مطالب جالب

کاری کنیم پیش از آن کز ما نیاید هیچ کار!

منظور از کتاب در قرآن چیست؟

و چون خداى عز و جل مسيح را مبعوث ساخت، مسيح عليه السلام بمردم گفت: همانا پس از من پيغمبرى كه نامش احمد و از اولاد اسماعيل عليه السلام است خواهد آمد كه مرا و شما را تصديق ميكند (بنبوت من و پيروى شما باور دارد) و حجت و عذر مرا و شما را مى‏آورد مانند من و شما احتجاج ميكند و قول بالوهيت مرا از من و شما نفى ميكند) و امر وصيت پس از عيسى در حواريين مستحفظ جارى گشت و از اين جهت خدا ايشان را مستحفظ ناميد كه نگهدارى اسم اكبر بايشان واگذار شد و آن كتابيست كه علم هر چيز از آن دانسته شود و همراه پيغمبران صلوات اللَّه عليهم بوده است. خداى تعالى فرمايد: «بتحقيق كه ما رسولانى پيش از تو فرستاديم و بهمراه ايشان كتاب و ميزان (قانون عدالت) نازل كرديم- 25 سوره حديد-» (در قرآن صدر آيه چنين است:
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ كتاب همان اسم اكبر است، و از آنچه بنام كتاب معروفست: تورات و انجيل و فرقان (قرآن) است، ولى در آن كتاب، (كه همراه اوصياء است) كتاب نوح عليه السلام و كتاب صالح و شعيب و ابراهيم عليهم السلام است كه خداى عز و جل خبر ميدهد «همانا اين در صحف نخستين است، يعنى صحف ابراهيم و موسى- 18- 19 سوره 87-» پس (اگر كتاب منحصر بتورات و انجيل و قرآنست،) صحف ابراهيم كجاست! همانا صحف ابراهيم، اسم اكبر است و صحف موسى هم اسم اكبر است: (كه بايد پيغمبر بعلى صلّى اللَّه عليه و آله سپارد) پس هميشه وصيت نسبت بعالمى پس از عالم ديگر جريان داشت، تا آن را بمحمد صلّى اللَّه عليه و آله رسانيدند، و چون خداى عز و جل محمد صلّى اللَّه عليه و آله را مبعوث كرد، مستحفظين پسين باو اسلام آوردند و بنى اسرائيل تكذيبش نمودند، او بسوى خداى عز و جل دعوت كرد و در راهش جهاد نمود تا آنكه خداى- جل ذكره- باو امر فرستاد كه فضيلت وصيت را آشكار كن، پيغمبر عرض كرد: (1) پروردگارا! عرب مردمى خشنند، در ميان ايشان كتابى نبوده و براى آنها پيغمبرى مبعوث نگشته و بفضيلت و شرف پيغمبران آگاه نيستند، اگر من فضيلت اهل بيتم را بآنها بگويم، ايمان نمى‏آورند، پس پس خداى جل ذكره- فرمود: «غم آنها را مخور- 127 سوره 16- و بگو سلام شما در آينده ميدانيد 89 سوره 43-» پيغمبر اندكى از فضيلت وصيش تذكر داد، و در دلها نفاق افتاد: رسول خدا صلّى اللَّه- عليه و آله آن نفاق و گفتار ايشان بدانست، خداى- جل ذكره- فرمود: اى محمد! «محققا ما ميدانيم كه تو سينه‏ات از آنچه ميگويند تنگ مى‏شود- 97 سوره 15-» ايشان ترا تكذيب نميكنند بلكه ستمگران آيات خدا را انكار ميكنند- 33 سوره 6» يعنى بلكه بدون اينكه دليلى داشته باشند انكار ميكنند.
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ايشان را الفت ميداد و بعضى را ياور بعضى ديگر ميساخت و هميشه چيزى از فضيلت وصيش را بآنها گوشزد ميكرد، تا آنكه اين سوره (انشراح) نازل شد و پيغمبر زمانى كه از مرگ خود آگاه شد و گزارش آن را شنيد، بر آنها احتجاج كرد، و خداى- جل ذكره- فرموده: «چون فراغ يافتى در عبادت كوش [نصب كن‏] و بسوى پروردگارت راغب شو- 7 و 8 سوره انشراح-» ميفرمايد:
چون (از تبليغ رسالت) فراغ يافتى پرچم و نشانه‏ات (يعنى على عليه السلام) را نصب كن و وصيتت را آشكار نما پيغمبر هم (در روز غدير) فضيلت على عليه السلام را آشكارا اعلام كرد. و فرمود: هر كس من مولاى او هستم على مولاى او است، خدايا دوست او را دوست بدار و دشمن او را دشمن- تا سه مرتبه...

اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج‏2، ص:  ۵۵ و 56

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۹ساعت   توسط رضا  | 

معرفی WD HD Media player ، دستگاه  پخش HD

خوب از اونجایی که چند وقت هست دارم به دنبال یک پلیر خوب می گردم که بتونه فایل های HD Rip رو هم پخش کنه ،به دستگاهی کوچک اما با توانایی های فوق العاده برخورد کردم که تو این تاپیک می خوام اون رو معرفی کنم راستش تا اونجایی که من تحقیق کردم در حال حاضر هیچ کدوم از DVD player های موجود در بازار نمی تونن
mkv. ها رو پخش کنن ( تنها مورد Blueray player های سونی و پاناسونیک بودن که اونها هم قیمتشون بالای 700 تومان بود )اما شرکت وسترن دیجیتال با ارائه این محصول ،مشکل رو حل کرده : WD TV HD Media Player دستگاه کوچکی ست که میتونه تمامی فرمت های صدا ، تصویر ، عکس و هر آنچه را که بخواهید رو براتون پخش کنه .

WD TV به دو روش ، اتصال با کابل HDMI و یا کابل کامپوزیت به TV وصل میشه و از طریق USB تمام فایل های تصویری رو پخش میکنه



فرمت های تصویر مورد پشتیبانی :
Video -MPEG1/2/4, WMV9, AVI (MPEG4, Xvid, AVC), H.264, MKV, MOV (MPEG4, H.264),
MTS, TP, TS )


فرمت های صدا :
Music - MP3, WMA, OGG, WAV/PCM/LPCM, AAC, FLAC, Dolby Digital, AIF/AIFF, MKA

فرمت های عکس :
JPEG, GIF, TIF/TIFF, BMP, PNG


قابلیت پخش انواع Subtitle
-SRT (UTF-8), SMI, SUB, ASS, SSA



قیمت در ایران حدود 160 تومان
با دستگاه پخش صوت و تصویر کمپانی Western Digital ، هارد دیسک USB خود را به یک دستگاه پخش HD مبدل کنید.


به تازگی کمپانی Western Digital که سازنده هارد دیسک های کامپیوتر می باشد ، با طراحی و ساخت دستگاهی، امکان استفاده از صدای فراگیر و تصاویر با کیفیت HD را برای همگان فراهم آورده است.


نام کامل این دستگاه جدید HD Media Player می باشد که نام اختصاری WD TV از سوی کمپانی سازنده برای آن در نظر گرفته شده است.WD TV دستگاهی است مکمل برای هارد دیسک های اکسترنال که با اتصال این هارد دیسک های کوچک 2.5 اینچی از طریق درگاه USB2.0 به WD TV اطلاعات تصویری موجود بر روی این هارد دیسک را پردازش نموده و آنها را برای سیستم های صوتی و تصویری رایج خانگی قابل اجرا می سازد.


از آنجایی که حجم داده های صوتی و تصویری HD به علت کیفیت بالای آنها بسیار زیاد بوده و کاربر قادر به ذخیره سازی این حجم بالا از اطلاعات بر روی یک DVD معمولی نمی باشید پس بهترین راهکار برای لذت بردن از فناوری جدید HDرا در استفاده از WD TV می توان یافت.


گفتنی است WD TV که با پشتیبانی سازگار عرضه می شود، فهرست تصویری کاملی را برای کاربران بر روی صفحه تلویزیون به نمایش می گذارد که توسط کنترل از راه دور مجهز آن می توان اطلاعات موجود بر روی هارد دیسک را مشاهده کرده و اطلاعات دلخواه را از میان آنها جدا و اجرا کرد.


به عنوان مثال با WD TV می توانید به دیدن عکس های دلخواه خود به همراه خانواده تان بنشینید، از شنیدن موسیقی با صدای فراگیر و کیفیت بالا لذت برده و همچنین از دیدن فیلم های با کیفیت لذت ببرید.


این دستگاه همچنین قابلیت اجرای فایلهای زیر نویس فارسی و انگلیسی فیلم با فرمت UTF-8 را دارا می باشد.


این محصول تنها دارای ابعادی معادل (10 X 5) سانتی متر بوده و فضای بسیار کمی را در کنار سیستم صوتی و تصویری خانگی اشغال می کند.


لازم به ذکر است WD TV همراه با یک نرم افزار تبدیل فورمت های مختلف فیلم و عکس ارائه می گردد که امکان اجرای انواع مختلف فایل های چند رسانه ای را از جمله JPG, MPEG1/2/4, WMV9, AVI TIF/TIFF,و بسیاری از فرمت های دیگر را فراهم می آورد.


این دستگاه توسط درگاه های HDMI و Composite A/Vقابل اتصال به تلویزیون می باشد که می توان بسته به مدل تلویزیون آنها را مورد استفاده قرار داد.


به نقل از:
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۷ساعت   توسط رضا  | 

معرفی 20 رقیب آی‌پد

فضای سایبر > سخت‌افزار  - همشهری آنلاین- رشید عسگری:
سال 2010 در بازار تبلت، بدون هیچ شکی سال آی‌پد بود. اپل بدون هیچ رقیبی تمام سال برترین محصول این بازار را عرضه کرد ولی در زیر ما لیستی از 20 رقیب جدی آی‌پد داریم که به زودی برای بدست آوردن بخشی از بازار تبلت وارد کار می‌شوند!

       1- Galaxy Tab سامسونگ

این کامپیوتر تبلت برپایه سیستم تلفن همراه Galaxy S سامسونگ طراحی شده و به سیستم عامل اندروید نسخه 2.2 و یک مانیتور 7 اینچ مجهز است. تجهزات ارتباطی کامل، اپراتورهای متعدد موبایل که از آن پشتیبانی می‌کنند و مزیت‌های سیستم عامل اندروید نسبت به iOS این تبلت را به جدی ترین رقیب آی‌پد تبدیل کرده‌است.[سامسونگ جدیدترین رقیب آی‌پد را معرفی کرد]

2- Cisco Cius

شاید خیلی از مشتریانی که از تبلت برای کارهای شخصی استفاده می‌کنند علاقه زیادی به این تبلت ساخت شرکت سیسکو نشان ندهند. ولی ظاهراً این تبلت 7 اینچی اندروید با بسیاری از ابزار کاربردی سیسکو تبلت محبوب سازمان‌ها و مشتریان حرفه‌ای است.

3- بلک‌بری playbook

مجهز به سیستم عامل QNX بلک‌بری، مانیتور 7 اینچ و قدرت پردازش CPU‌ دو هسته‌ای یک گیگاهرتزی و حافظه RAM یک گیگابایتی این تبلت قرار است به زودی بخشی از بازار تبلت را از آن خود کند. این تبلت تا سال 2011 به بازار عرضه می‌شود.[Playbook معرفی شد]

4- Toshiba Libretto

توشیبا در طراحی این تبلت نوآوری به خرج داده‌است. تبلت Libretto دو مانیتور 7 اینچ چند لمسی دارد که از یکی از آن‌ها می‌شود به عنوان یک کیبورد استفاده کرد. سیستم عامل آن ویندوز 7 است و شباهت زیادی به یک نت‌بوک دارد تا تبلت. ولی ایده طراحی جالبش شانس خوبی برای رقابت با آی‌پد است.

5- ASUS Eee Pad

ASUS که یکی از پنج شرکت برتر تولید کامپیوترهای شخصی است بارها اعلام کرده در سه ماهه اول سال 2011 کامپیوتر تبلت خود را با اندازه 9 تا 12 اینچ با سیستم عامل ویندوز 7، ویندوز Embedded Compact و اندروید گوگل به بازار عرضه خواهد کرد.

6- Lenovo U1 Hybrid

Ideapad U1 Hybrid یکی از محصولات جالب نمایشگاه CES2010 بود. این کامپیوتر در حقیقت یک نت‌بوک قابل تبدیل به تبلت است که می‌توان مانیتور آن را از کیبورد جدا کرد و از آن به عنوان تبلت استفاده کرد. این تبلت وقتی برروی کیبورد و قاب اصلی نصب است با سیستم عامل ویندوز 7 کار می‌کند ولی وقتی آن را جدا می‌کنید به تبلت 11.6 اینچی مجهز به لینوکس تبدیل می‌شود. گرچه انتشار این تبلت تا سال 2011 عقب افتاده ولی لنوو می‌گوید قسمت تبلت آن به نام LePad ماه دسامبر به بازار می‌آید.

7- Archos 10

شرکت Archos که PDA است در سال‌های اخیر علاقه زیادی به ورود به بازار تبلت با سیستم عامل‌های مختلف نشان داده‌است. شاید این محصول 10 اینچی مجهز به سیستم عامل 2.2 اندروید برای Archos محصول خوش قدمی باشد.

8- Viewsonic ViewPad 100

این تبلت 10 اینچی هم دارای ویندوز 7 است و هم اندروید 1.6. نمایشگر LED، یک گیگابایت RAM، پردازشگر 1.66 گیگاهرتزی و دیسک ذخیره حالت جامد 16 گیگابایتی دارد و رقیب خوبی برای آی‌پد به حساب می‌آید.

9- Toshiba Folio 100

Folio تبلت 10 اینچی دیگری از شرکت توشیباست که با سیستم عامل 2.2 اندروید و پردازشگر Nvidia Tegra مجهز شده‌است. قیمت آن هم قرار است نسبت به رقبای دیگر ارزان تر باشد.

10- Hp Slate 500

این تبلت ماه ژانویه در CES2010 توسط استیو بالمر مدیر عامل شرکت مایکروسافت معرفی شد و قرار بود مدت کوتاهی بعد از آی‌پد به بازار بیاید. سپس شرکت Hp اعلام کرد با خرید شرکت Palm قصد دارد این تبلت را به یک تبلت WebOS تبدیل کند. ظاهرا Hp نظرش عوض شد و ماه اکتبر این تبلت مجهز به ویندوز 7 به بازار آمد.

11- LG Android Tab

تنها اطلاعاتی که شرکت LG از این محصول منتشر کرده این است که سیستم عامل آن اندروید گوگل است. چانگ ما، مدیر عامل شرکت LG می‌گوید :"تبلت ما بهتر از آی‌پد خواهد بود!"

12- MSI WindPad 100

این تبلت قرار است هم با سیستم عامل ویندوز 7 و هم اندروید عرضه شود. نسخه ویندوز آن دارای پردازشگر اتم، 2 گیگابایت RAM، دو پورت USB و HDMI و 32 گیگابایت هارد دیسک حالت جامد خواهد بود.

13- Notion Ink Adam

این تبلت با طراحی بسیار باریک، 10 اینچ مانیتور Pixel Qi، پردازشگر Nvidia Tegra2 و سیستم عامل اندروید 2.2، شاید یکی از جدی‌ترین رقبای آی‌پد باشد.

14- ExoPC Slate

این تبلت بیشتر بر پایه فعالیت‌های چندرسانه‌ای طراحی شده‌است. سیستم عامل آن ترکیبی از ویندوز 7 و رابط گرافیکی ساخت شرکت تولید کننده آن‌است. مانیتور ExoPC Slate یازده اینچ و پردازشگر آن از نوع اینتل اتم است.

15- Motion J3500

شرکت Motion اکنون سال‌هاست که برای شرکت‌ها و مشتریان خاص خود تبلت‌های سفارشی می‌سازد. تبلت جدید آن i7 اینتل و سیستم عاملش ویندوز 7 است. سیستم اشاره آن همان اشاره‌گر قلمی مایکروسافت و همچنین صفحه نمایش لمسی خازنی است. قیمتش نسبت به سایر رقاب بالاست ولی از قدرت پردازش بالایی برخوردار است.

16- Fusion Garage JooJoo

این تبلت ابتدا قرار بود به عنوان یک کامپیوتر ارزان قیمت برای مرور اینترنت تحت نام CrunchPad به سفارش سایت TechCrunch با این مانیتور 12 اینچی و سیستم عامل مخصوص عرضه شود ولی اکنون نام آن تغییر کرده‌است و به زودی با قابلیت Multi-tasking و ایجاد گفتگوی تصویری زنده به بازار عرضه می‌شود.

17- Viliv X70 EX

این تبلت شباهت خیلی زیادی به کامپیوترهای قدیمی Ultra Mobile PC شرکت مایکروسافت دارد. X70 یک تبلت 7 اینچی مجهز به سیستم عامل ویندوز و پردازشگر اینتل است که در ماشین نیز می‌توان از آن به عنوان GPS  استفاده کرد.

18- EnTourage eDGe

این تبلت شبیه بلت Libretto توشیباست ولی یک طرف آن کتاب‌خوان E-ink‌ است و طرف دیگر تبلت با سیستم عامل اندروید.

19- Nefonie WeTab

این تبلت دارای سیستم عامل MeeGo، صفحه نمایش 11 اینچی و پردازشگر اتم اینتل است.

20- Augen Gentouch78

قیمت 150 دلاری این تبلت تنها ابزار رقابتش با آی‌پد است چرا که کیفیت تولید و قدرت پردازش بسیار پایینی در مقایسه با دیگر رقبایش دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۵ساعت   توسط رضا  | 

اولین موی سپید

لحظاتی پیش اولین موی سپیدم را در آینه دیدم...شاید این یعنی یک اخطار کوچولو...!
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۹ساعت   توسط رضا 

چگونه پروفایل فیس بوک خود را پاکسازی کنیم؟


همانطور که تعداد دوستان شما و برنامه های کاربردی مورد استفاده تان در فیس بوک افزایش مییابد ، فید خبری و دیوار(wall)فیس بوک شما به دلیل شلوغی بیش از حد می تواند به افتضاحی بزرگ تبدیل شود. این خوب است که با دوستان خود در ارتباط هستید ، اما اگر شما نمی توانید پست های مفید را از میان تمام پست های احمقانه و بدرد نخور یا دوستان واقعی خود را از میان تمام افراد ناشناخته تشخیص دهید ، زمان آن فرا رسیده که به تمیز کردن پروفایل فیس بوک خود بپردازید.


فیس بوک گزینه های مختلفی برای تنظیم دقیق آنچه که برنامه های کاربردی و کاربران می بینید و یا اینکه در پروفایل فیس بوک خود استفاده می کنند ارائه میکند، اما اگر از تمام تغییرات مطلع نباشید (و فیس بوک اغلب تغییرات مداوم در وب سایتش را دوست دارد) ، شما ممکن است در میان تمام گزینه های موجود احساس سردرگمی کنید. ما دراین مقاله به شما کارآمد ترین راهها را برای استفاده بهتر و داشتن تجربه لذت بخش تر از حساب فیس بوک خود ارائه می کنیم.
اضافی ها را از دسترس فید خبری پنهان کنید.
ساده ترین راه برای کنترل مطالبی که خبرخوان به شما نشان می دهد زدن دکمه ی “مخفی کردن”(“Hide”) برای چیزهایی است که شما نمی خواهید ببینید. فیس بوک از شما خواهد پرسید که آیا می خواهید آن شخص و یا صفحه را مخفی کنید؟ یک بار که شما آن را تایید کنید، دیگر چیزی از آن را دوباره نخواهیددید و به صورت مخفی در خواهند امد.


اگر می خواهید برخی از اینگونه مطالب پنهان شده را دوباره به نمایش درآورید، نگران نباشید. هنگامی که چیزی را مخفی می کنید ، فیس بوک به شما با پیام “XXX(فلان مطلب) از خبر خوان شما پنهان شده است. برای مدیریت این مطالب به گزینه های ویرایش بروید ” هشدار میدهد.
حال، با کلیک بر روی گزینه ویرایش شما لیستی از تمام صفحات و افراد پنهان شده را ببینید. در آنجا ، شما می توانید عنوانهای پنهان را به حالا قبلی خود برگردانده،و به تنظیم برخی از گزینه های اضافی مانند مشخص نمودن حداکثر تعداد دوستان نمایش داده شده در فید زنده (Live Feed)خبری بپردازید.

دوستان و لیست ها
درست مانند شبکه اجتماعی MySpace ، فیس بوک جایی برای گردهم آیی دوستان می باشد. اما بگذارید این را هم بگوییم که : در اغلب موارد ، تنها تعداد کمی از دوستان خوب و واقعی خود را در فیس بوک می توانید بیابید،. در واقع شما در این شبکه با گروهی از آشنایان ، شرکای تجاری ، همکاران سر وکار دارید، و اگر واقعا باعث خوشحالی شما ست که انها را دوست بدانید، باید عده ای از کاربرانی که شما اصلا نمی شناسید و به واسطه دوستی با دوستان شما با انها دوست شده اید را هم باید دوست بدانید.
خوشبختانه ، شما می توانید آنها را در لیست دوستان خود، سازماندهی کرده که اجازه میدهد فید خبری و جعبه گپ خود رابرای هر لیست دوستان به شیوه دلخواه خود فیلتر کنید. این فرایند کمی خسته کننده است ، اما به ما اعتماد کنید، چون این روش می تواند تحول بزرگی را در پروفایل شما ایجاد کند
ما در یکی از مقاله ها مفصلا توضیح دادیم که چگونه به ایجاد و مدیریت فهرست دوستان در فیس بوک بپردازیم، و در اکثر موارد ، آن روش هنوز دقیق و کارآمد است. با این حال ،شبکه فیس بوک پس از آن مقاله دچارتغییراتی در طرح صفحات خود شده و بنابراین بعضی از جزئیات در مورد چگونگی نمایش لیست ها و مدیریت آنها نیز تغییر کردند.


در حال حاضر لیست ها ذیل عنوان “دوستان” در صفحه اصلی فیس بوک نمایش داده می شود ، برای دیدن تمام لیستهایی که شما ایجاد کرده اید روی آن کلیک کنید. علاوه بر این ، برای ویرایش لیست ها ، با کلیک بر روی حساب کاربری(Account) – وضعیت دوستان خود را ویرایش کنید. از آنجا می توانید دوستانتان را از لیست دوستان خود اضافه یا حذف کرده، لیست ها را حذف و یا لیست جدیدی ایجاد کنید.
برای استفاده از لیست ها ، به سادگی به صفحه اصلی خود رفته و بر روی یک لیست کلیک کنید، شما تنها مطالب ایجاد شده توسط افرادی را که شما به فهرست اضافه کرده اید خواهید دید. نکته مهم تر، تعمیم ویژگی لیست به چت باکس است. هنگامی که شما یک یا چند لیست ایجاد کردید، خواهید دید که جعبه چت هم اکنون آنها را به طور جداگانه نمایش می دهد. با کلیک بر روی لیست دوستان، شما می توانید انتخاب کنید که چه لیست هایی از دوستان را می خواهید در چت باکس را ببینید. این خیلی عالی است که شما دوستان زیادی داشته باشید اما اگر بخواهید بتوانیدفقط با تعداد انگشت شماری که شما تعیین می کنید چت کنید.

برنامه های کاربردی
تقسیم دوستانتان به لیست ها به شما کمک میکند تا پروفایل خود رابه سبک فوق العاده ای سازماندهی و مرتب کنید ، اما هنوز شما را از شر تمام برنامه های کاربردی که دوستانتان استفاده می کنند راحت نمی کند! به عنوان مثال ، اگر شما به برنامه Farmville علاقه ای ندارید ، شما احتمالا نمی خواهید مطالبی ببینید مبنی بر اینکه که گیاهان دوستان شما در این برنامه چگونه رشد می کنند!
باز هم این امکان وجود دارد که برنامه ها را طوری تنظیم کنید که آنچه را می خواهید در پروفایل فیس بوک ببینید، و توصیه می کنیم این کار نه تنها به خاطر زیباتر شده پروفایل خود ، بلکه به خاطر حفظ حریم خصوصی و امنیت انجام دهید. با کلیک بر روی حساب کاربری، تنظیمات برنامه (Application Settings) و در آخر نمایش(Show) و Authorized را از منوی کشویی انتخاب کنید. شما احتمالا از میزان برنامه های مجاز به استفاده خود شگفت زده می شوید ؛ لیستی که در طول زمان می تواند تبدیل به لیستی عظیم از برنامه ها شود.


راه های مختلفی برای مدیریت این برنامه ها وجود دارد. اگر شما برنامه ای واقعا نیاز ندارید ، می توانید به سادگی آن را با کلیک کردن بر روی ضربدر کنارش حذف کنید. این مرحله اندکی طولانی است، با این حال ، شما حتی می توانید برای هر برنامه ای به صورت مجزا تنظیماتی داشته باشید. با کلیک بر روی ویرایش تنظیمات (Edit Settings)، می توانید برنامه را از “انتشار فعالیت های اخیر (به صورت پیام های خبری)” به دیوار پروفایلتان منع کنید. همچنین می توانید انتخاب کنید که آیا می خواهید برنامه در نشانکهای(Bookmarks) شما قرار بگیرد یا نه ، و می توانید فضای اشغال شده توسط تب برنامه را در پروفایل خود محدود کنید.
و دیگر چی؟
پس از مرتب کردن برنامه های کاربردی از پروفایلتان، شما هم ریختگی خیلی کمتری در پروفایل فیس بوک خود مشاهده خواهید کرد ، اما به یاد داشته باشید که این روند ادامه دارد. بعد از مدتی ،احتمالا اجازه دسترسی برنامه های مختلفی را خواهید داد و دوباره پروفایل شما توسط چیزهایی که نمی خواهید پر می شود.بهترین راه برای مقابله با این مشکل را برای انجام شده است نگهداری و مرتب کردن پروفایل فیس بوک خود به طور منظم هر چند ماه یکبار است.

با این حال ، اگر شما دستورالعمل های این مقاله را دنبال کرده اید ، فیس بوک شما در حال حاضر مکان متفاوتی است: سازمان یافته تر، کمتر به هم ریخته و به طور کلی لذت بخش تر. ما امیدواریم که این روش ها به شما کمک کرده باشد! اگر شما هر نکته جالب دیگری در مورد مرتب کردن پروفایل فیس بوک به ذهنتان خطور کرد خوشحال می شویم که با ما در قسیمت نظرات در میان بگذارید.
منبع: mashable

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۸ساعت   توسط رضا  | 

پی بردن به آنلاین بودن دوستان در Facebook در صورت خاموش بودن سیستم چت

در صورتی که در سایت Facebook عضو هستید و با ویژگی‏ها و قابلیت‏های مختلف آن آشنایی دارید حتماً می‏دانید که یکی از قابلیت‏های فیس‏بوک امکان چت کردن با دوستان است. یعنی در صورتی که فردی را در فیس‏بوک به عنوان دوست به لیست دوستان خود اضافه کنید، می‏توانید هر زمان که هر دو آنلاین بودید به طور مستقیم و در همان محیط فیس‏بوک با یکدیگر گفتگو یا چت کنید. اما ویژگی خاصی که قابلیت چت فیس‏بوک دارد این است که امکان حضور نامرئی یا به اصطلاح Invisible در آن وجود ندارد. شما می‏توانید چت را با انتخاب گزینه Go Offline خاموش کنید. درست است که با این کار آنلاین بودن خود را از دید دوستان‏تان پنهان کرده‏اید، اما دیگر خودتان هم امکان مشاهده این که چه کسی از دوستان شما آنلاین است را ندارید. یعنی کاملاً ویژگی چت را غیرفعال کرده‏اید. اما هم اکنون قصد داریم یک ترفند جالب را برای شما بازگو کنیم که با بهره‏گیری از آن، در حین اینکه آفلاین هستید می‏توانید آنلاین بودن دوستان‏تان را چک کنید، بدون این که نیاز باشد از حالت آفلاین خارج شوید.

برای این کار:
ابتدا در سایت فیس‏بوک با نام کاربری خود وارد شوید.
اکنون در نوار پایین صفحه، بر روی Chat و سپس Options کلیک کنید. سپس بر روی گزینه Go Offline کلیک کنید تا وضعیت شما بر روی آفلاین قرار گیرد. خواهید دید که (ترفندستان) در این حالت چت خاموش شده است و امکان این که مشاهده کنید کدام یک از دوستان‏تان آنلاین هستند وجود ندارد، مگر اینکه چت را مجدداً روشن کنید.
اما برای این که در حین خاموش بودن چت به وضعیت آنلاین یا آفلاین بودن دوستان‏تان پی ببرید بایستی وارد یکی از اپلیکیشن‏های سایت فیس‏بوک که در اصل یک بازی است بشوید. این بازی (Backgammon (Tavla نام دارد. برای ورود به آن می‏توانید نام آن را در قسمت Search وارد کنید و با جستجو و نمایش نتیجه وارد آن شوید. یا اینکه مستقیماً بر روی لینک زیر کلیک کنید تا وارد آن شوید:
http://www.facebook.com/apps/application.p...4.3671767838..1
پس از ورود به صفحه اصلی این بازی، بر روی دکمه Go to Application کلیک کنید.
در صفحه بعد، ابتدا اندکی صبر کنید تا بازی Load شود. سپس   در قسمت راست صفحه جایی که عبارت Lobby درج شده است با کلیک بر روی نام اتاق (Room) وارد یکی از اتاق‏های خالی بازی شوید. مهم نیست کدام اتاق، تنها دقت کنید عبارت (Full) در مقابل نام آن درج نشده باشد. در صورتی که هیچ یک از اتاق ها خالی نیست و امکان ورود به آنها وجود ندارد اندکی صبر کنید و مجدد صفحه را رفرش کنید تا اتاقی خالی شود.
پس از کلیک بر روی نام اتاق و ورود به صفحه بعد، از نوار بالایی بازی بر روی سومین گزینه یعنی Play with your friends کلیک کنید.
در این صفحه نام کلیه دوستان شما که هم اکنون در سایت فیس بوک آنلاین هستند را مشاهده خواهید کرد، در عین حالی که چت نیز خاموش است.

به نقل از ترفندستان

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۸ساعت   توسط رضا  | 

 جشن يازدهم خانه موسيقي در حضور اساتيد ايران+ گزارش تصويري

حمدرضا شجريان که براي تجليل از عبدالوهاب شهيدي روي سن آمده بود، بعد از مدتها که پشت ميکروفون نرفته بود و صحبتي نکرده بود، درباره شهيدي گفت: «او بزرگ مرد آواز هنر ايران است و ساليان درازي است که دستش را بوسيده‌ام و در حضور او کُرنش کردم

سايت گروه مجلات همشهري: يازدهمين جشن خانه موسيقي ايران با حضور اساتيد اين هنر بزرگ ايراني مانند محمد رضا شجريان، شهرام ناظري ، عبدالوهاب شهيدي و ... روز سه شنبه هفته گذشته برگزار شد. در اين مراسم که با يک ساعت تأخير و با حضور جمع کثيري از هنرمندان برجسته موسيقي و مسئولان موسيقي کشور همچون حميدرضا شاه‌آبادي معاون هنري ارشاد، رضا مهدوي رئيس مرکز موسيقي حوزه هنري، بابک رضايي مديرعامل انجمن موسيقي و عباس سجادي مدير مؤسسه موسيقي نغمه شهر برگزار شد، ابتدا نماهنگي از روند برگزاري جشن خانه موسيقي طي دوره‌هاي گذشته پخش شد.

حميدرضا نوربخش دبير جشن يازدهم در سخناني با ياد کردن از هنرمندان درگذشته موسيقي گفت: امسال در 3 بخش کتب مکتوب، آلبوم و جايزه مشکاتيان فراخواني را ارائه و بر اساس آن بسياري از هنرمندان آثارشان را به دبيرخانه ارسال نمودند اما آنچه که ما امروز به عنوان نفرات برتر اعلام مي‌کنيم قطعا برترين آثار نيستند چرا که تمامي آثار موسيقايي به دستمان نرسيده و نمي‌توان ادعا کنيم که اگر آلبوم و يا هنرمندي به عنوان بهترين انتخاب شود قطعا بهترين است.اما اميدوارم در سالهاي بعد با دقت و کيفيت بهتري اين امر انجام شود. نوربخش با عذرخواهي از عدم حضور برخي از اعضاي خانه موسيقي اظهار داشت: امروز خانه موسيقي درخت تناوري است که متجاوز از هزار عضو دارد. من معتقدم اين خانه تأثيرگذارترين نهاد موسيقي ايران است.

به گزارش ايسنا، محمدرضا شجريان که براي تجليل از عبدالوهاب شهيدي روي سن آمده بود، بعد از مدتها که پشت ميکروفون نرفته بود و صحبتي نکرده بود، درباره شهيدي گفت: «او بزرگ مرد آواز هنر ايران است و ساليان درازي است که دستش را بوسيده‌ام و در حضور او کُرنش کردم و هيچگاه به خود اجازه ندادم که در حضور او عرض هنر کنم و از اين بابت که من آمده‌ام جايزه او را تقديم کنم متاسفم، استاد مرا ببخش و من در اندازه‌اي نيستم که جايزه شما را بدهم».

پخش نماهنگ «سفر عسرت» از شهرام ناظري از ديگر بخش‌هاي اين برنامه بود که به دنبال آن خانه موسيقي از شهرام ناظري به عنوان پيش‌رو در زمينه خواندن اشعار مولانا و فردوسي و محمد موسوي مدير انتشارات ماهور تقدير کردند. پس از آن ، شهرام ناظري اجرايش را در اين مراسم با تک‌نوازي سه تار آغاز کرد ودر ادامه اعضاي گروه «فردوسي» به او پيوستند. ناظري در سخناني گفت: اين قطعه که با گروه اجرا مي‌شود،بسيار طولاني است بنابراين حدود يک چهارم از آن را اجرا مي‌کنيم.

گزارش تصويري اين مراسم به شرح زير است.


4171.jpg

استاد محمدرضا شجريان و استاد عبدالوهاب شهيدي

4172.jpg
تقدير ظريف و شجريان از شهيدي در مراسم يازدهمين جشن خانه موسيقي

4173.jpg
تقدير ظريف وشجريان از شهيدي در مراسم يازدهمين جشن خانه موسيقي

4174.jpg
تقدير ظريف وشجريان از شهيدي در مراسم يازدهمين جشن خانه موسيقي

4175.jpg
شجريان و نوربخش در مراسم يازدهمين جشن خانه موسيقي

4176.jpg
ظريف وشجريان در مراسم يازدهمين جشن خانه موسيقي

4177.jpg
ظريف وشجريان در مراسم يازدهمين جشن خانه موسيقي

4178.jpg
پيرنياکان، شجريان و مرادخاني درمراسم يازدهمين جشن خانه موسيقي

4182.jpg
تقدير از عليرضا قرباني در مراسم يازدهمين جشن خانه موسيقي

4186.jpg
استاد خرم ، استاد محمد سرير و پيرنياکان در مراسم يازدهمين جشن خانه موسيقي

4189.jpg
اجراي استاد شهرام ناظري در مراسم يازدهمين جشن خانه موسيقي
4193.jpg
اجراي شهرام ناظري در مراسم يازدهمين جشن خانه موسيقي

4196.jpg
تقدير از شهرام ناظري در مراسم يازدهمين جشن خانه موسيقي

4200.jpg
اجراي گروه‌هاي محلي در مراسم يازدهمين جشن خانه موسيقي

4203.jpg
سهراب بخشي در مراسم يازدهمين جشن خانه موسيقي
به نقل از:
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۵ساعت   توسط رضا  | 

اجرای مرغ سحر در کنسرت همایون شجریان+ عکس

اولین شب کنسرت گروه همنوازان حصار درحالی برگزار شد که اجرای قطعه"مرغ سحر" تنها وجه تمایز این کنسرت از اجراهای برج میلاد و تالار اندیشه بود.

سایت گروه مجلات همشهری: اولین اجرای کنسرت گروه همنوازان حصار شب گذشته(12 آبان ماه) در تالار وحدت برگزار شد.

به گزارش ایلنا ،کنسرت گروه همنوازان حصار به آهنگسازی علی قمصری و خوانندگی همایون شجریان در حالی در تالار وحدت آغاز شد که همه بلیت‌های این کنسرت در چهار ساعت به فروش رفته بود و حتی احتمال تمدید آن نیز می‌رفت.

SmartPictureCA9BXGBE.jpg

این کنسرت بر خلاف همه کنسرت که معمولا با 45 دقیقه تاخیر برگزار می شود، سر ساعت برگزار شد، اما آنچه مورد تعجب بود اینکه در تمام اطلاع رسانی رسانه‌ای اعلام شده بود که کنسرت ساعت 21 برگزار می شود اما کنسرت ساعت 20:30 برگزار شد.

SmartPictureCA69A0PJ.jpg

قطعات بخش اول این کنسرت، مقدمه دشتی به همراه آوازهای «بی‌دل و بی‌زبان» و «صنما»، چهار مضراب، تصنیف «خاکدان عشق»، مقدمه نوا، ساز و آواز «نقش خیال»، تصنیف توبه‌شکن»، ضربی نهفت به همراه آواز نهفت و تصنیف «شهر به شهر» از آلبوم «نقش خیال» هستند.

SmartPictureCAIO0ZPF.jpg

 
قطعات بخش دوم نیز شامل مقدمه چهارگاه به همراه آواز «برون از دیده‌ها»، تصنیف «در عاشقی»، تکنوازی تار، تصنیف «آب، نان، آواز»، ساز و آواز شوشتری، تصنیف «به‌جان تو»، ساز و آواز «گناه عشق» و تصنیف «هوای گریه» از آلبوم «آب، نان، آواز» است.

SmartPictureCAMPOOGG.jpg

گروه همنوازان حصار با ترکیب علی قمصری به عنوان آهنگساز و نوازنده تار، سهراب پورناظری نوازنده کمانچه، مصباح قمصری نوازنده کمانچه باس، نگار خارکن نوازنده کمانچه آلتو، علی اصغرعربشاهی تار،نوشین پاسدار نوازنده عود، حسین رضایی نیا نوازنده دف، همایون نصیری نوازنده دمام و سازهای کوبه‌ای و آیین مشکاتیان نوازنده تنبک و کوزه در این کنسرت سه روزه صدای همایون شجریان را همراهی می کنند.

پایان بخش این کنسرت اجرای کرال قطعه موسیقی"مرغ سحر "بود که با استقبال مخاطبان روبرو شد.

SmartPictureCA5SNZ0F.jpg

از نکات جالب اینکه در این کنسرت چهره هایی مانند حسین پاکدل،سعید حجاریان،علی ترابی(سرپرست دفتر موسیقی) و ...حضور داشتند.

کنسرت گروه همنوازان حصار امشب و فردا شب نیز در تالار وحدت برگزار می‌شود.

به نقل از:

http://www.hamshahrimags.com/NSite/FullStory/News/?Id=5163

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۵ساعت   توسط رضا  | 

 آزادي بيان هست؛ بايد آزادي پس از بيان هم باشد

دکتر احمد توکلي، رييس مرکز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي که پنجشنبه شب در شبکه دوم سيما حاضر شده بود، درباره سختي‌هاي نقد و جايگاه بد منتقد در کشور گفت: بالاخره آزادي بيان هست؛ اما بايد آزادي پس از بيان هم باشد و اين گونه منتقدان مورد هجوم قرار نگيرند.

به گزارش «تابناک»، توکلي که در برنامه زنده «جهان سياست» حاضر شده بود، در نخستين پرسش مجري که پرسيد، برخي مي گويند شما از جمله خواصي هستيد که در فتنه پس از انتخابات سکوت کرديد، گفت: شما و يا دوستانتان روزنامه نمي‌خوانيد؟ من در همان زمان، سه نامه براي آقايان کروبي و خاتمي و يک نامه هم براي ميرحسين موسوي نوشتم و حرف‌هايم را بسيار صريح عنوان کردم. کم لطفي برخي دوستان است که اين گونه سخن مي‌گويند.

وي در پاسخ به پرسش مراد عنادي ـ مجري برنامه ـ که گفت برخي مي‌گويند شما کمي دير وارد ميدان شديد، اظهار داشت: از شما که کارشناس سياسي هستيد، توقع بيشتري است که با مطالعه و آگاهي در برنامه حاضر شويد. من خودم رسانه‌اي دارم و وظيفه‌ام را انجام دادم.

بنا بر اين گزارش، مجري برنامه که در اينجا خواست پرسش ديگري بپرسد، با واکنش توکلي روبه رو شد که گفت: حرف مرا قطع نکنيد و اجازه بدهيد حرفم تمام شود؛ در اتفاقات سال گذشته، برخي گروه‌هاي مذهبي خوب و خوش ريشه ما تند عمل کردند و به تعبيري در سقوط برخي سياسيون ايشان را هل دادند. من تعبيري داشتم که مي‌گفتم فلاني به سرنوشت فلاني دچار مي‌شود و ديگري هم به سرنوشت يکي ديگر... اما برخي دوستان با تندروي‌هايشان به اين پروسه سرعت بخشيدند.

توکلي ادامه داد: به برخي دوستان يادآوري مي کردم که اين تيترهايي که انتخاب مي‌کنيد، بر اين مبنا زياد خوب نيست، شما داريد بدتر آدم‌ها را هل مي‌دهيد؛ مي‌گفتند حق با شماست، درستش مي‌کنيم اما درست نکردند.

توکلي تصريح کرد: من درصدد راضي نگه داشتن معترضان به خودم نيستم، ولي شايد بهتر از خيلي مدعيان وظيفه‌ام را در سال گذشته انجام داده باشم.

مجري برنامه که در ميان اين سخنان توکلي بارها خواست بحث را عوض کند، بلافاصله در اقدامي جالب، ميهمان هفته بعد را در بينابين حرف‌هاي توکلي معرفي کرد و بعد هم پرسش ها را به سمت انتقادات مجلس از دولت و بالعکس سوق داد.
به نقل از:
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۵ساعت   توسط رضا  | 

مارادونا سرمربی جدید تیم ملی ایران !

مارادونا پیش از این پیراهنش را به محمود احمدی‌نژاد داده بود.

دیه گو آرماندو مارادونا روی نیمکت تیم ملی ایران. شاید وقتی اولین بار این نام مطرح می شود به شوخی شباهت داشته باشد. پروسه ای که اما انجامش از همین حالا استارت خورده است.

به گزارش خبرآنلاین ، سرمربی ضد امپریالیست آرژانتین در جام جهانی که در ژوهانسبورگ  و در گیر و دار جام جهانی ، تصویر محمود احمدی نژاد را بر دیوار اتاقش زده بود می آید تا پس از اولین دیدار رسمی پس از 5 سال ابراز ارادت دو سویه اولین دیدار میان دو ستاره ضد آمریکایی دنیا انجام شود. دیداری که  در آن محبوب ترین ستاره فوتبال جهان  در ازای پیراهنی که هدیه داده  ، ممکن است  نیمکت تیم ملی ایران را هدیه بگیرد. انتخابی که تیم ملی ایران را به یکی از خبرساز ترین تیم های جهان بدل می سازد.

قصه پیراهن دیه گو

همه چیز از بوئینس آیرس آغاز شد. از یک بازی دوستانه فوتسال میان پیرمردهای برزیلی و آرژانتینی. دیه گوی سنگین وزن اواخر سال 2006 میلادی در حاشیه این بازی ملاقاتی کوتاه را با محسن بهاروند ، کاردار ارشد سفارت ایران داشت. دیپلمات ارشد ایرانی که تا قبل از این باید تمام وقتش را صرف بحث های مربوط به اختلاف دولت های ایران و آرژانتین می گذراند ، این فرصت را بدست آورد ملاقاتی فوتبالی داشته باشد برای به کارگیری دیپلماسی عمومی.  فرصتی تا اودر کنار ظرف میناکاری شده و قالیچه کوچک ابریشمی که هدیه ایران به محبوب ترین ستاره تاریخ فوتبال بود از او برای دفاعش در برنامه تلویزیونی هفتگی خود از سیاست های خارجی جمهوری اسلامی ایران تشکر کند. برنامه ای که علاقمندانی فراوان در آمریکای جنوبی داشت .

دیه گو بارها در این برنامه از محمود احمدی نژاد ، فیدل کاسترو ، هوگو چاوز ، اوو مورالس و دانیل اورتگا به عنوان پیشگامان مبارزه با سیاست های استکباری نام برده بود. دیه گو هم در مقابل پیراهنش را از تنش در آورد و به دیپلمات ایرانی هدیه کرد و گفت:« من مردم ایران را دوست دارم. شما در صف اول جنگ با آمریکا هستید. احمدی نژاد مرد شجاعی است.» او همان جا برای اولین بار ابراز علاقه کرد تا دیداری با رئیس جمهور ایران داشته باشد.

مدتی بعد ، دیه گو ه همراه « کوردرو» دوست مشترکش با دیپلمات ایرانی ، به سفارت ایران در بوئینس آیرس رفت و پیراهن شماره 10 تیم ملی کشورش را این بار در مراسمی رسمی تحویل مسئولان ایرانی داد تا به محمود احمدی نژاد هدیه شود. پیراهنی که امروز یکی از هدایای  موزه ریاست جمهوری ایران است.

دیه گوی عزیز برایت از خداوند آرزوی موفقیت دارم!

«از ابراز لطف آن جناب نسبت به ملت حق طلب و انقلابی ایران و اینجانب صمیمانه تشکر می کنم... یک بار دیگر از خدای متعال برای جنابعالی که فرد پرآوازه ای هستید توفیق خدمت به ملت بزرگ آرژانتین، و برای ملتهای آمریکای لاتین به ویژه آرژانتین ، پیروزی، پیشرفت و موفقیت مسالت دارم.» این پاسخ محمود احمدی نژاد بود به اهدای پیراهن از سوی دیه گو. پیراهن شماره 10 آرژانتین که با نام مارادونا به تاریخ پیوسته است.  نامه ای که در نخستین روز کاری ایران پس از تعطیلات 13 روزه نوروزی سال 1387منتشر شد. زمانی که ستاره آرژانتینی هنوز سرمربی تیم ملی کشورش نشده بود.

همان زمان سفارت ایران در بوئینس آیرس و سازمان ورزش ایران برای سفر دیه گو به تهران رایزنی  کردند تا او بتواند در پایان بازی های المپیک 2008 چین سفری هم به تهران داشته باشد. حتی اسپانسری هم برای تامین هزینه های این سفر و یک بازی نمایشی در تهران پیدا شده بود اما ناکامی تلخ ورزش ایران در چین ، این برنامه را به تعویق انداخت . پس از آن هم با انتخاب مارادونا به عنوان سرمربی آرژانتین تا بازی های جام جهانی 2010 به فراموشی سپرده شد.

در ژوهانسبورگ باری دیگر نام ستاره آرژانتینی با نام رئیس جمهور ایران گره خورد. با اعلام این خبر که او عکس محمود احمدی نژاد را به عنوان یکی از الگوهای خود بر دیوار اتاقش چسبانده است. حتی بعضی از سایت های خبری پیش بینی می کردند رئیس جمهوری ایران ، در صورت رسیدن آرژانتین به فینال جام جهانی پیام تبریکی را برای مارادونا ارسال می کند.

دوست داشتنی

هنوز یک هفته از ورود ستار ه به پنجمین دهه زندگی اش نمی گذرد. او که در 4 دهه گذشته همواره  فراز و نشیب داشته اما هیچ گاه منفور نشده است. اتفاقی که برای کمتر ستاره فوتبالی رخ می دهد. او نه منفور شده و نه فراموش . نه روزی که به دلیل دوپینگ از سوی فیفا محروم شد .  چه روزی که برای زیاده روی در مصرف مواد مخدر به کما رفت. حتی آن شب مردم بوئینس آیرس در میدان اصلی شهر برای سلامتی اش شمع بدست گرفتند تا خداوند «قدیس » شان را برگرداند.

شاید نام مارادونا برای هیچ مردمی به اندازه انگلیسی ها تلخ نباشد اما حتی در بریتانیا هم او برای همه منفور نیست. این را خودش نقل می کند:« همیشه فکر می کردم برای « دست خدا » تا ابد آنها مرا نمی بخشند اما وقتی در فرودگاه هیثروی لندن پسر بچه های انگلیسی را دیدم که با دسته گل به استقبالم آمده بودند ، وجودم لرزید.»

این قدر رویایی که با حضورش در تمرین لیورپول ، همه شاگردان بنیتس ، دورش حلقه زدند. کاپیتان جرارد تمرین را رها کرد و خواست با او عکسی به یادگار بگیرد. جیمی کاراگر به سمت تلفن همراهش دوید تا خانواده اش را خبر کند که برای گرفتن عکس و امضای یادگاری از دیه گو به آنفیلد بیایند.

او که یکتنه همه اخبار جام جهانی 21010 را تحت تاثیر قرار داد . هر روز اخبارش در صدر همه حوادث فوتبالی جهان قرار می گرفت. پیروزی هایش ، بوسه هایش ، حرف هایش ، خواست هایش و حتی شکست تحقیرآمیزش. باخت تلخ برابر آلمان می توانست برای نابودی هر مربی دیگری در آرژانتین کافی باشد که رسانه های آرژانتینی همین قصد را داشتند اما استقبال بیش از 30 هزار نفر در بوئینس آیرس از دیه گو نشان داد او هیچ وقت تمام نمی شود حتی در روز شکست.

دعوت به تهران برای تجلیل

دیه گو بزودی به تهران می آید. هنوز این خبر را رسما اعلام نکرده اند. سفارت ایران در بوئینس آیرس و فدراسیون فوتبال گام های اول را برداشته اند. علی کفاشیان این خبر را برای اولین بار در گفت و گو با خبر مطرح می کند:« اقداماتی برای این بازدید انجام  شده. ایشان خیلی رئیس جمهور ما را دوست دارند و چند بار خواهان ملاقات با آقای احمدی نژاد شدند برای همین تلاش هایی داشتیم که این دیدار در تهران رخ دهد. البته همان طور که گفتم این فقط یک دیدار است . » او اصرار دارد پیشنهاد مربیگری ایران در این دیدار مطرح نمی شود و تنها ممکن است یک بازی دوستانه با حضور او برگزار شود. با این وجود پس از اعلامی رسمی انتصاب باتیستا به سرمربیگری آرژانتین ، مارادونا که دیگر راهی برای بازگشت به تیم ملی کشورش ندارد ، در سفرش به چین برای انجام چند بازی خیرخواهانه ابراز علاقه کرد که در آسیا مربیگری کند.

دیه گو سوپر گل سیاسی فوتبال ایران

دیه گو مارادونا روی نیمکت تیم ملی ایران. این خبر را مسئولان فدراسیون تکذیب می کنند. عباس ترابیان و هم تاج مطرح شدن این نام را در شرایط فعلی اشتباه می دانند چون تیم ملی رقابتی بزرگ در پیش دارد. بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند مارادونا بازیکن خوبی بوده اما مربی خوبی نیست. با این وجود حضور او سوپر گل سیاسی برای فوتبال ایران است. دیه گو روابطی بسیار دوستانه با دولتمردان آرژانتین دارد. تنها دولت آمریکای جنوبی که روابطش سال هاست با ایران سرد بوده.

دیه گو مارادونا  که با توجه به ارزش پولی منطقه آمریکای جنوبی به احتمال فراوان حتی همراه با تیم دستیارانش رقمی کمتر از 2 میلیون دلار در سال برای ایران هزینه به همراه خواهد داشت . حضوری که هم نگاه افکار عمومی آرژانتین را نسبت به کشور ما تغییر می دهد ، هم تیم ملی ما را در صدر توجه فوتبال دوستان جهان قرار می دهد و هم خونی تازه را به رگ فوتبال رخوت گرفته ایران  تزریق می کند. دولت را که از دوره نهم همواره به دلیل ناکامی های  ورزشی  از سوی منتقدان مورد هجوم قرار می گرفت ، صاحب فرصتی بزرگ می کند. فرصتی که تا پایان دولت دهم هم برای شان باقی خواهند ماند. یعنی تا پایان بازی های مقدماتی جام جهانی برزیل 2014.
به نقل از:
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۵ساعت   توسط رضا  | 

راهنمای درجه بندی فیلم ها

معمولا هر فیلمی که در آمریکا تولید می‌شود یکی از این علایم اختصاری را به همراه دارد. قبل از

شروع آنونس فیلم، قبل از شروع خود فیلم، در پای پوسترهای فیلم و در پشت جعبه‌ی دی‌وی‌دی فیلم می‌توان این حروف را دید. اما این حروف چه معنایی دارند؟

General Audience s :G   (مخاطب عمومی)
این نوع فیلم‌ها را همه‌ی تماشاگران می‌توانند ببینند. محتویات فیلم از نظر تم، زبان، خشونت و غیره چیز آزاردهنده‌ای برای والدینی که با فرزندان خردسالشان به سینما می‌روند، ندارد. بعضی از دیالوگ‌ها ممکن است غیرمؤدبانه باشد اما این الفاظ، جزو الفاظی است که عموما استفاده می‌شود. کلمات رکیک، برهنگی، روابط جنسی و استفاده از مواد مخدر در فیلم وجود ندارد و خشونت در حداقل ممکن است. از دهه‌ی70 به بعد، درجه‌ی G عملا به فیلم‌های کودکان اختصاص دارد.  بعضی از فیلم‌های درجه‌ی G عبارت‌اند از: اغلب انیمیشن‌ها، 2001  ادیسه‌ی فضایی، داستان استریت، ویولن‌زن روی بام.

 Parental Guidance Suggested:PG (راهنمایی والدین توصیه می‌شود)
برخی از موارد فیلم احتمالا برای کودکان مناسب نیست. فیلم احتمالا برخی تم‌های بزرگسالانه را مطرح می‌کند و ممکن است دارای مواردی از بددهنی، خشونت و برهنگی مختصر باشد. اما این موارد در فیلم مختصر و محدود است و لازم نیست به والدین اخطار جدی داده شود. در ضمن فیلم فاقد صحنه‌های استفاده از مواد مخدر است.  بعضی از فیلم‌های درجه‌ی PG عبارت‌اند از: شرک 1و2، بالا، اغلب فیلم‌های سری هری پاتر، نیش، بازگشت به آینده، مرد فیل‌نما، آنی‌هال، بازرس، گاندی، شیر در زمستان.

Parents Strongly Cautione d :P G -13 (هشدار جدی به والدین)
برخی موارد فیلم برای کودکان زیر 13 سال مناسب نیست. موارد حساسیت‌برانگیز بیشتر از فیلم‌های درجه‌ی قبلی است اما نه به اندازه‌ی فیلم‌های درجه‌ی R. نشان‌دادن هرگونه استفاده از مواد مخدر حداقل درجه PG-13 را به ارمغان می‌آورد. در حوزه‌ی بدزبانی هم هرگونه وهن مقدسات یا هر فحاشی که معنی جنسی داشته باشد با درجه‌ی PG-13پاسخ داده می‌شود. اگر این موارد بیش از حد تکرار شود فیلم درجه‌ی R خواهد گرفت. بنابراین مرز میان این دو درجه کم است و ممکن است یک فیلم R با نظر مثبت بررسی‌کننده‌ها یا حذف یکی- دو دیالوگ درجه‌ی  PG-13بگیرد. بیشتر بلاک‌باسترها ( فیلم‌های پرخرجی که به قصد فروش بالا تولید می‌شوند) درجه‌ی PG-13  دارند.  بعضی از فیلم‌های این درجه عبارت‌اند از: شوالیه‌ی تاریکی، سری ارباب حلقه‌ها، مأموریت غیرممکن، فارست گامپ، آواتار، تایتانیک، پارک ژوراسیک، 11 یار اوشن، ماهی بزرگ، ذهن زیبا، کد داوینچی، زندگی زیباست، ادوارد دست‌قیچی، جداافتاده، دیگران، جونو.

 Restricted: R (محدودیت مخاطب)
افراد زیر 17 سال برای تماشای فیلم‌های R باید همراه فردی بزرگسال به سینما بروند. درجه‌ی R حاصل بالارفتن تعداد یا شدت نمایش موضوعات حساسیت‌برانگیز در فیلم است. برای مثال فیلمی با برهنگی کامل، کلمات رکیک پرتعداد یا خشونت شدید معمولا درجه‌ی R می‌گیرد. (نظام درجه‌بندی برای خشونت فیلم‌های تاریخی مستند به واقعیت، آسان‌گیرتر است. برای مثال، سطح خشونت نجات سربازرایان می‌تواند برای یک فیلم داستانی درجه‌ی NC-17 به همراه بیاورد. ) از نظر آماری این درجه بیشترین سهم را در فیلم‌های تولیدشده‌ی آمریکا دارد(55 درصد فیلم‌ها در مقایسه با 24 درصد PG، 10 درصد PG- 13 و3 درصدNC-17.  بعضی از معروف‌ترین فیلم‌های این درجه عبارت‌اند از: رهایی از شاوشنک، پالپ فیکشن، پدرخوانده 1و2، باشگاه مشت‌زنی، ماتریکس، زیبایی آمریکایی، گلادیاتور، هفت، نجات سربازرایان، سکوت بره‌ها، بیل را بکش، مسیر سبز، پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته، درخشش، پرتقال‌کوکی، املی، لبوفسکی بزرگ، اینک آخرالزمان، فارگو، لابیرنت پن.

No one 17 and under Admitte d :NC-17  (عدم پذیرش زیر 17 سال)
افراد زیر 17 سال تحت هیچ شرایطی اجازه‌ی تماشای این‌گونه فیلم‌ها را در سینما ندارند. موارد حساسیت‌برانگیز به‌حدی در این فیلم‌ها مطرح است که اغلب والدین آن را بالاتر از حد فرزندانشان می‌دانند.
بعضی از فیلم‌های این درجه عبارت‌اند از: روانی آمریکایی، گریندهاوس، تپه‌ها چشم دارند، تصادف (1996).
به نقل از:
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۵ساعت   توسط رضا  | 

فیلم،کاغذ قیچی

فیلم،کاغذ قیچی

وقتی درباره‌ی سینما و تاثیرگذاری آن حرف می‌زنیم ناچار از اشاره به دو عامل صنعت و جامعه‌ایم. در واقع آن‌چه تماشا‌گر در سالن‌های سینما می‌بیند برآیند نیروهایی است که راس‌های این هرم قدرت بر هم وارد می‌کنند و نهادهای نظارتی در طول تاریخ این رسانه در پی کنترل و هدایت آن بوده‌اند. این فرآیند همواره در همه جای دنیا امری پیچیده و چالشی بوده است اما در کشور خودمان به خاطر ویژگی‌های جامعه ایرانی: تکثر آن، سویه قوی مذهبی و سنتی‌اش و همچنین نوع نظام اقتصادی غالب- که در آن همه چیز عملا متکی به دولت است- پیچیده‌تر و چالشی‌تر هم شده است. چیزی که قضاوت و تحلیل درباره این امر را سخت می‌کند.

1283
 با شروع نمایش عمومی فیلم در تهران توسط میرزا ابراهیم صحاف‌باشی، سانسور هم در سینما آغاز می‌شود. اولین ممیزها، قرائت‌کنندگان میان‌نویس‌های فیلم‌های صامت هستند. سینمادارها از قرائت‌کنندگان می‌خواهند تا در ترجمه و خواندن میان‌تیترها، رعایت عرف جامعه‌ی ایرانی را بکنند و در صورت لزوم با توضیحات خودشان، تغییراتی هم در محتوای فیلم‌ها بدهند. این‌جوری فیلم‌ها با سلیقه و پسند تماشاگر ایرانی بهتر جور درمی‌آید.

1309 - مهر
 به دنبال فشار مطبوعات وقت، برای اولین بار مقرراتی رسمی برای نمایش فیلم‌ها تصویب می‌شود. «لایحه نمایش‌ها و سینماها» را بلدیه‌ی تهران تهیه می‌کند، آن را به وزارت داخله می‌دهد و در هیئت وزیران تصویب می‌شود. در این لایحه، بخش سینماها شش ماده دارد که مواد سه و چهار آن مربوط به نظارت پیش از اکران است. طبق این دو ماده، مدیران سینماها برای نمایش هر فیلم باید اجازه‌نامه بگیرند. فیلم‌ها باید برای نماینده‌ی شهرداری نشان داده ‌شود. صحنه‌هایی که «منافی با اخلاق و عفاف» باشد حذف و بعد برای بقیه‌ی فیلم جواز نمایش صادر می‌شود. (قانون 1 و بازتاب 1 را ببینید)

 1312
با ساخت نخستین فیلم ناطق ایرانی دختر لر (عبدالحسین سپنتا) نخستین مورد سانسور در سینمای ایران هم شکل می‌گیرد. این فیلم داستان یک زوج ایرانی است که از ایران ناامن زمان مشروطه به هند پناه می‌برند. با فشار مستقیم دربار، در انتهای فیلم ساخته‌شده، جعفر و گلنار به ایران برمی‌گردند و دلیل بازگشت آنها به ایران هم در میان‌نویس پایانی فیلم امنیت «دوران رضاشاه کبیر» عنوان می‌شود.

   1317
 با ورود صنعت فیلمسازی به ایران وزارت داخله، در واکنش به «توجه روزافزون برای ضبط مناظر، عمارات، تأسیسات و خیابان‌ها نزد تولیدکنندگان وطنی» آیین‌نامه‌ی جدیدی تنظیم می‌کند که مقرراتی برای فیلمبرداری، عکسبرداری، نقاشی و طراحی دارد. بخش فیلمبرداری این آیین‌نامه 12 ماده دارد که ماده‌ی 2 آن مسئولیت رسیدگی به امور تولید و صدور پروانه‌ی نمایش فیلم‌ها را به اداره‌ی کل شهربانی می‌دهد.

1320
 پس از ورود نیروهای متفقین به ایران، در وزارت داخله (که حالا «کشور» شده) دایره‌ای ویژه به اسم «اداره نمایشات» تأسیس می‌شود که مسئولیتش با زنی آمریکایی به اسم «نیلا کوک» است. مسئولیت نظارت بر نمایش فیلم‌ها با این دایره است. در این دوره حساسیت‌ها در مورد منافع متفقین در ایران است و هیچ کنترل دیگری صورت نمی‌گیرد، تا حدی که مطبوعات دوباره خواستار سانسور فیلم‌ها می‌شوند. (بازتاب 2 را ببینید.)


  1324 - اسفند
 بعد از برکناری خانم کوک، برای مدتی مسئولیت نظارت بر نمایش فیلم‌ها به «اداره تبلیغات» وزارت کار محول می‌شود. وزارت کشور زیر بار نمی‌رود. کار به مجلس شورای ملی کشیده می‌شود. مجلس در جلسه‌ی 24 اسفند 1324 خود «رسیدگی به امور فیلم و نمایش» را به وزارت کشور می‌سپارد و این وزارت‌خانه را ملزم به وضع مقررات و ایجاد تشکیلاتی برای این کار می‌کند.

1329 - خرداد
 حاصل کار وزارت کشور در انجام وظیفه‌ای که مجلس بر عهده‌اش گذاشته، بالاخره نهایی می‌شود. «آیین‌نامه سینماها و مؤسسات نمایشی» 9 فصل و 77 ماده دارد که فصل 6 آن به «بازدید فیلم» اختصاص دارد. این فصل  روش سانسور فیلم را تا سال‌های سال تعیین می‌‌کند.طبق قانون جدید، هیچ فیلمی را در هیچ‌کجا نمی‌شود نمایش داد، مگر این‌که به تأیید «کمیسیون نمایش» برسد. کمیسیون نمایش از نمایندگان وزارت کشور، وزارت فرهنگ، شهربانی کل کشور، سازمان اطلاعات و امنیت (ساواک)، اداره‌ی انتشارات و رادیو (صداوسیمای بعدی) به‌اضافه‌ی یک نماینده از «سندیکای سینماها» بدون حق رأی تشکیل می‌شود. اگر فیلم یا صحنه‌ای را سه نفر از اعضا رد کنند آن فیلم یا صحنه سانسور می‌شود. قسمت‌های حذفی هم در خود اداره‌ی نمایش نگهداری می‌شود. موارد غیرمجاز در این قانون، لیستی مفصل است اما در عمل بیشترین تأکید روی فیلم‌های تاریخی است که به داستان سلاطین می‌پردازد. قرار است شاه‌ها بد نمایش داده نشوند. (قانون 2 و بازتاب 3 را ببینید)

   1333
 نصرت‌الله محتشم کارگردان که از ابتدای تشکیل کمیسیون نمایش، مسئولیت اداره‌ی نمایش را برعهده دارد، در برابر فشارهای بعد از کودتای 28مرداد استعفا می‌کند. او شش ماه بعد، دوباره به سمت خود برمی‌گردد. محتشم در کارش چنان جدی است که یک بار فیلم خودش درباره‌ی آغامحمدخان قاجار را سانسور می‌کند و دستور می‌دهد که پایانش عوض شود.

1337
  اوج فشار بر تولیدات داخلی. تقریبا تمام فیلم‌های این سال سانسور می‌شوند. بیشتر سانسورها به خاطر صحنه‌هایی از محله‌های جنوب شهر و زندگی مردم فقیر است؛ مثلا در همه گناهکاریم (عزیز رفیعی) صحنه‌ای که یک دزد بعد از دیدن فقر اهالی خانه‌ای که برای دزدی به آن رفته، پول‌های خودش را هم برای آنها می‌گذارد، حذف می‌شود یا چشم‌به‌راه (عطاءالله زاهد) فقط وقتی مجوز می‌گیرد که به‌جای صحنه‌های جنوب شهرش، صحنه‌هایی از رقص و آواز یک خواننده‌ی زن جایگزین شود! وضع جنوب شهر (فرخ غفاری) از همه بدتر است. فیلم سه روز بعد از نمایش عمومی توقیف می‌شود.

1339 - آبان
 دکتر محمدعلی سمیعی، رئیس جدید اداره‌ی نمایش برای کاستن از فشار انتقادها، تصمیم می‌گیرد با دعوت از تهیه‌کنندگان، کارگردان‌ها، بازیگران و نویسندگان سینمایی، خود آنها را در پروسه‌ی نظارت شریک کند. برای این کار دو فیلم لاله‌ی دریایی (ابراهیم مرادی) و ازپاریس‌برگشته (سالار عشقی) انتخاب می‌شود. بعد از نمایش خصوصی این دو فیلم، تمامی حاضران خواستار توقیف هردو فیلم به دلیل ساختار سینمایی بسیار ضعیفشان می‌شوند. بااین‌حال فقط 10 روز بعد، ازپاریس‌برگشته مجوز اکران می‌گیرد.

1341
 محتشم در بازگشتش به اداره‌ی نمایش، موفق می‌شود با جلب نظر مقامات بالاتر، یک «کمیسیون عالی» برای اعلام نظر درباره‌ی فیلم‌های توقیف‌شده‌ی قبلی تشکیل بدهد. ازجمله فعالیت‌های این کمیته اجازه‌ی نمایش به فیلم ژولیوس سزار (جوزف منکیه‌ویچ) است که سال‌هاست به خاطر صحنه‌ی قتل سزار در توقیف مانده.

1343-فروردین
 با موافقت دو وزارت‌خانه، کلیه‌ی اختیارات اداره‌ی نمایش وزارت کشور به وزارت فرهنگ و هنر تفویض می‌شود. اولین رئیس «اداره کل نظارت و نمایش» وزارت فرهنگ، دکتر هوشنگ کاووسی است که سال‌ها خودش منتقد سانسور بوده. در دوره‌ی او فیلم دیروز، امروز، فردا (ویتوریو دسیکا) بدون حذف هیچ صحنه‌ای نمایش داده می‌شود اما اکرانش با اعتراض تماشاگران ناچار با حذف صحنه‌هایی ادامه می‌یابد.

1345 - مرداد
 آیین‌نامه‌ی جدیدی که توسط وزارت فرهنگ تدوین شده به تصویب هیئت وزیران می‌رسد. در «آیین‌نامه نظارت بر نمایش فیلم و اسلاید» اولا علاوه بر نمایندگان وزارت‌خانه‌های فرهنگ، کشور و اطلاعات، 15 تن از خبرگان زمینه‌های مختلف هم به عضویت شورا درمی‌آیند. در ثانی موارد جدیدی به مواد 15‌گانه‌ی آیین‌نامه‌ی قبلی اضافه می‌شود که ردپای قیام 15 خرداد 1342 در اضافه‌کردن آنها به‌خوبی مشهود است. و بالاخره این‌که در ماده‌ی 26 رده‌بندی سنی فیلم‌ها برای زیر و بالای 18سال به تصویب می‌رسد.(قانون 3 را ببینید)

1346 - تیر
 دکتر کاووسی که موفقیتی در اجرای نظریاتش به دست نیاورده، استعفا می‌کند و سیدابراهیم صالح به جای او می‌آید که تا پایان عصر پهلوی مسئولیت اداره‌ی نظارت را برعهده دارد. در دوره‌ی او، سختگیری نسبت به صحنه‌های غیراخلاقی کاملا از بین می‌رود.

1349
 اولین مورد اعتراض صنفی به یک فیلم را پرستاران در اعتراض به آرامش در حضور دیگران (ناصر تقوایی) رقم می‌زنند. داستان زندگی فلاکت‌بار افسر بازنشسته‌ی این فیلم و دختران پرستارش، باعث اعتراض و بلافاصله توقیف فیلم می‌شود.

1354
پیچیده‌ترین مورد سانسور روی فیلم گوزن‌ها (مسعود کیمیایی) اعمال می‌شود. این فیلم پس از نمایش در سومین جشنواره‌ی جهانی فیلم تهران، یک سال توقیف می‌ماند و بعد هم با عوض‌کردن کامل داستان و فیلمبرداری مجدد به آن اجازه‌ی نمایش می‌دهند. گوزن‌ها داستان رفاقت قدیمی یک معتاد و یک چریک فراری است که بعد از سال‌ها به هم می‌رسند. کیمیایی را مجبور می‌کنند که کاراکتر چریک رزمنده تبدیل به سارق بانک شود و رفیق قدیمی‌اش را به خیال این‌که او را لو داده است، بکشد.

1356-اسفند
 در فضای انتقادی و انقلابی علیه رژیم، اداره‌ی کل امور سینمایی اعلام می‌کند که برای مقابله با ورود «فیلم‌های بی‌ارزش سکسی» دیگر به چنین فیلم‌هایی مجوز نمایش نخواهد داد. بااین‌حال، در همان ماه 100 فیلم مبتذل پروانه‌ی نمایش می‌گیرند.

1357 - اسفند
 شورای انقلاب اسلامی، در یکی از اولین مصوباتش رأی به ادغام دو وزارت‌خانه‌ی «فرهنگ و هنر» و «علوم و آموزش عالی» برای تشکیل وزارت فرهنگ و آموزش عالی می‌دهد. مسئول امور سینمایی هم می‌شود این وزارت‌خانه.

1358- فروردین
 محمدعلی نجفی، کارگردان و نخستین سرپرست «اداره کل امور سینمایی»، سیاست‌هایش را اعلام می‌کند: «سانسور به هیچ شکلی در سینما وجود نخواهد داشت... البته ما با ابتذال به‌شدت مبارزه خواهیم کرد و اجازه نمی‌دهیم فی‌المثل از سکس یا خشونت برای پرکردن جیب تاجران فیلم استفاده شود». در این دوره تنها قانون مربوط به نظارت بر فیلم‌ها، فقط یک دستورالعمل کلی است: «عدم مطابقت با معیارهای اسلامی».

1359 - مهر
 طبق مصوبه‌ی شورای انقلاب فرهنگی، بعضی از واحدهای وزارت فرهنگ و آموزش اسلامی، به وزارت‌خانه‌ی جدید «ارشاد اسلامی» منتقل می‌شود؛ از جمله اداره‌ی کل نظارت و نمایش فیلم (وزارت ارشاد اسلامی در قانون اساسی جدید می‌شود فرهنگ و ارشاد اسلامی).

1360 - تابستان
 مهدی کلهر، معاونت سینمایی جدید، اعلام می‌کند که «شورای بازبینی فیلم» که کارش بررسی مجدد پروانه‌ی نمایش فیلم‌های ایرانی قبل از انقلاب بود، طی سه سال، 2208 فیلم ایرانی را بازبینی کرد و از میان آنها به 252 فیلم پروانه‌ی نمایش داد.

1361 - اسفند
  آیین‌نامه‌ی جدیدی برای نظارت بر فیلم‌ها به تصویب هیئت وزیران می‌رسد. این آیین‌نامه موارد منطقی نظارت را از آیین‌نامه‌ی قبلی حفظ و مواردی مثل توهین به سلطنت یا مقامات را حذف کرده است. درعوض برای تشویق به تولید آثار برتر، پیشنهاد درجه‌بندی فیلم‌ها به سه گروه «الف»، «ب» و «ج» هم آمده است، به این معنا بعد از بازبینی فیلم و تعیین گروه آن، فیلم‌های گروه «الف» در بهترین سینماها و در بهترین هفته‌های فصل به نمایش درمی‌آیند. اسم معاونت نظارت هم می‌شود: «اداره کل نظارت و ارزشیابی». ( قانون 4 را ببینید)

1362
 مهدی ارگانی به عضویت شورای تصویب فیلمنامه‌ی وزارت ارشاد درمی‌آید. انتصاب او که نابیناست، باعث جنجال‌های فراوانی می‌شود.

1364 - اسفند
 ماهنامه‌ی فیلم در گزارشی اعلام می‌کند که در بین فیلم‌هایی که از ابتدای انقلاب تا پایان سال 1363 ساخته شده‌اند، در مجموع 19 فیلم پروانه‌ی نمایش نگرفته‌اند. در گزارش فیلم اسم عوامل، خلاصه‌ی داستان فیلم‌ها و دلایل توقیف آنها بدون هیچ ابراز نظری آمده است: «این کندوکاو، علاوه بر پاسخی به کنجکاوی‌های علاقمندان سینما، گونه‌ای روشنگری برای دست‌اندرکاران سینماست تا بدانند کدام فیلم‌ها به چه دلایلی اجازه نمایش نگرفته‌اند». این فهرست، بعدها به «فهرست خاکستری» معروف می‌شود.

1367 - زمستان
 وزارت ارشاد در سلسله نشست‌هایی با حضور اهالی سینما و خبرنگاران سینمایی، به نمایش خصوصی فیلم‌های «فهرست خاکستری» و گفت‌وگو درباره‌ی چرایی توقیف این فیلم‌ها می‌پردازد. این جلسات که دو سال ادامه دارد، به رفع توقیف فیلم‌هایی نظیر جعفرخان ازفرنگ‌برگشته (علی حاتمی) منجر می‌شود.

1370
 دو فیلم از یک کارگردان، شب‌های زاینده‌رود و نوبت عاشقی (محسن مخملباف) که در جشنواره‌ی فیلم فجر سال قبل هم اکران شده و کاندیدای سیمرغ هم بوده‌اند، بدون اعلام دلیل مشخصی توقیف می‌شوند.

 1371
 بهرام بیضایی به خاطر توقیف یک‌ساله‌ی فیلمش، مسافران که بعد از بردن جوایز متعدد در دهمین جشنواره‌ی فیلم فجر انجام می‌شود، جایزه‌اش را به معاونت سینمایی وزارت ارشاد پس می‌فرستد و در نامه‌ای تند می‌نویسد که «به عنوان مالک حقوق معنوی فیلم» اجازه نمی‌دهد حتی پس از مرگش «یک دندانه از فیلم مسافران» حذف شود. پس از انتشار این نامه‌ی سرگشاده، نمایش مسافران مجاز اعلام می‌شود.(بازتاب 4 را ببینید)

1372 - فروردین
 در دفترچه‌ی «سیاست‌ها و روش‌های اجرایی تولید، توزیع و نمایش فیلم‌های سینمایی ایران - 1372» ضوابط جدیدی برای نظارت بر فیلم‌ها اعلام می‌شود که در عمل، شرح و بسط قانون مصوب قبلی است. به نوشته‌ی مطبوعات سینمایی وقت، این آیین‌نامه‌ی جدید، از بحث‌هایی که بر سر نمایش خصوصی «فهرست خاکستری» درگرفته، تهیه شده است. این آیین‌نامه هنوز هم به قوت خود باقی است.

1372 - پاییز
در صحنه‌ای از فیلم از کرخه تا راین (ابراهیم حاتمی‌کیا) که خواهر و برادری پس از سال‌ها دوری در آلمان به هم می‌رسند، حاتمی‌کیا می‌خواهد تا از مرزهای نظارتی فراتر برود. او می‌خواهد آدم‌های فیلمش در لحظه‌ی دیدار همدیگر را در آغوش بگیرند. برای همین در یک نمای دید پرنده، یک بازیگر بدل مرد را به‌جای کاراکتر خواهر مانتو و روسری می‌پوشاند و صحنه را از بالا می‌گیرد. با این‌که او برای جلب مجوز، با یک دوربین جداگانه نمای نزدیک این صحنه را هم می‌گیرد و همراه فیلمش به اداره‌ی نظارت می‌فرستد اما این ترفند مقبول نمی‌افتد و آن صحنه حذف می‌شود.

1374 - خرداد
 214 نفر از دست‌اندرکاران سینما نامه‌ی سرگشاده‌ای خطاب به مهندس میرسلیم وزیر ارشاد وقت می‌نویسند و در آن خواستار اصلاح ضوابط نظارت و واگذاری این امر به خود دست‌اندرکاران این صنف می‌شوند. این نامه با واکنش‌های مختلفی روبه‌رو می‌شود. از یک طرف گروهی به آن حمله می‌کنند و می‌گویند چرا مثلا عکاس‌های فیلم‌ها آن را امضا کرده‌اند و موضوع ربطی به آنها ندارد. از طرفی مطبوعات سینمایی شدیدا از آن حمایت می‌کنند اما پاسخ خود مخاطب نامه، از همه منطقی‌تر است که می‌گوید: «از نظر ما درخواست‌های صنفی هیچ ربطی به ارزش‌ها ندارد و نباید این دو موضوع را با همدیگر خلط کرد». بااین‌حال ضوابط نظارت بر فیلم‌ها هنوز هم تغییری نکرده است.( بازتاب 5 را ببینید)

1377 - بهار
 فیلم‌های آدم برفی (داود میرباقری) و دیدار (محمدرضا هنرمند) پس از سه سال توقیف پروانه‌ی نمایش می‌گیرند. این مجوز از طرف مطبوعات به معنای تغییر در ملاک‌های ارزش‌یابی تعبیر می‌شود.

1378 - مهر
 با این‌که دایره (جعفر پناهی) از اداره‌ی نظارت پروانه‌ی نمایش گرفته اما با دستور مستقیم سیف‌الله داد - معاونت سینمایی وقت - فیلم توقیف می‌شود. داد از عدم رعایت دقیق موارد نظارت در اداره‌ی تحت امرش هم انتقاد می‌کند.

1379 - پاییز
 علی‌رغم اعتراض‌های گسترده‌ی پرستاران به فیلم شوکران (بهروز افخمی)، وزارت ارشاد راضی به توقیف فیلم نمی‌شود و اعلام می‌کند که موارد اعتراضی پرستارها با آیین‌نامه‌ی نظارت انطباق ندارد.

1379 - بهمن
 ابراهیم حاتمی‌کیا در جلسه‌ی مطبوعاتی بعد از نمایش موج مرده در جشنواره‌ی فیلم فجر که با اعلام نظر مقامات نظامی برای درخواست توقیف فیلمش همراه است، به‌شدت به این مسئله اعتراض می‌کند و می‌گوید: «وقتی که جنگ بود، ما برای ورود به جبهه از این نظامیان اجازه می‌گرفتیم ولی آنها برای ورود به عرصه فرهنگ از ما اجازه نمی‌گیرند».

1382
 برای اولین بار نهادی جز وزارت ارشاد، دستور توقیف یک فیلم را می‌دهد و به رنگ ارغوان (ابراهیم حاتمی‌کیا) از سوی وزارت اطلاعات توقیف می‌شود. حاتمی‌کیا در نامه‌ای به آیت‌الله یونسی، وزیر اطلاعات وقت می‌نویسد: «بر ما رواست که آزمون و خطا کنیم... شاید به رنگ ارغوان گل سرخ خارداری باشد که دل یاران را ریش کرده است ولی شما می‌دانید که من نیتی جز تقدیم گل نداشتم» و بعد هم به نشانه‌ی قهر فیلمش را از بخش مسابقه‌ی جشنواره‌ی بیست‌وسوم فیلم فجر خارج می‌کند.

1383 - اردیبهشت
 بعد از دو سال حرف و حدیث و جنجال‌های فراوان در مورد مارمولک (کمال تبریزی)، فیلم با حمایت وزارت ارشاد و با تغییرات اندکی مجوز اکران می‌گیرد اما اعتراضات فراوان باعث می‌شود که فیلم بیشتر از سه هفته روی پرده نباشد.

1386
 وزارت ارشاد دلیل جلوگیری از اکران سنتوری (داریوش مهرجویی) را «عدم توانایی کنترل جو سالن» اعلام می‌کند و فیلم به شکل غیررسمی توقیف می‌شود. بعد از هفت ماه، سازندگان سنتوری برای اولین بار از دفتر نظارت به قوه‌ی قضاییه شکایت می‌برند. دیوان عدالت اداری اما شکایت سازندگان فیلم را وارد نمی‌داند و اجازه‌ی اکران یا عدم اجازه را حق وزارت ارشاد می‌داند ولی قسمت دوم شکایت که طلب خسارت فیلم است، موجه اعلام می‌شود. اتفاق عجیب دیگری که برای این فیلم می‌افتد، این است که با انتشار سی‌دی قاچاق فیلم، داریوش مهرجویی در مصاحبه‌ای خرید نسخه‌ای را که به‌طور غیرقانونی منتشر شده «شرعاً حرام» می‌داند. او شماره حسابی را اعلام می‌کند تا علاقه‌مندان بهای بلیت را به این شماره حساب واریز کنند. به گفته خود مهرجویی، این پیشنهاد مورد استقبال وسیعی قرار می‌گیرد و ۱۰۰میلیون تومان به آن شماره حساب واریز می‌شود.

1388 - خرداد
 فیلم درباره‌ی الی (اصغر فرهادی) بعد از پنج ماه اخبار ضدونقیض درباره‌ی توقیف یا عدم توقیف، بالاخره اکران می‌شود. مشکل درباره‌ی الی این است که یکی از بازیگرانش، گلشیفته فراهانی بعد از بازی در این فیلم، در فیلم هالیوودی یک مشت دروغ‌ (ریدلی اسکات) بدون حجاب اسلامی بازی می‌کند. بار اول در بهمن 1387 این فیلم با دستور رئیس‌جمهوری به جشنواره‌ی فیلم فجر راه می‌یابد و موفق به گرفتن پروانه‌ی نمایش می‌شود اما اکران آن بارها به تعویق می‌افتد و بارها شایعه‌ی توقیف در مورد آن شنیده می‌شود.

1388 - دی
 فیلم پاداش (کمال تبریزی) بعد از این‌که پروانه‌ی نمایش می‌گیرد، توقیف می‌شود. وزیر ارشاد - سیدمحمد حسینی - اعلام می‌کند که ممکن است فیلم‌های دیگری هم که در نمایش مقدسات رعایت کمال احترام را نکرده‌‌اند لغو پروانه بشوند.

1388 - بهمن
 به رنگ ارغوان (حاتمی‌کیا) همان‌طور که با دخالت نهادی جز اداره‌ی نظارت توقیف شده، با دخالت نهادی دیگر (ریاست‌جمهوری) رفع توقیف می‌شود.

به نقل از:

http://www.hamshahrimags.com/NSite/FullStory/News/?Id=5183

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۵ساعت   توسط رضا  | 

برش واتر جت

قبل از ابداع سیستم های برش نوین ، طراحان ، مهندسان و هنرمندان مجبور بودند از ارائه ی ایده های پیچیده که نیاز به برش دقیق بر روی انواع مواد داشتند، خود داری کرده یا با هزینه کرد فراوان و صرف زمان طولانی ، فرم های پیچیده را با روش های دیگر پیاده سازی کنند. امروزه با ابداع سیستم برش Water jet با استفاده از جت آب توسط نازل با قطر خروجی پایین تحت فشار بالا، می توان مواد مختلف را با دقت فراوان برش داد. فرمان پذیری سیستم از رایانه، ارسال اطلاعات طرح از فایل مربوطه به واحد پردازش و در نتیجه، حرکت نازل در مسیر طرح شده را امکان پذیر ساخته است.

برش انواع فولاد، اتنلس استیل، آلومینیوم، مس ، برنج، تیتانیوم، چدن و ...

انواع طرح های تزئینی، بر روی شیشه، سنگ، کامپوزیت ها و غیره

کلیه پلاستیک های صنعتی، پلی اتیلن، پلی پروپیلن، PVC، ABS، غیره

مزایای برش با واتر جت:

1.عدم تغییر در ریز ساختار های ملکولی مواد، عدم تنش های مکانیکی و عدم تاثیرات حرارتی و کار سختی در سطوح برش به دلیل سرد بودن فرآیند برش با آب

2.عدم ایجاد پلیسه در سطوح برش و صافی سطح مطلوب

3.کاهش چشمگیر زمان و هزینه نسبت به روش های پر هزینه تر مانند فرز CNC

4.تنوع موادی که می توان با این روش برش زد.

به نقل از بروشور شرکت واتر جت زینلی در نمایشگاه صنعت ۱۳۸۹

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۱۵ساعت   توسط رضا  | 

نقد فریاد - فریاد نقد

بخشی از بیانات رهبری در آستانه ی سیزده آبان ۸۹ -  ۱۳۸۹/۸/۱۲
 حالا شما يك تأملى بكنيد؛ سال گذشته - سال 88 - در روز سيزده آبان يك جمعيت محدود نگونبختى آمدند توى خيابانهاى تهران، عليه سيزده آبان شعار دادند، براى اينكه شايد بتوانند اين مناسبت بزرگ را به لجن بكشند. البته آنها شكست خوردند، معلوم هم بود شكست ميخورند - اين واضح بود - اما ببينيد پشت سر حركت آنها چى بود؟ آنها با چى داشتند مقابله ميكردند؟ با اين نماد كه پشت سر آن اين مفاهيم بزرگ هست، مقابله ميكردند. در واقع آنها با اين مفاهيم مقابله ميكردند. ميخواستند هيمنه‌ى آمريكائى را بار ديگر زنده كنند. آنها ميخواستند بر روى سلطه‌طلبى و دخالت‌طلبى آمريكا پرده بكشند. آنها ميخواستند حركت عظيم ملت ايران را در مقابل آن ظلم بزرگ زير سؤال ببرند.
 انسان ميفهمد معناى سيزده آبان چيست، ميفهمد آن كسانى كه به خيال خودشان ميخواستند سيزده آبان را خراب كنند، كى‌اند، چى‌اند و هدفهاشان چيست. اين بصيرتى كه ما تكرار ميكنيم، تأكيد ميكنيم، اين است. بايد تأمل كرد، دقت كرد.

نقد:
سیزده آبان ماه ۱۳۸۸ ... میدان هفت تیر
اگر نبودم و نمی دیدم نقد منفی نمی کردم...
سه ایستگاه متوالی مترو را بسته بودند...ایستگاه های هفت تیر - شهید مفتح - طالقانی...
دور تا دور خیابان مامور های موتور - دو ترکه - باتوم به دست آماده برای سرکوب جمعیت نگون بخت (!) بودند.
ماشین های پلیس ضد شورش در همه جا دیده می شدند...رنگ سبز لجنیشان چشم آدم را می زد...
تا اینجا همه چیز به جز بستن ایستگاه های مترو قابل پیش بینی بود(چون بستن ایستگاه ها از اول صبح باعث ترافیک - فشار زیاد روی مردم  و تجمع غیر عادی حجم زیادی از مردم - در اثر این کار -  در میدان هفت تیر شده بود.)
اما قسمت غیر منتظره ی ماجرا(یا شاید هم برای برخی بدیهی!):
بسیجیان جوان را فرا خوانده بودند.در دو طرف خیابان شهید مفتح...
خب این که چیز بدی نبود...برای مبارزه با شورش وجود جمعیت ضد شورش باعث ترس نگون بختان و در نتیجه آرامش می شد...اما چند سئوال!
چرا در چند نقطه چند ماشین وانت مانند بودند؟ چرا پشت این ماشین ها پر از باتوم و چماق (!) بود؟ چرا به هر بسیجی جوان(با آن شر و شور) یک باتوم یا یک سپر ضد شورش می دادند؟ چرا به نظر من این افراد که هنوز پشت لبشان سبز نشده بود برای این کار مناسب نبودند؟چرا بعضی از آنها باورشان نمی شد که این مسئولیت به آنها داده شده؟
هر چه بود هدف جلوگیری از لجن مالی بود! اما انگار این برقرار کنندگان آرامش خیلی حرفه ای بودند - گویی خدای ناکرده عمری در لجن بوده اند!
مسلماْ ما حرف های رهبری را کاملا قبول داریم و بر دیده ی عقل می نهیم... ولی ما دیدیم که بخشی از این سرکوبی نگون بختان با بی بصیرتی کور دلان همراه بود... و این یعنی فاصله گرفتن بسیج از مردم(نه فقط مردم معتقد و مذهبی) به قیمت بی بصیرتی خودی ها!
هر شب از مستی به سوی خانه ره گم می کنیم/ نقد هستی وقف بر خمخانه و خم می کنیم
هر شب از سوز درون بر حال بیماری خود/گاه می گرییم چو شمع و گه تبسم می کنیم
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۱۴ساعت   توسط رضا  | 

بخشی از سخنرانی رهبری در دیدار با دانشجویان استان قم 89/8/4

مخاطب عمده‌ى من در بسيارى از مباحث، از جمله در اين بحثى كه امروز مطرح ميكنم، شما جوانها هستيد؛ چون كار مال شماست، كشور هم مال شماست. ما مهمان چند روزه هستيم. نوبت ما، سهم ما، دوران ما سپرى شده. از حالا به بعد دوران شماهاست؛ شما هستيد كه بايد اين كشور را اداره كنيد؛ بايد در سطوح مختلف، اين اقتدار ملى را، اين عزت ملى را با استفاده از دستاوردهائى كه تاكنون وجود داشته، به كمال برسانيد؛ اين وظيفه‌اى است كه در تاريخ متوجه به شماست. لذا مخاطب من شما هستيد.
اگر قبول داريم كه جبهه‌ى دشمن براى كشور ما و انقلاب ما برنامه‌ريزى بلندمدت دارد، پس ما هم بايد برنامه‌ريزى بلندمدت داشته باشيم. نميشود قبول كرد كه جبهه‌ى دشمنان اسلام و انقلاب كه بشدت از ناحيه‌ى بيدارى اسلامى تهديد ميشوند، برنامه‌ريزى بلندمدت نداشته باشند؛ اين را هيچ كس نميتواند باور كند، مگر خيلى ساده‌لوح باشيم، غافل باشيم كه اين را باور كنيم. حتماً برنامه‌هاى بلندمدت دارند؛ كمااينكه همين حوادثى هم كه گاهى مى‌بينيد در كشور اتفاق مى‌افتد كه دست بيگانه در آن نمايان است، چيزهاى دفعتاً به وجود آمده نيست، خلق‌الساعه نيست؛ اينها هم برنامه‌هاى ميان‌مدت و بلندمدت بوده است. برنامه‌ريزى كردند، نتيجه‌ى اين برنامه‌ريزى شده اين. نه اينكه همان شب تصميم گرفتند اين كار را بكنند و فردا اقدام كردند؛ نه، من در همين فتنه‌ى 88 به بعضى دوستان قرائن و شواهد را نشان دادم؛ حداقل از ده سال، پانزده سال قبل از آن، برنامه‌ريزى وجود داشت. از بعد از رحلت امام برنامه‌ريزى وجود داشت؛ اثر آن برنامه‌ريزى در سال 78 ظاهر شد؛ مسائل كوى دانشگاه و آن قضايائى كه اغلب يادتان هست، بعضى هم شايد درست يادشان نباشد. قضايائى كه سال گذشته پيش آمد، يك تجديد حياتى بود براى آن برنامه‌ريزى‌ها. البته سعى كردند با ملاحظه‌ى وقت و جوانب گوناگون، اين كار را انجام دهند؛ كه خوب، بحمدللَّه شكست خوردند، بايد هم شكست ميخوردند. پس جبهه‌ى دشمن برنامه‌ى بلندمدت دارد. آنها مأيوس نميشوند كه ببينند حالا امروز شكست خوردند، دست بردارند؛ نه، طراحى ميكنند براى ده سال ديگر، بيست سال ديگر، چهل سال ديگر. بايد آماده باشيد.

در باب بصيرت، بنده در سال اخير و قبل از آن خيلى صحبت كردم؛ ديگران هم مسائل زيادى گفتند؛ ديدم بعضى از جوانها هم كارهاى خوبى در اين زمينه انجام دادند. من ميخواهم روى مسئله‌ى بصيرت باز هم تأكيد كنم. اين تأكيد من در واقع با اين انگيزه است كه شما كه خودتان مخاطبيد، خودتان ميدانداريد، كار بر دوش شماست، برويد سراغ كارها و برنامه‌ريزى‌هائى كه با بصيرت‌يافتن ارتباط دارد؛ اين نياز مهم را تأمين كنيد. بصيرت، نورافكن است؛ بصيرت، قبله‌نما و قطب‌نماست. توى يك بيابان انسان اگر بدون قطب‌نما حركت كند، ممكن است تصادفاً به يك جائى هم برسد، ليكن احتمالش ضعيف است؛ احتمال بيشترى وجود دارد كه از سرگردانى و حيرت، دچار مشكلات و تعبهاى زيادى شود. قطب‌نما لازم است؛ بخصوص وقتى دشمن جلوى انسان هست. اگر قطب‌نما نبود، يك وقت شما مى‌بينيد بى‌سازوبرگ در محاصره‌ى دشمن قرار گرفته‌ايد؛ آن وقت ديگر كارى از دست شما برنمى‌آيد. پس بصيرت، قطب‌نما و نورافكن است. در يك فضاى تاريك، بصيرت روشنگر است. بصيرت راه را به ما نشان ميدهد.

 البته براى موفقيت كامل، بصيرت شرط لازم است، اما شرط كافى نيست. به تعبير طلبگى ماها، علت تامه‌ى موفقيت نيست. براى موفقيت، شرائط ديگرى هم لازم است؛ كه حالا بعد اگر ان‌شاءاللَّه مجال شد و يادم ماند، در آخر صحبت اشاره‌اى ميكنم. اما بصيرت شرط لازم است. اگر همه‌ى آن چيزهاى ديگر باشد، بصيرت نباشد، رسيدن به هدف و موفقيت، بسيار دشوار خواهد بود.

 بصيرت را در دو سطح ميتوانيم تعريف كنيم. يك سطح، سطح اصولى و لايه‌ى زيرين بصيرت است. انسان در انتخاب جهان‌بينى و فهم اساسى مفاهيم توحيدى، با نگاه توحيدى به جهان طبيعت، يك بصيرتى پيدا ميكند. فرق بين نگاه توحيدى و نگاه مادى در اين است: با نگاه توحيدى، اين جهان يك مجموعه‌ى نظام‌مند است، يك مجموعه‌ى قانون‌مدار است، طبيعت هدفدار است؛ ما هم كه جزئى از اين طبيعت هستيم، وجودمان، پيدايشمان و زندگى‌مان هدفدار است؛ بى‌هدف به دنيا نيامديم. اين، لازمه‌ى نگاه توحيدى است. معناى اعتقاد به وجود خداوند عالم و قادر اين است. وقتى فهميديم هدفدار هستيم، آنگاه در جستجوى آن هدف برمى‌آئيم. خود اين جستجو، يك تلاش اميدوارانه است. تلاش ميكنيم آن هدف را پيدا كنيم. بعد كه هدف را يافتيم، فهميديم هدف چيست، تلاشى شروع ميشود براى رسيدن به آن هدف. در اين صورت همه‌ى زندگى ميشود تلاش؛ آن هم تلاش جهتدار و هدفدار. از آن طرف اين را هم ميدانيم كه با نگاه توحيدى، هر گونه تلاش و مجاهدتى در راه هدف، انسان را قطعاً به نتيجه ميرساند. اين نتائج مراتبى دارد؛ يقيناً به يك نتيجه‌ى مطلوب ميرساند. با اين نگاه، در زندگى انسان ديگر يأس، نااميدى، سرخوردگى و افسردگى معنى ندارد. وقتى شما ميدانيد وجود شما، پيدايش شما، حيات شما، تنفس شما با يك هدفى تحقق پيدا كرده است، دنبال آن هدف ميگرديد و براى رسيدن به آن هدف، تكاپو و تلاش ميكنيد. از نظر خداى متعال كه آفريننده‌ى هستى است، خود اين تكاپو هم اجر و پاداش دارد. به هر نقطه‌اى كه رسيديد، در واقع به هدف رسيديد. اين است كه در ديدگاه توحيدى، خسارت و ضرر براى مؤمن اصلاً متصور نيست. فرمود: «ما لنا الّا احدى الحسنيين»؛ يكى از دو بهترين در انتظار ماست؛ يا در اين راه كشته ميشويم، كه اين بهترين است؛ يا دشمن را از سر راه برميداريم و به مقصود ميرسيم، كه اين هم بهترين است. پس در اينجا ضررى وجود ندارد.

 درست نقطه‌ى مقابل، نگاه مادى است. نگاه مادى اولاً پيدايش انسان را، وجود انسان را در عالم بدون هدف ميداند؛ اصلاً نميداند براى چه به دنيا آمده است. البته در دنيا براى خودش هدفهائى تعريف ميكند - به پول برسد، به عشق برسد، به مقام برسد، به لذتهاى جسمى برسد، به لذتهاى علمى برسد؛ از اين هدفها ميتواند براى خودش تعريف كند - اما اينها هيچكدام هدفهاى طبيعى نيست، ملازم با وجود او نيست. وقتى اعتقاد به خدا نبود، اخلاقيات هم بى‌معنى ميشود، عدالت هم بى‌معنى ميشود؛ جز لذت و سود شخصى، هيچ چيز ديگرى معنا پيدا نميكند. اگر انسان در راه رسيدن به سود شخصى پايش به سنگ خورد و آسيب ديد، ضرر كرده، خسارت كرده. اگر به سود نرسيد، اگر نتوانست تلاش كند، نوبت به يأس و نااميدى و خودكشى و به كارهاى غير معقول دست زدن ميرسد. پس ببينيد فرق بين نگاه توحيدى و نگاه مادى، معرفت الهى و معرفت مادى اين است. اين، اساسى‌ترين پايه‌هاى بصيرت است.

 با اين نگاه، وقتى انسان مبارزه ميكند، اين مبارزه يك تلاش مقدس است؛ اگر جنگ مسلحانه هم بكند، همين جور است. اصلاً مبارزه بر اساس بدبينى و بدخواهى نيست. مبارزه براى اين است كه انسانيت - نه فقط شخص خود او - به خير و كمال و رفاه و تكامل مقامات رفيع نائل شود. با اين نگاه، زندگى چهره‌ى زيبائى دارد و حركت در اين ميدان وسيع، يك كار شيرين است. خستگى انسان با ياد خداى متعال و با ياد هدف برطرف ميشود. اين، پايه‌ى اساسى معرفت است؛ پايه‌ى اساسى بصيرت است. اين بصيرت خيلى چيز لازمى است؛ اين را بايد ما در خودمان تأمين كنيم. بصيرت در حقيقت زمينه‌ى همه‌ى تلاشها و مبارزات انسانى در جامعه است. اين يك سطح بصيرت.

 بجز اين سطح وسيع بصيرت و لايه‌ى عميق بصيرت، در حوادث گوناگون هم ممكن است بصيرت و بى‌بصيرتى عارض انسان شود. انسان بايد بصيرت پيدا كند. اين بصيرت به چه معناست؟ يعنى چه بصيرت پيدا كند؟ چه جورى ميشود اين بصيرت را پيدا كرد؟ اين بصيرتى كه در حوادث لازم است و در روايات و در كلمات اميرالمؤمنين هم روى آن تكيه و تأكيد شده، به معناى اين است كه انسان در حوادثى كه پيرامون او ميگذرد و در حوادثى كه پيش روى اوست و به او ارتباط پيدا ميكند، تدبر كند؛ سعى كند از حوادث به شكل عاميانه و سطحى عبور نكند؛ به تعبير اميرالمؤمنين، اعتبار كند: «رحم اللَّه امرء تفكّر فاعتبر»؛(1) فكر كند و بر اساس اين فكر، اعتبار كند. يعنى با تدبر مسائل را بسنجد - «و اعتبر فأبصر» - با اين سنجش، بصيرت پيدا كند. حوادث را درست نگاه كردن، درست سنجيدن، در آنها تدبر كردن، در انسان بصيرت ايجاد ميكند؛ يعنى بينائى ايجاد ميكند و انسان چشمش به حقيقت باز ميشود.

 اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) در جاى ديگر ميفرمايد: «فانّما البصير من سمع فتفكّر و نظر فأبصر»؛(2) بصير آن كسى است كه بشنود، گوش خود را بر صداها نبندد؛ وقتى شنيد، بينديشد. هر شنيده‌اى را نميشود به صرف شنيدن رد كرد يا قبول كرد؛ بايد انديشيد. «البصير من سمع فتفكّر و نظر فأبصر». نَظَرَ يعنى نگاه كند، چشم خود را نبندد. ايراد كار بسيارى از كسانى كه در لغزشگاه‌هاى بى‌بصيرتى لغزيدند و سرنگون شدند، اين است كه نگاه نكردند و چشم خودشان را بر يك حقايق واضح بستند. انسان بايد نگاه كند؛ وقتى كه نگاه كرد، آنگاه خواهد ديد. ما خيلى اوقات اصلاً حاضر نيستيم يك چيزهائى را نگاه كنيم. انسان مى‌بيند منحرفينى را كه اصلاً حاضر نيستند نگاه كنند. آن دشمن عنود را كار نداريم - حالا اين را بعداً عرض خواهم كرد؛ «و جحدوا بها و استيقنتها انفسهم ظلما و علوّا»(3) - بعضى‌ها هستند كه انگيزه دارند و با عناد وارد ميشوند؛ خوب، دشمن است ديگر؛ بحث بر سر او نيست؛ بحث بر سر من و شماست كه توى عرصه هستيم. ما اگر بخواهيم بصيرت پيدا كنيم، بايد چشم را باز كنيم؛ بايد ببينيم. يك چيزهائى هست كه قابل ديدن است. اگر ما از آنها سطحى عبور كنيم، آنها را نبينيم، طبعاً اشتباه ميكنيم.

 من يك مثال از تاريخ بزنم. در جنگ صفين لشكر معاويه نزديك به شكست خوردن شد؛ چيزى نمانده بود كه بكلى منهدم و منهزم شود. حيله‌اى كه براى نجات خودشان انديشيدند، اين بود كه قرآنها را بر روى نيزه‌ها كنند و بياورند وسط ميدان. ورقه‌هاى قرآن را سر نيزه كردند، آوردند وسط ميدان، با اين معنا كه قرآن بين ما و شما حكم باشد. گفتند بيائيد هرچه قرآن ميگويد، بر طبق آن عمل كنيم. خوب، كار عوام‌پسند قشنگى بود. يك عده‌اى كه بعدها خوارج شدند و روى اميرالمؤمنين شمشير كشيدند، از ميان لشكر اميرالمؤمنين نگاه كردند، گفتند اين كه حرف خوبى است؛ اينها كه حرف بدى نميزنند؛ ميگويند بيائيم قرآن را حكم كنيم. ببينيد، اينجا فريب خوردن است؛ اينجا لغزيدن به خاطر اين است كه انسان زير پايش را نگاه نميكند. هيچ كس انسان را نميبخشد اگر بلغزد، به خاطر اينكه زير پايش را نگاه نكرده، پوست خربزه را زير پاى خودش نديده. آنها نگاه نكردند. آنها اگر ميخواستند حقيقت را بفهمند، حقيقت جلوى چشمشان بود. اين كسى كه دارد دعوت ميكند و ميگويد بيائيد به حكميت قرآن تن بدهيم و رضايت بدهيم، كسى است كه دارد با امام منتخبِ مفترض‌الطاعه ميجنگد! او چطور به قرآن معتقد است؟ اميرالمؤمنين على‌بن‌ابى‌طالب غير از اينكه از نظر ما از طرف پيغمبر منصوص و منصوب بود، اما آن كسانى هم كه اين را قبول نداشتند، اين مسئله را قبول داشتند كه آن روز بعد از خليفه‌ى سوم، همه‌ى مردم با او بيعت كردند، خلافت او را قبول كردند؛ شد امام، شد حاكم مفترض‌الطاعه‌ى جامعه‌ى اسلامى. هر كس با او ميجنگيد، روى او شمشير ميكشيد، وظيفه‌ى همه‌ى مسلمانها بود كه با او مقابله كنند. خوب، اگر اين كسى كه قرآن را سر نيزه كرده، حقيقتاً به قرآن معتقد است، قرآن ميگويد كه تو چرا با على ميجنگى. اگر واقعاً به قرآن معتقد است، بايد دستهايش را بالا ببرد، بگويد آقا من نميجنگم؛ شمشيرش را بيندازد. اين را بايد ميديدند، بايد ميفهميدند. اين مطلب مشكلى بود؟ اين معضلى بود كه نشود فهميد؟ كوتاهى كردند. اين ميشود بى‌بصيرتى. اگر اندكى تدبر و تأمل ميكردند، اين حقيقت را ميفهميدند؛ چون اينها خودشان در مدينه اصحاب اميرالمؤمنين بودند؛ ديده بودند كه در قتل عثمان، عوامل و دستياران خود معاويه مؤثر بودند؛ آنها كمك كردند به كشته شدن عثمان؛ در عين حال پيراهن عثمان را به عنوان خونخواهى بلند كردند. آنها خودشان اين كار را كردند، مقصر خودشان بودند، اما دنبال مقصر ميگشتند. ببينيد، اين بى‌بصيرتى ناشى از بى‌دقتى است؛ ناشى از نگاه نكردن است؛ ناشى از چشم بستن بر روى يك حقيقت واضح است.

 در همين قضاياى فتنه‌ى اخير، يك عده‌اى اشتباه كردند؛ اين بر اثر بى‌بصيرتى بود. ادعاى تقلب در يك انتخابات بزرگ و باعظمت ميشود؛ خوب، اين راهش واضح است. اگر چنانچه كسى معتقد به تقلب است، اولاً بايد استدلال كند، دليل بياورد بر وجود تقلب؛ بعد هم اگر چنانچه دليل آورد يا نياورد، قانون راه را معين كرده است؛ ميتواند شكايت كند. بايد بازرسى شود، بازبينى شود؛ آدمهاى بى‌طرفى بيايند نگاه كنند تا معلوم شود تقلب شده يا نشده؛ راهش اين است ديگر. اگر چنانچه كسى زير بار اين راه نرفت و قبول نكرد - با اينكه ما كمكهاى زيادى هم كرديم: مدت قانونى را بنده تمديد كردم؛ حتّى گفتيم خود افراد بيايند جلوى دوربينهاى تلويزيون شمارش كنند - دارد تمرد ميكند. ...(مرگ بر منافق و ...) توجه بفرمائيد. مقصود اين نيست كه راجع به قضاياى گذشته اظهارنظر كنيم؛ ميخواهيم مثال بزنيم. پس بصيرت پيدا كردن، كار دشوارى نيست. اگر شما نگاه كرديد ديديد يك راه معقول قانونى‌اى وجود دارد و كسى از آن راه معقول قانونى سرميپيچد و كارى ميكند كه براى كشور مضر است، ضربه‌ى به منافع ملت است، خوب، با نگاه عادلانه، با نگاه متعارف، با نگاه غيرجانبدارانه، معلوم است كه او محكوم است؛ اين يك چيز روشنى است، يك قضاوت واضحى است. پس ببينيد مطالبه‌ى بصيرت، مطالبه‌ى يك امر دشوار و ناممكن نيست. بصيرت پيدا كردن، كار سختى نيست. بصيرت پيدا كردن همين اندازه لازم دارد كه انسان اسير دامهاى گوناگون، از دوستى‌ها، دشمنى‌ها، هواى نفس‌ها و پيشداورى‌هاى گوناگون نشود. انسان همين قدر نگاه كند و تدبر كند، ميتواند واقعيت را پيدا كند. مطالبه‌ى بصيرت، مطالبه‌ى همين تدبر است؛ مطالبه‌ى همين نگاه كردن است؛ مطالبه‌ى چيز بيشترى نيست. و به اين ترتيب ميشود فهميد كه بصيرت پيدا كردن، كار همه است؛ همه ميتوانند بصيرت پيدا كنند. البته بعضى نه به خاطر عناد، نه به خاطر بدخواهى، كه گاهى غفلت ميكنند. انسان با اينكه جان خودش را خيلى دوست دارد، اما گاهى ممكن است در حال رانندگى هم يك لحظه حواسش پرت شود، يك لحظه چرت بزند، يك ضايعه‌اى پيش بيايد. لغزشهائى كه در اين زمينه پيش مى‌آيد، اينها را نميشود گناه دانست؛ اما اگر چنانچه تداوم پيدا كند، اين ديگر بى‌بصيرتى است، اين ديگر غير قابل قبول است.

 امروز كار عمده‌ى دشمن در جنگ نرم، غبارپراكنى در فضاى سياسى كشور است؛ اين را توجه داشته باشيد. امروز مهمترين كار دشمن اين است. افرادى كه در كار سياسى و مسئله‌ى سياسى واردند و مطلعند، ميدانند امروز قدرت ابرقدرتها بيش از آنچه كه در بمب هسته‌اى‌شان باشد، در ثروتهاى انباشته‌ى در بانكهاشان باشد، در قدرت تبليغاتى آنهاست، در صداى بلند آنهاست كه به همه جا ميرسد. شيوه‌هاى تبليغاتى را هم خوب بلدند. در كار تبليغات انصافاً پيشرفت هم كرده‌اند. امروز غربى‌ها - چه در اروپا، چه در آمريكا - در كار تبليغات، شيوه‌هاى مدرن و بسيار پيشرفته‌اى را ياد گرفته‌اند و بلد شده‌اند؛ ما در اين جهت عقبيم. يكى از اساسى‌ترين كارهاى آنها اين است كه تبليغ كردن را بلدند. با اين شيوه‌هاى تبليغى، با جنجال، با فرستادن انبوه حرفهاى خلاف واقع، سعى ميكنند فضاى جوامع را دگرگون كنند و تأثير بگذارند؛ بايد به اين نكته توجه داشت، بايد اين را مراقب بود. امروز وظيفه‌ى جوانهاى ما از اين جهت سنگين است. نه فقط خودتان بايد حقيقت را تشخيص دهيد، بلكه بايد فضا و محيط پيرامونى خودتان را هم بابصيرت كنيد و براى آنها هم قضايا را روشن كنيد.

يك نكته‌ى اساسى اين است كه باطل در مقابل انسان هميشه عريان ظاهر نميشود تا انسان بشناسد كه اين باطل است؛ غالباً باطل با لباس حق يا با بخشى از حق وارد ميدان ميشود. اميرالمؤمنين فرمود: «انّما بدء وقوع الفتن اهواء تتّبع و احكام تبتدع يخالف فيها كتاب اللَّه»، بعد تا ميرسد به اينجا: «فلو انّ الباطل خلص من مزاج الحقّ لم يخف على المرتادين و لو انّ الحقّ خلص من لبس الباطل انقطعت عنه السن المعاندين»؛(5) اگر باطل و حق صريح و بى‌شائبه وسط ميدان بيايند، اختلافى باقى نميماند؛ همه حق را دوست دارند، همه از باطل بدشان مى‌آيد؛ «و ليكن يؤخذ من هذا ضغث و من ذاك ضغث فيمزجان فحينئذ يشتبه الحقّ على اوليائه». بخشى از حق را با بخشى از باطل مخلوط ميكنند، نميگذارند صِرف باطل و صريح باطل باشد؛ لذا مخاطبان دچار اشتباه ميشوند؛ اين را بايد خيلى مراقبت كرد. امروز در تبليغات جهانى، همه‌ى تكيه بر روى اين است كه حقايق را در كشور شما، در جامعه‌ى شما، در نظام اسلامى شما دگرگون جلوه دهند؛ امكانات تبليغاتى‌شان هم فراوان است، به طور دائم هم مشغولند. البته افرادى هم هستند كه بعضى دانسته، بعضى ندانسته، در داخل، همان حرفها را تكرار ميكنند و همانها را بازتاب ميدهند.

 خوب، يك نكته‌اى در اينجا وجود دارد: گاهى بصيرت هم وجود دارد، اما در عين حال خطا و اشتباه ادامه پيدا ميكند؛ كه گفتيم بصيرت شرط كافى براى موفقيت نيست، شرط لازم است. در اينجا عواملى وجود دارد؛ يكى‌اش مسئله‌ى نبود عزم و اراده است. بعضى‌ها حقايقى را ميدانند، اما براى اقدام تصميم نميگيرند؛ براى اظهار تصميم نميگيرند؛ براى ايستادن در موضع حق و دفاع از حق تصميم نميگيرند. البته اين تصميم نگرفتن هم عللى دارد: گاهى عافيت‌طلبى است، گاهى تنزه‌طلبى است، گاهى هواى نفس است، گاهى شهوات است، گاهى ملاحظه‌ى منافع شخصى خود است، گاهى لجاجت است. يك حرفى را زده است، ميخواهد پاى اين حرف بايستد، به خاطر اينكه ننگش ميكند از حرف خودش برگردد؛ كه فرمود: «لعن اللَّه اللّجاج»؛ لعنت خدا بر لجاجت. افرادى هستند اطلاع هم دارند، واقعيت را هم ميدانند؛ در عين حال كمك ميكنند به جهتگيرى‌هاى مخالف، جهتگيرى‌هاى دشمن. خيلى از اين كسانى كه پشيمان شدند و راه را برگشتند، يك روزى به شكل افراطى انقلابى بودند؛ اما يك روز شما مى‌بينيد درست در نقطه‌ى مقابل آن روز ايستاده‌اند و در خدمت ضد انقلاب قرار گرفته‌اند! اين به خاطر همين عوامل است؛ هوى‌هاى نفسانى، شهوات نفسانى، غرق شدن در مطالبات مادى. عامل اصلى اينها هم غفلت از ذكر پروردگار، غفلت از وظيفه، غفلت از مرگ، غفلت از قيامت است؛ اينها موجب ميشود كه بكلى صد و هشتاد درجه جهتگيرى‌شان عوض شود.

 البته بعضى هم اشتباه ميكنند. نميشود همه را مقصر دانست. ما بعضى‌ها را ديديم كه كسانى آمدند به عنوان هديه، به عنوان اظهار ارادت، به اينها پول دادند؛ اينها هم پول را گرفتند، نفهميدند اسم اين رشوه است. آنچه كه در عالم واقع اتفاق مى‌افتد، شبيه يكديگر است؛ منتها متفطن شدن به اينكه اسم اين رشوه است يا نه، مهم است. شما كه يك جائى قرار دارى كه ميتوانى يك كارى را بر طبق ميل او انجام دهى، او مى‌آيد اينجور دستت را هم ميبوسد و به شما پول ميدهد. خوب، اين اسمش رشوه است؛ رشوه‌ى حرام همين است.

 در قضاياى فتنه هم همين جور. بعضى در اين فتنه و در اين جنجال وارد شدند، نفهميدند اسم اين براندازى است؛ نفهميدند اين همان فتنه است كه اميرالمؤمنين فرمود: «فى فتن داستهم بأخفافها و وطئتهم بأظلافها و قامت على سنابكها».(6) فتنه خرد و نابود ميكند كسانى را كه زير دست و پاى فتنه قرار بگيرند. آنها نفهميدند اين فتنه است. يك حرفى را يكى گفت، اينها هم تكرار كردند. پس نميشود همه را محكوم به يك حكم دانست. حكم معاند متفاوت است با حكم غافل. البته غافل را هم بايد بيدار كرد.

 من ميخواهم به شما جوانها عرض كنم؛ شما براى اينكه ايران اسلامى را بسازيد، يعنى هم ملت و ميهن عزيز و تاريختان را سربلند كنيد، هم وظيفه‌ى خودتان را در مقابل اسلامِ باعظمت انجام دهيد - كه امروز اگر كسى براى سربلندى ايران اسلامى تلاش كند، هم به ميهن خود، به ملت خود، به تاريخ خود خدمت كرده است، هم به اسلام عزيز كه مايه‌ى نجات بشريت است، خدمت كرده - بايد بيدار باشيد، بايد هوشيار باشيد، بايد در صحنه باشيد، بايد بصيرت را محور كار خودتان قرار دهيد. مواظب باشيد دچار بى‌بصيرتى نشويد.

 دشمن را بشناسيد. به ظواهر دشمن فريب نخوريد. ماديگرى، گرايش مادى، تفكر مادى، تمدن مادى، دشمن بشريت و دشمن شماست. دنياى غرب از دو سه قرن قبل از اين به دانش برتر و فناورى برتر دست يافت و سوراخ دعاى ثروت و انباشت ثروت را پيدا كرد. مكتبهاى اجتماعى گوناگونى پديد آمد، تفكرات فلسفىِ اجتماعى گوناگونى پديد آمد - ليبراليسم مبتنى بر تفكر اومانيستى، فكر دموكراسى و امثال اينها - هدف اينها يا هدف آن كسانى كه دنبال اين افكار رفتند، اين بود كه بتوانند بشر را به آسايش، به آرامش و به رفاه برسانند؛ ليكن آنچه در واقع تحقق پيدا كرد، عكس اينها بود. بشر در سايه‌ى تفكر اومانيستى و در جهت نظامهاى انسانگرا نه فقط به انسانيت دست نيافت، به آسايش دست نيافت، بلكه بيشترين جنگها، بيشترين كشتارها، بدترين قساوتها، زشت‌ترين رفتارهاى انسان با انسان در اين دوره به وجود آمد.

 آن كسانى كه در اين ميدان پيشرفته‌تر بودند، بدتر بودند. ديروز توى روزنامه خواندم كه از منابع آمريكائى نقل كرده بود كه آمريكا از دهه‌ى 40 تا دهه‌ى 90 - يعنى در ظرف پنجاه سال - هشتاد كودتاى نظامى در دنيا راه انداخته! شما ببينيد اين كسانى كه به قله‌هاى ثروت و فناورى و سلاح و ساخت تجهيزات و چه و چه و چه دست پيدا كردند، وحشيگرى‌شان اين است. آدمكشى براى آنها عادى است؛ به قول خودشان خونسرد! در تعبيرات ادبيات غربى ميگويند فلانى با خونسردى آدم كشت! اين نشانه‌ى قساوت كامل است. نه فقط در افغانستان و در عراق و در آن مناطقى كه تحت اشغال آنهاست و فتوحات نظامى كرده‌اند، كه در داخل مجموعه‌هاى خودشان هم همين است. مراجعه كنيد به ادبيات اينها، كه نشانه‌ى واقعيتهاى زندگى آنهاست. هنرشان، ادبياتشان نشان ميدهد كه در زندگى‌شان چه ميگذرد. آدمكشى براى آنها يك كار بسيار آسانى است. از اين طرف هم در داخل اجتماعات مردمى‌شان، در ميان جوانهاشان، افسردگى، يأس از زندگى و شوريدن بر آداب اجتماعى زندگى ديده ميشود. نوع لباس پوشيدنها و نوع آرايش كردنهاى اينها غالباً به خاطر اين است كه جوان از فضائى كه بر او حاكم است، به ستوه آمده. اين تجربه شده‌ى مكتبها و نظامهائى است كه غربى‌ها درست كرده‌اند. عامل همه‌ى اينها هم اين است كه اينها از دين، از معنويت، از خدا دور شده‌اند. بنابراين رفتار اينها دشمن بشريت است.

 شما امروز داريد نقطه‌ى مقابل آنها حركت ميكنيد. شما ميخواهيد با تفكر الهى دانش را مسخر كنيد؛ شما ميخواهيد امكانات طبيعى و انسانى را جمع كنيد براى خير مادى و معنوى ملتها و ملت خودتان، براى خير مادى و معنوى بشر. جهتگيرى شما جهتگيرى خدائى است؛ اين موفق خواهد شد، اين پيش خواهد رفت؛ اين همان حركتى است كه نقطه‌ى مقابل حركت دو سه قرنىِ غلط منحرفانه‌ى شروع شده‌ى از سوى غرب است. اين حركت، حركت مباركى است و ادامه خواهد داشت.

 جوان مسلمان ايرانى بايد خود را آماده كند؛ خود را مجهز كند؛ در راه پيشرفت، به خداى متعال توكل كند؛ از خدا استمداد كند؛ با بصيرت پيش برود؛ در اين صورت ساز و برگ متناسب را براى مواجهه‌ى با شيوه‌ى غلطى كه در دنيا حاكم و رائج است، پيدا خواهد كرد و ان‌شاءاللَّه به همه‌ى آرمانها و آرزوهائى كه اين انقلاب و اسلام ترسيم كرده است، خواهد رسيد.

    والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۹/۰۸/۱۴ساعت   توسط رضا  | 

ViewSonic عرضه می‌کند - تبلت جدید برای سال میلادی 2011

بازار دیجیتال- شرکت ViewSonic به تازگی تبلت جدیدش را به بازار معرفی کرده است. تبلت جدید این شرکت که با نام Tegra 2 به بازار معرفی شده قرار است در سال میلادی آینده یعنی سال 2011 روانه بازار شود.

این دستگاه که دارای یک نمایشگر 7/9 اینچی است، قرار است 10 درصد از سهم بازار جهانی تبلت‌ها را در سال 2011 به خودش اختصاص دهد. به همین دلیل هم شرکت ViewSonic پیش‌بینی کرده است که بیش از 45 میلیون دستگاه از این محصول را در سال 2011 به فروش عمومی خواهد رساند. این در حالی است که شرکت Apple اعلام کرده است که 50 درصد سهم بازار جهانی تبلت‌ها را در سال میلادی آینده در اختیار خواهد گرفت.
تبلت Tegra 2 مبتنی بر سیستم عامل آندرويید بوده و مجهز به پردازنده Atom هم هست. کارت گرافیک این تبلت جدید متعلق به شرکت Nvidia است. با این همه اما شرکت ViewSonic هنوز اطلاعاتی درباره قیمت عرضه این محصول اعلام و منتشر نکرده است.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۸ساعت   توسط رضا  | 

بخشی از پرسش و پاسخ رهبری در سال های گذشته

بعضى افراد با ايراد شبهه‏هايى نظير نظامى بودن، نسبت به حضور بسيج يا بسيج دانشجويى در دانشگاههااشكال كرده‏اند و محدوديتهايى را اعمال مى‏كنند. نظر جناب‏عالى چيست؟

بسيج لزوماً يك سازمان نظامى نيست؛ يعنى حتماً سازمان نظامى نيست. بسيج، يعنى مردم. من هم ممكن است عضو بسيج باشم؛ اما نظامى نيستم. در دانشگاه، در كارخانجات، در حوزه‏هاى علميه، در ادارات، همه جا بسيجى هست. بسيج، يك سازمان نظامى نيست. دانشجويان هم بسيجى بودنشان هيچ اشكالى ندارد؛ بلكه بلاشك يك ارزش است. همه هم بسيجى باشند عيبى ندارد.

على‏رغم اين‏كه تمامى اعضاى بسيج، دانشجو هستند و با اختيار و علاقه در بسيج ثبت‏نام كرده‏اند، اما مسؤولان دانشگاهها نسبت به اين گروه سختگيرى مى‏كنند.

نه، من فكر نمى‏كنم كه مناسب باشد نسبت به بسيج سختگيرى شود. البته من حالا چند و چون اين قضيه را نمى‏دانم؛ بايد بعداً از رئيس محترم دانشگاه سؤال كنم، ببينم چنين چيزى اصلاً هست يا نه. در اين مملكت كسى با بسيج بد نيست. بسيج آن‏قدر به اين كشور خدمت كرده كه كسى نمى‏تواند در مفيد بودن آن - بلكه ضرورت آن - ترديد كند. بسيج، يادگار امام است.


چگونه مى‏توان از خطّ فكرىِ ناب ولايت در مسائل روزمرّه و جارى به صورت واضح مطّلع شد تا افراد نتوانند نظرات حضرتعالى را مثلاً خلاف وانمود كنند؟

من آنچه كه در سخنرانيها بيان مى‏كنم، لبّ نظراتم است. اساسيترين نظراتم همانهايى است كه شما در سخنرانيها از من مى‏شنويد. هيچ نظرى درباره مسائل جارى كشور و مسائل اسلام و مسلمين و مسائل اجتماعى وجود ندارد كه من آن را درِگوشى به كسى بگويم و نشود آن را در علن گفت. نظرات من، نظراتى شفّاف و روشن است كه در خطبه نماز جمعه و در سخنرانى با گروههاى مختلف، شما اينها را مى‏شنويد.


مگر در قرآن عزيز ما نيامده است كه انسان آزاد آفريده شده و بزرگترين آزادى، آزادى خواندن و نوشتن است؟ پس چرا در جمهورى اسلامى، اين حق را از ما گرفته‏اند؟

من نمى‏دانم چه كسى اين حق را گرفته است! هر كس گرفته، به من معرفيش كنيد، تا من بروم حقّتان را از او بگيرم و به شما بدهم! حقيقت اين است كه شما جوانان، دوره قبل از انقلاب را در اين كشور نديده‏ايد و بسيارى از كشورهاى دنيا را هم نديده‏ايد. امروز خوشبختانه در ايران، آزادى فكر كردن و فكر را بيان كردن، در دنيا كم‏نظير است. البته من نمى‏خواهم بگويم كه اسلام اين آزادى را بدون قيد و شرط داده است؛ نه، اين‏طور نيست. محدوديتهايى در همين زمينه وجود دارد كه در قوانين ما هم آن محدوديتها پيش‏بينى شده است؛ كه شايد آنچه محصول همه اينهاست، با همان معارف قرآنى كه شما ذكر كرديد، منطبق است. اما آنچه كه امروز محصول همه اينهاست، آزادى است و خوشبختانه وجود دارد؛ خيلى هم خوب است. اين وضعى هم كه الان شما مى‏بينيد من و شما اين‏جا نشسته‏ايم و شما مى‏گوييد و من حرف شما را مى‏خوانم، اين هم جزو چيزهاى كم‏نظير در دنياست. من از اين‏كه وضع در كشور ما، از جهات انسانى و احترام به شخصيت و هويّت انسانى، آن‏چنان خوب باشد كه توقّعات بالاترى را بيافريند، خوشحال مى‏شوم، مانعى هم ندارد؛ اما بدانيد كه اگر شما به جاهاى ديگر - كشورهاى مشابه ما، با سوابقى كه شبيه هم داشته باشيم - برويد و در زمينه مسائل مربوط به آزادى نگاه كنيد، خواهيد ديد كه از اين جهت، خوشبختانه هيچ‏جا نظير ايران نيست.


بهترين شيوه برخورد با منكرات چيست؟

بستگى به اين دارد كه چه كسى بخواهد برخورد كند. اگر شما بخواهيد برخورد كنيد، «زبان» است. شما به غير از زبان، هيچ تكليف ديگرى نداريد. نهى از منكر براى مردم، فقط زبانى است. البته براى حكومت، اين‏طور نيست. اگر منكر بزرگى باشد، برخورد حكومت احياناً ممكن است برخورد قانونى و خشن هم باشد؛ ليكن نهى از منكر و امر به معروفى كه در شرع مقدّس اسلام هست، زبان است؛ «انّما هى اللسان».

تعجّب نكنيد. من به شما عرض مى‏كنم كه تأثير امر و نهى زبانى - اگر انجام گيرد - از تأثير مشت پولادين حكومتها بيشتر است. من چند سال است كه گفته‏ام امر به معروف و نهى از منكر. البته عدّه‏اى اين كار را مى‏كنند؛ اما همه نمى‏كنند. همه تجربه نمى‏كنند، مى‏گويند آقا چرا اثر نمى‏كند؛ تجربه كنيد. منكرى را كه ديديد، با زبان تذكّر دهيد. اصلاً لازم هم نيست زبان گزنده باشد و يا شما براى رفع آن منكر، سخنرانى بكنيد. يك كلمه بگوييد: آقا! خانم! برادر! اين منكر است. شما بگوييد، نفر دوم بگويد، نفر سوم بگويد، نفر دهم بگويد، نفر پنجاهم بگويد؛ كى مى‏تواند منكر را ادامه دهد؟

البته به شما بگويم عزيزان من! منكر را بايد بشناسيد. چيزهايى ممكن است به نظر بعضى منكر بيايد؛ در حالى كه منكر نباشد. بايد معروف و منكر را بشناسيد. واقعاً بايد بدانيد اين منكر است. بعضى گفته‏اند كه بايد احتمال تأثير وجود داشته باشد. من مى‏گويم احتمال تأثير همه جا قطعى است؛ مگر در نزد حكومتهاى قلدر، قدرتمندان و سلاطين. آنهايند كه البته حرف حساب به گوششان فرو نمى‏رود و اثر نمى‏كند؛ اما براى مردم چرا. براى مردم، حرف اثر دارد. بنابراين، پاسخ من اين شد كه بهترين روش براى شما كه از من سؤال كرديد، «زبان» است.


مى‏خواستم نظر حضرتعالى را درباره گروههاى حامى ولايت بدانم.

به نظر من، همه گروهها حامى ولايتند. من در كشور، گروه قابل توجّهى كه ولايت را قبول نداشته باشد، نمى‏شناسم. همه ولايت را قبول دارند. حالا ممكن است بعضى مثلاً عشق و اخلاص بيشترى داشته باشند، بعضى كمتر داشته باشند. مثلاً ولايت ائمّه عليهم‏السّلام را همه قبول داريم؛ اما يك نفر هست كه تا اسم اميرالمؤمنين عليه‏السّلام مى‏آيد، چشمش پُر از اشك مى‏شود. او عشق بيشترى دارد؛ طبعاً ثواب بيشترى هم مى‏برد. يكى هم هست كه نه، حضرت را قبول دارد، امام مى‏داند، مخلص هم هست، حاضر است در راه اميرالمؤمنين عليه‏السّلام كشته هم بشود؛ اما اين‏طور هم نيست كه تا گفتند «السّلام عليك يا اميرالمؤمنين»، چشمهايش پُر از اشك شود. نمى‏شود گفت كه شما چرا ولايت را قبول نداريد و چشمتان اشكى نشد!

همه گروههاى دانشجويى - چه خود گروهها و چه افراد دانشجويى - با من ارتباط دارند و پيش من مى‏آيند و همه‏شان اظهار ارادت به ولايت مى‏كنند. همه قبول دارند؛ نمى‏شود قبول نداشته باشند؛ معلوم است كه قبول دارند. من هم همه‏شان را به يك معنا حمايت مى‏كنم؛ البته نه حمايت مادّى؛ من كه از كسى حمايت مادّى نمى‏كنم. معتقدم اينها بايد در دانشگاه باشند، كار كنند، تلاش كنند، زحمت بكشند و البته مردم را مسلمان و انقلابى كنند. وظيفه تجمّعها و تشكّلهاى دانشجويى اين است كه همّتشان، مسلمان كردن - البته همه مسلمانند - و انقلابى كردن عناصر گوناگونى باشد كه هستند. آنها را پيش ببرند و تهذيب اخلاق و عمق يافتن بنيانهاى اخلاقى و انقلابى را در آنها هدف خودشان قرار دهند.


در روز انتخابات دوم خرداد، منظور شما از اين‏كه فرموديد «هيچ‏كس براى من مثل هاشمى نيست» چه بود؟

علّتش اين است كه آقاى هاشمى از سال 1336 - يعنى چهل‏ويك سال - با من همكارى و رفاقت دارد. رفاقت چهل‏ويك ساله، خيلى است؛ يعنى دو برابر عمر شما. حالا تصادفاً نكته جالبى وجود دارد. آن روزى كه من اين را گفتم، آقاى خاتمى كه انتخاب نشده بود. عجيب است كه آقاى خاتمى هم اتّفاقاً همين مقدار با من سابقه دارد؛ از سال سى و هفت. البته آن وقت ايشان كوچك بودند. سال 1337 كه من مى‏خواستم به قم بيايم، پدر ايشان، مرحوم آيةاللَّه خاتمى - كه مرد بسيار عزيز و بزرگى هم بود - مشهد بودند و ما با ايشان در آن‏جا آشنا شديم. ايشان و برادرانشان، پانزده، شانزده ساله بودند؛ من هم سنّاً خيلى از آنها بزرگتر نبودم - پنج، شش سال بزرگتر بودم - ليكن در آن سنين، پنج، شش سال كاملاً مشخّص است. با ايشان هم سابقه زيادى داريم. به‏هرحال، الان وضع خوب است. الان رئيس جمهورمان كاملاً به ما نزديك است و الحمدللَّه روابط فى‏مابين، بسيار خوب و صميمى است


لطفاً نظر خود را در مورد آينده فعاليتهاى سياسى دانشجويان و سمت و سوى اين حركات بفرماييد.

من حرفم را در اين زمينه گفتم. ببينيد، من سه، چهار سال قبل از اين گفتم كه دانشجويان بايستى سياسى شوند؛ و بعد هم عليه كسانى كه دانشگاه را از سياست دور كردند، تعبير تندى كردم. يك سال بعد از آن، يا همان وقتها، در يك اجتماع دانشجويى گفتم كه اشتباه نكنيد؛ من كه مى‏گويم فعّاليت سياسى، معنايش اين نيست كه فعاليت سياسى حتماً بايد عليه دولت، عليه مسؤولان و عليه نظام باشد. بعضى از بدخواهان، فعاليت سياسى را اين‏گونه تعبير مى‏كنند. فكر مى‏كنند فعّاليت سياسى، يعنى سياسيكارى! اين، يك نوع سياسيكارى و يك نوع تقلّب است كه آدم تصوّر كند فعّاليت سياسى در دانشگاه، فقط با بدگفتن و با فحّاشى كردن و با اهانت كردن به اين و آن حاصل مى‏شود؛ نه. فعّاليت سياسى، براى پيدا شدن قدرت تحليل در دانشجوست. اين دانشجو اگر قدرت تحليل سياسى نداشته باشد، فريب مى‏خورد و فريب خوردن دانشجو، درد بزرگى است كه تحمّلش خيلى سخت است. بالاخره اگر دانشجويان بخواهند قدرت تحليل پيدا كنند، بايد فعّاليت سياسى بكنند؛ بايد سياست را بخوانند، بنويسند، بگويند، مذاكره و مباحثه كنند. تا اين كار نشود، دانشجويان توانايى پيدا نمى‏كنند. عقيده من، هنوز هم همين است.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ساعت   توسط رضا  | 

بخشی از پرسش و پاسخ رهبر انقلاب در دانشگاه تربيت مدرّس‏ 77/06/12

در تحليلى كلّى، انتخاب جناب آقاى خاتمى، رأى به اصلاح بود و فرصتى طلايى براى تقويت نظام فراهم آورد و انقلاب اسلامى را براى سالها بيمه كرد. در اين شرايط: 1- علّت اين‏كه منصوبين جناب‏عالى در ... از جناح مخالف اين روند انتخاب مى‏شوند، چيست؟ 2- آيا شما نيز يادآورى وظيفه خبرگان رهبرى در مورد نظارت بر ولىّ‏فقيه را توهين‏آميز و تضعيف كننده مى‏دانيد؟

آن جمله‏اى كه اين برادر يا خواهرمان در مورد «رأى به اصلاح» نوشتند، تحليل ايشان است؛ تحليل من از قضيه اين نيست. بالاخره بيست ميليون نفر، با انگيزه‏هايى به رئيس جمهور رأى دادند. شما از كجا مى‏دانيد كه همه اين بيست ميليون نفر، رأى به اصلاح دادند؟ انگيزه‏هاى گوناگونى داشتند؛ به اين انگيزه‏هاى گوناگون، رأى دادند. آنچه كه مسلّم است، اين است كه اين رئيس جمهور، منتخب بيست ميليون جمعيت است؛ اين چيز باارزشى است. اما اين‏كه شما از اين بيست ميليون نفر رفراندم كرده باشيد و به شما گفته باشند ما رأى به اصلاح داديم، نه؛ من نمى‏توانم اين را باور كنم و بپذيرم.

البته همه اصلاح را مى‏خواهند؛ هيچ كس نيست كه اصلاح را نخواهد؛ هيچ‏كس هم نيست كه معتقد باشد در دوره قبل از اين دولت، همه چيز در حدّ اعلاى صلاح بود. نخير؛ مسلّماً اشكالات زيادى بوده است. وقتى شما يك رئيس جمهور را انتخاب مى‏كنيد، انتخاب مى‏كنيد تا آن اشكالات را برطرف كند. در اين هم شكّى نيست؛ همه همين‏طور فكر مى‏كنند و مايلند. اگر در دوره‏ى آينده هم انتخاباتى صورت بگيرد، مسلّم باز همين خواهد بود؛ يك عدّه هستند كه چيزهايى را قبول دارند، يك عدّه هم چيزهايى را قبول ندراند.

اين‏كه منصوبين من در آن دستگاههاى گوناگون، مخالف اين روند هستند، نه؛ من اين را قبول ندارم. نخير؛ آنها هم طرفدار اصلاحند. همانهايى كه اين‏جا اسم آوردند - و من البته اسم نمى‏آورم - افرادى هستند كه اصلاح را دوست دارند؛ بسيار از آنها دولت را دوست دارند؛ خود آقاى خاتمى را دوست دارند و با ايشان همكارى مى‏كنند. به نظر من، اين‏طور قضاوتها، قدرى رجمِ به غيب است و صلاح نيست.

در مورد اين‏كه «آيا يادآورى وظيفه خبرگان رهبرى در مورد نظارت بر ولىّ فقيه را توهين‏آميز مى‏دانيد» بايد بگويم كه نه، چه توهينى؟ مجلس خبرگان، كميسيونى به نام « كميسيون تحقيق» دارد؛ تحقيقش هم طبق خود اصل قانون اساسى است. تحقيق در اين است كه آيا اين رهبرى كه خبرگان يك روز تشخيص دادند كه او حائز شرايط است، باز هم حائز شرايط هست يا نه؟ اصلاً كارشان اين است؛ الان هم هستند و كار هم مى‏كنند. آنها بايد تشخيص دهند كه اين رهبر، آيا علمش كه آن روز تشخيص دادند مجتهد است، باقى است يا نه؛ چون ممكن است انسان دچار نسيان شود و طبيعتاً از صلاحيت مى‏افتد. آن روز تشخيص دادند كه اين شخص عادل است؛ آيا به عدالت باقى است يا نه؟ اگر خداى نكرده گناهى از او سر بزند، از عدالت ساقط مى‏شود. آن روز تشخيص دادند كه اين شخص مدير و مدبّر است و توانايى دارد؛ اما حالا بايد ببينند كه آيا تواناييش باقى مانده است؟ آيا آن روز اشتباه نكردند؟ يا اگر آن روز توانا بوده، از توانايى نيفتاده است؟ نخير؛ بنده نه هيچ احساس تضعيف مى‏كنم و نه توهين؛ اين جزو قانون اساسى است. خود من هم زمان امام، جزو همين مجلس خبرگان بودم. ما زمان امام هم «كميسيون تحقيق» داشتيم؛ هيچ اشكالى ندارد. اين نه اهانت به رهبرى است، نه تضعيف رهبرى است. اگر اين آقايان، اين كميسيون و اين هيأت را تشكيل ندهند، بايد از آنها سؤال شود كه چرا تشكيل نداديد.


مستحضريد كه انتخابات مجلس خبرگان با همه اهميتش در پيش است و متأسّفانه فضاى تشكيك و ترديد در نحوه بررسى صلاحيت داوطلبان توسّط شوراى محترم نگهبان، به هر دليلى واقعيتى انكارناپذير است. آيا صلاح نمى‏دانيد همچنان كه از حضرت امام شاهد بوديم، در اين امر مداخله نماييد؟ به‏هرحال، بررسى صلاحيت كانديداها توسّط شوراى نگهبان، كم و بيش مشكلات دوْرِ مورد اشاره منتقدان را دارد. آيا بهتر نيست با توصيه حضرت‏عالى، شوراى نگهبان اين امر را به مراجعِ معرفى شده از سوى جامعه مدرّسين ارجاع دهد تا اين شائبه رفع گردد؟

شوراى نگهبان، خودش امتحان نمى‏كند؛ ممتحن كس ديگرى است. اداره كار، دست شوراى نگهبان است، والّا شوراى نگهبان وقتش را ندارد كه بخواهد بنشيند و امتحان كند؛ البته صلاحيتش را انصافاً دارد. اين آقايانى كه امروز در اين شورا هستند - به استثناى يك نفر كه در زمان بنده منصوب شدند - كسانى هستند كه حضرت امام اينها را منصوب كردند؛ يعنى به اجتهاد و عدالت اينها امام شهادت دادند. بنابراين جاى شبهه نيست. اين بزرگواران، خودشان امتحان نمى‏كنند. از مدرّسين قم، افراد شايسته و بى‏طرف را مى‏آورند و امتحان مى‏گيرند. امتحان هم - آن طور كه اعلام كرده‏اند - كتبى است؛ بدون نام و بدون سربرگ. بنابراين، هيچ شائبه‏اى وجود ندارد.

اين شبهه دوْرى هم كه گفته‏اند، حرف غلطى است؛ به خاطر اين‏كه اين شوراى نگهبان را رهبرىِ فعلى كه معين نكرده؛ رهبرىِ قبل معيّن كرده‏اند. اين خبرگانى هم كه مى‏آيند، نمى‏خواهند كه رهبرىِ فعلى را انتخاب كنند؛ رهبرى بعد را انتخاب خواهند كرد. اين چه دوْرى است؟ اگر اين رهبرى فوت كند، يا به هر دليل ديگرى كنار برود، آن وقت رهبرىِ بعد را آنها انتخاب خواهند كرد، والّا رهبر فعلى را كه نمى‏خواهند انتخاب كنند. بنابراين هيچ دوْرى نيست.

شما كه بحمداللَّه دانش‏آموخته و فاضل هستيد، بايد روى مسائل دقيق شويد و فكر كنيد. بالاخره هر كارى و هر امتحانى، يك مرجع دارد؛ يك عدّه هم ممكن است قبول نداشته باشند. مهم اين است كه ما بدانيم اين صلاحيت در آن‏جا هست. هم ممتحنين آدمهاى حسابى هستند و هم كسانى كه مديرانِ امتحان خواهند بود و رشته كار در دست آنهاست، مردمان شايسته‏اى هستند. ان‏شاءاللَّه مشكلى پيش نخواهد آمد.

چون صحبت انتخابات خبرگان شد، من هم عرض كنم كه اين انتخابات واقعاً مهمّ است؛ انتخابات ممتازى است. شركت عمومى در آن، بسيار خوب و از جهات مختلفى لازم است. حدّاقلش يك مانور ملى در مقابل دشمنان خارجى است. لذا شما كه شخصيتهاى علمى و جوانان فعّالى هستيد، تلاش كنيد و مردم را وادار نماييد كه در اصل انتخابات شركت كنند. البته مردم خودشان شركت مى‏كنند و نامزد باصلاحيت را ان‏شاءاللَّه در هر شهر و هر استانى برمى‏گزينند. اين انتخابات بايد ان‏شاءاللَّه انتخابات وسيع و خوبى باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ساعت   توسط رضا  | 

پرسش و پاسخ جوانان با رهبر معظم انقلاب 13/11/77

سؤال بعدى هم اين است كه جناب‏عالى وضعيت كنونى هنر را چگونه مى‏بينيد و براى بهبود آن چه فرمايشاتى داريد؟ متشكّرم.

اما اين كه شما مى‏پرسيد من نظرم نسبت به وضع كنونى هنر چيست، بايد بگويم كه اگر امروز را با قبل از انقلاب مقايسه كنيد، ما خيلى وضعمان خوب است و برجستگى هم داريم. اما اگر با آنچه كه بايد باشيم، مقايسه كنيم، نه، عقبيم؛ من صريحاً اعتقاد دارم كه عقبيم. ما هنوز در زمينه قصّه‏نويسى، در زمينه شعر و در زمينه هنرهاى نمايشى - يعنى سينما و تئاتر - كاستيهاى زيادى داريم؛ كارهاى نشده فراوانى داريم و انسان ناشيگريهاى متعدّدى را مشاهده مى‏كند. من اميدوارم كسانى كه در رشته‏هاى هنرى فعّالند، همان خودباورى را كه ما در عرصه‏هاى ديگرِ انقلاب در جاهايى مشاهده كرديم و دنيا را به خودش متوجّه كرد - در زمينه صنعت، در زمينه صنايع نظامى و در زمينه‏هاى علمى، واقعاً ما كارهايى كرده‏ايم كه دنيا متوجّه آنها شده است - در زمينه هنر هم بلكه بتوانيم ان‏شاءاللَّه كارهايى بكنيم كه شاخصه‏ى ملت بزرگ ايران و انقلاب بزرگمان باشد. اين اميد را من دارم.


از اين كه ميزبان ما شديد و ما را به خانه خودتان پذيرفتيد، تشكّر مى‏كنم. يك سؤال از حضورتان دارم؛ اما قبل از آن با مقدّمه‏اى خيلى كوتاه سؤالم را مطرح مى‏كنم. مقتضيات و حوادث دوره اوّل انقلاب طورى بود كه نسل جوان آن دوره را به گونه‏اى خاص ترسيم مى‏كرد. آيا نسل جوان امروز هم بايد با همان مقتضيات روبه‏رو باشد؟ يعنى بايد همان سليقه‏ها، همان طرز پوشش، همان نوع حضور در اجتماع، همان خواسته‏ها و همان نيازها را داشته باشد؟ به تعبير ديگر، نسل كنونى جامعه امروزى با شرايطى روبه‏روست كه با شرايط دوران اوّل انقلاب بسيار متفاوت است؛ اما متأسفانه برخى احكامى را براى اين نسل صادر مى‏كنند كه شايد بشود گفت چندان مورد رضايت و خوشايند اين نسل نيست. شما بفرماييد طبيعى‏ترين رفتارى را كه از نسل جوان امروزى مى‏شود انتظار داشت، كدام است؟ يا بهتر بگويم، جناب‏عالى چه خصوصياتى را براى نسل جوان امروزى قبول داريد؟

آنچه كه ما امروز از جوان انتظار داريم، عيناً همان چيزى است كه در روز اوّلِ انقلاب و قبل از انقلاب از جوان انتظار داشتيم. ما از جوان مى‏خواهيم كه در عين پاكى و پارسايى و ديندارى، بانشاط باشد، پُرشور باشد، اهل ابتكار باشد، خلّاق باشد، كار كند، از تنبلى و بيكارگى بپرهيزد، تقوا را براى خودش شعار قرار دهد، واقعاً دنبال تقوا باشد - همان معناى «پرهيزكارى» كه در فارسى معنا مى‏كنند و معناى خوبى هم هست. به نظرم من يك وقت شرحى هم راجع به آن در خطبه‏هاى نمازجمعه گفتم - خويشتندار باشد، از اين نيروى عظيمى كه اسمش جوانى است، در راه تكامل خودش، رشد خودش و خدمت به كشورش، به خانواده‏اش و به محيطش استفاده كند. ما از جوان اين انتظار را داريم؛ هر وقت هم يك اقتضايى دارد. وقتى كه در كشور جنگ هست، از جوان يك انتظار هست؛ وقتى كه در كشور دوره ساختن و سازندگى و تلاشِ اين‏گونه هست، يك انتظار هست؛ آن وقتى هم كه ميدان علم و پيشرفت علمى و تحقيق است و نياز كشور به اين طرف است، از جوان اين انتظار هست. درست هم اين است كه بگوييم از هر جوانى به اقتضاى استعدادش، به اقتضاى شغلش، به اقتضاى خواستها و پسندهايش، انتظاراتى وجود دارد كه مجموع اين انتظارات، در واقع حركت عظيم ملى ما را شكل مى‏دهد و موتورى براى حركت كشور است. جوانان، حقيقتاً به يك معنا موتور محرّكه كشورند؛ هم در امروزشان كه جوانند، هم در فردايشان كه مردان و زنان و مديران و كارگزاران كشور خواهند بود. هر كدام در هر جا كه هستند، با پاكى و پارسايى و ديندارى و تقوا، اين نيروى عظيم جوانى را به كار گيرند.

البته گاهى اوقات هست كه تقوا اقتضايى دارد. مثلاً فرض بفرماييد ما در مورد خانمها، حجاب و آن حفاظ زنانه را - كه در واقع احترام به زن است - مظهر تقوا مى‏دانيم. البته من الان لازم نمى‏دانم كه درباره مسأله حجاب صحبت كنم؛ چون شما همه‏تان باحجابيد و اهل حجابيد و معتقد به حجابيد. حجاب چيز خوبى است؛ حالا چگونه اين حجاب را تأمين كنند، البته ممكن است كه سلايق و نظرها مختلف باشد. به هرحال، انتظار من از جوانان همان چيزى است كه عرض كردم.


موسیقی:

حضور جناب عالى سلام عرض مى‏كنم و از اين كه مسائل جوانان را مورد توجّه و دقّت قرار مى‏دهيد، از حضورتان سپاسگزارم. نقل است موقعى كه زبان از كلام باز مى‏ايستد، موسيقى آغاز به سخن مى‏كند؛ با اين تفاوت كه اين زبان نه تنها منبعث از فرهنگى است كه از آن برخاسته، بلكه مى‏تواند گستره بسيار وسيعترى را كه شامل كلّ دنيا مى‏شود، در برگيرد و به‏عنوان يك زبان بين‏المللى درآيد. همان‏طور كه كلام مى‏تواند جنبه‏هاى مثبت و پويا و ارزشمندى داشته باشد، به همان اندازه هم مى‏تواند سخيف و نادرست و كم ارزش باشد. با توجّه به همين جنبه‏هاى مختلف موسيقى بود كه حضرت امام رحمةاللَّه عليه با توجّهى كه نسبت به موسيقى و اهميت آن در جامعه امروز داشتند، نظرات خودشان را در اين مورد فرمودند و با پاره‏اى ملاحظات خاص كه مورد نظر جامعه ما و اسلام هست، شكل مجاز و غيرغنايى آن را جايز دانستند. بعد از آن هم هرچند كه با سيرِ بطئى موسيقى مواجه بوديم، اما به هر حال شاهد روند روبه رشد موسيقى در كشورمان بوده‏ايم. مسأله‏اى كه وجود دارد و باعث شده كه اين هنر نتواند آن جايگاه واقعى خودش را متناسب با قابليتهاى خودش در جامعه ما پيدا كند، اين است كه به‏طور كلّى امور هنرى و فرهنگى كشور ما، واجد مسؤولان و متولّيان متعددى است كه به‏طور موازى در اين جنبه‏ها تصميم‏گيرى و اعمال نظر مى‏كنند. اگر بخواهيم شفّافتر بگوييم، بايد عرض كنيم كه در اين زمينه‏ها اختلاف سليقه‏هاى زيادى وجود دارد كه باعث شده جوانان و به‏ويژه جامعه موسيقى ما در اين‏خصوص بلاتكليف بمانند. سؤال بنده از حضرت‏عالى اين است كه جداى از آن جنبه‏هاى فقهى كه قبلاً به آن پرداخته و از حضورتان سؤال شده، نظرتان به‏طور خاص در مورد قابليتهاى اجتماعى موسيقى به عنوان يك هنر چيست و اين كه در جامعه امروزى ما، با مقتضيات امروزى ما، با مقتضيات جوان امروز ما، با نوگراييهايى كه جوان ما طالب آن است، فكر مى‏كنيد موسيقى چه شرايطى بايد داشته باشد؟ همچنين نظر خود را درخصوص جنبه‏هاى ويژه در موسيقى غيرسنّتى، به‏عنوان اين‏كه زبانى بين‏المللى - و نه غربى - است، بفرماييد. آيا به اين موضوع قائل هستيد كه بهترين راه مبارزه با تهاجم فرهنگى - كه يكى از مهمترين روشهايش نفوذ از راه هنر و به‏ويژه از راه موسيقى است - ارائه الگوهاى پاك و سره و ناب و متناسب با شرايط ملى و مذهبى كشورمان است؟

اين كه ما بگوييم موسيقى بهترين راه مقابله با تهاجم فرهنگى است، نه؛ من به اين معتقد نيستم كه موسيقى يك چنين كششى داشته باشد.

بهتر است بگويم يكى از راههاى مبارزه با تهاجم فرهنگى است.

بله؛ يكى از راههاست. البته با شرايطى مى‏تواند باشد؛ اما بهترين راهش را اين نمى‏دانم. ببينيد؛ در مورد موسيقى دو حرف وجود دارد: يكى اين كه ببينيم اساساً مشخّصه‏هاى موسيقى حلال و حرام چيست و ديگر اين كه بياييم در مصداق، مرزهايى را مشخّص كنيم تا به‏قول شما، جوانان بدانند كه اين يكى حرام و اين يكى حلال است. البته اين دومى كارآسانى نيست. كار دشوارى است كه انسان از اين اجراهاى موسيقى‏هاى گوناگون - موسيقى خارجى، موسيقى ايرانى هم با انواع و اقسامش؛ با كلام، بى‏كلام - بخواهد يكى‏يكى اينها را مشخّص كند؛ اما مشخّصه‏هاى كلّى‏اى دارد كه آن‏را مى‏شود گفت. البته من هم در جاهايى به بعضى از اشخاصى كه دست‏اندركار بودند، آنچه را كه مى‏توانستم و مى‏دانستم، گفته‏ام؛ حالا هم مختصرى براى شما عرض مى‏كنم.

ببينيد؛ موسيقى‏اى كه انسان را به بيكارگى و ابتذال و بى‏حالى و واخوردگى از واقعيتهاى زندگى و امثال اينها بكشاند، موسيقىِ حلال نيست؛ موسيقىِ حرام است. موسيقى چنانچه انسان را از معنويت، از خدا و از ذكر غافل كند، حرام است. موسيقى‏اى كه انسان را به گناه و شهوترانى تشويق كند، حرام است؛ از نظر اسلام اين است. موسيقى اگر اين خصوصيات مضر و موجب حرمت را نداشته باشد، البته آن‏وقت حرام نيست. اينهايى را كه من گفتم، بعضيش در موسيقى بى‏كلام و در سازهاست؛ بعضى هم حتّى در كلمات است. يعنى ممكن است فرضاً يك موسيقى ساده بى‏ضررى را اجرا كنند، ليكن شعرى كه در اين موسيقى خوانده مى‏شود، شعرِ گمراه كننده‏اى باشد؛ شعرِ تشويق كننده به بى‏بندوبارى، به ولنگارى، به شهوترانى، به غفلت و اين‏طور چيزها باشد؛ آن وقت حرام مى‏شود. بنابراين، آن چيزى كه شاخص حرمت و حليّت در موسيقى است و نظر شريف امام هم در اواخر حيات مباركشان - كه آن نظريه را در باب موسيقى دادند - به همين مطلب بود، اين است. موسيقى لهوى داريم. ممكن است موسيقى - به اصطلاح فقهى‏اش - موسيقى لهوى باشد. «لهو» يعنى غفلت، يعنى دور شدن از ذكر خدا، دور شدن از معنويت، دور شدن از واقعيتهاى زندگى، دور شدن از كار و تلاش و فرو غلتيدن در ابتذال و بى‏بندوبارى. اين موسيقى مى‏شود حرام. اگر اين با كيفيّت اجرا حاصل شود، اگر با كلام حاصل شود؛ فرقى نمى‏كند.

شما مى‏گوييد زبان بين‏المللى. آن موسيقى‏اى كه به‏قول خود شما مرزها را درنورديده و در جاهايى پخش شده، آيا لزوماً موسيقى خوبى است؟ صرف اين كه يك موسيقى از مرز فلان كشور خارج شد و توانست به مثلاً كشورهاى مختلف برود و يك عدّه طرفدار پيدا كند، مگر دليل خوب بودن موسيقى است؟ نه؛ به هيچ وجه. ممكن است موسيقى‏اى باشد كه به شهوترانى و تحرّكات و نشاطهاى شهوى جوانى تحريك مى‏كند؛ طبيعى است كه يك مشت جوانى كه غفلت زده هستند، از اين موسيقى خوششان مى‏آيد. هر جايى كه در دنيا دستشان به اين نوار بيفتد، از آن نوار استفاده مى‏كنند. اين دليل خوب بودن موسيقى نيست.

من نمى‏توانم به‏طور مطلق بگويم كه موسيقى اصيل ايرانى، موسيقى حلال است؛ نه، اين طور نيست. بعضى خيال مى‏كنند كه مرز موسيقى حلال و حرام، موسيقى سنّتى ايرانى و موسيقى غيرسنّتى است؛ نه، اين‏طورى نيست. آن موسيقى‏اى كه مناديان دين و شرع هميشه در دوره‏هاى گذشته با آن مقابله مى‏كردند و مى‏گفتند حرام است، همان موسيقى سنّتى ايرانى خودمان است كه به شكل حرامى در دربارهاى سلاطين، در نزد افراد بى‏بندوبار، در نزد افرادى كه به شهوات تمايل داشتند و خوض در شهوات مى‏كردند، اجرا مى‏شده است. اين همان موسيقى حرام است. بنابراين، مرز موسيقى حرام و حلال، عبارت از ايرانى بودن، سنّتى بودن، قديمى بودن، كلاسيك بودن، غربى بودن يا شرقى بودن نيست؛ مرز آن چيزى است كه من عرض كردم. اين ملاك را مى‏شود به‏دست شما بدهيم، اما اين‏كه آيا اين نوار جزو كدامهاست، اين را من نمى‏توانم مشخّص كنم.

البته الان دستگاههايى هستند كه مميّزى مى‏كنند؛ اما من خيلى هم اطمينان ندارم كه اين مميّزيها صددرصد درست باشد. گاهى مى‏آيند به ما مى‏گويند كه يك نوار بسيار بد يا مبتذلى را به‏صورت مجاز پخش مى‏كنند؛ گاهى هم ممكن است عكس اين اتّفاق بيفتد. من الان نمى‏دانم واقعاً اين مميّزيها چقدر از روى واقع‏بينى و ضابطه‏مندى انجام مى‏گيرد؛ اما آن چيزى كه من مى‏توانم به شما به‏عنوان يك جوان خوب و به عنوان كسى كه مثل فرزندان خودم هستيد به‏عنوان نصيحت و نظر خودم بگويم، اين‏است كه عرض كردم.

به نظرم مى‏رسد كه موسيقى مى‏تواند گمراه كننده باشد، مى‏تواند انسان را به شهوات دچار كند، مى‏تواند انسان را غرق در ابتذال و فساد و پستى كند؛ مى‏تواند هم اين نباشد و مى‏تواند عكس اين باشد. مرز حلال و حرام اين‏جاست. من اميدوارم كه شما جوانان با اين زادِ تقوا بتوانيد وارد ميدان شويد و توليدهايى داشته باشيد كه به معناى حقيقى كلمه هم خصوصيات موسيقى خوب و بليغ را داشته باشد و به معناى حقيقى تأثيرگذار مثبت باشد و حقيقتاً جوانان و روحها را به صفا و به معنويت و به حقيقت رهنمون كند.


ضمن عرض سلام و تبريك و تهنيت خدمت رهبر بزرگوار و عزيزمان و تشكّر از اين‏كه اين فرصت را به ما داديد تا در خدمتتان باشيم. قشر جوان ما براى اين‏كه خلّاقيتهاى خودش را در عرصه‏هاى مختلف به منصه ظهور برساند و در مسائل مختلف اجتماع بتواند تحليل صحيح و درك درستى داشته باشد، نياز به يك محيط سالم و دور از تشنّج دارد؛ اما در حال حاضر و در شرايط كنونى، برخوردهاى بعضاً ناخوشايند جناحها، اين فضا را تا حدودى نامناسب ساخته كه ريشه اين برخوردها هم در بعضى از موارد براى ما واقعاً روشن نيست و ظاهراً به دهه قبل برمى‏گردد. خود اين گروهها هم در متن انقلاب بودند و به خوبى مى‏دانند كه از مهمترين عوامل در پيروزى اين انقلاب و تداوم آن، «وحدت» امت بوده و هست. اما اين درگيريها علاوه بر آن كه به اين وحدت صدمه وارد مى‏كند، ما جوانان را هم دچار يك سردرگمى و يك نوع خستگى كرده است. سؤال من اين بود كه نسل جوان و بخصوص دانشجويان، براى اين كه در شرايط كنونى - كه در شرف ورود به دهه سوم انقلاب هستيم - بتوانند تحليل صحيح و شناخت درستى از مسائل داشته باشند و در فضاى اين درگيريها و جنجالها و هياهوها، از چالشهاى اصلى انقلاب، از مسائل مهم كشور و از دشمنان واقعى خودشان غافل نشوند، تكليفشان چيست و چه‏كار بايد بكنند؟ ديگر اين كه توصيه حضرت‏عالى به جناحهاى مختلف در اين زمينه چيست؟

توصيه‏ى من به جوانان اين است كه گوششان اصلاً بدهكار اين دعواهاى - به قول شما - جناحى نباشد. توصيه من به جناحها هم همانى است كه بارها گفته‏ام: دست بردارند. اما من نكته‏اى را به شما بگويم. ببينيد؛ امروز اختلاف سليقه‏هاى سياسى هست، بگومگوهايى هم هست؛ اما در دنيا سعى مى‏شود كه اين بگومگوها به عنوان يك مبارزه و جنگ تمام عيار وانمود شود. حقيقت قضيه اين نيست. امروز شما به صحنه سياسى بعضى از كشورها نگاه كنيد؛ مثلاً همين دعوايى كه الان بين حزب دمكرات و جمهوريخواه امريكا جريان دارد و كار را به آن‏جاها كشانده كه همه‏تان مى‏دانيد و در روزنامه‏ها و راديوها آن را خوانده و شنيده‏ايد. ببينيد؛ شما اين را مقايسه كنيد با اختلافى كه فرضاً بين هيأت اجرايى و هيأت نظارت بر سر تفسير يك ماده قانون وجود دارد. آيا اينها اصلاً با هم قابل مقايسه است؟ اختلاف و جنگ و مبارزه آن است. اينها كه اختلافى نيست؛ اينها كه جنگ و دعوايى نيست.

البته بعضى از روزنامه‏ها انصافاً بد عمل مى‏كنند. نوع تيتر زدن، نوع مقاله نوشتن و نوع خبر دادن، حاكى از اين است كه يك دعواى عظيمِ دست به‏يقه‏اى است؛ اما حقيقت قضيه اين‏گونه نيست. البته خارجيها مى‏خواهند اين‏گونه وانمود كنند. خارجيها مى‏خواهند بگويند كه الان يك جنگ عميق و دعواى خونين خاكى وجود دارد؛ اما من به شما عرض كنم كه چنين چيزى نيست؛ اين دروغ است. پايه‏هاى اصلى نظام، مسؤولان اصلى نظام، مسؤولان سياسى و اقتصادى نظام و مسؤولان دولتى و غيردولتى ممكن است اختلاف سليقه‏هايى هم با يكديگر داشته باشند؛ اما با هم زندگى مى‏كنند. همان چيزى كه ما به آن «وحدت» مى‏گوييم، همان را دارند.

البته كسانى هم هستند كه با اينها همفكر و همعقيده نيستند؛ آنها جزو اين مجموعه محسوب نمى‏شوند. آحاد ملت هم كه به‏كلّى از اين جناحها خارجند. آحاد ملت راه خودشان را مى‏روند و كار و تلاش خودشان را مى‏كنند. هر كسى با مشكل خودش درگير است و دست و پنجه نرم مى‏كند و آرزوها و آرمانها و شوقها و خواستهاى خودش را دارد. اين‏طور نباشد كه تصوّر شود حالا جنگ عظيم و دعواى آن چنانى‏اى - آن‏طور كه بيگانه‏ها تصوير مى‏كنند و بعضى از آدمهاى غافل كشور هم در روزنامه‏هايشان ارائه مى‏دهند - وجود دارد. خير؛ وجود ندارد. البته اختلاف سليقه هم هست.

وحدت كلمه، رمز پيروزى هر ملتى است. رمز پيروزى انقلاب ما هم واقعاً وحدت كلمه بود. رمز پيروزى در جنگ هم وحدت كلمه بود. رمز پيروزى در دوره‏هاى بعد از جنگ تا امروز هم كه دوره سازندگى است، باز وحدت كلمه است. ما اگر وحدت كلمه نداشته باشيم، اگر نقطه توافق عظيم ملى نداشته باشيم، همه دستاوردهاى اين ملت از دست خواهد رفت. خوشبختانه اين را داريم و مردم گرد آن متّحدند. شما ببينيد در راهپيماييها، در اجتماعات عظيم مردمى، آن‏جايى كه شعارهاى مشترك و آرزوهاى عمومى مردم مطرح مى‏شود، مردم چطور از همه قشرها شركت مى‏كنند و هيچ اختلافى هم با همديگر ندارند.

از آن جا كه نسل جوان، به‏ويژه دانشجو، در مسائل مختلف حقيقت‏جو و كنجكاو است، هميشه به‏دنبال تحليلهاى شفّاف و صحيحى از مسائل است. مسلماً استمرار چنين جلساتى، كه تبادلى بين پرسشها و مسائل جوانان و پاسخهاى جناب‏عالى مى‏شود، خيلى مى‏تواند كمك كند كه دانشجو به تحليلهاى درست برسد و دنبال سياستكاريها نرود و به دامن جناحهاى مختلف نيفتد و در حقيقت يك انديشه سياسىِ و تدبير سياسى درست داشته باشد. مسأله‏اى كه ما در سالهاى گذشته در دانشگاه داشتيم اين بود كه در بحثهاى مختلف با دانشجويان به اين نكته مى‏رسيديم كه به دليل نوپايى نظام و تجربه جديد حكومت اسلامى، به نظر مى‏رسد كه در آغاز، سياستها و روشها و يا انتخاب و انتصاب افرادى كه در قسمتهاى مختلف هستند، بعضاً درست نبوده است و اين يك بازنگرى در اين مسائل را مى‏طلبد. ما با بعضى از دوستان كه در اين خصوص بحث مى‏كرديم، به اين نتيجه مى‏رسيديم كه موضوع «مصلحت» و يا «شأن نظام»، عدم پيرايش در اين مسائل را ايجاب مى‏كند. هميشه اين بحث بين ما دانشجويان هست كه در حقيقت مرز مصلحت چيست؟ فكر مى‏كنم مصلحت انديشى و مصلحت‏كارى، بحث ريشه‏دارى در كلّ تاريخ و جريانهاى مختلف است و هميشه گروههاى مختلف و دشمنان نظام و انقلاب، از اين نكات استفاده مى‏كنند، براى اين كه با تكيه بر اينها، در نسل جوان شبهه ايجاد كنند. در اين جا دو تحليل وجود دارد: يكى اين‏كه به خاطر همين بحثِ مصلحت، در مورد اين مسائل اصلاً بحث نشود؛ ديگر اين كه مردم به عنوان محرمان انقلاب، در مورد اين مسائل و جزئيّاتى كه دارد توجيه شوند و در اين مورد به آنها توضيح داده شود. شما به عنوان رهبر معظّم انقلاب، نظرتان در مورد برخورد با اين مسائل چيست؟

اين مسائل يكسان نيستند و نمى‏شود يك حكم كلّى درباره آنها داد. البته «مصلحت» كه شما مى‏گوييد، طبيعى است كه مصلحت‏انديشى و رعايت مصالح نظام، واقعاً يك اصل است؛ در اين كه شكّى نيست. يك وقت مصلحت يك كشور و مصلحت يك ملت، يك اقدام و حركتى را اقتضاء نمى‏كند. طبعاً مصلحت چيز مهمّى است و نبايد آن را نديده گرفت؛ اما اين‏كه به بهانه مصلحت، ما دائماً كار بد بكنيم و آن را استمرار دهيم، اين البته خيلى غلط است.

من يك نكته را اوّل بگويم و آن اين است كه به نظر من بايستى به مسؤولانِ شناخته شده نظام و كسانى كه بارهاى سنگينى بر دوش دارند، اعتماد كرد. ببينيد؛ شما وقتى سوار اتوبوسى مى‏شويد، طبيعى است كه اين اتوبوس يك‏وقت تند مى‏رود، يك‏وقت كُند مى‏رود، يك‏وقت ويراژ مى‏دهد، يك وقت سبقت مى‏گيرد، يك وقت نمى‏گيرد؛ اگر بنا باشد در هر يك از اين قضايا به راننده بگوييم آقا اين دفعه چرا شما پا روى ترمز گذاشتى، چرا رفتى دنده فلان، چرا رفتى اين طرف، اين كه اصلاً نمى‏شود؛ بايد اعتماد كرد. وقتى نشستيم اين آدم را قبول كرديم و گفتيم كه در اين‏جا اين مسؤوليت را انجام دهد، طبعاً بايد اعتماد كرد.

اما اين كه درباره برخى از مسائل كه به نظر ما عيب است، ما دانشجويان، ما جوانان، ما مجموعه خاص، آيا بحث بكنيم يا نكنيم؛ نه، من نمى‏گويم نبايد بحث بكنيم. البته من اعتقادم اين است بحث كنيد، منتها سعى كنيد بحثتان واقعى باشد؛ يعنى ذهنى نباشد. بحثهاى ذهنى كه با واقعيتها و با اخبار و حقايق سر و كار ندارد و فقط براساس تحليل است، خيلى گمراه كننده است.

بنده در اين‏جا يكى از اقبالهايى كه دارم اين است كه افراد زيادى به عنوان صاحب‏نظر، ناصح، علاقه‏مند به بنده، يا احياناً منتقد، نامه‏هاى تحليلى - غير از نامه‏هاى معمولى كه مى‏آيد - درباره بعضى مسائل مهم مى‏نويسند؛ من هم بعضى از آنها را خودم مى‏خوانم، بعضى را هم خلاصه مى‏كنند و به نظر من مى‏رسانند. مى‏بينم خيلى ازاين تحليلهايى كه انجام مى‏گيرد، ناشى از بى‏اطّلاعى است؛ يعنى از چيزى خبر ندارند. اگر همين نكته گفته شود كه آقا اين حرفى كه شما مى‏گوييد فلان كس به فلان كس زده، من مى‏دانم كه اين دنباله را داشته، يا اين مقدّمه را داشته، يا اصلاً اين حرف گفته نشده، يا در فلان زمان گفته شده، همه اين تحليل طولانى نقش بر آب خواهد شد! من اعتقادم اين است كه جوانان - بخصوص در محيط دانشگاه - بحث و گفتگو كنند؛ اما سعى كنند واقعيتها و اخبار درست بر تحليل آنها سايه بگستراند - يا به تعبير بهتر، پرتو بيفكند - تا تحليلها واقعى باشد. اگر اين كار را بكنيد، به نظر من خوب است.

نكته دوم اين است كه نگذاريد بحثها به جدال كشيده شود؛ جدال بد است. در تعبيرات اسلامى، به همين جدال بد «مراء» مى‏گويند. «مراء» يعنى مرتّب معلومات خود را به رخ كشيدن، و دائماً انسان در مقام مباحثه بخواهد حرف خودش را حتماً حاكم كند. در شرع، اين خيلى مذموم است؛ عقلاً هم چيز ممدوحى نيست. اگر همين دو نكته را رعايت كنيد، به نظر من هرچه بنشينيد فكر كنيد، بحث كنيد، جلسات بزرگ تشكيل دهيد و با همديگر مباحثه كنيد، خوب است. اين روشنگر و صاف كننده ذهنهاست.


من بسيار خوشحالم كه در اين جمع صميمى و دوستانه شركت كرده‏ام. لازم مى‏دانم باز هم از شما تشكّر كنم كه مجال ديدار دو نسل را فراهم كرديد؛ يك نسل ما جوانان امروزى هستيم؛ متولّد در سالهاى آغازين انقلاب و پرورش يافته در دوران طلايى بعد از انقلاب؛ و شما كه از نسل بانيان انقلاب هستيد. آنچه كه بيشتر مورد توجّه نوجوانان است، اين است كه شما و همرزمانتان، در زمانى كه همسن و سال ما بوديد، به‏خاطر انديشه والا و هدف مقدّسى كه‏داشتيد، تلاش مى‏كرديد. همان‏طور كه مستحضر هستيد، ما در آستانه دهه سوم انقلاب هستيم كه مقارن با سالهاى پايانى قرن بيستم ميلادى است. قطعاً يك سرى فراز و نشيبها و گردنه‏هاى جديدى براى ما پيش خواهد آمد كه به دليل موقعيت سنى‏اى كه ما داريم، مسؤوليت سنگينى هم براى گذر از اين گردنه‏ها برروى دوش ما هست. جوانان ايرانى از قبل از انقلاب به‏وسيله افراد آگاهى كه هدف تشكيل حكومت اسلامى را به آنها منتقل مى‏كردند، تكليف خودشان دانستند كه براى پيروزى انقلاب تلاش كنند. بعد از پيروزى انقلاب هم براى حفظ انقلاب در زمانى كه جنگ و مسائل ديگر پيش آمد، تلاش كردند. به هر حال، تا آن جايى كه به ما منتقل شده، جوانان خوب توانستند وظيفه‏شان را انجام دهند؛ اما از اين به بعد براى من و امثال من كه به دليل تعلّق خاصّى كه به انقلاب دارند، طبيعتاً دغدغه خاصّى هم براى اين انقلاب و آينده اين انقلاب و آنچه كه دستاورد خون هزاران شهيد است، دارند، اين نگرانى هست كه اين فراز و نشيبها را چگونه بايد شناخت؛ چگونه بايد با آنها مقابله كرد؛ چگونه بايد براى طى كردن آنها آماده شد؟ از شما به‏عنوان يك پدر مهربان تقاضا مى‏كنم كه نصايح خودتان را بفرماييد.

همان‏طور كه شما مى‏گوييد، در سالهاى آينده و در همه دوره‏هاى عمر شما جوانان - كه ان شاءاللَّه طولانى باد و طولانى خواهد بود - با بسيارى از مسائل مواجه خواهيد شد. هر انسان زنده‏اى طبعاً با مسائل فراوانى مواجه مى‏شود. حالا آيا اين مسائلى كه در سالهاى آينده وجود خواهد داشت، دشوارتر از مسائلى خواهد بود كه ما آن را فرضاً در دهه‏هاى گذشته تجربه كرديم، يا آسانتر خواهد بود؛ اين هم قابل تشخيص نيست. يعنى نمى‏شود الان گفت كه مسائل آينده ما دشوارتر خواهد بود از آنچه كه در گذشته داشتيم؛ نخير، ما اين را نمى‏توانيم يقيناً بگوييم - ممكن است باشد، ممكن است نباشد - اما آن كه من مى‏توانم به شما جوانان سفارش كنم، اين است كه جوان اوّلاً بايد احساس مسؤوليت كند؛ يعنى واقعاً خودش را مسؤول بداند و بخواهد كه زندگى را با پاى خودش پيش ببرد و حركت كند و مثل پر كاهى در امواج حوادث نباشد. ثانياً با ايمان حركت كند - ايمان نقش بسيار مهمّى در پيشرفت در همه ميدانها و نيز پيروزى بر همه موانع دارد - ثالثاً بصيرت و آگاهى داشته باشد. اگر جوانان اين سه خصوصيت را در خودشان تأمين كنند - كه البته كار چندان آسانى نيست؛ اما بسيار ممكن هست - من خيال مى‏كنم كه هر وضعى دنيا پيدا كند - ارتباطات پيشرفت كند، تمدّنهاى گوناگون به عرصه بازار تمدّنها در دنيا پا بگذارند، قدرت بزرگى در دنيا از بين برود، قدرت جديدى به‏وجود آيد؛ ايران چالشهاى گوناگونى در مسائل اقتصادى و سياسى و غيره با ديگران داشته باشد، نداشته باشد - در همه زمينه‏ها شما مى‏توانيد موفقيّت خودتان را تضمين كنيد. سعى كنيد اين سه خصوصيتى را كه من گفتم، در خودتان به‏وجود آوريد. ببينيد؛ من كه مى‏گويم سعى كنيد به‏وجود آوريد، اعتقادم اين است كه سعيها يك اندازه نيست، يك اندازه هم موفّق نيست؛ اما اعتقاد ديگرم اين است كه هر كسى سعى كند، بالاخره توفيقى خواهد داشت.

آن احساس مسؤوليتى كه من مى‏گويم، در مقابل حالت «وِلِش» قرار دارد. بعضى از جوانان هستند كه اگر گفته شود اين كار را بكن، مى‏گويد وِلِش! مثلاً امتحانات درسى يا قضيه ديگرى در پيش است، مى‏گويد وِلِش! اين «وِلِش» بدترين بلا براى جوانان است. احساس مسؤوليت، يعنى رها كردن اين حالت «وِلِش».

ايمان هم يعنى اين كه انسان واقعاً مؤمنانه وارد ميدان شود. سعى كنيد ايمانتان را قوى كنيد. الحمدللَّه همه شما دلهايتان پاك و صاف است و ايمانها در دلهايتان مى‏درخشد - انسان مى‏تواند اين را حس كند - در عين حال بكوشيد آن را عميق كنيد، تا با هر حادثه‏اى متزلزل نشود. با مطالعات خوب، با استفاده از انسانهاى والا و استادهاى خوب، آن را تقويت كنيد.

در خودتان بصيرت ايجاد كنيد. قدرت تحليل در خودتان ايجاد كنيد؛ قدرتى كه بتوانيد از واقعيتهاى جامعه يك جمعبندى ذهنى براى خودتان به‏وجود آوريد و چيزى را بشناسيد. اين قدرت تحليل خيلى مهمّ است. هر ضربه‏اى كه در طول تاريخ ما مسلمانان خورديم، از ضعف قدرت تحليل بود. در صدر اسلام هم ضرباتى كه خورديم، همين‏طور بوده كه حالا اينها بحثهاى تفسيرى زيادى دارد. در دوره‏هاى گوناگون ديگر هم همين‏طور است. نگذاريد كه دشمن از بى‏بصيرتى و ناآگاهى ما استفاده كند و واقعيتى را واژگونه در چشممان جلوه دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۳ساعت   توسط رضا  | 

دورترین کهکشان عالم شناسایی شد / عکس و فیلم

دورترین کهکشان عالم شناسایی شد / عکس و فیلم
دانش > نجوم  - دانشمندان با بررسی دوباره تصویر فراژرف هابل و اندازه‌گیری‌های دقیق تلسکوپ 8.5 متری وی.ال.تی رصدخانه جنوبی اروپا، دورترین کهکشان شناخته‌شده را در فاصله 13.1 میلیارد سال‌نوری از زمین شناسایی کنند.

ابوالفضل کریمی: نقطه‌ای بسیار کوچک و محو در یکی از تصاویر ارسالی تلسکوپ فضایی هابل به عنوان دورترین کهکشان شناخته‌شده در جهان معرفی شد. این مجموعه ستاره‌ای آن‌قدر دور هستند که نور آن بعد از 13 میلیارد سال به زمین رسیده است.

به گزارش بی‌بی‌سی، اخترشناسان از مجموعه وی.ال.تی رصدخانه جنوبی اروپا واقع در شیلی استفاده کردند تا با بررسی دقیق‌تر مشاهدات هابل و انجام اندازه‌گیری‌های بسیار دقیق، این کهکشان را کشف کنند. آن‌ها در مقاله خود که در نشریه نیچر منتشر شده، گفته‌اند: «ما در حال دیدن کهکشانی هستیم که فقط 600 میلیون سال بعد از انفجار بزرگ به وجود آمده است».

دکتر مت لهنترت از رصدخانه پاریس در این باره گفت: «ما هنوز در مورد این کهکشان چیز زیادی نمی‌دانیم. اما به نظر می‌رسد که بسیار کوچک‌تر از کهکشان راه‌شیری باشد و به همین دلیل رصد این کهکشان با دشواری‌های زیادی همراه است.»

دانشمندان به تحقیق در این فاصله‌های بسیار دور فوق‌العاده علاقه دارند؛ چرا که می‌توانند چگونگی تکامل جهان اولیه را بررسی کنند و توضیح دهند که چرا جهان اکنون به این شکل درآمده است. در حقیقت آن‌ها می‌خواهند به شواهد بیشتری در مورد اولین جمعیت از ستارگان جهان دست پیدا کنند. این ستارگان غول‌پیکر از گازهای خالص هیدروژن و هلیوم که در جهان پراکنده شده بودند به وجود آمدند و علی‌رغم درخشندگی بسیار زیاد، عمر کوتاهی داشتند و اولین عناصر سنگین را به وجود آوردند.

کهکشان جدید در دسته UDFy-38135539 طبقه‌بندی شده و در تصویر فراژرف هابل که از صورت فلکی کوره تهیه شده بود، (نمای کامل تصویر فراژرف را بالای همین پاراگراف مشاهده میکنید) شناخته شده است. تصویر فراژرف هابل که در پاییز و زمستان 1382 تهیه شد، بیش از سیزده‌هزار کهکشان دور و نزدیک را در محدوده‌ای بسیار کوچک از آسمان (به ابعاد یک‌دهم قطر ماه بدر) آشکار کرد و برای تهیه آن، تلسکوپ فضایی هابل 1 میلیون ثانیه به این نقطه از فضا خیره ماند.

(برای مشاهده فیلم موقعیت تصویر فراژرف هابل در آسمان، اینجا را کلیک کنید یا منتظر بمانید فیلم زیر بارگزاری شود)

به عنوان یک منبع نوری، این کهکشان به سختی در تصویر هابل نمایان بود. اخترشناسان با استفاده از اطلاعات تصویر فراژرف هابل تخمین زده بودند که این کهکشان باید در فاصله بسیار دوری از زمین قرار داشته باشد؛ به همین دلیل اندازه‌گیری‌های دقیقی با استفاده از تلکسوپ 8.5 متری Yepun مجموعن تلسکوپ بسیار بزرگ رصدخانه جنوبی اروپا، وی.ال.تی (واقع در کوه‌های پارانال واقع در صحرای آتاکامای شیلی) انجام دادند تا فاصله دقیق این کهکشان را از زمین حدود 13 میلیارد و 100 میلیون سال‌نوری تعیین کنند.

برای تعیین فاصله، دانشمندان از قانون هابل و اثر دوپل استفاده کردند. هشتاد سال پیش، ادوین هابل، اخترشناس آمریکایی متوجه شد که کهکشان‌ها در حال دورشدن از یکدیگر هستند و هرچه فاصله آن‌ها بیشتر باشد، سرعت دورشدنشان نیز بیشتر است. اما هرچه سرعت دورشدن جسمی نورانی از ما بیشتر باشد، پرتوهای رسیده از آن به زمین کشیده‌تر می‌شوند و طول‌موج آن‌ها افزایش می‌یابد. این اثر شبیه به تغییر صدای آژیر آمبولانسی است که به سرعت از کنار شما عبور می‌کند. وقتی آمبولانس در حال نزدیک شدن است، صدای آژیر آن زیرتر و وقتی در حال دورشدن است، صدای آژیر آن بم‌تر می‌شود. با اندازه‌گیری افزایش طول‌موج که «انتقال‌به‌سرخ» خوانده می‌شود، دانشمندان توانستند سرعت دورشدن کهکشان و درنتیجه، فاصله‌اش را از زمین بدست آورند. 

دکتر اندی بانکر از دانشگاه آکسفورد، همکاری یکی از گروه‌های تحلیل اطلاعات هابل است که برای اولین بار موفق به شناسایی این کهکشان شد. او در این باره گفت: «این ستاره‌ها و کهکشان‌ها در فاصله بسیار دوری نسبت به ما قرار دارند. ما در مورد نورهایی صحبت می‌کنیم که بسیار جزئی هستند و شما فقط با استفاده از اندازه‌گیری‌های دقیق می‌توانید آن‌ها را شناسایی کنید.»

توضیح فیلم: نمای 3بعدی اجرامی تصویر فراژرف هابل در این فیلم مشخص شده است. 

نظریاتی وجود دارند که ادعا می‌کنند جهان کاملا شفاف نیست. بخش مهمی از آن توسط ابرهای هیدروژنی پر شده که نورهای فرابنفش تولیدشده از کهکشان‌های جوان را جذب می‌کنند. بنابراین فقط زمانی که این کهکشان‌ها گاز‌های طبیعی اطراف خود را یونیزه می‌کنند، پرتوهای آن‌ها اجازه انتشار در جهان را پیدا می‌کند.

مشکل بزرگ بر سر راه شناسایی UDFy-38135539هم این بود که نور آن به اندازه کافی قدرتمند نبود تا بتواند از میان ابرهای هیدروژنی راه خود را به دیگر نقاط جهان باز کند. این بدان معناست که هنوز هم باید کهکشان‌های کوچک‌تر یا دورتری باشند که در تصاویر هابل دیده نشده‌اند.

به نقل از:

http://khabaronline.ir/news-102227.aspx

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۱ساعت   توسط رضا  | 

تداوم حرکت سونی در عرضه دوربین های فوق پیشرفته

شرکت ژاپنی سونی در ادامه پیشرفت های سریع تکنولوژی در ساخت دوربین های عکاسی و فیلمبرداری دیجیتال، دوربین جدیدی با فریم کامل و رزولوشن بسیار بالا به بازار عرضه کرده است. بکارگیری سیستم های فوق پیشرفته در دوربین های عکاسی و فیلمبرداری توسط شرکت سونی، باعث شده هر نسل از این دوربین های خانگی، کیفیت و فناوری پیشرفته تر از دوربین های حرفه ای نسل قبل داشته باشد.

محصول جدید سونی که D - SLR نام دارد 6/24 مگاپیکسل ظرفیت کیفی دارد که در نوع خود بی نظیر است. فناوری های بکار رفته در این محصول، کاربر را قادر می سازد تا تصاویری با کیفیت فوق العاده ثبت کند. فناوریهای هوشمند D - SLR تصاویر گرفته شده را از هر نظر بهینه کند.

دوربین D-SLR با نام اختصاصی A900 مجهز به سنسور 35 میلیمتری CMOS – Exmore، لرزه گیر، موتورهای پردازشگر تصویر از نوع BIONZ دوگانه است که برای نخسیتین بار بکار گرفته شده است.

سیستم ضد غبار از جمله دیگر فناوریهایی است که در دوربین A900 بکاررفته است، به گونه ای که پوشش ضد غباری بر روی حسگر تعبیه شده است. همچنین با مکانیزم دیگری هر بار که دوربین خاموش می شود سنسور با سرعت بسیار زیاد می لرزد تا هر گونه غباری بر جای نماند.

ویزور این دوربین مجهز به سیستمی است که با استفاده از ویژگی های منشور پنج ضلعی شفافیتی بی نظیر را با بزرگنمایی 74/0 ارائه می دهد. در عین حال در این ویزور یک سیستم بسیار پیشرفته و چند لایه ضد انعکاس بکار رفته است تا سایه های مزاحم در تصویربرداری حذف شود و انعکاس های مزاحم نور، به کیفیت شفاف تصویر کوچکترین لطمه ای وارد نکند.

A900همچنین به شکل هوشمند 13 سبک خلاق در تصویربرداری ارائه می کند. شما می توانید از هر یک از این سبک ها استفاده کنید یا آنها را مطابق با سلیقه خود تنظیم کنید. یکی از این سبک ها تطبیق منطقه است. این سبک دوربین را قادر می کند تا متناسب با همان منظره ای که مقابل ویزور قرار دارد و متناسب با رنگ، نور، انعکاس های نوری، سایه های مزاحم، منبع نور، جهت تابش نور و .... همان منظره خود را تنظیم کند و بهترین تصویر را با بالاترین کیفیت ارائه دهد.

باتری دوربین A900 از نوع لیتیوم است که با یک بار شارژ قادر است 880 فریم عکس بگیرد. مبدل داده ای تصویر SR، کنترل از راه دور و مرورگر حرکت تصویر از دیگر امکانات جنبی این دوربین است.

به نقل از :

http://www.sony.co.ir/pressrelease/asset/293938/section/productpressreleases


دوربین با قابلیت تبدیل لنز

با کنار زدن لفاف نوآوری و تکنولوژی، دوربین های SLR دیجیتال سونی چیزی به غیر از بهترین ها را به عکاسان جدی ارایه نمی کنند. دوربین های SLR دیجیتال سونی دارای خصایصی با کارآیی بسیار بالا هستند، مانند ارایه تصاویری با کیفیت فوق العاده، حساسیت بالا، افزایش اتوماتیک جزییات در نقاط تاریک و روشن تصویر و حق انتخاب گزینه های دو گانه مدیاهای ذخیره کننده. این دوربین ها از لنزهای قابل اطمینان کارل زایس بهره برده و دارای محدوده فراگیری از لوازم جانبی حرفه ایند.
به نقل از:
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۰۱ساعت   توسط رضا  | 

 
سایت کلاک دات آی آر ساعت تهران و نقاط مختلف جهان