-بسياري از سردفتران ازدواج و طلاق هنوز نمي‌دانند آيا سن قانوني اجباري براي بازنشستگي دارند يا خير؟

به نقل از:

http://www.tabnak.ir/fa/news/265800/parseek

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۱/۰۵/۲۷ساعت   توسط رضا  | 

مجلس ما تعطیل است ! - تعطیلی های مکرر مجلس نهم

نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با تعطيلي سه هفته‌اي جلسات علني مجلس براي سركشي به حوزه انتخابيه و تعطيلات تابستاني موافقت كردند. اين تعطيلات در حالي آغاز شد كه نمايندگان دو هفته از تعطيلات يك ماهه خود را قبلا استفاده كرده بودند و مابقي آن را در ايام اجلاس عدم تعهد سپري مي‌كنند. قبلا نمايندگاني با ارايه طرحي خواستار حذف تعطيلات مجلس شده بودند كه با مخالفت نمايندگان روبه‌رو شد و راي كافي نياورد.طراحان اين طرح بحث برانگيز معتقد بودند اين‌گونه تعطيلات باعث عقب ماندن مجلس از برنامه‌هاي خود مي‌شود و نوعي رفاه زدگي نمايندگان از آن برداشت مي‌شود.

به گزارش مهر، اما مخالفان آن معتقد بودند نمايندگان نياز دارند ايامي را براي سرزدن به حوزه‌هاي انتخابيه خود و استراحت و مسافرت در اختيار داشته باشند. به هر حال اين طرح راي نياورد و نمايندگان با يك هفته تعطيلات ماهانه خود تاكنون و البته تا تاريخ 19 شهريور حداقل 5 هفته تعطيلات داشته‌اند كه تقريبا معادل 30 درصد از روزهايي است كه از عمر مجلس نهم از 7 خرداد مي‌گذرد. البته اين تعطيلات منهاي تعطيلاتي است كه به صورت معمول مجلس دارد.

به هر حال محمدحسن ابوترابي‌فرد، نايب‌رئيس مجلس شوراي اسلامي در جلسه علني روز چهارشنبه با اشاره به توضيحات علي لاريجاني رئيس مجلس پيش از رسمي شدن جلسه ديروز به نمايندگان درباره تعطيلات آتي مجلس اعلام كرد: به دليل تقارن برگزاري اجلاس جنبش عدم تعهد و تعطيلات مجلس نمايندگان در رأي‌گيري شركت كرده و نظر خود را نسبت به تعطيلي مجلس براي حضور در حوزه انتخابيه و تعطيلات تابستانه اعلام كنند.

 نمايندگان مجلس با 142 رأي موافق، 31 رأي مخالف و 14 رأي ممتنع از 210 نماينده حاضر موافقت كردند كه مجلس يك هفته براي سركشي به حوزه‌هاي انتخابيه و 2 هفته براي تعطيلات تابستاني تعطيل باشد. براساس اين گزارش جلسه بعدي مجلس يكشنبه 19 شهريور خواهد بود تا 100 روز اول فعاليت مجلس نهم را بتوان يكي از كم كارترين دوران مجلسي‌ها ناميد.

به نقل از:

http://www.tabnak.ir/fa/news/265955/parseek

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۱/۰۵/۲۷ساعت   توسط رضا  | 

رفـتــیـم از چــشـم و در دل حــســرت رویـت بــمـانـد - غزل شماره ی 646 از امیرخسرو دهلوی

 
رفـتــیـم از چــشـم و در دل حــســرت رویـت بــمـانـد بـر شکسـتـی و بـه جـانم نقش گیسویت بـماند
سـر گـذشـتـی بـشـنـو از مـن، داشـتـم وقـتـی دلـی سـالـهـا شـد در فـرامـش خـانـه مـویـت بــمـانـد
دی خـرامـان مـی گـذشـتــی خـلـق بــیـدل مـانـده را گریه ها پیشت روان شد، چشمها سویت بماند
مـردن مـن بــیـن کـه چـون شـب بــازگـشـتــم از درت کـالـبــد بــاز آمـد و جـان بــر سـر کـویـت بـمـانـد
گــــردنــــت آزاد بـــــاد و خــــون مــــن در گــــردنــــم چون بـه کشتن خو گرفتی و همان خویت بـماند
رفـــت جـــان پـــر هــوس تـــا بـــوســـد ابـــروی تـــرا هـم در آن بــوسـیـدن مـحـراب ابــرویـت بــمـانـد
زان شبی کین سو گذشتی گیسوی مشکین کشان تـاکنون مستـم که تـو بـگذشتـی و بـویت بـماند
بــــو کـــه بــــاز آیـــد دل و جـــان گـــرفـــتـــارم ز تـــو از بـدت گـفـتـن زبــان در کـوی بـدگـویـت بـمـانـد
این بـه گفتـن راست می آید که خـسرو، خـوش بـزی چـون زیـد بــیـچــاره ای کـز دیـدن رویـت بــمـانـد

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۲۶ساعت   توسط رضا  | 

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم - غزلی از اوحدی مراغه ای - غزل شماره ی 519

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم

که گر چه خاک زمینم کنی، هوا دارم

اگر جهان همه دشمن شوند باکی نیست

مرا ز غیر چه اندیشه؟ چون ترا دارم

مرا که روز و شب اندیشهٔ تو باید کرد

نظر به مصلحت کار خود کجا دارم؟

به وصل روی تو ایمن کجا توانم بود؟

که دشمنی چو فراق تو در قفا دارم

دلم شکستی و مهرت وفا نکرد، که من

به خردهای چنان با تو ماجرا دارم

ز آشنا دل مردم درست گردد و من

شکسته دل شدن از یار آشنا دارم

قبول کن ز من، ای اوحدی و قصهٔ عقل

به من مگوی، که من درد بی‌دوا دارم

به نقل از:

http://ganjoor.net/ouhadi/divano/ghazalo/sh519/

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۲۶ساعت   توسط رضا  | 

به دست آوردن مقدار تابع تی t - student  و نرمال Normal در نرم افزار متلب

tinv - Student's t inverse cumulative distribution function

Syntax

X = tinv(P,V)

Description

X = tinv(P,V) computes the inverse of Student's t cdf using the degrees of freedom in V for the corresponding probabilities in P. P and V can be vectors, matrices, or multidimensional arrays that are the same size. A scalar input is expanded to a constant array with the same dimensions as the other inputs. The values in P must lie on the interval [0 1].

The t inverse function in terms of the t cdf is

where

The result, x, is the solution of the cdf integral with parameter ν, where you supply the desired probability p.

Examples

What is the 99th percentile of the t distribution for one to six degrees of freedom?

percentile = tinv(0.99,1:6)
percentile =
  31.8205  6.9646  4.5407  3.7469  3.3649  3.1427

See Also

icdf | tcdf | tpdf | trnd | tstat

How To

به نقل از:

http://www.mathworks.co.uk/help/toolbox/stats/tinv.html


norminv - Normal inverse cumulative distribution function

Syntax

X = norminv(P,mu,sigma)
[X,XLO,XUP] = norminv(P,mu,sigma,pcov,alpha)

Description

X = norminv(P,mu,sigma) computes the inverse of the normal cdf using the corresponding mean mu and standard deviation sigma at the corresponding probabilities in P. P, mu, and sigma can be vectors, matrices, or multidimensional arrays that all have the same size. A scalar input is expanded to a constant array with the same dimensions as the other inputs. The parameters in sigma must be positive, and the values in P must lie in the interval [0 1].

[X,XLO,XUP] = norminv(P,mu,sigma,pcov,alpha) produces confidence bounds for X when the input parameters mu and sigma are estimates. pcov is the covariance matrix of the estimated parameters. alpha specifies 100(1 - alpha)% confidence bounds. The default value of alpha is 0.05. XLO and XUP are arrays of the same size as X containing the lower and upper confidence bounds.

The function norminv computes confidence bounds for P using a normal approximation to the distribution of the estimate

where q is the Pth quantile from a normal distribution with mean 0 and standard deviation 1. The computed bounds give approximately the desired confidence level when you estimate mu, sigma, and pcov from large samples, but in smaller samples other methods of computing the confidence bounds may be more accurate.

The normal inverse function is defined in terms of the normal cdf as

where

The result, x, is the solution of the integral equation above where you supply the desired probability, p.

Examples

Find an interval that contains 95% of the values from a standard normal distribution.

x = norminv([0.025 0.975],0,1)
x =
  -1.9600  1.9600

Note that the interval x is not the only such interval, but it is the shortest.

xl = norminv([0.01 0.96],0,1)
xl =
  -2.3263  1.7507

The interval xl also contains 95% of the probability, but it is longer than x.

See Also

icdf | normcdf | normfit | normlike | normpdf | normrnd | normstat

How To

به نقل از:

http://www.mathworks.co.uk/help/toolbox/stats/norminv.html

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۱/۰۵/۲۰ساعت   توسط رضا  | 

چرخاندن ( بر عکس کردن ) یک ماتریس در متلب

راه1:

reverse matrix: x=[1 3 8 20 100 121] -> y=[121 100 20 8 3 1]
x=[1 3 8 20 100 121];
r = randperm(length(x));
t1 = x(r);
[t2,t3] = sort(r,'descend');
y = t1(t3);

راه2: 

x=[1 3 8 20 100 121];y=x(end:-1:1)

راه 3:

fliplr - Flip matrix left to right

Syntax

B = fliplr(A)

Description

B = fliplr(A) returns A with columns flipped in the left-right direction, that is, about a vertical axis.

If A is a row vector, then fliplr(A) returns a vector of the same length with the order of its elements reversed. If A is a column vector, then fliplr(A) simply returns A.

Examples

If A is the 3-by-2 matrix,

A =
    1    4
    2    5
    3    6

then fliplr(A) produces

    4    1
    5    2
    6    3

If A is a row vector,

A =
    1    3    5    7    9

then fliplr(A) produces

    9    7    5    3    1

Limitations

The array being operated on cannot have more than two dimensions. This limitation exists because the axis upon which to flip a multidimensional array would be undefined.

See Also

flipdim | flipud | rot90

به نقل از:

http://www.mathworks.co.uk/help/techdoc/ref/fliplr.html

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۹ساعت   توسط رضا  | 

FMEA چیست؟

1- معرفی تکنیک FMEA واهداف آن

تعریف : FMEA متدولوژی یاروشی است سیستماتیک که به دلایل زیربه کارمی- رود :

الف - شناسایی واولویت بندی حالات بالقوه خرابی دریک سیستم محصول،فرایند ویا سرویس

ب -  تعریف واجرای اقداماتی به منظورحذف ویا کاهش میزان وقوع حالات بالقوه خرابی

پ -  ثبت نتایج تحلیل های انجام شده به منظورفراهم کردن مرجعی کامل برای حل مشکلات درآینده

FMEA تکنیکی تحلیلی ومتکی برقانون ((پیشگیری قبل ازوقوع)) است که برای شناسایی عوامل بالقوه خرابی به کارمی رود.توجه این تکنیک بربالابردن ضریب امنیت ودرنهایت رضایت مشتری،ازطریق پیشگیری ازوقوع خرابی است FMEA ابزاری است که باکمترین ریسک،برای پیش بینی مشکلات ونقص ها درمراحل طراحی ویا توسعه فرایندها وخدمات درسازمان به کارمی رود

یکی ازعوامل موفقیتFMEAزمان اجرای آن است.این تکنیک برای آن طرح ریزی شده که((یک اقدام قبل ازواقعه باشد))نه((یک تمرین بعد ازآشکارشدن مشکلات )) به بیانی دیگر،یکی ازتفاوت های اساسی FMEA باسایرتکنیک های کیفی این است که  FMEAیک اقدام کنشی است ،نه واکنشی

FMEA اگردرست وبه موقع اجراشود،فرایندی زنده وهمیشگی است؛یعنی هرزمان که قراراست تغییرات بنیادی درطراحی محصول ویا فرایند تولید(یامونتاژ)انجام گیرد باید بروزشوند ولذا هموارابزاری پویاست که درچرخه بهبود مستمربه کارمی رود

هدف ازاجرای FMEA جستجوی تمام مواردی است که باعث شکست یک محصول یا فرایند می شود،قبل ازاینکه آن محصول به مرحله تولید برسد ویافرایند آماده تولید شود .FMEAبه تنهایی مسایل ومشکلات رابرطرف نمی کند،بلکه باید درکنارسایر تکنیک های حل مسئله مورد استفاده قرارگیرد. تهیه FMEA فرصت هایی رابرای سازمان فراهم می کندکه اگر فقط درقابل یک فرم مستند شوند،هرگز مشکلات راحل نمی کنند.

2-  کاربرد  FMEA

FMEA درهریک از شرایط زیر اجرا می شود:   

1.     درزمان طراحی سیستمی جدید ، محصولی جدید ویا فرایندی جدید

2.    زمانی که قرار است طرح های موجود ویا فرایند تولید/مونتاژ تغییر کند

3.  زمانی که فرایند های تولید یا مونتاژویا یکمحصول درمحیطی جدید ویا شرایط کاری جدید قرار می گیرد (Carry Over Designs /Processes)

4.    برنامه های بهبود مستمر

3-تأثیر FMEAبرنرخ خرابی محصول

استفاده ازFMEAدرمراحل مختلف،موجب کاهش نرخ خرابی محصول درزمان مصرف می شود

 الف – اجرای (System)–FMEA/ Designs :فرایند طراحی راباکاهش میزان ریسک خرابی استحکام می بخشد.همچنین با تصحیح نقص هاواشکالت طراحی محصول (یاسیستم)،میزان خرابی را دردوره ((عمر مفید)) کاهش داده،وشکست های متحمل درزمان فرسودگی رانیزبه تعویق می اندازد.

ب -  اجرایProcesses -FMEA  :عوامل بالقوه خرابی فرایندساخت یامونتاژ راکه منجر به تولید محصول راباکاهش ریسک خرابی،استحکام می بخشد.      PFMEA بااصلاح نقص های فرایند ساخت ویا مونتاژ،نرخ خرابی های محصول را دردوره ((عمرآغازین )) محصول کاهش می دهد.

4-مراحل تهیه  FMEA    

      تهیه FMEA نیازمند فعالیت تیمی است.تعداد ترکیب افراد درتیم  FMEAبه پیچیدگی فرایند یا محصول تحت بررسی بستگی دارد،اما تعداد افراد تیم بیشتر از6نفرنباشد.درصورت پیچیدگی محصول یا فرایند،بهتراست کمیته های متعددی تشکیل شوند وهرتیم فرعی ،قسمتی ازموضوع را به عهده بگیرد.تیم ها ازافراد خبره که بیشترین شناخت راازمحصول /فرایند دارند،تشکیل می شود ؛ افرادی چون مهندسین،متخصصین طراحی،ساخت ومونتاژکیفیت،خدمات پس از فروش،بازاریابی وتدارکات.این تیم هاازمراحل آغازین کارتازمان اجرای اقدامات پیشنهادی وبررسی نتایج آنها ونهایتاً تکمیلFMEA،مسئولیت تمام فعالیت های مربوط رابرعهده خواهندداشت. یکی ازفواید این رویکرد تیمی این است که هرفعالیتی که تعریف می شود همواره مورد توافق همه واحدهایسازمان خواهد وبدوبنابراین ،اجرای آنها هیچ گ.نه مشکل ویا مقاومتی رادرپی نخواهد داشت.

                   به منظورتکمیل فرم FMEAتیم باید برای سؤالات زیر پاسخ های کاملیتهیه کند:

الف - تحت چه شرایطی محصول نمی تواند اهداف ومقاصد طراحی رابرآورده سازد و یا نیازهای فرایند تحقق نمی یابد؟

ب -  حالات خرابی چه تأثیری برمشتری ویا فعالیت های بعدی خواهند داشت؟

پ -  اثرخرابی ( براساس رتبه بندی1تا 10) چه شدتی دارد؟(عدد شدت)

ت -  علل بالقوه خرابی کدامند؟

ث -  احتمال وقوع علل خرابی ( براساسرتبه بندی1 تا 10 ) چقدراست؟ (عدد وقوع)

ج -  درحال حاض چه کنترل هایی به منظورپیشگریی ویا تشخیص حالات خرابی و علل آن انجام می شود؟

چ -  قدرت تشخیص کنترل هایموجود ( براساس رتبه بندی 1 تا10 ) چه میزان است؟ ( عدد تشخیص)

ح -  میزان خطرپذیری حالات بالقوه به ازای علل مختلف چه مقداراست؟

(محاسبه (RPN

(تشخیص) X (وقوع)X  (شدت) = ((RPN نمره اولویت ریسک

خ -  به منظورکاهش میزان خطر پذیری چه اقداماتی می تواند صورت گیرد؟

FMEA به دلایل زیربه عنوان سوابق محصول ویا فرایند مستند می شود :

                        ارتباطات به سادگی برقرارمی شود( بعنوان یک زبان مشترک برای همه افراد)

                        به عنوان یک منبع اطلاعاتی مفید برای تهیه FMEA آتی قابل استفاده است

                        تمامی تفکرات ونظرهای افراد جمع آوری می شود

                        یکی ازمنابع مهم بهبود مستمر است

5- فواید اجرای FMEA

پاره ای ازفواید اجرای FMEA عبارتند از :

1.           بهبود کیفیت،افزایش درجه اطمینان کالاوایمنی محصولاتی که تولید خواهند شد

2.    کاهش زمان معرفی محصول به بازار.دیررفتن محصول به بازارمعمولاً ناشی ازبروزمسائل و مشکلاتی درمراحل نهایی طراحی ویا مراحل اولیه تولید است.  اجرایFMEAباشناسایی چنین مشکلاتی درمراحل آغازین کارازوقوع آنها جلوگیری می کند. 

3.           نیازبه تغییرات ضرروی درفرایند ویا محصول درزمان تولید انبوه کاهش می- یابد.

4.    بهبود تصویر سازمان درنظر مشتری،چرا که مشتری عیوب کمتری راتجربه می کند وموجب افزایش رقابت پذیری سازمان دربازارمی شود

5.           کاهش هزینه های مرتبط با محصولات خراب ویا نامنطبق

6.           رواج فرهنگ کارتیمی دردرون سازمان.

6- انواع FMEA

درحال حاضر بیشترین کاربرد FMEA شامل موارد زیر است .

1.           طراحی سیستم ها وزیر سیستم ها ازابتدایی ترین مرحله ((System–FMEA.

2.    طراحی قطعات جدید ویااعمال تغییرات درطرحهای جاری(Design -FMEA)

3.          طراحی ویا توسعه فرایندهای تولید یا مونتاژ((Process–FMEA  

4.          طراحی ویاتوسعه فعالیت ها وارائه خدمات (Service–FMEA)

5.          طراحی ماسین آلات ((Machinery–FMEA

 

کاربرد آنالیز حالت بالقوه خرابی درطراحی سیستم

(System – FMEA)

 

2-1  تعریف (System – FMEA)

 (System–FMEA) روشی سیستماتیک است که به منظورتحلیل وبررسی یک سیستم وزیرسیستم های آن درابتدایی ترین مراحل طراحی استفاده می شود.FMEA- Systemعموماً برحالات بالقوه خرابی که می تواند در عملکردهای سیستم رخ دهدتمرکز می کند.این خرابی ها از وجود نقصان ویا کمبود هایی درطراحی سیستم ویا وجود تقابل نامطلوب بین عملکرد مؤلفه های سیستم یا زیر سیستم ناشی می شوند.دامنه شمول System– FMEAدربرگیرنده مراحل طراحی مفهومی ، طراحی جزیی تکوین،آزمایش وارزیابی سیستم است وبنابراین ابتدایی ترین FMEA می باشدکه تکمیل می شود وبه بررسی آثارمتقابل اجزا وزیرسیستم ها بریکدیگرویا بر سیستم های دیگرمی پردازد.طرح دراین مرحله،فرایند تکاملی دارد ودرآن،چگونگی استفاده ازروش ها وتکنولوژی های مختلف برای رسیدن به یک سیستم ایده آل مطرح می باشد.نتیجه این تجزیه وتحلیل ،اطلاعات اولیه برای اجرایFMEA Design خواهد بود.درواقع DFMEA پس ازتکمیلSystem–FMEA تهیه می شود و عموماً علل خرابی درSystem– FMEA حالات خرابی در DFMEAهستند.

هدف ازاجرای System–FMEA به حداقل رساندن ریسک خرابی درطراحی سیستم براساس نیازها وخواسته های مشتری است.این نیازها وخواسته هامی تواند برگرفته از QFD باشد.

2-2 .خروجی System– FMEA

                        فهرستی ازحالات بالقوه خرابی که براساس شاخصRPN رتبه بندی شده اند.

                        فهرستی ازآزمایش هایی که میتوانند حالت خرابی راکشف کنند

      فهرستی ازاقدامات پیشنهادی(design actions)به منظورحذف حالات خرابی،  افزایش ایمنی ویا کاهش میزان وقوع 

2-3  فواید اجرای System– FMEA

1.                کمک به انتخاب طراحی بهینه سیستم ازبین کلیه طرح های پیشنهادی،

2.                کمک به تعین سیستم های جبرانی،

3.                افزایش احتمال مورد توجه قرارگرفتن حالات بالقوه خرابی،

4.                تعیین تعیین حالات بالقوه خرابی درسیستم وآثارمتقابل آنهابازیرسیستم هاویا سایرسیستم ها

 

 

2-4            گام به گام باتحلیل System– FMEA

دونیازمندی برای تکمیل System–FMEA وجود دارد.اولین نیازمندی عبارت است ازشناسایی فرمی مناسب ودومین آن عبارت است ازشناسایی وتدوین راهنماهای رتبه بندی.

فرم استانداردی برای System–FMEوجود ندارد وهرشرکت فرم مخصوص به خود دارد که نشان دهنده نیازهای سازمان ومشتریان آن است.

به نقل از:

http://www.ie-iran.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۸ساعت   توسط رضا  | 

فقط کسانی که خون رنگین بسیجی دارند از رهبر سئوال دارند؟ من که همه ی ابهام هایم مرتفع شد!

سایت رهبری در اقدامی ضعیف به گلچینی از گل های پژمرده اقدام کرده و از بین آرشیو پرسش و پاسخ ها موارد زیر را آورده که عینا در پایین جهت آرشیو می آید. حال آن که ما نفهمیدیم که همه ی بسیجیان دانشجویند یا همه ی دانشجویان بسیجی اند؟ نمی دونم بعضی سئوالا مث این زیریا آدمو عزیز می کنن؟ فکر نکنم سئوالای جوونای امروز از این دست سئوالات باشه چون مسئله های خیلی ثقیل تر و واقعی تر - بله واقعی تری - وجود دارند که فرصتی برای پرسیدنشون به کسی داده نمی شه... به هر حال ما به سئوال کردن و بعدش پیدا کردن جواب سئوالامون عادت داریم.خودمون مث همیشه گلیم تو آب می ندازیم و می کشیمش بالا. البته با نیرو و بدن و فکری که خداوند عطا فرموده اند.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif عمده‌‌ترين وظيفه جوانان حزب‌‌الّلهى و انقلابى چيست؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif به نظر من، جوانان انقلابى دانشگاه - چون بحث دانشجو را داريم - سعى كنند خوب درس بخوانند؛ خوب فكر و معرفتشان را بالا ببرند. سعى كنند در محيط خودشان اثر بگذارند؛ فعال باشند، نه منفعل؛ روى محيط خودشان، اثر فكرى و روانى بگذارند. اين شدنى است. يك جوان گاهى اوقات مى‌تواند مجموعه پيرامونى خودش را - كلاس را، استاد را و حتّى دانشگاه را - زير تأثير شخصيت معنوى خودش قرار دهد. البته اين كار با سياسی‌كارى به‌‌دست نمى‌‌آيد؛ با معنويت به‌دست مى‌‌آيد، با صفا به‌دست مى‌‌آيد، با استحكام رابطه با خدا به‌دست مى‌‌آيد. عزيزان من! رابطه با خدا را جدّى بگيريد. شما جوانيد؛ به آن اهميت بدهيد، با خدا حرف بزنيد، از خدا بخواهيد. مناجات، نماز، نماز با حال و با توجّه، براى شما خيلى لازم است. مبادا اينها را به حاشيه برانيد.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران ‌ 77/2/22)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif نظر شما در مورد ظهور نسل جدید انقلاب و ماموریت این نسل چیست؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif گفتند كه نسل جديدى در حال ظهور است. اين كاملاً درست است. اين نسل كه شما ميگوئيد دارد ظهور ميكند، اين را هم من كاملاً قبول ميكنم؛ تصديق دارم و آن را حس ميكنم.
سؤال ميشود كه مأموريت اين نسل چيست؟ الزاماتش چيست؟ كى ميخواهد او را پيش ببرد و هدايت كند؟ اينها سؤالهاى خوبى است. به نظرم ميرسد اين سؤالها سؤال است، ليكن ابهام نيست. پاسخ به اين سؤالها معلوم است. انقلاب براى ايجاد يك دولت به جاى دولت كه به وجود نيامد، براى ايجاد يك نظام، يك مجموعه‌‌ى ملى و انسانى بر اساس يك تفكر به وجود آمد. آن تفكر، تفكر اسلام است. ادعاى ما اين است - كه اين ادعا را اثبات هم ميكنيم و ثابت شده است؛ قطعى است - ما معتقديم راه سعادت انسانها به دست تعاليم انبياء است، كه كامل‌ترينش هم تعاليم اسلام است. بشر منهاى تعاليم انبياء حتّى پيشرفت مادى هم در اين حدى كه پيدا كرده، پيدا نميكرد؛ چه برسد به تعالى معنوى و بهجت معنوى و آرامش و آسايش روانى كه زمينه‌ساز عروج اوست به معارج والاى ملكوتىِ انسان. راه سعادت انسان اين است.

 براى اينكه تفكر انبياء در جامعه پياده شود، يك حركت بلندمدت و طولانى لازم بود. اين انقلاب با اين هدف به وجود آمد. جامعه‌‌ى اسلامى، كشور اسلامى، نه فقط دولت اسلامى، نه فقط تشكيل يك نظام اسلامى، بلكه تشكيل يك واقعيت و يك مجموعه مردمى كه بر اساس تعاليم اسلام - كه لبّ لباب تعاليم انبياء است - زندگى ميكنند و آثارش را احساس ميكنند. اين هدف ماست. خوب، ما به اين هدف هنوز نرسيديم، توقع هم نبود كه در ظرف سى سال برسيم. اين هدف، هدف خيلى طولانى مدتى است. بايد تلاش كرد، بايد كار كرد تا به اين هدف رسيد؛ شما مسئوليتتان اين است. مأموريت اين نسل اين است؛ كشور و ملتتان را به آن جايگاهى كه معنايش اين باشد كه يك جامعه‌ى اسلامى به معناى واقعى تشكيل شده، برسانيد. اين را الگو كنيد. اين ميشود بزرگترين وسيله براى گسترش اين فكر و گسترش اين تجربه در عالم؛ اين مأموريت اين نسل است.
(ديدار دانشجويان با رهبر انقلاب 87/7/7)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif وظیفه‌ی جنبش دانشجوئی در كنار سایر اقشار جامعه برای رسیدن به جامعه اسلامی الگو چیست؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif جنبش دانشجوئى؛ يعنى دانشجوى متحرك، دانشجوى فعال؛ دانشجوئى كه از نيروى فكر و توان جسمى و روحى خودش ميخواهد براى پيشرفت استفاده كند؛ آيا فقط اينها مخاطبند؟ بلاشك نه. سنگين‌ترين مسئوليت بر عهده‌ى مسئولان و انواع نخبگان جامعه است؛ نخبگان علمى و نخبگان فكرى و نخبگان سياسى، ليكن جريان دانشجوئىِ فعال هم مسئوليت سنگينى دارد. يكى از مسئوليتهاى جريان دانشجوئى، تلاش براى فهميدن است؛ يعنى تفكر.

 من به نظرم ميرسد يكى از كارهاى لازم، تشكيل جلسات فكرى وسيعى است كه مجموعه‌ى دانشجوئى، همراه با مجموعه‌ى حوزوى، با برنامه‌ريزى خوب، ميتواند به وجود بياورد تا بنشينند درباره‌ى مسائل گوناگون فكر كنند. گسترش فكر و پراكندن فكرِ درست و صحيح ميتواند همان ثمراتى را ببخشد كه ما در زمينه‌هاى مسائل علم و فناورى و پيشرفت علوم از دانشجو توقع داريم؛ يعنى شكوفائى، آوردن حرف نو به ميدان انديشه، با يك حركت صحيح و جهتگيرى درست. يكى از كارها اين است.

 يكى از كارها، مشخص كردن اصول است. ما اصولى داريم كه بايد از اين اصول تخطى نشود. يعنى به نام فكرپردازى و انديشه‌پردازى، از اصول انحراف پيدا نشود. اصول، شاخصهاى راه صحيح و صراط مستقيم است. خطاست اگر اصول را به ديواره‌هائى تشبيه بكنيم كه انسان از وسط اين ديواره‌ها بايد حركت كند؛ نه، اصول شاخصند. يك راه مستقيمى وجود دارد، يك صراط مستقيمى هست كه اين، انسان را به هدف ميرساند. اين صراط مستقيم را بايد شناخت، بايد كشف كرد. هيچ كس در محدوده‌ى صراط مستقيم زندانى نشده. اجبار به پيمودن صراط مستقيم در هيچ كس نيست. اين اصول كسى را اجبار نميكند، الزام نميكند، محدود نميكند، بلكه اين اصول انسان را هدايت ميكند و به او ميگويد كه اگر چنانچه بر طبق اين اصول حركت كردى، به آن نتيجه‌ى مطلوب خواهى رسيد؛ اگر از اين اصول تخطى كردى، به هدف نخواهى رسيد. آخر، اشكال بيراهه همين است. بيراهه، دو اشكال دارد: يك اشكال اين است كه انسان به سرمنزل مقصود نميرسد؛ اشكال ديگر اين است كه وقت انسان تلف ميشود؛ فرصتها از دست ميرود.

 اين كسانى كه در طول اين صد سال، صد و پنجاه سال اخير در كشور ما داعيه‌ى اصلاح و پيشرفت و ترقى سر دادند و ما را حقاً و انصافاً به بيراهه كشاندند، اين گناه بزرگ را انجام دادند؛ هم ما در طول اين صد و پنجاه سال به مقصد نرسيديم و عقب مانديم، هم وقتمان تلف شد. چند نسل پى‌درپى بايد بيايند، ضايع شوند، در اين تيه(1) سرگردانى بروند و به نتيجه نرسند، تا يك وقت يك نسل متوجه بشود كه اشتباه كرده‌اند؛ راه را برگردد، شروع كند از نو حركت كردن. گناه آن كسانى كه جوامع بشرى را به بيراهه ميكشانند، اين است كه وقت آنها و عمر آنها و فرصتهاى آنها را ضايع ميكنند.
(ديدار دانشجويان با رهبر انقلاب 87/7/7)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif جمع میان تلاش برای تعالی و خلوص‌بخشی به نظام  با  وحدت حداكثری نیروهای انقلاب كه به حق نیاز شرایط امروز كشور است چگونه ممكن می‌گردد؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif بعضى‌ها ميگويند وحدت، بعضى‌ها ميگويند خلوص؛ شما چه ميگوئيد؟ من ميگويم هر دو. خلوص كه شما مطرح ميكنيد - كه ما بايست از فرصت استفاده كنيم و حالا كه غربال شد، يك عده‌اى را كه ناخالصى دارند، از دائره خارج كنيم - چيزى نيست كه با دعوا و كشمكش و گريبان اين و آن را گرفتن و با حركت تند و فشارآلود به وجود بيايد؛ خلوص در يك مجموعه كه اينجورى حاصل نميشود؛ ما به اين، مأمور هم نيستيم. در صدر اسلام، خوب، با پيغمبر اكرم يك عده بودند؛ سلمان بود، اباذر بود، ابىّ‌بن‌كعب بود، عمار بود، كى بود، كى بود؛ اينها درجه‌ى اول و خالص‌ترينها بودند؛ عده‌اى ديگر از اينها يك مقدارى متوسطتر بودند؛ يك عده‌اى بودند كه گاهى اوقات پيغمبر حتّى به اينها تشر هم ميزد. اگر فرض كنيد پيغمبر در همان جامعه‌ى چند هزار نفرى - كه كار خالص‌سازى خيلى آسانتر بود از يك جامعه‌ى هفتاد ميليونى كشور ما - ميخواست خالص‌سازى كند، چه كار ميكرد؟ چى برايش ميماند؟ آن كه يك گناهى كرده، بايد ميرفت؛ آن كه يك تشرى شنفته، بايد ميرفت؛ آن كه در يك وقتى كه نبايد از پيغمبر اجازه‌ى مرخصى بگيرد، اجازه‌ى مرخصى گرفته، بايد ميرفت؛ آن كه زكاتش را يك خرده دير داده، بايد ميرفت؛ خوب، كسى نميماند. امروز هم همين جور است. اينجورى نيست كه شما بيائيد افراد ضعاف‌الايمان را از دائره خارج كنيد، به بهانه‌ى اينكه ميخواهيم خالص كنيم؛ نه، شما هرچه ميتوانيد، دائره‌ى خلّصين را توسعه بدهيد؛ كارى كنيد كه افراد خالصى كه ميتوانند جامعه‌ى شما را خالص كنند، در جامعه بيشتر شوند؛ اين خوب است. از خودتان شروع كنيد؛ دور و بر خودتان، خانواده‌ى خودتان، دوستان خودتان، تشكل خودتان، بيرون از تشكل خودتان. هرچه ميتوانيد، در حوزه‌ى نفوذ تشكل خود، براى بالا آوردن ميزان خلوصهاى فردى و جمعى تلاش كنيد؛ كه نتيجه‌ى آن، خلوص روزافزون جامعه‌ى شما خواهد شد. راه خالص كردن اين است.

وحدت هم كه ما گفتيم - كه بعد سؤالات ديگرى هم در اين زمينه شده - منظور من اتحاد بر مبناى اصول است. بنابراين وحدت با كيست؟ با آن كسى كه اين اصول را قبول دارد. به همان اندازه‌اى كه اصول را قبول دارند، به همان اندازه ما با هم مرتبط و متصليم؛ اين ميشود ولايت بين مؤمنين. آن كسى كه اصول را قبول ندارد، نشان ميدهد كه اصول را قبول ندارد يا تصريح ميكند كه اصول را قبول ندارد، او قهراً از اين دائره خارج است. بنابراين با اين تفصيل و توضيحى كه عرض شد، هم طرفدار وحدتيم، هم طرفدار خلوصيم.
(بيانات در ديدار دانشجويان در یازدهمین روزماه رمضان 31/5/89)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif معيار و ملاك براى جدايى و مرز اصول و سليقه‌ها چيست؟ اصول را چگونه مى‌توان تشخيص داد؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif اصول، با سليقه‌هاى گوناگون در زمينه‌هاى مختلف، با هم اشتباه نمى‌شود. اصول، پايه‌هاى فكرى يك نظام و يك اساس حكومتى است. اسلام، از اصول است؛ استقلال، از اصول است؛ نظام دينى، از اصول است؛ رعايت قوانين اسلامى، از اصول است؛ جهتگيرىِ عمومى ملت و كشور به سمت متديّن شدن و جامعه را به سمت جامعه اسلامىِ كامل كشاندن، از اصول است. اصول از اين قبيل است. سليقه‌ها اين است كه يك نفر با زيد خوب است، با عمرو بد است؛ يكى از آن خوشش مى‌آيد، آن ديگرى از آن خوشش نمى‌آيد. در زمينه‌هاى اقتصادى، از سليقه هم بالاتر هست؛ اما اصول نيست. فرض بفرماييد كه يك نفر معتقد به سياست «تعديل اقتصادى» است، يكى هم مخالف اين سياست است؛ مثلاً معتقد به سياست نوع ديگر است. اينها از سليقه هم بالاتر است؛ اما با اصول نبايد اشتباه شود. آن كسى كه داراى اين سليقه‌ى سياسى و اين روش سياسى است، وقتى كه مسؤوليتى داشته باشد، بر طبق همان عمل مى‌كند؛ آن ديگرى مى‌آيد و برطبق چيز ديگر عمل مى‌كند؛ اما اصول هميشه محفوظ است. الان شما ملاحظه بفرماييد؛ از زمان رياست جمهورى بنده، كه آن‌وقت رئيس دولت كسى بود، بعد رئيس دولت كس ديگرى شد؛ و زمان بعد از رياست جمهورى بنده، كه رئيس دولت كس ديگرى شد؛ با اين‌كه سلايق سياسى و اقتصادى تفاوتهاى گوناگونى كرده، اما درعين‌حال همواره در اين مدّت، آن پايه‌هاى فكرى - يعنى اعتقاد به اسلام، اعتقاد به امام، اعتقاد به نظام اسلامى، اعتقاد به مردمى بودن جامعه - همه سر جاى خود محفوظ است. اين اعتقادها چيزهايى نيست كه حتّى با آمدن و رفتن دولتها عوض شود. بنابراين قابل اشتباه نيست.
(پاسخهاى رهبر معظم انقلاب اسلامى به پرسشهاى دانشجويان در دانشگاه صنعتى شريف 78/9/1)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif چگونه مى‌توان از خطّ فكرىِ ناب ولايت در مسائل روزمرّه و جارى به صورت واضح مطّلع شد تا افراد نتوانند نظرات حضرتعالى را خلاف وانمود كنند؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif من آنچه كه در سخنرانيها بيان مى‌كنم، لبّ نظراتم است. اساسيترين نظراتم همانهايى است كه شما در سخنرانيها از من مى‌شنويد. هيچ نظرى درباره مسائل جارى كشور و مسائل اسلام و مسلمين و مسائل اجتماعى وجود ندارد كه من آن را درِگوشى به كسى بگويم و نشود آن را در علن گفت. نظرات من، نظراتى شفّاف و روشن است كه در خطبه نماز جمعه و در سخنرانى با گروههاى مختلف، شما اينها را مى‌شنويد.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران‌‌ 77/2/22)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif راه دست‌یابی به نظرات امام (ره) چیست؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif نظرات امام يك مجموعه است و خوشبختانه بيانات امام ثبت شده است و همين است كه هست. مثل همه‌ى متونى كه از آنها ميشود تفكر گوينده را استنباط كرد؛ منتها با شيوه‌ى درستِ استنباط. شيوه‌ى درستِ استنباط اين است كه همه حرفها را ببينند، آنها را در كنار هم قرار بدهند؛ توى آنها عام هست، خاص هست؛ مطلق هست، مقيد هست. حرفها را بايد با همديگر سنجيد، تطبيق كرد؛ مجموع اين حرفها، نظر امام است. البته كار خيلى ساده‌اى نيست، اما روشن است كه بايد چه كار كنيم: يك كار اجتهادى است؛ اجتهادى است كه از عهده‌ى شما جوانها برمى‌آيد. بنشينند واقعاً گروه‌هاى كارى در زمينه‌هاى مختلف، نظر امام را استنباط كنند، از گفته‌هاى امام به دست بياورند.
(ديدار دانشجويان با رهبر انقلاب 87/7/7)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif آیا ما به عنوان سربازان انقلاب و فعالان جریانات دانشجویی انقلابی باید عینا از همان موضعی سخن بگوییم كه رهبری معظم به اقتضای جایگاه رفیع ولایی و سكانداری كشتی انقلاب از آن سخن می گویند؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif ميگويند آيا ما هم بايد مثل رهبرى موضع بگيريم يا نه؟ خوب، رهبرى يك تكليفى دارد، ما يك تكليف ديگر داريم. ببينيد، نبادا كسى تصور كند كه رهبرى يك نظرى دارد كه برخلاف آنچه كه به عنوان نظر رسمى مطرح ميشود، در خفا به بعضى از خواص و خلّصين، آن نظر را منتقل ميكند كه اجراء كنند؛ مطلقاً چنين چيزى نيست. اگر كسى چنين تصور كند، تصور خطائى است؛ اگر نسبت بدهد، گناه كبيره‌اى انجام داده. نظرات و مواضع رهبرى همينى است كه صريحاً اعلام ميشود؛ همينى است كه من صريحاً اعلام ميكنم.

 چند سال قبل كه يك قتلى اتفاق افتاده بود و دشمنان جنجال كردند، تبليغات كردند و گفتند اينها فتوا داشتند، دستور داشتند، و ميخواستند يك جورى پاى رهبرى را ميان بكشند، توى نماز جمعه گفتم: اگر من يك وقتى اعتقاد پيدا كنم كه يك نفرى واجب‌القتل است، اين را توى نماز جمعه علنى خواهم گفت. نه جايز است، نه شايسته است كه مواضع ديگرى غير از آنچه كه رهبرى به صورت علنى و صريح به عنوان مواضع خودش اعلام ميكند، وجود داشته باشد؛ نه، همينى است كه دارم ميگويم.
 البته ممكن است كيفيت روزه گرفتن شما با بنده، نماز خواندن شما با بنده يك تفاوتهائى داشته باشد. خوب، شما جوانيد، دانشجوئيد؛ فعاليت دينى شما، فعاليت اجتماعى شما جوانانه است؛ با رفتار پيرمردانه‌ى پيرمردها طبعاً تفاوت پيدا ميكند. از اين تفاوتهاى قهرى و طبيعى نميشود صرف‌نظر كرد.
(بيانات در ديدار دانشجويان در یازدهمین روزماه رمضان 89/6/1)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif به ما بگوييد در اين اوضاع آشفته، وظيفه يك دانشجوى آگاه و آماده در مقابل جريانهاى سياسى مختلف چيست؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif درست فكر كردن، درست تحليل كردن، تحليل درست را به ديگران منتقل كردن و سعى در روشن و آگاه كردن كسى كه فكر مى‌كنيد ناآگاه است.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى 82/02/22)‌

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif لطفاً نظر خود را در مورد آينده فعاليتهاى سياسى دانشجويان و سمت و سوى اين حركات بفرماييد.
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif من سه، چهار سال قبل از اين گفتم كه دانشجويان بايستى سياسى شوند؛ و بعد هم عليه كسانى كه دانشگاه را از سياست دور كردند، تعبير تندى كردم. يك سال بعد از آن، يا همان وقتها، در يك اجتماع دانشجويى گفتم كه اشتباه نكنيد؛ من كه مى‌گويم فعّاليت سياسى، معنايش اين نيست كه فعاليت سياسى حتماً بايد عليه دولت، عليه مسؤولان و عليه نظام باشد. بعضى از بدخواهان، فعاليت سياسى را اين‌گونه تعبير مى‌كنند. فكر مى‌كنند فعّاليت سياسى، يعنى سياسيكارى! اين، يك نوع سياسيكارى و يك نوع تقلّب است كه آدم تصوّر كند فعّاليت سياسى در دانشگاه، فقط با بدگفتن و با فحّاشى كردن و با اهانت كردن به اين و آن حاصل مى‌شود؛ نه. فعّاليت سياسى، براى پيدا شدن قدرت تحليل در دانشجوست. اين دانشجو اگر قدرت تحليل سياسى نداشته باشد، فريب مى‌خورد و فريب خوردن دانشجو، درد بزرگى است كه تحمّلش خيلى سخت است. بالاخره اگر دانشجويان بخواهند قدرت تحليل پيدا كنند، بايد فعّاليت سياسى بكنند؛ بايد سياست را بخوانند، بنويسند، بگويند، مذاكره و مباحثه كنند. تا اين كار نشود، دانشجويان توانايى پيدا نمى‌كنند. عقيده من، هنوز هم همين است.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران‌ 77/2/22)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif اولويّتهاى سياسى، فرهنگى در دانشگاهها و راهكارهاى صحيح حركتهاى دانشجويان مسلمان انقلابى را در رسيدن به آنها بيان فرماييد.
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif به نظر من، اولويّتهاى سياسى امروز، نبايد موضوعات را مشخّص كند؛ روشها را بايد مشخّص كند؛ موضوعات خيلى تفاوتى نمى‌كند. به نظر من، بحثهاى سياسى دانشجويان خوب است. بحث كنند؛ منتها بحثهاى جستجوگر و كاوشگر، نه بحثهاى فرمايشى. ما مثلاً به بعضى از شخصيتها يا افراد يا مقاماتى كه همه چيز را فرمايشى بيان مى‌كنند، اعتراض مى‌كنيم؛ اما بعد ناگهان مى‌بينم كه فلان دانشجو در يك گردهمايى، اجتماع كوچك يا بزرگ، يك فرمايش صادر مى‌كند! اگر فرمايش بد است، همه جا بد است. بحث دانشجويى بايد باز، قابل كشش، قابل انعطاف، قابل كم و زياد شدن باشد، تا در نتيجه قدرت تحليل سياسى دانشجو بالا برود. هدف بحثهاى سياسى دانشجويى بايد همين باشد تا دانشجو بتواند قدرت تحليل سياسى پيدا كند. در مورد مسائل فرهنگى هم همين‌طور است. حالا اگر وارد اين بحث شويم، خيلى طول مى‌كشد؛ اينها بحثهاى طولانى است.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران‌‌ 77/2/22)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif بهترين شيوه برخورد با منكرات چيست؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif بستگى به اين دارد كه چه كسى بخواهد برخورد كند. اگر شما بخواهيد برخورد كنيد، «زبان» است. شما به غير از زبان، هيچ تكليف ديگرى نداريد. نهى از منكر براى مردم، فقط زبانى است. البته براى حكومت، اين‌طور نيست. اگر منكر بزرگى باشد، برخورد حكومت احياناً ممكن است برخورد قانونى و خشن هم باشد؛ ليكن نهى از منكر و امر به معروفى كه در شرع مقدّس اسلام هست، زبان است؛ «انّما هى اللسان»

تعجّب نكنيد. من به شما عرض مى‌كنم كه تأثير امر و نهى زبانى - اگر انجام گيرد - از تأثير مشت پولادين حكومتها بيشتر است. من چند سال است كه گفته‌ام امر به معروف و نهى از منكر. البته عدّه‌اى اين كار را مى‌كنند؛ اما همه نمى‌كنند. همه تجربه نمى‌كنند، مى‌گويند آقا چرا اثر نمى‌كند؛ تجربه كنيد. منكرى را كه ديديد، با زبان تذكّر دهيد. اصلاً لازم هم نيست زبان گزنده باشد و يا شما براى رفع آن منكر، سخنرانى بكنيد. يك كلمه بگوييد: آقا! خانم! برادر! اين منكر است. شما بگوييد، نفر دوم بگويد، نفر سوم بگويد، نفر دهم بگويد، نفر پنجاهم بگويد؛ كى مى‌تواند منكر را ادامه دهد؟

البته به شما بگويم عزيزان من! منكر را بايد بشناسيد. چيزهايى ممكن است به نظر بعضى منكر بيايد؛ در حالى كه منكر نباشد. بايد معروف و منكر را بشناسيد. واقعاً بايد بدانيد اين منكر است. بعضى گفته‌اند كه بايد احتمال تأثير وجود داشته باشد. من مى‌گويم احتمال تأثير همه جا قطعى است؛ مگر در نزد حكومتهاى قلدر، قدرتمندان و سلاطين. آنهايند كه البته حرف حساب به گوششان فرو نمى‌رود و اثر نمى‌كند؛ اما براى مردم چرا. براى مردم، حرف اثر دارد. بنابراين، پاسخ من اين شد كه بهترين روش براى شما كه از من سؤال كرديد، «زبان» است.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران 77/2/22)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif امام فرمودند دانشجويان بايد در مقابل انحرافات، شجاعانه بايستند. اگر ايستادگى دانشجو باعث اصلاح مسؤولان نشد، تكليف چيست؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif چرا، عاملِ اصلاح خواهد شد. البته ايستادگى دانشجو معنايش اين نيست كه مبارزه مسلّحانه كند. انسان به مسؤول بايد بگويد، تذكّر بدهد و بخواهد؛ اين خواستن بايد در روش، برخورد و انتخاب او اثر بگذارد، كه بلاشك اثر مى‌كند؛ ممكن نيست اثر نكند؛ بنده اين را به‌صورت يك امر قطعى عرض مى‌كنم. اگر روى اين نكته دقّت كنيد، خواهيد ديد امكان ندارد يك مجموعه چيزى را بخواهد و در نظامى مثل نظام ما - كه نظام مردم‌سالارى و انتخاب است - تحقّق پيدا نكند؛ بالاخره تحقّق پيدا خواهد كرد.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى‌ 82/02/22)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif اگر اشكالى در سياستها و عملكردها باشد، آيا بايد آن را ابراز كرد؟ چگونه مى‌توان اين كار را كرد كه متّهم به مخالفت با فرمايش شما در حمايت از دولت نشويم؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif من البته هيچ‌وقت جلوِ انتقاد را نگرفته‌ام و كسى را منع نكرده‌ام. انتقاد صحيح و دلسوزانه ضررى ندارد؛ اما اين انتقاد بايستى به تخريب نينجامد. بعضيها طورى انتقاد مى‌كنند كه تخريب است؛ اين مصلحت نيست. كسى كه مسؤوليت سنگينى در كشور بر دوشش هست و از او توقّع داريم كه فلان كار را بكند - اقتصاد را درست كند و... - اگر ما او را تقويت نكنيم؛ اگر يك وقت ضعفى هم پيدا شد، آن را نپوشانيم؛ آيا مى‌توانيم چنين توقّعى داشته باشيم؟ باز هم مى‌توانيم اميدوار باشيم كه آنچه كه ما مى‌خواهيم، انجام خواهد گرفت و آنچه كه وظيفه اوست، انجام مى‌گيرد؟ به نظر من، وظيفه همه است كه به مسؤولان كشور كمك كنند و آنها را يارى نمايند؛ البته تا وقتى كه در خطّ مستقيم اسلام و امام حركت مى‌كنند. اگر كسى از خط مستقيم اسلام و امام منحرف شود - هر كسى باشد - او درخور حمايت نيست. اين فرق هم نمى‌كند؛ از بالا تا پايين همه يكسان هستند؛ خود من هم همين‌طور هستم. اگر خداى نكرده من هم از آن خطّ صحيحِ اسلام تخطّى كنم، بر مردم واجب نيست كه از من حمايت يا تبعيت كنند. البته احياناً يك وقت اشتباه و اختلاف سليقه‌اى وجود دارد. اين اختلاف سليقه نبايد موجب شود كه ما مسؤولان كشور و مسؤولان بخشهاى گوناگون را از حمايت خودمان محروم كنيم؛ نه، بايد آنها را حمايت كنيم.

شما هم بدانيد عزيزان من! امروز اين كشور اقتدارش به همين است كه دولت و ملت به هم وصلند. هيچ جاى دنيا هم اين‌گونه نيست. اين را كه عرض مى‌كنم، با علم و اطّلاع مى‌گويم؛ يعنى حتّى در كشورهاى دمكراتيك، اين حالتى را كه شما در اين‌جا مشاهده مى‌كنيد - و خوشبختانه نظاير آن در اين كشور زياد است كه يك مسؤول بنشيند و با مردم، صميمى و خودمانى حرف بزند؛ نه آنها از او احساس وحشت كنند، نه او از آنها احساس وحشت و بيگانگى كند - وجود ندارد. اين هم به بركت دين و به بركت اسلام است، والاّ آن حكومتهاى به خيال و به ادّعاى خودشان مردمى - كه بى‌دين و ملحد بودند - حجابهايشان از مردمشان، خيلى خيلى قطورتر از ديگران هم بود! بنابراين، اين اتّصال دولت و ملت، به بركت دين و اسلام است. اين را نبايد از دست داد؛ اين چيز خيلى مغتنمى است. اين ارتباط بين مسؤولان دولتى و مردم، حمايت اينها از آنها، علاقه و دلسوزى آنها به اينها، چيز بسيار با ارزشى است.
(پاسخهاى رهبر معظم انقلاب اسلامى به پرسشهاى دانشجويان در دانشگاه صنعتى شريف 78/9/1)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif حدود و خطوط قرمزِ ما در جنبش عدالتخواهى چيست؟ چون گاهى برخى مسؤولان رده پايين در سخنرانيهاى خود، رفتار ما را تخريبى و مغاير با منافع نظام تفسير مى‌كنند. نظر حضرت‌عالى چيست؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif اى كاش مى‌گفتند عملى كه به عنوان رفتار تخريبى تعريف مى‌شود، چيست، تا بنده بگويم تخريبى است يا نه. بنده نمى‌دانم چطور رفتارى بوده كه آنها آن را تخريبى دانسته‌اند. به هرحال، جنبش عدالتخواهى هنگامى‌كه در جمع دانشجويان و خطاب به آنها گفته مى‌شود، مقصود اين است كه اين طلب و خواسته و خواهش به عنوان يك خواسته عمده مطرح شود. نبايد بگذاريد اين مطالبه مهم از ذهنها دور شود؛ يعنى بايستى عدالت آن‌چنان از طرف مردم، قشرها و بخصوص جوانان مطالبه شود كه هر مسؤولى - چه بنده و چه هر كس ديگرى كه در جايى مسؤول است - ناچار باشد به مقوله عدالت، ولو برخلاف ميلش هم باشد، بپردازد. يك وقت است كه ما مثلاً به وزارت اقتصاد و دارايى مى‌گوييم عدالت را رعايت كن، يا به قوّه قضاييّه مى‌گوييم عدالت را رعايت كن؛ اما يك وقت به جوانان مى‌گوييم شما عدالت را مطالبه كنيد. هر كدام معناى خاصّى دارد. مطالبه عدالت به معناى اين است كه عدالت، گفتمان غالب در محيطهاى جوان و دانشجويى شود؛ عدالت را مطالبه كنند و آن را از هر مسؤولى بخواهند. اگر غير از اين كارى صورت گيرد، ممكن است درست و يا غلط باشد، كه بنده چون نمى‌دانم، نظرى نمى‌دهم.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى 82/02/22)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif برخى از مسؤولان فرهنگى و حتّى روحانيون و افراد موجّه و دلسوز، ما را نصيحت مى‌كنند كه اعتراض به مسائل ضدّعدالت، به نظام و انقلاب ضربه مى‌زند و اين كارها تندروى است. در پاسخ به اين افراد چه بايد گفت؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif بايد گفت مطالبه عدالت نه فقط به نظام ضربه نمى‌زند، بلكه نظام را تقويت مى‌كند. البته من نمى‌دانم شما آن را چگونه مطالبه كرده‌ايد كه آنها گفته‌اند ضربه مى‌زند. ممكن است روش مطالبه، تند يا خشن يا نامناسب بوده، كه من در اين باره قضاوتى ندارم؛ اما اصل مطالبه عدالت، هيچ ضربه‌اى به انقلاب نمى‌زند؛ كاملاً هم در جهت تقويت انقلاب است.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى‌ 82/02/22)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif بعضى ميگويند اگر چنانچه صدا و سيما را نقد كنيم، بر خلاف رهبرى مطلبى گفته‌ايم چون رهبرى رئيس صدا و سيما را معين ميكند! نظر شما چیست؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif اگر واقعاً ملاك اين باشد، كه آدم بايد به هيچ‌كس اعتراض نكند؛ چون رئيس قوه‌ى قضائيه را هم رهبرى انتخاب ميكند، رئيس جمهور هم بعد از انتخابات، تنفيذ رهبرى دارد؛ ميگويد نصب كردم. پس بايد به هيچ‌كس اعتراض نكرد. نه آقا، اولاً صدا و سيما را رهبرى اداره نميكند؛ اين معلوم باشد. صدا و سيما را رئيس صدا و سيما اداره ميكند. و رهبرى هم در موارد زيادى اعتراضهائى دارد. همين اعتراضهائى كه شما داريد، بعضى‌هايش يا خيلى‌هايش، اعتراضهاى ما هم هست. احتمالاً اعتراضهاى ديگرى هم هست كه چون براى من از جوانب مختلف گزارش مى‌آورند - با اينكه خود من ممكن است به قدر شما تماشاچى تلويزيون يا گوش‌كننده‌ى راديو نباشم - اطلاعاتم زياد است. از وضع صدا و سيما اعتراضهائى هم ميكنيم، اشكالاتى هم ميكنيم، گاهى با آنها دعوا هم ميكنيم. بالاخره آنها هم يك ضرورتهائى دارند و جواب ميدهند؛ گاهى جوابشان درست است، گاهى هم نادرست است. به هر حال اعتراض هست و انتقاد شما از صدا و سيما مطلقاً به رهبرى منتقل نميشود. شما حق داريد انتقاد كنيد؛ هيچ اشكالى ندارد.
(ديدار دانشجويان با رهبر انقلاب 87/7/7)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif آیا در مواردی كه شائبه‌ای در سطح جامعه به وجود آمده و نحوه عملكرد دستگاه قضا یا هر نهاد دیگری، غیرشفاف و یا خدای نكرده سوال‌برانگیز به نظر می‌رسد طرح پرسش و درخواست پاسخگویی نمی‌تواند به حركت عدالت‌خواهانه نظام كمك كند؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif يك سؤال اين بود كه آيا جريان دانشجوئى ميتواند آنجائى كه ايرادى به نظرش مى‌آيد، سؤال كند؟ پاسخ اين است كه بله، بايد سؤال كنيد. ايرادى ندارد كه سؤال كنيد؛ به شرط اينكه همان طور كه خود اين برادر هم گفت، قضاوت نكنيد؛ اما سؤال كنيد. بهترين روش سؤال و پاسخ هم اين است كه مسئولين بيايند توى مجموعه‌هاى دانشجوئى. من همين جا از مسئولين درخواست ميكنم كه ديدارهاى دانشجوئى‌شان را زياد كنند. امروز بهترين قشرهاى كشور اينهايند؛ هم جوانند، هم باسوادند، هم تحصيلكرده‌اند، داراى فهمند، داراى انگيزه‌اند؛ مسئولين بروند شركت كنند. اين سؤالات مطرح بشود، احتمالاً پاسخهاى قانع كننده‌اى هم خواهيد شنيد. كمااينكه خود من در برخورد با بعضى از مسئولين، احياناً بعضى از همين سؤالهاى شما يا سؤالاتى از اين قبيل را از آنها دارم. خوب، يك جوابى ميدهند، انسان احياناً قانع ميشود؛ ممكن هم هست جواب قانع كننده‌اى نداشته باشند. به هر حال طرح سؤال، خوب است. مراقبت كنيد طرح سؤال را مخلوط نكنيد و اشتباه گرفته نشود با معارضه. آن چيزى كه من قبلها هم گفته‌ام، بارها هم گفته‌ام، الان هم ميگويم، اين است كه جريان دانشجوئى يا جنبش دانشجوئى يا هر چيز ديگر كه اسمش هست، تصور نكند كه وظيفه‌اش اين است كه با دستگاه متولى امر و متصدى اداره‌ى كشور معارضه كند؛ نه، اين خطاست؛ چه لزومى دارد؟ معارضه كردن كه كارِ هميشه درستى نيست؛ ممكن است يك جا درست باشد، يك جا درست نباشد. مهم اين است كه شما حرفتان را مطرح كنيد، استدلالتان را مطرح كنيد، پاسخ قانع كننده‌اى بخواهيد؛ مسئولين هم بايد پاسخ بدهند.
(بيانات در ديدار دانشجويان در یازدهمین روزماه رمضان 89/6/1)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif آيا حركتهايى همچون تجمّع مقابل قوّه قضاييّه و مطالبه شديد از آنها در جهت مبارزه با مفاسد اقتصادى، تضعيف نظام است؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif فرق مى‌كند. گاهى اوقات قوّه قضاييّه مايل است واقعاً كارى انجام دهد، كه اگر پشتوانه اين‌طورى هم ببيند، حتماً انجام خواهد داد. بعضى از امواج سياسى جلوِ قوّه قضاييّه را در بعضى از كارها مى‌گيرد؛ بنابراين تصوّر نمى‌كنم اين كار تضعيف نظام باشد. البته گاهى ممكن است در شرايطى تضعيف باشد، اما در شرايطى هم تقويت است؛ يعنى در واقع كمك به آنهاست تا كارى را كه مى‌خواهند، بتوانند بكنند و در برابر بعضى از جريانهاى سياسى كه مزاحمت ايجاد مى‌كنند، حربه قويترى داشته باشند.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى 82/02/22)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif چرا برخی از دستگاه های مسئول با دانشجویان به جرم مطالبه ی عدالت برخورد می كنند در حالی كه بعضا از برخورد با مفسدین و دشمنان عدالت شانه خالی می كنند؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif شما ميگوئيد كه ما شعار عدالت ميدهيم؛ دانشجو را ميگيرند، اما آن كسى را كه به عدالت صدمه زده، نميگيرند. قوه‌ى قضائيه چنين، يا دستگاه مسئول چنان. خوب، اينجا شما بايد زرنگى كنيد؛ يك لحظه از درخواست و مطالبه‌ى عدالت كوتاهى نكنيد؛ اين شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همين است كه عدالت را بخواهد. پشتوانه‌ى اين فكر هم با همه‌ى وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتى هم ممكن است انجام بگيرد؛ شما زرنگى‌تان اين باشد: گفتمان عدالت خواهی را فرياد كنيد؛ اما انتقاد شخصى و مصداق‌سازى نكنيد. وقتى شما روى يك مصداق تكيه ميكنيد، اولاً احتمال دارد اشتباه كرده باشيد؛ من مى‌بينم ديگر. من مواردى را مشاهده ميكنم – نه در دانشگاه، در گروه‌هاى اجتماعى گوناگون – كه روى يك مصداق خاصى تكيه ميكنند؛ يا به‌عنوان فساد، يا به عنوان كجروى سياسى، يا به‌عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جريان اطلاع دارم و مى‌بينم اينجورى نيست و آن كسى كه اين حرف را زده، از قضيه اطلاع نداشته است.

بنابراين وقتى شما روى شخص و مصداق تكيه ميكنيد، هم احتمال اشتباه هست، هم وسيله‌اى به دست ميدهيد براى اينكه آن زرنگ قانوندانِ قانون شكن – كه من گفته‌ام قانوندانهاى قانون شكن خطرناكند – بتواند عليه شما استفاده كند. شما از دادستان چه گله‌اى ميتوانيد بكنيد؟ اگر يك نفرى به‌عنوان مفترى يك شخصى را معرفى كند و بگويد آقا او اين افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضى اين نيست كه برود دنبال ماهيت قضيه. اگر اين افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‌ى قانونى آن قاضى را ملزم به انجام يك كارى ميكند؛ لذا نميتوانيم از او گله كنيم. شما زرنگى كنيد، شما اسم نياوريد، شما روى مصداق تكيه نكنيد؛ شما پرچم را بلند كنيد. وقتى پرچم را بلند كرديد، آن كسى كه مجرى است، آن كسى كه در محيط اجراء ميخواهد كار انجام دهد، همه حساب كار خودشان را ميكنند. آن كسى هم كه فرياد مربوط به محتواى اين پرچم را بلند كرده، احساس دلگرمى ميكند و كار پيش خواهد رفت. بنابراين به نظر من مشكلى در كار شما نيست؛ شما جوانهاى مؤمنى هستيد كه انتظار هم از شما همين است. هر شعار خوبى كه داده ميشود، بعد از اتكال به خداى بزرگ كه همه‌ى دلها و زبانها و اراده‌ها دست اوست، تكيه به شما جوانهاست، اميد به شما جوانهاست؛ اين را بدانيد. بالاخره همشهرى شما كه از او شعر هم خوانديد، ميگويد:
وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم
كه در طريقت ما كافرى است رنجيدن‌
نرنجيد؛ دنبال كار برويد.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‌ در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى شيراز 1387/2/14)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif بزرگترین آسیب و اشكال محتمل برای محیط دانشجوئی چیست؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif بدترين اشكال و اشكال وارد بر محيط دانشجوئى اين است كه دانشجو دچار محافظه‌كارى شود و حرفش را با ملاحظه‌ى موقع و مصلحت خيالى بيان كند؛ نه، دانشجو بايد حرفش را صريح بزند. البته در كنار اين صراحتِ در بيان، صداقت در نيت هم بايد وجود داشته باشد و در كنار او، سرعت در پذيرش خطا؛ اگر ثابت شد كه خطاست. فرق شماى جوان و دانشجو و صادق و پاكيزه‌دل، با يك آدم سياسى‌كار بايد در همين باشد؛ حرفتان را صريح بزنيد؛ آنچه را كه ميزنيد، از دل بزنيد؛ و اگر چنانچه معلوم شد كه اشتباه است، سريع پس بگيريد؛ راحت. اين، به نظر من يكى از بهترين شاخصه‌هاى دانشجوئى است.
(ديدار دانشجويان با رهبر انقلاب 1387/7/7)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif بزرگترين مشكل دانشگاههاى ما، جوّ جمود و تحجّر در حوزه علم و فرهنگ ناب اسلامى است. به نظر شما اين جوّ جمود را چگونه مى‌توان از بين برد؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif مطلب بسيار مهم و قابل توجّهى است. البته من در اين‌كه اين بزرگترين مشكل ما باشد، ترديد دارم؛ اما بلاشك جمود و تحجّر هرجا باشد، يك مشكل است و راه از بين بردنش هم اين است كه شما - كه دانشجويان - هرچه مى‌توانيد به كيفيّت فكرى خودتان در زمينه دانش و معرفت بيفزاييد. هر يك نفر از شما، وقتى كه اهل دانش، فرهنگ، فرزانگى، روشنفكرى و فرهيختگى است، مى‌تواند اين مفاهيم را در عمل گسترش دهد؛ يعنى درست نقطه مقابل جوّ جمود و تحجّر. اگر بخواهيم با جمود بجنگيم، جنگ با جمود اين‌گونه است؛ يعنى جنگ فرهنگى است. جنگ با جمود، جنگ شمشيرى نيست؛ چون از مقوله فرهنگ است. تحجّر و جمود هم نوعى فرهنگ است؛ منتها فرهنگ بسته! بايستى با روشهاى فرهنگى با آن مقابله كرد. به نظر من، دانشجويان مى‌توانند در اين زمينه مؤثّر باشند.
 (بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران  77/2/22)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif اعمال سلیقه و دستوری شدن علم و اندیشه چه در دانشگاه و چه در حوزه‌های علمیه آفتی دیگر بر نهال نوپای آزاداندیشی است.
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif من چنين چيزى سراغ ندارم. در جامعه‌ى ما انديشه دستورى نيست؛ نه علم دستورى است، نه انديشه دستورى است. كجا؟ مشخص كنند بگويند. كسى كه با اين قضيه مبارزه كند، خودِ منم. ما طرفدار آزادانديشى هستيم. البته من به شماها بگويم، آزادانديشى جايش توى تلويزيون نيست؛ آزادانديشى جايش توى جلسات تخصصى است. مثلاً فرض كنيد در زمينه‌ى فلان مسئله‌ى سياسى، يك جلسه‌ى تخصصىِ دانشجوئى بگذاريد؛ دو نفر، پنج نفر، ده نفر بيايند آنجا با همديگر بحث كنند؛ اين ميشود آزادانديشى. همين جور، بحث سر معارف اسلامى است؛ همين جور، بحث سر تفكرات مكاتب گوناگون جهانى است؛ همين جور، بحث سر يك مسئله‌ى علمى است. بنابراين جلسه بايد جلسه‌ى تخصصى باشد؛ والّا توى جلسات عمومى و در صدا و سيما دو نفر بيايند بحث كنند، آن كسى كه حق است، لزوماً غلبه نخواهد كرد؛ آن كسى غلبه خواهد كرد كه بيشتر عيّارىِ كار دستش است و ميتواند بازيگرى كند؛ مثل قضيه‌ى عكس مار و اسم مار. گفت: كدام يكى مار است؟ مردم با اشاره به عكس مار گفتند: معلوم است، مار اين است. بنابراين آزادانديشى در جلسات تخصصىِ متناسب با هر بحثى بايد باشد؛ در محيطهاى عمومى جاى آن بحثها و مناظره‌ها نيست. اين هم معنايش اين نيست كه دارد تحميل ميشود؛ نه، بالاخره يك فكر حق مطرح ميشود؛ «ادع الى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالّتى هى احسن». اين حكمت و موعظه‌ى حسنه و مجادله‌ى احسن براى چيست؟ «ادع الى سبيل ربّك». يعنى اين قبلاً يك اصل موضوعى است، دعوت به سمت خداست. در همه چيز همين جور است. دعوت بايد با زبان درست انجام بگيرد، اما جهت دعوت بايد مشخص باشد. معنى ندارد كه انسان جهت دعوت را آزاد بگذارد؛ اين موجب گمراهى مردم ميشود. مردم را بايد هدايت كرد. مگر نميگوئيد كه دولتها مسئول هدايت افكار مردم هستند؟
(بيانات در ديدار دانشجويان در یازدهمین روزماه رمضان 89/6/1)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif آيا توليد علم را كه مسأله بسيار گسترده و نيازمند توانهاى ذهنى و فردى و نيز اكتسابى بسيار گسترده است، مى‌توان از تك‌تك دانشجويان انتظار داشت، يا منحصر به افرادى است كه چنين تواناييهايى دارند و بنابراين وظيفه آماده كردن محيط را به عهده دارند؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif وظيفه همه است. اين كه ما مسأله توليد علم را مكرّر در دانشگاه مطرح كرديم و باز هم مطرح مى‌كنيم و در آينده هم ان‌شاءاللَّه مطرح خواهيم كرد، معنايش اين نيست كه از يك‌يك مخاطبان مى‌خواهيم توليد علم كنند؛ بلكه معنايش اين است كه اين ارزش، هدف و حركت جمعى - كه انگيزه‌هاى فردى در پى آن است - بشود. البته علمِ ترجمه‌اىِ محض خوب نيست؛ مگر به عنوان يك وسيله. ما نبايد دچار ترجمه شويم. علم و فرهنگ ترجمه و سيستمها و روشهاى ترجمه‌اى، درست نيست. اين بحثها در جلسه اساتيد هم مطرح بود. بنده مى‌گويم ما به عنوان يك ملت با استعداد، بايد علم‌آفرينى كنيم و مى‌توانيم. كسانى‌كه علم‌آفرينى كرده‌اند، هم از لحاظ استعداد و هم از لحاظ سوابق علمىِ درخشانِ تاريخى‌اى كه ما داريم، از ما جلوتر نبودند؛ بنابراين ملت ما مى‌تواند. اين به عنوان طرح يك خواسته عمومى در دانشگاههاست، تا ان‌شاءاللَّه همه آن را دنبال كنند.

اصلاً اين مسأله به اين صورت، فردى نيست و شايد هم همه توانايى توليدِ علم را ندارند؛ بايد اين به عنوان يك مطالبه عمومى درآيد و سنّت كار در دانشگاه شود تا فقط به فكر يادگرفتن آنچه ديگران به دست آورده‌اند، نباشيم؛ بلكه افزودن بر ذخيره به دست آمده به وسيله ديگران را هم وجهه همّت خود قرار دهيم.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى ‌82/2/22)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif علت اصلی مشكل از زبان نخبگانی كه از كشور خارج می‌شوند به طور خلاصه اینطور بیان می‌شود كه: «نخبگان در داخل كشور احساس تأثیرگذاری نمی‌كنند و دستاورد تحقیقات و اختراعاتشان در گوشه اتاقهایشان بایگانی می‌شود.»
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif من اين حرفها را رد نميكنم، ممكن است واقعاً همين اشكالات هم وارد باشد؛ اما آن نخبه‌اى كه در دوره‌ى دانشجوئى و بعد از فارغ‌التحصيلى پا ميشود ميرود خارج، غالباً دلائلش اينها نيست؛ اينها بهانه است. آنجا كسانى هستند كه درِ باغ سبز نشان ميدهند، زمينه‌هاى مساعد كارى را به رخ اين دانشجو ميكشند؛ اين دانشجو خيال ميكند كه حالا اگر برود آنجا، چنين و چنان خواهد شد. شايد هم واقعاً دستگاه‌هاى دولتى‌اى هستند كه علاوه بر انگيزه‌ى نياز به دانش و استعداد اين جوان، يك انگيزه‌ى ديگر هم دارند و آن، مبارزه‌ى با جمهورى اسلامى است؛ لذا روى اين سرمايه‌گذارى ميكنند، برميدارند ميبرندش آنجا. حالا آنهائى كه ميروند، بعضى البته موفق ميشوند، بعضى هم موفق نميشوند، سرشان به سنگ ميخورد، پشيمان هم ميشوند؛ از اين قبيل هم داريم. از آن طرف هم جوانهائى داريم كه بدون اينكه بحث فرار نخبگان باشد، براى درس خواندن خارج رفته‌اند، مراتب علمىِ خيلى خوبى را هم گذرانده‌اند؛ اما ايمان و انگيزه‌ى دينى و اسلامى و انگيزه‌هاى سالم آنها، آنها را به داخل كشور كشانده. همه‌اش از اين طرف نيست كه دارند حركت ميكنند؛ از آن طرف هم جوانهائى كه براى تحصيل رفته‌اند، دارند مى‌آيند. ما افرادى را مى‌شناسيم؛ بعضى‌شان نابغه‌اند، بعضى‌شان برجسته‌اند، بعضى‌شان نخبه‌اند؛ اينها مى‌آيند داخل، مشغول كار ميشوند؛ مشغول خدمت ميشوند. اينجور هم نيست كه شما فرض كنيد همه‌اش از اين طرف ميروند؛ نه، آنها هم مى‌آيند داخل، و امكاناتى هم وجود دارد و كارهائى هم انجام ميگيرد.
(بيانات در ديدار دانشجويان در یازدهمین روزماه رمضان 89/6/1)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif دانشجوى سال دوم يكى از دانشگاهها هستم كه علاقه‌ى شديدى به علوم اسلامى دارم و آينده خود را يك اسلام‌شناس و مبلّغ مى‌خواهم. بعضى مى‌گويند اوّل ليسانس بگير، بعد به حوزه برو. شما چه توصيه‌اى مى‌فرماييد؟ آيا اوّل ليسانس بگيرم، بعد به حوزه بروم؟ يا فوق ليسانس بگيرم، بعد به حوزه بروم؟ يا دكترا بگيرم، بعد به حوزه بروم؟ يا اصلاً به حوزه نروم؟ يا الان به حوزه بروم؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif بعضى از برادران دانشجو به حوزه رفتند، تحصيلات حوزه‌اى را دنبال كردند، به مقامات عالى هم رسيدند؛ خيلى هم خوب بوده است. البته فكر مى‌كنم بعضى از آنها در پايان مقطع كارشناسى رفتند؛ بعضى هم در مقطع كارشناسى ارشد رفتند؛ بعضى هم هستند كه الان طلبه‌اند و مشغول تحصيلات دانشگاهى. خيلى هم خوبند؛ البته قدرى سخت است.
اما اين برادرى كه از من سؤال كردند و گفتند «علاقه دارم»، من فكر مى‌كنم كه به ظرفيتها و شوق و استعداد خودشان نگاه كنند؛ چون از بر نمى‌شود قضاوت كرد. من نه شما را على‌الظّاهر ديده‌ام، نه استعدادهايتان را مى‌شناسم؛ بنابراين براى قضاوت در اين مورد، خيلى معلوم نيست من صلاحيت داشته باشم. شما نگاه كنيد ببينيد اگر واقعاً شوق و علاقه زيادى داريد، رشته‌تان هم يك رشته مورد علاقه‌تان نيست، مى‌توانيد الان رها كنيد برويد. البته حالا كه در كنكور شركت كرده‌ايد و به دانشگاه آمده‌ايد و لابد چند ترم را هم گذرانده‌ايد، حيف است كه تمام نكنيد. به نظر من، بد نيست درستان را تمام كنيد و حداقل مدرك كارشناسى را بگيريد. اما اگر مى‌بيند نه، شوقى چندانى نداريد، يا ترديد داريد، حالا بگذاريد جلو برويد، بعداً تصميم‌گيرى خواهيد كرد.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران‌ 77/2/22)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif نظر شما در رابطه با مشاركت دانشجویان در روند تصمیم‌گیری‌های مدیریتی دانشگاه ها چیست؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif اينجا من اين مطلب را پرداخت كنم. توانائى تصميم‌سازى خيلى خوب است. توانائى تصميم‌گيرى يكى از مشكلاتى است كه اگر وارد محيط دانشجوئى شد، خيلى از هنجارهاى مطلوب و درست را به هم خواهد زد؛ اين تجربه‌ى ماست. بگذاريم دانشجو با فكر خود، با زبان باز خود، با تعلق كم خود، با گفتار و عمل خود، تصميم‌سازى كند. تصميم‌گيرى را بگذاريم كسى بكند كه بتوان از او سؤال كرد و او مسئول و پاسخگو باشد. بنابراين دنبال اين نباشيم كه محيط دانشجوئى، محيط تصميم‌گيرىِ براى اقدام باشد؛ اين نه به نفع دانشجوست، نه به نفع آن اقدام. دنبال اين باشيم كه محيط دانشجوئى تصميم‌سازى كند؛ يعنى گفتمان‌سازى كنيد. ببينيد بنده وقتى مسئله‌ى نهضت نرم‌افزارى را خواستم مطرح كنم، قبل از همه تو دانشگاه با دانشجوها مطرح كردم؛ حدود ده سال قبل. نه با وزارتها صحبت كرده بودم، نه با رئيس‌جمهور وقت صحبت كرده بودم، نه حتّى با اساتيد صحبت كردم؛ اول‌بار در دانشگاه اميركبير اين فكر را به ميان آوردم. امروز شما ببينيد اين يك گفتمان است، يك مطالبه‌ى عمومى است، يك خواستِ همه‌ى دانشگاه‌هاى كشور است؛ كه من هرجا هم ميروم، از زبان دانشجو مطالبه‌اش را ميشنوم؛ از زبان استاد و مدير، اجرايش را در يك مرحله‌ى ديگر ميشنوم، و اجراء هم دارد ميشود. همين نوآورى‌هاى علمى بسيار، بخشى از انگيزه و توان خودش را از اين شعار گرفته: «تصميم‌سازى كنيد»، «گفتمان‌سازى كنيد». اين، مجرى و مسئولين اجرائى را ميكشاند دنبال اين تصميم، و تصميم‌گيرى خواهند كرد و عمل خواهد شد.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‌ در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى شيراز 87/2/14)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif مى‌خواستم نظر كلّى شما را در مورد شوراهاى دانشجويى و شوراهاى صنفى بدانم؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif دانشجويان يقيناً خواسته‌هايى دارند كه براى منتقل كردن اين خواسته‌ها به مديران، بايستى آنها را مطرح كنند؛ در اين زمينه مشورت نمايند و خودشان تصميم بگيرند؛ اما اين‌كه دانشگاه به‌وسيله‌ى دانشجو اداره شود، نه، من هيچ اعتقادى ندارم. تا الان هم من چنين ايده‌اى را به صورت منطقى نشنيده‌ام كه كسى مطرح كند كه دانشجو بيايد دانشگاه را اداره كند؛ نه. دانشجو ميهمان دانشگاه است؛ اصلاً مدير دانشگاه نيست. دانشگاه يك مدير لازم دارد؛ تشكيلاتى لازم دارد؛ طرّاحانى لازم دارد كه بلاشك بايد مصالح دانشجو را در نظر بگيرند؛ چون اساساً فلسفه‌ى وجود دانشگاه، دانشجوست. اگر دانشجويى نداشتيم، دانشگاهى نمى‌خواستيم؛ چيز ديگرى درست مى‌كرديم. پس مصالح او، سرنوشت او، نياز او، نياز كشور به او، همه بايد رعايت شود؛ اما اين‌كه دانشجو بيايد دانشگاه را اداره كند، نه. من نه چنين چيزى را به‌عنوان يك ايده‌ى منطقى و علمى و مطرح شنيده‌ام و نه هم اصلاً اين كار منطقى است.

يك حرف ديگرى وجود دارد و آن اين‌كه اساتيد در اداره‌ى دانشگاه نقش داشته باشند. اين باز يك خرده منطقى‌تر است؛ ليكن اين هم به نظر من به شكل مطلق و كلّى درست نيست. دانشگاه بايد به وسيله‌ى مديران خودش اداره شود و آن مديران بايد سياستهاى دستگاهى را كه وابسته به آن هستند، حتماً اجرا كنند، تا مسؤوليت مشخّص شود و مسؤوليتها لوث نگردد. الان اگر دانشگاه ما وضع بدى داشته باشد، مسؤولش رئيس دانشگاه است. رئيس دانشگاه اگر اين كارِ بدش معلول بدرفتارى يا ضعف خود او نباشد، بلكه معلول برنامه‌اى باشد كه وزارت به او داده، وزير مسؤول است. وقتى وزير مسؤول شد، مى‌شود از وزير سؤال كرد. اما اگر نه، گروهى آن‌جا باشند كه اينها تحت فرمان وزير نيستند و اصلاً از مقرّرات وزير، برنامه‌ى وزير و وزارت و دولت هيچ دستورى نمى‌گيرند و هيچ تعهّدى در مقابل آن ندارند، طبعاً نمى‌شود انسان از كسى سؤال بكند. مجرمى، مسيئى، محسنى وجود نخواهد داشت.

البته دانشجويان بعد از درس خواندن، خيلى فعّاليتها در دانشگاه مى‌توانند بكنند. بى‌رودربايستى بايد به شما عرض كنم كه اگر شما بخواهيد درس خواندنتان را فداى اين كارهايى بكنيد كه خيال مى‌كنيد خوب است - حالا يا خوب است، يا خوب هم نيست - بنده هيچ اعتقادى به اين كار ندارم. درس، اوّل است. فلسفه‌ى حضور شما در آن‌جا درس خواندن است. اگر واقعاً دانشجويى درس نخواند، بلاشك بدانيد كه او مشغول ذمّه است؛ يعنى ذمّه‌اش مشغول مردم و خدا و همه است! هركسى كه سهمى در ايجاد اين دانشگاه دارد، ذمّه‌اش مشغول به اوست و بايد پيش خداى متعال جواب دهد. حالا در دنيا ممكن است كسى يقه‌ى كسى را در اين‌طور چيزها نگيرد؛ اما در روز قيامت يقيناً سؤال خواهند كرد كه چرا درس نخواندى؟! پس، اوّل درس خواندن است.

بلاشك درس خواندن همه‌ى وقت دانشجو را نمى‌گيرد؛ براى او وقتى باقى مى‌ماند كه بايد اين وقت را براى مسائل فكرى، براى مسائل سياسى - البته سياستبازى نمى‌گويم - استفاده كند. كار سياسى در دانشگاه نبايد حالت افراط و تفريط داشته باشد. يك وقت هست كه تفريطى وجود دارد؛ اصلاً دانشگاه همين‌طور مثل يك مرده است! اين همه جوان وجود دارند كه گاهى در مسائل سياسى، نه موضعى مى‌گيرند و نه حرفى مى‌زنند! بنده در موقعى گفتم خدا لعنت كند كسانى را كه دانشگاه را به اين طرف سوق مى‌دهند. يك وقت هم دانشجو را در همه‌ى مسائلى كه هيچ ارتباطى با او ندارد - مسائل و مشكلات گوناگونى كه مربوط به گروهها و جناحهاست - بيايند وارد كنند؛ از نيروى جوان او استفاده كنند و او را اين طرف و آن طرف بكشانند؛ اين هم به نظر من افراط است.

البته بعضى وقتها مى‌گويند در دنيا چنين است، در فلان كشور چنان است؛ حالا گيرم كه باشد، آيا خيلى خوب است كه فرضاً دانشجويان، دانشگاههايشان را تعطيل كنند و درسشان را نخوانند؛ بيايند به سود فلان حزب و فلان جناح، حركتى را انجام دهند كه هيچ بررسى هم نكرده‌اند كه اين حركت درست است يا درست نيست؟ مگر اين چيز خوبى است كه ما حالا بخواهيم از آن تقليد بكنيم؟! بنابراين، كار سياسى هم كه مى‌گوييم، يعنى واقعاً قدرت فهم سياسى و درك سياسى و تحليل سياسى بايد در يكايك دانشجويان به وجود آيد.

پناه بر خدا از آن روزى كه كسانى مسؤوليتهايى را در كشور به عهده بگيرند، در حالى كه فهم سياسى ندارند و قادر به تشخيص امواج سياسى دنيا نيستند! اين كار چه موقع بايد انجام گيرد؟ در طول زندگى؛ بخصوص در دوره‌ى جوانى. محيط دانشجويى هم محيط خيلى خوبى است؛ محيط گرم و پُرشورى است؛ از اين موقعيت بايد استفاده شود. گمانم در آن ديدار قبلى اين نكته را به شما عرض كردم - اگر هم نگفتم، الان مى‌گويم - كه شما بايد كمك كنيد كه به وسيله‌ى نشريات شما، دانشجويان قدرت تحليل پيدا كنند؛ يعنى مسائل سياسى را بفهمند و اصلاً متوجّه شوند كه اين موج سياسى چيست؛ اين كسى كه الان اين اقدام را مى‌كند، اين حرف را مى‌زند، اين حركت را مى‌كند، براى چيست؛ يعنى قدرت تحليل سياسى پيدا كنند؛ پشت اين پرده‌ى ظاهر را مشاهده نمايند. در اوقات فراغت، دانشجويان مسائل علمى و فرهنگى را دنبال كنند. اين اردوهايى كه هست، بعضى از آنها خيلى خوب است؛ بخصوص شما كه الحمدللَّه بچه‌هاى مسلمانى هستيد و كم و بيش با مسائل اسلامى، گسترش ديندارى، تقوا و پارسايى در دانشگاهها آشنا هستيد؛ اين خيلى مهمّ است.

شما هركس كه باشيد، متعلّق به هر دانشگاهى كه باشيد، به هر جناح سياسى و فكرى كه وابسته باشيد، از تقوا و پارسايى بى‌نياز نيستيد. اين اساس كار است. آدم وقتى باتقوا شد؛ يعنى مراقب خود بود - تقوا معنايش اين است ديگر؛ يعنى انسان مراقب اعمال و رفتار خودش باشد كه كار نادرست و بى‌قاعده از او سر نزند - هركس كه باشد، هرطور فكرى كه داشته باشد، هرگونه مذاق سياسى‌اى كه داشته باشد، خطرى ايجاد نمى‌كند؛ ضربه به جايى نمى‌زند؛ ويرانى به وجود نمى‌آورد؛ از او صلاح مى‌تراود. لذا به نظر من اصل اين است كه هرچه مى‌توانيد، خودتان و ديگران را - رفقا، دوستان و آنهايى كه نشريه‌ى شما را مى‌خوانند - باتقوا و متديّن و پاك‌نهاد بار آوريد.
(بيانات در جلسه پرسش و پاسخ مديران مسئول و سر دبيران نشريات دانشجويی 1377/12/4 )

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif لطفاً قدرى از جوانى خود بگوييد.
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif جوانيهاى ما به يك معنا، جوانيهاى خيلى پُرهيجان و پُرماجرايى بود؛ به يك معنا هم از آن جوانيهايى نيست كه آدم حسرتش را بخورد. اين را بدانيد، وقتى انسان جوانىِ شما را ندارد، جا دارد كه حسرتش را بخورد. عزيزان من! شما در دوران آزادى و بروز استعدادها زندگى مى‌كنيد؛ اما دوره جوانى ما اين‌طور نبود.

من جلوِ دانشكده حقوق همين دانشگاه آمدم، منتظر برادرى بودم؛ با هم قرار داشتيم كه من بيايم و با هم برويم. شايد به اندازه ده دقيقه من در اين‌جا منتظر ايستادم. احساس كردم از سوى عناصرى كه همه جا پُر بودند - عناصر ساواكى و مأموران اطّلاعاتى و حراستى دانشگاهى - با چشم سوءظن به من نگاه مى‌شود؛ چون من دانشجو كه نبودم؛ با خود مى‌گفتند اين آقاى معمّم در اين‌جا جلوِ دانشكده حقوق، با چه كسى كار دارد؛ چه كار دارد و هدفش چيست؟ مبادا كار سياسى بكند!

سالهاى اواخر دهه چهل يا اوايل دهه پنجاه بود - درست يادم نيست - اتّفاقاً در همين هنگام، مرحوم «رياضى يزدى» به ما رسيد. او شاعرى نسبتاً خوب بود و كارمند دانشكده پزشكى بود - اخيراً ديدم كه ديوانش هم چاپ شده است - او با ما خيلى دوست بود. اسم من را صدا كرد و سلام و عليكى گفت. بعد گفت شما مسجد دانشگاه را ديده‌ايد؟ چون من نديده بودم، گفت برويم مسجد دانشگاه را به شما نشان بدهم. به نظرم همين جاها بود؛ حالا من درست يادم نيست. احتمال مى‌دهم كه بعد از آن، وضع مسجد تغيير كرده است؛ چون آن‌جا كتيبه‌هايى بود كه رويش شعر نوشته شده بود. ما را كنار آن كتيبه‌ها آورد و گفت اين شعرها را ببينيد؛ بنا كرد به خواندن. بعد كه شعرها را خواند، به آخرش رسيديم، ديديم شعرها متعلّق به خود ايشان است! خدا ايشان را رحمت كند؛ ما را آورده بود كه اينها را ببينيم. به‌هرحال، ما از شعرهاى ايشان خيلى استفاده كرده بوديم؛ اين هم يك نمونه ديگرش بود. على‌اىّ‌حال، فضا، فضاى سوءظن و فضاى خطرناكى بود. حالا من كه در ميدان مبارزه بودم و زندان رفته بودم، حتّى در دانشگاه به قدر ده دقيقه كه جلوِ دانشكده حقوق مى‌ايستادم، مورد فشار نگاه سوءظن‌آميز مأموران بودم. بنابراين، زندگى تلخ بود.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران‌ 77/2/22)

به نقل از:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=10683

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۷ساعت   توسط رضا  | 

آزاده منم که از همه عالم بریده ام... فائزه هاشمی هم رفت انگلیس دیدن پسرش!!!

فائزه هاشمی از کشور خارج شد

به گزارش افکارنیوز به نقل از فارس، فائزه هاشمی رفسنجانی از سوی دادگاه انقلاب به اتهام فعالیت‌های تبلیغی علیه نظام به ۶ ماه حبس و ۵ سال محرومیت از عضویت و فعالیت در احزاب، گروه‌ها، انجمن‌ها، فضای مجازی و همچنین فعالیت‌های فرهنگی و مطبوعاتی محکوم شده است.

در حالیکه پنج ماه از صدور حکم قطعی وی از سوی دادگاه تجدیدنظر گذشته و اجرای حکم فرزند آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، "فرهنگ‌نیوز" نوشته که فائزه ساعت ۴:۳۰ صبح روز پنجشنبه ۱۲ مرداد از طریق فرودگاه امام خمینی (ره)، از ایران خارج شده است.

تاکنون مقصد فائزه هاشمی برای کسی آشکار نشده ولی احتمال می‌رود با توجه به برگزاری بازی‌های المپیک در لندن، این موضوع بهانه خوبی برای حضور رئیس فدراسیون ورزش زنان در انگلیس و دیدار با برادرش مهدی باشد.

به گزارش فارس، فائزه هاشمی در حکم بدوی که سیزدهم دی ماه ۱۳۹۰ توسط قاضی ابوالقاسم صلواتی صادر شد، به ۶ ماه حبس و ۵ سال محرومیت از عضویت و فعالیت در احزاب، گروه‌ها، انجمن‌ها، فضای مجازی و همچنین فعالیت‌های فرهنگی و مطبوعاتی محکوم شد.

پرونده وی که در جریان فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم در اغتشاشات خیابانی هم حضور یافته بود، با اعلام جرم دادستانی تهران تشکیل شده و اتهام انتسابی به او نیز ناشی از مصاحبه‌اش با سایت "روز آنلاین" بود که طی آن عبارات موهنی را علیه مسئولان نظام به کار بود.

قرار بود جلسه‌ رسیدگی به اتهامات دختر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی یکشنبه ۲۳ مرداد ۹۰ برگزار شود اما این جلسه به دلیل درخواست استمهال غلامعلی ریاحی وکیل پرونده برای تدارک دفاعیه و موافقت دادگاه، به‌ تاخیر افتاد و وقت رسیدگی نیز تجدید شد.

پس از صدور رای اولیه علیه فائزه هاشمی، وکیل او بلافاصله به حکم صادره اعتراض و درخواست تجدیدنظر کرد اما حدود سه ماه بعد و در روز سه‌شنبه ۸ فروردین ۹۱، دادگاه تجدیدنظر تهران رای دادگاه بدوی را بدون هیچ‌گونه تغییری تایید کرد.

حکم صادره مورد اعتراض بسیاری از مردم و نیروهای انقلابی قرار گرفت که معتقد بودند مجازات در نظر گرفته شده برای فائزه هاشمی تناسبی با جرائم وی ندارد ولی با این وجود حتی نسبت به اجرای همین رای هم تردیدهایی وجود داشت.

اواخر سال گذشته بود که سعید قاسمی از فرماندهان دفاع مقدس با اشاره به صدور حکم ۸ ماه حبس و ۶۰ ضربه شلاق برای یک اهانت‌کننده به فائزه هاشمی گفت "اگر چنین حکمی را برای فائزه بریدند و نصف روز این خانم زندان رفت، من ریشم را می‌تراشم".

برخی رسانه‌ها نیز در آن ایام خواستار رسیدگی جداگانه دستگاه قضا به دیگر اقدامات فائزه همچون "اهانت به مقدسات و زیر سؤال بردن حجاب برتر در جریان مصاحبه با پایگاه اینترنتی الشروق الجزایر در سال ۸۷ و تکرار آن در گفت‌وگو با یکی از برنامه‌های ورزشی سیما به عنوان رئیس فدراسیون ورزش زنان و اقدام وی علیه امنیت ملی از طریق سازماندهی دختران فیروزه‌ای در ستاد انتخاباتی موسوی" شدند.

بر اساس قانون پس از صدور حکم قطعی توسط دادگاه تجدیدنظر در مواردی که مدعی‌العموم شاکی پرونده است، دادستان خواستار اجرای حکم صادره می‌شود و دادگاه مربوطه ملزم به ابلاغ رای به متهم و دایره اجرای احکام است تا ظرف ۱۰ روز حکم اجرا شود اما با گذشت ۵ ماه از نهایی شدن حکم محکومیت فائزه، هنوز خبری از اجرای حکم وی نشده است.

از سوی دیگر در این مدت اخباری مبنی بر فعالیت فائزه هاشمی در دانشگاه آزاد به عنوان مدیر یکی از گروه‌ها و همچنین تدریس وی در واحد پردیس این دانشگاه و حضورش در دیدار رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با دانشجویان واحد مذکور منتشر شده است.

تاخیر چند ماهه در اجرای حکم فائزه بدون دلایل حقوقی در حالی صورت می‌گیرد که دستگاه قضایی در ماه‌های اخیر شماری از نیروهای عدالتخواه و همچنین فعالان فرهنگی و رسانه‌ای وابسته به جبهه انقلاب را احضار و بازداشت کرده است.

اگرچه مردم خواهان محاکمه مهدی هاشمی رفسنجانی هم به دلیل نقش موثر وی در طراحی فتنه ۸۸ هستند که البته حدود سه سال است به لندن گریخته اما از قوه‎ قضائیه انتظار می رود که در راستای تحقق عدالت و قانون حکم یک مجرم از این خاندان را بدون توجه به وابستگی‌اش به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی اجرا کند.

به نقل از:

http://afkarnews.ir/vdcawwn6u49ne01.k5k4.html


به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از مهر :یک عضو خانواده هاشمی با تایید خبر سفر فائزه هاشمی به خارج از کشور گفت: وی به صورت قانونی کشور را به مقصد کشور انگلستان ترک کرده و حتما به کشور باز می گردد.

وی با اشاره به انگیزهای سفر وی به کشور انگلستان گفت: پسر وی در این کشور مشغول به تحصیل است(مگه انگلیس اخ تف نبود؟ پس توله های مکرم و محترم مسئولین انقلابی ضد استکبار اونجا چه غلطی می کنن؟) و سرزدن مادری به فرزندش غیر معمولی نیست.

این عضو خانواده هاشمی اضافه کرد: با توجه به مسئولیت وی در ورزش بانوان کشورهای اسلامی سفر وی در این مقطع زمانی می تواند انگیزه های ورزشی نیز داشته باشد.

وی تاکید کرد: فائزه هاشمی ممنوع الخروج نبوده و حتما به کشور باز می گردد و مشخص نیست چرا برخی می خواهند سفر او را غیر عادی و بی بازگشت جلوه دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۶ساعت   توسط رضا  | 

طرح تحویل کتاب و محصولات فرهنگی به‌صورت رایگان به اجرا درآمد.

تحویل کتاب و محصولات فرهنگی به‌صورت رایگان در تهران

سام - ایسنا گزارش داد:

طرح تحویل کتاب و محصولات فرهنگی به‌صورت رایگان به اجرا درآمد.

مجریان این طرح در معرفی آن عنوان کرده‌اند: «حالا با یک تماس تلفنی می‌توانید هم کتاب مورد نظرتان را در خانه یا محل کار تحویل بگیرید و هم از نویسند‌ه‌های مورد علاقه خود قدردانی کنید.

سامانه اشتراک محصولات فرهنگی «سام» به تازگی اجرای طرحی را آغاز کرده که در آن هفت درصد از بهای کتاب‌هایی که از طریق این سامانه به فروش می‌رسد، به حساب نویسندگان یا مترجمان آثار واریز می‌شود.

این سامانه که از آن به عنوان پیک فرهنگ‌دوستان نیز نام برده می‌شود، با هدف دسترسی آسان مخاطبان به محصولات فرهنگی راه‌اندازی شده و به صورت تلفنی برای کتاب، نشریات، لوح‌های فشرده (موسیقی، فیلم و تئاتر) و... سفارش می‌گیرد و این محصولات را به صورت رایگان در شهر تهران به سفارش‌دهنده تحویل می‌دهد.

سفارش‌دهندگان شهرستانی نیز با پرداخت هزینه پست می‌توانند محصولات فرهنگی مورد نظر خود را از طریق این سامانه سفارش بدهند.

این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که کارشناسان حوزه کتاب دسترسی نداشتن مخاطبان به کتاب‌ها را به دلیل کم بودن تعداد کتاب‌فروشی‌ها، یکی از دلایل پایین بودن شمارگان کتاب در ایران می‌دانند.

سامانه سام در واقع می‌کوشد فاصله مخاطبان با کتاب‌ها و سایر محصولات فرهنگی مورد نیاز‌شان را کم کند.

جدا از این مسأله، در طرح جدید سام هر کتابی که به فروش می‌رسد،‌ هفت درصد از بهای پشت جلد آن برای قدردانی از نویسندگان و مترجمان به حساب مولف و مترجم اثر واریز می‌شود.»

علاقه‌مندان به تهیه و اشتراک محصولات فرهنگی و حضور در این طرح سامانه سام برای کسب اطلاعات بیش‌تر می‌توانند با شماره‌ 20-88557016 تماس بگیرند.

به نقل از:

http://www.khabaronline.ir/detail/233338/culture/saam

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۵ساعت   توسط رضا  | 

نوشته ی بابک امین تفرشی (زیر یک عکس) درباره ی مریخ نورد کنجکاوی

یکی از دشوارترین ماموریت‌های فضایی روبوتیک در حال رسیدن به سیاره سرخ است، پس از حدود 9 ماه سفر در فضا. کنجکاوی (کی‌یوراسیتی) روبوتی به وزن یک تن و اندازه ماشینی کوچک است که در صبح دوشنبه 16 مرداد (6 آگوست) به سطح مریخ میرسد. سرنوشت این ماموریت 2/5 میلیارد دلاری، حاصل تلاش صدها دانشمند و تکنسین، وابسته به هفت دقیقه نفس‌گیر عبور فضاپیما از جو مریخ و فرود است. از 16 ماموریت مریخ نشین در 40 سال گذشته فقط 6 عدد موفق شدند یعنی تقریبا 1 به 3 اما ناسا در یک دهه اخیر همه ماموریتهای مدارگرد و سطح‌نشین را با موفقیت به مریخ رسانده و امیدها برای کنجکاوی بسیار است تا اسرار تازه‌ای از تاریخ مریخ و احتمال وجود زندگی در این سیاره را آشکار کند (حیات ساده تک‌ سلولی، اگر در گذشته دور مریخ بوده یا اینکه هنوز در اعماق زیر سطح آن باقی است). مصاحبه بسیار خواندنی پوریا ناظمی با دکتر فیروز نادری (مدیر ارشد ناسا در جی.پی.ال) و مطالب فارسی دیگری درباره ماموریت کنجکاوی در مریخ را اینجا بخوانید www.pourianazemi.com
فیلم شبیه سازی فرود مریخ‌نورد (7 دقیقه اضطراب) را اینجا ببینید:
www.jpl.nasa.gov/video/index.cfm?id=1090
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۵ساعت   توسط رضا  | 

آلبوم گل پامچال + آهنگ سریال گل پامچال

آلبوم آنروزها ۴، فرید فرجاد

آلبوم «آنروزها ۴» (گل پامچال) حاصل تنظیم و نوازندگی پیانو «عبدی یمینی» و ویولن «فرید فرجاد» است که توسط شرکت «ترانه» در آمریکا منتشر شده است. آلبوم «آنروزها ۴» (گل پامچال)، قسمت چهارم از مجموعه‌ای پنج‌گانه به نام آنروزها است. «فرید فرجاد» با انتخاب آهنگ‌هایی نوستالوژیک که در سینه‌ی هزاران ایرانی جایگاهی ویژه دارند و با تنظیم‌هایی تازه‌تر مجموعه‌ی «آنروزها» را که تا به امروز به ۵ شماره رسیده خلق کرده است. آلبوم  «آنروزها ۴» در آگست سال ۱۹۹۷ منتشر شده است.

«فرید فرجاد» یکی از خوش‌قریحه‌ترین نوازندگان ویولن در جهان به شمار می‌آید. (نقل از ویکی‌پدیا ترکی)

«فرید فرجاد» زاده‌ی ۱۹۳۸ در تهران، نوازنده‌ی ویولن است. اولین مشوق وی، مادرش بود که خود در آن روزگار ویولن می‌نواخت. فرجاد نوازندگی ویولن را از سن ۹ سالگی آغاز و در سال ۱۳۴۵ لیسانس خود را از هنرستان عالی موسیقی دریافت کرد و با اجرای کنسرتو ویولن «ماکس بروخ» همراه با «ارکستر سمفونیک تهران» به رهبری «حشمت سنجری» نام خود را به عنوان سولیست ویولن تثبیت کرد. از خاطرات خوب فرجاد می‌توان به همراهی «یهودی منوهین» در جشن هنر شیراز و «ایزاک اشترن (Isaac Stern)» اشاره کرد. وی پس از دریافت مدرک کارشناسی با دریافت بورس تحصیلی به کشورهای فرانسه و ایتالیا سفر و در کلاس‌ اساتیدی چون «موریس راسکین» و «ژرژ کالوه» شرکت کرد. فرید فرجاد در سال ۱۹۷۸ شهروندی آمریکا را پذیرفت و مدتی در ارکسترهای آمریکایی از جمله «ریچموند سمفونی»، «آناپلیس سمفونی» و «ساوانا سمفونی» فعالیت داشت. فرید فرجاد یکی از نوازندگانی بوده که در نقش ویولن اول همراه با آهنگ‌سازان بزرگ ایران در ضبط زنده‌ی آثار متعددی شرکت داشته و برخی از این آثار هم‌اکنون نیز پخش می‌شوند. به‌عنوان مثال آهنگ ارمنی «داویق» با ویولن وی و پیانوی «انوشیروان روحانی» ضبط و پخش شده است. فرید فرجاد پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران اجازه‌ی ورود به کشور را پیدا نکرد و در لوس‌آنجلس به سر می‌برد.

فهرست:
۱. طاقتم ده
۲. گل پامچال
۳. به‌یاد گیتی
۴. پری کجایی؟
۵. ربابه جان
۶. سنگ خارا
۷. سفر
۸. آمد اما...
۹. صورت‌گر نقاش چین

برگرفته از فرید فرجاد، ویکی‌پدیا ترکی و Amazon



لینک دانلود آلبوم از مدیافایر
تمامی کاورها به صورت مخفی در درون پوشه می‌باشند.

آلبوم آنروزها ۱، فرید فرجاد
آلبوم آنروزها ۲، فرید فرجاد
آلبوم آنروزها ۳، فرید فرجاد
آلبوم آنروزها ۵، فرید فرجاد

به نقل از :

http://delnavazha.blogfa.com/post/343


 

پامچال گیاهی است  که با نام گل نوروز هم در ایران شناخته می‌شود . این نام برای یک سریال ایرانی گذاشته شد که آهنگ متن آن زیبا است

هنرپیشه ها: داوود رشیدی٬فاطمه معتمد آریا٬ ستاره جعفري - اسماعيل گرامي - رضا بابک - کيومرث ملک مطيعي - پروين سليماني

خلاصه داستان  برای افرادی که این سریال را ندیده اند :
دختري به نام ليلا در جنوب كشور زندگي مي كند در اثر بمباران خانواده اش را از دست مي دهد، يكي از اقوام براي پيدا كردن خواهر ليلا به تهران سفر مي كند و در اين مسير اتفاقاتي براي آنها رخ مي دهد ، سپس به شمال كشور مي روند. براي ليلا اتفاقي مي افتد ، و خانواده اي شمالي ليلا را پيدا مي كنند و او را پيش خود مي برند ، و از او نگهداري مي كنند . وقتي كه خواهر ليلا پيدا مي شود ليلا راضي نمي شود كه همراه آنها برود . در نتيجه خواهر ليلا راضي مي شود ليلا نزد آنها مي ماند و در مدرسه ثبت نام مي كند. اين سريال كه به كارگرداني علي طالبي مي باشد و در سال 1370 به تهيه كنندگي بنياد شهيد سيماي شاهد توليد شده است .

و اما بعداز معرفی تقریبا کامل این سریال میتوانید موسیقی متن آنرا از طریق لینک های زیر دانلود کنید :


موسیقی متن گل پامچال >01.zip

موسیقی متن گل پامچال >02.zip

موسیقی متن گل پامچال >03.zip    (با کلام )

موسیقی متن گل پامچال >04.zip

به نقل از:

http://lightmusic.ir/19-light-music.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۱ساعت   توسط رضا  | 

بارش شهابی برساوشی.....(21 و 22 مرداد )91

بارش شهابی برساوشی.....(21 و 22 مرداد )91..........بارش شهابی برساوشی معمولاً با نرخ ساعتی سرسویی حدود ۱۰۰، دومین بارش شهابی بزرگ سال است.این بارش شهابی از تودهٔ ذرّات برجای‌مانده از دنباله‌دار سوییفت‌تاتل یا ۱۰۹پ به وجود می‌آید و معمولاً از روز ۲۷ ماه تیر تا روز ۳ ماه شهریور (بیش از یک ماه) فعّال است که بازهٔ زمانی خیلی بلندی برای یک بارش شهابی به‌شمار می‌آید.وقتی ذرات گرد وغباری که در فضای بین سیارات قرار دارند وارد جو زمین می شوند در اثر سرعت بالا و اصطکاک شدید به وجود آمده می سوزند و به صورت شهاب دیده می شوند. در آسمانی صاف و تاریک ممکن است در هر ساعت چند شهاب مشاهده کنید که در نقاط مختلف آسمان ظاهر و به سرعت محو می شوند. اما در شبهای خاصی از سال تعداد شهابها به یکباره زیاد می شود که به این پدیده «بارش شهابی» گفته می شود. بارش های شهابی در اثر ورود توده ای از ذرات به جو زمین به وجود می آیند. این ذرات با سرعت های زیاد(چند ده کیلومتر در ثانیه) و تقریبا" به طور موازی وارد جو می شوند.

اوج این بارش شهابی معمولاً هرساله در حدود روز ۲۲ ماه مرداد روی‌می‌دهد. کانون این بارش در صورت فلکی ذات الکرسی و در نزدیکی مرز آن با صورت فلکی برساوش واقع شده‌است، ولی در گذشته که اندازه‌گیری و سنجش دقیق مکان نورباران بارش‌های شهابی میسر نبود، اخترشناسان مکان کانون این بارش را در برساوش می‌دانستند و به همین دلیل آن را برساوشی نام‌گذاری کردند. به دلیل سنّت پابرجایی نام‌ها در اخترشناسی، این نام نیز همچون بسیاری موارد دیگر تا به امروز حفظ‌شده و باقی مانده‌است.
(مطلب از سیاوش رسولی).
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۱ساعت   توسط رضا  | 

طریقه ی ساخت دیوار کارخانه و سوله ی کارخانه

راجع به ساخت و سازها: من یکی رو امشب دیدم که آرشیتکتند و استاد دانشگاهند. ازشون پرسیدم. نتایج ایناست:

برای دیوار دور کارخانه هیچ استاندارد خاصی وجود نداره ولی یه عرفی وجود داره که حداکثر ارتفاعشون 2 یا 2.20 هست و دیگه بیشتر از این نمی شه مگر این که مسئله ی خاصی در میون باشه مثلا ایران خودرو محصولات تمام شده ش رو تو محوطه قرار می ده و برای این که کسی مثلا داخل رو نبینه یا مثلا نتونه با انداختن شیئی به ماشین ها آسیب برسونه دیوارهاش رو بلندتر در نظر گرفته.

دیوارهای دور می تونن آجری به قطر 22 سانتیمتر باشند و برای ساختش هم مساحت دیوار رو به مترمربع حساب می کنند. همینطور می تونند بلوکی باشند که اینطوری ارزون تر در میاد چون می تونی یه دستگاه بلوک زنی بگیری و بلوک ها رو همونجا بزنی و بزاری خشک شند. مواد اولیه شون هم که ساده ست: سیمان و شن و ماسه ست. اینطوری ارزون تر در میاد. بعد هم میتونه روی دیوار بلوکی یک پوششی بده که من اسمش یادم رفت فکر کنم "گلاس نمی دونم چی چیِ" سیمان و یکی دیگه  بود.

دیوار دور کارخونه هیچ نیازی به مقاوم سازی و درنتیجه پی و شالوده نداره چون باری روش نیست که بخواد تحمل کنه،فقط مثلا یه حدود چهل سانت تا یک متر جایی که دیوار قراره زده بشه رو می کنن و اونجا شفته می ریزن. شفته عبارت از آهک و آب و سیمانه.

همچنین یه کار دیگه هم که مرسومه و برای دیوار دور کارخونه می کنن و باعث میشه هزینه باز هم کمتر بشه اینه که از ترکیب دیوار و "ستون و نرده" استفاده می کنند. ستون و نرده به همین اسم سفارش داده می شه و ارزون تر درمیاد و مثلا جایی که مهم نیست توی کارخونه دیده بشه قابل استفاده ست. پس طبق نیتجه گیری خودم، دیوار میتونه 4 حالت داشته باشه:

آجری، بلوکی، آجری و ستون و نرده، بلوکی و ستون و نرده

که آخری از همه ارزون تر در میاد.

قیمت انواع این دیوارها هم توی کتابچه های فهرست بها هست. یک سری موارد خاص در فهرست بها نمی یاد که بهشون می گن موارد ستاره دار. این موارد جدا قیمت گذاری می شن و شامل موارد خاصی هستند مثل معماری داخلی و نازک کاری ها و  چیز هایی از این دست که من شخصا فکر نمی کنم این به کار ما ارتباطی داشته باشه و لازم بشه که بریم سراغ این موارد.

اما در مورد سوله ها هم باید بگم که به متر مربع می سازندشون.سوله شامل دو بخشه : یکی تیرآهن ها و دیگری بدنه. در واقع به سازه ی فلزی سوله می گن و به مواد و مصالح بدنه می گن. ارتفاع سوله در اون مساحتی که ما می خواهیم دیده می شه یعنی روشن بگم برای ساخت سوله ما یه مساحت می گیم و البته حداقل ارتفاع رو برای جاهایی که جرثقیل سقفی داریم رو هم میگیم. سوله ساز خودش متناسب با مساحت سوله ارتفاع رو در نظر می گیره.

در مورد قیمت سوله هم باید گفت می شه قیمت ساخت و سازش رو از رو فهرست بها جزء به جزء محاسبه کرد یعنی از آهن آلات گرفته تا مصالح ولی به احتمال زیاد سازنده ی سوله قیمت رو متر مربعی می گه یعنی ما می گیم سوله متری چند می سازی و اون هم به ما قیمت می ده.

در مورد قیمت زمین ها در شهرک های صنعتی به احتمال زیاد قیمت زمین ها متفاوت هست چون این شهرک ها ارزش اقتصادی متفاوتی دارند. اما در مورد هزینه ی ساخت تو محل های مختلف هزینه ها تقریبا یکسانه مگر این که محلی که می خواهیم توش ساخت و ساز کنیم در جایی قرار داشته باشه که دسترسی بهش سخته. که در مورد پروژه ی ما فکر نمی کنم که هیچ کدوم از گزینه هامون در چنین جایی قرار داشته باشند، منظورم اینه که تو جایابی به شیوه ی امتیاز دهی کافیه گزینه ها رو از نظر قیمت زمین ها مقایسه کنیم و قیمت ساخت رو بعدا باید تو بخش هزینه ها و مالی بیاریم.

فکر کنم سئوال و جواب های مفیدی بود و دیگه سئوالی تو این زمینه ها نمونده باشه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۱ساعت   توسط رضا  | 

خدایا سپاس

                   به خاطر همه چیز

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۱/۰۵/۰۷ساعت   توسط رضا 

دفاعیه ی آقای خامنه ای در سال 1346

در بخشی دیگری از کتاب"شرح اسم"که ب زندگی مقام معظم رهبری پرداخته است چنین امده است:

رهبر معظم انقلاب در ادامه لایحه دفاعیه خود در سال46 چنین می گویند:به عنوان مزاح باید عرض کرد ظاهرا کلمه توده، ممیز ساواک را به وهم انداخته و موجب حساسیت در مقابل این جمله شده است، وگرنه آخر کجای این عبارت با اوضاع ایران منطبق است؟! بنده مطلب را کلی گفته ام و نمونه آن را هم در همین ممالک اسلامی معروف می توانم نشان دهم ولی آن آقای ممیزی که زیر این جمله را خط کشید و آن را اشکالدار دانست آیا فکر نکرد که با این عمل به طور ناخودآگاه دارد می فهماند که در ایران هم وضع چنین است؟ بنده وقتی در تاریخ می خوانم که مثلا در شبه قاره هند(پیش از تقسیم) عده ای از نوکران استعمار در لباس دین مردم را به تظاهرات مذهبی تشویق می کردند ولی در معنا هندو را با مسلم و سنی را با شیعی به جان یکدگیر می انداختند و از حکم آموزنده اسلامی یعنی اتحاد و اتفاق عملا مردم را دور نگاه می داشتند، یا مثلا در همین کشور مصر هر هفته نماز جمعه را با شکوه و ابهت هر چه تمام تر برگزار می کنند ولی سیدقطب این دانشمند اسلامی بزرگ را تیرباران می کنند... وقتی این نمونه ها را می بینم و می خوانم آزادانه این حقیقت را در کتاب می نویسم و اصلا به خاطرم خطور هم نمی کند که ممکن است کسی از روی کج فهمی یا سوءنیت آن را با اوضاع ایران تطبیق کند و در ضمن آن که با این تطبیق نابجا دشنامی به حکومت ایران می دهد بی گناهی را هم به عمل ناکرده ای متهم می سازد. عجبا در همان حال که ما با این سخن، دشمنان دولت ایران را آماج قرار داده ایم، آیا دستگاه قضایی ایران با غیر قانونی شناختن آن و بازداشت نویسنده اش می خواهد مصداقی تازه برای همین مطلب درست کند؟ در مورد دو عبارت صفحات 164-165 و 170 که دیروز توسط ریاست معظم دادگاه قرائت شد چنان که در آ« جلسه در محضر دادگاه معروض گشت، نظر خصوصی و مربوط به زمان و مکان خاصی مطرح نیست، عبارت، آن قدر کلی است که نه تنها تمامی کشورهای اسلامی بلکه کشورهای مسیحی و به طور عموم همه جوامعی را که به مذهبی پای بندند شامل می شود و آوردن و محدود کردن آن به ایران و منظور خاصی برای آن تراشیدن، تفسیر مالا یرضی صاحبه ]= تفسیری که مقصود مفسر نیست[ است. در مورد جمله ثمن بخس که به معنی بهای اندک است چنان که در جلسه پیش به عرض رساندم چون در مورد دین و به ازای گرانبهاترین متاع جهان هستی است، اهانتی از آن انتزاع نمی شود. اگر کسی از شما بپرسد آیا اعلیحضرت شاه بنده خدا هست یا خیر؟ چه جواب خواهید داد؟ بندگی، یعنی بردگی و غلامی را به کسی نسبت دادن هر چند شخص معمولی باشد دشنام است و بالاتر از اهانت، چه رسد به اینکه آن کس یک پادشاه باشد. ولی با این وصف اگر از شخص ریاست معظم دادگاه یا شخص سرکار دادستان سئوال شود آیا اعلیحضرت شاه بنده خدا هستند یا خیر... بی شک جواب ایشان مثبت خواهد بود. از خود معظم له هم اگر کسی سئوال کند جواب همین است؛ بلکه حتی افتخار به بندگی خدا می کنند. اگر این توهین است ثمن بخس هم توهین است. ولی فکر نمی کنم هیچ کس به خود حق دهد که این جمله ها را توهین آمیز بداند.
باری، تصوری می کنم دکر همه عبارت هایی که به وسیله ساواک از کتاب اینجانب استخراج و به عنوان سند مجرمیت پیوست پرونده شده است موجب تطویل و کسالت گردد. نمونه اشکالات را ملاحظه نموده و حق سخن را نیز که از روی صداقت و ایمان معروض داشته و بر آن اصرار می ورزم استماع فرمودید. بقیه اشکالات نیز همه از این قبیل بلکه حتی گاهی براستی خنده آور است. مثلا یک جا به این مناسبت که نام "انقلاب کبیر فرانسه" در متن کتاب آمده، بنده در پاورقی تاریخچه این انقلاب را در دو سه سطر نوشته ام. کنترل گر ساواک گویی به دفاع از لوئی شانزدهم پادشاه فرانسه که انقلاب در زمان وی واقع شده، این عبارت را هم دارای اشکال دانسته است. در جای دیگر که باز نام تزار و حکومت تزاری در متن آمده، اینجانب برای تشریح وضع آن حکومت، یک فراز از متن کتابی را که درباره تاریخ روسیه نوشته شده عینا در پاورقی آورده ام که اتفاقا از اصلاحات ارضی ناقص زمان ترازها نام می برد، کنترل چی ساواک مناسب این نقل را نفهمیده، از کتاب دیگربودن عبارت را نفهمیده و بالاتر از همه این که نفهمیده سخن از اصلاحات ارضی روسیه آن هم روسیه تزاری و مربوط به نیم قرن قبل است نه اصلاحات ارضی ایران.
و بر اثر این نفهمیدن ها به این عبارت هم اشکال کرده و آن را یکی از ادله مجرمیت اینجانب قرار داده و سرکار دادستان محترم هم به استناد آن و مطالبی مانند آن برای بنده کیفر خواست صادر کرده و تقاضای مجازات نموده اند. در یک جای دیگر مولف عالیقدر فقید، از برتراند راسل سخنی نقل می کند که وی گفته است روسها شانس نفوذ و حکومت در آسیا را هنوز دارند و سپس خود مولف در متن کتاب با تفصیل فراوان و در طی چندین صفحه این سخن راسل را رد می کند. کنترل چی ساواک مانند آن عرب بیابانی که لاتقربوا الصلواه را در قرآن می خواند و انتم سکاری را در دنبال آن نمی آورد و به گمان خود به استناد نهی صریح الهی نماز نمی گزارد، گفتار راسل را دیده و چندین صفحه سخنان مولف را در پاسخ به آن ندیده یا نخواسته ببیند... بنده پس از مشاهده این اشکالات سست که نشانه کج فهمی و بداندیشی مامورین کنترل است و آفت جان بی نظر و بی غرض، به درد دل مرحوم بهار رسیدم آنجا که می گوید:
دل من خون شد در آرزوی فهم درست ای جگر نوبت تست
جان بلب آمد و نشنید کسم جان کلام داد از دست عوام
ریاست معظم و دادرسان محترم دادگاه! این است اشکالات ساواک به کتاب اینجانب، و این همان اشکالاتی است که کیفر خواست سنگین و ظالمانه سرکار دادستان محترم بدان مستند و متکی است. و چنان که ملاحظه فرمودید حتی در یک مورد هم اشکال بجا و معقول و قابل قبولی به مطالب کتاب وارد نشده است.
چه خوب بود مامورین کنترل و ضابطین قضائی به جای ایراد این گونه اشکالات بی اساس و موهوم، قدری از روی بی نظری کتاب را مطالعه می کردند، مطالب آموزنده آن را نمی خواندند، در شاهکار فکری متفکر بزرگ اسلامی به دیده تحقیق می نگریستند، حربه های برایی را که دستگاه های تبلیغاتی دولت ایران می جویند و نمی یابند در این کتاب می دیدند و بالاخره آن را به صورت یک سرمایه فکری که به نفع سیاست ملی و مستقل کشور ما قابل استفاده است تلقی می کردند و از آن بهره برداری می نمودند.
چنان که در بازجویی ها به عرض رسیده مولف فقید در یکی از فصول این کتاب به نحوی کاملا بدیع و جالب، رژیم های کمونیستی جهان را مردود می سازد و مکتب مارکسیسم و کمونیسم را با قیافه کریه واقعی آن معرفی میکند. در فصل دیگری با قلم طنزآمیز خاص خود داعیه ناسیونالیسم عربی را که امروزه بهانه جاه طلبی برخی از زمامداران کشورهای عربی است محکوم می سازد و با بیانی محکم شالوده وحدت اسلامی – نه عربی – را در جان خواننده استوار می کند.
فصول دیگر این کتاب نیز هر یک کمکی است به پیشرفت و رشد فکری و دینی مسلمانان و ملت های اسلامی؛ یعنی آنچه هم اکنون ز عمای این ملت ها در همه جا از آن دم می زنند و در مقام عمل باید دید کدام راست می گویند... آیا جای تاسف نیست که دستگاه های انتظامی به جای بهره برداری از جنبه های مثبت این کتاب به خیال خود نقطه ضعف هایی برای آن درست کنند و مترجم آن را که با اخلاص و ایمان رنجی تحمل کرده و پاداشی نخواسته مانند مجرمین در زندان بیندازند وصله ناجور اقدام علیه مصالح یا اهانت به رئیس مملکت را به وی ببندند؟ کجای این کتاب اهانت به شخص اول یا اقدام علیه مصالح است؟ ما در این کتاب علیه کمونیستی [= کمونیسم] سخن گفته ایم؛ آیا کشور ما کمونیستی است؟ راستی جواب یک عده مسلمانان را چه می دهید که خواهند گفت یک روحانی به جرم نوشتن مطالب ضدکمونیستی دستگیر و محکوم شد؟به طوری که در بازپرسی به عرض رسانیده ایم از نظر بنده مطالب کتاب تماما نافع و قابل دفاع و منطبق با موازین شرعی و قانونی است و در تشخیص این مطلب فقط امید و اتکالم به ذهن منصف و بی طرف دادرسان محترم است.
موضوع لازم التذکر این است که سرکار دادستان محترم اعتراف اینجانب به ترجمه کتاب را اعتراف به جرم تلقی کرده و در کیفر خواست آن را یکی از ادله مجرمیت به حساب آورده اند. برای رفع اشتباه باید عرض کنم بنده هرگز ترجمه کتاب را منکر نبوده و دلیلی هم برای چنین انکاری سراغ ندارم. چنان که مشاهده فرمودید اشکالات مورد نظر ایشان همگی مخلوق ذهن بدبین و بهانه گیر ممیز ساواک است.
در بازجویی ها به عرض رسانده ام که به فرض، پاره ای از مطالب کتاب مضر تشخیص داده شود یقینا از روی بی نظری بوده. آقای دادستان همین را اعتراف به جرم تلقی کرده اند. باز با کمال ادب باید عرض کنم این را اصطلاحا تنزل می گویند نه اعتراف. من نه تنها در بازجویی ها بلکه تا ابد هم نمی توانم بپذیرم مطالب کتاب مضر و برخلاف مصالح حالیه است. در همان بازجویی ها هم اگر ایشان در چند سطر بالاتر از این جمله دقیق می شدند جمله "که مسلما تشخیصی برخلاف واقع خواهد بود" را در میان پرانتز می دیدند که برای پیشگیری از چنین توهمی نوشته بودم.
از این عجیب تر جمله ای است که سرکار دادستان محترم پس از این اظهار بنده اضافه کرده اند. ایشان می نویسند: ادعای متهم دائر بر بی نظری و خالی الذهن بودن، برخلاف واقع است زیرا با توجه به سایر اعمال متهم معلوم می شود که این مطالب از روی بی نظری نوشته نشده است. بنده با کمال مسرت توجه دادرسان محترم را به اعتراف ضمنی آقای دادستان جلب می کنم. خود همین اظهار معظم له تلویحا اقرار به بی نظری اینجانب است. زیرا اگر این نوشته ها واقعا متضمن عمل خلافی بود لازم نبود آقای دادستان برای اثبات سوء نظر اینجانب به سایر اعمالم استشهاد کنند، پس همین که ایشان سایر اعمال مرا دلیل سوء نظر می دانند خود دلیل واقعی و کاملی است بر اینکه این نوشته ها را نمی توان متضمن عمل خلاف دانست و باید به زور قرائن و شواهد خارجی چنین رنگی بدان بخشید و این حقیقتی است که خداوند بصیر و دانا بر قلم ایشان جاری فرموده است. حال از ریاست محترم دادگاه تمنا می کنم از ایشان سئوال بفرمایید کدام یک از اعمال و سوابق بنده موجب چنین استنباطی است. مهمترین دلیل برائت زندگی گذشته من این است که پیشینه کیفری ندارم و اگر هم یکی دو مرتبه به خاطر سوء تفاهم بازداشت شده ام پس از مدت کوتاهی با قرار برائت و همراه عذرخواهی و پوزش فراوان از طرف دستگاه های مربوطه، از زندان آزاد گردیده ام.
باری مطالب کتاب چنان که به اثبات رسید کوچکترین نقطه ضعفی از لحاظ اصطکاک با مصالح مملکتی ندارد. حال اگر استدلالات حقیر موجه جلوه نکند، لازم می دانم نظر ریاست معظم و دادرسان محترم را به ماده 23 قانون مجازات عمومی جلب کنم. به مقتضای این ماده در کلیه جرائمی که از نوع جنحه باشد شروع به جرم، جرم نیست، بنابراین بر فرض محال که انتشار مطالب کتاب آینده در قلمرو اسلام، جرم محسوب شود، چون انتشار آن عملی نشده و فقط به مقدمات انتشار یعنی به چاپ آن مبادرت شده و سپس بلافاصله توسط مامورین انتظامی توقیف گردیده است، لذا این جرم هرگز انجام نشده و بر طبق ماده 23 مزبور قابل تعقیب نیست. بدیهی است نوشتن مطالبی که هرگز به دست مردم نرسیده و روح کسی از آن مطلع نگشته از نظر هیچ قانونی جرم و گناه نیست و اساسا عنوان اقدام علیه مصالح با توهین به رئیس مملکت یا تحریک بر ضد امنیت بر آن صدق نمی کند. علاوه بر این که اساسا ماده 79 قانون مجازات عمومی که یکی از مواد استنادی کیفر خواست است صریحا قید می کند که اوراق مضره میان مردم منتشر شده باشد.
در اینجا می خواستم راجع به افسانه مضحک و خنده آور و تواری اینجانب از مشهد در تاریخ 21/3/45 شرحی معروض دارم که چون دفاعیات اینجانب طولانی شده صرف نظر می کنم فقط چون همین موضوع بی اساس موجب جواب رد دادگاه نسبت به تقاضای قانونی تبدیل تامین اینجانب شده به طور خیلی خلاصه عرض می کنم تاریخ حرکت اینجانب به تهران که با زن و بچه انجام گرفته، حدود نیمه فروردین 45 است یعنی یک ماه و نیم به تاریخ تعقیب اینجانب. ان وقت هنوز کتاب زیر چاپ بود و آزادانه بدون اینکه کوچکترین احتمال چنین وضعی برود پیش می رفت و در تاریخ تعقیب یعنی 1 یا 21 فروردین اینجانب در تهران در یکی از معروفترین مساجد به اقامه جماعت و وعظ و تبلیغ اشتغال داشتم و روحم از موضوع کتاب و توقیف بی جای آن مطلع نبوده تا متواری شوم.
در مورد اتهام سخنرانی اینجانب در مسجد گوهرشاد و تحریک آقایان آیات عظام میلانی و قمی بنده به عنوان یک فرد روحانی و مبلغ آموزش های مذهبی لازم می دانم به سرکار دادستان محترم و همه کسانی را که در مراحل مختلف یک اتهام دارای تاثیرند به گناه بزرگ و نابخشودنی اظهار نظر و قضاوت بناحق منعطف سازم.
مگر آقایون توجه ندارند که یک قضاوت نابجا و یک اظهار خلاف واقع گاه ممکن است به قیمت هستی یک شخص یا خانواده تمام شود...
باید خطاب به آقایان عرض کرد: آگه از رنج اسیری نه ای ای مرغ چمن/ سخن دامی و اسم قفسی می شنوی... آقای دادستان[!] کدام مدرک بر این سخنرانی یا بر تحریک آقایان در دست دارید؟
اگر در مورد اتهامات گذشته فقط کج فهمی و سوء تعبیر در میان بوده در مورد این اتهام عجیب و غریب یقینا سوءغرض در کار است. مثل این که دستگاه انتظامی چون در سرتاسر پروده اینجانب یک نقطه که مستوجب مجازات و دلیل وافی اتهام باشد ندیده این فقره را بر پرونده افزوده تا جرم را مسجل و منجز کند. بنده نه تنها در تاریخ 6 فروردین، بلکه در مدت عمر حتی یک مرتبه هم در مسجد گوهرشاد سخنرانی نکره ام. و لذا هیچ تردیدی ندارم که این اتهام و اتهام تحریک آیات الله قمی و میلانی صرفا از روی غرض و سوء نظر انجام گرفته. ممکن است برای ریاست معظم و دادرسان محترم این مطلب به آسانی قابل قبول نباشد ولی آیا با توجه به 12 روز بازداشت غیر قانونی اینجانب (از تاریخ 14 تا 26 فروردین 46) این سوء نظر تایید نمی شود؟ اگر سوءنیتی در کار نیست به چه دلیل باید قرار بازداشت 12 روز پس از دستگیری اینجانب صادر شود؟ مگر 12 روز از خانه و زندگی و زن و فرزند دور بودن و در شرایطی دشوار بسر بردن کار آسانی است؟ این نیست مگر سوءنیت و عدم توجه به مسئولیت خطیر اینگونه عملیات. آن وقت سرکار دادستان محترم به استناد این گزارش غرض آلود، موضوع را مسلم دانسته و در کیفر خواست آن را منعکس می سازند. آیا کدام یک از تحقیقات آقای بازپرس به این نتیجه رسیده است که بنده سخنرانی یا تحریک علما بر علیه مصالح کرده باشم؟ اکنون برای این که سستی این گزارش برای شخص آقای دادستان هم روشن شود توجه شخص ایشان و حضرات دادرسان معظم را به تاریخی که برای این عمل در کیفر خواست تعیین شده جلب می کنم. این تاریخ بنابر آن چه در کیفر خواست آمده 6 فروردین است و سخنرانی بنا به اظهار آقایان برای تایید آیت الله قمی و تعطیل نمازها به نفع ایشان بوده است. در حالی که گرفتاری و تبعید آیت الله قمی که به قول آقایان زمینه سخنرانی اینجانب است در تاریخ 10 فروردین یعنی چهار روز پس از تاریخ تعیین شده برای سخنرانی انجام گرفته است. فکر می کنم در این مورد نیز همین اندازه برای روشن شدن موضوع کافی باشد. در خاتمه لازم است به موضوع کافی باشد. در خاتمه لازم است به موضوع تبانی و ارتباط با شیخ محمد جواد حجتی کرمانی که به عنوان یکی از دلایل مجرمیت اینجانب در کیفر خواست ذکر شده اشاره کنم. بنده به طوری که در بازپرسی به عرض رسانیده ام مشادالیه را می شناسم و نه تنها من بلکه صدی نود از طلاب و فضلای قم ایشان را که از فضلای معروف قم است می شناسند. آیا شناسایی دلیل تبانی و ارتباط است؟ اگر ایشان دلیل دیگری بر تبانی اینجانب با ایشان دارند در محضر دادگاه بیان کنند. ولی اگر صرف شناسایی دلیل تبانی باشد چنانکه عرض شد باید اکثریت طلاب قم را که بنده هم یکی از آن ها بوده و سال ها در قم گذرانیده ام، محکوم ساخت.
این بود مدافعات اینجانب که با همه تطویل باز به طور خلاصه در محضر منزه دادگاه معروض گشت چنان که در طلیعه سخن معروض شد امیدوارم که این گفته ها که به مقتضای ایمان و صداقت از دل برخاسته بر دل نشیند و بتواند حقی را احقاق و ظلمی را مرتفع سازد. و اگر نه، اتمام حجتی برای دادگاه خداوندگار قهار باشد.
والسلام علی من اتبع الهدی
– سید علی خامنه ای

به نقل از :

http://www.roydadnews.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=1&Id=13575

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۱/۰۵/۰۶ساعت   توسط رضا  | 

دانلود برنامه ی آسمان شب 02/05/1391 در رابطه با مریخ نورد کنجکاوی

برنامه ی آسمان شب دوشنبه ۰۲/۰۵/۱۳۹۱ که گفت و گوی سیاوش صفاریان پور با مهندس شهرام یزدان پناه درباره ی مریخ نورد کنجاوی هست رو آپلود کردم. کیفیتش پایینه ولی فکر می کنم قابل فهمه. امیدوارم مفید باشه

لینک دانلود:

http://xcheater.persiangig.com/video/Asemane%20Shab%201391%2005%2002.wmv

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۰۵ساعت   توسط رضا  | 

حل مثال ای اج پی AHP کتاب دکتر قدسی پور صفحه ی 76 با متلب (matlab)

z=sym([1 4 3 1 3 4;1/4 1 7 3 1/5 1;1/3 1/7 1 1/5 1/5 1/6;1 1/3 5 1 1 1/3;1/3 5 5 1 1 3;1/4 1 6 3 1/3 1]);

z1=sym([1 1/3 1/2;3 1 3;2 1/3 1]),z2=sym([1 1 1;1 1 1;1 1 1]),z3=sym([1 5 1;1/5 1 1/5;1 5 1]),z4=sym([1 9 7;1/9 1 1/5;1/7 5 1]),z5=sym([1 1/2 1;2 1 2;1 1/2 1]),z6=sym([1 6 4;1/6 1 1/3;1/4 3 1]);

n=[sum(z(:,1)) sum(z(:,2)) sum(z(:,3)) sum(z(:,4)) sum(z(:,5)) sum(z(:,6))]; n=[n;n;n;n;n;n]; z./n;

w=[mean(ans(1,:));mean(ans(2,:));mean(ans(3,:));mean(ans(4,:));mean(ans(5,:));mean(ans(6,:))];

n1=[sum(z1(1,:)) sum(z1(2,:)) sum(z1(3,:))];n1=[n1;n1;n1];z1./n1;w1=[mean(ans(1,:));mean(ans(2,:));mean(ans(3,:))];vpa(w1),

n2=[sum(z2(1,:)) sum(z2(2,:)) sum(z2(3,:))];n2=[n2;n2;n2];z2./n2;w2=[mean(ans(1,:));mean(ans(2,:));mean(ans(3,:))];vpa(w2),

n3=[sum(z3(1,:)) sum(z3(2,:)) sum(z3(3,:))];n3=[n3;n3;n3];z3./n3;w3=[mean(ans(1,:));mean(ans(2,:));mean(ans(3,:))];vpa(w3),

n4=[sum(z4(1,:)) sum(z4(2,:)) sum(z4(3,:))];n4=[n4;n4;n4];z4./n4;w4=[mean(ans(1,:));mean(ans(2,:));mean(ans(3,:))];vpa(w4),

n5=[sum(z5(1,:)) sum(z5(2,:)) sum(z5(3,:))];n5=[n5;n5;n5];z5./n5;w5=[mean(ans(1,:));mean(ans(2,:));mean(ans(3,:))];vpa(w5),

n6=[sum(z6(1,:)) sum(z6(2,:)) sum(z6(3,:))];n6=[n6;n6;n6];z6./n6;w6=[mean(ans(1,:));mean(ans(2,:));mean(ans(3,:))];vpa(w6),

f=@(x,y)(x-y)/(y-1);

zw=z*w;la=zw./w;lam=[mean(la(:,1))];i=f(vpa(lam),6),

zw1=z1*w1;la1=zw1./w1;lam1=[mean(la1(:,1))];i1=f(vpa(lam1),3),

zw2=z2*w2;la2=zw2./w2;lam2=[mean(la2(:,1))];i2=f(vpa(lam2),3),

zw3=z3*w3;la3=zw3./w3;lam3=[mean(la3(:,1))];i3=f(vpa(lam3),3),

zw4=z4*w4;la4=zw4./w4;lam4=[mean(la4(:,1))];i4=f(vpa(lam4),3),

zw5=z5*w5;la5=zw5./w5;lam5=[mean(la5(:,1))];i5=f(vpa(lam5),3),

zw6=z6*w6;la6=zw6./w6;lam6=[mean(la6(:,1))];i6=f(vpa(lam6),3)

is=[i1;i2;i3;i4;i5;i6]

irrs=[.58;.58;.58;.58;.58;.58]

iir=w'*irrs+1.24;vpa(iir)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۰۱ساعت   توسط رضا  | 

بوی فضا ؟ !!!!

فضانورداني كه در پياده‌روي‌هاي فضايي شركت داشته‌اند، هميشه از بوي به شدت عجيب فضا سخن مي‌گويند.

به گزارش ايسنا، اين بو تنها زماني قابل شناسايي بوده كه فضانوردان درون محيط فضايي قرار مي‌گرفتند چرا كه درون لباس فضايي از يك بوي پلاستيك برخوردار است. اما در زمان ورود به ايستگاه فضايي بين‌المللي و برداشتن كلاهها، آنها يك بوي متمایز قوی از مرز نهایی را استنشاق مي‌كردند كه از لباس، كلاه، دستكش و ابزار آنها استشمام مي‌شد.

ذرات مهاجر از خلأ نزدیک كه احتمالا اتم اكسيژن هستند، از عطر تند استیک خشکیده، فلز داغ و گازهای جوشکاری برخوردارند. 

استيون پيرس، شيميدان ناسا كه براي بازسازي بوي فضا در زمين براي اهداف تمريني فضانوردان استخدام شده، اظهار كرد كه جنبه فلزي اين بو احتمالا از ارتعاشات پرانرژي يونها ننشان گرفته است..

كوين فورد، فضانورد ناسا در سال 2009 از مدار گفت: اين بو مانند چيزي است كه تاكنون استنشاق نكرده‌ام اما هيچگاه از ياد نخواهم برد.

اما فضانوردان لزوما از اين بو ناراحت نمي‌شوند. دون پتيت، فضانورد ناسا پس از ماموريتي در سال 2003، آنرا به اين شكل توصيف كرد: توصيف اين بو سخت است. مطمئنا معادل بويايي براي توصيف احساسات ذائقه در مواجهه با غذاهاي جديد مانند «مزه شبيه به مرغ» نيست. بهترين توصيف براي اين بو كه من دريافت كرده‌ام، بوي فلز است، يك حس دلپذير شيرين فلزي. اين بو من را ياد تابستانهاي دانشجويي مي‌اندازد كه ساعات بسياري را با يك مشعل كمان جوشكاري براي تعيمر تجهيزات سنگين مي‌گذراندم. اين بو مرا ياد گازهاي جوشكاري مي‌اندازد. اين بوي فضا است.

بوي درون ايستگاه فضايي بين‌المللي بيشتر شبيه به زمين است. پتيت كه اخيرا از دومين ماموريت شش ماهه خود در ايستگاه بازگشته، در گفت‌وگو با اسپيس اظهار كرد: ايستگاه فضايي از بويي ميان يك دستگاه-فروشگاه-موتور-اتاق-آزمايشگاه برخوردار است و در زماني كه براي شام غذا درست كرده و يك كيسه خورشت را باز مي‌كنيد، مي‌توان تا حدي بوي يك رست بيف را احساس كرد.

به نقل از:

http://www.tabnak.ir/fa/news/259443/parseek

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۰۱ساعت   توسط رضا  | 

خداحافظ هلی کوپتر

کفش‌های هلی‌کوپتر در 36 سالگی آویزان شد/ پایان 17 سال فوتبال با پرسپولیس

خبرگزاری مهر - گروه ورزشی: مهاجم پیشین شماره 9 کشورمان که پس از مسابقات انتخابی جام جهانی 2012 آفریقای جنوبی از فوتبال ملی خداحافظی کرد در سالروز تولدش 36 سالگی‌اش، به دوران بازیگری‌اش در فوتبال خاتمه داد.

به گزارش خبرنگار مهر، بازی‌های آسیایی بانکوک 1998 روزهای ظهور ستاره‌‎ای جوان در خط حمله ایران بود، بازیکنی که با تکیه بر نظم و تلاش منحصر به فردش، از تیم پاس به هامبورگ آلمان رفت و جزو نخستین لژیونرهای فوتبال ایران بود که بدون حضور در سرخابی‌های پایتخت به چنین موفقیتی دست یافته است.

وحید هاشمیان متولد 30 تیرماه سال 1355 محله امامزاده حسن، دوراهی قپان است که از زمین‌های خاکی کانون میثم فوتبالش را آغاز کرد و سپس به تیم جوانان فتح تهران رفت. در سال نخست، وی در سال 73، در دسته 2 جوانان تهران 21 گل به ثمر رساند و ضمن کسب عنوان آقای گل، نقش مهمی در صعود این تیم به دسته اول جوانان تهران داشت. این بازیکن تنها یک فصل در تیم بزرگسالان فتح بازی کرد و با درخواست حسین فرکی به تیم پاس پیوست.

هاشمیان حدود سه فصل در پاس بود و با به ثمر رساندن 9 گل در 26 بازی توسط منصور پورحیدری به تیم ملی دعوت شد. در روز اول ماه دسامبر و در بازی‌های آسیایی بانکوک 1998 وحید با دو گلی که وارد دروازه تیم ملی قزاقستان کرد، ضمن به ثمر رساندن نخستین گلهای ملی‌اش، خود را به فوتبال ایران معرفی کرد. در نهایت تیم ملی ایران با درخشش جوانانی نظیر وحید هاشمیان، علی کریمی و ... قهرمان آن مسابقات شد.

در آن روزها دو باشگاه استقلال و پرسپولیس درصدد جذب وی بودند اما این بازیکن سال 1378(1999 میلادی) به پیشنهاد باشگاه هامبورگ پاسخ مثبت داد و راهی فوتبال اروپا شد تا پس از علی دایی، کریم باقری، مهدی مهدوی‌کیا و خداداد عزیزی پنجمین لژیونر فوتبال ایران در آن برهه زمانی نام بگیرد.

دیدار با بایرن مونیخ نخستین بازی هاشمیان در بوندس لیگا بود، وی دقیقه 73 به جای "یه‌بوآ" وارد زمین مسابقه شد و این آغازی بود برای افتخار آفرینی بازیکنی که با حضور 11 ساله در فوتبال باشگاهی آلمان لقب (Hubschrauber) هلی‌کوپتر را به خود اختصاص داد. این لقب در نخستین تمرین وحید با هامبورگ توسط "پاگلزدورف" سرمربی تیم به وی اعطا شد زیرا این مربی اعتقاد داشت این بازیکن مانند هلیکوپتر ناگهان به هوا می‌پرد و آرام بالا نمی‌رود.

وحید هاشمیان در این سال‌ها 208 بازی در بوندس لیگا انجام داد که طی آن 38 گل به ثمر رساند و 23 پاس گل داد. وی یک فصل هم در بوندس لیگای دو بازی کرد و 21 بازی و 8 گل زده حاصل آن بود.

البته هاشمیان سال 2001 در دوران سرمربیگری میروسلاو بلاژویچ و به خاطر تبعیض‌ها و ناملایمت‌هایی که دید، به شکلی محترمانه و پس از هماهنگی با مرحوم رنجبر اردوی تیم ملی را ترک کرد اما با درخواست مسئولان فدراسیون و مردم ایران، سه سال بعد با افتخار به تیم ملی بازگشت و با عملکرد ارزشمند و گل‌های فراموش نشدنی‌اش به قطر و ژاپن، زمینه‌ساز صعود تیم ملی به جام جهانی 2006 آلمان شد.

وحید که پس از انجام 229 بازی در فوتبال آلمان(بوندس لیگا و بوندس لیگا یک) به ایران بازگشت، در تاریخ نهم دی‌ماه 1389 به به تیم پرسپولیس که هدایت آن برعهده علی دایی بود، پیوست و پس از تحمل مصدومیتی کوتاه مدت، روز سی‌ام بهمن‌ماه، در دیدار با شاهین بوشهر از دقیقه 59 به جای امیرحسین فشنگچی به میدان رفت.

تاریخچه بازی‌های باشگاهی هاشمیان:
1374-5:  فتح تهران: 25 بازی - 8 گل
1375-1378: پاس تهران: 26 بازی - 9 گل
1999-2000: هامبورگ آلمان: 11 بازی، (یک بازی در جام یوفا برابر ترابازون اسپور و گلزنی در آن مسابقه)
2000-1: هامبورگ آلمان: یک بازی
2001-2: بوخوم آلمان: 21 بازی - 8 گل(مسابقات بوندس لیگای دو)
2002-3: بوخوم آلمان: 34 بازی - 10 گل - 2 پاس گل
2003-4: بوخوم آلمان: 32 بازی - 16 گل - 7 پاس گل
2004-5: بایرن مونیخ آلمان: 9 بازی
2005-6: هانوفر آلمان: 29 بازی - 4 گل - 3 پاس گل
2006-7: هانوفر آلمان: 31 بازی - 4 گل - 6 پاس گل
2007-8: هانوفر آلمان: 20 بازی - یک گل - 2 پاس گل
2008-9: بوخوم آلمان: 16 بازی - یک گل
2009-10: بوخوم آلمان: 25 بازی 2 گل - 3 پاس گل

این بازیکن که سال‌ها پیراهن شماره 9 تیم ملی را برتن می‌کرد، پس از رقابت‌های انتخابی جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی از بازی‌های ملی خداحافظی کرد و گفت که ترجیح می‌دهد فضا را برای جوان‌ترها باز کند. وی 50 بار برای تیم ملی ایران به میدان رفته که حاصل آن 14 گل بوده است.

هاشمیان از آن دسته بازیکنانی است که از نظر اخلاقی و فنی در فوتبال ایران کمتر حضور داشته‌اند، به همین دلیل از سوی فدراسیون فوتبال عنوان بازیکن اخلاق فصل 90-89 را نیز از آن خود کرد. او مثل هیچکس نیست و بازیکنی است که تا به حال کسی مشکل اخلاقی و بدخلاقی‌های مرسوم در فوتبال را از او ندیده است.

پس از یک فصل و نیم همراهی پرسپولیس در لیگ ایران و لیگ قهرمانان آسیا، هاشمیان در پایان لیگ یازدهم از جمع سرخپوشان جدا شد و به آلمان بازگشت تا شاهد تولد نخستین فرزندش باشد. "النا هاشمیان" روز سی‌ام اردیبهشت‌ماه به دنیا آمد و پدرش در سالروز تولدش و ورود به 36 سالگی، برای همیشه کفش‌هایش را آویزان کرد و از حضور در عرصه بازیگری فوتبال خداحافظی کرد.

مهاجم پیشین تیم بایرن مونیخ آلمان، چندی پیش نیز با شرکت در کلاس‌های مخصوص مربیگری، مدرک مربیگری درجه A یوفا را دریافت کرد و با علاقه‌ای که به مربیگری دارد، به نظر می‌رسد چندی دیگر این مهاجم با اخلاق را روی صندلی داغ سرمربیگری مشاهده کنیم.

افتخارات فوتبالی وحید هاشمیان:
* نایب قهرمان باشگاه‌های تهران با تیم فتح در سال 1375
* نایب قهرمان لیگ آزادگان با تیم پاس تهران در سال 1377
* قهرمانی بازی‌های آسیایی بانکوک در سال 1988
* مقام سوم بوندس‌لیگا با تیم هامبورگ سال 2000-1999
* قهرمانی بازی‌های غرب آسیا جام ملک حسین، اردن سال 2000
* صعود از دسته دوم لیگ آلمان به دسته اول با تیم بوخوم سال 2-2001
* صعود به جام یوفا با تیم بوخوم سال 4-2003
* قهرمانی باشگاه‌های آلمان با تیم بایرن مونیخ سال 5- 2004
* قهرمانی لیگا پوکال با بایرن مونیخ سال 5- 2004
* صعود به جام جهانی 2006 آلمان

به نقل از:

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1654917

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۰۱ساعت   توسط رضا  | 

 
سایت کلاک دات آی آر ساعت تهران و نقاط مختلف جهان