مطالب جالب

کاری کنیم پیش از آن کز ما نیاید هیچ کار!

بارش شهابی جوزایی ; 22 تا 25 آذرماه 1391

امسال شانس رصدگران برای تماشای این بارش با نبودن ماه در آسمان بسیار زیاد است. بارش شهابی از ساعاتی پس از غروب خورشید  در روز 4 شنبه 22 اذر آغاز میشود و تا صبح روز 24 آذر ماه ادامه دارد.

 

بارش شهابی جوزایی  Gemini’s

این بارش شهابی از 16 آذرماه آغاز شده و درشب 23  آذر ماه به اوج رسیده و سرانجام در 27 آذر ماه خاتمه می یابد . کانون بارش در نزدیکی ستاره کاستور ( α- جوزا ) قرار دارد.  این بارش دارای 75 تا 100 شهاب در ساعت است . از آنجاکه این صورت فلکی در آذرماه و دیماه به وضوح در آسمان قابل رؤیت است لذا از همان ساعات اولیه شب کانون بارش برفراز افق شرق قرار دارد . عامل به وجود آورنده این بارش  سیارکی به نام فایتون است این سیارک با قطری در حدود 5 کیلومتر  در فضا در حرکت است.این سیارک در سال 1983 م. توسط ماهواره IRAS کشف شد. دوره تناوب آن در حدود 43 سال است. 

امسال شانس رصدگران برای تماشای این بارش با نبودن ماه در آسمان بسیار زیاد است. بارش شهابی از ساعاتی پس از غروب خورشید  در روز 4 شنبه 22 اذر آغاز میشود و تا صبح روز 24 آذر ماه ادامه دارد. برای دیدن شهابها بهتر است کمی از شهر ها و مناطقی که شبهای روشنی دارند دور شوید.

منبع :

Parssky.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۲۳ساعت   توسط رضا  | 

چند حدیث از حضرت محمد (ص) به نقل از کتاب نهج الفصاحه باب های مربوط به سخن و بیان

چند حدیث از حضرت محمد بن عبدا... (ص) به نقل از کتاب نهج الفصاحه باب های مربوط به سخن و بیان – انتشارات انصاریان قم

پروردگارم به من فرمان داد که سخنم، ذکر و نگاهم مایه ی عبرت باشد.

بعضی بیان ها سحر، بعضی شعرها حکمت، بعضی سخن ها مبهم و برخی دانشجویی ها نادانی است.

خداوند رحمت کند بنده ای را که سخن نیکو بگوید تا بهره مند گردد یا از بدگویی ساکت باشد تا سالم بماند.

زیبا سخن بگوی و طعام و غذا عطا کن.

سخن نیکو، صدقه است.

هرگاه حکم می کنید، به عدالت رفتار کنید و هرگاه سخن می گویید، نیکو بگویید؛ زیرا خداوند نیکوست و نیکوکاران را دوست دارد.

کم سخن باشید، و شیطان گولتان نزند(تا سخن ناپسند بگویید).

کلمات جامع و پر معنی به من بخشیده شد و همه ی سخن برای من به طور خلاصه بیان گردید.

مجموعه ی سخن ها را به من عطا کردند.

از زیاده گویی بپرهیز و سخن به قدر حاجت تو را کفایت نماید.

روز قیامت بیشترین گناهان مردم، از ناحیه ی پر حرفی درباره ی اموری است که به آنان مربوط نیست.

خداوند رحمت کند کسی را که از زیادی در گفتار خودداری نماید و مازاد مالش را انفاق نماید.

همه ی سخنان آدمیزاد به ضرر خودش است مگر این که امر به معروف و نهی از منکر یا ذکر خدای تعالی باشد.

هر که بسیار سخن بگوید، بسیار خطا می کند و هر که بسیار خطا کند، گناهانش بسیار می گردد و هر که گناهانش بسیار شود، جهنم سزاوار او باشد.

(شیوایی) بیان به کثرت گفتار نیست بلکه پرداختن به چیزهایی است که خداوند و پیامبرش دوست دارند و لکنت به زبان نیست بلکه از عدم شناخت کافی حق ناشی می گردد.

محبوب ترین سخن نزد من، راست ترین آن است.

دو چیز عجیب است: سخن حکیمانه از سفیه،پس آن را بپذیرید و سخن زشت از حکیم، پس آن را ببخشید.

تنهایی، بهتر از هم نشین بد است و هم نشین خوب، بهتر از تنهایی است و نیکو سخن گفتن، بهتر از سکوت است و سکوت، بهتر از بد سخن گفتن است.خیر (و صلاح) را بگویید تا بهره مند گردید و از کلام شر (و فساد) ساکت باشید تا سالم مانید.

به مجاز گویی در سخن مامور شده ام؛ زیرا، مجاز در گفتار نیکوست.

با مردم به اندازه ی شناخت خودشان سخن بگویید. آیا می خواهید خدا و پیغمبرش را تکذیب کنند؟ (هرگز)

تو نباید به قومی سخنی فراتر از عقولشان بگویی؛ زیرا برای برخی از آنان مایه ی فتنه می گردد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۲۳ساعت   توسط رضا  | 

کسوف خرده سیارک؟؟؟

شب گذشته 21 آذر ماه درحالی که زمین در حالت آماده باش قرار داشت، یک خرده سیاره به طول 4.2 کیلومتر از کنار زمین عبور کرد.

به گزارش مهر، دانشمندان تصویری از خورشید و زمین ارائه کرده‌اند که از چشم انداز خرده سیاره 2012 XE54 ارائه شده است. این خرده سیاره در کنار یک سنگ بزرگ که مدت‌ها است با نام توتاتیس مورد مطالعه قرار گرفته از نزدیکی زمین عبور کردند.

خوشبختانه هیچ خطر برخوردی زمین را تهدید نمی‌کرد، اما دانشمندان اظهار داشتند که این رخداد منحصر به فرد می‌تواند اطلاعات بسیاری درباره خرده سیاره‌ها به آنها بدهد.

تصاویر انیمیشن از زمین و خورشید از نگاه خرده سیاره 2012 XE54

این خرده سیاره اخیرا کشف شده بود و بدون ایجاد هیچ خطری میان مدار ماه و زمین از فاصله 226 هزار کیلومتری عبور کرد.

پاسکال تریساریکو از موسسه علوم سیاره‌ای که این تصاویر انیمیشن تولید کرده، گفت: تحلیل دقیق مسیر این خرده سیاره نشان می‌دهد که این خرده سیاره از کنار سایه زمین گذشته به این معنا که یک کسوف جزئی چند ساعت پیش از آنکه به حداقل فاصله با زمین برسد مشاهده خواهد شد.

کسوف این خرده سیاره روی زمین پدیده‌ای بسیار نادر است و نخستین مورد آن با خرده سیاره 2008 TC3 رخ داد که از یک ساعت پیش از نزدیک شدن به اتمسفر زمین بر فراز کشور سودان در سال 2008 کسوف کامل خود را روی زمین انداخته بود.

چهار تصویر رایانه ای از خرده سیاره توتاتیس براساس تصاویر راداری از کاوشگر گلدستون ناسا


سنگ بزرگ فضایی توتاتیس نیز که مورد مطالعه دانشمندان قرار داشت، یکی از دو خرده سیاره‌ای بود که شب گذشته از کنار زمین ما گذشت.

توتاتیس 4179 که به عنوان یک سیب زمینی بدریخت توصیف شده است از فاصله 6.9 میلیون کیلومتری زمین عبور کرد، این فاصله 18 برابر فاصله زمین و ماه است.

دانشمندان اظهار می‌دارند که این خرده سیاره با طول 4.46 کیلومتری و عرض 2.4 کیلومتری می‌تواند یک خطر بالقوه برای زمین باشد چرا که این خرده سیاره هر چهار سال یک بار عبور از کنار زمین را تکرار می‌کند.

در مقام مقایسه، خرده سیاره‌ای که دایناسورها را منقرض کرد تقریبا 10 کیلومتر عرض داشت.

به نقل از:

http://www.tabnak.ir/fa/news/290951/parseek

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۲۳ساعت   توسط رضا  | 

چکنویس این روزها

گاهی اوقات باید خجالت کشید

از روی سپید شرم

پیش گناهان سیاه ما

گاهی باید مومن شد و اسلحه برداشت

آری اسلحه ی مومن...دعا

گاهی باید دست به دامان خدا شد

و رضا شد

به قضایش

به قضایی که خلاف یا به قرار مراد است

باید دعا کرد با امید

باید دعا کرد بی گناه

باید دعا کرد و دعا کرد و دعا کرد و تلاش

باید ترک تباهی کرد و شروعی از نو

اکنون وقت آزمایش است...آزمایشی سخت... و اینجا بوته...

باید تاوان داد باید سوخت در آتش قهرش و تا فرصت هست باید برگشت

آری اکنون باید غصه داشت و در قصه ی واقعیت زیست...

گاه، گاهِ نو شدن است...گاهِ توبه...گاهِ...شاید گریه

گاهِ برگشتن...اکنون وقت حس کردن سنگ است...با تمامی درد...در تمامی سر

پناه بر خدا

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۲۲ساعت   توسط رضا  | 

منطق فازی و معرفی پروفسور لطفی عسگر زاده

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۱/۰۹/۱۷ساعت   توسط رضا  | 

بعضی از حرف های رهبر آقای خامنه ای راجع به حوادث بعد از انتخابات 1388

به گزارش 598 به نقل از فارس، مؤسسه فرهنگی هنری «رسول آفتاب» در بیست و چهارمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، سلسله نشست‌هایی تحت عنوان خاطرات شفاهی فتنه 88 برگزار کرد.

در این نشست‌ها که با حضور تعدادی از فعالان فرهنگی انجام شد، خاطرات و تحلیل‌هایی در خصوص فتنه 88 ارائه شد و ماحصل آن در قالب «سی‌دی» و کتاب «من مدیر جلسه‌ام» به کوشش «رحیم مخدومی» منتشر شد.

رحیم مخدومی در کتاب «من مدیر جلسه‌ام» به نقل از «جعفر فرجی» به گفت‌وگوی اعضای چهار کاندیدا با مقام معظم رهبری پرداخته است.

نویسنده در این اثر درباره برخی از مشکلات ایجاد شده در دوران فتنه اعم از «پیچیدگی‌های فتنه»، «حواشی مناظره» و «تهدید کاریکاتوری» به بیان خاطراتی از «وحید جلیلی»، «وحید یامین‌پور»، «مهدی کوچک‌زاده»، «میثم نیلی»، «حسن منصوری»، «میثم محمد حسنی»، «مازیار بیژنی»، «غلامحسین متو» و «سعید قاسمی» پرداخته که در ذیل برشی از این کتاب را می‌خوانید:

 

منطق خیابانی

در طراحی‌های جریان فتنه به ستادها اعلام شده بود؛ شنبه بعد از انتخابات چه برده باشیم، چه باخته باشیم، تو خیابانیم.

شنبه صبح یه جلسه برگزار می‌شه تو جماران. آقایان؛ هاشمی، خاتمی، سیدحسن خمینی و میرحسین موسوی اون جا صحبت می‌کنن، که؛ آقا چه باید کرد؟!

تعبیر یکی از آقایون این بوده که، «اگه بتونیم یک ماه مردم رو کف خیابون نگه داریم، آقای خامنه‌ای کسی است که اهل آرامشه و نمی‌خواد کشور به اغتشاش بیفته، حتماً عقب‌نشینی می‌کنه».

برنامه شونو می‌ذارن به این که مردم یک ماه تو خیابون باشن، آقای موسوی بعد از ظهر همون روز بیانیه می‌ده، می‌گه نیاز مردم تو صحنه باشن، بنده هم تسلیم این قضیه نمی‌شم و از این شرایط خطرناکی که تو نظام داره به وجود میاد عقب‌نشینی نمی‌کنم»، یعنی اعلان جنگ!

 

* کلاه مخملی

می‌رسیم می‌رسیم به مدل‌هایی که تو انقلاب‌های رنگی و مخملی هست، حدوداً شصت تا نشونه داره؛ قبل از انتخابات و بعد از انتخابات. این‌ها اومدن اعتراض‌های خودشونو به صورت جشن پارتی‌های خیابونی و اختلاط کاملاً مشهود دختر و پسر، که قبلش سازماندهی دختران فیروزه‌ای بود، با سازماندهی اراذل و اوباش برنامه‌ریزی کردن.

آقایی که مسئول شورش‌های خیابونی دوره اصلاحات بود و تک‌تک اراذل و اوباش رو خیابون به خیابون می‌شناخت و هفت هشت سال باهاشون کار کرده بود، آورد تو خیابون و لینک کرد با توده‌های مردم، اینها روز بیست و پنج خرداد راهپیمایی سکوت برگزار کردن، که معروف شد به راهپیمایی آزادی؛ از خیابون انقلاب تا آزادی قرار بود  مردم رو به صورت انقلاب‌های رنگی، تا یک ماه وسط خیابون‌ها نگه دارن، انقلاب‌های رنگی فلسفه‌ای داره که مردم رو چطوری وسط میدون نگه دارن، بهترین مکانیزمی که حکومت‌ها رو مستأصل می‌کنه، راهپیمایی غیر خشونت‌آمیز (مسالمت‌آمیز) و خاموشه که حکومت‌ نمی‌دونه باید با اون‌ها چکار کنه.

این راهپیمایی برگزار شد، منتها به دلیل این که اراذل و اوباش و سازمان‌های خارج از کشور و منافقین هم در میانشان بودن به خشونت کشیده شد و چند نفر کشته شدن. اعتراضات وقتی راهپیمایی برگزار شد، تهران به هم ریخت و شبکه‌های خارجی دائم فیلم‌هایی از اعتراضات مردم رو نشون می‌دادن. جمعیت وسیعی از طرفداران آقای میرحسین هم بین جمعیت بودن و فریاد می‌زدن، ما کوتاه نمی‌آیم، داغون می‌کنیم و ...

از طرف دیگه طرفدار آقای احمدی نژاد تو میدون ولیعصر جشن پیروزی راه انداخته بودن، این بکش، اون بکش، وضعیت خیابونای پایتخت خیلی آشفته بود.

قصه خس و خاشاک زمانی اتفاق افتاد که آقای احمدی نژاد تو میدون ولیعصر صحبت کرد. دو سه روز اولی که مردم به خیابون‌ها اومدن، نیروی انتظامی خیلی بد عمل کرد، مردم رو می‌زدن، ماهواره هم تصاویر رو پخش می‌‌کردن  ادعا می‌کردن اوضاع وخیم و درهمه.

 

زنگی به صدا در آمد

قرار بود طرفداران میرحسین تو میدون انقلاب و طرفداران احمدی‌نژاد تو میدون ولیعصر جمع بشن. احتمال زد و خورد و درگیری خیلی زیاد بود. همون روز؛ چهارشنبه بود. زنگ زدن و گفتن دفتر آقا جلسه است. من قائم مقام ستاد آقای احمدی‌نژاد بودم، فکر کردم که فقط ستاد ما دعوته. آقای وحید تماس گرفت و گفت: «این اشخاص، آقایان زریبافان، کلهر، ثمره هاشمی، زارعی و بنده دفتر آقا حضور پیدا کنیم».

رفتیم دفتر آقا، متوجه شدیم که قراره از هر ستادی پنج نفر حضور داشته باشن. ستادهای دیگه یه مقدار دیرتر اومدن و اغلب تک‌تک، ما سر قرار اون جا بودیم، با هم و منظم رفتیم نشستیم.

ما که رسیدیم، فقط آقای محمدعلی نجفی بود. بعد یواش یواش همه اومدن و نشستن. من شلوغ می‌کردم، شوخی می‌کردم، می‌گفتم و می‌خندیدم، به قول معروف حرص شونو در می‌اوردم، ولی از اون طرف، سکوت محض بود، هیچ کس حرف نمی‌زد.

تصورها این بود که آقا اومده امتیازی بده، فضا خیلی سنگین بود. هیجانات و بغض‌های قبل از انتخابات و اتفاقات بعد از انتخابات، فضای عصبانی و پرتنشی ایجاد کرده بود، آقا که ورود پیدا کرد، برخورد هر کدوم از ستادها متفاوت بود. یکی دو نفر وقتی نوبتشون رسید، به احترام آقا بلند شدن و سلام کردن، ولی اکثراً نشسته بودن.

 

من مدیر جلسه‌ام

آقا وقتی رو تعیین کرد اعضای ستادها صحبت کنن. بعد خودش شروع کرد به صحبت، «بسم‌الله الرحمن الرحیم، من خودم مدیر جلسه هستم، این جلسه رو خودم می‌گردونم و می‌خوام گوش بدم. دوستان هم هر کی هر مطلبی داره، راحت بگه».

همه مونده بودن کی شروع کنه و چطوری شروع کنن! در حضور آقا هم نمی‌شد بحث کرد، همه دلشون می‌خواست که نفر آخر باشن. آقا خودش فرمود: «جلسه رو چطوری شروع کنیم؟».

بعد ادامه داد: «بر اساس سن کاندیداها شروع می‌کنیم، کروبی، موسوی، محسن رضایی و در آخر هم احمدی‌نژاد.

آقای الویری شروع به صحبت کرد، ایشون مسئول راهپیمایی‌های قبل از انقلاب بود، به همین مناسبت گفت: «از اول انقلاب تو راهپیمایی‌ها بودم و تا الان هیچ راهپیمایی به بزرگی راهپیمایی جنبش سبز تا میدان آزادی تو تاریخ ایران نبوده، ما نمی‌تونیم جلوی مردمو بگیریم، باید به ناراحتی و اعتراض مردم توجه بشه».

بعد به حالت تهدید ادامه داد: «این انتخابات باید ابطال بشه، تا مردم یه مقدار راضی بشن تو این انتخابات تقلب شده و ...».

دلایلی که برای تقلب آورد، همه‌ش به قبل از انتخابات بر می‌گشت؛ که آقای احمدی‌نژاد، رجل سیاسی نیست و شورای نگهبان نباید تأییدش می‌کرد و ...

آقا فرمود: «از هر ستادی یک نفر صحبت کنه. صحبت هر کس هم بیشتر از پنج دقیقه نشه. ساعت هم روبه‌رو هست، دوستانی که حواسشون نیست، بغل دستی هاشون یادآوری کنن».

آقای نجفی که کنار آقای الویری نشسته بود، گفت: «آقا اگه پنج دقیقه بیشتر شد، بهش می‌زنم».

می‌خواست فضای سنگین جلسه رو کمی عوض کنه.

آقا به مزاح گفت: «زدن خوب نیست، بده!».

آقای کلهر برگشت گفت: «آقا، اینا عادت کردن به کتک زدن!».

تیکه‌اش خیلی خنده‌دار بود؛ نه می‌شد خندید، نه می‌شد نخندید، خیلی به جا و به موقع بود، اونا رو اگه کارد بهشون می‌زدی، خونشون در نمی‌اومد.

آقای الویری ادامه داد: «آقای احمدی‌نژاد رجل سیاسی نبود و شورای نگهبان نباید تأییدش می‌کرد، اون تقوای لازم رو نداره».

سهام عدالت و پخش سیب‌زمینی و ... رو به عنوان تقلب در انتخابات مطرح کرد، بعد گفت: «من پیشنهادی برای حل این بحران که در کشور به وجود اومده دارم».

ایشون بیست دقیقه‌ای صحبت کرد.

آقا فرمود: «وقتتون تموم شده، نفر بعدی».

آقای ثمره، بنده خدا، سه تا جمله گفت، پنج دقیقه‌اش تمام شد، گفت: «آقا پنج دقیقه ما تموم شده، ما چیکار کنیم؟!».

آقا گفت« «دیگه بسه».

آقای بهشتی از طرف ستاد آقای موسوی صحبت کرد. ایشونم یه تیکه علمایی انداخت و گفت: «انشالله اذن خیر باشید»، بعد گفت: «ما داریم به چه سمتی می‌ریم؟ً کشور با بد اخلاقی‌ها و برخوردهای اشتباه تباه شده».

درباره بد اخلاقی صحبت کرد و گفت: «نماد تمام بداخلاقی‌ها آقای احمدی‌نژاد و ایشون خیلی دقیق و با برنامه کاندید ما (مبرحسین) رو معادل کرد و با آقای هاشمی. مردم به اشتباه افتادن و فریب خوردن، این تقلبه و باید انتخابات ابطال بشه».

آقا برای هر کس یه چیزی می‌گفت و با شوخی فضا رو آروم می‌کرد.

نوبت آقای جعفری رسید، ایشون گفت: «یه سری از آراء افراد لشگری؛ سپاه و ارتش و ... سازماندهی شده بود، جمع‌بندی ما این بود که یه جریانی پشت این هست».

آقا به حالت شوخی گفت: «اون کاندیدا ظاهراً خودش نظامی نبوده؟!».

وقتی آقا اینو گفت، موتور دانش جعفری اومد پایین و دیگه بقیه حرفاش یادش رفت، یعنی اگه کسی هم می‌خواست سازماندهی کنه، خود محسن رضایی بوده که قبلاً نظامی بوده.

دانش جعفری شروع کرد به پرت و پلا گفتن که اون سفری که شما رفتید کردستان و صحبت کردین، همه احساسشون بر این بود که شما دارید از یه کاندید خاص حمایت می‌کنید و این سلامت انتخاب رو زیر سوال برد.

یعنی صحبت‌های آقا هم نوعی تقلب محسوب می‌شه!

همه مونده بودن که دانش جعفری چی داره می‌گه!

انتظار می‌رفت این حرف رو نماینده‌های موسوی و کروبی بزنن، نه نماینده محسن رضایی.

 

دانش جعفری خیلی تیکه بدی انداخت و آقا واقعاً ناراحت شد. دانش جعفری تمام حیات سیاسیش رو به لطف آقا داره، چون آقا ایشون رو حمایت کرده. آقا وسط حرفش اومد و گفت: «من حدود بیست ساله دارم این حرفارو می‌زنم و زمانی این حرفای من قطع می‌شه که من تو این دنیا نباشم، تا وقتی هستم این معیارها رو به مردم می‌گم. من باید معیارها رو به مردم بگم و هر کسی بره تطبیق بده. مردم خودشون می‌فهمن کدوم کاندید بیشترین معیارها رو داره و کدوم کمترین، هر کاندیدی می‌تونه بگه من به این معیارها نزدیکتر هستم».

آقای کروبی در یکی از سخنرانی‌هاش گفته بود: «منظور آقا از این معیارها من هستم».

آقای موسوی هم هر جا می‌رسید می‌گفت: «منظور آقا از این معیارها من هستم».

آقای ثمره از آقا تشکر کرد و در پاسخ به شبهات اون‌ها گفت: «هنوز رأی‌گیری تموم نشده، رأی‌ها در حال شمارشه و باز شماری آراء شروع نشده که این‌ها مصاحبه مطبوعاتی می‌ذارن و می‌گن ما پیروز شدیم، اینها فریب کارن...».

آقای ثمره خیلی خوب صحبت کرد، گفت: «حقوق بازنشستگان، سهام عدالت و ... همه مصوبه برنامه چهارمه. مصوبه دولت اصلاحاته».

یه تیکه هم انداخت که: «وقتی شما نتونستین این کارا رو انجام بدین، این دولت اومده داره انجام می‌ده، این چه ربطی به تقلب داره؟».

نوبت شورای نگهبان، آقای کدخدایی رسید، ایشون گفت: «آقایون منظورشون از تقلب چیه؟ این که قبل از انتخابات یه سری اتفاقات افتاده و مردم فریب خوردن و اشتباهی رأی دادن؟ این یعنی اینکه ما به عنوان شورای نگهبان باید یه دستگاه نیت سنج به راه کنیم که کی فریب خورده و کی فریب نخورده؟ ما باید بایستیم و بگیم تو فریب خوردی و تو فریب نخوردی؟ بگیم چون این فریب خورده پس تقلب شده؟! شما ادعا کردین فلان صندوق رأیش خونده نشده، ولی الان دارید می‌گین قبل از انتخابات! قبل انتخابات به ما ربطی نداره شما می‌دونستین آقای احمدی‌نژاد حقوق کارمندان رو زیاد کرده و سهام عدالت تو روستاها پخش کرده، با علم به همه اینها کاندید شدین، اگه این شرایط رو نابرابر می‌دونستین وقبول نداشتین، کاندید نمی‌شدین، مگه تو این یه ماهه‌ای که ثبت نام کردین اتفاق جدیدی افتاده؟!».

بعد آقای دانشجو، رئیس ستاد انتخابات کشور صحبت کرد و گفت: «آقای موسوی بیشترین ناظرها رو پای صندوق‌ها داشته و این ادعا قابل قبول نیست».

قبلش فکر کردن آقا می‌خواد امتیاز بده، ولی آقا شروع کرد به صحبت و گفت: «چیزی نشده اتفاقی نیفتاده، سر یه چهارراهی تصادفی شده، همه صبر کنن تمام بشه بره».

آقای الویری هی دستشو می‌برد بالا که، آقا من پیشنهاد دارم، سی ثانیه وقت می‌خوام، بنده طرح دارم برای حل مسئله».

آقا فرمود: «دوربین‌ها را بیرون ببرید».

وقتی دوربین‌ها خارج شد، آقا فرمود: «آقای الویری شما سی ثانیه وقت خواستید، ما کریم هستیم به شما یک دقیقه وقت می‌دیم».

خنده بر لبان همه نشست، آقای الویری گفت: «نه آقا! پنج دقیقه».

آقا گفت: «باشه پنج دقیقه».

آقای الویری شروع به صحبت کرد: «از دید ما این انتخابات بایستی ابطال بشه. هر گونه تصمیم‌ دیگری به غیر از ابطال، مورد پذیرش مردم قرار نخواهد گرفت، بعد از ابطال انتخابات که کمترین خواسته مردمه، برای حل مسائل و قضاوت در مورد ادعاهای طرفین، حضرتعالی شورای حکمیتی شکل بدید تا میان طرفین قضاوت کنه، آن وقت هر آنچه آن شورا حکمیت کرد، ما هم می‌پذیریم، این کار در زمان امام هم سابقه داشت.

مثلاً در دعوا شهید بهشتی رئیس دستگاه قضا بود، امام برای حل مسأله شورایی سه نفره تشکیل داد با تشکیل این تیم سه نفره مشکل حل شد».

حضرت آقا اجازه داده بود تا آقای الویری پنج دقیقه صحبت کنه، بلافاصله بعد از این جمله «مشکل حل شد، الویری»، آقا فرمود: «و مشکل حل نشد!».

آقای الویری که گویی تمام صحبت‌های خودش رو برباد رفته می‌دید، با تردید گفت: «آقا حل شد».

حضرت آقا فرمود: «نه خیر، مشکلی حل نشد و پس از تحقیقات فراوان، نتایج مورد پذیرش طرف مقابل قرار نگرفت و آن پرونده حجیمی که آقای اردبیلی با خود به این طرف و آن طرف می‌برد، هیچ گاه به نتیجه خاصی منتج نشد».

بعد ادامه داد: «من یه چیزی خدمتتون بگم؛ اون موقع که انتخابات می‌رسه، هی تکرار می‌کنید که رهبری در چارچوب قانون اساسیه و از این به عنوان ژست برای بالا بردن رایتون استفاده می‌کنید، شما که این حرفا رو تکرار می‌کنید، چطوری این جا می‌گید رهبری بیاد از اختیارات فرا قانونی استفاده کنه؟ شما خودتون می‌گید که این اختیار رو نداره. چطوری شورای نگهبان و دستگاه‌های مجری و نظارتی رو کنار بذاره و خودش شورایی تشکیل بده؟! نه تو قانون اساسی و نه هیچ جای دیگه نیست، وقتی آقای خاتمی کاندیدا شد، ایشون اومد به من گفت که رهبری باید در چهارچوب قانون اساسی باشه، من گفتم حرف خوبی زدی ولی یک چیز و به شما بگم؟! شما رئیس جمهوری خواهی بود که بیشترین نقاضاها رو از من خواهی کرد، که از اختیارات فرا قانونیم استفاده کنم. آقای خاتمی بارها از من خواستند که از اختیارات فرا قانونی رهبری استفاده کنم و من گفتم که مکتوب کن. آقای خاتمی همه این‌ها رو مکتوب کرد که خواهش می‌کنم از اختیارات فراقانونی خودتون استفاده کنید. در بین رئیس جمهورها شخصی که بیشترین درخواست رو برای حل بحران‌ها از من داشت، ایشون بود. ولی در مورد ابطال نتیجه انتخابات، صلاح نمی‌دونم که از این اختیارات استفاده کنم، وقتی مکانیزم انتخابات از بین بره، برای حل و فصل بحث‌های سیاسی و انتخاباتی خودشون باید کف خیابون زور آزمایی کنن و محلی برای این که همه تمکین کنن روی یه مطلبی دیگه وجود نداره. امروز شما هستید، پس فردا یکی دیگه میاد می‌گه من این انتخابو قبول ندارم، این تصمیمی که این شورا حکمیت گرفت نباید انتخابات و مکانیزم‌های قانونیش رو زیر سؤال ببره که این باعث می‌شه انتخابات‌ها تو کشور از بین بره».

یکی از آقایون دستش رو برد بالا و شروع کرد به صحبت: «آقای احمدی‌نژاد به ما گفته همجنس باز!».

آقا به شوخی گفت: «حالا شما چرا به خودت گرفتی؟».

اینایی که آقا می‌گفت خنده‌دار بود ولی نمی‌شد خندید، اون آقا گفت: «نه! آقای احمدی‌نژاد گفته طرفدارای موسوی همجنس بازن».

من خودم اونجا بودم که آقای احمدی‌نژاد گفت: «نظام‌های لیبرالی اون قدر بدبخت شدن که کاندیداهای ریاست جمهوریشون برای اینکه رأی بیارن می‌آن می‌گن ما همجنس بازی‌رو آزاد می‌کنیم».

منظور ایشون امریکا بود، ولی این آقا که وارونه متوجه شده بود، گفت: «باید این انتخابات ابطال بشه».

یه گیرهایی هم به شورای نگهبان داد که اعضاش این طوری‌اند و تو انتخابات بی‌طرف نبودن ....».

آقا گفت: «آقای فلانی! شما نوعاً آدم احساساتی هستی، بارها شده اومدی یه مطلبی رو به من گفتی، بعد اومدی با گریه اون مطلبو پس گرفتی».

این آقا دیگه ساکت شد.

آقا ادامه داد: «درباره ابطال انتخابات که هی تکرار می‌کنید؛ اگر تمام دنیا رو به روی من بایستن که باید این انتخابات ابطال بشه، من رو به روی تمام دنیا می‌ایستم و نمی‌ذارم که انتخابات ابطال بشه ابطال انتخابات، تو دهنی به مردمه! اون زمانی که آقای خاتمی رأی آورد، یه سری از دوستانی که شما هم می‌شناسیدشون جمع شدن اومدن پیش من، گفتن باید انتخابات ابطال بشه، من اونجا آن چنان تشری به اونا زدم که از اون وقت تا به حال دلشون دیگه با من صاف نشد».

بعد به شوخی گفت: «البته امیدوارم شما اینطوری نباشید، اونایی که کار اجرایی کردن، می‌دونن که احتمال تقلب ممکنه بین صد، دویست و سیصد هزار رأی اتفاق بیفته، ولی اختلاف سیصد یا پونصد هزار یا حتی یک میلیون رأی نیست! اختلاف یازده میلیون رأیه، شما خودتون می‌دونید که همچنین چیزی نشدنیه و بحث ابطال انتخابات رو بنده به هیچ عنوان زیر بارش نمی‌رم، اگه کسی هم اعتراضی داره بره از مجاری رسمی پیگیری کنه».

آقای آخوندی دستشو آورد بالا که می‌خوام صحبت کنم، آقای آخوندی وزیر آقا بوده، داشت می‌گفت من فلان و فلان و ... که آقا بهش گفت: «خودتونو معرفی کنید».

با تعجب گفت: «من آخوندی هستم...»

آقا گفت: «جدیداً مواضعتونو تو روزنامه دیدم».

من به بچه‌ها گفتم آقا بهش تیکه انداخت، یعنی دیگه نمی‌شناسمت.

دیگه حرفاش یادش رفت، نمی‌دونست چی بگه، هر چی می‌گفت به ضرر خودشون بود، گفت: «من باجناق آقای ناطق‌نوری هستم، وقتی آقای ناطق رأی نیاورد، شب قبلش برای آقای ناطق پیام تبریک نوشتم، صبحش که آمار اولیه اعلام شد، گفتم باید پیام تبریک بدی و ایشون هم تا قبل از ظهر پیام تبریک رو به آقای خاتمی داد، تو انتخابات بهتره کسی که می‌بازه، اصول رو رعایت کنه و پیام تبریک بده».

این یه اعترافشون بود.

_ ما می‌دونیم که تو شمارش آراء دست برده نشده، اگه صد بار هم صندوق‌ها رو بشماریم اختلاف‌ها اون قدر جزئیه که نمی‌شه معیار قرار داد.

اینم اعتراف دوم.

_ ولی قبل از انتخاباتو اعتراض داریم.

اومد شروع کنه آقا گفت: «من دیگه خسته شدم».

از طرف ما آقای زارعی و از طرف اونا آقای آخوندی به عنوان ناظر شورای نگهبان بودن، آقای زارعی عصبانی بود، می‌گفت: «این از ظهر به خبرگزاری‌ها می‌گفت ما پونزده میلیون رأی داریم».

منم می‌گفتم« «چرا دروغ می‌گی هنوز که هیچ خبری نیست و رأی‌ها شمرده نشد!» می‌گفت: «من داخل شورای نگهبان هستم و آرای ما این قدره».

وقتی آقا گفت که من دیگه خسته شدم، همه دیگه دستاشونو انداختن و صلوات فرستادن، دو سه نفر رفتن و چند نفری هم که می‌خواستن با آقا صحبت کنن، اومدن دور آقار رو گرفتن، خانم کروبی او جلو، آقا گقت: «چطورید شما حالتون خوبه و ...»، ایشون گفت: «آقا من یه چیزی رو می‌خواستم بگم».

آقا گفت: «بفرمایید».

گفت: «اگه می‌شه بگید اینایی که دستگیر شدن رو آزاد کنن و ...».

آقا گفت: «خانم کروبی، من تو فیلم‌های تبلیغاتی آقای کربوی را دیدم که ایشون با افتخار می‌گن که من میرم زندانی آزاد می‌کنم، من مجرم آزاد می‌کنم و ... مگه این افتخاره؟ به آقای کروبی بگین کسی نباید بدون دلیل به زندان بره و کسی هم نباید بدون دلیل از زندان بیاد بیرون».

خانم کروبی گفت: «آخه یه سری از اینا خانواده شهید، روحانی و ... هستن».

آقا گفت: «خانم کروبی خودتون بهتر می‌دونید که خانواده شهید، روحانی و روحانی‌زاده و .. بودن دلیل نمی‌شه».

یکی گفت: «آقا می‌دونید که آقای ابطحی رو گرفتن؟!».

آق گفت: «نه، من تو این کارا دخالت نمی‌کنم، به ارگان‌های مسئول هم گفتم، که وظیفه خودتونو انجام بدید، من به هیچ عنوان دخالت نمی‌کنم و اصلاً هم در جریان نیستم، که چه کسی رو می‌گیرن و چه کسی رو نمی‌گیرن».

آقای طلایی‌نیک گفت: «آقا به بزرگان توهین شده».

منظورش آقای هاشمی بود.

آقا گقت: «بله، من هم از طریق تلویزیون مثل بقیه مردم نشستم دیدم، واقعاً قلب من به درد اومد، وقتی دیدم توی تلویزیون به رئیس جمهور قانونی مملکت دارن می‌گن دروغگو، دروغگو».

و این آخرین تلاش بزرگان سابق برای شنیدن جمله‌ای کوتاه از آقا مبنی بر درستی کارهایشان بود، کارهایی که بهایش خون‌های جوانان و مردم بی‌گناه و به خیابان کشانده و به آشوب کشاندن سرزمین‌ ولیعصر در برابر انظار و تبدیل بهترین فرصت نظام در تاریخ انقلاب به صحنه‌ای زننده و هتک حرمت خون شهدا بود.

 

* خاطرات «حاج سعید قاسمی» با عنوان «راه صعب است»

از این بابت که خودمون بر این باور هستیم که این جا سرپا موندیم و دشمن نتونست کمرمون رو بشکنه، شاکریم، گفت:

زیر علم غریبه رؤیت نشدیم        با حضرت دوست بی‌محبت نشدیم

در سال غبار فتنه یا رب شکرت   شرمنده درگاه ولایت نشدیم

اگر چه این دعا، دعای پارسالمون (88) بود، امسال بایستی همین دعا رو بیشتر کنیم، شرمنده درگاه ولایت نشیم، حضرت آقا در قم این آلارم رو روشن کرده بودن برای ما؛ که دوستان باید حواسشون جمع باشه، یاوران صدیق انقلاب! ما برای رسیدن به قُلل در آینده، فتنه‌های سنگین‌تر و پیچیده‌تری پیش رو داریم.

تأکید کرده بودند که جریان فتنه سال گذشته ریشه کن نشده.

خیلی که عزیزان و مسئولین در سیستم قضائی و سیستم اطلاعاتی فعالیت کردند، در آخرین اقدامشون (بر علیه سران فتنه، موسوی، کروبی و ..) یکی سیم اینترنتشون رو قطع کردند، یکی هم سیم تلفنشون رو!.

اگر چه این رو هم بر این باور بودیم که اقدامی از مدل قهرآمیز در مدل فتنه، به شکلی که همه جا دنیا مرسومه، جواب نمی‌ده، چون وقتی جریان فتنه‌ای اتفاق می‌افته، ویژگی‌‌اش اینه که یه خورده از حق، یه خورده از باطل رو ممزج می‌کنند با هم دیگه، اون وقت تشخیص برای عوام و حتی در نقاطی برای خواص مشکل می‌شه. این ویژگی فتنه است.

 

کربلای ما کجاست؟ 

دومین مطلب این که، پسرم، دخترم! همه اون‌هایی که هی دعا می‌کردید، «یا لیتان کنا معک» ای کاش با تو می‌بودیم، با آوینی می‌بودیم، با همت می‌بودیم، با محسن وزوایی می‌بودیم.

سید شهیدان اهل قلم، آقا سیدمرتضی آوینی برای ما گفته بود که به حسب آموزه دینی، هر کس که ادعای شیعه بودن داره، جبراً از تو مقطع کربلا و عاشورا عبور داده می‌شه، کربلای ما کجاست؟ می‌گن من که در کربلا خمینی نبودم، یهمقطعی متولد شدم که قطع‌نامه امضا شده بود، الان چیکار کنم؟ جنگ نیست!

تا پیارسال می‌گفتی جنگ نیست! که البته اشتباه می‌کردی، اگر شرایط جنگی رو ببینید، همین الان آتیش سنگین‌تر از آتیش کربلای پنجه! تو بازی دراز، در یک محاجه کلماتی با شهدا گفتم: آهای مجید زاد بود! زیاد به خودت ننازی؟ اگر چه که الان شهیدی و عند ربهم یرزقون، ولی ببخشید! زیاد به خودت ننازی که تخریب چی بودی؟!

مجید پازوکی! چهل _ پنجاه رده میدون مین رو رد می‌کردی، الان این دختر من، این پسر من، توی این عرصه هر روز از خونه میاد بیرون، تا برگرده خونه، اگر بخواد سالم برسه، چهل رده میدون مین رو رد می‌کنه. یعنی همین که از در خونه اومد بیرون، تا در رو خواست باز کنه، سی‌دی رو انداختن تو خونه. اومد خیابون، براش بوق زدن، اومد تو اتوبوس، بمباران بلوتوثه، اومد دانشگاه، اساتید فراری استخدام شده دکتر جاسبی بچه‌ها رو دارن بمباران می‌کنن، با افکار پوسیده، کتاب‌های منحط، پارتی‌ها، رفاقت‌های ناباب، مواد، فیلم و آن گاه رجعت به خانه.

هر روز چهل _ پنجاه رده میدون مین رو بچه باید رد کنه تا بتونه این چادر رو حفظ کنه، کی می‌گه جنگ نیست؟ کی احساس می‌کنه که تو شرایط فتنه و جنگ زندگی نمی‌کنه؟ هر کی این احساس رو نداره باید بره استراحت کنه، هر کی همه چی رو گل و بلبل می‌بینه، باید بره استراحت کنه، اما اگر داره اذیت می‌شه، باید بفهمه که اینها از اثرات جنگ روانی دشمن و تهاجم در انواع و اقسام و مدلشه. خاصه اون چیزی که ما امروزه اون رو Saftwar یا جنگ نرم می‌نامیم و بلد هم نبودیم، عین خود جنگ.

آموزش در دل جنگ 

یعنی عین اتفاقی که برای جنگ افتاد و ما در مقطعی که با محمد برجردی و احمد متوسلیان داریم وارد جنگ می‌شیم، دریغ از آشنایی با تیراندازی و کمین و ضد کمین و وارد نبرد پیچیده کمین در کردستان شدن.

تو این مدل نبرد هم که تجربه‌اش رو نداریم و همین جور واردش شدیم، اذیت می‌شیم، به خصوص شماها که نسل جدیدتری هستید و با این مقولات آشنا نیستید، تجربه قصه قدیم هم به شما انتقال داده نشده، لذا درکش یه مقداری پیچیده است.

چاره چیه؟ باید مثل ما، در زمان جنگ، همزمان وارد مقطع جنگ بشیم و همزمان آموزش ببینیم.

فتنه منافقین

قبل از آغاز جنگ هشت ساله، یعنی دو سالی که فتنه‌های جداسازی خلق عرب و خلق کرد و خلق آذری رو داشتیم، هر کدوم این فتنه‌ها می‌تونست انقلاب رو بزنه زمین، فتنه عمیقی مثل فتنه مجاهدین خلق که بسیار بسیار پیچیده و ریز بود، یعنی اگر شما همه داستان انقلاب رو یک طرف بگذارید، باید فتنه مسعود رجوی رو هم بگذارید یک طرف، دو روز بعد از پیروزی انقلاب اومده سهم خودش رو می‌خواد. همزمان با این که در زندان اوین باز شد و پرید بیرون، شروع کرد به سهم خواهی.

_ ما هم بودیم، این عکس‌هامون، شکنجه‌هامون!

چه جوری انقلاب بایستی از فتنه مسعود رجوی بیاد بیرون؟ اصلاً تا حالا فکر کردید؟! نه این مسعود رجوی که الان می‌شنوی و احساسات اینه که یه آدم شاخ داره، نه! مسعود رجوی شیعه، بچه محل خودمون، رفقاش رفقای خودمون، بچه محل نارمک و تهرانپارس و هم ولایتیت، مشهدی و هم دانشگاهیت، علم و صنعتی و ...

تو این گیر و پیچ، خر بیار و باقالی بار کن.

مسلح هم هستن، اولین دیدار با امام رو هم که می‌خوان بذارن، حضرت امام گفت: «بگین سلاح رو بذارن کنار، بعد بیان بشینیم صحبت کنیم».

عمل کردن؟ نه! اصل ولایت فقیه که تثبیت شد، اینا از همین جا موضع‌گیری‌هاشون رسمی‌تر شد، شفاف، ضد نظام موضع گرفتن، بعد گفتن: «آقا با این آخوند‌های مرتجع که نمی‌شه مبارزات ضد آمپریالیستی رو ادامه داد، ما جنبش مبارز مسلمانان فلانیم، به راه خودمون ادامه می‌دیم، ال می‌کنیم و ...».

آسفالت می‌کردند! تا این مقطعی که همین الان با هم دیگه هستیم، دوازده هزار شهید به دست این گروه انحرافی ثبت شده، یعنی از زدن بهشتی، هفتاد و دوتن، رئیس جمهور، نخست وزیر، حداقل چهار تا آیت‌الله ائمه جمعه بزرگوار، حزبالهی‌ها ... تا آخریش، صیاد شیرازی و تا بعد از اون هم همین ریگی بازی‌ها و اینها. هم ادامه همین تخم و ترکه‌اند و تا همین الان که داستان ادامه داره.

انقلاب چه جور تونست از کمند اینها خارج بشه؟

اصلاً چه جور آقا روح‌الله قبول نکرد.

گفتند: «آقا! شما که الان در تبعیدی، اینا یه سری جوون مؤمن به تعبیر امروز ما، حرب الهیف سلاح هم دستشونه، می‌خوای آمریکایی بکشن، می‌خوای مستشار آمریکایی برات بگیرن، می‌خوای هر جایی رو تو ایران برات به بریزن؟! یه تأییدی بکن، بعد اگر به حکومت رسیدی، که معلوم نیست سهمشون رو بده. نخواستی سهمشون رو بدی، بزن زیر صفحه‌بازی، مثل جریانات سیاسی متداول!

آقا روح‌الله این کار رو باهاشون کرد؟ نکرد! چرا تأییدشون نکرد؟ جالبه. خود آقا روح‌الله چی می‌گه؟ می‌گفت: «من زاویه انحراف تو تفکرات اینها دیدم، به بیست روز اومدن اینجا، دیدم هی نهج‌البلاغه می‌خونن، قرآن می‌خونن، گفتم من که طلبه‌ای بیش نیستم، ولی اینا، به تعبیر ما، آخر نهج‌البلاغه و قرآنند! این بود که گفتم یه ریگی باید تو کفش اینا باشه، شک کردم».

به تعبیر ما خیلی سوپر حزب‌الهی‌اند، به اینشون شک کردم، نه به تفکرات مارکسیستی، لنینیستی شون، چون تو اون مقطع این حرف‌ها هنوز برملا نشده بود، بعدها متوجه شدیم.

مسعود رجوی، شیعه شش آتیشه که روزی هم سرخا سفیداب می‌مالید و با بنی‌صدر فرار کرد و دو مرتبه تو مرصاد یارکشی کرد، بیاد جمهوری اسلامی آزاد کنه، شبش عرق سگی نزده بود، شب با همین بچه مسلمون‌ها و شیعه‌ها و نمازخون‌ها و عشق امام حسین و عشق علی‌بن ابی طالب تو حرم ابوالفضل العباس، مسعود و مریم جون‌دارن زیارت وارث و زیارت حضرت ابوالفضل می‌خونن. «ای ابوالفضل به حق دستان بریده‌ات قسم،مسعود داره میگه، که ما رو یاری کن، این جماعت دارن می‌رن که حکومت خمینی رو سرنگون کنند و کربلای تو آزاد بشه».

تو وصیت‌نامه دختر مجاهدهایی که هجمه کردند و تو در مرصاد جلوشون رو گرفتی، تو وصیت‌نامه‌اش هست که : «مادرم دیگه صبر به پایان رسید، چند روزی تحمل بیشتر، ایران رو آزاد می‌کنیم، به آرزوی دیرینه‌ات که کربلا بود می‌رسی».

فکر نکنی اینا جماعت شاخ و دم داری‌اند، همین بچه محل‌های من و تو، هم دانشگاهی من و تو عزیزم.

برکت فتنه

متأسفیم که یکی از خیانت‌هایی که به تاریخ ما شد، این بود که نه در رادیو تلویزیون، نه در رسانه‌ها، نه در کتب درسی، تجربه این سه دهه رو به بچه‌هامون انتقال ندادیم.

همینه که امروز این جماعت، اینجا و تو دانشگاه‌ها سرپا می‌ایستند تا قصه سی‌سال گذشته رو بشنوند، این از برکات فتنه است، به تعبیر حضرت آقا فتنه برکاتی داشت.

تا قبلش هر چی زور می‌زدم که پسرم، دخترم بیا برات بگم اینها رو تا حداقل تاریخ انقلابت رو درست حفظ کرده باشی و حداقل به گوشت آشنا باشه، حاضر نبودی بیای بشینی، گوش بدی، حاضر نبودی! برکت این فتنه چه کنم، چه کنمه که یک ساعت سرپا بایستی.

بچه بودم، می‌رفتم مدرسه، ایستگاه دوم همیشه یه پیرمردی سوار می‌شد تو اتوبوس، تا می‌اومد، می‌گفت: «خدا به چه کنم، چه کنمت نندازه صلوات بفرست».

من می‌گفتم که چی داره می‌گه؟ مثلاً یعنی که چی؟! جور بهتری نمی‌شه صلوات بفرستی؟ آقا زد و روزهایی رسید پر از پیچیدگی‌های زندگی، در کردستان، در جنوب! خدایا از این ور بریم، شش تا گردان پشتمونه، از اون ور بریم، راه کدوم وره؟ چاه کدوم وره؟

اونجا دو مرتبه این پیرمرده می‌اومد تو خاطرم، دا به چه‌کنم چه کنمت نندازه، صلوات ختم کن!

امتحان فتنه

برکت فتنه همین چه کنم، چه کنمه! که چی؟! که خر کیف نباشی که مسیری که دارم می‌رم با بابام اینا و مامانم اینا و آبجیم اینا، درسته، نه عزیزم! دینی که به تو سپرده شده، همون جا هم به تو گفته که «احسب الناس ان یترکو، ان یقولو آمنا و هم لا یفقنون» آیا حساب کردید که همین که گفتید ایمان آوردیم، حزب الهی شدیم، پیرو ولایتیم، ولتون می‌کنیم؟ «ان یترکو» ترکتون می‌کنیم؟ و «هم لا یفتنون» و به فتنه‌ای دچار نمی‌شید؟

آزمایش ندارید شما؟ زهی خیال باطل! همه شماها؛ چه اونایی که تو جنگ بودید، ده‌ها باره، چه اونایی که سن تون و قد و قدواره‌تون به این نمی‌خورد که تو جنگ باشید، کربلاتون کجاست؟ معلو نیست، عاشوراتون کی هست؟ معلوم نیست، امتحان برای شما چه جور نوشته شده؟ معلوم نیست، سؤال‌های امتحانی؟ یه بخشش لو رفته، کتابت چی؟ پیغمبرت کیه؟ امامت رو بگو!

رحمت خدا بر شهید مطهری، یه سری سؤالات دیگه رو او لو داد، گفت: مسلمونا ولله، بالله، تالله در یوم الجزاء در خصوص فلسطین از شما سؤال خواهد شد، ا، آقای مطهری! بابا قبلاً که سؤال‌ها یه چیزای دیگه‌ای بود، اینایی که لو رفته بود، به ما داده بودند! در خصوص فلسطین دیگه از کجا اومده؟ کجا رو باید بخونم؟! صفحه چند؟ چیکار باید بکنم؟ من چه می‌دونم...

اگه الان بود، قطعاً آمار یه سری دیگه از سؤال‌های لو رفته رو می‌داد، روحش شاد، اما دوستان، تو هر مرحله‌ای که دشمنان ما شب تا صبح برامون نسخه می‌پیچن، خواب ندارن، دلیل دارم برای حرفم، شهدای فلسطینی‌، شیخ رنتیسی، احمد یاسین، چه ساعت‌هایی اینا رو زدند؟ نماز صبح!

تازه فلسطینیه توجیهه، اینقدر زدنش تو این کوچه‌ها، یه ساعت مشخصی نمی‌یاد بیرون، هر دفعه مسیر رو عوض می‌کنه، حواسش هست، با این حال نماز صبح زدنش، کجا؟

وقتی قبل از نماز صبح داره احمد یاسین رو می‌زنه، این یعنی دشمن در نماز شبه قطعاً، نماز شبش ترک نمی‌شه، چرا که زمانی که جاسوس اعلام می‌کنه که اون از خونه‌اش اومد بیرون، او باید خبرو انتقال بده به مرکز فرماندهی، مرکز فرماندهی هلیکوپتر عملیاتی رو بگه برو بالا، همه شرایط رو آماده ببینه.

کسی که داره صیاد رو می‌زنه، کار کرده، کسی که دانشمند هسته‌ای رو می‌زنه، دیدید که بردنش اسراییل آموزش دادن، می‌شنیدید صحبتش رو، بازجویی‌هاش رو، گفت وقتی که منو آوردن، من نمی‌دونستم که این خونه این باباست، وقتی که اومدم اینجا، دیدم جدول، در، و تمام چیزهایی که در خونه این بابا بود، همون چیزی بود که تو اسرائیل ماکتش رو به من نشون داده بودند و چندین بار من این عملیات رو اونجا انجام داده بودم.

شبیه‌سازی و ماکت اون عملیاتی که بای انجام بده رو، ده‌ها بار تو تلاویو انجام داده و اومده اینجا، خواب ندارند، این تازه مباحث عملیاتیه، مباحث جنگ روانی و این که تو نسبت به چی حساسی، نقاط قوت و ضعف در طول این سه دهه چی بوده، خاصه در خصوص انتخابات، نقاط قوت شما کجا بود و از کجا باید بهمون بزنند...

کار می‌کنه و کارکرد و جواب هم داد!

دست مریزاد می‌گم به همه کسانی که پشت سر آقا اومدند و توی این نبرد هشت ماهه پیروز شدند، «حنیئاً لکم» باریک‌الله به همه شما، که اذیت شدید، ترکش خوردید، زخمی شدید تا همین الان توی مدرسه، توی اداره، تو خونه، دارن بمباران می‌شی، دیدی گفتیم به اینا رأی ندید! دیدی گفتیم، دیدی گفتیم! آسفالتت دارن می‌کنن، نیست این جوری؟!

امروز بیست اردیبهشته، وارد سومین مرحله عملیات سرنوشت‌ساز الا بیت المقدس که باعث آزادسازی خرمشهر شدیم، سی روز نبرد، سی‌شبانه روز نبرد بی‌امان، کسی خواب و خوراک نداره که منجر به این شد که پنج کیلومتر آزاد کردیم، نوزده هزار اسیر گرفتیم، خدا شهید صیاد رو رحمت کنه، گفت: «رفتیم خدمت امام، گفتیم که حضرت آقا، تا اینجا رسیریم، تموم شدیم، قول داده بودیم خرمشهر رو آزاد کنیم، نمی‌تونیم، موانع زیاد، پیچیدگی، کلافگی ... ما نیرومون هم تموم شده، نمی‌دونیم چیکار کنیم؟!

چی گفت حضرت امام؟

می‌گن که حضرت امام پا شدند، گفتند: «تا توکلتان چقدر باشد!».

اومدند بیرون، صیاد نقل می‌کنه که حضرت امام گفتند: «هر آنچه که لازمه تدبیر است رو انجام دهید، مابقی را به او واگذار کنید».

واسه همینه که بعد از این که زدی و خرمشهر آزاد شد، گفت: «خرمشهر را خدا آزاد کرد».

برای این که مثل این روزها نشه که اون سرداره بیاد تو تلویزیون تحلیل کنه بگه: «امداد غیبی کیلو چنده؟ ما از اون اول علمی می‌جنگیدیم».برای اینکه خو او هم یادش می‌ره، بیماری نسیانه، وقتی آلزایمر می‌گیره، خودش هم که تو معرکه بوده یادش می‌ره که امداد غیبی یعنی همونی که تو بریده بودی، تو که دستت رفت بالا.

امام گفت: «قصه نوزده هزار اسیر، مطلب عادی نبود که از پس شما انسان‌ها بر بیاد، یک قصه ماوراء الطبیعته، نوزده هزار اسیر گرفتی!».

اتفاقاً برای همین توهم بود که عملیات بعدی که رمضان بود، یابو ورمون داشت! وقتی گفتیم ما می‌گیم از اینجا بزنیم، از اینجا بزنیم، خدا گفت: بشین سر جات، به شما نیست، هر چه خدا خواست.

باید برسی به این که چیزی دست تو نیست، اون که خودش صاحب اصلی و معمار بزرگ این انقلاب بود، بهش گفتند: آقا! تو که پونزده خرداد 42 قرار بود انقلاب کنی، تموم کنی، چرا نتونستی جمع کنی این کار رو؟ اون موقع باید می‌زدی.

گفت: «آقا یه اشتباهی شد، پایین منبر دو مرتبه پرسیدند: «کجا اشتباه شد؟ چی شد؟».

گفت: «توی اون مقطع باورمون اومد که خلاء مرجعیته و ما می‌توانیم، خدا گفت که از همین جا که فکر می‌کنید کار به دست شماست، پونزده سال برو تو تبعید! پونزده سال خداوند ما رو تأدیب کرد و ادب، پونزده سال انقلاب عقب افتاد برای این یک جمله».

اومد بهشت زهرا که بگه: «مردم جماعت، همه چیز به ید قدرت اوست!».

وقتی هم که جنگ اتفاق افتاد،دویدند اومدند تو اتاق بگن آقا شروع شد! بمباران ... می‌گن می‌خواسته قامت ببنده برای نماز، گفتند: «آقا جنگ!».

بر حسب ظاهر چیکار باید بکنه؟ سریع ول کنه بیاد تو اتاق فرماندهی و اخبار رو جمع کنه و .. نماز چی؟ دشمن اومده!

می‌گه: «کلاغی آمده است، سنگی اندخته است، الله اکبر».

کلاغی آمده است، سنگی انداخته است، نگران نباشید، برای اینکه به این سکینه برسی، خیلی معلومه ما کار داریم آقا. او که روح‌الله بود با اون همه موانع و پیچیدگی! ما هم می‌خوایم چکار کنیم؟ حاجی راه حل چیه؟ حاجی تحلیل! حاجی.... منم مثل تو عزیزم.

راه صعب است و بدانید که خون می‌طلبد    پا پر آبله و دشت جنون می‌طلبد

هر کی خسته است بسم‌الله بمونه و تو مرغزار، بره پایین دامنه، راه بازه، هر کی می‌خواد بیاد بالا سنگلاخ، بدونه پرتگاه داره!

شب تاریک و ییم موج و گردابی چنین حائل     کجا دانند حال ما سبک بالان ساحل‌ها

انتشارات «مؤسسه رسول آفتاب» کتاب «من مدیر جلسه‌ام» را در 149 صفحه و با قیمت 4000 هزار تومان در 3 هزار نسخه منتشر و روانه بازار کتاب کرده است.

به نقل از:

http://www.598.ir/fa/news/97772/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%A8%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۱۶ساعت   توسط رضا  | 

Fast Motion فیلم سریع با سرعت بالا

Fast Motion

AKA: Skip Frame
A shot in which time appears to move more quickly than normal. The process is commonly achieved by either deleting select frames (called "skip frames") or by undercranking. See also motion artifact, freeze frame, frame rate, judder.

به نقل از:

http://www.imdb.com/glossary/F

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۱۵ساعت   توسط رضا  | 

رای سنای آمریکا به تحریم‌های جدید علیه ایران

سنای آمریکا با ۹۴ رأی موافق و بدون رأی مخالف به اعمال تحریم‌های جدیدی که بخش انرژی ایران را هدف قرار گرفته‌اند، رأی مثبت داد.
 
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری رویترز، سنای آمریکا با قاطعیت به اعمال تحریم‌های جدیدی که انجام معامله با بخش‌های انرژی، بنادر، کشتی‌رانی و کشتی‌سازی ایران را ممنوع می‌کنند رأی داد.

این اقدام جدیدترین تلاش آمریکا برای اعمال فشار اقتصادی بر ایران در راستای مانع‌تراشی در پیشرفت برنامه هسته‌ای این کشور است.

سناتورهای آمریکایی امروز با 94 رأی موافق و بدون رأی مخالف به اینکه تحریم‌های جدید بخشی از سیاست دفاعی سالانه آمریکا باشد، رأی مثبت دادند. پیش از اینکه این لایحه دفاعی به قانون تبدیل شده و به امضای باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا برسد، باید به مجلس «سنا» و «نمایندگان» رفته و در آنجا به تصویب برسد.

تحریم‌های آمریکا علیه ایران با ادعای نگرانی از وجود جنبه‌های نظامی در برنامه هسته‌ای ایران صورت گرفته‌اند.

ایران ضمن رد اتهامات می‌گوید، به عنوان یکی از امضاکنندگان پیمان منع گسترش سلاح‌های اتمی (ان‌پی‌تی) و عضوی از آژانس بین المللی انرژی اتمی، حق دستیابی به فناوری هسته‌ای را برای مقاصد صلح آمیز دارد.

علاوه بر این، بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی تاکنون بارها از تاسیسات هسته‌ای ایران بازدید کرده‌اند اما هرگز مدرکی که نشان دهد برنامه صلح آمیز انرژی هسته‌ای این کشور به سمت مقاصد نظامی انحراف داشته باشد، پیدا نکرده‌اند.

مقامات ایران به طور مکرر تحریم‌های غرب علیه جمهوری اسلامی که با هدف مانع‌تراشی بر سر راه پیشرفت برنامه هستهه‌ای ایران اعمال می‌شوند را بیهوده و غیرموثر توصیف کرده و گفته‌اند، چنین اقداماتی صرفا با هدف ایجاد فضای روانی صورت می‌گیرند.
به نقل از:
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۱/۰۹/۱۱ساعت   توسط رضا  | 

پرتاب کاوشگر در آینده نزدیک.دستاوردها در حوزه دریایی ، هوایی و موشکی را در ماه های آینده ارائه خواهی

وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با بیان اینکه پرتاب کاوشگر در آینده ای نه چندان دور صورت می گیرد گفت:دستاوردها در حوزه دریایی ، هوایی و موشکی را در ماه های آینده ارائه خواهیم کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از واحد مرکزی خبر، سردار سرتیپ احمد وحیدی در حاشیه همایش" بهبود و تعالی فرهنگ سازمانی ویژه خواهران شاغل در وزارت دفاع با رویکرد حجاب و عفاف" در جمع خبرنگاران در پاسخ به این سؤال که آیا همچنان پیگیر موضوع اس300 هستید، گفت: این موضوع توافقنامه ای بود که با دولت روسیه داشتیم اما هم اکنون مراحل ساخت مشابه آن را در داخل کشور برای اهداف دوربرد دنبال می کنیم.
سردار وحیدی همچنین با اشاره به پیروزی مقاومت فلسطین بر رژیم صهیونیستی گفت: این سومین پیروزی از این نوع بود و نشان دهنده این است که این رژیم دیگر قادر نیست در این جنگ ها به پیروزی برسد که این گوشه ای از بن بست های نظامی این رژیم است.
وزیر دفاع افزود: رژیم صهیونیستی بر اساس قدرت نظامی تلاش می کرد تا سلطه گری خود را توسعه دهد و به بن بست رسیدن نمایش های نظامی این رژیم نشان از به بن بست رسیدن رژیم صهیونیستی در همه ابعاد دارد.

تیغ تهاجم غرب، به سوی حجاب
وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح همچنین دراین همایش با بیان گوشه ای از ویژگی های زنان بزرگ قرآنی و تاریخ ساز افزود: زنان در اسلام در اوج عظمت و شکوه هستند و تاریخ سازند.
سردار سرتیپ وحیدی گفت: امروز لبه تیغ تهاجم غرب به سوی حجاب است و برخوردی که با حجاب خانم ها در غرب می شود، نشان دهنده عمق ترس آنها از نفوذ اسلام است.
وی افزود: عنصر فرهنگ در انقلاب و دفاع جایگاه مهمی دارد و ما نیز در وزارت دفاع در صددیم تا نقش بزرگ زنان را بازشناسی و بازتعریف کنیم و بیش از پیش از حجاب به عنوان سرمایه ای بزرگ بهره ببریم.

به نقل از:

http://dolat.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=0&Id=222497

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۱/۰۹/۱۱ساعت   توسط رضا  | 

خاتمی نامزد مجمع روحانیون در انتخابات ریاست جمهوری

یمی از اعضای مجمع روحانیون ماموریت یافته اند تا با کاندیداهای جبهه اصلاحات از جمله محمدرضا عارف، محمد شریعتمداری، مهر علیزاده، کواکبیان و اسحاق جهانگیری دیدار و مذاکره داشته و آنها را از کاندیداتوری منصرف نمایند. مجمع روحانیون بصورت چراغ خاموش تلاش می کند محمد خاتمی را به عنوان گزینه نهایی اصلاح طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی نماید.

*محمد خاتمی که به شدت نگران رد صلاحیت خود در انتخابات ریاست جمهوری است نسبت به انتشار عکس، خبر، سخنرانی ، یادداشت و تحلیل درباره شخص خود در رسانه ها اظهار رضایت کرده است. به اعتقاد خاتمی در صورتی که این روند ادامه پیدا کند رد صلاحیت وی برای نظام مشکل ساز می شود. خاتمی می خواهد بدون پرداخت هرگونه هزینه و عذرخواهی از مواضع خود در فتنه 88 به عرصه سیاسی بازگردد.

*محمد خاتمی کمیته های پنج گانه ای را در حوزه های سیاسی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و بین الملل راه اندازی کرده تا آخرین گزارش ها و تحلیل ها را دریافت نماید. از یونسی، ربیعی، موسوی لاری، نجفی و صادق خرازی به عنوان مسوولان این کمیته ها نام برده می شود.

به نقل از:

http://www.khabaronline.ir/detail/260793/politics/parties

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۱/۰۹/۱۱ساعت   توسط رضا  | 

راه‌کارهایی سریع و کم هزینه جهت یادگیری زبان‌

برای بسیاری از دانشجویان یافتن راه‌حلی سریع و کم هزینه جهت یادگیری زبان‌های مختلف آن هم به صورت رایگان و از سوی دانشگاه‌های معتبر خبر خوبی خواهد بود.

به گزارش سرویس «دانشگاهی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در فهرست زیر که از پایگاه خبری "گاردین" منتشر شده تعدادی از این دانشگاه‌ها معرفی شده اند.

در این راستا مرکز زبان دانشگاه نیوکاسل انگلیس 40 دستگاه رایانه مجهز به نرم‌افزارهای آموزش زبان و 24 کانال ماهواره‌ای به 17 زبان و همچنین آرشیوی از 800 فیلم به زبان خارجی دارد. راه‌حل دیگر استفاده از وب‌سایت‌های آموزش آنلاین است.

به عنوان مثال بخش آموزش زبان پایگاه اینترنتی «بی بی سی» گزینه خوبی برای آغاز کار است. همین طور می‌توانید با مراجعه به وب‌ سایت‌هایی نظیر Effective language learning و Elanguage school به منابع عظیمی از ویدئوها و دروس رایگان آموزش زبان دسترسی پیدا کنید. بسیاری از زبان آموزان همچنین وارد سایت‌های آنلاین شده و می‌توانند با افرادی که به زبان مادری سخن می‌گویند صحبت کنند.

و اما دانشگاه‌هایی که دروس آنلاین و رایگان زبان ارائه می‌دهند عبارتند از:

1- دانشگاه آستون که 7 زبان را در رده‌های مختلف آموزش می‌دهد، 2-دانشگاه برونل که کلاس‌های آن هفته‌ای دو ساعت است و برای اعضا و فارغ‌التحصیلان تخفیف قائل می‌شود، 3-دانشگاه شهر لندن که به آموزش رایگان زبان‌های آلمانی، فرانسه و اسپانیایی می‌پردازد 4 -دانشگاه اسکس که دانشجویان می‌توانند به صورت پاره‌ وقت و آنلاین در این دانشگاه زبان بیاموزند.

از سایر دانشگاه‌ها نیز در این زمینه می‌توان به دانشگاه آکسفورد بروکس، دانشگاه ساندرلند، دانشگاه ادینبورگ و دانشگاه پورت موث اشاره کرد.

به نقل از:

http://isna.ir/fa/news/91091004585/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-%D9%88-%DA%A9%D9%85-%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۱/۰۹/۱۱ساعت   توسط رضا  | 

نحوه کار کارت صداي Onboard

اشاره :
امروزه تمامي‌ مادربوردها اعم از مادربورد‌هاي رده پايين و مادربوردهاي رده بالاي داراي کارت صداي Onboard هستند. هر چند در برخي مادربورد‌هاي رده بالا شاهد بکارگيري کارت‌هاي جداگانه صدا هستيم اما بطور کلي مي‌توان گفت اين قضيه بسيار محدود است و تقريبا کارت‌هاي صداي آنبورد از گسترش بيشتري برخوردار است.


مقدمه
در اين مقاله قصد داريم نگاهي کوتاه بر کارت‌هاي صداي آنبورد داشته و همچنين انواع چيپ‌هاي صدا را بر روي مادربورد بررسي کنيم.
در بخش اول اين مقاله به معرفي نحوه کار کارت صداي آنبورد پرداخته و در بخش پاياني انواع پرکاربرد چيپ‌هاي صدا را معرفي و بررسي خواهيم کرد.

در مورد کارت صداي آنبورد بيشتر بدانيم
همانطور که اشاره کرديم برخي مادربورد‌هاي رده بالا داراي کارت صداي آنبورد نيستند. در اينگونه مادربورد‌ها کارت صدا را بصورت مجزا ارايه شده که معمولا بر روي اسلات PCI Express x1 قرار گرفته و يا توسط کانکتوري اختصاصي به مادربورد متصل مي‌شود. اين کارت مجزا تنها به اين قصد استفاده مي‌شود که معمولا مادربورد‌هاي رده بالا تعداد زيادي کانکتور در بخش پشتي خود در اختيار دارند و تقريبا جايي براي استفاده از کانکتور‌هاي صدا باقي نمي‌ماند. اين مشکل توسط همين کارت‌هاي صداي مجزا برطرف شده و شما مي‌تونيد خروجي صدا را بر روي شکاف مربوطه به يکي از اسلات‌هاي توسعه خود در اختيار داشته باشيد.

ديجيتال يا آنالوگ
صدا را مي‌توانيد در دو فرمت متفاوت بر روي خروجي داشته باشيد: ديجيتال و آنالوگ.
درست است که کامپيوتر‌ها، دستگاه‌هايي ديجيتال هستند و بنابراين صدايي که توليد مي‌کنند از نوع ديجيتال خواهد بود اما مشکل اينجاست که در دنياي واقعي, صدا يک مفهوم آنالوگ است. در واقع شما نمي‌توانيد بلندگوي خود را با سيگنال‌هاي ديجيتال تغذيه کنيد. بر روي مادربورد، چيپي با نام Codec وجود دارد که وظيفه تبديل سيگنال‌هاي صداي ديجيتال به آنالوگ و بر عکس را بر عهده دارد. اين چيپ وظيفه بسيار مهمي‌ دارد به همين دليل در ادامه بيشتر به آن خواهيم پرداخت.

سوتيتر :
بلندگو‌هايي که با نام " بلندگو‌هاي ديجيتال " شناخته مي‌شوند در حقيقت يک مبدل ديجيتال به آنالوگ در درون خود دارند و صداي ديجيتال ورودي را به آنالوگ تبديل مي‌کنند.
پروسه تبديل صداي ديجيتال به آنالوگ (به عنوان مثال ارسال صدا از کامپيوتر به بلندگو و پخش آن) با نام
 " تبديل ديجيتال به آنالوگ" و اصطلاحا DAC و پروسه تبديل صداي آنالوگ به ديجيتال (به عنوان مثال ارسال صدا از طريق ميکروفن به کامپيوتر ) با نام "تبديل آنالوگ به ديجيتال" و اصطلاحا ADC ناميده مي‌شود.

بر روي تمامي ‌کارت‌هاي صدا (اعم از کارت‌هاي مستقل و آنبورد) دو نوع کانکتور خروجي صدا مشاهده مي‌شود:
خروجي آنالوگ که اجازه مي‌دهد مستقيما آن را به بلندگوي خود متصل کنيد.
خروجي ديجيتال (با نام ديگر SPDIF) که در دو حالت Coaxial و Optical ديده مي‌شود. اين کانکتور را مي‌توان مستقيما به بلندگوهاي ديجيتال و يا دستگاه‌هاي سينمايي خانگي متصل کرد.

همانطور که قبلا نيز اشاره کرديم اينگونه دستگاه‌ها در درون خود يک مبدل ديجيتال به آنالوگ در اختيار دارند و پس از انجام اين تبديل, صدا را به بلندگو منتقل مي‌کنند.
خروجي‌هاي ديجيتال داراي چند برتري مهم در مقايسه با خروجي‌هاي آنالوگ هستند. مهمترين برتري آنها اين است که Codec بکار رفته در بلندگوهاي ديجيتال و يا سيستم‌هاي سينماي خانگي از کيفيت بالاتري نسبت به چيپ بکار رفته بر روي مادربورد برخوردار است.
مورد ديگر وجود برخي قابليت‌ها چون ويژگي Dolby Pro Logic است که در بلندگوهاي ديجيتال و سيستم‌هاي سينماي خانگي مشاهده مي‌شود. استفاده از اين ويژگي بر روي بلندگوهاي آنالوگ زماني امکان پذير است که نرم‌افزار مورد استفاده براي صدا چنين قابليتي را ارايه دهد. در نهايت در خروجي‌هاي ديجيتال تنها يک کانکتور براي اتصال وجود دارد اما در خروجي‌هاي آنبورد براي هر جفت بلندگو يک کابل احتياج خواهيد داشت. براي مثال در کارت صداي 5.1 (6 کاناله) به سه کابل احتياج خواهيد داشت.
تنها ضعف صداي ديجيتال را مي‌توان هزينه بالاتر آن در مقايسه با صداي آنالوگ دانست. به عنوان مثال استفاده از يک سيستم سينماي خانگي و يا بلندگوهاي ديجيتال در مقايسه با يک بلندگوي آنالوگ هزينه بسيار بالاتري را تحميل خواهد کرد.


شکل 1: در اين شکل خروجي‌هاي صدا بر روي مادربورد را مشاهده مي‌کنيد

در بخش خروجي صداي ديجيتال, کانکتور Coaxial را در بالا و کانکتور Optical را در پايين ملاحظه مي‌کنيد.
تعداد کانکتور‌هاي خروجي آنالوگ به تعداد کانال صداي پشتيباني شده توسط مادربورد بستگي خواهد داشت. به عبارت ديگر کانال در اين مبحث به معناي خروجي براي بلندگوهاي مستقل است.
نکته ديگر اين است که کارت صداي 7.1 با کارت صداي 8 کانال مترادف است. در واقع دو نوع بيان براي يک مفهوم واحد است. در بهترين حالت تعداد 6 خروجي آنالوگ وجود خواهد داشت که نشان دهنده کارت صداي 7.1 ( 8 کاناله ) مي‌باشد.

نحوه بکارگيري صداي آنبورد
بطور کلي مي‌توان گفت دو راهکار اصلي به منظور مجتمع سازي صدا بر روي مادربورد وجود دارد.
اولين راهکار اين است که از پردازنده به منظور پردازش صدا تحت روشي با نام HSP استفاده شود. در اين روش پل‌جنوبي به عنوان واسط ارتباطي با دنياي خارج فعاليت خواهد کرد.
در روش ديگر (که امروزه در تعدادي محدود از مادربورد‌هاي رده بالا ديده مي‌شود) استفاده از يک کنترلر اختصاصي به منظور کنترل و پردازش صدا خواهد بود. بنابراين در اين روش پردازنده سيستم، درگير فعاليت پردازش صدا نخواهد شد.
اما نکته اساسي اينجاست که در هر يک از دو حالت فوق، نه پل‌جنوبي و نه کنترلر اختصاصي، توانايي سروکار داشتن با صداي آنالوگ را نخواهند داشت. اينجاست که نياز به يک چيپ ديگر با نام Codec احساس مي‌شود.
اين چيپ به عنوان واسطي بين پل‌جنوبي يا کنترلر اختصاصي و خروجي‌هاي آنالوگ فعاليت خواهد کرد.
در شکل‌هاي 2 و 3 دو چيپ از دو شرکت پر طرفدار توليد کننده Codec يعني
Realtek و Analog Devices را مشاهده مي‌کنيد.


شکل 2 : کارت صداي Realtek


شکل 3 : کارت صداي ADI

معرفي دو توليد کننده Codec
همانطور که اشاره شد, Audio Codec چيپ کوچکي است که جهت توليد صداي آنالوگ بر روي مادربورد قرار گرفته است. آگاهي از مشخصات اين چيپ و انواع آن و نيز توليد کنندگان مختلف آنها مي‌تواند به شما در مقايسه کيفيت صداي مادربوردهاي مختلف کمک قابل توجهي نمايد. در اين قسمت قصد داريم توليد کنندگان مختلف Audio Codec به همراه انواع محصولات آنها را معرفي نماييم.

Analog Devices
شرکت Analog Deviced که معمولا با نام ADI يا SoundMax نيز شناخته مي‌شود يکي از توليد کنندگان Audio Codec محسوب مي‌شود. چيپ‌هاي اين شرکت معمولا با حروف AD شروع مي‌شوند. در جدول مربوط به محصولات اين شرکت را ملاحظه مي کنيد:


شکل 4

Realtek
شرکت Realtek از ديگر توليد کنندگان نام آشناي Audio Codec است که حتما نام آن را شنيده‌ايد. اين شرکت يکي از پرطرقدارترين توليد کنندگان چيپ‌هاي Audio Codec است که محصولات آن را در مادربوردهايي با رده هاي متفاوت مشاهده کرده‌ايد. نامگذاري انواع مدل‌هايي که توسط اين شرکت توليد مي‌شوند با حروف ALC آغاز مي‌شود. لازم به ذکر است Codecهاي قديمي‌تر ساخته شده توسط اين شرکت با برند Avance Logic ارايه شده بودند. در اين چيپ‌هاي قديمي نيز نامگذاري مدل با حروف ALC اغاز مي شده است. در ادامه جدول محصولات توليدي آن را مشاهده مي کنيد:


شکل 5

دو مورد اشاره شده در بالا از معروف‌ترين و پرکاربردترين سازندگاني هستند که محصولات متنوع آنها را بر روي مادربورد‌هاي مختلف مشاهده مي‌کنيد. علاوه بر دو توليد کننده فوق, سازندگان ديگري نيز چون  C-Media, VIA و ... نيز وجود دارند که تنوع محصولات آنها بر روي مادربورد از گستره کمتري برخوردار است.


به نقل از:
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۹ساعت   توسط رضا  | 

ضبط صدا از کامپیوتر در ویندوز 7

سوال: من soundforge ورژن 10 رو نصب کردم و کار هم میده،

حالا موقعی که میخوام با قسمت recording از اسپیکرها صدای خروجی رو ضبط کنم
اصلا اینکارو نمیکنه، گزینه هایی که برای سورس ضبط داره فقط میکروفون هست، در صورتی که
توی ایکس-پی یه گزینه داشت که کارت صدا بود و با انتخاب اون میشد مثلا موزیک یه فیلم رو که داشت
رو سیستم پخش میشد ضبط کرد.

همین مشکل رو با خود sound recorder ویندوز هم دارم، مستقیما از میکروفون ضبط میکنه،
فیش میکروفون رو هم که در میارم error میده که no device found for recording!

توی control panel قسمت sound هم رفتم و show disabled devices و show disconnected devices
رو هم فعال کردم ولی بازم نمیتونم از اسپیکرها ضبط کنم،

کسی میدونه مشکل از چیه؟

پاسخ: 

روی آیکون اسپیکر گوشه ی تصویر کلیک راست کن و روی recording devices کلیک کن. بعدش از توی پنجره ی باز شده، روی stereo mix کلیک چپ کن و روی دکمه ی set default کلیک کن. اگه stereo mix رو نمیبینی، روی یه قسمت سفید از توی همون پنجره که باز شده (یا روی یکی از device ها، فرقی نمیکنه) کلیک راست بزن و show disabled devices رو تیک دار کن. بعدش stereo mix ظاهر میشه. حالا روش کلیک راست کن و enable ش کن و default ش کن.
(اگه دیدی باز هم stereo mix ظاهر نشد، احتمالا داری از درایوری که خود ویندوز برای صدات نصب کرده استفاده میکنی. درایور خود کارت صدات رو از توی سی دیش نصب کن)  

منبع: http://forum.p30world.com/showthread.php?t=404139

به نقل از:

http://www.vu.blogsky.com/1390/08/08/post-25/


ضبط صدا از ويندوز

 

 

ضبط صدا از ويندوز

 

گاهي پيش آمده كه تمايل داشته باشيد همه چيز كامپيوتر خود، حتي صدايي را كه از اسپيكر پخش مي‌شود ضبط كنيد؟ با فعال‌سازي StereoMix مي‌توان اين عمل را انجام داد.


بيشتر كارت‌هاي صداي امروزي مي‌توانند هر چه را كه از آنها خارج مي‌شوند ضبط كنند. تنها مشكل اين است كه كانال ضبط آن را پيدا كنيم. در ويندوز خود روي آيكون صدا كليك راست كرده و گزينه Recording Devices را انتخاب كنيد.

در پنجره باز شده كليك راست كرده و گزينه View Disabled Devices و Disconnected Devices را انتخاب كنيد. بعد از اين‌كار متوجه خواهيد شد كه گزينه Stereo Mix فعال مي‌شود. روي Stereo Mix كليك راست كرده و Enable را انتخاب كنيد.

گاهي اوقات ممكن است تراشه كارت صدا با اين عمل فعال نشود و قابليت ضبط صدا كماكان وجود نداشته باشد. هر چند اين اتفاق بيشتر در كامپيوترهاي قديمي رخ مي‌دهد، كاربران ويندوز 7 كه اين مشكل را دارند، مي‌توانند با نصب درايور قديمي‌تر كارت صداي خود، اين امكان را فعال كنند.

براي استفاده از اين ويژگي، بعد از فعال‌سازي Stereo Mix مي‌توان برنامه ضبط دلخواه را باز كرد و اين كانال را به‌جاي ميكروفن انتخاب كرد. اگر چنين گزينه‌اي وجود نداشته باشد، در اين صورت برنامه ضبط صدا قابليت تغيير دستگاه ضبط‌كننده را نمي‌دهد و بايد ميكروفن را غيرفعال كرده يا از كامپيوتر جدا كنيد تا دستگاه ضبط پيش‌فرض (استريو ميكس) براي آن برنامه فعال شود. اگر اين اقدام باز هم جوابگو نبود، مي‌توان استريو ميكس را به‌عنوان دستگاه ضبط پيش‌فرض ويندوز معرفي كرد. از اين قابليت مي‌توان زماني استفاده كرد كه مي‌خواهيد برنامه آموزشي ضبط كنيد يا از برنامه‌هاي مستقيمي كه امكان دانلود ندارند، خروجي فايلي بگيريد. در صورتي كه به‌دنبال يك برنامه ضبط‌كننده خوب و رايگان مي‌گرديد، برنامه Audacity رايگان و با قابليت‌هاي فراوان است.

به نقل از:

http://www.beytoote.com/computer/tarfand-c/sound-recording-windows.html

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۹ساعت   توسط رضا  | 

فرمانده نیروی انتظامی - احمدی مقدم - : ضرب و شتم منجر به مرگ در پرونده «ستار بهشتی» مردود است

فرمانده نیروی انتظامی با بیان اینکه بدرفتاری، ضرب و شتم منجر به مرگ در پرونده «ستار بهشتی» مردود است گفت: بازداشتگاه یا «تحت‌نظرگاه» رباط‌کریم، بازداشتگاه مصوب نبوده که این مسئله قابل رسیدگی است.

به گزارش ایسنا، سردار اسماعیل احمدی‌مقدم عصر امروز در حاشیه نخستین جشنواره «قاب امن» در مورد آخرین وضعیت رسیدگی به پرونده مرگ «ستار بهشتی» و صحبت‌های نماینده ویژه مجلس در رسیدگی به این پرونده، گفت: دستگاه قضایی در حال رسیدگی به این موضوع است و تحقیقات ادامه دارد، اما داده‌های اولیه و همچنین نکته‌ای که در صحبت‌های نماینده مجلس بود، این است که بازداشتگاه یا «تحت‌نظرگاه» رباط‌کریم، بازداشتگاه مصوب نبوده که این مسئله قابل رسیدگی است.

وی با بیان اینکه یکی دیگر از نکته‌های صحبت نماینده این است که چرا در روز تعطیل از زندان اوین تحویل گرفته شده است، گفت: تحویل گرفتن نامبرده از زندان اوین و این که چرا سه روز هیچ تحقیقی انجام نشده است، نوعی قصور و کوتاهی است.

احمدی‌مقدم با بیان اینکه تحقیقات و بررسی‌ها نشان داده که «پارگی» و «مسمومیت» علت مرگ این فرد نبوده است، گفت: مهمترین سناریویی که پزشکی قانونی اعلام کرده است، شوک روحی و روانی است که البته این فرد در زندان اوین یک روز به بهداری رفته و برایش داروی آرام‌بخش تجویز کردند و زمانی که تحویل پلیس فتا شده، به دلیل عدم‌همراهی نسخه و تعطیلی روز، اجازه مصرف به او ندادند و شاید بزرگترین قصور این باشد.

فرمانده ناجا با بیان اینکه این فرد را در یک دفتر اداری نگهداری کردند نه در بازداشتگاه، گفت: اینها به عنوان قصور مشخص است، اما این که این رفتار منجر به مرگ شده است، تا این لحظه اثبات نشده است و ما پیگیر هستیم.

احمدی‌مقدم افزود: ماموران دستگیرشده با قرار قضایی تحت نظر هستند.

وی با بیان اینکه به عنوان یک فرد مطلع این فرضیه بدرفتاری و ضرب و شتم منجر به مرگ شده است را مردود می‌دانم، گفت: ما در دو سال اخیر اقدامات گسترده‌ای در راستای تحقق حقوق شهروندی و استانداردسازی رفتار پلیس داشته‌ایم و در 1.5 سال اخیر اقدامات گسترده‌ای در راستای بازسازی و نوسازی بازداشتگاه‌ها و محل‌های نگهداری داشته‌ایم و برخی از مکان‌ها که از نظر نور و اصلاح ساختمانی غیرقابل اصلاح بوده‌اند، نیز دستور بر تعطیلی داده‌ایم.

احمدی‌مقدم درباره مطرح کردن استعفای فرماندهی رییس پلیس فتا توسط نماینده ویژه مجلس به ایسنا گفت: رییس پلیس فتای ناجا مسئول پرونده نبوده و در جریان نوع رسیدگی نیز نبوده است، اما در مورد فتای تهران، اگر قصوری نسبت به رییس آن مشخص شود، خود ناجا اقدام به چنین کاری می‌کند، اما اجازه دهید قصور اثبات شود و ببینیم این قصور متوجه چه فردی است.

به گزارش ایسنا، فرمانده ناجا در نخستین جشنواره «قاب امن» با بیان اینکه امنیت یک موضوع نسبی است، گفت: انسان‌ها نقش مهمی در افزایش و کاهش امنیت ایفا می‌کنند و امنیت مطلق هیچ کجا یافت نمی‌شود.

وی با بیان اینکه امنیت یک موضوع بسیار حیاتی است، گفت: نیاز به امنیت مقدم بر نیازهای فیزیولوژیک است و طبیعتا امنیتی موثر است که مردمی و ریشه در خواست مردم داشته باشد.

فرمانده ناجا با اشاره به بحث امر به معروف و نهی از منکر، گفت: از بس در جامعه از امر به معروف و نهی از منکر صحبت شده است، در مردم زدگی ایجاد شده است.

احمدی‌مقدم با بیان اینکه نهی ازمنکر در روش‌های به روز و اثرگذار باید عملی شود، گفت: برخی فکر می‌کنند که همانند عربستان باید افرادی که نهی از منکر هستند، با شال قرمز و چوب به نهی از منکر بپردازند که این برداشت غلطی است.

نهایت امر به معروف، هدایت است
ما با کاریکاتوریست‌ها بد نیستیم

فرمانده ناجا با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری، گفت: بر اساس فرمایشات ایشان، امر به معروف نباید موجب تنفر افراد شود، بلکه باید اثرگذار و موجب کشش مردم شود.

وی با بیان اینکه نهایت امر به معروف، هدایت است، گفت: اگر فردی با امر به معروف هدایت نشد و موجب آزار و اذیت مردم شد، قانون باید با وی برخورد کند و برخورد قانونی آخرین راه است.

احمدی‌مقدم با بیان اینکه ورود هنرمندان به این عرصه مهم می‌تواند اثرگذار باشد، گفت: هنرمندان جزء گروه‌های مرجع و اثرگذار هستند که می‌توانند تاثیر خوبی داشته باشند.

وی با اشاره به سخنان یکی از کاریکاتوریست‌های تقدیرشده در این جشنواره که به احمدی‌مقدم عنوان کرده بود که "با کاریکاتوریست‌ها بد نباشید"، گفت: ما با کاریکاتوریست‌ها بد نیستیم، چرا که ظاهر کاریکاتور خنده‌دار، اما باطن تلخی دارد و چه اشکالی دارد اگر در جهت بازدارندگی از روش‌های غلط یا عادت کردن به روش‌های ناکارآمد باشد.

فرمانده ناجا با بیان اینکه پلیس پیشگیری از وقوع جرم جلوگیری می‌کند، گفت: اما واقعیت این است که دنبال حرف تازه‌ای هستیم و پیشگیری فرهنگی و اجتماعی مقدم بر انتظامی است.

احمدی‌مقدم با بیان اینکه هنر هنرمندان و بازخورد آثار آنان از پلیس، نمایانگر نگاه مردم به پلیس است، گفت: باید حرف‌هایمان باورپذیر باشد و بفهمیم مردم پس از شنیدن صحبت‌های ما چه باوری از حرف‌هایمان دارند.

وی با بیان اینکه کارهای رسانه‌ای و هنری اثرگذار هستند، گفت: آثار هنری ماموران ما را بر اصلاح رفتار ترغیب می‌کنند و اگر می‌خواهیم امر به معروف و نهی از منکر کنیم، باید اول خودمان را اصلاح کنیم.
به نقل از:
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۸ساعت   توسط رضا  | 

نظر علی مطهری نماینده ی تهران: این حکم حکومتی، رئیس‌جمهور را از نظارت‌های بعدی مصون نمی‌کند

در واقع سخنان رهبری حکم حکومتی بود. با توجه به اینکه ایشان در سخنانشان فرمودند که نمایندگان متوقف کنند، خود به خود حکم حکومتی تلقی می‌شود و سؤال از رئیس‌جمهور منتفی می‌شود. بعضی وقت‌ها ایشان به عهده نماینده‌ها می‌گذارند و می‌فرمایند نظر من این است، ولی بعضی وقت‌ها مانند الان بسیار صریح گفتند که تا اینجا خوب است سؤال متوقف شود.
سرانجام سرنوشت سئوال از رئیس‌جمهور با بیانات صریح رهبر انقلاب در جمع بسیجیان مشخص شد و نمایندگان امضا کننده، در بیانیه ای با اعلام پیروی از مقام معظم رهبری، از پرسش از رئیس‌جمهور انصراف دادند.

علی مطهری یکی از طراحان سؤال از رئیس جمهور امروز در گفت‌وگو با «تابناک» درباره پس گرفتن سؤال از رئیس جمهور گفت:این حکم حکومتی، رئیس‌جمهور را در برابر اشتباهات احتمالی بعدی مصون نخواهد گذاشت.

وی در ادامه گفت: سرانجام سؤال با توجه به سخنان رهبری، خود به خود منتفی است. در واقع سخنان ایشان، حکم حکومتی بود. با توجه به اینکه ایشان در سخنانشان فرمودند که نمایندگان متوقف کنند، خود به خود حکم حکومتی تلقی و سؤال از رئیس‌جمهور منتفی می‌شود. بعضی وقت‌ها، ایشان به عهده نماینده‌ها می‌گذارند و می‌فرمایند نظر من این است، ولی بعضی وقت‌ها مانند الان بسیار صریح گفتند که تا اینجا خوب است؛ ضمن تشکر از هر دو جناح که هم به وظیفه خود در خصوص سؤال پرسیدند و هم پاسخگو بودند، می‌فرمایند که سؤال متوقف شود.

وی درباره اینکه با توجه به این شرایط مجلس، چه راهکاری برای پاسخگو کردن رئیس‌جمهور هست و یا اینکه تا پایان دوره ایشان چه باید کرد، گفت: نمی‌دانم، باید منتظر ماند تا این چند ماه بگذرد.

علی مطهری در خصوص اینکه آیا این حکم حکومتی، رئیس‌جمهور را از دیگر ابزار حکومتی مجلس هم در امان می‌دارد یا خیر و این که اگر در آینده کارهایی کند که مشمول سؤال یا استیضاح شود، گفت: اکنون می‌توان به تذکر بسنده و رئیس‌جمهور را با تذکر کتبی و شفاهی کنترل کرد.

مطهری درباره اینکه این حکم حکومتی را در خصوص این سؤال از رئیس‌جمهور صادق می‌داند، یا این که این حکم رئیس‌جمهور را از دیگر مسائل در ماه‌های آتی در امان می‌دارد، گفت: نه این حکم قطعا برای این سؤال صادق هست و نمی‌توان آن را به همه امور تسری داد، ولی برای دیگر امور، قطعا روال معمول خودش جاری هست.

وی در پایان گفت : امضاهای نمایندگان پای سؤال از رئیس‌جمهور، پس گرفته نمی‌شود،‌ ولی چون ایشان حکم کردند، ما تابع هستیم و سؤال منتفی می‌شود.

به نقل از:

http://www.tabnak.ir/fa/news/286686/این-حکم-حکومتی-رئیس‌جمهور-را-از-نظارت‌های-بعدی-مصون-نمی‌کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۲ساعت   توسط رضا  | 

ملاقات هاشمي رفسنجاني با "مهدي" و "فائزه" در زندان اوين

سيد محمود عليزاده طباطبايي در گفتگو با خبرنگار حقوقي قضايي باشگاه خبرنگاران، در مورد ديدار اخير دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با دو فرزندش، اظهار داشت: هاشمي رفسنجاني عصر روز گذشته سه شنبه(30آبان ماه) در زندان اوين با فرزندانش مهدي و فائزه ملاقات كرد.

وكيل مهدي هاشمي ادامه داد: اين ملاقات طي دو ساعت صورت گرفت و سوم آذرماه نيز بازداشت موقت دو ماهه مهدي به پايان مي‌رسد.

طباطبايي خاطرنشان كرد: از اين پس دادگاه در مورد ادامه بازداشت مهدي هاشمي تصميم گيري خواهد كرد.

به نقل از:

http://www.yjc.ir/fa/news/4170109/ملاقات-هاشمي-رفسنجاني-با-مهدي-و-فائزه-در-زندان-اوين

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۲ساعت   توسط رضا  | 

ماجرای لغو سئوال از رییس جمهور به خواست رهبری

۱۳۹۱/۰۹/۰۱

بيانات در ديدار جمعى از بسيجيان و فعالان طرح شجره‌ى طيبه‌ى «صالحين»

ششم محرم الحرام ۱۴۳۴

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌
خدا را سپاسگزاريم كه يك نمونه‌اى از آنچه كه در ماجراى بزرگ عاشورا ديده شد، نقل شد براى ما، در دوران ما به وجود آمد؛ مردان و زنان و جوانانى كه به هدف انديشيدند، از جان، از مال، از تعلقات زندگى چشم پوشيدند؛ اين را ما در دوران دفاع مقدس به چشم ديديم و امروز ادامه‌ى آن و بركات آن را داريم مشاهده ميكنيم. تقارن اين ايام با حادثه‌ى عظيم عاشورا درس‌آموز است. هيچ وقت نبايد امت اسلامى و جامعه‌ى اسلامى ماجراى عاشورا را به عنوان يك درس، به عنوان يك عبرت، به عنوان يك پرچم هدايت از نظر دور بدارد. قطعاً اسلام، زنده‌ى به عاشورا و به حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) است. همان طور كه فرمود: «و انا من حسين»؛(1) بنا بر اين معنا، يعنى دين من، ادامه‌ى راه من، به وسيله‌ى حسين (عليه‌السّلام) است. اگر حادثه‌ى عاشورا نبود، اگر اين فداكارى عظيم در تاريخ اسلام پيش نمى‌آمد، اين تجربه، اين درس عملى، به امت اسلامى داده نميشد و يقيناً اسلام دچار انحرافى ميشد از قبيل آنچه كه اديان قبل از اسلام دچار آن شدند و چيزى از حقيقت اسلام، از نورانيت اسلام باقى نميماند. عظمت عاشورا به اين است. البته مصيبت در عاشورا سنگين است، خسارت بزرگ است، جان كسى مثل حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) به همه‌ى آسمان و زمين مى‌ارزد، جانهاى پاك و طيب و طاهر آن اصحاب، آن جوانان، آن اهل‌بيت، قابل مقايسه‌ى با جان هيچ كسْ ديگر نيست؛ اينها در اين ميدان به خاك و خون غلتيدند، فداكارى كردند، فدا شدند، حرم معزز پيغمبر و اميرالمؤمنين به اسارت افتادند؛ اين حوادث خيلى سنگين است، خيلى تلخ است، خيلى سخت است، اما آنچه كه بر تحمل اين حوادث تلخ و سخت مترتب شد، آنچنان  بزرگ است، آنچنان باعظمت و ماندگار است كه تحمل اين حوادث سخت را بر كسى مثل حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) و ياران او و خانواده‌ى او آسان ميكند. اين را بزرگان نقل كرده‌اند، مرحوم حاج ميرزا جواد آقاى ملكى (رضوان الله عليه) در مراقبات - كه حرف ايشان سند است، حجت است - تأكيد ميكنند كه در روز عاشورا هرچه مصيبتها سنگين‌تر ميشد، چهره‌ى حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) برافروخته‌تر، آثار شكفتگى در آن بزرگوار بيشتر آشكار ميشد. اين حقايق پرمغز، پر راز و رمز، اينها بايد دائماً در مقابل چشم ما باشد.
 خب، در زمان ما نمونه‌هائى از اين فداكارى‌ها ديده شد، آنچه در تاريخ خوانده بوديم، بخشهائى از آن را، نمونه‌هائى از آن را، كه يكى از مهمترين و برجسته‌ترين مظاهرِ آن هم همين شجره‌ى طيبه‌ى بسيج است، هم قبل از شروع جنگ تحميلى، هم در جريان دفاع مقدس - اين تجربه‌ى بسيار دشوار و سخت براى كشور - و هم بعد از دفاع مقدس تا امروز، در مقابل چشم ديديم؛ مسئله‌ى بسيج، تجربه‌ى بسيج، داراى بركات بسيار بزرگى بوده است و ان‌شاءالله اين بركات بايد ادامه پيدا كند و ادامه پيدا خواهد كرد.
 يك نكته اين است كه در دوران دفاع مقدس، آنچه كه در حركت بسيج ديده ميشد، در عيار خلوص، داراى عيار بالائى بود، كه اين را بايد امروز هم ما تأمين كنيم در حركت بسيج. ميدانِ امروز، ميدان پيچيده‌ترى است. رفتن در عرصه‌ى جنگ و قتال و مبارزه كردن و مسئوليت به عهده گرفتن، بعد هم به شهادت رسيدن يا جانباز شدن، يا به سلامت برگشتن، حضور در آن ميدانْ كار خطرناكى است، اما پيچيدگى ندارد. حضور در ميدانِ امروز در مقابله‌ى با توطئه‌ى دشمن، حمله‌ى دشمن، و صف‌آرائى اين دو صف و دو جبهه‌ى برجسته پيچيدگى‌هائى دارد؛ ممكن است آن خطرات نقدِ آن روز، امروز نباشد، لكن پيچيدگى‌هاى بيشترى دارد. امتياز آن صحنه اين بود كه كسى كه ميرفت، خلوص واضحى از خود نشان ميداد. ورود در آن ميدان، ورود در ميدان مرگ و زندگى بود؛ شوخى نبود: هم شهامت لازم داشت، هم فداكارى لازم داشت، هم ايمان لازم داشت، هم توكل به خدا لازم داشت، و ميرفتند شهيد ميشدند. امروز در ميدانهاى مختلف، همان ايمان، همان شهامت لازم است، اما بدون اين عناصر هم ممكن است كسانى در كسوت بسيجى ظاهر بشوند؛ اين را بايست مراقبت بكنيد. از خودمان مراقبت كنيم در درجه‌ى اول و از محيط بسيج مراقبت بكنيم در درجه‌ى بعد؛ اين كارِ يكايك آحاد بسيج است. عيار روحيه‌ى بسيجى در مجموعه‌ى بسيج، از جمله در اين مجموعه‌هاى «صالحين»، كه شما تصدى آنها را بر عهده گرفته‌ايد و آنها را مديريت ميكنيد، بايد بالا برود؛ خلوص را بايد تضمين كنيم و در مجموعه‌ى كارها تضمين كنيد. اين يك قدرى سخت است. يك علت اينكه جهاد در ميدان مقابله‌ى با نفس و مسائل معنوى، «اكبر» ناميده شده است، همين سخت‌تر بودن كار است. در جنگ با دشمن - جنگ نظامى - انسان راحت ميتواند آن ميزان خلوص خود را و ميزان خلوص ديگران را اندازه‌گيرى بكند؛ راحت‌تر ميشود اندازه‌گيرى كرد، اينجا نه؛ اينجا، هم خود انسان دچار اشتباه ميشود، هم ديگران در شناخت انسان دچار اشتباه ميشوند.
 يك نكته‌ى ديگر اين است كه از آفتها نسبت به خودمان پرهيز كنيم. آفتِ غرور، آفتِ تظاهر و رياكارى؛ اين آفات، آفات مهلكى است. اگر چنانچه موفقيتى به دست مى‌آوريم، خدا را شاكر باشيم، از خدا بدانيم، براى ادامه‌ى آن از خدا كمك بخواهيم؛ اين هم يك مسئله‌ى اساسى است كه دچار غرور نشويم، دچار اعتماد به نفس زيادى نشويم، از خودمان ندانيم، توكل به خداى متعال بكنيم. حقيقت قضيه هم همين است؛ حول و قوه‌اى جز آنچه كه در اختيار خالق ذوالجلال است، وجود ندارد؛ كار اوست؛ توفيق ما، انتخاب ما، توانائى‌هاى ما، شوق ما، ايمان و عشقى كه در دل ما هست، همه صنع دست پروردگار است. اين را بدانيم، شاكر باشيم و تزايد او را از خداى متعال طلب كنيم. اين هم يك مسئله است.
 يك نكته‌ى اساسى كه خوشبختانه ديدم در بيانات حضراتى كه اينجا صحبت كردند مورد توجه قرار گرفته است، كيفيت و عمق اين مجموعه‌هائى است كه بدنه‌ى بسيج را و پايه‌هاى اصلى بسيج را تشكيل ميدهند. آنچه كه ضرر ميزند، ضربه ميزند، سطحى‌نگرى در اعتقاد و در فهم و در گزينش منطق و مبناست. سطحى‌نگرى ضربه ميزند؛ مثل يك سر بارى كه بر روى يك مجموعه‌ى بارى گذاشته باشند، يك باد شديد، يك تكان شديد، او را مى‌اندازد. عمق بايد داد، ريشه بايد داد اعتقادات را؛ اينها چيزهائى است كه مورد توجه شما هم بحمدالله قرار دارد. اصل تشكيل مجموعه‌هاى «صالحين»، بر اساس همين ديد به وجود آمد كه از لحاظ معنوى، از لحاظ تربيتى، از لحاظ تعليمى، عمق بخشيده بشود به فكر و به روحيه‌ى جوانان بسيجى ما در بخشهاى مختلف.
 خب، در مجموع كه نگاه ميكنيم، مى‌بينيم كه وجود بسيج يكى از معجزات انقلاب است. اين ابتكار امام بزرگوار ما، آگاهى او را، حكمت او را، اتصال دل نورانى او را به اراده‌ى الهى، به حكمت الهى، نشان ميدهد. بسيج يك پايه‌ى مستحكمى براى انقلاب شد. امروز بسيج در زمينه‌ى علم، در زمينه‌ى تجربه، در زمينه‌ى فناورى، در زمينه‌هاى معنوى، در زمينه‌ى خدمات اجتماعى، در زمينه‌ى نظريه‌پردازى در بخشهاى مختلف زندگى اجتماعى، در زمينه‌ى تحصيل، در زمينه‌ى تربيت، ببينيد چقدر فعال است در بخشهاى گوناگون. يك روزى اگر تجربه‌اى پيش بيايد و ملت مجبور بشود كه در مقابل دشمن دست به سلاح ببرد و دفاع نظامى بكند، باز هم همين مجموعه‌ى جوانها، همين بسيج، همين جوانهاى شجاع ملت عزيز ما، دلاورى ملت ايران را، ماندگارى ملت ايران را، اقتدار ملت ايران را، شكست‌ناپذيرى ملت ايران را به دشمن نشان خواهند داد.(2) مجموعه‌هاى ديگر، كشورهاى ديگر هم كه در اين راه نورانى اسلام خواسته‌اند قدم بردارند يا قدم برداشتند، از اين تجربه تبعيت خواهند كرد. اين تجربه، تجربه‌ى موفقى است. ما بايد عملكرد خوبى نشان بدهيم. اين دستورالعملِ بسيج را در جهان اسلام و در ميان كشورهاى اسلامى و ملتهاى اسلامى به عنوان يك دستورالعمل زنده و قابل تبعيت و پيروى تثبيت خواهد كرد و اين تا حدود زيادى امروز هم اتفاق افتاده است و انجام گرفته است. بنابراين تقويت بسيج، هرچه خالص‌تر كردن و معنوى‌تر كردن عناصر بسيجى، توسعه‌ى فعاليتهاى بسيجى به همه‌ى مناطق زندگى، جزو كارهاى اساسى است كه مجموعه‌ى دست‌اندركاران بسيج و مرتبطين با آن و فعالان در آن بايد دنبال كنند.
 از خود شروع كردن هم كه دستور اسلام به ماهاست؛ همه‌ى ما در همه‌ى سطوح بايد اول از خودمان شروع كنيم. «من نصب نفسه للنّاس اماما فليبدأ بتعليم نفسه قبل تعليم غيره».(3) در همه‌ى سطوح همين جور است. از خودمان بايد شروع كنيم؛ اين را ما در بسيج جا بيندازيم.
 همين بحث سبك زندگى و اسلوب زندگى به حسب نظر اسلام، اين در داخل بسيج ميتواند يك معيار براى خودشناسى باشد. بحث اين نيست كه دستگاههاى برتر و بالاتر بيايند ما را عيار بزنند، ببينند چه جورى است، بحث اين است كه خودمان، خودمان را عيارسنجى كنيم. رفتار ما در محيط كار چگونه است؟ رفتار ما با همسر و فرزند چگونه است؟ رفتار ما در محيط زندگى و محيط اجتماعى چگونه است؟ رفتار ما با زير دست چگونه است؟ با كسى كه بالادست ماست، رفتار ما چگونه است؟ رفتار ما با دوست چگونه است؟ با دشمن چگونه است؟ اينها همه در اسلام اندازه و معيار دارد. خودمان را بسنجيم. اين ميشود عيار خويش را سنجيدن، خود را درست شناختن. اگر از اينجا شروع كرديم، بنيان زندگى ما، بنيان كار ما در همه‌ى بخشها، بخصوص در بسيج، كه حالا محل بحث ماست، تقويت خواهد شد.
 به هر حال كشور ما، ملت ما، انقلاب ما و تاريخ ما به بسيج نيازمند است و بسيج به كيفيت‌بخشيدن روزافزون به خود نيازمند است و اين كارى هم كه شما برادران و خواهران عزيز اشتغال داريد، بخش مسئله‌ى مربوط به «صالحين» و اين طبقات «صالحين»، از كارهاى بسيار خوب و برجسته است و در طريق همين تكميل بسيج قرار دارد كه ان‌شاءالله روز به روز بايد آن را كاملتر كرد. كيفيتها بايد بالا برود؛ البته كيفيت بر كميّت ترجيح دارد، لكن كميّتِ با كيفيت هم داراى اهميت است؛ يعنى گسترش سطحى و عرضى همراه با عمق‌يابى، هر دو بايد مورد توجه قرار بگيرد. امروز دنياى اسلام محتاج اين حركت بسيجى است.
 اين وحشى‌گرى‌هائى كه در اين يك هفته‌ى اخير در غزه انجام گرفت، كه حقيقتاً انسان را از سطح سبعيت مسئولين رژيم صهيونيستى دچار شگفتى ميكند، همين‌ها بايستى وجدان دنياى اسلام را تكان بدهد و اين حركت عظيم مردمى در دنياى اسلام بايستى روح تازه‌اى پيدا كند. دشمن بيكار نيست و اين حركت ابعاد گوناگونى دارد: اولاً، سبعيت سردمداران رژيم صهيونيستى. چقدر اينها وحشى‌اند، چقدر اينها دور از وجدان بشرى‌اند؛ انسانهاى بيگناه را، انسانهاى غيرنظامى را اينجور مورد تهاجم قرار دادن! انسان واقعاً تعجب ميكند، حيرت ميكند؛ بوئى از انسانيت، اينها نبرده‌اند. اينها در مقابل دنياى اسلامند، اينها در مقابل نظام جمهورى اسلامى‌اند، اينها مدعى جمهورى اسلامى در محافل جهانى‌اند؛ اين انسانهاى بونبرده‌ى از انسانيت. اين يك بُعد مسئله است كه خيلى مهم است.
 يك بُعد ديگر قضيه اين است كه سردمداران نظام استكبار، آنقدر وقيح برخورد ميكنند با اين قضيه كه انسان را متعجب ميكنند؛ يعنى نه فقط اخم نميكنند، نه فقط بازدارى نميكنند اين رژيم سنگدل و ددمنش را از كارهايش، بلكه او را تقويت ميكنند، تشويق ميكنند، حمايت ميكنند! آمريكا صريحاً حمايت كرد، انگليس حمايت كرد، فرانسه حمايت كرد. اينها سردمداران دنياى استكبارند. اينها همان كسانى هستند كه ملتهاى مسلمان، امروز در اعماق دل خود، دشمنى خشن‌تر و منفورتر از اينها ندارند. اينها همه صريحاً حمايت كردند. وزن گرايش به اخلاق و معنويت در دنياى استكبار را از اين حادثه ميشود فهميد. چقدر اينها دورند از انسانيت! خب، حالا حمايت سياسى ميكنند به خاطر اغراض فاسد سياسى، ديگر دم از حقوق بشر چرا ميزنند اين افراد؟! آيا آمريكا كه در مقابل اين حركت خشن و وحشى نه فقط موضع نميگيرد، بلكه حمايت هم ميكند، ديگر حق دارد دم از حقوق بشر بزند؟ حق دارد خود را محاكمه‌كننده‌ى ملتها و دولتها در زمينه‌ى حقوق بشر بداند؟ اين هم يك وقاحت مضاعف است. فرانسه همين طور، انگليس همين طور. سابقه‌ى رفتار اينها در دنياى اسلام، جنايتهائى كه كردند، كشتارهائى كه كردند، فشارهائى كه به مردم مسلمان در كشورهاى مختلف وارد كردند، اينها هنوز از ياد ملتهاى مسلمان نرفته است، باز امروز از رژيم سبعِ ددمنش وحشى‌اى مثل رژيم صهيونيستى حمايت ميكنند، دفاع ميكنند از كار او. اين هم يك بُعد اين قضيه است.
 يك بُعد ديگر قضيه، رفتار كشورهاى عربى و اسلامى است، كه رفتار مناسبى نبود. بعضى‌ها به حرف اكتفا كردند، بعضى‌ها حرف هم حتى نزدند؛ محكوم هم حتى نكردند! آن كسانى كه داعيه‌ى اسلام دارند، داعيه‌ى دعوت به وحدت مسلمين دارند، داعيه‌ى هدايت دنياى اسلام را دارند، خب در يك چنين مواقعى بايستى خودشان را نشان بدهند. در قضاياى گوناگونى كه اغراض سياسى آنها را تأمين ميكند، بى‌دريغ وارد ميشوند، اما اينجا چون طرف، آمريكاست؛ چون طرف، انگليس است، حاضر نيستند حتى درست محكوم كنند. يا به حمايت لفظى اكتفا ميكنند، كه هيچ ارزشى ندارد؛ كار كم‌اثرى است. امروز دنياى اسلام، بخصوص مجموعه‌ى كشورهاى عربى بايستى دست اتحاد به هم بدهند، از اين مردم دفاع كنند، محاصره را بردارند و سعى كنند به اين مردم مظلوم غزه كمك كنند.
 البته خداى متعال به مردم غزه اين توفيق را داده است كه در مقابل اين دشمن خشن و ددمنش استقامت كنند، ايستادگى كنند، و آنها پاسخ ايستادگى خودشان را هم گرفتند، و آن عزت مردم غزه بود؛ نشان دادند كه با ايستادگى، با مقاومت، با سختكوشى ميتوان با همه‌ى حجم كوچك، بر يك حجم بزرگِ پيچيده‌ى مسلحِ تأييد شده و حمايت شده‌ى از طرف قدرتهاى بزرگ فائق آمد. امروز صهيونيستهاى حاكم بر فلسطين اشغالى براى آتش‌بس دستپاچه‌تر از مردم غزه و مسئولان غزه هستند. جنايت را آنها كردند، خباثت را آنها كردند، ددمنشى را آنها كردند، اما ضربه‌ى بيشتر را هم آنها دارند ميخورند، به خاطر ايستادگى جمع كوچكِ مسلمان مردم غزه و جوانان غزه. و راه، جز اين نيست؛ اين يك پيام است به دنياى اسلام: دنياى اسلام اگر ميخواهد در مقابل حملات دشمنان و خباثتهاى دشمنان و توطئه‌هاى دشمنان و نامردى‌ها و ناجوانمردى‌هاى دشمنان آسيب‌ناپذير بماند، بايد با قدرت از خود دفاع كند.(4) بايد در خود قدرت ايجاد كند؛ هم قدرت معنوى كه قدرت ايمانى و عزم اراده است و هم قدرت مادى. پيشرفت علمى، قدرت مادى است؛ تجربه و فناورى، قدرت مادى است؛ توانائى ساخت تجهيزات زندگى، اعم از سلاح و غير سلاح، قدرت مادى است. اينها را بايد دنياى اسلام و جوامع اسلامى براى خودشان فراهم كنند. آن وقت واحدى به كوچكى غزه سختى را تحمل ميكند، شهيدانى ميدهد، اما كارى ميكند با دشمن، كه همان طور كه گفتيم، دشمن امروز براى آتش‌بس در غزه دستپاچه‌تر است تا خود مسئولان غزه و مردم غزه. اين درس است براى دنياى اسلام و البته ما اين درس را از دوران دفاع مقدس آموختيم. بحمدالله مردم ما، جوانان ما، دانشمندان ما، تجربه‌گران ما در اين زمينه پيشرفت كردند. از لحاظ علمى پيشرفت كرديم، از لحاظ تجربى پيشرفت كرديم؛ اين حقيقت را فهميديم كه بايد روى پاى خودمان بايستيم. اين هم يكى از اين عوامل ايستادگى است.
 و اتحاد؛ اتحاد. اين مسئله‌ى اتحاد و وحدت كلمه‌ى در ميان مسلمانان و امت اسلام با يك نگاه؛ و در ميان ملتهاى مسلمان در هر كشورى، اتحاد ميان مردم كشور و ابعاض گوناگون اين ملتها، مهم است؛ در مورد ما هم همين صادق است. اينى كه ما مكرر عرض ميكنيم به جناحهاى سياسى، به مسئولين محترم براى حفظ وحدت، به كسانى كه داراى منبر گفتگو هستند؛ چه روزنامه، چه پايگاههاى اينترنتى، چه بلندگوهاى گوناگون دستگاههاى اجرائى و غير اجرائى، توصيه‌ى ما دائماً به دوستان، برادران، مسئولان، صاحبان قلم، صاحبان بيان نسبت به امر وحدت، به خاطر اين است كه وحدت يك عنصر عظيم است و كشور ما با اتحادى كه خوشبختانه ملت دارند - كه اين اختلافات گوناگون نتوانسته است خوشبختانه ملت را تجزيه كند - يكپارچگى‌اش در حد بالائى محفوظ مانده است. مسئولين هم اختلاف سليقه دارند، اما اختلاف سليقه تا وقتى كه به گريبانگيرى منتهى نشود، هيچ اشكالى ندارد. همين اتحاد و اين همدلى توانسته است كشور را در چشم دشمنان به عنوان يك مجموعه‌ى مقتدر، به عنوان يك كشور مقتدر حفظ بكند. الان هم همين جور است. من چندى پيش سفارش كردم نسبت به اتحاد و وحدت؛ خوشبختانه مسئولين محترم قوا تجاوب كردند؛ خيلى با ارزش است. لازم است از اينها تشكر بشود؛ مسئولين قوا، رؤساى سه قوه تجاوب كردند، اعلام كردند و تأكيد كردند بر اينكه بر روى اتحاد بين خودشان در زمينه‌هاى گوناگون، على‌رغم اختلاف سليقه و اختلاف نظرى كه وجود دارد، خواهند ماند. ما هم همين را از اين برادران عزيز و اين مسئولان محترم به عنوان يك حركت مثبت ميپذيريم و معتقديم كه واقعاً اين كار دوستان حركت خوبى بود و حالا هم بايد مواظب بيانات و اظهاراتشان باشند.
 اين كارى هم كه الان در مجلس محترم شوراى اسلامى هست، اين هم يكى از همان مسائلى است كه يك جنبه‌ى تحسين و تمجيد درش هست. اين را من عرض بكنم؛ شما برادران و خواهران عزيز و ملت عزيز ما توجه داشته باشيد؛ اينى كه از مسئولان كشور سئوال بكنند، حالا يا از رئيس جمهور يا از ساير مسئولان اجرائى، اين از دو جهت كار مثبتى است: يكى اينكه نشان ميدهد كه نمايندگان مردم در قوه‌ى مقننه احساس مسئوليت ميكنند نسبت به مسائل كشور؛ اين مثبت است. جنبه‌ى ديگر اين است كه مسئولان كشور با اعتماد به نفس و با شجاعت قابل تحسين ميگويند آماده هستند كه بيايند توضيح بدهند، اين سئوالات را بيان كنند؛ اين هم مثبت است. هم مسئولان قوه‌ى مقننه‌ى ما به وظيفه عمل ميكنند، هم مسئولان قوه‌ى مجريه ما نشان ميدهند كه به صحت عمل خودشان و صداقت خودشان اطمينان دارند و اعتماد دارند. انسان چه ميخواهد ديگر، از همه بهتر، اين است. حالا اين كار اتفاق افتاده است؛ يعنى مجلس ميگويد ميخواهد بپرسد، اين احساس وظيفه است؛ دستگاه دولتى ميگويد ميخواهد با اعتماد به نفس پاسخ بدهد و از عهده‌ى پاسخ برمى‌آيد - كه اين را به ما هم گفتند - اين هم قابل تحسين هست؛ هر دو قضيه خوب است، لكن من معتقدم كه اين دو نقطه‌ى مثبت تا اينجا انجام گرفته، از اينجا به بعد ديگر ادامه پيدا نكند.(5) همين جا تمامش بكنند؛ همين جا تمام كنند قضيه را. مجلس يك امتحان خوبى داده است، يك امتحان خوبى مسئولين اجرائى داده‌اند؛ اين امتحان، امتحان خوبى بود. مردم هم با بصيرتند، مردم ميفهمند، تشخيص ميدهند. ادامه‌ى اين كار همان چيزى است كه دشمنان ميخواهند؛ دوست ميدارند اين دو قوه را در مقابل هم قرار بدهند؛ يك عده‌اى تحت تأثير احساسات از اين طرف، يك عده‌اى تحت تأثير احساسات از آن طرف، يك عده‌اى قلمها و وسائل تبليغ را در روزنامه و در پايگاه اينترنتى و غيره به كار بگيرند و يك فضاى شلوغى درست كنند. نه، كشور احتياج دارد به آرامش. همه‌ى مسئولين، چه مسئولين تقنين، چه مسئولين قضا، چه مسئولين اجرا، براى اينكه كار خود را انجام بدهند، آرامش لازم دارند، مردم هم آرامش را دوست دارند. آنچه كه وظيفه‌ى مجلس بود، انجام گرفت؛ دولت هم در مقابل آنچه كه وظيفه‌ى مجلس است، اعتماد به نفس لازم را نشان داد؛ اين از هر دو طرف خرسند كننده است. از حالا من از آن برادران و مجموعه‌ى چند ده نفرى در مجلس كه اين كار را شروع كردند، تقاضا ميكنم قضيه را تمام كنند و نشان بدهند عملاً هم مسئولين دولتى، هم مسئولين قوه‌ى مقننه و قوه‌ى قضائيه كه بيش از همه چيز به وحدت اين ملت و آرامش كشور احترام ميگذارند.(6)
 از همه‌ى برادران و خواهران فعال در حوزه‌ى كار بسيج تشكر ميكنيم. ان‌شاءالله خداى متعال به همه‌ى شما توفيق بدهد. از برادران و خواهرانى هم كه صحبت كردند، از همه‌شان تشكر ميكنيم. اميدواريم ان‌شاءالله خداوند به همه‌شان جزاى خير بدهد. از اين برادر عزيزى هم كه اين مدال خود را به ما اهدا كردند، تشكر ميكنيم. اين مدال را هم من قبول كردم از ايشان، لكن درعين‌حال برميگردانم و هديه ميكنم به خودشان؛ بهتر همين است كه دستشان بماند كه هم يادگار قهرمانى‌شان باشد، هم يادگار ما به ايشان باشد. ان‌شاءالله موفق باشيد.
 
1) ارشاد، ج 2، ص 127
2) تكبير
3) نهج البلاغه، حكمت 71
4) تكبير
5) تكبير
6) تكبير و شعار: «اى رهبر آزاده آماده‌ايم، آماده»

به نقل از:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21587


به گزارش خبرگزاری خانه ملت، رئیس مجلس شورای اسلامی پس از سخنان حکیمانه رهبر معظم انقلاب در دیدار امروز با بسیجیان در نامه ای به معظم له، اطاعت از اوامر ولی امر مسلمین را مایه افتخار نمایندگان مجلس دانست. متن نامه به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم

رهبر معظم انقلاب اسلامی

حضرت آیت الله خامنه ای دامه برکاته الشریف

با احترام و تحیات

سخنان امروز حضرتعالی در دیدار با بسیجیان عزیز که از فرازهای بسیار ارزنده ای برخوردار بود به ویژه در شرایط حساس حمله نظامی رژیم صهیونیستی به ملت مظلوم و شجاع فلسطین، حکیمانه و برای امت اسلامی راهگشا می باشد.

حضرتعالی از جمله در مورد سوال از رئیس جمهور که عده ای از نمایندگان مجلس پیگیر آن بودند، ضمن اعلام درستی اقدام سوال کنندگان، امر فرمودید که این اقدام  همین جا متوقف گردد.

قطعا نظر ولی امر مسلمین که اشراف بر همه مصالح مسلمین دارند، برای جامعه اسلامی قرین سعادت بوده و اطاعت از اوامر حضرتعالی فریضه و مایه افتخار اینجانب و نمایندگان مجلس می باشد.

از خداوند متعال خواهانیم سایه ارزشمند آن مقام معزز را مستدام بدارد.

علی لاریجانی

به نقل از:

http://www.icana.ir/newspage.aspx?Newsid=212402


عوض حیدرپور در جمع خبرنگاران:

امضاءکنندگان طرح سوال از رئیس جمهور امضای خود را پس گرفتند

 

نمایندگان مجلس شورای اسلامی با صدور بیانیه ای از ادامه طرح سوال از رئیس جمهور انصراف دادند.
 

به گزارش خبرگزاری خانه ملت، عوض حیدرپور شهرضایی صبح امروز در جمع خبرنگاران مجلس شورای اسلامی گفت: مقام معظم رهبری دستوری صادر کردند که نمایندگان سوال کننده از رئیس جمهور درباره آن بیانیه ای صادر کرده اند.

نماینده مردم شهرضا و سمیرم سفلی در مجلس شورای اسلامی،  تصریح کرد: همیشه رهنمودهای مقام معظم رهبری و فرامین ایشان نصب العین و خطاب به نمایندگان بوده است. با لبیک به فرمان ایشان نمایندگان سوال کننده مراتب انصراف خود را از ادامه طرح سوال اعلام می کنند.

براساس این بیانیه نمایندگان امضاءکننده طرح سوال از رئیس جمهور در اقدامی امضاءهای خود را پس گرفتند./

به نقل از:

http://www.icana.ir/NewsPage.aspx?NewsID=212400


برچسب‌ها: کنسلی سئوال از رییس جمهور, فصل الخطاب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۲ساعت   توسط رضا  | 

پیش بینی زمان مرگ

سلامت > تحقیقات- همشهری آنلاین: دانشمندان یک نوسان ژنی را کشف کرده‌اند که تاثیری بر ساعت بدنی انسان دارد که حتی زمانی که بیشترین احتمال مرگ فرد وجود داشته باشد را پیش بینی می‌کند

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان ابراز امیدواری کردند که درنهایت بتوان از این نتایج برای تشخیص زمانی استفاده کرد که بیماران سکته‌ای و یا بیماران قلبی باید داروی خود را برای بیشترین تأثیر مصرف کنند یا زمانی که بیمار باید در بیمارستان باشد و به دقت و از نزدیک مورد بررسی و آزمایش قرار گیرد.

این گروه از دانشمندان آمریکایی زمانی که درباره گسترش بیماری پارکینسون و آلزایمر تحقیق می‌کردند، این نوسان ژنی را کشف کردند.

دانشمندان الگوهای خواب 1200 نفر از افراد 65 ساله‌ای که به صورت سالانه مورد بررسی‌های عصب شناختی و روانپزشکی قرار داشتد را مورد بررسی قرار دادند.

آنها یک ملکول واحد نزدیک یک ژن به نام " Period 1" کشف کرده‌اند که پایه آن بر آدرنالین (A) یا گوانین (G) قرار دارد.

از هر 6 نفر، 4 نفر دارای ژنوتیپ نوع A هستند، بنابراین از آنجا که افراد دو سری کروموزوم دارند، یک فرد 36 درصد شانس داشتن دو ژنوتیپ A دارد ، 16 درصد شانس داشتن دو ژنوتیپ G داشته و از 48 درصد شانس داشتن ژنوتیپ یک A و یک G برخوردار است.

نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد که افرادی که دارای ژنوتیپ AA هستند به طور طبیعی یک ساعت زودتر از افرادی که دارای ژنوتیپ GG هستند بیدار می‌شوند و دارندگان ژنوتیپ AG بین دو گروه دیگر بیدار می‌شوند.

آنها همچنین نشان داده‌اند که ژنوتیپ AA یا AG درست پیش از ساعت 11 صبح از دنیا رفته‌اند و افرادی که دارای ژنوم GG هستند درست پیش از ساعت 6 عصر از دنیا رفته‌اند.

به نقل از:

http://hamshahrionline.ir/details/192003

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۱ساعت   توسط رضا  | 

بوی سفید یا سیاه؟

دانش > تحقیق‌و‌ تولید- همشهری آنلاین:
دانشمندان موفق به کشف نوعی بوی جدید شده‌اند که آن را به صدای سفید یا نویز سفید تشبیه کرده که البته تنها می‌توانید آن را در آزمایشگاه ببویید.

به گزارش لایو‌ساینس، این بوی جدید رایحه سفید نامیده شده است، زیرا به گفته دانشمندان نسخه بویایی صدای سفید است. همانگونه که صدای سفید ترکیبی از فرکانس‌های مختلف صوتی و نور سفید ترکیبی از نورهای مختلف با طول موج‌های مختلف است، بوی سفید نیز ترکیبی از بوهای متعدد است.

درواقع نکته کلیدی درباره بوی رایحه سفید متعدد بودن مواد ایجاد کننده رایحه نیست،‌بلکه متعدد بودن تعداد رایحه‌ها است. در گزارش محققان آمده است هرچه مواد بیشتری با یکدیگر ترکیب می‌شوند رایحه این مواد شباهت بیشتری به یکدیگر پیدا می‌کنند، حتی اگر موادی که با یکدیگر ترکیب می‌شوند هیچ شباهتی به هم نداشته‌باشند.

تقریبا تمامی رایحه‌هایی که در جهان احساس می‌کنیم از ترکیبی از مواد ایجاد شده‌اند و انسان‌ها در تفکیک رایحه‌ها از هم توانایی خاصی دارند اما تفکیک کردن بوهایی که در کنار هم یک رایحه را به وجود آورده‌اند کار دشواری است.

محققان موسسه وایزمن در این مطالعه تلاش داشتند تا دریابند آیا آنچه در ایجاد نور سفید یا صدای سفید رخ می‌دهد،‌می‌تواند در مورد رایحه‌ها هم رخ دهد؟ از این رو در مجموعه‌ای از آزمایش‌ها، داوطلبان را در معرض صدها رایحه‌ ترکیبی قرار دادند که بعضی از آنها ترکیبی از دو رایحه و برخی دیگر ترکیبی از 43 رایحه بود. در این آزمایش‌ها داوطلبان باید بوهایی با ترکیبی برابر، دو رایحه که هردو از ترکیب 40 ماده ایجاد شده‌بودند، را از یکدیگر تشخیص می‌دادند.

نتایج این آزمایش نشان داد هرچه ترکیب مواد سازنده رایحه با یکدیگر بیشتر باشد، داوطلب در تشخیص آنها از یکدیگر ناموفق‌تر است، به بیانی دیگر، از نظر داوطلبان تفاوت یک رایحه ترکیبی 4 تایی با رایحه ترکیبی 4 تایی دیگر خیلی بیشتر از تفاوت میان دو رایحه 43 تایی ترکیبی بود.

برای ایجاد رایحه سفید محققان ترکیبی 40 تایی از بوها را ایجاد کرده و به چهار گروه از داوطلبان دادند که هریک این رایحه را که در هر گروه نامی متفاوت، لاراکس یک، دو، سه و چهار، داشت، برای سه روز بو بکشد. پس از سه روز محققان مجموعه‌ای از رایحه‌های متفاوت را در اختیاز داوطلبان قرار دادند تا آنها را نامگذاری کنند. نتایج نشان داد داوطلبان روایحی که از بیشترین ترکیب برخوردار بودند را با نام رایحه لاراکس نامگذاری می‌کنند.

بر اساس این نتایج محققان اعلام کردند رایحه سفید به واسطه موادی خاص به وجود نمی‌آید بلکه به واسطه ترکیبی از مواد خاص که از نظر شدت بو و گسترش در دامنه بویایی انسان با هم برابرند به وجود می‌آیند، مانند بوی گل سرخ و قهوه که هیچ چیز در طبیعت بویی مشابه آنها را ندارد.

به نقل از:

http://hamshahrionline.ir/details/191922

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۱ساعت   توسط رضا  | 

از آلبوم موسیقی «ساقی سرمست» با آهنگسازی آریا عظیمی‌نژاد‌ و صدای محمد علی کریم‌خانی رونمایی شد.

محمد اصفهانی از کریمخانی و صدای اعجاب‌انگیزش گفت

موسیقی > نشست- همشهری‌آنلاین:
صدای حیرت‌انگیز محمدعلی کریمخانی با مثنوی ترکش وقتی در فضای موزه امام علی طنین ‌انداز شد،سکوت سرتاسر این مکان را فرا گرفت تا تاییدی باشد بر سخنان دقایق پیش محمد اصفهانی: صدایی تکرار ناپذیر با حجمی عجیب

 به گزارش همشهری‌آنلاین، در آیین رونمایی از آلبوم عاشورایی «ساقی سرمست» سوگ‌نامه‌ای برای شهیدان دشت نینوا که شامگاه دوشنبه،22 ابان با حضور امیر خوراکیان رئیس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، محمدعلی کریمخانی (مداح و خواننده اثر)، آریا عظیمی نژاد(آهنگساز اثر) و محمد اصفهانی خواننده نامی و جمعی از هنردوستان برگزار شد، این محمد اصفهانی بود که درباره جایگاه و محتوای صدای کریمخانی سخن گفت. 

او که از سال 64 این صدا را شنید و به گفته خودش، کریمخانی به نوعی کشف او به حساب می‌آ‌ید، همه کاری کرد تا بتواند قدر و قیمت این صدا را بیشتر و بیشتر بشناساند.

اصفهانی گفت: از  سال 64 با محمدعلی کریم‌خانی (خواننده آلبوم) آشنا شدم و سال‌های بعد نیز که در رادیو با آقای صبحدل همکاری می‌کردم این دغدغه را داشتم که ایشان را فریاد بزنم، چرا که احساس می‌کردم صدای کریمخانی شناخته نشده است.

او ادامه داد: راجع به این هنرمند با صبحدل صبحت کردم و قرار شد او از کریمخانی تست بگیرد. این آزمون در سبزمیدان ارگ و  در یک جای دنج انجام شد و او دو بیتی را برای صبحدل خواند در حالی که ساعت 10 صبح بود و صبح خواندن برای خواننده کار بسیار سختی است. اما هنگامی که صبحدل همان نیم بیت اول را با صدایش شنید گفت کافیه برویم استودیو.

اصفهانی همچنین اظهار کرد: صدای محمدعلی کریمخانی صدایی تکرار ناپذیر با حجمی عجیب است و او روحیه‌ای خطرپذیر و خطر کننده دارد. او یک پدیده استثنایی است و لازم نیست که برای این صحبت مدرک و دلیل بیاورم. چرا که آلبوم او منتشر شده است.

این خواننده ادامه داد: تاسف می‌خورم که او در معرفی خود به جامعه کوتاهی کرده است اما چیزی که هست او همیشه از کار با موسیقی نگران بود و می‌گفت من مداح امام حسین (ع) هستم و با موسیقی نمی‌دانم چه کار کنم.

اما من به او گفتم در این آلبوم با آریا عظیمی نژاد همکاری خواهد کرد و عظیمی نژاد از آن هنرمندانی نیست که کسی از کار با او نگران باشد.

این خواننده در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد: نباید مقدسات را با کارهای کوچک زیر سوال ببریم. امام حسین (ع) هزار سال در شادی و غم در کنار مردم بوده است. ساحت امام حسین(ع) مقدس است و نباید با هر موسیقی آن را تنزل داد.

اصفهانی یادآور شد: باید در چنین آثاری از راستی،‌ صداقت‌ و فاداری و شجاعت بگوییم.

در ادامه این مراسم سید عباس سجادی - مدیر مرکز موسیقی شهرداری تهران- گفت: یکی از فعالیت‌های شهرداری تولید آثار شاخص در زمینه موسیقی است و پیش از این نیز آلبوم «پرده عشاق» از 28 مداح درگذشته تهران منتشر شده بود‌ تا هنرمندان شایسته و کسانی که در این امر کار کشته هستند شناسایی شوند. به گفته سجادی آن کار سبب شد که بسیاری از آثاری که در سالهای اخیر در حیطه محرم و عاشورا ساخته می‌شود از این کار تاثیر بگیرند.

او افزود:آریا عظیمی نژاد که آهنگ سازی آلبوم ساقی سرمست را برعهده داشته است از سنین جوانی به مرحله استادی در تولید نغمه‌های ارجمند رسیده است و محمدعلی کریمخانی هم از بزرگانی است که در آلبوم حضور پیدا کرده و چنین اثری خلق شده است.

همچنین در بخش دیگری از این مراسم آریا عظیمی‌نژاد آهنگساز آلبوم «ساقی سرمست» در سخنانی مطرح کرد: محمدعلی کریمخانی حمد و ثناء را به گونه‌ای به من نشان داد که فارغ از وابستگی‌ها و جبر بود و او و من این کار را نه با سفارش که با عشق انجام دادیم.

او ادامه داد: جنس وابستگی‌های او فرق داشت و خوشحالم که به واسطه محمد اصفهانی افتخار آشنایی با کریمخانی را پیدا کرده‌ام و تجربیات جدیدی کسب کردم.

این آهنگساز همچنین گفت: درباره تولید این اثر باید بگویم چه من صاحب دین بودم و نبودم چه در جمهوری اسلامی زندگی می‌کردم و یا در نظام دیگری بودم، بدون شک به ساخت چنین اثری افتخار می‌کردم.

کما اینکه این همکاری هنوز تمام نشده است و ادامه خواهد داشت.

عظیمی نژاد در ادامه سخنانش با بیان اینکه موسیقی تعزیه از دست رفته است، افزود: متاسفانه موسیقی تعزیه که بر مبنای ردیف آوازی بوده است را از دست داده‌ایم و جایگزینی برایش پیدا نکرده‌ایم اما شاید چنین آثاری بتواند ذره‌ای از این جای خالی را پر کند و موسیقی مداحی را که گاهی برپایه ترانه‌های این طرف و آن طرف آبی شکل می‌گیرد را کنار زده و بتوانیم بر این اساس ریشه‌هایمان را بشناسیم.

محمد علی کریمخانی

در بخش دیگری از این مراسم محمدعلی کریم‌خانی خواننده آلبوم که از مداحان اهل بیت شمرده می‌شود‌، لحظاتی برای حاضران از امام حسین(ع) خواند.

همچنین امیرخوراکیان - رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران- در این مراسم حضور پیدا کرد و در سخنانی گفت: حضور در این محفل که به نوعی پیوند دین و هنر محسوب می‌شود و انسان می‌بیند از ظرفیت بی‌نظیر،‌ گسترده و عمیق معارف دین در هنر استفاده می‌شود‌، ارزشمند است. آن هم زمانی که ارزش‌های آن به تاثیرگذارترین شکل مطرح می‌شود محفل شیرینی را به وجود می‌آورد.

او افزود: با این فضا و شرایط ذهنم به این موضوع مشغول شد که برای مساله موسیقی در فعالیت‌های فرهنگی و هنری از اساتید بزرگ بهره ببریم.

خوراکیان با اشاره به فعالیت‌هایش در آستان قدس رضوی توضیح داد: گاهی با نگرش بر آثار تولید شده متوجه می‌شدم که برای امام رضا(ع) کاری نکردیم و حریم حضرت رضا(ع) به این آسانی‌ها گشوده نمی‌شود. اما چند نفری کمک کردند و مسیر تازه‌ای برای پیوند هنر و معارف دینی ایجاد شد.

او اضافه کرد: آریا عظیمی‌نژاد جزء اولین کسانی بود که در یک کار تصویری، برای زائران خانه‌ خدا ما را همراهی کرد و برای یک کار تصویری موسیقی ارزشمندی ساخت و به ما این جرأت داد تا در فضای دینی کارهای ارزشمندی انجام دهیم. محمد اصفهانی هم با بزرگواری و تواضع استقبال کرد و کار خوبی را برای ما خواند.

به گفته خوراکیان همان کارها باعث شد که در ایام میلاد ائمه اطهار کشور رنگ و بو و عطر دیگری به خود بگیرد.

رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران همچنین اظهار کرد: امیدوارم همین اخلاص را در رابطه با سایر کارهای فرهنگی، هنری ببینیم چرا که باعث تعالی و درخشش می‌شود.

کاری که برای امام حسین(ع) انجام شده است،‌ به آن موسیقی قداست می‌بخشد و کسانی که این توفیق را پیدا کردند، شایستگی زیادی داشتند که برای این کار انتخاب شدند.

در پایان این مراسم از آلبوم موسیقی «ساقی سرمست» با آهنگسازی آریا عظیمی‌نژاد‌ و صدای محمد علی کریم‌خانی رونمایی شد.

به گزارش همشهری آنلاین، به اصرار سید عباس سجادی محمد اصفهانی هم برای دقایقی یکی از قطعات آوازی معروفش را درباره امام حسین خواند. بعد از او کریمخانی قطعه شعری از سید عباس سجادی را در مثنوی بیات تکر خواند و بخشی از خوانده هایش را هم به زبان ترکی خواند.

علیرضا کتابدار که اجرای برنامه را بر عهده داشت گفت که استاد کریمخانی و استاد سلیم موذن زاده تنها نوحه خوانانی‌اند که توانایی اجرای مرصع خوانی را دارند.

به نقل از:

http://hamshahrionline.ir/details/191197

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۱ساعت   توسط رضا  | 

تله فیلم ستاره من با بازی کیهان ملکی - موسیقی فیلم زیبایی داره!

فيلم تلويزيوني «ستاره من» به کارگرداني «حسين سهيلي زاده» روز دوشنبه 8 بهمن در تهران کليد مي خورد.
به گزارش آفرينش، آفاق سيف اللهي، تهيه کننده «ستاره من» با بيان اين مطلب گفت: مضمون اين تله فيلم، اجتماعي است و روايت زندگي «ستاره9 » ساله است که والدينش از هم جدا شده اند و او با مادر خود زندگي مي کند ولي به علت بيماري مادرش مجبور مي شود با پدرش زندگي کند و ...
نويسنده فيلم تلويزيوني «ستاره من» سعيد جلالي و مجري طرح آن موسسه فرهنگي هنر و انديشه است.
در اين تله فيلم کيهان ملکي در نقش «فرهاد» پدر ستاره، سولماز غني نقش «سارا» مادر ستاره و مرجان محتشم نقش «بيتا» همسر فرهاد را بازي مي کنند. آرميتا مرادي نيز در نقش ستاره ظاهر خواهد شد.
ساير عوامل اين فيلم تلويزيوني بدين شرح است:مدير تصويربرداري(مسعود اميني)، مدير صدابرداري(مهدي آزادي)، طراح گريم (مهري شيرازي)، مديرتوليد(شاپور دلدار)، دستيار اول کارگردان و برنامه ريز(امير سليماني)، تدوين گر (امين عابدي)، آهنگساز (آرمان موسي پور) و سازنده تيتراژ(شاهين افشاري)
به گفته سيف اللهي تصويربرداري اين تله فيلم حدود 20 روز به طول خواهد انجاميد.

برای دیدن:

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۱ساعت   توسط رضا  | 

 
سایت کلاک دات آی آر ساعت تهران و نقاط مختلف جهان