وقتی دربارهی سینما و تاثیرگذاری آن حرف میزنیم ناچار از اشاره به دو عامل صنعت و جامعهایم. در واقع آنچه تماشاگر در سالنهای سینما میبیند برآیند نیروهایی است که راسهای این هرم قدرت بر هم وارد میکنند و نهادهای نظارتی در طول تاریخ این رسانه در پی کنترل و هدایت آن بودهاند. این فرآیند همواره در همه جای دنیا امری پیچیده و چالشی بوده است اما در کشور خودمان به خاطر ویژگیهای جامعه ایرانی: تکثر آن، سویه قوی مذهبی و سنتیاش و همچنین نوع نظام اقتصادی غالب- که در آن همه چیز عملا متکی به دولت است- پیچیدهتر و چالشیتر هم شده است. چیزی که قضاوت و تحلیل درباره این امر را سخت میکند.
1283
با شروع نمایش عمومی فیلم در تهران توسط میرزا ابراهیم صحافباشی، سانسور هم در سینما آغاز میشود. اولین ممیزها، قرائتکنندگان میاننویسهای فیلمهای صامت هستند. سینمادارها از قرائتکنندگان میخواهند تا در ترجمه و خواندن میانتیترها، رعایت عرف جامعهی ایرانی را بکنند و در صورت لزوم با توضیحات خودشان، تغییراتی هم در محتوای فیلمها بدهند. اینجوری فیلمها با سلیقه و پسند تماشاگر ایرانی بهتر جور درمیآید.
1309 - مهر
به دنبال فشار مطبوعات وقت، برای اولین بار مقرراتی رسمی برای نمایش فیلمها تصویب میشود. «لایحه نمایشها و سینماها» را بلدیهی تهران تهیه میکند، آن را به وزارت داخله میدهد و در هیئت وزیران تصویب میشود. در این لایحه، بخش سینماها شش ماده دارد که مواد سه و چهار آن مربوط به نظارت پیش از اکران است. طبق این دو ماده، مدیران سینماها برای نمایش هر فیلم باید اجازهنامه بگیرند. فیلمها باید برای نمایندهی شهرداری نشان داده شود. صحنههایی که «منافی با اخلاق و عفاف» باشد حذف و بعد برای بقیهی فیلم جواز نمایش صادر میشود. (قانون 1 و بازتاب 1 را ببینید)
1312
با ساخت نخستین فیلم ناطق ایرانی دختر لر (عبدالحسین سپنتا) نخستین مورد سانسور در سینمای ایران هم شکل میگیرد. این فیلم داستان یک زوج ایرانی است که از ایران ناامن زمان مشروطه به هند پناه میبرند. با فشار مستقیم دربار، در انتهای فیلم ساختهشده، جعفر و گلنار به ایران برمیگردند و دلیل بازگشت آنها به ایران هم در میاننویس پایانی فیلم امنیت «دوران رضاشاه کبیر» عنوان میشود.
1317
با ورود صنعت فیلمسازی به ایران وزارت داخله، در واکنش به «توجه روزافزون برای ضبط مناظر، عمارات، تأسیسات و خیابانها نزد تولیدکنندگان وطنی» آییننامهی جدیدی تنظیم میکند که مقرراتی برای فیلمبرداری، عکسبرداری، نقاشی و طراحی دارد. بخش فیلمبرداری این آییننامه 12 ماده دارد که مادهی 2 آن مسئولیت رسیدگی به امور تولید و صدور پروانهی نمایش فیلمها را به ادارهی کل شهربانی میدهد.
1320
پس از ورود نیروهای متفقین به ایران، در وزارت داخله (که حالا «کشور» شده) دایرهای ویژه به اسم «اداره نمایشات» تأسیس میشود که مسئولیتش با زنی آمریکایی به اسم «نیلا کوک» است. مسئولیت نظارت بر نمایش فیلمها با این دایره است. در این دوره حساسیتها در مورد منافع متفقین در ایران است و هیچ کنترل دیگری صورت نمیگیرد، تا حدی که مطبوعات دوباره خواستار سانسور فیلمها میشوند. (بازتاب 2 را ببینید.)
1324 - اسفند
بعد از برکناری خانم کوک، برای مدتی مسئولیت نظارت بر نمایش فیلمها به «اداره تبلیغات» وزارت کار محول میشود. وزارت کشور زیر بار نمیرود. کار به مجلس شورای ملی کشیده میشود. مجلس در جلسهی 24 اسفند 1324 خود «رسیدگی به امور فیلم و نمایش» را به وزارت کشور میسپارد و این وزارتخانه را ملزم به وضع مقررات و ایجاد تشکیلاتی برای این کار میکند.
1329 - خرداد
حاصل کار وزارت کشور در انجام وظیفهای که مجلس بر عهدهاش گذاشته، بالاخره نهایی میشود. «آییننامه سینماها و مؤسسات نمایشی» 9 فصل و 77 ماده دارد که فصل 6 آن به «بازدید فیلم» اختصاص دارد. این فصل روش سانسور فیلم را تا سالهای سال تعیین میکند.طبق قانون جدید، هیچ فیلمی را در هیچکجا نمیشود نمایش داد، مگر اینکه به تأیید «کمیسیون نمایش» برسد. کمیسیون نمایش از نمایندگان وزارت کشور، وزارت فرهنگ، شهربانی کل کشور، سازمان اطلاعات و امنیت (ساواک)، ادارهی انتشارات و رادیو (صداوسیمای بعدی) بهاضافهی یک نماینده از «سندیکای سینماها» بدون حق رأی تشکیل میشود. اگر فیلم یا صحنهای را سه نفر از اعضا رد کنند آن فیلم یا صحنه سانسور میشود. قسمتهای حذفی هم در خود ادارهی نمایش نگهداری میشود. موارد غیرمجاز در این قانون، لیستی مفصل است اما در عمل بیشترین تأکید روی فیلمهای تاریخی است که به داستان سلاطین میپردازد. قرار است شاهها بد نمایش داده نشوند. (قانون 2 و بازتاب 3 را ببینید)
1333
نصرتالله محتشم کارگردان که از ابتدای تشکیل کمیسیون نمایش، مسئولیت ادارهی نمایش را برعهده دارد، در برابر فشارهای بعد از کودتای 28مرداد استعفا میکند. او شش ماه بعد، دوباره به سمت خود برمیگردد. محتشم در کارش چنان جدی است که یک بار فیلم خودش دربارهی آغامحمدخان قاجار را سانسور میکند و دستور میدهد که پایانش عوض شود.
1337
اوج فشار بر تولیدات داخلی. تقریبا تمام فیلمهای این سال سانسور میشوند. بیشتر سانسورها به خاطر صحنههایی از محلههای جنوب شهر و زندگی مردم فقیر است؛ مثلا در همه گناهکاریم (عزیز رفیعی) صحنهای که یک دزد بعد از دیدن فقر اهالی خانهای که برای دزدی به آن رفته، پولهای خودش را هم برای آنها میگذارد، حذف میشود یا چشمبهراه (عطاءالله زاهد) فقط وقتی مجوز میگیرد که بهجای صحنههای جنوب شهرش، صحنههایی از رقص و آواز یک خوانندهی زن جایگزین شود! وضع جنوب شهر (فرخ غفاری) از همه بدتر است. فیلم سه روز بعد از نمایش عمومی توقیف میشود.
1339 - آبان
دکتر محمدعلی سمیعی، رئیس جدید ادارهی نمایش برای کاستن از فشار انتقادها، تصمیم میگیرد با دعوت از تهیهکنندگان، کارگردانها، بازیگران و نویسندگان سینمایی، خود آنها را در پروسهی نظارت شریک کند. برای این کار دو فیلم لالهی دریایی (ابراهیم مرادی) و ازپاریسبرگشته (سالار عشقی) انتخاب میشود. بعد از نمایش خصوصی این دو فیلم، تمامی حاضران خواستار توقیف هردو فیلم به دلیل ساختار سینمایی بسیار ضعیفشان میشوند. بااینحال فقط 10 روز بعد، ازپاریسبرگشته مجوز اکران میگیرد.
1341
محتشم در بازگشتش به ادارهی نمایش، موفق میشود با جلب نظر مقامات بالاتر، یک «کمیسیون عالی» برای اعلام نظر دربارهی فیلمهای توقیفشدهی قبلی تشکیل بدهد. ازجمله فعالیتهای این کمیته اجازهی نمایش به فیلم ژولیوس سزار (جوزف منکیهویچ) است که سالهاست به خاطر صحنهی قتل سزار در توقیف مانده.
1343-فروردین
با موافقت دو وزارتخانه، کلیهی اختیارات ادارهی نمایش وزارت کشور به وزارت فرهنگ و هنر تفویض میشود. اولین رئیس «اداره کل نظارت و نمایش» وزارت فرهنگ، دکتر هوشنگ کاووسی است که سالها خودش منتقد سانسور بوده. در دورهی او فیلم دیروز، امروز، فردا (ویتوریو دسیکا) بدون حذف هیچ صحنهای نمایش داده میشود اما اکرانش با اعتراض تماشاگران ناچار با حذف صحنههایی ادامه مییابد.
1345 - مرداد
آییننامهی جدیدی که توسط وزارت فرهنگ تدوین شده به تصویب هیئت وزیران میرسد. در «آییننامه نظارت بر نمایش فیلم و اسلاید» اولا علاوه بر نمایندگان وزارتخانههای فرهنگ، کشور و اطلاعات، 15 تن از خبرگان زمینههای مختلف هم به عضویت شورا درمیآیند. در ثانی موارد جدیدی به مواد 15گانهی آییننامهی قبلی اضافه میشود که ردپای قیام 15 خرداد 1342 در اضافهکردن آنها بهخوبی مشهود است. و بالاخره اینکه در مادهی 26 ردهبندی سنی فیلمها برای زیر و بالای 18سال به تصویب میرسد.(قانون 3 را ببینید)
1346 - تیر
دکتر کاووسی که موفقیتی در اجرای نظریاتش به دست نیاورده، استعفا میکند و سیدابراهیم صالح به جای او میآید که تا پایان عصر پهلوی مسئولیت ادارهی نظارت را برعهده دارد. در دورهی او، سختگیری نسبت به صحنههای غیراخلاقی کاملا از بین میرود.
1349
اولین مورد اعتراض صنفی به یک فیلم را پرستاران در اعتراض به آرامش در حضور دیگران (ناصر تقوایی) رقم میزنند. داستان زندگی فلاکتبار افسر بازنشستهی این فیلم و دختران پرستارش، باعث اعتراض و بلافاصله توقیف فیلم میشود.
1354
پیچیدهترین مورد سانسور روی فیلم گوزنها (مسعود کیمیایی) اعمال میشود. این فیلم پس از نمایش در سومین جشنوارهی جهانی فیلم تهران، یک سال توقیف میماند و بعد هم با عوضکردن کامل داستان و فیلمبرداری مجدد به آن اجازهی نمایش میدهند. گوزنها داستان رفاقت قدیمی یک معتاد و یک چریک فراری است که بعد از سالها به هم میرسند. کیمیایی را مجبور میکنند که کاراکتر چریک رزمنده تبدیل به سارق بانک شود و رفیق قدیمیاش را به خیال اینکه او را لو داده است، بکشد.
1356-اسفند
در فضای انتقادی و انقلابی علیه رژیم، ادارهی کل امور سینمایی اعلام میکند که برای مقابله با ورود «فیلمهای بیارزش سکسی» دیگر به چنین فیلمهایی مجوز نمایش نخواهد داد. بااینحال، در همان ماه 100 فیلم مبتذل پروانهی نمایش میگیرند.
1357 - اسفند
شورای انقلاب اسلامی، در یکی از اولین مصوباتش رأی به ادغام دو وزارتخانهی «فرهنگ و هنر» و «علوم و آموزش عالی» برای تشکیل وزارت فرهنگ و آموزش عالی میدهد. مسئول امور سینمایی هم میشود این وزارتخانه.
1358- فروردین
محمدعلی نجفی، کارگردان و نخستین سرپرست «اداره کل امور سینمایی»، سیاستهایش را اعلام میکند: «سانسور به هیچ شکلی در سینما وجود نخواهد داشت... البته ما با ابتذال بهشدت مبارزه خواهیم کرد و اجازه نمیدهیم فیالمثل از سکس یا خشونت برای پرکردن جیب تاجران فیلم استفاده شود». در این دوره تنها قانون مربوط به نظارت بر فیلمها، فقط یک دستورالعمل کلی است: «عدم مطابقت با معیارهای اسلامی».
1359 - مهر
طبق مصوبهی شورای انقلاب فرهنگی، بعضی از واحدهای وزارت فرهنگ و آموزش اسلامی، به وزارتخانهی جدید «ارشاد اسلامی» منتقل میشود؛ از جمله ادارهی کل نظارت و نمایش فیلم (وزارت ارشاد اسلامی در قانون اساسی جدید میشود فرهنگ و ارشاد اسلامی).
1360 - تابستان
مهدی کلهر، معاونت سینمایی جدید، اعلام میکند که «شورای بازبینی فیلم» که کارش بررسی مجدد پروانهی نمایش فیلمهای ایرانی قبل از انقلاب بود، طی سه سال، 2208 فیلم ایرانی را بازبینی کرد و از میان آنها به 252 فیلم پروانهی نمایش داد.
1361 - اسفند
آییننامهی جدیدی برای نظارت بر فیلمها به تصویب هیئت وزیران میرسد. این آییننامه موارد منطقی نظارت را از آییننامهی قبلی حفظ و مواردی مثل توهین به سلطنت یا مقامات را حذف کرده است. درعوض برای تشویق به تولید آثار برتر، پیشنهاد درجهبندی فیلمها به سه گروه «الف»، «ب» و «ج» هم آمده است، به این معنا بعد از بازبینی فیلم و تعیین گروه آن، فیلمهای گروه «الف» در بهترین سینماها و در بهترین هفتههای فصل به نمایش درمیآیند. اسم معاونت نظارت هم میشود: «اداره کل نظارت و ارزشیابی». ( قانون 4 را ببینید)
1362
مهدی ارگانی به عضویت شورای تصویب فیلمنامهی وزارت ارشاد درمیآید. انتصاب او که نابیناست، باعث جنجالهای فراوانی میشود.
1364 - اسفند
ماهنامهی فیلم در گزارشی اعلام میکند که در بین فیلمهایی که از ابتدای انقلاب تا پایان سال 1363 ساخته شدهاند، در مجموع 19 فیلم پروانهی نمایش نگرفتهاند. در گزارش فیلم اسم عوامل، خلاصهی داستان فیلمها و دلایل توقیف آنها بدون هیچ ابراز نظری آمده است: «این کندوکاو، علاوه بر پاسخی به کنجکاویهای علاقمندان سینما، گونهای روشنگری برای دستاندرکاران سینماست تا بدانند کدام فیلمها به چه دلایلی اجازه نمایش نگرفتهاند». این فهرست، بعدها به «فهرست خاکستری» معروف میشود.
1367 - زمستان
وزارت ارشاد در سلسله نشستهایی با حضور اهالی سینما و خبرنگاران سینمایی، به نمایش خصوصی فیلمهای «فهرست خاکستری» و گفتوگو دربارهی چرایی توقیف این فیلمها میپردازد. این جلسات که دو سال ادامه دارد، به رفع توقیف فیلمهایی نظیر جعفرخان ازفرنگبرگشته (علی حاتمی) منجر میشود.
1370
دو فیلم از یک کارگردان، شبهای زایندهرود و نوبت عاشقی (محسن مخملباف) که در جشنوارهی فیلم فجر سال قبل هم اکران شده و کاندیدای سیمرغ هم بودهاند، بدون اعلام دلیل مشخصی توقیف میشوند.
1371
بهرام بیضایی به خاطر توقیف یکسالهی فیلمش، مسافران که بعد از بردن جوایز متعدد در دهمین جشنوارهی فیلم فجر انجام میشود، جایزهاش را به معاونت سینمایی وزارت ارشاد پس میفرستد و در نامهای تند مینویسد که «به عنوان مالک حقوق معنوی فیلم» اجازه نمیدهد حتی پس از مرگش «یک دندانه از فیلم مسافران» حذف شود. پس از انتشار این نامهی سرگشاده، نمایش مسافران مجاز اعلام میشود.(بازتاب 4 را ببینید)
1372 - فروردین
در دفترچهی «سیاستها و روشهای اجرایی تولید، توزیع و نمایش فیلمهای سینمایی ایران - 1372» ضوابط جدیدی برای نظارت بر فیلمها اعلام میشود که در عمل، شرح و بسط قانون مصوب قبلی است. به نوشتهی مطبوعات سینمایی وقت، این آییننامهی جدید، از بحثهایی که بر سر نمایش خصوصی «فهرست خاکستری» درگرفته، تهیه شده است. این آییننامه هنوز هم به قوت خود باقی است.
1372 - پاییز
در صحنهای از فیلم از کرخه تا راین (ابراهیم حاتمیکیا) که خواهر و برادری پس از سالها دوری در آلمان به هم میرسند، حاتمیکیا میخواهد تا از مرزهای نظارتی فراتر برود. او میخواهد آدمهای فیلمش در لحظهی دیدار همدیگر را در آغوش بگیرند. برای همین در یک نمای دید پرنده، یک بازیگر بدل مرد را بهجای کاراکتر خواهر مانتو و روسری میپوشاند و صحنه را از بالا میگیرد. با اینکه او برای جلب مجوز، با یک دوربین جداگانه نمای نزدیک این صحنه را هم میگیرد و همراه فیلمش به ادارهی نظارت میفرستد اما این ترفند مقبول نمیافتد و آن صحنه حذف میشود.
1374 - خرداد
214 نفر از دستاندرکاران سینما نامهی سرگشادهای خطاب به مهندس میرسلیم وزیر ارشاد وقت مینویسند و در آن خواستار اصلاح ضوابط نظارت و واگذاری این امر به خود دستاندرکاران این صنف میشوند. این نامه با واکنشهای مختلفی روبهرو میشود. از یک طرف گروهی به آن حمله میکنند و میگویند چرا مثلا عکاسهای فیلمها آن را امضا کردهاند و موضوع ربطی به آنها ندارد. از طرفی مطبوعات سینمایی شدیدا از آن حمایت میکنند اما پاسخ خود مخاطب نامه، از همه منطقیتر است که میگوید: «از نظر ما درخواستهای صنفی هیچ ربطی به ارزشها ندارد و نباید این دو موضوع را با همدیگر خلط کرد». بااینحال ضوابط نظارت بر فیلمها هنوز هم تغییری نکرده است.( بازتاب 5 را ببینید)
1377 - بهار
فیلمهای آدم برفی (داود میرباقری) و دیدار (محمدرضا هنرمند) پس از سه سال توقیف پروانهی نمایش میگیرند. این مجوز از طرف مطبوعات به معنای تغییر در ملاکهای ارزشیابی تعبیر میشود.
1378 - مهر
با اینکه دایره (جعفر پناهی) از ادارهی نظارت پروانهی نمایش گرفته اما با دستور مستقیم سیفالله داد - معاونت سینمایی وقت - فیلم توقیف میشود. داد از عدم رعایت دقیق موارد نظارت در ادارهی تحت امرش هم انتقاد میکند.
1379 - پاییز
علیرغم اعتراضهای گستردهی پرستاران به فیلم شوکران (بهروز افخمی)، وزارت ارشاد راضی به توقیف فیلم نمیشود و اعلام میکند که موارد اعتراضی پرستارها با آییننامهی نظارت انطباق ندارد.
1379 - بهمن
ابراهیم حاتمیکیا در جلسهی مطبوعاتی بعد از نمایش موج مرده در جشنوارهی فیلم فجر که با اعلام نظر مقامات نظامی برای درخواست توقیف فیلمش همراه است، بهشدت به این مسئله اعتراض میکند و میگوید: «وقتی که جنگ بود، ما برای ورود به جبهه از این نظامیان اجازه میگرفتیم ولی آنها برای ورود به عرصه فرهنگ از ما اجازه نمیگیرند».
1382
برای اولین بار نهادی جز وزارت ارشاد، دستور توقیف یک فیلم را میدهد و به رنگ ارغوان (ابراهیم حاتمیکیا) از سوی وزارت اطلاعات توقیف میشود. حاتمیکیا در نامهای به آیتالله یونسی، وزیر اطلاعات وقت مینویسد: «بر ما رواست که آزمون و خطا کنیم... شاید به رنگ ارغوان گل سرخ خارداری باشد که دل یاران را ریش کرده است ولی شما میدانید که من نیتی جز تقدیم گل نداشتم» و بعد هم به نشانهی قهر فیلمش را از بخش مسابقهی جشنوارهی بیستوسوم فیلم فجر خارج میکند.
1383 - اردیبهشت
بعد از دو سال حرف و حدیث و جنجالهای فراوان در مورد مارمولک (کمال تبریزی)، فیلم با حمایت وزارت ارشاد و با تغییرات اندکی مجوز اکران میگیرد اما اعتراضات فراوان باعث میشود که فیلم بیشتر از سه هفته روی پرده نباشد.
1386
وزارت ارشاد دلیل جلوگیری از اکران سنتوری (داریوش مهرجویی) را «عدم توانایی کنترل جو سالن» اعلام میکند و فیلم به شکل غیررسمی توقیف میشود. بعد از هفت ماه، سازندگان سنتوری برای اولین بار از دفتر نظارت به قوهی قضاییه شکایت میبرند. دیوان عدالت اداری اما شکایت سازندگان فیلم را وارد نمیداند و اجازهی اکران یا عدم اجازه را حق وزارت ارشاد میداند ولی قسمت دوم شکایت که طلب خسارت فیلم است، موجه اعلام میشود. اتفاق عجیب دیگری که برای این فیلم میافتد، این است که با انتشار سیدی قاچاق فیلم، داریوش مهرجویی در مصاحبهای خرید نسخهای را که بهطور غیرقانونی منتشر شده «شرعاً حرام» میداند. او شماره حسابی را اعلام میکند تا علاقهمندان بهای بلیت را به این شماره حساب واریز کنند. به گفته خود مهرجویی، این پیشنهاد مورد استقبال وسیعی قرار میگیرد و ۱۰۰میلیون تومان به آن شماره حساب واریز میشود.
1388 - خرداد
فیلم دربارهی الی (اصغر فرهادی) بعد از پنج ماه اخبار ضدونقیض دربارهی توقیف یا عدم توقیف، بالاخره اکران میشود. مشکل دربارهی الی این است که یکی از بازیگرانش، گلشیفته فراهانی بعد از بازی در این فیلم، در فیلم هالیوودی یک مشت دروغ (ریدلی اسکات) بدون حجاب اسلامی بازی میکند. بار اول در بهمن 1387 این فیلم با دستور رئیسجمهوری به جشنوارهی فیلم فجر راه مییابد و موفق به گرفتن پروانهی نمایش میشود اما اکران آن بارها به تعویق میافتد و بارها شایعهی توقیف در مورد آن شنیده میشود.
1388 - دی
فیلم پاداش (کمال تبریزی) بعد از اینکه پروانهی نمایش میگیرد، توقیف میشود. وزیر ارشاد - سیدمحمد حسینی - اعلام میکند که ممکن است فیلمهای دیگری هم که در نمایش مقدسات رعایت کمال احترام را نکردهاند لغو پروانه بشوند.
1388 - بهمن
به رنگ ارغوان (حاتمیکیا) همانطور که با دخالت نهادی جز ادارهی نظارت توقیف شده، با دخالت نهادی دیگر (ریاستجمهوری) رفع توقیف میشود.
به نقل از:
http://www.hamshahrimags.com/NSite/FullStory/News/?Id=5183