مطالب جالب

کاری کنیم پیش از آن کز ما نیاید هیچ کار!

انتقاد شدید پناهیان از وزارت ارشاد - چندان هم شدید نبود! الکی پیازداغش رو زیاد کردند شاید

ارشاد هیچگاه در خط مقدم انقلاب اسلامی فعال نبوده و بیشتر اداره‌کننده بخش‌های فرهنگی بوده که در خطوط میانی عمل می‌کردند یا حتی در سطوحی عمل می‌کردند که عقب‌تر از اصل انقلاب اسلامی بوده است.

به گزارش پارس به نقل از فارس، حجت‌الاسلام پناهیان ضمن انتقاد از عملکرد وزارت ارشاد گفت: ارشاد هیچگاه در خط مقدم انقلاب فعال نبوده و بیشتر اداره‌‌‌کننده بخش‌های فرهنگی بوده است.


حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان  در پاسخ به این سؤال که عملکرد وزارت ارشاد در دولت یازدهم را چگونه ارزیابی می‌کنید، اظهار داشت: ارشاد هیچگاه در خط مقدم انقلاب اسلامی فعال نبوده و بیشتر اداره‌کننده بخش‌های فرهنگی بوده که در خطوط میانی عمل می‌کردند یا حتی در سطوحی عمل می‌کردند که عقب‌تر از اصل انقلاب اسلامی بوده است.

به گفته وی وزارت ارشاد وقتی می‌تواند برای خود و نظام افتخارآفرین باشد که در خط مقدم مقاومت و جبهه فرهنگ انقلاب اسلامی در نزاع با استکبار عمل کند و این وضعیت، وضعیت همیشگی ارشاد بوده است البته با یک تغییراتی در دولت‌های مختلف ارشاد عمل کرده است اما بعید می‌دانم اساساً نیروهای انقلابی انتظار زیادی از وزارت ارشاد داشته باشند چون این وزارتخانه تأمین‌کننده نیازهای بخش‌های فرهنگی در جامعه است و معمولاً هیچ‌وقت در خط مقدم انقلاب دیده نشده است.

پناهیان با بیان اینکه هرگاه وزارت ارشاد مقدمات تولید فیلم‌هایی را فراهم کرد که پیام انقلاب را به جهانیان منتقل کند آن وقت در خط مقدم قرار گرفته، ابراز داشت: هرگاه وزارت ارشاد پشتیبانی‌های خوب و گسترده‌ای از چنین نمایشگاه‌هایی انجام داده در خط مقدم فرهنگی انقلاب قرار گرفته است.

وی که در نمایشگاه رسانه‌های دیجتیال انقلاب اسلامی حضور داشت در پاسخ به اینکه شاهد انتشار برخی آثار از چهره‌‌های معاند نظام و یا مجوز به برخی فیلم‌ها هستیم، عنوان کرد: وقتی در خط اول فرهنگ مقاومت وزارت ارشاد قرار نگیرد زیاد فرقی ندارد که کجا باشد چرا که همه آسیب‌ها به سراغش می‌آید.

وی در خاتمه عنوان داشت: وقتی وزارت ارشاد رسالت خود را تأمین نیاز شرط اول جبهه مقاومت نبیند این مسائل طبیعی خواهد بود.

به نقل از:

http://www.parsnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-3/231589-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1393/06/13ساعت   توسط رضا  | 

سیدحسن خمینی درگذشت پدر ترکان را تسلیت گفت

خبرگزاری تسنیم: حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی در پیام خود علو درجات آن مرحوم را از خدای سبحان مسئلت کرد و صبر و اجر برای مهندس ترکان و سایر بازماندگان خواستار شد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم ، حجت الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی در پی درگذشت حاج حسین ترکان، پدر دو شهید بزرگوار در پیام تسلیت خود خطاب به اکبر ترکان فرزند ایشان آورده است: برادر گرامی و عزیز جناب آقای مهندس اکبر ترکان زیدعزه درگذشت پدر بزرگوارتان مرحوم مغفور آقای حاج حسین ترکان را که افتخار تقدیم دو شهید بزرگوار را با خود داشت، تسلیت عرض می‌کنم.

وی در پیام خود علو درجات آن مرحوم را از خدای سبحان مسئلت کرد و صبر و اجر برای مهندس ترکان و سایر بازماندگان خواستار شد.

انتهای پیام/

به نقل از:

http://www.tasnimnews.com/Home/Single/476842

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1393/06/13ساعت   توسط رضا  | 

علی ایرانپور از طراحان استیضاح وزیر کشور در گفت و گو با پیام نو: ۶۰ امضا پای طرح استیضاح رحمانی فضلی

سه هفته تعطیلی مجلس شاید با یک شروع دوباره طوفانی در اوایل مهرماه به پایان برسد. شروعی با طرح های رنگارنگ استیضاح؛ از وزیر نیرو و ارشاد گرفته تا وزیر آموزش و پرورش. در این بین نام وزیر دیگری هم دیده می شود که یک سال پیش گفته می شد همسوترین وزیر با مجلس خواهد بود؛ رحمانی فضلی، وزیر کشور. حالا اما طرح استیضاح رحمانی فضلی بیش از 60 امضا دارد، یعنی حتی بیشتر از امضاهای استیضاح رضا فرجی دانا.

 

پیام نو، گروه سیاسی: سه هفته تعطیلی مجلس شاید با یک شروع دوباره طوفانی در اوایل مهرماه به پایان برسد. شروعی با طرح های رنگارنگ استیضاح؛ از وزیر نیرو و ارشاد گرفته تا وزیر آموزش و پرورش. در این بین نام وزیر دیگری هم دیده می شود که یک سال پیش گفته می شد همسوترین وزیر با مجلس خواهد بود؛ رحمانی فضلی، وزیر کشور. حالا اما طرح استیضاح او بیش از ۶۰ امضا دارد، یعنی حتی بیشتر از امضاهای استیضاح رضا فرجی دانا.

به گزارش  پیام نو حالا به این ترتیب طرح استیضاح رحمانی فضلی بیشترین تعداد امضاها را در میان طرح های موجود دارد. بعد از او استیضاح وزیر نیرو و ارشاد هر کدام با ۴۰ امضا و طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش با ۳۰ امضا قرار گرفته اند. مساله اما این است که استیضاح وزیر کشور فقط در قالب یک طرح منسجم نیست، هم اکنون سه گروه مختلف سه طرح همزمان برای استیضاح رحمانی فضلی در دستور کار خود دارند؛ نمایندگان اصفهان، نمایندگان برخی استان های شمالی و همینطور نمایندگان برخی استان های جنوبی و غربی مثل خوزستان.

علی ایرانپور، از طراحان اصفهانی استیضاح وزیر کشور اما به  پیام نو می گوید که قرار است طی سه هفته ای که مجلس تعطیل است، این سه طرح در یک طرح جمع و بعد از پایان تعطیلی تحویل هیات رئیسه مجلس شوند. استیضاح وزیر کشور خیلی وقت است که در بین برخی از نمایندگان مطرح شده است، اما علی ایرانپور درباره اقدام جدی برای به اجر انداختن آن توضیح می دهد: «بحث استیضاح وزیر علوم بر روی تمام مسایل مجلس سایه انداخت و تا الان هم حاشیه های آن ادامه داشته است. نمایندگان منتقد وزیر کشور گفتند که بهتر است فضا از حالت کنونی خارج شود، اما ما محورهای بحث استیضاح وزیر کشور را هنوز داریم.»

وی درباره پی گیری مسایل مربوط به این استیضاح هم توضیح می دهد: «قبلا ما مسایل و انتقادات خود را به وزارت کشور منتقل کرده بودیم و تا الان هیچکدام از آنها عملی نشده است و بازتاب این مسایل و مشکلات در نطق و تذکرهای نمایندگان به فراوانی وجود دارد، به ویژه بخش تقسیمات کشوری که بسیار حاشیه ساز شده است.»

وی همچنین با تاکید بر این مساله که موضوع استیضاح وزیر کشور سیاسی نیست و به سو مدیریت این مجموعه بر می گردد، می گوید: «الان چندین ماه است وزارتخانه ای به اهمیت و بزرگی وزارت کشور معاون سیاسی و امنیتی و یا معاونت اداری و مالی ندارد. خب این موضوع را چه کسی می تواند بگوید که یک مساله سیاسی است؟»

وی توضیح می دهد: «لیستی که پیش نمایندگان اصفهان است ۲۲ امضا دارد، البته دو لیست دیگر هم تا جایی که من در جریان هستم بالای ۴۰ امضا دارند.» ایرانپور ادامه داد: «استیضاح وزیر کشور اصلا سیاسی نیست، سه طرح استیضاحی هم که الان مطرح هستند نشان می دهند که استیضاح سیاسی نیست. شما اگر این سه طرح را ببینید متوجه می شوید که مشکلات ما مربوط به مسایل منطقه ای و مسایل اجرایی است. یک طرح را نمایندگان استان گلستان و استان های شمالی کشور تهیه کرده اند. یک طرح هم توسط نمایندگان استان اصفهان تهیه شده و طرح سوم را هم نمایندگان استان های غربی تهیه کرده اند.»

او همچنین به  پیام نو می گوید: «بحثی که هست این است که آقای رحمانی فضلی فاصله زیادی از مجلس گرفته و اصلا به درخواست ها و تذکرات ما توجهی ندارد. ایشان به هر حال باید پاسخگوی موضوعات مربوط به حوزه کاری خودش باشد.» نماینده مبارکه توضیح می دهد که هم اکنون در میان محورهای استیضاح وزیر کشور بحث های امنیتی با توجه به موقعیت منطقه حساسیت بیشتری پیدا کرده است. ایرانپور که معتقد است وزارت کشور کارنامه خوبی در این حوزه ندارد ادامه می دهد: «ما الان داریم می بینیم که بحث نا امنی و ورود اتباع غیر قانونی برخی از کشورها به ایران و آن در شرایط نا امن منطقه چندان جدی گرفته نمی شود. به هر حال بحث نا امنی های مرزی کشور در این اواخر منجر به چند نوبت گروگان گیری شده است.»

او می گوید: «آقای وزیر بیش از اندازه به خودش اعتماد به نفس دارد و در صحبت های خودش هم طوری وانمود می کند که اوضاع گل و بلبل است. اینکه همه از وزارت کشور به عنوان یکی از متولیان عمده امور اجرایی حمایت کنیم، وظیفه همه ما است. اما اینکه وزیر کشور چشم خود را بر بسیاری از مشکلات ببندد و از کنار مشکلات به سادگی رد شود برای ما غیر قابل پذیرش است.»

به نقل از:

http://payamno.com/detail=97189

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1393/06/13ساعت   توسط رضا  | 

فائزه هاشمی معاون آموزشی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد پردیس شد

فائزه هاشمی به عنوان معاون آموزشی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد پردیس منصوب شد و این در حالی است که وی پیش از این به جرم فعالیت تبلیغی علیه نظام به شش ماه حبس و 5 سال محرومیت از فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی محکوم شده بود. 

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، فائزه هاشمی به عنوان معاون آموزشی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد پردیس منصوب شد و این در حالی است که وی پیش از این به جرم فعالیت تبلیغی علیه نظام به شش ماه حبس و 5 سال محرومیت از فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی محکوم شده بود.

براساس این گزارش، پس از تغییر ریاست دانشگاه آزاد و روی کار آمدن میرزاده پای فرزندان هاشمی نیز دوباره به این دانشگاه باز شد، در حال حاضر محسن هاشمی به عنوان معاون عمرانی دانشگاه آزاد فعالیت می‌کند و یاسر هاشمی نیز مشاور رئیس دانشگاه است.

براساس این گزارش، فاطمه هاشمی رفسنجانی نیز مدیرگروه رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب این دانشگاه است و هم اکنون نیز فائزه هاشمی معاون آموزشی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد پردیس شده است.

البته در این بین باید به حضور پررنگ مهدی هاشمی در سال‌های گذشته و ماموریت لندن وی پس از فتنه 88 نیز اشاره کرد.

انتصاب فائزه هاشمی در حالی است که وی پیش از این به جرم فعالیت تبلیغی علیه نظام به شش ماه حبس و 5 سال محرومیت از فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی محکوم شده بود.

انتهای پیام/

به نقل از:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930612000407

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1393/06/13ساعت   توسط رضا  | 

پیکر ناصر کاتوزیان در دانشگاه تهران تشییع شد

خبرگزاری تسنیم: پیکر ناطر کاتوزیان پدر علم حقوق ایران در حضور اساتید، دانشجویان و شخصیت‌های کشوری در دانشگاه تهران تشییع شد.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری تسنیم،‌ مراسم تشییع پیکر و خاکسپاری امیر ناصر کاتوزیان استاد علم حقوق ایران با حضور اساتید، دانشجویان، خانواده و برخی از شخصیت‌های کشوری در دانشکده حقوق دانشگاه تهران برگزار شد.

محمود گودرزی وزیر ورزش، حجت‌الاسلام ابوترابی فرد نایب رئیس مجلس، مجید انصاری معاون پارلمانی رئیس جمهور، الهام امین‌زاده معاون حقوق رئیس جمهور، حجت‌الاسلام دعایی، محسن رهامی، ابراهیم یزدی و مصطفی محقق داماد در این مراسم حضور داشتند. 

خضری مدیر روابط عمومی دانشگاه تهران طی سخنانی پیام سرپرست دانشگاه تهران و سرپرست وزارت علوم را در این مراسم قرائت کرد و موسوی رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و همسر مرحوم کاتوزیان دقایقی به سخنرانی در خصوص شخصیت ناصر کاتوزیان پرداختند.

در انتهای مراسم محقق داماد بر پیکر ناصر کاتوزیان نماز اقامه کرد و پیکر وی به بهشت زهرا(س) منتقل شد.

قرار است پیکر این مرحوم در قطعه 255 نام‌آوران بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شود. همچنین مراسم ختم کاتوزیان در روز یکشنبه 16 شهریورماه از ساعت 17 در مسجد دانشگاه تهران برگزار می‌شود.

انتهای پیام/

به نقل از:

http://www.tasnimnews.com/Home/Single/487624

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1393/06/13ساعت   توسط رضا  | 

ارسال به دوستان تمدید حکم آیت‌الله آملی لاریجانی توسط رهبر انقلاب برای یک دوره دیگر

تمدید حکم آیت‌الله آملی لاریجانی توسط رهبر انقلاب برای یک دوره دیگر

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجرای اصل ۱۵۷ قانون اساسی، با صدور حکمی آیت‌الله حاج‌‌شیخ‌ صادق آملی لاریجانی را برای یک دوره دیگر، به ریاست قوه قضائیه منصوب فرمودند.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجرای اصل صد و پنجاه و هفت قانون اساسی، با صدور حکمی آیت‌الله حاج‌شیخ صادق آملی‌لاریجانی را برای یک دوره دیگر، به ریاست قوه قضائیه منصوب کردند.

متن حکم رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

آیت الله جناب آقای حاج شیخ صادق آملی لاریجانی دامت توفیقاته

با تکریم و قدردانی از یک دوره ی تلاش عالمانه و ارزشمند جنابعالی در مسئولیت ریاست قوه قضائیه، در اجرای اصل صد و پنجاه و هفت قانون اساسی، جنابعالی را برای یک دوره ی دیگر به تصدّی این مسئولیت خطیر بر می گزینم.

بهره مندی از زیر ساخت های فراهم شده در دهه های گذشته، استفاده از تجارب دوره نخست مسئولیت، تعامل و همکاری قوای سه گانه، اهتمام به تحقق سیاست های کلی و رویکردهای اعلام شده نظام در امور قضائی بویژه در ایجاد ساز و کار مناسب برای دسترسی آسان همگان به عدالت، کوتاه کردن مسیر دادرسی، اصلاح قوانین و تهیه لوایح مورد نیاز قوه، تأمین سلامت ارکان قوه با اعمال نظارت مناسب، مبارزه اساسی با فساد، و از همه مهمتر ایجاد امنیت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم با معاضدت دستگاه های مسئول، در پرتو اغتنام از فرصت های پرشتاب، خواهد توانست توقع شکوفائی و جهش در قوه قضائیه و تحقق اصول مربوط در قانون اساسی را برآورده سازد و تحقق قضای اسلامی و اجرای عدالت به معنای واقعی و جلب رضایت پروردگار متعال را به عمل نزدیک کند، باذن الله تعالی.

مدیریت برجسته، هوشمندانه و انقلابی و مخلصانه جنابعالی، برآورده شدن خواسته ها و نکات اشاره شده را به فضل الهی تضمین خواهد کرد، انشاءالله.

توفیق جنابعالی و همکاران محترم و خوبتان را از خداوند متعال مسألت مینمایم.

 

سید علی خامنه ای

    23/مرداد/1393

به نقل از:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930523000165

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/06/02ساعت   توسط رضا  | 

آیت‌الله مکارم شیرازی: مهاجرت‌های مشکوک از سیستان‌و‌بلوچستان به حاشیه شهر مشهد

‌یک مرجع تقلید گفت: اگر حمله‌ای رخ دهد، قطعا جوانان بسیجی هستند که در مقابل دشمنان می‌ایستند و بینی آن‌ها را بر خاک می‌مالند نه جوانانی که در برابر همه مسائل بی‌تفاوت هستند.

 

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- منطقه خراسان، آیت الله مکارم شیرازی در جمع اساتید بسیجی حوزه علمیه استان خراسان اظهار کرد: اخیرا مهاجرت‌های مشکوکی از سیستان و بلوچستان به حاشیه شهر مشهد شده؛ عده زیادی از نقاط مختلف جمع شده‌اند که اگر گسترش پیدا کند، تبدیل به یک خطر بزرگ می‌شود. بسیجیان در حاشیه شهر مشهد باید حضور داشته باشند.

 

وی خاطرنشان کرد: ما بسیجیان باید در همه جای جامعه حضوری پررنگ داشته باشیم، سنگرها را فتح کنیم و در برابر شعار غرب‌زدگان هرگز تسلیم نشویم.

 

وی با بیان این‌که «اگر مسائل اعتقادی از ملت گرفته شوند شکست ما حتمی است» تصریح کرد: دشمنان با تهدید و تاکید بر روی گزینه نظامی در خصوص ایران مطرح می‌کنند؛ اگر این حمله رخ بدهد، قطعا جوانان بسیجی و کفن‌پوش هستند که در مقابل آن‌ها می‌ایستند و بینی آ‌ن‌ها را بر خاک می‌مالند نه جوانانی که در برابر همه مسائل بی‌تفاوت هستند.

 

این مرجع تقلید ادامه داد: دشمنان از جوانان بسیجی و انقلابی می‌ترسند بیش از آن‌که از صدای ما سخنرانان بترسند.

 

وی درباره اجرای طرح تفکیک جنسیتی در شهرداری تهران گفت: برخی افراد این موضوع را مطرح کرده و جنجال‌هایی به پا کردند، اما واقعا اجرای این طرح چه گناه کبیره‌ای است که برخی افراد در مقابل آن موضع گرفته‌اند و آن را نفی می‌کنند.

 

وی با تاکید بر ساده‌زیستی خاطرنشان کرد: اساتید بسیجی باید دو نکته، از جمله جلوگیری از شبهه‌افکنی در مباحث اسلامی و پرهیز از آرزوهای دور و دراز و زندگی‌های پر زرق و برق را مورد توجه ویژه قرار دهند.

انتهای پیام

به نقل از:

http://isna.ir/fa/news/93052311679/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%88%DA%A9-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D9%84%D9%88%DA%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/06/02ساعت   توسط رضا  | 

عاقبت تریبون دادن به زنگنه

آقای روحانی روز پنجشنبه در اردبیل از صدا‌و‌سیما بشدت انتقاد کرده و گفت حتی رسانه‌های خارجی توفیقات دولت را منعکس می‌کنند اما رسانه ملی خدمات دولت را منعکس نمی‌کند.

به گزارش پارس به نقل از وطن امروز ، آقای روحانی روز پنجشنبه در اردبیل از صدا‌و‌سیما بشدت انتقاد کرده و گفت حتی رسانه‌های خارجی توفیقات دولت را منعکس می‌کنند اما رسانه ملی خدمات دولت را منعکس نمی‌کند. رئیس‌جمهور همچنین همانند رویه چند ماه اخیر تهدید کرد پشت پرده‌ها را خواهد گفت. حمله رئیس‌جمهور به صدا‌و‌سیما قابل پیش‌بینی بود.  
به این نکات دقت کنید:
1- 46 روز قبل، آقای روحانی به کابینه دستور داد عملکرد خود طی را یک سال اخیر بررسی و با وعده‌های دولت مقایسه کنند و در صورت عدم تحقق وعده‌ها، از مردم عذرخواهی شود. 46 روز از این دستور آقای رئیس‌جمهورگذشت اما هنوز کسی در کابینه درباره میزان تحقق وعده‌ها سخنی نگفته است. بیش از یک سال از دولت یازدهم گذشت. موعد پاسخگویی است. دولت نه تنها باید درباره وعده‌ها، بلکه باید درباره عملکرد خود در این یک‌ساله به مردم توضیح دهد. کابینه تعلل کرده و افکار عمومی در انتظار گزارش خدمات دولت است. مردم می‌خواهند بدانند کابینه رئیس‌جمهور منتخب، در این یک سوال چه کرده، چه خدماتی ارائه داده و توفیقات آن
چه بوده است؟
سراغ خود آقای روحانی برویم. آقای رئیس‌جمهور46 روز پس از دستور علنی به کابینه، آیا گزارشی از مردان خود گرفته است؟ آقای روحانی همانگونه که وعده داد، باید درباره یک سال اخیر به مردم پاسخگو باشد. بنابراین بدیهی است لیست توفیقات و خدمات دولت روی میز یا درون کشوی میز آقای رئیس‌جمهور باشد. آیا آقای روحانی آن زونکن خدمات دولت را برای اطلاع‌رسانی به مردم، در اختیار رسانه ملی قرار داده و صدا و سیما از انعکاس آن استنکاف کرده است؟
2- براساس آمار، فقط تا خردادماه امسال، حدود 4‌هزار ساعت آنتن صدا و سیما در اختیار مدیران ارشد و میانی دولت یازدهم قرار گرفته است. البته در این مدت زمان، گفت‌وگوهای زنده آقای رئیس جمهور، اخبار مربوط به دولت و... محاسبه نشده است. حقیقتا رسانه ملی دربست در خدمت آقای روحانی است. در یک سال اخیر ترافیکی از حضور دولتمردان در رسانه ملی مشاهده شده که بی‌سابقه است. کدام مقام مسؤول دولتی برای حضور در زمان طلایی برنامه‌های تلویزیونی با مانع مواجه می‌شود؟ خب! رسانه ملی در قرق دولت یازدهم است. پس چرا خود دولتمردانی که دائما روی آنتن رسانه ملی هستند، خدمات و توفیقات دولت یازدهم را تبیین نمی‌کنند؟ حداقل 4 هزار ساعت برای تبیین خدمات دولت تا خردادماه امسال مدت زمان اندکی است؟ بنابراین یا توفیق و خدمتی نبوده که در این 4‌هزار ساعت تبیین شود یا اگر خدمت و توفیقی بوده، بیان نشده و این از کاستی مدیران دولتی است و یا اینکه در این مدت خدمات دولت تبیین شده که در این حالت صداقت حمله آقای روحانی به صدا و سیما زیر سوال می‌رود!
3- آقای روحانی گفته‌اند مردم مسائل و موضوعات را تنها از صدا و سیما پیگیری نمی‌کنند. مبنا را این اظهارنظر آقای روحانی قرار می‌دهیم. دولت آقای روحانی حداقل 20 روزنامه همسو دارد. ده‌ها خبرگزاری رسمی و سایت اینترنتی نیز شبانه‌روز در حال حمایت از آقای روحانی هستند. حضور فعالانه رئیس‌جمهور و وزرا در شبکه‌های اجتماعی نظیر فیس‌بوک و توئیتر نیز که مسجل است. براساس اظهارات آقای روحانی، رسانه‌های خارجی هم همراهی می‌کنند. خب! این امپراتوری رسانه‌ای آیا برای تبیین خدمات و توفیقات دولت در یک‌سال گذشته کافی نیست؟! آیا گزارش خدمات و توفیقات دولت در یک سال گذشته در اختیار رسانه‌های همسو با دولت قرار گرفته است؟ دلیل بی‌خبری جامعه از خدمات و توفیقات دولت چیست؟
با دقت در این نکات می‌توان گفت، اگر گزارش خدمات دولت در یک سال گذشته موجود باشد؛ راه‌های مختلف و متنوعی برای تبیین و انعکاس و انتشار این خدمات در جامعه وجود دارد. مدیران دولتی در صدا و سیمای دربست، می‌توانند این خدمات را تبیین کنند. روزنامه‌ها و رسانه‌های حامی دولت هم می‌توانند به این خدمات بپردازند. به هر حال اگر خدماتی باشد، راه‌های فراوانی برای تبیین آن وجود دارد.
به یک عبارت ظریف، همان کانال‌هایی که انتقاد روحانی از صدا و سیما را منتشر و منعکس می‌کنند؛ همان‌ها چرا خدمات دولت را منتشر و منعکس نمی‌کنند؟ شاید هم انتظار آن است که رسانه ملی برای دولت خدمات تولید کند!
ضرورت یک اقدام مردمی
به نظر می‌رسد زمان آن رسیده است که مدیریت صدا و سیما نسبت به مناسبات نادرست خود در ارتباط با دولت تجدید نظر کند. رسانه ملی مهم‌ترین و تاثیرگذارترین رسانه در ایران است اما نوع مناسباتی که صدا و سیما با دولت یازدهم تعریف کرده، به هر دلیل ولو تزریق قطره‌چکانی بودجه هم باشد، به جایگاه و تکالیف این رسانه خدشه وارد می‌کند. این مناسبات اشتباه آسیب‌هایی جدی به رسانه ملی وارد می‌کند. چرا در هفته‌ای که دادگاه لاهه، حکم به محکومیت ایران در ماجرای کرسنت می‌دهد، بیژن زنگنه که باید در مقابل این فاجعه دولت‌افکن به مردم پاسخگو باشد، 2‌بار آنتن زنده تلویزیون را در اختیار می‌گیرد؟! اینها در افکار عمومی شائبه‌های ناصوابی علیه رسانه ملی ایجاد می‌کند که البته همه می‌دانیم در اصل واقعیت ندارد.  مدیریت صدا و سیما تاکنون باید در مناسبات خود تغییر رویه می‌داد. رسانه ملی از بستن در صدا و سیما روی منتقدان هسته‌ای دولت چه نتیجه‌ای گرفته است؟ آیا دولت قدر‌شناس بوده است؟ بیش از یک سال از آغاز به کار دولت یازدهم گذشت، حتی رهبر انقلاب هم جملات بسیار صریحی درباره مذاکرات هسته‌ای و نتایج آن داشته‌اند. آیا زمان آن نیست برای مردم توضیح داده شود چرا تحریم‌ها بیشتر شد؟ آیا زمان آن نرسیده برای مردم تبیین شود دشمنی آمریکا کجا بیشتر شد؟ جامعه گسترده منتقدان عملکرد دولت در مذاکرات هسته‌ای، چه جایگاهی در رسانه ملی دارند؟ آیا سانسور واقعیات مهم درباره مذاکرات هسته‌ای، خدمت به جامعه و منطبق بر رسالت رسانه ملی و یک اقدام مردمی است؟
کابینه تکان بخورد
البته این نوشته به معنای آن نیست که دولت خدماتی برای گزارش به مردم نداشته است. اقداماتی که در حوزه بهداشت و سلامت صورت گرفت؛ حقیقتا شایسته تقدیر است. البته انعکاس این خدمات هم در رسانه ملی و حتی در رسانه‌های منتقد دولت بسیار چشمگیر بوده است، چراکه کسی نمی‌تواند منکر واقعیات و خدمات این وزارتخانه به مردم شود. قطعا اگر برخی وزارتخانه‌های بسیار مهم و اثرگذار در معیشت مردم نیز به جای چشم دوختن به مذاکرات هسته‌ای، اینگونه به مردم خدمت کنند، آن زمان نیز در رسانه ملی و حتی در رسانه‌های منتقد دولت هم باید شاهد تعریف و تمجید باشند.
این نکته پایانی هم فراموش نشود که حمله به صدا و سیما، به هیچ عنوان نمی‌تواند تنهایی فرجی‌دانا در جلسه استیضاح را پاک کند.

به نقل از:

http://www.parsnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-3/230599-%D8%B9%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%DA%AF%D9%86%D9%87

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/06/02ساعت   توسط رضا  | 

از سوی معاون امنیتی استاندار سیستان‌وبلوچستان؛ شهادت دانایی‌فر تایید شد

معاون امنیتی انتظامی استاندار سیستان و بلوچستان شهادت جمشید دانایی‌فر را تایید کرد.

 

میرشکاری در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه سیستان و بلوچستان با ابراز تاسف از اعلام این خبر اظهار کرد: در پی ربوده شدن پنج مرزبان ایرانی در 17 بهمن سال گذشته توسط گروهک تروریستی جیش‌العدل، با کمک عوامل اطلاعاتی جمهوری اسلامی سران طوایف و در پی اقدامات جدی جمهوری اسلامی،4 تن از مرزبانان آزاد شدند، ولی در مورد یکی از این مرزبانان بنام جمشید دانایی‌فر، چندین‌بار خبر شهادت و یا پناهندگی شایع شد که بلاخره با بررسی‌های اطلاعاتی و امنیتی معلوم شد این مرزبان عزیزمان به شهادت رسیده است.

 

وی این حادثه را به خانواده شهید دانایی‌فر، مردم سیستان‌وبلوچستان و ملت ایران تبریک و تسلیت گفت.

 

انتهای پیام

به نقل از:

http://isna.ir/fa/news/93060100505/%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AF

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/06/02ساعت   توسط رضا  | 

فاطمه هاشمی رفسنجانی فردا محاکمه می شود

سیاست > احزاب و شخصیت‌ها - مهر نوشت:
 

جلسه رسیدگی به پرونده فاطمه هاشمی صبح فردا در شعبه 54 دادگاه تجدیدنظر تهران برگزار می شود.

فاطمه هاشمی ششم شهریور ماه سال 92 به اتهام انتساب مطالب خلاف واقع به روسای قوای قضاییه و مقننه به شعبه 12 بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه احضار و حدود یک ماه بعد برای او قرار مجرمیت صادر و پرونده به شعبه اول دادگاه انقلاب ارسال شد.

دادگاه وی روز چهارشنبه 18 دی ماه سال گذشته در شعبه اول دادگاه انقلاب برگزار و وی به 6 ماه حبس تعزیری که به مدت دو سال تعلیق شده است، محکوم شد.

با اعتراض فاطمه هاشمی و وکیلش به رای دادگاه پرونده برای رسیدگی به شعبه 54 دادگاه تجدیدنظر فرستاده شد که صبح فردا به این پرونده رسیدگی می شود.

 به نقل از:

http://www.khabaronline.ir/detail/371527

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/06/02ساعت   توسط رضا  | 

موسوی و کروبی باید به نظام بازگردند! - یک تیتر نامربوط برای معرفی حزب ندا

حزب نسل دوم اصلاح طلبان یا همان "ندا" می گوید ۴ ماه است دنبال مجوز هستیم ولی وزارت کشور هنوز به تحلیلی در مورد اهداف ما نرسیده است.

 
موسوی و کروبی باید به نظام بازگردند!
به گزارش افکارنیوز، ۲۵ مردادماه سال جاری یعنی ۷ روز قبل بود که صدای "ندا" بلندشد. خبر تولد حزب جدیدی به نام نسل دوم اصلاح طلبان یا همان ندا نخستین بار از سوی یکی از اعضای شورای مرکزی این حزب که نخواست نامش فاش بشود رسانه ای شد.

در این خبر آمده بود که برخی از جوانان اصلاح‌طلب (۱۲ نفر) که عمدتاً در حزب منحله مشارکت در سال ۸۸ فعال بودند تشکل جدیدی را تحت عنوان «نـدا» راه‌اندازی کرده‌اند.

این خبر همانند یک بمب رسانه ای در حوزه احزاب صدا کرد و حتی نام افرادی مانند سجاد سالک، رضا شریفی و صادق خرازی هم بعنوان اعضای اصلی این حزب به میان آمد. وقتی نام خرازی رسانه ای شد دیگر جای مجال نبود و صادق خرازی مجبور شد موضوع این حزب را کمی روشن تر کند.

صادق خرازی اعلام کرد: در حال حاضر «نـدا» مراحل اولیه ثبت خود را در وزارت کشور انجام داده است! گفته های خرازی در حالی عنوان شد که وزارت کشور از ثبت ۱۱ حزب جدید در وزارت کشور خبرداد اما نام "ندا" در آن نبود.

هرچند بر اساس شعار دولت تدبیر و امید راه برای فعالیت احزاب و سازمانهای مردم نهاد باز باز شده است اما اینکه برخی تشکل ها و احزاب قبل از نهایی شدن مراحل ثبت آن را رسانه ای کنند قانونی نیست.

"ندا" با صدا آمد

کارشناسان سیاسی می گویند: نکته قابل تامل در مورد حزب "ندا" آن است که با ترفندهای رسانه ای به نوعی می خواهند وزارت کشور را در عملی انجام شده قراردهند. یعنی اینکه فردی (صادق خرازی) بعنوان دبیر کل حزب ثبت نشده در مدت ۵ روز چند مصاحبه انجام می دهد. بعد برخی رسانه ها همسو دیدگاه های این حزب جدید را با چهره های سیاسی مطرح می کنند و این موجب می شود تا نام حزب در رسانه پررنگ شود. بعنوان نمونه محمد خاتمی در مورد ندا گفته است: من به همه گروه های اصلاح طلب هستم. آنها باشند ما هم باشیم.

من "ندای ایرانیان" هستم!


حالا بهروز شجاعی مسئول کمیته اطلاع رسانی تشکیلات "ندا " گفته است: ما قصد اختلاف میان اصلاح طلبان را نداریم و زیر چتر اصلاح‌طلبی قرار داریم و به همین دلیل برای آنکه حسن نیت خود را نشان دهیم به توصیه‌ای که از سوی بزرگان به ما شد عمل کردیم و اسم تشکیلات را تغییر دادیم و دیگر ندا مخفف نسل دوم اصلاح طلبان نیست و تشکیلات به نام ندای ایرانیان تغییر یافته است. و این تغییر نام هم جزوی از این رسانه ای شدن حزب است!

بر اساس این گزارش جدا از نام و عنوان هرچند تشکیل یک حزب جدید آن هم با توجه به نزدیک شدن به انتخابات به نوعی تنور داغ حضور و مشارکت را بیشتر می کند اما باید دید که سیاست و اهداف این حزب جدید همسو با سیاست های قانونی کشور تعریف شده است؟ اصلا حرف حساب "ندا" چیست و چرا برای چندمین بار شاخه جدیدی از درخت اصلح طلبی رشد کرده است؟

دنبال قدرت نیستیم/ بلدیم چگونه به آغوش نظام برویم!

صادق خرازی در مورد اهداف "ندا" یا همان نسل دوم اصلاح طلبان به برخی از ابهامات پاسخ داده و می گوید: ما به دنبال اين هستيم كه بتوانيم با مجموعه حاكميت تنش‌زدايی و موقعيت ممتاز اصلاح‌طلبی را دوباره باز تعريف كنيم و در چارچوپ قانون ايفای نقش كنيم. شاید بگوئید دنبال قدرت هستیم. اگر منظورتان به قدرت رسيدن است آن موقع اگر مي‌خواستيم بين قدرت و باورها به قدرت روی بياوريم بلد بوديم مثل خيلي‌ها كه الان هستند چاووشی كنيم.

متاسفانه اين صورت مساله را راحت ديدن است. ما بلد بوديم چگونه در آغوش نظام برويم. كاری كه امروز می كنيم چيز ديگری است. در انتخابات مجلس آقای خاتمی شركت كرد و اين شركت كردنش بسيار مفيد واقع شد و توانست زمينه تحولات امروز را پديد بياورد.



دایی جان ناپلئون نیستیم!


از صادق خرازی سوال شد که آیا درست است که تشكيلات «ندا» ، محصول تعامل شما با حاكميت است؟ که پاسخ داد: اين تعبير دايي جان ناپلئوني است. اگر كسي صاحب نظر بود و ارتباطات وسيعي داشت جرم كرده است؟ چطور موقعي كه همين دوستان براي حل مشكلات‌شان با حاكميت من را جلو مي‌فرستند اين ارتباط خوب است ولي الان بد شده؟ اين حرف‌ها چيست، من با احدي در صدر و ذيل نظام راجع به پديده نظام دستوري نگرفته‌ام. ما هم شهروند هستيم، بله بنده با خيلي جاها ارتباط نزديك دارم و سي واندي سال است كه سابقه دارم، مسووليت‌هاي مختلف هم داشته‌ام.

خرازی گفته است ما نمی خواهیم خلأ مشاركت و مجاهدين انقلاب را پركنيم. اين تحليل نهادهای امنيتی است. آنها به ما می گويند شما می خواهيد نسخه دوم مشاركت باشيد. اصلا اينطور نيست. ما نه وابستگی به حاكميت داريم نه جلد دوم مشاركتيم. ما هنوز نتوانسته‌ايم بعد از چند ماه مجوز بگيريم. علتش هم اين است كه آنها هنوز به تحليلی درباره ما نرسيده‌اند. جالب است كه گفته‌اند خرازی می خواهد رييس مجلس و بعد رييس‌جمهور شود.

ما معتقد به ولایت فقیه هستم


من به نظام سياسي ايران اعتقاد دارم. من معتقد به ولايت فقيه هستم؛ من به قانون اساسي معتقدم. من معتقد به ساختار سياسي هستم كه امام پايه‌گذاري كرد. من جواني‌ام را پاي اين اعتقادات گذشته‌ام. من گذشته‌ام را مسخره نمي‌كنم، به عقبه خودم پوزخند نمي‌زنم. هر حركتي در مسير مخالفت با قانون اساسي و ولايت فقيه باشد من با آن مخالفم. ولايت فقيه كمربند وحدت ملي ايران است. نباشد افغانستان و عراق مي‌شويم.

من معتقدم موسوی و کروبی باید به نظام بازگردند

ما انتقاداتي هم داريم. می گوييم همه جامعه را يكسان ببينند، چرا در موضوعات فرهنگی نگاه‌ها بسته است، امر به معروف و نهي از منكر جغرافيای خودش را دارد، ما می گوييم نبايد به زور مردم را به بهشت برد. من معتقدم آقاي موسوی و كروبی را بايد به نظام برگرداند. اين حزب سياسی مهم‌ترين و بزرگ‌ترين وظيفه‌اش مشاركت اجتماعی و ارتقای سطح بينش و آگاهی مردم است.

گفته های یک شخصیت و چهره با تجربه سیاسی مانند صادق خرازی برای بسیاری از جوانانی که می خواهند اهداف حزب تازه تاسیس ندا را دنبال کنند کمی غیرقابل هضم است. ندا می گوید من معتقد به قانون اساسی ایران و ولایت فقیه و نظام هستم و بعد می گوید باید موسوی و کروبی به نظام بازگردند! در حالی که این بازگشت مستلزم رعایت قانون و اجرای قانون و همچنین نظر ولایت فقیه است.

ندا می گوید: قصد تعامل با حاکمیت ندارم! امر به معروف و نهی از منکر جغرافیای خودش را دارد! و برخی اهداف و سیاستهای دیگر که کمی خواننده را به فکر فرو می برد.

خود دبیر کل " ندا" اعتراف می کند که یکی از دلایلی که مجوز حزب را وزارت کشور نداده این است که به تحلیلی در مورد برنامه های ما نرسیده است! وقتی متخصصان صدور مجوز احزاب در وزارت کشور نفهمیده اند شما چه می خواهید و چه هدفی دنبال می کنید چگونه انتظار دارید

حالا باید منتظر ماند که این شوی رسانه ای "ندا" تا کجا پیش می رود. آیا وزارت کشور می فهمد ندا چه می خواهد؟
به نقل از:
http://www.afkarnews.ir/vdcbazbfzrhbswp.uiur.html
+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/06/02ساعت   توسط رضا  | 

حبیبی: استیضاح وزیر علوم محصول اجماع اصول‌گرایان روی برخورد با فتنه بود/ تنها صدای دولت از رسانه‌مل

حبیبی:

استیضاح وزیر علوم محصول اجماع اصول‌گرایان روی برخورد با فتنه بود/ تنها صدای دولت از رسانه‌ملی به گوش می‌رسد

خبرگزاری تسنیم: دبیرکل حزب موتلفه اسلامی گفت: استیضاح وزیر علوم محصول اجماع اصول‌گرایان روی برخورد با فتنه بود و از این پس هم اگر مسئله برخورد با فساد و فتنه مطرح باشد اصول‌گرایان متحد و در صف واحد عمل خواهند کرد.

به گزارش حوزه احزاب خبرگزاری تسنیم، محمدنبی حبیبی دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی در پایان نشست دبیران این حزب، گفت: ارزیابی ما از عملکرد دولت در مجموع مثبت است. امیدواریم آقای روحانی با اعتنا به نقد و تعامل مثبت با قوا راه دولت را در سال دوم خدمت در مسیر سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و حل مشکلات مردم تعیین کند.

وی عملکرد دولت در مهار تورم و نیز بخش سلامت را موفق دانست و گفت: امیدواریم دولت باتداوم کنترل و مهار تورم بتواند دوران رونق تولید و خروج از رکود را هم پشت سر بگذارد.

دبیرکل حزب مؤتلفه با اشاره به اینکه دولت باید در حل مشکلات مربوط به رکود به کارهای خود سرعت بدهد، اظهار داشت: تسویه تدریجی ولی سریع بدهی‌های دولت برای رونق کارهای عمرانی و اقتصادی ضرورت قطعی دارد. عدم هماهنگی لازم در تیم اقتصادی دولت به کارآمدی دولت درحل مشکلات اقتصادی آسیب می‌زند.

حبیبی با اشاره به عملکرد فرهنگی دولت خاطرنشان کرد: عملکرد فرهنگی دولت زیر ذره‌بین دقت خبرگان و نخبگان و مراجع عظام است. اخیراً در برخی از تئاتر‌هایی که اکنون در تهران روی صحنه است. تک‌خوانی زنان، رقص و دیالوگ‌های غیراخلاقی همراه با آرایش غلیظ و بدحجابی مورد اعتراض رسانه‌ها قرار گرفته است. ادامه این روند شایسته دولت اعتدال نیست. این رویکرد نوعی افراط در ترویج فرهنگ لاابالی‌گری است لذا نباید بودجه و امکانات دولت صرف اینگونه پدیده‌های ضد فرهنگی شود.

**وزیر علوم و عوامل پشت صحنه وزارت علوم بنا را بر لجاجت گذاشتند

وی در مورد استیضاح وزیر علوم گفت: نمایندگان مجلس در تعامل با دولت و وزیر همه راه‌های ممکن را رفتند تا کار به استیضاح نرسد، اما وزیر علوم و عوامل پشت صحنه وزارت علوم بنا را بر لجاجت گذاشتند و به هیچ‌کدام از درخواست‌های اصلاحی نمایندگان توجه نکردند.

**دولت باید بداند مجلس به موضوع فتنه و فتنه‌گران حساس است

دبیرکل حزب مؤتلفه با اشاره به حساسیت نمایندگان مجلس به امر فتنه تصریح کرد: دولت باید بداند مجلس به موضوع فتنه و فتنه‌گران حساس است. لذا در به کارگیری عناصری که سابقه فتنه دارند باید دقت کنند. امیدواریم دولت پیام مجلس را در معرفی وزیر جدید دریافت کرده باشد.

حبیبی با تشکر از همه اضلاع اصولگرایی در مجلس خاطر نشان کرد: استیضاح وزیر علوم محصول اجماع اصولگرایان روی برخورد با فتنه بود و از این پس هم اگر مسئله برخورد با فساد و فتنه مطرح باشد اصولگرایان متحد و در صف واحد عمل خواهند کرد.

**در یک سال گذشته تنها صدای دولت از رسانه ملی به گوش مردم خورده است

وی با انتقاد از آقای روحانی که گفته بود صدای دولت در تلویزیون شنیده نمی‌شود و صدا و سیما حاضر نیست، خدمات دولت را به مردم بگوید، گفت: یکسال است صدا و سیما با تدبیر و سیاست اصولی در جهت حمایت از تیم مذاکره کننده دولت در امور هسته‌ای اقدام کرده است. طی یک سال گذشته تنها صدای دولت از رسانه ملی به گوش مردم خورده است. در بخشهای خبری و گزارشهای خبری همیشه وزرا و مسئولان دولتی مطرح هستند. اگر دولت عملکردی داشته مستقیم با مردم در میان گذاشته و کسی به آن نقد نکرده است. صدا و سیما الان به تریبونی برای تبلیغ کارهای مثبت دولت تبدیل شده است.

حبیبی در مورد آخرین تحولات غزه گفت: صهیونیستها بدنبال ضربه زدن به زیرساخت های دفاعی مردم فلسطین در غزه وترور رهبران حماس و جهاد اسلامی هستند. آنها در قبض و بسط آتش بس دنبال این دو هدف هستند. لذا حماس دست آنها را خوانده ا‌ست و به همین دلیل نبرد تا شکست قطعی رژیم صهیونیستی ادامه دارد. پیروز این میدان فقط مردم غزه هستند. مردم کرانه غربی رود اردن نیز با مردم غزه همپیمان شده‌اند تا رژیم صهیونیستی را وادار اعتراف به شکست نمایند.

 وی ضعف عملکرد سازمان ملل و شورای امنیت در جلوگیری از کشتار غیرنظامیان فلسطینی را محکوم کرد و مسلح شدن مردم نوار غزه و نوار باختری را خواستار شد.

دبیرکل حزب مؤتلفه در مورد تحولات عراق نیز اظهار داشت: باید هر چه زودتر دولت عراق شکل بگیرد. کردها و اهل سنت از مطالبات غیرمنطقی خود در شکل‌گیری دولت عراق باید پرهیز کنند. مسئله تروریسم مسئله اول عراق است اگر توجه نکنند خطر تجزیه عراق قطعی است.

حبیبی افزود: راه حل نجات عراق محور قرار دادن مرجعیت و ساماندهی ارتش مردمی عراق برای نبرد با تروریسم را و وحدت وانسجام مردم و قبال عراق در برابر دشمنان دانست و اقدامات آمریکا علیه داعش را اقدامی نمادین برای مبارزه با تروریسم دانست.

وی با اشاره به مناسبت‌های شهریور ماه اظهار داشت: شهریور ماه، ماه شهادت شهیدان رجایی و باهنر و عروج ملکوتی شهیدان اندرزگو، لاجوردی و حاج مهدی عراقی و فرزندش حسام است. منافقین کوردل این عزیزان را از ملت ایران گرفتند.  و آنان تا پای جان برای استقرار جامعه نمونه اسلامی فداکاری کردند.

**شهید لاجوردی نماد بزرگ مدیریت جهادی در انقلاب اسلامی است

دبیرکل حزب موتلفه اسلامی با تجلیل از مقام شامخ شهید لاجوردی گفت: شهید لاجوردی نماد بزرگ مدیریت جهادی در انقلاب اسلامی است. اگر فداکاریهای او نبود منافقین دستاوردهای یک انقلاب الهی را و فداکاریهای امام(ره)  بزرگوار را به مسلخ ترور و جنایات کور می‌بردند. او مردانه در برابر منافقین جدید و بیرحم ایستاد و خون خود را در این راه تقدیم انقلاب کرد.

حبیبی در مورد برخوردهای خشن دولت آمریکا در ایالت میسوری و شهر فرگوسن تصریح کرد: برخورد دولت آمریکا با سیاهپوستان و نقض حقوق انسانی آنها نمادی دیگر از نقض حقوق بشر در آمریکاست. اکنون یک ماه است از حادثه قتل یک نوجوان سیاه‌پوست می‌گذرد و مردم آمریکا همچنان به این حادثه اعتراض دارند و اعتراضات به شهرهای دیگر آمریکا و حتی نیویورک کشیده شده است. دولت آمریکا باید در باره نقض حقوق بشر در این کشور پاسخگو باشد.

وی در پایان یادآور شد: معتقدیم که جامعه آمریکا در بحران‌های عمیق فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی قرار دارد و مردم آمریکا برای نجات از بحران باید به فکر رهایی از حکومت آمریکا و شبکه مردان خاکستری آمریکا باشند.

انتهای‌پیام/

به نقل از:

http://www.tasnimnews.com/Home/Single/471355

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/06/02ساعت   توسط رضا  | 

رهبر داعش یهودی و جاسوس موساد است

به گزارش پارس به نقل از ایسنا ؛ سایت آمریکایی وترنز تودی(Veterans Today) با انتشار گزارشی اعلام کرد که ابوبکر البغدادی، امیر تشکیلات تروریستی داعش جاسوس موساد است.

در این گزارش آمده است: نام اصلی ابوبکر البغدادی "سایمون الیوت" یا "الیوت شیمون" بوده و وی در واقع یک یهودی به شمار می‌آید که برای رهبری داعش تحت آموزش قرار گرفته است.

در ادامه این گزارش تاکید شده است: آموزش البغدادی با هدف ایجاد آشوب در کشورهای عربی مجاور اسرائیل صورت گرفته است. البغدادی از یک پدر و مادر یهودی متولد شده و تحت آموزش سازمان جاسوسی اسرائیل قرار گرفته تا بتواند آموزش‌های مربوط به جاسوسی در سطح عالی را دریافت کند و بعد از آن وی در یکی از کشورهای عربی مستقر شده تا تشکیلات داعش را ایجاد کند.

در این گزارش آمده است: هدف از ایجاد این تشکیلات گسترش سیطره اسرائیل بر منطقه خاورمیانه بوده است.

ادوارد اسنودن، کارمند سابق سازمان امنیت ملی آمریکا، با انتشار اسنادی طی ماه گذشته اعلام کرده بود که تشکیلات داعش چیزی جز طرح و نقشه آمریکا، اسرائیل و انگلیس برای گردآوری تندروها از سراسر جهان در یک تشکیلات واحد با هدف ایجاد آشوب در خاورمیانه و تسلط اسرائیل بر جهان عرب و ذخایر این منطقه نبوده است.

به نقل از:

http://www.parsnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-3/227952-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B9%D8%B4-%DB%8C%D9%87%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3-%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1393/05/16ساعت   توسط رضا  | 

در اطلاعیه‌ای اعلام شد اعتراض دبیرخانه مجمع تشخیص به «اقدام مشکوک و تفرقه انگیز یک مقام مسوول دولتی»

دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام در اطلاعیه‌ای نسبت به «اقدام مشکوک و تفرقه انگیز یک مقام مسوول دولتی» اعتراض و تصریح کرد که به زودی پاسخ مکتوب و محرمانه خود را درباره ابعاد این اقدام مشکوک خطاب به وزارت کشور ارسال خواهد نمود. 

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس، دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام با انتشار مطلبی تحت عنوان «اطلاعیه مهم معاونت اطلاع رسانی و بین الملل» خبر از اقدام مشکوک و تفرقه انگیز یک مقام مسوول دولتی خبر داد.

برپایه این خبر در این اطلاعیه آمده است دبیرهانه مجمع تشخیص مصلحت به زودی پاسخ مکتوب و محرمانه خود را درباره ابعاد این اقدام مشکوک خطاب به وزارت کشور ارسال خواهد کرد.

متن کامل این اطلاعیه به شرح زیر است:

«به اطلاع ملت شریف ایران می رساند در شرایطی که همه آحاد ملت، ارکان نظام و گروه­ها و جناح ها در خصوص مواضع اصلی و سیاست های کلان نظام تحت زعامت رهبری عظیم الشان انقلاب می بایست همگرایی و همدلی داشته باشند، متاسفانه مواضع سوال برانگیز یک مقام مسئول دولتی در وزارت کشور مایه شرم و نگرانی شدید شده است.

در این خصوص دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام ضمن تقبیح چنین اقدامات مرموز و تفرقه انگیزی که باید آن را بازی در زمین دشمنان نظام و اسلام توصیف کرد ، به زودی پاسخ مکتوب و محرمانه خود را درباره ابعاد این اقدام مشکوک خطاب به وزارت کشور ارسال خواهد نمود.»

 

گفتنی است برخی رسانه ها از جمله پایگاه خبری تحلیلی جهان نیوز در خبری گزارش دادند که یکی از مدیران وزارت کشور با انتشار یادداشتی نسبت به حضور محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با لباس رزم سپاه در راهپیمایی روز قدس اعتراض کرده و آن را غیرقانونی خوانده است. حضور محسن رضایی با لباس رزم در این راهپیمایی به عنوان یک اقدام ارزشی مورد استقبال رسانه های انقلابی قرار گرفت. رضایی چندی پیش در نامه ای به رئیس جمهور خواستار استفاده دولت از همه ظرفیت ها برای دفاع از مردم مظلوم غزه در برابر تهاجم رژیم صهیونیستی شده بود.

/انتهای پیام/

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930516000769#sthash.IfrIg8AC.dpuf

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1393/05/16ساعت   توسط رضا  | 

توصیه احمد خاتمی به مدافعان رفع حصر: موسوی و کروبی را به قبول گناه ترغیب کنید

عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری گفت: فتنه‌گران اگر به گناه خود اعتراف کنند، رأفت نظام شامل حالشان خواهد شد و بهتر است افرادی که برای رفع حصر تلاش می‌کنند، آن‌ها را به اعتراف و قبول گناه ترغیب کنند. آیت‌الله سیداحمد خاتمی در جمع دانشجویان بسیجی استان در مسجد دانشگاه تبریز با بیان اینکه «در قرآن کریم در آیات متعدد به آزاداندیشی توصیه می‌شود»، گفت: دانشجو باید همه تحلیل‌ها را در تمام زمینه‌ها بشنود و آن تحلیلی را که منطقی است بپذیرد. وی با اشاره به اینکه «آیات متعددی در قرآن در مورد دشمن‌شناسی وجود دارد»، افزود: باید به لبخند دشمنان هم ظنین بود ولی نسبت به خودی‌ها نباید بدبینی داشت. سیداحمد خاتمی ادامه داد: موضع ولایت در عرصه خارجی، داخلی و فرهنگی را فرهنگ مقاومت عنوان کرد و گفت: باید در مقابل استکبار ایستاد چرا که مَثَل آمریکا مثل سگ است و وقتی تعقیبمان می‌کند باید مقابلش بایستیم و فرار نکنیم. امام جمعه موقت تهران با اشاره به نقش رهبری در جمهوری اسلامی ایران، تاکید کرد: ما ولی فقیه را تنها رهبر سیاسی نمی‌دانیم بلکه او را نایب ولی عصر(عج) می‌دانیم. سیداحمد خاتمی در ادامه به حوادث غزه اشاره کرد و گفت: حوادث غزه عبرت بسیار بزرگی است که همگان دیدند که با مقاومت می‌توان یک گروه شبه نظامی و ارتش چهارم دنیا را زیر پا گذاشت. وی افزود: نتانیاهو اعتراف می‌کند که در غزه شکست خورده است و وزیر کشور اسرائیل در روزهای اول شروع جنگ گفته بود دستور اشغال غزه صادر شده است. این در حالی است که بعد از یک ماه فرمانده ارتش آن‌ها گفته پنج سال برای اشغال غزه زمان نیاز است. عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه «استراتژی رهبری، استراتژی وحدت است و ملت ایران ملت حامی مظلومان است»، افزود: استکبار جهانی به خوبی می‌داند که اگر حمایت‌های ایران نبود دولت بشار اسد با شکست مواجه می‌شد. وی در پاسخ به پرسش دانشجویان، به حوادث سال ۸۸ اشاره کرد و گفت: فتنه‌گران اگر به گناه خود اعتراف کنند و بگویند در سال ۸۸ بیراهه رفته‌اند در آن صورت آرم فتنه‌گری از پیشانیشان برداشته شده و رأفت نظام شامل حالشان خواهد شد و بهتر است افرادی که برای رفع حصر آنان تلاش می‌کنند، آن‌ها را به اعتراف و قبول گناه ترغیب کنند. سیداحمد خاتمی با بیان اینکه «رهبری همواره از دولت منتخب حمایت کرده است و اداره کشور بدون حمایت ولایت امکان‌پذیر نیست»، گفت: طرح بیمه سلامت یکی از اقدامات تحسین‌برانگیز دولت دکتر روحانی است. این عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری در پایان نیز اظهار کرد: اهداف دشمن در فضای مجازی، عفت‌زدایی و دین‌زدایی است و بدانید که آوردن ماهواره در خانه، عین آوردن دشمن در درون خانه‌هاست. 23503

منبع:

http://www.khabaronline.ir/detail/368847

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1393/05/16ساعت   توسط رضا  | 

ماجرای جالب تغییر فامیلی آیت‌الله مهدوی کنی

مسئول دفتر رئیس مجلس خبرگان رهبری گفت: از جوانی گوشت و پوست و خون آیت الله مهدوی کنی ارادت به حضرت مهدی(عج) و در بین دوستانشان مشهور بود؛ به گونه ای که در قم آنقدر که اهل توسل به حضرت مهدی (عج) بودند ایشان را به عنوان مهدوی می خوانند در حالی که شناسنامه ایشان باقری بود. به گزارش پارس، حجت الاسلام و المسلمین میرلوحی درباره ویژگی های حضرت آیت الله مهدوی کنی در گفتگو با سایت هیئت رزمندگان اسلام عنوان کرد: حضرت آیت الله مهدوی کنی شاگرد خاص حضرت امام خمینی(ره)، بعضی از اعاظم و بزرگان دیگر مانند مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی، مرحوم علامه طباطبایی و سایر بزرگان بوده اند. ایشان بین مراجع فعلی و مراجع جایگاه ممتازی داشته و مورد توجه و عنایت خاص آنها بوده و هستند. وی افزود: صرف نظر از حضور ایشان در حوزه های علمیه، همواره خودشان را سرباز پاک باخته امام(ره) می دانستند. از قبل انقلاب در مبارزات و بعد از انقلاب هم هرجا نیاز به حضور ایشان بوده است، به امر امام(ره) و با سر می رفتند. در شورای انقلاب، شورای نگهبان، شورای انقلاب فرهنگی، فرماندهی کمیته های انقلاب، وزارت کشور، نخست وزیری و ده ها پست و سمت دیگر که همه آن ها به اصرار دوستان و تایید امر امام(ره) بوده است. مسئول دفتر رئیس مجلس خبرگان رهبری گفت: بعد از امام(ره) هم همواره بر عهدی که با امام راحل داشتند، پابرجا بودند و برای حضور در تمام مراسم سالگرد امام اصرار داشتند. همیشه دعای خیر ایشان که بارها از رسانه ها شنیدیم این بود که خدایا ما را با محبت امام خمینی(ره) بمیران. میرلوحی با بیان اینکه نهایت تلاش آیت الله مهدوی کنی بعد از ارتحال امام(ره) برای نشان دادن تاثیر جایگاه ولایت فقیه بوده است، گفت: قبول ریاست خبرگان با اصرار بزرگان برای این بود که بتوانند خبرگان در یک جایگاه تایید رهبری و در دفاع از جایگاه و صاحب با عظمت ولایت قرار گیرند. همه دوستان ایشان می دانند که هیچگاه خودشان برای گرفتن سمتی اقدام نکردند. گاهی تکلیف بود و اصرار و گاهی امر بزرگان بود که می رفتند. وی با اشاره به جنبه های توسلی و توجه ایشان به مقام اهل بیت(ع) افزود: در جوانی گوشت و پوست و خون ایشان ارادت به حضرت مهدی(عج) و در بین دوستانشان مشهور بود؛ به گونه ای که در قم آنقدر که اهل توسل به حضرت مهدی (عج) بودند ایشان را به عنوان مهدوی می خوانند در حالی که شناسنامه ایشان باقری بود. حتی تا پیروزی انقلاب هم شناسنامه ایشان به نام باقری است اما بعد از انقلاب شناسنامه خود را عوض کرده و به نامی که در بین دوستان ایشان مشهور شده بود، تغییر دادند.

به نقل از:

http://www.parsnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-3/218341-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/04/09ساعت   توسط رضا  | 

پیشنهاد خیره کننده هسته‎ای آمریکا

مرکز تحقیقات سیاست خارجی آمریکا در گزارشی ضمن بیان این که آمریکا حفظ قابلیت غنی سازی توسط ایران را پذیرفته است، موارد دیگری از پیشنهاد خیره کننده هسته‎ای که برای خروج مذاکرات از بن بست، ارائه شده را منتشر کرده است.

 
پیشنهاد خیره کننده هسته‎ای آمریکا
به گزارش افکارنیوز، اندیشکده "مرکز تحقیقات سیاست خارجی" (FPRI) آمریکا در گزارشی به بررسی دیدگاه‎های مختلف درباره بحث افشای فعالیت‎های پیشین هسته‎ای ایران پرداخته است.

"گری سی. گامبیل" محقق و روزنامه نگار در ابتدای این مطلب می‎نویسد: "در حالی که به نظر می‎رسد مذاکرات میان ایران و گروه ۵+۱ درباره برنامه هسته‎ای، شتاب خود را از دست می‎دهد، دولت اوباما پیشنهاد رادیکال جدیدی را ارائه کرده است تا بن بست را بشکند. آنها که پیش از این نیز پذیرفته بودند ایران قابلیت غنی‎سازی خود را از حفظ کند، حال دیگر اصراری بر dismantle (جداسازی) سانتریفوژها یا بستن تاسیسات هسته‎ای زیر زمینی [فردو] ندارند. علاوه بر این واشنگتن حاضر شده درباره یکی از خواست‎هایی که تاکنون از خط قرمزهایش محسوب می‎شد -یعنی درخواست شفاف سازی درباره فعالیت‎های پیشین هسته‎‏ای- کوتاه بیاید."

مدافعان افشای کامل سوابق برنامه هسته‎ای


یکی از مباحثی که غرب در سال‎های اخیر بر آن پافشاری کرده است، بحث "ابعاد احتمالی نظامی" (PMD) برنامه بوده است که آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) دائماً مدعی شده ایران از دادن اطلاعات درباره آنها خودداری کرده است. 

این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران همواره نسبت به شفاف سازی درباره برنامه هسته‎ای خود اعلام آمادگی کرده و به درخواست‎های زیاده خواهانه آژانس که بعضاً فراتر از بحث هسته‎ای نیز بوده‎اند، معترض بوده است.

به نوشته FPRI، درباره نیاز به "افشای کامل سوابق برنامه هسته‎ای ایران"، پنج دلیل توسط کارشناسان و اندیشکده‎ها آورده می‎شود:

۱- دیوید آلبرایت و برونو ترترایس در سرمقاله جدید خود در روزنامه وال استریت ژورنال تاکید کرده‎اند که بر اساس درخواست IAEA، ایران باید تمام مسائل را شفاف کند و باید آنچه آنها "زمان رسیدن به میزان اورانیوم لازم برای ساخت یک بمب" می‎نامند، مشخص کنند.

۲- مایکل سینگ، مدیرعامل موسسه تحقیقات خاور نزدیک واشنگتن، به صورت مکرر گفته ایران درباره مسائل گذشته خود باید شفاف سازی کند تا نسبت به مسائل بعدی نیز اعتمادسازی بشود.

۳- صهیونیست‎ها نیز همچون "امیلی بی. لاندو" و همکارانش در "موسسه مطالعات امنیت ملی" دانشگاه تل آویو (INSS)، اصرار دارند که "ایران باید بپذیرد که مقصر بوده است تا از این طریق جامعه بین‎الملل، اعمال فشار ویژه بر برنامه هسته‎ای آنها را بپذیرد."

۴- گامبیل اعتقاد دارد غربی‎ها می‎خواهند از این طریق بحث "آپارتاید علمی" غربی‎ها علیه جمهوری اسلامی را که اخیراً رئیس جمهوری ایران مطرح کرده است، را زیر سوال ببرند.

۵- به دلایل تمام مسائل فوق، کارشناسان مدعی هستند اگر ایران می‎خواهد التزام حقیقی خود را به برنامه تماماً صلح‎آمیز و غیرنظامی نشان دهد، باید به این مساله تن دهد و آنها باید از تمام جزئیات با خبر باشند.

مدافعان افشای محدود


FPRI می‎افزاید همان طوری که انتظار می‎رفت، درخواست گروه ۵+۱ در زمینه افشای کامل برنامه، در مذاکرات درباره وضعیت نهایی با مانع سختی برخورد کرد و ایرانی‎ها آن چه غربی‎ها می‎خواستند را نپذیرفتند.

دیپلمات‎های آمریکایی و اروپایی به این نتیجه رسیده‎اند که انتظار آنها نامعقول بوده است و وندی شرمن -مذاکره کننده اصلی آمریکا- که پیش از این بر افشای کامل اصرار داشت، لحن صحبت‎های متفاوتی پیدا کرده است.

در این زمینه نیز دو مساله مطرح شده است:

۱- افشای کامل، لزوماً باعث نظارت موثر بر برنامه هسته‎ای ایران نمی‎شود. رابرت آینهورن -مشاور سابق وزیر خارجه در امور عدم اشاعه از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳- می‎گوید اگر "تمهیدات بازرسی اطمینان کاملی ایجاد کند که همچنان پایبندی وجود دارد، دیگر نیاز چندانی به اطلاعات جزئی درباره فعالیت‎های سابق نیست."

۲- جان وولفستال -مشاور ویژه جوزف بایدن در امنیت هسته‎ای و عدم اشاعه- اعتقاد دارد به جای افشای کامل، می‎شود امتیازات دیگری درخواست کرد.

گامبیل در ادامه می‎افزاید با وجودی که جزئیات دقیقی از اهداف دولت اوباما درباره توافق جامع، در دست نیست، اما به نظر می‎رسد در مواردی همچنان ابهام‎ها باقی خواهد ماند و واشنگتن دست از اصرار برای پاسخگویی ایران برخواهد داشت.
به نقل از:
http://www.afkarnews.ir/vdcjtyet8uqexyz.fsfu.html
+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/04/09ساعت   توسط رضا  | 

ارسال به دوستان دبیرکل حزب موتلفه اسلامی: زمزمه فتنه به گوش می‌رسد/خطر خبرگان و مجلس را تهدید می‌کند

دبیرکل حزب موتلفه اسلامی با بیان اینکه به نظر ما زمزمه فتنه به گوش می‌رسد، گفت: خطری که برای خبرگان و مجلس شورای اسلامی تدارک دیده شده است را باید با پیروی از مراجع تقلید و روحانیت شیعه خنثی کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، محمد نبی حبیبی صبح امروز در دیدار با آیت‌الله سعیدی امام جمعه قم اظهار کرد: رژیم پهلوی با مأموریت دین‌ستیزی بر سر کار آمد و پس از رحلت مرحوم آیت‌الله بروجردی احساس کرد میدان خالی از مرجعیت شده و فرصت برای دین‌ستیزی آنها فراهم‌تر شده است.

وی افزود: امام راحل در آن زمان سخنرانی بسیار شیوایی داشتند و خطاب به شاه فرمودند «شما خیال کرده‌اید بروجردی مرد و اسلام هم مرد؟ آیا شما گمان کردید بروجردی اسلام را ساخته است؟ اسلام است که بروجردی‌ها را می‌سازد.»

دبیرکل حزب موتلفه اسلامی با بیان اینکه رژیم پهلوی برای پیروزی سعی داشت هر نوع صدای اعتراض داخلی را سرکوب کند گفت: با این حال همین رژیم چنان نوکری‌هایی برای غرب می‌کرد که اگر کسی دین هم نداشته باشد راضی به آنها نمی‌شود.

وی ادامه داد: 40 هزار کارشناس آمریکایی در زمان شاه در ایران فعالیت می‌کردند و همه امور را در اختیار گرفته بودند.

حبیبی با اشاره به لایحه کاپیتولاسیون مبنی بر عدم اجازه محاکمه مستشاران آمریکایی در ایران عنوان داشت: آنها حتی به ازای کار در ایران از سوی حکومت ایران حق توحش دریافت می‌کردند.

دبیرکل حزب موتلفه اسلامی به قتل عام مردمی در 15 خرداد سال 42 اشاره کرد و افزود: مردمی در این روز به شهادت رسیدند که در اعتراض به دستگیری مرجعیت وارد میدان شده بودند و رژیم هم پس از این کشتار جری‌تر شد.

وی اضافه کرد: در آن زمان تصمیم گرفته شد که چند نفر از سران رژیم شاه به خاک بیفتند تا جو رعب و وحشت تمام شود که این رهنمود از سوی شهید مطهری عنوان شد؛ با استفتاء از آیت‌الله میلانی اجازه شرعی برای اقدام مسلحانه هم اخذ شد و در نخستین روز بهمن 43 و طی عملیات بهمن، حسنعلی منصور به سزای اعمالش رسید.

حبیبی به انگیزه‌های شهدای 26 خرداد برای شکستن سکوت اهریمنی آن دوران اشاره کرد و گفت: شهید بخارایی عنوان کرده بود که چون از گلوی پلید حسنعلی منصور به مرجعیت توهین شده بود همان گلو را مورد اصابت گلوله قرار دادند.

دبیرکل حزب موتلفه اسلامی با بیان اینکه موتلفه اسلامی طی سال‌های پس از آن ثابت کرده که همواره پیرو مراجع تقلید بوده است خاطرنشان کرد: شهدای 26 خرداد کار خود را با اعتقاد راسخ به دین اسلام انجام دادند.

وی افزود: دشمنان همواره تبلیغات خود را در چارچوب براندازی نظام اسلامی سامان‌دهی می‌کنند و در این راستا 3 هزار کانال ماهواره‌ای را تدارک دیده‌اند البته رفتار برخی مسئولان فرهنگی ما هم در این میان تعجب‌آور است؛ چگونه است که استانداردهای مواد غذایی مهمتر از مواد فکری و فرهنگی شده است؟

حبیبی با بیان اینکه جریان تکفیری هم دنیای اسلام را تهدید می‌کند گفت: کسر بودجه دولت در داخل هم سبب گرانی و تورم شده که جزو دغدغه‌های موتلفه نیز هست و به نظر ما می‌توان از برخی مسائل اجتناب کرد.

دبیرکل حزب موتلفه اسلامی عنوان داشت: به نظر ما زمزمه فتنه به گوش می‌رسد و این مسئله تمام نشده است و باید فکری به حال آن کرد.

وی به انتخابات آینده خبرگان رهبری اشاره کرد و گفت: خطری که برای خبرگان و مجلس شورای اسلامی تدارک دیده شده است را باید با پیروی از مراجع تقلید و روحانیت شیعه خنثی کرد.

انتهای پیام

به نقل از:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930320000194

+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/04/09ساعت   توسط رضا  | 

ایران و امریکا مستقیما مذاکره می کند/ لیست گروه مذاکره کننده آمریکایی

سیاست > دیپلماسی - ایسنا نوشت:
 

یک مقام ارشد وزارت خارجه‌ آمریکا در گفت‌وگو با پایگاه خبری المانیتور نام برخی از مقامات شرکت‌کننده در دیدارهای هفته جاری میان ایران و آمریکا در ژنو را اعلام کرد.

به نقل از پایگاه خبری المانیتور هیات مذاکره کننده آمریکایی از ویلیام برنز معاون وزیر خارجه آمریکا، وندی شرمن معاون وزیر خارجه‌ ،جیک سالیوان مشاور امنیت ملی معاون رئیس جمهور ، بروک امدرسون معاون سابق نماینده‌ آمریکا در سازمان ملل ، جیم تیم بی مشاور ارشد کنترل سلاح و رابرت مالی مشاور ارشد خاورمیانه در شورای امنیت ملی آمریکا تشکیل شده است.

عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه ایران روز شنبه اعلام کرد که ایران دیدارهای دو جانبه‌ای را با مقامات آمریکایی در چارچوب مذاکرات ایران و گروه 1+5 در روزهای دوشنبه و سه شنبه در ژنو برگزار خواهد کرد.

گفته می‌شود این دیدارها به منظور شکست بن بست این مذاکرات انجام خواهد شد.

 به نقل از:

http://www.khabaronline.ir/detail/359030

+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/04/09ساعت   توسط رضا  | 

ادعای حسین شریعتمداری درباره دیدارش با وزیر اطلاعات

ملاقات وزیر اطلاعات با حسین شریعتمداری در موسسه کیهان که ظهر یکشنبه 11 خرداد 1393 انجام شد، بازتاب های رسانه ای گسترده ای در محافل داخلی و خارجی داشت.

 

پیام نو:خبرنگار فارس در تماس مجدد با حسین شریعتمداری به گمانه زنی روزنامه دولت اشاره کرد که در آن وزیر اطلاعات را حامل هشدار به مدیرمسئول کیهان دانسته بود.شریعتمداری گفت: روزنامه‌های زنجیره ای مثل همیشه آرزوهای خود را تبدیل به خبر کرده‌اند.

به گزارش فارس، ملاقات وزیر اطلاعات با حسین شریعتمداری در موسسه کیهان که ظهر یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۳ انجام شد، بازتاب های رسانه ای گسترده ای در محافل داخلی و خارجی داشت.

بسیاری از خبرنگاران در جستجوی پاسخ به این سئوال که در ملاقات یک ساعت و نیمه حجت الاسلام سیدمحمود علوی با مدیر مسئول کیهان چه گذشته است، بارها با شریعتمداری تماس گرفتند اما وی حاضر به پاسخ نبود و توضیح می داد که انتشار مطالب رد و بدل شده را از سوی خود بلامانع می داند ولی باید آقای علوی نیز موافق باشد.

امروز خبرنگار فارس در تماس مجدد با حسین شریعتمداری به گمانه زنی روزنامه دولت اشاره کرد که در آن علوی را حامل هشدار به مدیرمسئول کیهان دانسته بود. شریعتمداری گفت:« روزنامه های زنجیره ای و از جمله روزنامه ایران مثل همیشه آرزوهای خود را تبدیل به خبر کرده اند.»

وی در مقابل اصرار خبرنگار ما گفت:« اگر درباره این ملاقات سخنی بگویم اصلاح طلبان از خجالت آب می‌شوند و کارگزاران از عصبانیت بی تاب.»

به نقل از:

http://payamno.com/detail=78704

+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/04/09ساعت   توسط رضا  | 

ادامه جنجال درباره اصرار سمپات جبهه پایداری برای سفر به برزیل در کسوت نماینده مجلس تابش:منابع مالی ر

قصد حمید رسایی بریا سفر به برزیل جدی است، او این مطلب را روز یکشنبه و در حاشیه جلسه علنی مجلس به برخی از خبرنگاران اعلام کرده است. این در حالی است که همزمان محمدرضا تابش هم به پیام نو گفته که در جواب ادعای رسایی درباره سفرش 10 روزه‌ اش به آمریکا و همچنین دلایل سفر رسایی به برزیل اسنادی را تهیه کرده که به زودی منتشر خواهد کرد.

 

پیام نو، گروه سیاسی: قصد حمید رسایی درسفر به برزیل جدی است، او این مطلب را روز یکشنبه و در حاشیه جلسه علنی مجلس به برخی از خبرنگاران اعلام کرده است. این در حالی است که همزمان محمدرضا تابش هم به پیام نو گفته که در جواب ادعای رسایی درباره سفرش ۱۰ روزه‌ اش به آمریکا و همچنین دلایل سفر رسایی به برزیل اسنادی را تهیه کرده که به زودی منتشر خواهد کرد.

به گزارش پیام نو، حمید رسایی روز یکشنبه و در جمع برخی از خبرنگاران پارلمانی اظهارات جدیدی درباره سفرش به برزیل را انجام داد. از جمله اینکه تلاش دارد تا این سفر که تا کنون لغو نشده، طبق برنامه‌ ریزی قبلی انجام شود. وی البته روایتی از دلایل جنجال بر سر این سفر را هم بیان کرد، از جمله اینکه گفت چون مسئول پیگیری فساد در فوتبال است و برخی چهره ها در این فساد نقش دارند، قصد کرده اند تا جلوی کار او را بگیرند. مهمتر از این اعتراض رسایی به افشا شدن نامه اعزام او به برزیل بود. او صراحتا در جمع خبرنگاران گفت که این نامه را «فرزند قدرت الله علیخانی» افشا کرده است و همچنین مدعی شد که اطرافیان آیت الله هاشمی رفسنجانی همچنان در پی حاشیه سازی برای او هستند و جنجال بر سر سفر برزیل هم کار آنهاست. هر چند مشخص نیست حمید رسایی چه زمانی به برزیل سفر خواهد کرد و این سفر چند روز طول خواهد کشید اما او در حاشیه جلسه روز یکشنبه مجلس بر انجام این سفر تاکید داشت و آن را ایستادگی در مقابل تخریب‌ ها می دانست.

در مقابل اما محمدرضا تابش نیز در گفت و گو با پیام نو، رسایی را تهدید به افشای برخی مدارک کرد. وی هر چند درباره جزئیات این مدارک توضیحی نداد اما تاکید کرد که این مدارک در صورت رسانه ای شدن بسیار به ضرر رسایی تمام خواهند شد.

اظهارات تابش بعد از آن عنوان شده است که هفته نامه نه دی در آخرین شماره خود نوشته است: « باید از آقای تابش پرسید آیا ایشان نیز سفرهای پنهانی مکرر خود با دولت مردان که بدون نظر کمیته سفرهای خارجی نمایندگان و تنها با نظر مساعد دولت صورت می گیرد را با همین انگیزه انجام می دهد؟ بد نیست آقای تابش درباره سفر حدود ۱۰ روزه خود که دو ماه قبل به همراه یکی از وزرای دولت یازدهم به آمریکا صورت گرفته، توضیح دهد؟ چرا هیچ اثری از این سفر در اداره تشریفات مجلس به ثبت نرسیده و برای مسئولان تشریفات مجلس علامت سئوال شده؟ راستی آقای تابش! در زمان برگشت از آمریکا ، توقف چند روزه شما و وزیر محترم، در آلمان آن هم فقط با نیت گشت و گذار، به منظور اضافه شدن حق مأموریت های دولتی بوده است»؟

محمدرضا تابش اما در واکنش به این مطلب هفته نامه نه دی به پیام نو می گوید: «اولا که سفر ما به آمریکا یک سفر کاملا کاری ودر قالب یک هیات رسمی از جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. آخر مگر وزیر و وکیل جمهوری اسلامی می تواند برای گشت و گذار و به همین راحتی به آمریکا برود و مگر آمریکایی ها چنین ویزایی برای ما صادر می کنند»؟

تابش در این رابطه به پیام نو توضیح داد که بعد از چاپ این مطلب در هفته نامه نه دی مدارک و مستندات مفصلی درباره سفر خود به آمریکا و موضوع اختلافاتش با رسایی بر سر سفر وی به برزیل را آماده کرده و به این هفته نامه خواهد داد تا آن را به عنوان جوابیه کار کند. وی همچنین ادامه داد در صورت سر باز زدن حمید رسایی از چاپ این مستندات قطعا آنها را رسانه ای می کند تا همه بدانند که چه کسی در اینجا صادقانه حرف می زند و چه کسانی فقط ادعای صداقت دارند.

محمدرضا تابش همچنین با اشاره به منابع مالی هفته نامه نه دی در دولت گذشته هم گفت: «آقای رسایی خود بهتر می داند منابع مالی دولتی و بیت المال در سال های گذشته در اختیار چه کسانی بوده است. ما اگر حرفی درباره برخی موارد نمی زنیم برای این است که کشور تحت تاثیر تبعات منفی این دست اختلافات قرار نگیرد». این در حالی است که حدود ۱۰ ماه پیش و در جریان رای اعتماد مجلس به وزرای کابینه یازدهم، کاظم جلالی نیز در صحن علنی مجلس در جواب حمید رسایی به موضوع منابع مالی هفته نامه نه دی و ارتباط آن با دولت دهم اشاره کرده بود.

اکنون حمیدرسایی در حالی گفته است که قطعا برای بررسی فساد در فوتبال به برزیل سفرخواهد کرد که چند روز پیش رئیس کمیسیون اصل نود مجلس مدعی شده بود که رسایی این سفر را با اکراه قبول کرده است.

به نقل از:

http://payamno.com/detail=78694

+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/04/09ساعت   توسط رضا  | 

در دیدار اعضای ستاد برگزاری هفته جوان مطرح شد واکنش هاشمی رفسنجانی به سئوالی درباره حضور مجددش در نم

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره حضور مجدد در خطبه‌های نماز جمعه گفت: نماز جمعه یک تریبون سیاسی، عبادی برای نظام است و خطبه‌های آن به جای دو رکعت نماز، ایراد می‌شود و نباید نگاه باندی داشت. 

به گزارش حوزه احزاب خبرگزاری فارس،‌ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی صبح امروز در دیدار اعضای ستاد برگزاری هفته جوان، با یادآوری پیروزی درخشان تیم ملی والیبال ایران بر تیم برزیل در بیست و پنجمین دوره لیگ جهانی والیبال، گفت: این پیروزی هدیه اعضای تیم ملی به جوانان این سرزمین است که شایسته تقدیرند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به نقش جوانان در مقاطع مختلف انقلاب اسلامی و به ویژه 8 سال دفاع مقدس، گفت: جوانان ما، با پشتوانه غنی تمدن ایران و فرهنگ متعالی اسلام، در همه شرایط الهام بخش هستند و می‌توانند در علم، دانش، تکنولوژی و مدیریت¬ها بدرخشند.

وی تدوین «منشور تربیتی نسل جوان» در گذشته را اقدامی برای هدایت برنامه‌ها خواند و گفت: مسئولین فعلی می‌توانند با توجه به شرایط زمان در آن منشور تجدید نظر کنند، امّا توجه داشته باشند که در برنامه‌ریزی برای جوانان نباید صرفاً سراغ محدودیت‌ها و بستن پنجره‌ها بروند.

 هاشمی رفسنجانی با انتقاد از کسانی که با سؤاستفاده از آیینه روشن احساسات جوانان، به دنبال منافع باندی می‌گردند، گفت: جوانان سرمایه‌های نظام اسلامی هستند و استفاده از یک سرمایه ملی برای منافع باندی، خیانت به تشیّع، انقلاب، ایران و مردم است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با اشاره به اقدام خوب وزارت ورزش و جوانان در برگزاری جشن بزرگ بخشش و سخنرانی ارزشمند حجت‌الاسلام والمسلمین حاج حسن آقا خمینی در آن، گفت: عفو و بخشش در ذات ایرانیان مسلمان نهفته است و قرآن کریم با تأکید بر اهمیت «عفو» در دوام و بقای سطوح مختلف جوامع، به انسان‌ها می‌آموزد که لذتی که در بخشش است، در انتقام نیست.

وی نگاه تک بعدی به اسلام را باعث دوری و کم توجهی طبقه تحصیل‌کرده جهان نسبت به فرهنگ قرآن دانست و گفت: بعضی‌ها از کنار آیات مکرر قرآن که بر عفو و بخشش تأکید می‌کنند، می‌گذرند و با استناد به آیه قصاص، حرف‌هایی می‌زنند که در تفسیر اسرائیلیات هم نیست.

 هاشمی رفسنجانی آگاهی جوانان ایرانی نسبت به علم روز و استفاده درست از ابزار اطلاع رسانی را ستود و گفت: جوانان ایرانی حتّی در روستاهای دور افتاده، اخبار روز جهان، منطقه و داخل کشور را می‌دانند و تحلیل می‌کنند و این پدیده براساس منطق انسانی و تعالیم قرآن، فرخنده و مبارک است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ یکی از حاضرین که گفته بود: «از طرف گروهی از جوانان تقاضای حضور مجدد در خطبه‌های نماز جمعه را دارم»، گفت: نماز جمعه یک تریبون سیاسی، عبادی برای نظام است و خطبه‌های آن به جای دو رکعت نماز، ایراد می‌شود و نباید نگاه باندی داشت و به خاطر امیال جناحی، از کسی تعریف و تمجید کرد و به کسانی توهین کنند و تهمت بزنند.

در آغاز این دیدار آقای دکتر محمود گلزاری، معاون امور ساماندهی جوانان وزارت ورزش و جوانان، ضمن ارائه گزارشی از فعالیت‌ها و برنامه‌های هفته جوان در کشور، گفت: برای اثبات چهره رأفت شیعیان و جلوه آن در جهان به مناسبت هفته جوان، جشن بزرگ بخشش را داشتیم که امیدواریم ادامه یابد.

انتهای پیام/

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930318001034#sthash.JVkrZ531.dpuf

+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/04/09ساعت   توسط رضا  | 

از سوی مسئول دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدّظلّه) اعلام شد: پيام معظّم له در مورد حوادث

روريست‌هاى تكفيرى و حاميان آنها بدانند در صورت لزوم ميليون‌ها نفر از كشورهاى ديگر همان‌ها كه هنگام اربعين با پاى پياده از دورترين نقاط به سوى مرقد ائمه عراق مى‌آيند به نيروهاى مردمى عراق مى‌پيوندند و ارتش شجاع آن را يارى مى‌دهند

بسم الله الرحمن الرحیم

(إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِى سَبِيلِهِ صَفّآ كَأَنَّهُمْ بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ)

«خداوند كسانى را دوست دارد كه در راه او براى حفظ اسلام و مسلمين همچون يك سدّ پولادين جهاد و پيكار مى‌كنند».

همه مى‌دانيم بعد از آن‌كه تروريست‌هاى تكفيرى و حاميان آنها از كشورهاى عربى و آمريكا و اسرائيل گرفتار شكست خفت‌بارى در سوريه شدند، تصميم گرفتند آن را در عراق جبران كنند، به گمان اين‌كه قوميت‌هاى مختلف و مذاهب شيعه و اهل سنت مى‌تواند نظام ارتش آنها را مختل كند و به سرعت پيش خواهند رفت.

اما چيزى نگذشت كه ديديم كور خوانده‌اند و ملت عراق اعم از شيعه و اهل سنت و كرد كه جان و مال و ناموس و كشورشان را در خطر تروريست‌هاى تكفيرى خونخوار ديدند كه به هيچ چيز و هيچ كس رحم نمى‌كنند، به پا خواستند و به يارى ارتش شجاع عراق شتافتند و به نداى مراجع محترم حوزه علميه نجف لبيك گفتند و حدود دو ميليون نفر براى اين جهاد فى سبيل الله نام‌نويسى كردند و آنها كه آموزش نديده‌اند به سرعت آموزش مى‌بينند و إن‌شاءالله همه قوميت‌ها و مذاهب عراقى با هم متحد خواهند شد.

تروريست‌هاى تكفيرى و حاميان آنها بدانند در صورت لزوم ميليون‌ها نفر از كشورهاى ديگر همان‌ها كه هنگام اربعين با پاى پياده از دورترين نقاط به سوى مرقد ائمه عراق مى‌آيند به نيروهاى مردمى عراق مى‌پيوندند و ارتش شجاع آن را يارى مى‌دهند.

بنده با صراحت عرض مى‌كنم دفاع از تماميت عراق مخصوصاً عتبات عاليات بر همه علاقه‌مندان به اسلام و اهل‌بيت(علیهم السلام) به عنوان جهاد فى سبيل الله واجب است و شهيدان اين راه به شهداى كربلا مى‌پيوندند و به نظر من اين حوادث فرصت خوبى بود براى مردم عراق كه يك لشكر مردمى جان‌بركف در كنار ارتش رسمى خود به وجود آورند كه آثار آن در آينده بسيار نمايان خواهد شد.

دشمنان كوردل و حاميان غربى و عربى آنها به زودى خواهند فهميد كه با يك ارتش چندين ميليونى بى‌سابقه روبه‌رو هستند.

جوانان عاشق اسلام و اهل بيت(علیهم السلام) بايد آمادگى خود را حفظ كنند و در صورت لزوم و درخواست دولت عراق به آنها بپيوندند. وما النصر الا من عندالله العزيز الحكيم


تاریخ انتشار : « 1393/04/02 »
به نقل از:
http://makarem.ir/news/?typeinfo=4&lid=0&mid=326108&catid=0&start=1&PageIndex=0
+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/04/02ساعت   توسط رضا  | 

روحانی: بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند، نمی‌توان به زور و شلاق مردم را به بهشت برد.

 

روحانی:فتح خرمشهر پشت قباله هیچکس نیست/بلا فاصله بعد از انتخابات دعوا برای انتخابات بعدی شروع می شود

سیاست > دولت - حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی، با تاکید بر تلاش دولت برای تامین سلامت جسم و روح شهروندان، خواستار همکاری همه اجزای نظام و سیاسیون برای کاستن از نگرانی‌های مردم در جامعه شد.
 

به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری،حسن روحانی رئیس جمهور، روز شنبه و در همایش بیمه سلامت همگانی ضمن انتقاد از کسانی که بی جهت جامعه را دچار دغدغه می‌کنند، اظهار کرد: بگذاریم مردم در سلامت روحی باشند، در زندگی مردم هرچند با نیت دلسوزی حق دخالت نداریم. بگذاریم مردم راه بهشت را خودشان انتخاب کنند زیرا نمی‌توان به زور و با شلاق آنها را به بهشت هدایت کرد.

رییس جمهوری با بیان اینکه ابزار پیامبر عظیم‌الشأن اسلام برای هدایت بشارت و انذار بود، تصریح کرد: حضرت رسول(ص) شلاق نداشت، او امید می‌داد، راه حق را نشان می‌داد و البته انذار می‌کرد.

روحانی ضمن نکوهش رقابت‌های نسنجیده و برخی چالش‌های نابجا در کشور، گفت: دعواها و رقابت‌های سیاسی تا حدی معقول است اما اگر قرار باشد همه چیز تحت تاثیر این رقابت‌ها قرار گیرد کشور از دستیابی به اهدافش باز خواهد ماند.

اهم اظهارات رئیس جمهور در ادامه به نقل از ایسنا می آید:

* این قدر در زندگی مردم مداخله نکنیم، ولو به خاطر دلسوزی ؛ بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند، نمی‌توان به زور و شلاق مردم را به بهشت برد.

*هدف ما طبق سند چشم انداز 20 ساله تبدیل کشور به یک کشور توسعه یافته است.تقریبا 9 ، 10 سالی است که از زمان ابلاغ سیاست‌های چشم انداز 20 ساله می‌گذرد. خوشبختانه یک ده سال دیگر از آن 20 سال باقی مانده است.

* ما در ده سال اول می‌بایست به نحوی حرکت می‌کردیم که به نیمی از اهداف می‌رسیدیم. یعنی باید سالانه رشد 8 درصد می‌داشتیم تا طی 20 سال به نقطه چشم انداز برسیم.

*متاسفانه در ده سال اول شرایط ما در این زمینه شرایط مناسبی نبود. در سالهای اولیه رشدمان 4 و نیم درصد بود. در یکی دو سال بعد وضع ما بهتر شد، اما در دو سه سال اخیر وضع به گونه‌ای شد که در سال 91 رشد ما به منفی 5.8رسید. در مورد سال 92 نیز هنوز آمار اعلام نشده، ولی علی القاعده سال 92 نیز منفی خواهیم بود.

*ان شاء الله در سال 93 به حول و قوه الهی و با کمک همه‌ی مردم یکی از اهداف مهم دولت این است که میزان رشد در کشور مثبت شود، و در سال‌های بعد این میزان رشد را افزایش دهیم.

*در ده سال آینده باید با یک حرکت ملی و بنا به گفته‌ی مقام معظم رهبری با یک عزم ملی و مدیریت جهادی کار را به پیش ببریم. من ناامید نیستم . ان شاء الله ما می‌توانیم بخش بزرگی از عقب ماندگی 10 سال قبل را در اجرای سیاست‌های چشم‌انداز 20 ساله در 10 سال بعد جبران کنیم و این شدنی است که ما به اهداف چشم انداز دست پیدا کنیم.

* این موضوع یک اراده ملی می‌خواهد و همه باید در این ارتباط دست به دست هم بدهیم.دراین راستا باید غم ما همه یک چیز باشد و یک سوال را از یکدیگر بپرسیم که چرا توسعه یافته نیستیم. اگر این سوال ملی شود و عزم‌ها و اراده‌ها دراین راستا سوق داده شود کار ما درست می‌شود.

*علت پیروزی ما در خرمشهر این بود که یک سوال ملی در این ارتباط ایجاد شد. سوال این بود که چرا خرمشهر سقوط کرد و چرا نباید به کشور بازگردانیمش و با توجه به این سوال عزم و جزم ملی ایجاد شد و ما توانستیم خرمشهر را دوباره فتح کردیم.

* فتح خرمشهر پشت قباله هیچ کس و هیچ نهادی نیست. پشت قباله ی ملت ایران است . همه به صحنه آمدند در جنگ صحنه‌های عجیب و غریبی را می‌دیدیم، همه حضور داشتند ونقش آفرین بودند . در سال 62 من یک روز در جبهه از صبح تا غروب در حال بازدید بودم و درآن روز دیدم که فرزندان روسای سه قوه در جبهه بودند. بعد من در یک سخنرانی در دو کوهه گفتم که ما پیروز می‌شویم چرا که همه در این صحنه هستند.

*هر چیزی را که یک ملت اراده کند، خداوند نیز عنایت می‌کند. امروز باید توسعه ، دغدغه‌ی ما شود و اگر این اتفاق صورت بگیرد و همه ما یک صدا شویم می‌توانیم به اهدافمان در این ارتباط برسیم.

*ما برای این که به اهدافمان برسیم باید در ده سال دوم دو برابر تلاش کنیم. مقام معظم رهبری در یک سخنرانی فرمودند بعد از قانون اساسی سند چشم انداز دارای اهمیت است. در واقع این سند از دیگر سیاست‌ها مهمتر است.

* تحقق توسعه بدون توسعه در نظام سلامت امکان پذیر نیست. سلامت جسم و روح مردم باید دغدغه‌ی ما باشد مردم باید از هر دو نظر سالم باشند.

*نباید مردم را بیهوده و بدون جهت نگران کرد و باید بگذاریم مردم راحت باشند. اینقدر در زندگی مردم مداخله نکنید، ولو به خاطر دلسوزی؛ بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند، نمی‌توان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد.پیامبر (ص) شلاق در دست نداشت، پیامبر (ص) بشیر و نذیر بود و ما نیز باید بشیر و نزیر باشیم.همه باید کاری کنیم که آرامش در جامعه حاکم باشد.

*دعواهای گروهی و جناحی یک حدی از آن بد نیست. من در مورد این مسائل تعبیر نمک را به کار نمی‌برم، تعبیر فلفل را به کار می‌بریم. وجود فلفل یک مقدارش مشکلی ندارد، ولی وقتی همه غذا پر از فلفل شود داد آدمی در می‌آید.

*همه چیز اندازه‌ای دارد . رقابت‌ها و دعواهای حزبی و جناحی نیز تا یک حدی معمول است، ولی اگر بنا باشد که همه شود دعوای جناحی و گروهی این خوب نیست. ما همیشه انتخابات داریم. اگر این مسائل را از 6 ماه قبل انتخابات شروع کنیم، اشکالی ندارد، ولی در کشور وقتی یک انتخابات تمام می‌شود، بلافاصله دعوا برای انتخابات بعدی شروع می‌شود.

* در دنیا نیز انتخابات مهم است، ولی از 6 ماه و یا یک سال قبل این مباحث شروع می‌شود و مقدمات آن فراهم می‌شود و در دو ماهه آخر اوج می‌گیرد، ولی در کشور ما به محض این که انتخابات تمام شد این مباحث برای انتخابات بعدی آغاز می‌شود و شروع می‌کنیم که کسی که پیروز شده موفق نشود و دراین راستا این استدلال به کار برده می‌شود که فرد پیروز موفق نشود تا کاندیدای ما در چهارسال بعدی در انتخابات موفق شود.ما در قواعد بازی مشکل داریم و باید آن را حل کنیم.

*در نظام سلامت باید از نظر روحی به مردم آرامش دهیم و ازلحاظ جسمی نیز مشکلاتی که مردم در این ارتباط دارند را برطرف کنیم و عوامل آلودگی و معضلات در نظام سلامت را کاهش دهیم. همه‌ی ما می‌دانیم که اصل بهداشت است واگر بهداشت ناموفق شود نوبت به درمان می‌رسد، ولی اگر در زمینه‌ی بهداشت موفق باشیم درمان کمتر می‌شود.

*قدم اول بهداشت و قدم بعدی درمان است. اگر می‌خواهیم توسعه پیدا کنیم جامعه ما باید سالم باشد و پولی که برای سلامت خرج می‌شود هزینه نیست.

*جوانان ما باید استعدادشان شکوفا شود و در نظر داشت که مهمترین پایه توسعه ، توسعه‌ی انسانی است .نفت و گاز پایه اصلی توسعه نیستند. پایه اصلی توسعه علم ، دانش و تولید علم و فناوری است.

*تصمیم ما این است که نظام سلامت را متحول کنیم و به سمت نقطه‌ی مطلوب ببریم؛ گرچه با نقطه مطلوب فاصله داریم و باید قدم به قدم جلوبرویم. اگر ما بتوانیم نظام سلامت را در این کشور به نقطه مطلوب برسانیم این به معنای فتح خرمشهر است.

*من در همایشی که صبح در مورد فتح خرمشهر برگزار شده بود، گفتم که نگذارید فتح خرمشهر ، پیروزی و حماسه ما در سال61 باقی بماند ما هر سال باید فتح خرمشهر داشه باشیم و حماسه بیافرینیم. در سال 92 ملت ایران بر اساس تدبیر مقام معظم رهبری در 24 خرداد یک حماسه سیاسی آفرید که خیلی مهم بود و در عرصه‌ی داخلی و خارجی تاثیر داشت و منطقه و دنیا این حضور مردم و انتخاب مردم که راه اعتدال بود را دیدند. مردم ما اعلام کردند که اما از افراط و خشونت روی گردانیم و مسیری که انتخاب کردیم میانه روی و اعتدال واخلاق است.

* بسیاری از روزهای تاریخی ما در خرداد ماه آفریده شده از جمله 15 خرداد ، 3 خرداد . خرداد ماه مهمی برای ما بوده است. ما باید در نظام سلامت یک تحول مهم را بیافرینیم. ما باید دغدغه مردم درنظام سلامت را حداقل به حد معمول برسانیم. اکنون دغدغه‌ی مردم در این زمینه بیش از حد معمول است. نظام سلامت و بیمه باید متحول شود و وزارت‌خانه‌های مسئول باید در این زمینه تلاش کند.

* اگر پزشک و یا پرستارما عاشق کارش نباشد، با سواد نباشد و یا اخلاق حرفه‌ای نداشته باشد به جایی نمی‌رسیم. حتی اگر نظافتچی بیمارستان نیز متعهد و عاشق کار نباشد باز هم ما در این زمینه به جایی نمی‌رسیم. اگر مثلا همه چیز ما درست باشد و در بخش استریل مواد مشکل داشته باشیم و وسایل عمل جراحی استریل نباشد در این زمینه مشکل پیدامی‌کنیم. در ارتباط با این تحول باید تمام نیروی انسانی ما در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی ، دانشگاه‌های علوم پزشکی و دیگر دستگاه‌های مسئول همه دست به دست هم بدهندتا این هدف محقق شود.

* امروز روز افتخارآمیزی است یک کاری که بیش از 20 سال در قانون گفته شده و شعارش داده شده است امروز می‌توانیم اعلام کنیم که عملیاتی کرده‌ایم و مردم تحت پوشش بیمه قرار گرفتند. البته این قدم اول است وباید در راستای ارزشمند شدن بیمه‌ها و الکترونیکی شدن آنها حرکت کنیم. پوشش بیمه‌ها باید افزایش پیدا کند. در حال حاضر بیش از 2 هزار و 300 قلم دارو تحت پوشش بیمه است. باید این ارقام افزایش پیدا کند.

* بیمه مانند چتری است که باید آن را گسترش داد تا بتوانیم مشکلات را حل کنیم. دولت به تنهایی نمی‌تواند این هدف را محقق کند و باید سازمانهای مردم نهاد در این زمینه به صحنه بیایند . باید مردم نیز کمک کنند .

* تمام تلاش ما این است که در سال 93 یک تحول مناسب و خوب در نظام سلامت و بیمه اجرا شود تا مردم احساس راحتی کنند و اگر بتوانیم این کار را به خوبی و با موفقیت به انتها برسانیم یک فتح خرمشهر و یک حماسه دیگر رخ داده است. امسال سیاست های کلی سلامت از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شد باید آن را اجرا کنیم و ان شاء‌الله بتوانیم به آن نقطه مطلوب برسیم.

 

2929

 به نقل از:

http://www.khabaronline.ir/detail/356674



 

آیت‌الله مکارم شیرازی: مردم را نمی توان با زور به بهشت برد ولی درهای جهنم را هم نباید به رویشان گشود

فرهنگ > دین و اندیشه - شفقنا نوشت:
 

آیت‌الله مکارم شیرازی گفت: برخی مسوولان که گفته بودند به زور شلاق نمی‌توان مردم را به بهشت فرستاد ما هم می‌گوییم این حرف درست است ولی با دست خودمان نباید درهای جهنم را به روی مردم باز کنیم.

این مرجع تقلید صبح روز چهارشنبه در درس خارج فقه خود در مسجد اعظم سخنان مختلفی را مطرح کرد. وی به روایتی از امام حسن عسکری(ع) اشاره کرد و گفت: ایشان می‌فرمایند از جمله عوامل شکننده برای انسان، همسایه‌ای است که دارای دو صفت باشد نخست اینکه خوبی را ببیند و پنهان کند ولی بدی‌ها را داد و فریاد بکشد و همگان را باخبر نماید.

مکارم شیرازی با بیان اینکه همسایه در تعالیم اسلامی دارای اهمیت فراوانی است گفت: امیرالمومنین(ع) نیز می‌فرمایند پیامبر اکرم(ص) آنقدر در مورد همسایگان توصیه می‌کرد که گمان کردیم سهمی از ارث هم برای آنها قرار داده خواهد شد؛ با این حال در منطق غربی، همسایه جایی ندارد و افراد پس از 30 سال زندگی در همسایگی هم از یکدیگر خبر ندارند ولی اسلام می‌گوید در مشکلات به یاری همسایگان بشتابید.

این مرجع تقلید ادامه داد: کمک همسایگان به یکدیگر بسیاری از مشکلات را حل می‌کند؛ در جامعه مادی همه تنها هستند ولی در جامعه اسلامی هیچ کس تنها نیست و همه با هم مرتبط هستند و به همدیگر کمک می‌کنند؛ صله رحم و آشنایی با همسایگان و برادران و خواهران ایمانی اهمیت فراوانی دارد تا آنجا که امام صادق(ع) در طواف خانه خدا به یکی از یارانش گفت ابتدا مشکل برادرت را حل کن و سپس به طواف مشغول شو.

او با بیان اینکه جامعه غربی و مادی از هم پاشیده و تنهاست ولی جوامع مسلمان مرتبط با یکدیگر هستند خاطرنشان کرد: در عین حال اگر همسایه بدی داشته باشیم موجب دردسر است؛ ضرب‌المثل است که ابتدا همسایگان را بشناس و سپس اقدام به خرید خانه کن.

مکارم شیرازی تاکید کرد: سزاوار است در جامعه اسلامی مسلمانان از حال همسایگان خبر داشته باشند و به یکدیگر کمک کنند و در این صورت خداوند هم به آنها کمک خواهد کرد.

استاد برجسته حوزه علمیه قم افزود: ممالک هم با یکدیگر همسایه هستند و لازم است حال یکدیگر را رعایت کنند؛ بیگانگان به دنیا نمی‌آیند مشکلات کشورهای اسلامی را حل کنند بلکه همسایگان مسلمان باید با یکدیگر مرتبط باشند ولی متاسفانه آمده‌اند و حس بدبینی در میان مسلمانان ایجاد کرده‌اند و گفته‌اند ایران چنین و چنان است و دروغ‌های فراوانی بافته‌اند تا میانه جمهوری اسلامی و دیگران به هم بخورد و دشمنان در این کار موفق هم شده‌اند در حالیکه ایران یک وجب از خاک کسی را نگرفته و نمی‌گیرد ولی مشاهده می‌کنیم چند کشور عرب خط و نشان می‌کشند و طرز رفتار آنها هم معلوم است.

او خاطرنشان کرد: زوار ایران بالاخص روحانیون ما به خانه خدا می‌روند ولی رفتارهای آنچنانی با آنها می‌شود؛ آیا این رفتار با همسایگان مسلمان است؟

مکارم شیرازی با بیان اینکه مسایلی را منتشر می‌کنند که سر سوزنی واقعیت ندارد گفت: اخیرا مجله‌ای علیه تشیع و پر از دروغ منتشر می‌شود و نوشته بود فتوایی داده شده است که در مساجد شیعه نماز نخوانید برای اینکه در تمام آنها قبر وجود دارد؛ سوال اینجاست که کدام مسجد ما قبر دارد؟ دفن اموات در مساجد حرام است و هر چه هم از ما سوال شده گفته‌ایم حرام است.

این مرجع تقلید افزود: حال جایی قبری از قبل بوده و بعدا بر روی آنها مسجد ساخته شده است ولی کدام مسجد است که قبر داشته باشد؟ دروغ‌های فاحشی می‌گویند که حتی نمی‌توانند آنها را اثبات کنند.

او بیان کرد: حتی مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه(س) هم قبری ندارد و آنجا که قبر علما واقع شده مسجد نبوده و احکام مسجد بر آنها جاری نیست.

مکارم شیرازی با بیان اینکه دشمنان در ایجاد اختلاف میان مسلمانان موفق شده‌اند افزود: اگر ممالک اسلامی دست به دست هم بدهند چنان قدرتی ایجاد می‌شود که همه از آنها حساب می‌برند ولی امروز وضعیت سوریه، عراق، یمن، بحرین و... را ببینید.

استاد برجسته خارج فقه حوزه علمیه قم در بخش دیگری از سخنان خود به تفاوت میان تمدن غربی و اسلامی اشاره و عنوان کرد: در تمدن غربی همه آزادند و به یک معنا گناه در میان آنها وجود ندارد مگر اینکه کسی مزاحم دیگران شود ولی در تمدن اسلامی همه مردم مسوولند و باید مراقب یکدیگر باشند یا همان چیزی که امر به معروف و نهی از منکر خوانده می‌شود که البته مظلوم واقع شده است.

او با بیان اینکه دو گروه سبب شده‌اند امر به معروف و نهی از منکر به حالت مظلومیت در بیاید گفت: گروه نخست تندروها هستند که قائل به خشونت هستند ولی ما می‌گوییم طرفدار خشونت نیستیم و باید با حسنه، سیئه را دفع کرد.

مکارم شیرازی افزود: گروه دیگری در مقابل قائل به تساهل و تسامح هستند و موجب مظلومیت امر به معروف و نهی از منکر شده‌اند؛ دشمنان ما هم دائما در حال تبلیغ هستند تا این فریضه الهی برچیده شود و همواره می‌گویند این امر مساوی با خشونت است ولی ما هم باید بگوییم که امر به معروف و نهی از منکر توأم با محبت و موعظه و رعایت همه جوانب اخلاقی است و آنجا هم که بگیر و ببند در مورد اراذل و اوباش باشد در اختیار حکومت است و کار افراد عادی تنها موعظه است.

این مرجع تقلید با بیان اینکه تضعیف دولت در شرایط کنونی به ضرر نظام است و ما هم از دولت حمایت می‌کنیم ولی در عین حال تذکر هم می‌دهیم خاطرنشان کرد: تذکر هم نوعی کمک است و منافاتی ندارد؛ برخی مسئولان که گفته بودند به زور شلاق نمی‌توان مردم را به بهشت فرستاد ما هم می‌گوییم این حرف درست است ولی با دست خودمان نباید درهای جهنم را به روی مردم گشود.

او ادامه داد: مردم دو گروه هستند؛ گروهی خبرگان و نخبگان که بیدارند و آگاه که اگر برنامه مراقبتی هم نباشد راهشان را می‌روند ولی بیشتر مردم نیاز به راهنمایی دارند؛ برخی وزرا گفته بودند ممیزی در کتاب لازم نیست و مردم خودشان ممیزی می‌کنند، سوال اینجاست که چرا اداره بهداشت به هتل‌ها و رستوران‌ها می‌رود و بررسی لازم را انجام می‌دهد تا غذای ناسالم به دست مردم نرسد؟ کتاب هم همینطور است.

مکارم شیرازی افزود: رسانه‌های خارجی در خوشبینانه‌ترین حالت 20 درصد یا 30 درصد محتوای سالم دارند، اگر بگوییم تمام قید و بندها را برداریم و همه چیز به روی مردم باز باشد در واقع باز کردن درب جهنم همین است.

استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه نباید شعارهای غربی‌ها را بدهیم گفت: آنها چیزی به نام گناه ندارند ولی ما مسلمان هستیم و گناهان کبیره و صغیره برایمان مهم است و مسایل انسانی هم وجود دارد بنابراین لازم است تذکرات داده شود و برادران عزیز هم مراقب صحبت‌هایشان باشند تا دشمنان سوءاستفاده نکنند.

/6262

به نقل از:

http://www.khabaronline.ir/detail/357298/culture/religion

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/03/07ساعت   توسط رضا  | 

گفتگوی خواندنی با پسر سید "محمد خاتمی "

خاتمی همیشه فحش‌خورش خوب بوده است، گرچه ویژگی قطبی‌سازی خوبی هم دارد. به عنوان مثال وقتی به روستایی می‌رود و در انتخابات شرکت می‌کند، این خبر از کل انتخابات مهم‌تر می‌شود. بعضی رسانه‌ها بجای گزارش‌ درباره مشارکت مردم در انتخابات، خبر شرکت خاتمی در انتخابات را برجسته می‌کنند

عصردنا : سید محمد خاتمی، روز ۲۱ مهر، ۷۰ ساله شد؛ «فرزند فاضل، باتقوا و متعهد» امام خمینی، فرزند روحانی بزرگ یزدی، آیت‌الله سید روح‌الله خاتمی است که در خودزندگینامه‌اش نوشته: «بزرگترین عامل مؤثر در شخصیت و ذهنیت من پدرم و خصوصیات ممتاز علمی، اخلاقی و اجتماعی او بود که به ما آموخت که با روشن‌بینی و آشنایی با زمان و مکان چگونه می‌توان دین را آنگونه فهمید و پذیرفت که پاسخگوی همه پرسش‌ها و نیازهای معنوی و روحی و مادی زندگی باشد.»
  
به گزارش "عصردنا "به نقل از تاریخ ایرانی ،

فرزند خاتمی، سیدعمادالدین – متولد فروردین ۱۳۶۷- به کسوت روحانیت درنیامد، رفت سراغ کار‌شناسی کامپیو‌تر و این روز‌ها کار‌شناسی ارشد مطالعات منطقه‌ای. عماد خاتمی همچون خواهرانش، نه چهره سیاسی است و نه حضوری در رسانه‌ها و مناصب دولتی دارد؛ گفت‌وگوی او با «تاریخ ایرانی» روایتش از پدری است که وقتی او ۹ ساله بود، با ۲۰ میلیون رای رئیس‌جمهور شد و زندگی را از روز سوم خرداد ۷۶ برای او و خانواده‌اش دگرگون کرد. عماد خاتمی در نوجوانی شاهد بازتاب وقایع سیاسی دوره اصلاحات در محیط خانوادگی بود؛ شاهد پدر رئیس‌جمهوری که سال‌های پرالتهابی را می‌گذراند و وقایعی را دید که طی یک و نیم دهه اخیر ناشنیده و ناگفته ماند و هفتاد سالگی پدر بهانه‌ای بود تا این روایت‌ها تا جایی که مقدور بود نقل شود.

 

* بخش اول گفت‌وگو: 

 

اولین خاطره‌ای که از تاثیر بحران‌های سیاسی بر محیط خانوادگی به یاد دارید، مربوط به کدام اتفاق است؟

 

دور‌ترین خاطره بدی که به یاد دارم مربوط به ترور حجاریان است. این ترور همزمان با تعطیلات نوروز ۷۹ بود که ما در یکی از اقامتگاه‌های وزارت نفت در محمودآباد مازندران بودیم. مدام تماس می‌گرفتند و شرح اتفاقات جدید را می‌دادند، دکتر ظفرقندی رئیس تیم پزشکی دایم در تماس بود و مستقیم با پدر صحبت می‌کرد و شرایطی بوجود آمد که سفر را نیمه کاره گذاشتیم و به تهران برگشتیم. حال همه بد بود و لزومی نمی‌دیدیم آنجا بمانیم. چیزی که همیشه محیط پراسترس و پرالتهابی ایجاد می‌کرد، تماس‌های قبل از ساعت ۸ صبح با خانه ما بود. همیشه می‌دانستیم که اگر این ساعت تماس بگیرند یعنی اتفاق بدی افتاده است.

  تلفن‌های دیر وقت شب التهاب‌آور نبود؟ 

شاید آن موقع چون زود‌تر می‌خوابیدم این التهاب تماس‌های دیر وقت شب را حس نمی‌کردم. اما به خاطر دارم که یک شب دیر وقت خانم اعظم طالقانی تماس گرفت و خبر بازداشت ملی- مذهبی‌ها را داد. تلفنی در خانه ما بود که به آن تلفن سیاسی می‌گفتند، شماره ۴ رقمی داشت، به خط داخلی ریاست جمهوری وصل بود، این تلفن هم هر وقت زنگ می‌خورد ما می‌دانستیم اتفاقی افتاده که از طریق خط عادی نباید خبر آن منتقل شود. روز عقد خواهرم در خانه ما، تلفن سیاسی چند بار زنگ خورد، پدرم مدام می‌رفت در اتاق صحبت می‌کرد و بر می‌گشت، وقتی پرسیدیم که چه اتفاقی افتاده که انقدر زنگ می‌زدند، گفت که احمد شاه مسعود را در افغانستان ترور کردند. دو روز بعد هم که واقعه ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد و آن مشکلات پیش آمد. روزی که در بم زلزله شد، آقای موسوی لاری تماس گرفت، جمعه صبح بود که از زنگ تلفن از خواب پریدیم، خبر دادند که بم زلزله آمده، قدرت آن زیاد است و بتدریج عمق فاجعه آشکار‌تر می‌شد. از این تماس‌ها بود. مثلا انتخابات مجلس هفتم در خانه ما خیلی چالش بزرگی بود. شاید یکی از سخت‌ترین دوره‌ها،‌‌ همان روزهای انتخابات و ردصلاحیت‌ها و تماس‌هایی بود که برقرار می‌شد.

از جمع وزرا، معاونین و مسئولان کسی بود که حس می‌کردید از نظر شخصی به آقای خاتمی خیلی نزدیک است و خود شما هم احساس صمیمیت بیشتری با او می‌کردید؟ 

  در دوره ریاست جمهوری به یاد ندارم، قبل از آن، آقای تاج‌زاده با پدرم رفاقت نزدیکی داشت، با هم سفر می‌رفتیم و رفت‌و‌آمد خانوادگی زیادی با هم داشتیم، با آقای ابطحی هم چنین روابطی داشتیم. عموی ما علی خاتمی هم بود که روابط ما با او به دلیل قرابت‌های خانوادگی بود.


 چقدر از چهره آقای خاتمی کدخوانی می‌کردید که الان وضعیت چطور است؟ چقدر می‌شد سیاست ایران را از چشمان خاتمی خواند؟

 

اصولا پدرم به راحتی ابراز احساسات می‌کند، ولی همیشه تلاش می‌کرد تا این احساسات ناشی از فشارهای سیاسی را پنهان کند تا وارد محیط خانوادگی نشود. اتفاقات مهم هم قابل پنهان کردن نبود، مثل ترور حجاریان. اگر الان فیلم ملاقات پدرم با حجاریان در بیمارستان را ببینید، کاملا تاثر را در چهره‌اش می‌توانید حس کنید. این تاثر بخاطر روابط شخصی بوده نه بخاطر ترور یکی از چهره‌های صرفا همفکر سیاسی. ما این تأثرات را پس از یک خبر ناگوار یا ملاقات ناخوشایند پدرم حس می‌کردیم. می‌دانستیم چه زمانی نباید در خانه زیاد شلوغ کنیم! یا اگر چیزی می‌خواهیم، وقتی چالشی وجود دارد نباید مطرح کنیم.

 

 در لحظات خوشی چطور؟ گرچه در دوره اصلاحات کمتر مجالی برای آسودگی خاطر وجود داشت اما‌‌ همان جو شادمانی ناشی از اتفاقات خوشایند را چقدر تجربه کردید؟  

خیلی کم بود. با این وجود اعلام نتایج انتخابات مجلس ششم خیلی اتفاق خوشایندی بود. شاید برجسته‌ترین خاطره خوش ما‌‌ همان بود. البته انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۰ هم ورای تصور بود. بدیهی بود که پدرم رای می‌آورد اما فکر نمی‌کردیم که تعداد آرا بیشتر از دوره اول باشد. با این وجود انقدر اتفاقات ناگوار بیشتر و تاثیراتش هم ماندگار‌تر بود که مجالی برای اتفاقات خوب نمی‌ماند. شاید به دلیل فرهنگ عمومی باشد که ارتباط ما با غم صمیمی‌تر از شادی است اما غم‌ها خیلی پایدار‌تر و طولانی‌تر بودند.

 چقدر در خانواده نگران امنیت آقای خاتمی بودید؟

همیشه این نگرانی وجود داشت، کمااینکه اوایل خیلی بیشتر بود اما به مرور به شرایط عادت کردیم. حتی در اولین سفرهای خارجی بویژه سفر به نیویورک در سال ۷۷، که مجاهدین خلق بعد از دوم خرداد در شرایط بدی قرار گرفته بودند، این نگرانی وجود داشت که سوءقصدی به جان پدرم رخ دهد، یا بی‌احترامی مثل پرتاب گوجه و تخم مرغ صورت بگیرد.

 

 خود شما چقدر به محیط کار پدرتان می‌رفتید و این بار آقای خاتمی را نه در مقام پدر در خانه که به عنوان رئیس‌جمهور در دولت می‌دیدید؟   

زیاد می‌رفتم، چون مادرم دفتری در مجموعه ریاست جمهوری داشت. مجموعه ریاست جمهوری یک ساختمان سفید متعلق به رئیس‌جمهور دارد و یک ساختمان قرمز که متعلق به معاون اول رئیس‌جمهور است و مادرم در این ساختمان دفتر داشت. اغلب پنجشنبه‌ها بعد از مدرسه به آنجا می‌رفتم. مهمانان خانوادگی که به دیدن پدرم می‌آمدند هم به آن ساختمان می‌رفتند. وقتی کمردرد پدرم شدت گرفت، به توصیه پزشک برای آب درمانی به استخر کوچک پایین ساختمان سفید می‌رفت که من هم اغلب همراهش می‌رفتم. بنابراین رفت‌و‌آمد من به پاستور کم نبود، حداقل هفته‌ای یک بار به آنجا می‌رفتم.

در سفرهای استانی یا خارجی هم همراه پدر می‌رفتید؟ 

در دوره اول ریاست جمهوری در سفر استانی به زنجان همراه پدرم رفتم. یزد هم اغلب می‌رفتیم، البته با پدر نمی‌رفتیم. در دوران ریاست جمهوری جز سفر به عربستان سعودی، در هیچ یک از سفرهای خارجی همراه پدرم نرفتم.

 

در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۰ هم فعال بودید؟ 

در انتخابات سال ۷۶ فعال‌تر از سال ۸۰ بودم. در انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری پدرم فعالیت خاصی نداشتم؛ حتی به ستاد نمی‌رفتم چون تازه فهمیده بودم ریاست جمهوری چقدر چیز بدی است و خیلی علاقه نداشتیم که آن دوره سخت برای چهار سال دیگر تمدید شود، بویژه با این چشم‌انداز که شرایط دارد بد‌تر می‌شود. تازه می‌فهمیدیم که مادرم چرا نگران بود. چهار سال اول خیلی سخت بود، چهار سال دوم هم سخت بود ولی آثار سرمایه‌گذاری‌ها و روندهای خوب اقتصادی در دوره اول، در چهار سال دوم نمایان شد. از این جهت دوره دوم ریاست جمهوری، دوره موفق‌تری بود، با این حال از دوره اول سخت‌تر و پرچالش‌تر بود. 

انتقادهایی که از آقای خاتمی در دوره ریاست جمهوری می‌شد و حتی انتظاراتی که اصلاح‌طلبان از ایشان داشتند، در مجموع تصویر‌ها و تلقی‌هایی که از خاتمی وجود داشت، چقدر با واقعیات منطبق بود؟

 

یکی از ویژگی‌های بارز پدرم مشورت‌پذیری است. اظهارات و استدلال‌های مشاورانش را می‌شنود و اغلب آن‌ها را می‌پذیرد. این روحیه ممکن است در سرعت و ثبات عمل تاثیرگذار باشد، چون پدرم نمی‌خواهد دیکتاتورمآبانه و شخصا تصمیم بگیرد و می‌خواهد نظر دیگران را هم بشنود. در بسیاری از اتفاقات، پدرم در ابتدا مخالف بوده ولی در جریان بحث و مشورت، نظرش تغییر کرده است. شاید همین تناقض در اقتدار شخصیتی با مشورت‌پذیری است که برخی تلقی‌ها را ایجاد می‌کند، چون نمی‌تواند سرعت و شدت عملی که از او انتظار می‌رود را برآورده کند. در بین انتقادهایی که از پدرم می‌شود هم انتقادات بی‌جا وجود دارد و هم انتقادات به‌جا. این برای من هم مشکلی پیش آورده که هنوز نمی‌توانم حل کنم. از یک طرف طبیعتا پدرم را از نظر عاطفی دوست دارم و از اشتباهات پدرم ناراحت می‌شوم. هنوز هم اگر مطلب تندی علیه پدرم می‌گویند و می‌نویسند، احساسم جریحه‌دار می‌شود؛ شاید بعضی مواقع می‌پذیرم که این انتقاد وارد است اما وقتی وارد حیطه شخصی می‌شود برای من غیرقابل حل است که چرا فردی که دوستش دارم باید چنین اشتباهی بکند که چنین حمله‌هایی به او بشود.

 

تلقی اشتباه بودن یک تصمیم یا اقدام چقدر بین شما و ایشان مشترک است؟ 

مواردی که من معتقدم اشتباه است خیلی بیشتر از تلقی‌های اوست. گرچه وقتی به گذشته بر می‌گردد حتماً به اشتباه بودن بعضی تصمیمات یا اقدامات اشاره می‌کند. یک بار به من گفت فرد گاهی در اتخاذ تصمیمات مهم اطلاعات و زمان محدودی دارد و در این شرایط شاید تصمیمی که گرفته می‌شود، بهترین تصمیم ممکن باشد و نمی‌شود به فرد انتقاد کرد که چرا چنین کاری کرده است. طبیعتا وقتی فرد از آن فضا فاصله می‌گیرد و روز‌ها وقت دارد تا دربارۀ آن فکر کند، شاید راه حل دیگری به ذهنش برسد. این استدلال پدرم مرا قانع کرد. من فکر می‌کنم با در نظر گرفتن آن شرایط و محدودیت‌ها، وزن تصمیمات درست پدرم خیلی بیشتر از تصمیمات اشتباه بوده و بسیاری از اقدامات قابل دفاع می‌شود.

 

اگر مصداقی بخواهید به این شرایط اشاره کنید، چه اتفاقی را مثال می‌زنید؟ 

یکی از انتقاداتی که به پدرم می‌شود درباره عملکرد او در وقایع کوی دانشگاه است و می‌گویند اگر آقای خاتمی به دانشگاه می‌رفت بهتر بود، ولی محدودیت‌های زیادی برای او وجود داشت. 

چقدر در طی این سال‌ها در معرض انتقاد از آقای خاتمی قرار گرفته‌اید و به آن‌ها پاسخ داده‌اید؟ 

در مواقع بروز اتفاقات، بعضی‌ها ناراحت‌تر و عصبی‌تر بودند و پیش آمده که حرف‌هایی می‌زدند که در بعضی موارد پدرم هیچ نقشی در آن‌ها نداشته است. مثلا اتفاقی سال ۸۵ افتاد، ما فحش آن را خوردیم. بعضی انتقاداتی که به پدرم شده شاید پدرم هم نسبت به آن‌ها انتقاد داشته است و بعد از ما انتظار داشتند به آن انتقادات پاسخ دهیم. 

قائل به تفکیک این موضوع هستند که فرزند یک سیاستمدار می‌تواند نظری متفاوت از پدرش داشته باشد یا شما را سخنگوی خاتمی می‌دیدند که باید آن‌ها را قانع کنید؟

 

من وقتی بحث سیاسی می‌کنم از عبارت «خاتمی» استفاده می‌کنم، وقتی بحث شخصی می‌کنم می‌گویم بابا. البته این تفکیک ذهنی است، در ‌‌نهایت هر چقدر هم تلاش کنم این بابا، خاتمی است. البته خاتمی همیشه فحش‌خورش خوب بوده است، گرچه ویژگی قطبی‌سازی خوبی هم دارد. به عنوان مثال وقتی به روستایی می‌رود و در انتخابات شرکت می‌کند، این خبر از کل انتخابات مهم‌تر می‌شود. بعضی رسانه‌ها بجای گزارش‌ درباره مشارکت مردم در انتخابات، خبر شرکت خاتمی در انتخابات را برجسته می‌کنند. 

با همه آن نگرانی‌ها و احساس ناخوشایندی که در انتخابات سال ۸۰ با کاندیداتوری آقای خاتمی برای دوره دوم ریاست جمهوری داشتید، چقدر با نامزدی ایشان در انتخابات سال ۸۸ و ۹۲ موافق بودید؟ 

خیلی مخالف بودیم. از خرداد ۸۷ که موضوع کاندیداتوری پدرم مطرح شده بود، ترجیع بند همه حرف‌های ما با پدرم در خانه این بود که «بابا یک وقت کاندیدا نشی». روزی که پدر به مراسم افتتاح سایت مجمع روحانیون مبارز رفت، ما هم اطلاع نداشتیم که قرار است آنجا اعلام کاندیداتوری کند، به ما هم نگفته بود. برای من پیامک آمد که خبرگزاری‌ها اعلام کرده‌اند خاتمی اعلام نامزدی کرده است. واقعاً حال ما بد بود و حال خودش هم بد بود. نوعی احساس وظیفه می‌کرد در قبول چیزی که می‌دانست خیلی بد است. در سال ۹۲ تقریبا مطمئن بودیم که کاندیدا نمی‌شود. هرگز آن ترجیع بند تکرار نشد. پدرم برای کاندیدا نشدن استدلال قوی‌تری داشت و خیال ما راحت بود که این اتفاق نمی‌افتد، تنها نگران آن روحیه مشورت‌پذیری پدرم بودیم که در جلسات تصمیم دیگری گرفته شود. افراد دو دسته بودند یا به پدرم می‌گفتند در انتخابات شرکت نکنید، یا می‌گفتند شما باید کاندیدا شوید. از طرف نخبگانی که به پدرم دسترسی داشتند، فشار زیادی برای کاندیداتوری وجود داشت، گاهی انقدر پافشاری می‌کردند که پدرم می‌گفت بس است. آن‌ها هم با استدلال‌های پدر قانع می‌شدند اما وقتی از جلسه بیرون می‌رفتند می‌گفتند جز خاتمی کسی نمی‌تواند پیروز شود. با این حال ما اطمینان داشتیم که این بار نامزد نخواهد شد.

به نقل از:

http://www.asredena.com/fa/news/2426/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/03/04ساعت   توسط رضا  | 

حامی موسوی، منشأ شایعۀ حضور خاتمی در بیلدربرگ بود

اجلاس گروه بیلدربرگ، همایشی است که هر ساله پرنفوذترین افراد جهان از جمله صهیونیست‌های شناخته شده در آن شرکت می‌کنند. در وجود چنین کنفرانسی با حضور افراد پرنفوذ از سراسر دنیا، هیچ شکی نیست؛[1] اما حضور خاتمی در این کنفرانس، آن هم به صورت آشکار، کمی عجیب می‌نمود.



عکس: بن شالوم برنانکی، رئیس یهودی تبار بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا (فدرال رزرو)، اجلاس بیلدربرگ 2008 (منبع: ویکی‌پدیا)
 


فضلی‌نژاد سال گذشته در آستانۀ برگزاری اجلاس بیلدربرگ، چنین گفت:

نگاه کنید به طرح گفت‌وگوی تمدن‌ها که سال 1999 توسط خاتمی در بیلدربرگ طرح شد و سال 2000 در سازمان ملل مصوب شد که سال 2001 سال گفت‌وگوی تمدن‌ها نامیده شود. چرا آقای خاتمی و خانم ابتکار به صورت محرمانه در اجلاسی حاضر شدند که اعضاء آن را صهیونیست‌ها و ماسون‌های برجسته جهان تشکیل می‌دهند؟ چرا گزارش این جلسه را به مردم ندادند؟ مگر نگفتند که دانستن حق مردم است؟[2]

آن زمان، این مطلب سر و صدای زیادی کرد و البته از سوی خاتمی تکذیب شد و رئیس دفتر او، ابطحی نیز به کل مسافرت او به پرتغال را منکر شد. از آن پس، فضلی‌نژاد در سخنرانی‌های متعدد، این ادعا را تکرار کرده است.

برای من اصل این ماجرا همیشه مورد سؤال بود و همین مسئله مرا وا داشت تا در این زمینه کمی بیشتر تحقیق کنم. در مورد فراماسونری تحقیق کردم، در مورد بیلدربرگ به جستجو پرداختم و برخی از مطالب مهم در این زمینه را مطالعه کردم. گفته‌های تاکر، کسی که جهانیان را از اجلاس هتل بیلدربرگ مطلع کرد و نیز صحبت‌های آلکس جونز که شبکۀ تلویزیونی سیاسی افشاگرانه را در تگزاس اداره می‌کند دیدم و حتی نوشته‌های متعدد عبدا... شهبازی، عضو سابق حزب توده که بعدها تواب شد و سپس توانست در مؤسسات تاریخی بنیاد مستضعفان جائی برای خود باز کند[3]، را مطالعه کردم.

اما یک نکته خیلی عجیب بود و آن هم این‌که در هیچ کدام از این مطالب به حضور خاتمی در اجلاس ذکر شده اشاره‌ای نشده بود! این شک مرا برانگیخت و مرا بر آن داشت که در این باره باز هم به جستجو بپردازم و در نهایت در پایان یک جلسه به پاسخ سؤالم رسیدم. 

پس از پایان سخنرانی یکی از فعالان شناخته شدۀ سیاسی، از او دربارۀ خاتمی پرسیدم و این‌که آیا موضوع حضور او در اجلاس بیلدربرگ صحت دارد یا خیر؟

او مطلبی را نقل نمود که مرا حیرت زده کرد. او گفت شهبازی ادعا می‌کند که خود چنین موضوعی را به فضلی‌نژاد گفته و البته مدارک آن را در اختیارش نگذاشته است. پس از مدت‌ها که او کتابی را در زمینۀ فراماسونری یافته و می‌خواهد برای شهبازی ارسال کند، شهبازی از او می‌خواهد که قبل از هر چیز نگاه کند و ببیند آیا اسم خاتمی در کتاب آمده یا نه؟!

از شنیدن این مطلب بسیار تعجب کردم چون یک آدم عادی هرگز با آبروی دیگران این‌چنین بازی نمی‌کند و به این سادگی، چنین تهمت بزرگی را به دیگران روا نمی‌دارد.

این سخن گذشت تا این‌که شهبازی خود در سایتش به صراحت نوشت که منشأ این شایعه خودش بوده و البته او هم مدرکی در این باره ندارد! او پیش از این در مطلبی چنین نوشته بود:

طبق اطلاعاتی که در برخی وبگاه‌ها منتشر شده، در اجلاس سال 1999 بیلدربرگ (پرتغال) آقای خاتمی، رئیس‌جمهور ایران، و خانم معصومه ابتکار، معاون رئیس‌جمهور، علی‌القاعده برای جلب بیلدربرگی‌ها به شعار «گفتگوی تمدن‌ها»، حضور داشتند. اجلاس مه 2005 گروه بیلدربرگ، در شهر کوچک روتاخ- اگرن آلمان، در نزدیکی مونیخ، برگزار شد.[4]

بلافاصله به یاد وقایع انتخابات و حمایت تمام قد شهبازی از موسوی افتادم و این‌که برای حمایت از او، افراد متعددی از رجال سیاسی کشور را به یهودی، بهائی، زرتشتی و نیز فراماسون بودن متهم کرد[5]! بله، کسی که خود را تاریخ‌نگار انقلاب جا زده بود اولین کسی بود که شایعه یهودی بودن دکتر احمدی‌نژاد را ساخت و بعدها مهدی خزعلی آن را با آب و تاب در سایتش منتشر کرد و بسیاری را فریب داد. حتی این مطلب با نام مستعار کاوه آهنگر (مشابه نام مستعار فعال شناخته شدۀ حامی اسرائیل در ویکی‌پدیا) به شکلی عامیانه و کوچه بازاری بازنویسی شد تا اقشار دیگری از مردم را هدف قرار داده باشد.



عکس: عبدالله شهبازی در کنار موسوی (منبع: سایت شهبازی)
 


شهبازی، مدتی پیش در وبلاگ شخصیش که اکنون به دلیل ایراد تهمت‌های فراوان مسدوده شده اما هنوز هم با نادیده گرفتن قوانین حاکم بر سایت‌های اینترنتی، به روز می‌شود، چنین نوشت:

تا دو سال پس از انتشار یادداشت من، روزنامه کیهان از این مطلب اطلاع نداشت؛ نویسندگان روزنامه فوق نه کلوپ بیلدربرگ را می‌شناختند، در حدی که نامی از بیلدربرگ و بیلدربرگی‌ها در روزنامه کیهان دیده نمی‌شد، و نه حتی مطلب مرا در وبلاگم دیده بودند. این ماجرا را خود من، به عنوان اطلاع نه خبر موثق، در آخرین دیدارم از مؤسسه کیهان (13 آذر 1386)، به آقایان حسن شایانفر و پیام فضلی نژاد، گفتم.[6]

شهبازی اما به دل‌بستگی خاتمی به غرب (آن‌گونه که پدرش می‌گفت) [7] کاری ندارد. به ملاقات او با سوروس و دیگر زرسالاران یهودی که از سوی رابط خبری ایرنا در نیویورک گزارش شده بود[8]، وقعی نمی‌نهد. اما یک مطلب کذب را عامدانه به خورد دیگران می‌دهد تا آب را گل‌آلود کند تا نتوان سره را از ناسره بازشناخت.

البته این اشتباهات گاها عامدانۀ شهبازی تمامی ندارد! او زمانی با استفاده از جو عمومی جامعه بر علیه زمین‌خواری، به خاطر اختلافات مالی، همکار و شریک تجاری سابقش سردار نجفی را به زمین‌خوار بودن متهم می‌کند؛[9] وقتی دیگر روحانی خوش‌نام آیت ا... حائری را با علامۀ ذوالفنون شعرانی که به زبان‌های بسیاری از جمله عبری مسلط بود، اشتباه می‌گیرد و حائری را به علت عبری دانستن مرحوم شعرانی، یهودی می‌خواند.[10]

در مقایسه با نوری‌زاد، جرم‌های آشکار شهبازی آن قدر گسترده است که جای سؤال دارد چرا آن یکی به مجازات قانونیش رسیده و این یکی با ثروت حاصل از فعالیت‌های اقتصادی که بعدها خود آن‌ها را زمین‌خواری نامید، هنوز در سایت فیلتر شده‌اش شبهه‌پراکنی می‌کند و به بسط محتوای مجرمانه در آن می‌پردازد.

نکتۀ جالب‌تر از همه این است که بسیاری از حامیان موسوی و خاتمی نمی‌دانند کسی که این شایعه را ساخت همان است که امروز به حمایت همه‌جانبه از موسوی پرداخته و دربارۀ آن‌ها شایعه می‌سازد. چه بسیار کسانی که بر اساس این شایعات، فکر می‌کنند اسلام در خطر است و همه جز موج سبز توطئه پیچیده‌اند؛ پس باید به هر قیمتی نابود شوند!

چنین مطالبی بیشتر به آدرس غلطی شبیهند که سعی دارند ذهن‌ها را از توجه به ریشۀ مطالب باز دارند. این مطالب برای آن نوشته می‌شوند که ذهن فعال و کاوش‌گر جوانان دلسوز انقلاب، به جای تمرکز بر توطئه‌های اسرائیل، به موهوماتی بدون منطق از یوفو گرفته تا یافتن ابلیسک در شیراز مشغول شود تا توطئه‌گران داخلی و خارجی با خیال راحت به کار خویش مشغول باشند. هشیار باشیم و جز با منطق و فکت‌هائی با استناد متقن، هیچ حرفی را نپذیریم. حتی اگر از کسی باشد که توبه کرده و امروز به یک سوپر حزب الهی بدل شده است.

و اما، دوباره شهبازی قصد کرده است که مطالب سرشار از داستان‌سرائی را در سایت‌های رسمی کشور منتشر کند. در مطلب جدیدش که روز دوشنبه در سایت خبرآنلاین منتشر شد، او به تطهیر عناصر وابسته به ساواک پرداخته و وجود اسناد همکاری آن‌ها با ساواک را به نوعی توجیه کرده است. آیا زمان شکایت قانونی مدعی‌العموم و جلوگیری از نشر اکاذیب و پراکندن تخم تهمت و افترا فرا نرسیده است؟



مرتبط:

آیا آقای خاتمی در اجلاس بیلدربرگ شرکت کرده است؟

http://sobh.blogfa.com/post-77.aspx

نقد آراء و اندیشه‌های عبدالله شهبازی

http://shahbazicritic.wordpress.com/



منابع:

[1] گروه بیلدربرگ، سایت ویکی‌پدیای انگلیسی

http://en.wikipedia.org/wiki/Bilderberg_Group

[2] خلاصه سخنان فضلی‌نژاد پیرامون خاتمی، سایت فردا به نقل از سایت شخصی فضلی‌نژاد

http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=53756

[3] شهبازی: ایها الناس، می‌خواهند مرا بگیرند!، سایت تابناک

http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=8462

[4] نئوکان‌ها و تهاجم نظامی به ایران، سایت شخصی شهبازی

http://shahbazi.org/blog/Archive/8502.htm#گروه_بیلدربرگ

[5] نقد مقاله جدید عبدالله شهبازی با عنوان «استادان غیبی»، سایت یهودشناخت

http://jew.blogfa.com/post-94.aspx

[6] پاسخ به یک دوست دانشجو: مواضع من در انتخابات، شبکه مظفر بقایی، سازمان اطلاعاتی انجمن حجتیه، خاتمی و گروه بیلدربرگ، سید یحیی کشفی و شورش بابیان نی‌ریز، سایت شخصی شهبازی

http://shahbazi.org/blog/Archive/8823.htm

[7] آیت‌الله روح‌الله خاتمی: پسر من غربزده است!، سایت شبکه ایران

http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=33186

[8] ایرنا:اسناد سخنرانی سوروس درباره خاتمی را در اختیار داریم، سایت الف

http://alef.ir/1388/content/view/54097/

[9] در حاشیه ادعاهای عجیب عبدالله شهبازی: دو راهی مبارزه با زمین‌خواری، سایت رجا

http://www.rajanews.com/Detail.asp?id=47514

[10] آیت الله حائری شیرازی یا آیت الله شعرانی؟- ویرایش دوم، سایت یهودشناخت

http://jew.blogfa.com/post-112.aspx

به نقل از:

http://alef.ir/vdcdsj05.yt0ox6a22y.html?74823

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/03/04ساعت   توسط رضا  | 

ماجرای فتنه پس از انتخابات ... از خبر آنلاین! رد پای بیلدربرگ

وبلاگ > مستغاثی، سعید - کودتا با رمز فتنه" عنوان مستندی 30 دقیقه ای بود که به مناسبت اولین سالگرد وقایع انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شد. در این مستند برای نخستین بار اسناد صریح و تکان دهنده ای درباره زمینه چینی فتنه پس از انتخابات خرداد 88 توسط کانون های صهیونی و ارتباط آن با محافل سیاسی امنیتی غرب به نمایش درآمد. در این روزها که انتخابات یازدهم ریاست جمهوری را با حماسه و سلامت و آرامش پشت سر گذارده ایم، بی مناسبت نیست برای آگاهی نسل امروز و دیروز متن آن مستند را انتشار دهیم. انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری با پیروزی حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی به انجام رسید و با حضور حدود 75 درصدی مردم در پای صندوق های رای ، بار دیگر عمیق ترین و پاک ترین مردم سالاری در این سرزمین را به اثبات رساند. پس از گذشت 34 سال تحریم و فشار و جنگ و انواع و اقسام توطئه ها ، شتافتن حدود 37 میلیون نفر برای رای دادن ، براستی برای همه دنیا شگفت آور بود. پس از فتنه سال 88 و حوادث تلخ و غم انگیزی که در آن سال پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم و با طرح و نقشه محافل استعماری به وقوع پیوست ، همه تبلیغات رسانه های بیگانه و متاسفانه برخی گروهها و رسانه های داخلی چنین القاء می نمود که از این پس، هر انتخاباتی در ایران با کمترین میزان مشارکت برگزار خواهد شد. اما بعد از انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی که مشارکت 65 درصدی را علیرغم تحریم بسیاری از گروههای به اصطلاح اصلاح طلب ، به همراه داشت ، این بار و در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری ، توسط همان دولتی که توسط اقلیتی "دروغگو و کودتاگر" خوانده شده بود و با نظارت همان شورای نگهبان که به زعم آنها "تقلب بزرگ" را انجام داده بود ، انتخاباتی انجام گرفت که باز هم همه موافقین و مخالفین و معترضین و حتی معاندین را به میدان کشید و نتیجه اش باعث شد که این بار همه به اتفاق بر سلامت و مردمی بودن انتخابات در نظام جمهوری اسلامی اذعات داشته باشند. هر 5 نامزد دیگر انتخابات در کمال سعه صدر و آرامش و متانت ، پیروزی دکتر حسن روحانی را تبریک گفته و برایش آرزوی موفقیت کردند. از سوی هیچکدام آنها هیچگونه شکایتی نشد اگرچه برخی اتفاقات به ماجراهایی شبیه بود که در سال 88 به صورت پیراهن عثمان در چنگ برخی ، آشوب و اغتشاش را به همراه آورد. از جمله : یکی از اعضای شورای نگهبان با صدور اعلامیه از یکی از کاندیداها حمایت کرد ، تخلفاتی در برخی شعب رخ داد ، تخلفاتی از سوی برخی نامزدها اتفاق افتاد ، بی عدالتی رسانه ای راجع به یکی از نامزدها خصوصا در شب های پایانی بارز بود ، پیامک های تخریبی درمورد همان نامزد بیش از حد بود ، شیب منحنی قرائت آرای نامزدها (رگراسیون) در تمامی ساعات اعلام این آراء ، تقریبا ثابت به نر می رسید ، درصد رای دهندگان بعضی حوزه ها بیش از 100 درصد بود ، تعرفه ها در برخی حوزه ها قبل از پایان ساعت اخذ رای به پایان رسید ، مقام معظم رهبری در پایان اعلام نتایج برای فرد پیروز ، پیام تبریک فرستادند و ... نگاهی به نامه های اعتراضی سران فتنه و حامیانشان در روزهای پس از انتخابات سال 88 نشان می دهد که موارد فوق ، تقریبا مانند همان مسائل مورد اعتراض آنها برای اثبات تقلب در انتخابات و تقاضای باطل شدن آن بود و به دنبال همین تقاضای نامشروع و غیرقانونی ، با شعار ساده لوحانه و دیکته شده "رای من کو" عده ای را به خیابان ها کشانده و آن حوادث تلخ و سیاه را بوجود آوردند. حوادثی که براساس اسناد و شواهد موجود توسط کانون های خارج کشور و سرویس های اطلاعاتی و امنیتی غرب ، هدایت می گردید. "کودتا با رمز فتنه" عنوان مستندی 30 دقیقه ای بود که به مناسبت اولین سالگرد وقایع انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شد. در این مستند برای نخستین بار اسناد صریح و تکان دهنده ای درباره زمینه چینی فتنه پس از انتخابات خرداد 88 توسط کانون های صهیونی و ارتباط آن با محافل سیاسی امنیتی غرب به نمایش درآمد. در این روزها که انتخابات یازدهم ریاست جمهوری را با حماسه و سلامت و آرامش پشت سرگذارده ایم ، بی مناسبت نیست برای آگاهی نسل امروز و دیروز متن آن مستند را انتشار دهیم: سال 1388 سال خاصی در تاریخ معاصر ایران به خصوص دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود. چراکه در هیچ دوره ای ، تاریخ ایران زمین به خاطر ندارد که اینچنین تمامی دشمنان تاریخی این کشور با رنگ و لعاب های مختلف به طور علنی شمشیرهای خود را کشیده و در برابر ملت ایران صف بکشند. اگرچه در زمان جنگ تحمیلی و دفاع مقدس 8 ساله نیز تقریبا چنین صف آرایی وجود داشت اما علنی نبود و نظام سلطه جهانی علیرغم همه حمایت ها و پشتیبانی اش از صدام و ایستادن تمام قد در پشت سر رژیم بعثی ، هیچگاه به طور رسمی و آشکارا این حمایت ها و هدایت ها را اعلام نکرد. اما در سال 1388 امپریالیسم جهانی با تمام نیرو و امکانات و با گسترده ترین شکل ، به حمایت و هدایت از جریانی برخاست که فروپاشی ایدئولوژیک انقلاب و سپس سقوط فیزیکال نظام جمهوری اسلامی را نشانه رفته بود. جریانی که در یک عبارت ، انقلاب یا بهتر بگوییم کودتای مخملی نامیده شد اگرچه گروهی جاهلانه یا عامدانه در صدد نفی و یا به سخره گرفتن آن برآمدند که چون چنین انقلاب یا کودتایی در ایران شانس پیروزی ندارد بنابراین امکان طراحی و اقدام و وقوع نیز برآن متصور نیست. درست مانند آنکه بگوییم شکست دهها کودتا مانند کودتای نوژه علیه انقلاب ، به معنای عدم وجود اصل آنها بوده است!! اما توطئه کودتای مخملی در ایران یک حقیقت محض بوده و هست. در اوج اغتشاشات پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در خرداد و تیرماه 88 ، این گونه از سوی مهمترین بلندگوهای نظام سلطه جهانی و توسط عوامل و عناصر کانون های صهیونی به پروژه انقلاب مخملی در ایران تاکید می شود. منوچهر ساچمه چی ( منشه امیر ) - گوینده رادیو اسراییل : "...یکی سبز پوشیده ، یکی زرد پوشیده و یک حال و هوایی مثل جاهایی مثلا جمهوری اوکراین یا لهستان و مانند آن ، پیش از انقلاب مخملی حکمفرماست ..." داریوش همایون - وزیر اطلاعات رژیم شاه در مصاحبه با رادیو صدای آمریکا ( VOA ): "...انقلاب مخملی آرزوی ماست ، هدف تظاهر کنندگان است ، هدف این خیزش است..." عنایت فانی - مجری تلویزیون فارسی بی بی سی: "...همه اعتراضات بهانه ای است برای یک انقلاب مخملی و تغییر نظام جمهوی اسلامی ..." علی آلفونه - عضو بنیاد آمریکن اینترپرایز: "...دولت ایالات متحده آمریکا ، قصدش تغییر نظام جمهوری اسلامی هست..." کودتای مخملی یک حقیقت محض بود که کلیدش نه از امروز و دیروز بلکه به قول یکی از مهمترین عناصر آن یعنی عبدالکریم سروش از 20 سال قبل خورده بود تا در سال 1388 و همزمان با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به ثمر بنشیند. شاید نمی توانستیم نقش سروش در این کودتا و در ارتباط با کانون های توطئه گر صهیونیستی همچون سازمان های فراماسونری را با تکیه براسناد متقن ثابت کنیم تا اینکه او در آبان 1383، برلین را به مقصد آمستردام ترک کرد که با حضور در قصر پادشاهى هلند، جایزه «اراسموس» را از دست خاندان سلطنتى پرنس «برنهارد» بگیرد و از اینجا رابطه عبدالکریم سروش به عنوان تئوریسین جریان به اصطلاح اصلاح طلبی با رهبران ماسونی فاش گردید. در سال 2004 «جایزه اراسموس» که بنیانگذار کلوب سرى و ماسونی «بیلدربرگ» تعیین کننده برنده آن بود به «عبدالکریم سروش» تعلق گرفت تا از یک سو کوشش هاى او براى ترویج "تئورى ماسونى علم" در جامعه دانشگاهى ایران ارج نهاده شود و از دیگر سو تلاش هایش جهت هدایت جریان کودتای مخملی در ایران نادیده گرفته نشده و به کارگزاران این جریان کد و نشانه ای ارائه گردد که از چه کسی بایستی حساب ببرند. در واقع"عبدالکریم سروش" آخرین کسى بود که در هنگام حیات بنیانگذار کلوب سرى و ماسونی بیلدربرگ و با تصویب شخص وى «جایزه اراسموس» را دریافت کرد. این در حالی بود که سالها پیش از این ، از «عبدالکریم سروش» به عنوان یکى از امیدهاى انقلاب مخملى در ایران یاد شده بود. "رالف فوربس "، نویسنده و کارشناس مسایل سیاسی طی مقاله‌ای با عنوان "نخبگان جهانی، سیا در پشت جنگ کثیف علیه ایران " که در هفته‌نامه آمریکن‌فری‌پرس منتشر شد، درباره کلوپ بیلدربرگ نوشت: "...در حالی که رسانه‌های به اصطلاح آزاد آمریکا سکوت اختیار کرده بودند، منابع خبری نسبت به نقشه‌ای که توسط یک "جامعه مخفی فراماسون‌ها "، مشهور به گروه "بیلدربرگ " برای فرو بردن دنیا به دنیایی سراسر آشوب، طراحی شده است، هشدار دادند. هدف این طرح نیز نابودی تمامی ادیان و ملل مستقل و تاسیس یک دولت جهانی می‌باشد. بنابراین گزارش طرح مذکور در سال 1999 و طی جلسه سری گروه بیلدربرگ در هتل " پارک سزار " پرتغال، نهایی شد. این گزارش می‌افزاید: در حالی که برخی محققین شجاع آمریکایی، در رابطه با گروه بیلدربرگ نوشتند و هشدار دادند که این گروه در واقع یک "دولت در سایه " است که قدرت عظیمی بر تمامی جهان دارد، دستگاه‌‌های تبلیغاتی آمریکا از گزارش این تحقیقات خودداری کردند..." اما در مقابل برای پروپاگاندا به نفع عبدالکریم سروش از سال 1373 رسانه هاى آمریکایی، مانند روزنامه «لس آنجلس تایمز» و نشریات ضد انقلابی و صهیونیستی همچون «کیهان لندن» و «نیمروز» ، سروش را «مارتین لوتر اسلام» خواندند و نوشتند که او رهبر پروژه رفرم (اصلاحات دینى و سیاسی) در ایران است. مجله «اکسپرس» در سال 1377 معتقد بود که هنگام وقوع یک انقلاب مخملى در ایران، سروش مانند «ریمون آرون»(تئوریسین براندازی نرم) نقش یک "ناظر متعهد"را بازى خواهد کرد. سه گزارش استراتژیک ایالات متحده که در سال 1375 توسط «شوراى روابط خارجى آمریکا»، سال 1378 از سوى «سازمان اطلاعات مرکزى آمریکا CIA» و در سال 1382 در «پنتاگون» تهیه شد، پیش بینى مى کرد که تا سال 1389 ساختار اسلام سیاسى و نظام جمهورى اسلامى ایران فرو خواهد ریخت! در هر سه گزارش از "عبدالکریم سروش"، اعضاء «حلقه کیان»- که عنوان «روشنفکران دینی» را براى خود جعل کردند- و «دانشجویان ایرانى لیبرال» به مثابه شرکاء آمریکا در طرح براندازى جمهورى اسلامى نام برده شد."عبدالکریم سروش" همواره براین ارزیابى ها صحه مى گذاشت و سال 1377 به ماهنامه"گئو" گفت که «آینده ایران مذهبى نخواهد بود» و به زودى نظام ایران سکولار مى شود. البته در همان سال 1383 ، سروش پیش از دریافت «جایزه اراسموس» با وزیر امور خارجه آمریکا در دولت رونالد ریگان یعنی جرج شولتز (همان طراح برنامه معروف صهیونیستی براندازی نظام جمهوری اسلامی موسوم به "استراتژی شولتز")، دیدار کرد و به وی اطمینان داد که اصلاحات سکولار در ایران «برگشت ناپذیر» است و دانشجویان ایرانى امیدهاى پیشبرد این پروژه هستند! همان روز، یک تحلیل گر بلندپایه «پنتاگون» گفت که سروش گزینه ما براى تحقق پروژه رفرم در ایران است و "او در انتظار زمان مناسب به سر مى برد."! یک فرمول همیشگی دستورالعمل همیشه همان است. جنبش های دانشجویی و جوانان با ظاهری با نشاط پیش قدم می شوند و طوری دیگران را برای پیوستن به این جنبش جذب می کنند که گویی این حرکت یک مد است و چیزی است که باید انجام شود! آن چه باعث سرنگونی می شود ، فرآیندی است که همیشه یک نماد ، یک رنگ یا یک استراتژی تجاری ، نقطه برجسته آن به شمار می آید. در صربستان با تی شرت ، پوستر و پرچم هایی به خیابان ها ریختند ، در اوکراین ، این نماد به رنگ نارنجی تغییر داده شد. نماد گرجستان ، یک مشت به رنگ گل سرخ بود و در ونزوئلا به جای مشت بسته (برای تنوع هم که بود) دست ها به شکل باز و با رنگ سیاه و سفید به عنوان سمبل و نماد قرار گرفت. خانم اوا گولینگر از تحلیل گران برجسته سیاسی درباره ویژگی های کودتای مخملی می نویسد:"...انقلاب های رنگی یا کودتاهای مخملی همیشه در کشورهایی رخ می دهند که به نوعی منافع نظام جهانی سلطه را تهدید کرده اند و جنبش هایی که توسط موسسات و سازمان های وابسته به نهادهای امنیتی و اطلاعاتی آمریکا در این گونه کشورها سازمان داده می شود ، عموما ضد عدالت و به نفع سرمایه گذاران و سرمایه داران و با شعارهای کلی و مبهم همراه می شود. اعتراضات و اقدامات تحریمی ، همیشه هنگام مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری برنامه ریزی می شوند تا مسائلی همچون تقلب پنهانی و کشمکش ها را افزایش دهند ودر صورت شکست خوردن مخالفان،انتخابات را بی اعتبار و بدنام کنند..." در تمامی کودتاهای مخملی و رنگینی که تا امروز رخ داده این نقاط مشترک وجود داشته است. در همه آنها انتخابات ریاست جمهوری با انگ تقلب و به اصطلاح صیانت از آراء به چالش کشیده شده ، پیش از پایان رای گیری و حتی بعضا پیش از شروع آن ، کاندیدای مورد نظر خویش را برنده اعلام نموده اند و پس از آن تحت عنوان تقلب در انتخابات ، هواداران خود را به خیابان ها کشیده و درگیری و زد و خورد و خشونت و بعضا ترور و قتل و کشتار به راه انداخته اند تا از آب گل آلود ایجاد شده ، ماهی خویش را صید نمایند!! در همه این کودتاهای مخملی هم موسسات خاصی برای سرمایه گذاری و آموزش و هدایت حضور داشته اند، مانند: بنیاد ملی برای دمکراسی (NED) ، موسسه آلبرت اینشتین ، مرکز بین المللی مبارزات غیرخشونت آمیز ، خانه آزادی ، موسسه رند ، موسسه وودرو ویلسن و بنیاد جامعه بازمتعلق به جرج سوروس. اینکه واقعا جرج سوروس و بنیاد صهیونی به اصطلاح جامعه بازش که از مهمترین موسسات و تینک تانک های ایالات متحده به شمار می رود ، نقش اصلی در کودتا یا انقلاب مخملی گرجستان و اوکراین و قرقیزستان و صربستان داشته، برخی از کارشناسان و ناظران سیاسی فعال در خود این کشورها به وضوح برآن تاکید کرده اند: مثلا یکی از اعضای مجلس گرجستان پس از کودتای مخملی ساکاشویلی گفت : "...کسی کتمان نمی کند که این انقلابات در نهادهای اطلاعاتی امنیتی آمریکا پایه گذاری شده اند. این سیاست دولت آمریکا ، سیاست عجیبی است. یعنی هروقت سازمان های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا ، برنامه ریزی یک انقلاب مخملی را می کنند ، توسط همین نهادهای ظاهرا فرهنگی و غیر دولتی مثل بنیاد سوروس آن را انجام می دهند..." همچنین ادوارد شواردنادزه رییس جمهوری سابق گرجستان نیز پس از به قدرت رسیدن ساکاشویلی در مصاحبه ای گفت : "...سیاستمداران جوان که در گرجستان به قدرت رسیدند ، از نظر مالی توسط جرج سوروس تامین می شدند. منظورم همان میلیاردر معروف آمریکایی است..." و یا ادوارد باقروف از فعالان حقوق بشر قرقیزستان نیز در مصاحبه ای اظهار داشت: "...گزارشات موثقی نشان می دهد که بنیاد جامعه باز وابسته به جرج سوروس در روی کارآمدن ساکاشویلی در گرجستان ، نقش اساسی داشت و علاوه بر آن در حوادث قرقیزستان نیز نقش داشته است..." پیکریا چیخرادزه ، یکی دیگر از اعضای مجلس گرجستان نیز بر نقش جرج سوروس در انقلاب مخملی گرجستان تاکید داشته است : "...اینکه سوروس در انقلاب مخملی دخالت داشت و نقش کلیدی را ایفا می کرد برای همه روشن است. خود شخص سوروس هم در یک مصاحبه مطبوعاتی به این نکته اشاره می کند که طرح آن در گرجستان موفقیت آمیز بوده است و چنین طرح هایی در کشورهای دیگر هم اجرا خواهد شد. به جز اظهارات سوروس ، شواهد دیگری هم وجود دارد که نقش او را در انقلاب مخملی ثابت می کند. نفوذ سوروس آنقدر گسترده بود که بعد از تشکیل دولت ، او حقوق دولتمردان گرجی را پرداخت می کرد که ما شدیدا مخالف بودیم. چون معتقدیم دولتمردان نباید از بیگانگان حقوق دریافت کنند. وقتی آنها از خارجی ها ، حقوق و پول بگیرند ، ناچارند در خدمت منافع آنها قرار بگیرند در صورتی که دولتمردان بایستی به فکر منافع مردم باشند..." مدیر بنیاد جامعه باز ( سوروس ) در گرجستان هم به نقش بنیاد جامعه باز در انقلاب مخملی گرجستان اذعان دارد :"...باید بگویم که نقش بنیاد جامعه باز یا همان چیزی که مردم تحت عنوان بنیاد سوروس از آن نام برده اند ، در شکل گیری جامعه مدنی ما بسیار مهم بود و در ابعاد مختلف نقش داشت و امروز نیز فعالیت دارد..." سخن کرت پینسکی ، از مسئولین دفتر بنیاد جامعه باز (بنیاد سوروس) درباره مبالغی که این بنیاد برای انقلابات مخملی هزینه کرده ، از همه روشن تر است : "...ما مبلغ کمی دادیم ، فکر می کنم چیزی حدود 30 هزار دلار که توانستند با آن صدها فعال سیاسی را جمع کرده و آموزش بدهند که چگونه فعالیت های غیر نظامی ها را هماهنگ کنند تا به انتخابات منتهی شود..." همه اینها به جز اظهار نظر صریح خود جرج سوروس است که در مصاحبه ای به روشنی اظهار داشت که با هزینه چند میلیون دلار در گرجستان انقلاب مخملی به راه انداخته و دولت ساکاشویلی را بر سر کار آورده است. چنانچه مقام معظم رهبری نیز در خطبه های نماز جمعه مهم خودشان پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم (در 29 خرداد 1388)و افشای طرح و برنامه های کانون های صهیونی برای به اغتشاش کشاندن کشور ، فرمودند : "...این کاری که در داخل ناشیانه از بعضی سر زد ، اینها را به طمع انداخت. خیال کردند ایران هم گرجستان است. یک سرمایه دار صهیونیست آمریکایی ، طبق ادعای خودش که در رسانه ها ، در بعضی از مطبوعات نقل شد ، گفت من 10 میلیون دلار خرج کردم در گرجستان انقلاب مخملی راه انداختم ، حکومتی را بردم ، حکومتی را آوردم. احمق ها خیال کردند جمهوری اسلامی ...ایران ...این ملت عظیم ...با کجا مقایسه می کنید ایران را ؟ مشکل دشمنان ما این است که ملت ایران را هنوز هم نشناختند..." 20 سال زمینه چینی اما روند کودتای مخملی در ایران همچنانکه عبدالکریم سروش فاش ساخت از 20 سال پیش در ایران کلید خورد . درست از زمانی که حضرت امام خمینی (ره) رحلت کردند و دشمنان ایران و اسلام پس از 10 سال نبرد سخت در جبهه های مختلف ترور و کودتا و نبرد مسلحانه و جنگ تحمیلی به این نتیجه رسیدند که از رویارویی مستقیم با نظام جمهوری اسلامی طرفی نخواهند بست. از همان زمان پروژه براندازی نرم و کودتای مخملی در دستور کار کانون های پنهان صهیونی قرار گرفت و عوامل این کودتا تحت عنوان بازگشت نخبگان و مغزها به داخل کشور و در نهادهای فرهنگی و موسسات علمی و هنری نفوذ کردند. علیرغم تذکرات و توصیه های مکرر مقام معظم رهبری (که تقریبا از چهارمین ماه ولایت ایشان در مهرماه سال 1368 شروع شد) مبنی بر توجه به این تهاجم فرهنگی که آرام آرام به شبیخون و سپس ناتوی فرهنگی بدل گردید ، در طول دوران سازندگی و اصلاحات، نفوذ فرهنگی عوامل اندیشکده ها و به اصطلاح تینک تانک های آمریکایی/صهیونیستی درون سازمان ها ، موسسات دولتی و دانشگاهها و مدارس عالی ادامه داشت. اما با به آخر رسیدن دوران فوق و پس از انتخابات هفتم مجلس شورای اسلامی و به ویژه بعد از انتخابات نهم ریاست جمهوری که برخلاف پیش بینی ها و رایزنی ها ، قدرت قانون گذاری و اجرایی کشور به اصول گرایان منتقل شد و شبکه هایی که در طول 16 سال برای استحاله نظام درون بافت دولت شکل گرفته بودند ، از هم پاشیده شد ، زنگ خطر برای کانون های پنهان صهیونیستی به صدا درآمد. نشانه آن زنگ خطر، تشکیل جلسه فوق العاده یکی از نهادهای تاثیرگذار امنیتی - فرهنگی آمریکا بود تا راه چاره ای برای شرایط جدید اندیشیده شود. "کمیته خطر جاری" The committee on the present danger" که اعضای آن را برجسته ترین عناصر سیاسی و نظامی آمریکا تشکیل می دهند، در جدیدترین تصمیم خود در مهرماه 1384 با توجه به استحکام نظام جمهوری اسلامی و شکست دهها استراتژی در مقابل ملت ایران در طول سال های گذشته، جنگ سخت را بی فایده دانسته و خواستار توجه بیشتر دولت ایالات متحده به پروژه نرم افزاری "براندازی از درون" شدند. «مارک پالمر»، از اعضای برجسته این کمیته و چهره بانفوذ دستگاه سیاست خارجی آمریکا، در گفتگویی با «دبوراسالومود»، خبرنگار روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز، صراحتاً با ایده تهاجم نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران مخالفت کرده و اعلام نمود:"ایران به لحاظ وسعت سرزمینی، کمیّت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقه خاورمیانه و هارتلند نظام بین الملل به قدرتی کم بدیل تبدیل گردیده که دیگر نمی توان با یورش نظامی آن را سرنگون کرد» در گزارش کمیته خطر جاری که توسط مارک پالمر جمع بندی و تدوین شد، براندازی نظام جمهوری اسلامی با تمرکز فعالیت ها بر روی سه محور دکترین مهار، نبرد رسانه ای و ساماندهی نافرمانی مدنی، مورد تاکید و توصیه قرار گرفت. در راهکارهای گزارش کمیته خطر جاری تحت عنوان "ایران و آمریکا، رهیافت جدید" ، 15 محور کلی وجود داشت که از مهمترین آنها می توان به "استفاده از ضعف سیاست های اقتصادی و اختلافات درونی " ، " دامن زدن به نافرمانی مدنی در تشکل های دانشجویی و نهادهای غیر دولتی و صنفی به عنوان ابزار فشار" ، "افزایش فشار سیاسی /اقتصادی در پرونده هسته ای و کشاندن آن به شورای امنیت" ، " دعوت فعالان جوان ایرانی به خارج برای شرکت در سمینارهای کوچک" و" از میان بردن قدرت بسیج و سپاه و ایجاد تغییرات اساسی در وزارت اطلاعات " اشاره نمود. کودتای صدها میلیون دلاری وب سایت رادیو زمانه از پایگاههای رسانه ای غرب صهیونی در مقابل نهضت های آزادیبخش و استقلال طلب جهان در تاریخ 3 آذرماه 1385 و در مقاله ای تحت عنوان "انقلاب مخملی در ایران "در جهت عملی ساختن راهکارهای فوق ، از تلاش های یکی از عوامل شناخته شده ناتوی فرهنگی علیه ایران نام برد و درباره اش نوشت : "...رامین احمدی سرپرست سازمان آموزشِ مبارزة غیر خشونت آمیز استراتژیک ، برای نخستین بار تلاش کرده است مجموعة به هم پیوسته ای از ادبیات سیاسی را که نام آن «تئوری مبارزة غیرخشونت آمیز» است به فعالان سیاسی ایرانی معرفی کند. نام غیر رسمی این نوع تئوری و پراتیک «انقلاب مخملی» است..." مقاله رادیو زمانه این گونه ادامه پیدا می کند : "...این هفته روزنامة «نیویورک تایمز» برای نخستین بار فاش کرد که سازمانی غیردولتی به نام «سازمان آموزش مبارزة غیر خشونت آمیز استراتژیک» هر سه ماه یکبار با برگزاری کارگاههای آموزشی در شیخ نشین دوبی ، به ایرانیانِ علاقه مند اصول مقاومت و مبارزة صلح آمیز را می آموزد..." رادیو زمانه به نقل از نیویورک تایمز می افزاید:"...به گزارش یکی از نشریات معتبر به نام "آسیا تایمز آن لاین" گروه های به اصطلاح «حقوق بشری» وابسته به سازمان سیا در دوبی پایتخت امارات متحده عربی، چندین سال است به شکار خبرنگاران و ژورنالیست های ایرانی برای تدارک یک انقلاب مخملی اقدام ورزیده اند." در مقاله نیویورک تایمز همچنین آمده است:"...یکی از گروه‌های غیردولتی مستقر در دوبی، "مرکز ایرانی (برخورد) غیرخشونت‌‌آمیز کاربردی" است . این مرکز از ایرانی‌ها دعوت می‌کند تا در کارگاه‌های آموزشی خود، به آنها نشان دهد که چگونه اعتراض‌های مسالمت‌آمیز در گرجستان، فیلیپین و دیگرمناطق دنیا شکل گرفته است.این مرکز امیدوار است با برگزاری کلاس‌هایی درباره نافرمانی مدنی، به شورش‌های مسالمت‌آمیز در ایران دامن بزند..". گزارش تکان دهنده دیگری در سپتامبر 2006 در یکی از پایگاههای اینترنتی مستقل انتشار یافت که حکایت از تلاش سازمان یافته برای ایجاد کودتای مخملی در ایران می کرد. این گزارش را دو خبرنگار مستقل به اسامی :Thomas Erdbrink و Thalia Verkade منتشر کردند. متن گزارش فوق به شرح زیر است: "...روتردام/ تهران، 16 سپتامبر 2006 وزارت امور خارجۀ هلند به یک سازمانِ نو محافظه کار آمریکایی یارانه داده است تا از طریق برنامه ای، جابجایی ِ صلح آمیز قدرت را در ایران عملی سازد. سازمان خانۀ آزادی (Freedom House ) که در سال 2003 از حملۀ آمریکا به عراق جانبداری می کرد، امسال حدود 630 هزار یورو از دولت هلند دریافت داشت روزنامۀ انگلیسی فاینشنال تایمز می گوید که خانۀ آزادی یکی از سازمانهایی ست که از وزارت امور خارجۀ آمریکا برای عملیات پنهانی و غیرقانونی در ایران، پول دریافت می کند. ایالات متحده 75 میلیون دلار برای به اصطلاح" آوردن دموکراسی و آزادی در ایران" اختصاص داده است. خانۀ آزادی یکی از نیروهای مؤثر در پشتیبانی از "انقلاب نارنجی" طی سالهای 2004 و 2005 در اوکراین و نیز در جنبش دانشجویی Otpor در صربستان بود..." گزارش توماس اردبرینک و تالیا ورکاد ادامه می دهد: "...زمانی که این سازمان آمریکایی درخواست کرد از هلند یارانه دریافت کند، مدیریت آن را جیمز وولزی رئیس سابق سیا (CIA) بر عهده داشت که از حامیان فراخوانهای ِ تغییر رژیم در ایران بوده است. پیتر اکرمن رئیس فعلی خانۀ آزادی، مدیریت مرکز اسناد حقوق بشر ایران را نیز بر عهده دارد. این گروه در مجاورت ایران در دبی همایش هایی را برگزار کرد که تأکید آنها بر درسهایی بود که از قیام مردم در صربستان و اوکراین می توان گرفت..." در همین رابطه " بریان راس " و "ریچارد اسپزیتو " در 23 ماه می سال 2007 گزارش دادند: " منابع کنونی و سابق اطلاعاتی به شبکه خبری ای‌بی‌سی گفته‌اند که سازمان سیا تاییدیه‌ ریاست جمهوری را برای انجام یک عملیات "سیاه" مخفی برای بی‌ثبات‌سازی دولت ایران، دریافت کرده است. " همچنین نشریه انگلیسی " لندن تلگراف " در 27 می 2007 گزارش داد: " بوش یک سند رسمی را امضا کرده است که بر طرح سیا برای جنجال تبلیغاتی و اشاعه اطلاعات غلط به منظور بی‌ثبات‌سازی و سرنگونی ناگهانی دولت ایران صحه می‌گذارد." بنابر آنچه براساس اسناد و مدارک معتبر دیدید و شنیدید ، با تمهیداتی که اندیشیده شده بود و هزینه های کلانی که صرف گردید، دیگر تمامی برنامه ها برای ممانعت از انتخاب مجدد کاندیدای اصول گرایان در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کوک شده بود و هیچ نتیجه ای به جز آن قابل پذیرش نبود. برای صورت گرفتن این مهم ، تاکتیک های عاجل تازه ای در دستور کار قرار گرفت. در همین رابطه روزنامه صهیونیستی «هاآرتص»، پیش از برگزاری انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری در ایران به نقل از گزارش وزارت امور خارجه اسراییل نوشت: «در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در ایران، دیپلمات‌ها و نمایندگی‌های اسراییل در سراسر جهان ماموریت یافته‌اند تصویری کدر و سیاه از ایران انتشار دهند.... به طور خلاصه هدف بدنام‌کردن وجهه ایران در سطح بین‌المللی در آستانه انتخابات این کشور است.» شمشیر از رو بسته شد! سیاه‌نمایی، القاء ناکارآمدی دولت نهم، بزرگنمایی مشکلات اقتصادی و قریب الوقوع جلوه دادن بروز بحران شدید در ایران، ایجاد تردید در موفقیت‌های علمی و فن‌آوری نوین با اولویت حوزه‌های هسته‌ای و فضایی، زیر سوال بردن سیاست خارجی دولت نهم به ویژه در موضوع اتمی و القاء چند پارگی میان مسئولان ارشد نظام و استحاله فکری، عقیدتی و فرهنگی مخاطبان ایرانی، از جمله اهداف ضد ایرانی و مکتوبی بود که این رسانه‌ها در کنار رسانه‌های به خدمت گرفته شده داخلی موظف بودند تا به طور موازی و در کنار جریان اپوزیسیون خارج از کشور دنبال کنند. در 29 ژوئن 2008 میلادی، «سیمور هرش» ، تحلیل گر مشهور سیاسی در نشریه «نیویورکر» با اشاره‌ای قابل تامل به کمک مالی ایالات متحده برای ایجاد یک عملیات پنهانی گسترده علیه ایران و درخواست تخصیص 400 میلیون دلار از سوی رییس جمهوری آمریکا به همین منظور می‌نویسد: «جمع‌آوری اطلاعات در رابطه با پرونده هسته‌ای ایران، تحلیل بردن توانایی‌های هسته‌ای و تلاش برای تضعیف دولت ایران از طریق کار بر روی گروه‌های مخالف و ارایه پول به آن‌ها به منظور تغییر رژیم در ایران از جمله اقدامات تصویب شده در دولت بوش بود.» بدین ترتیب وزارت خارجه کشورهای آمریکا، هلند و رژیم صهیونیستی، شورای روابط خارجی ایالات متحده، کنگره آمریکا، بنیاد سوروس و موسسه خانه آزادی، مسئول مدیریت تخصیص این بودجه به موسسات هدف شناسایی شدند. تعدادی از این موسسات هدف که با جذب این بودجه، وظیفه شناسایی و پشتیبانی مالی از دانشجویان، روزنامه‌نگاران و راه اندازی و توسعه رسانه‌های مکتوب و دیجیتالی و حمایت از وبلاگ‌نویسان مخالف نظام جمهوری اسلامی و فعالان بالقوه سیاسی در ایران را عهده دار شدند، عبارت بودند از: موسسه هلندی «هیفوس» (Hivos) و سایت «روزآنلاین» ؛ موسسه هلندی «پرس نو»(Press Now) تحت عنوان کمک به سایت و رادیو اینترنتی «زمانه» ؛ موسسه آمریکایی «خانه آزادی» (Freedom House) تحت عنوان کمک به سایت و پروژه "گذار" ؛ موسسه انگلیسی «بی.بی.سی ورد سرویس تراست»BBC World) Service Trust) تحت عنوان کمک به سایت «زیگزاگ» ؛ بنیاد «دخترک» در قالب کمک به سایت «شهرزاد نیوز» ؛ موسسات و سایت‌های «راهی» ؛ «کنشگران داوطلب» و «کارورزی سازمان های جامعه مدنی» ؛ «ورد پرس فوتو» (world press photo)، «نیو مدیا» (New Media) و ارتباطات برای توسعه (CFD). بخش عمده‌ای از این بودجه به منظور «جنگ رسانه‌ای در درون نظام» به صورت محرمانه در اختیار گروههای اصلاح‌طلب ایرانی داخل کشور قرار گرفت تا در رقابت‌های انتخاباتی دهمین دوره ریاست جمهوری(22 خرداد 1388) و از طریق مدیریت و تقسیم این بودجه بین برخی رسانه‌ها و روزنامه‌های مخالف با دولت نهم قرار گیرد. بدین ترتیب علاوه بر ایجاد برخی نشریات، وبلاگ‌ها و سایت‌های خبری در فاصله چند ماه پیش از آغاز انتخابات ریاست جمهوری، شناسایی، اجاره و بعضا انتقال تیم رسانه‌ای در تعدادی از روزنامه‌‌های سراسری برای جنگ رسانه‌ای در اولویت دست اندرکاران پروژه قرار گرفت و مقرر گردید تا به مرور زمان برخی روزنامه‌های دیگر نیز به طور غیرمستقیم و از طرق مختلف درگیر این برنامه شوند. در خارج از کشور نیز جریانی موازی ماموریت یافت با هدایت مستقیم وزارت امور خارجه اسراییل، تلاش‌های گسترده‌ای را برای راه‌اندازی یک جنگ تمام عیار رسانه‌ای علیه ایران با محوریت موضوعی «سیاه‌نمایی از ایران و مخابره تصویری سیاه از ایران به سراسر جهان» آغاز کند. اما با توجه با نظرخواهی های مکرر برخی اندیشکده های معتبر آمریکایی مانند موسسه "فردای عاری از وحشت" یا موسسه"توسعه انسانی" که نتایج آن پیش از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری در نشریاتی همچون واشینگتن پست و گاردین هم درج گردید ، حتی سازمان های اطلاعاتی غرب نیز از پیروزی کاندیدای اصول گرایان اطمینان حاصل کرده بودند. از همین روی برای مقابله با عواقب آن استراتژی جدیدی را برروی میز قرار دادند که مراحل مستقلی را دربرمی گرفت ، از جمله:. "تشکیک در سلامت انتخابات و القاء تقلب در آن "، " اعلام پیروزی در انتخابات قبل از آغاز یا پیش از پایان آن "، "‌زمینه‌سازی برای اعتراض به نتیجه انتخابات، " " بازی با رنگها "‌و... از جمله مراحل اجرائی و عملیاتی نمودن استراتژی فوق بود که در کودتاهای مخملی گرجستان ، پاسخ لازم را داده بود. پال رابرتس معاون اسبق وزارت خزانه داری آمریکا در مصاحبه اختصاصی با مجله آمریکایی "فارین پالیسی " گفت: ... همه آشوب های ایجاد شده در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری، توطئه آمریکا برای بی اعتبار و منزوی کردن ایران بود تا این کشور را به زانو درآورد. چرا که به عنوان مثال "کنت تیمرمن " که یک نومحافظه کار است و ریاست بنیاد ملی برای دمکراسی(NED) را برعهده دارد ، روز 11 ژوئن یعنی پیش از برگزاری انتخابات در ایران نوشت : "صحبت از یک انقلاب سبز در ایران است." اگرچه انقلاب سبز مورد نظر آقای تیمرمن تقریبا یک سال پیش از این زمینه سازی شده بود. از همان زمانی که در تابستان سال 1387 اعلام شد ، همین بنیاد ملی برای دمکراسی(NED) برای تعدادی از روزنامه نگاران و خبرنگاران ایرانی دوره آموزشى برگزار می نماید . در واقع بنیاد ملی برای دمکراسی NED طرح پروژه هاى براندازى مخملین را با همکارى برخى کشورهاى اتحادیه اروپا از 10 سپتامبر سال 2008 در جمهورى مولداوى با برگزارى کلاس هاى خبرنگارى و روزنامه نگارى به مرحله اجرا درآورد. اهداف این کلاس ها آشنایى با دموکراسى و روزنامه نگارى به شیوه آمریکایى عنوان شده بود و به نوشته سایت رسمى این سازمان 150 نفر از کشورهاى مختلف دنیا براى حضور در این کلاس ها ثبت نام کردند که 22 نفر از این تعداد، روزنامه نگاران ایرانى بودند. پال رابرتس ادامه می دهد:"...به عبارت دیگر قبل از رأی گیری چیزی آماده شده بود که باعث می شود به خودجوش بودن اعتراضات شک کنیم. چون تیمرمن در ادامه نوشته بود: NED در طول دهه گذشته میلیون ها دلار را صرف گسترش انقلاب "رنگی " در کشورهایی همچون اوکراین و صربستان کرده و تکنیک های ارتباطی و سازمانی مدرن را به کارگران آموزش داده است. بخشی از این پول به دست حامیان موسوی ، رسیده است البته از طریق ارتباط با سازمان های غیردولتی در خارج از ایران که NED بودجه آنها را تامین می کند...." این ادعا را سخنان «لرد بالتیمور» تحلیل‌گر ارشد غربی در پایگاه خبری «خانه شفاف‌سازی اطلاعات» پیرامون نحوه تامین مالی ایجاد اغتشاش و انقلاب رنگی در ایران نیز تایید کرد. در واقع زمینه های کودتای مخملی در ایران از سالها پیش توسط موسسات و سازمان های وابسته به کانون های صهیونیستی طراحی وبه مرحله اجرا درآمده بود."سباستین ابت"و"کاترینا کراتوراک"، نویسندگان وخبرنگاران"آسوشیتدپرس" در ابتدای گزارشی که در این خبرگزاری منتشر شد با اذغان به این واقعیت و همچنین دخالت مستقیم آمریکا در آموزش برخی فعالین سیاسی ایرانی جهت سازماندهی برای کودتای مخملی علیه نظام جمهوری اسلامی ، اظهار داشتند: " پیتر آکرمن بنیانگذار " مرکز بین‌المللی مبارزات بدون خشونت " در واشنگتن کسی است که سال 2005، دو کارگاه فوق محرمانه را با همین کاربرد در دبی برای فعالین ایرانی برگزار کرد ... " اما هدایت معترضان به انتخابات ایران از سوی منابع خارجی به حدی واضح و آشکار بود که " پاپوویک"، از رهبران انقلاب مخملی صربستان و از همکاران جین شارپ و رابرت هلوی در انستیتو آلبرت اینشتین (که هدایت برخی کودتاهای مخملی را برعهده داشت) با راهنمایی گروه‌های معترض در سایت تویتر ، از آنها می‌خواست تا چراغ‌های اتومبیل‌های خود را روشن کرده و در حالی که قرآن بدست دارند در برابر نیروهای امنیتی بایستند. وی همچنین از برخی روش‌های دیگر این معترضان نیز تمجید کرد و تاکید نمود که استفاده از پوشش سبز به عنوان رنگ نمادین اسلام و فریاد زدن شعارهای انقلاب اسلامی سال 79 ایران، روش‌های مناسبی هستند. " جیمز کاربت "، صاحب‌نظر مسایل سیاسی در یادداشتی که در پایگاه خبری " ویلی‌لومن "، منتشر شد با رمزگشایی اقدامات سازمان‌یافته اینترنتی برای تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی و با اشاره به نقش رژیم صهیونیستی در این وقایع سازمان‌یافته ر نوشت: "...نشریه صهیونیستی " جروزالم‌پست " نیز تنها ساعتی پس از آغاز پدیده تویتری ایرانیان،‌ اقدام به انتشار مقاله‌ای در این رابطه کرد که نقش موساد در این قضیه را قطعی‌تر می‌کند..." این تحلیل گر مسایل سیاسی تمامی اقدامات اخیر در حمایت از اغتشاش‌گران ایران را برنامه‌ریزی شده و در راستای برنامه جدیدی با نام " بی‌ثبات‌سازی 2 " دانست و اظهار داشت: "...بی‌ثبات‌سازی2، آخرین نسخه از برنامه قدرت‌های غربی است که برای چند دهه و با هدف سرنگونی دولت‌های خارجی منتخب مردم ، اجرا می‌شود؛ دولت‌هایی که در برابر هوس‌رانی دولت‌های غربی و شرکت‌های چند ملیتی تسلیم نشده‌اند..." جیمز کاربت با بیان رویکرد غرب در استفاده از برخی گروه‌های مدعی دموکراسی برای رسیدن به اهداف خود، نوشت: "...برنامه بی‌ثبات‌سازی 1 با مشارکت گروه‌های به اصطلاح مردم‌نهادی که هدف خود را ارتقای سطح دموکراسی اعلام می‌کردند و نام‌هایی از قبیل " بنیاد جامعه باز "، " خانه آزادی " و " بنیاد ملی برای دموکراسی "، داشتند، انجام شد. بطوریکه غرب اقدام به تامین مالی، آموزش، پشتیبانی و تجهیز و تحریک جنبش‌های مخالف در کشورهای هدف ‌می‌کرد که اغلب این موارد نیز در زمان انتخابات و با ایجاد یک نماد رنگی، صورت می‌گرفت..." دکتر الکساندر کنیازوف - فعال سیاسی در این باره اظهار می دارد: "...بین حوادثی که در کشورهای قرقیزستان ، اوکراین ، گرجستان و صربستان اتفاق افتاده و از آنها به عنوان انقلابات مخملی یاد می شود، وجه شباهت زیادی وجود دارد. حتی اتفاقاتی که پس از انتخابات بین دولت و مخالفان در اوکراین و قرقیزستان روی داد، خیلی به هم شبیه هستند. البته هر کشور نسبت به حوادث خود، ویژگی های خاص خودش را دارد. اما وجه مشترک بین آنها، حمایت مالی بنیادهای غربی از آنهاست. سازمان هایی که این انقلابات را تامین مالی می کنند، در حوادث مختلف بسیار فعال بوده اند و در بیشتر اوقات این سازمان های به مفهوم شخصیت کلیدی انقلاب مخملی هستند..." جیمز کاربت با اشاره به موج انقلاب‌های رنگی مورد حمایت غرب در دهه اخیر نوشت: "...غرب با استفاده از " انقلاب‌های رنگی " موفق به بی‌ثبات‌سازی دولت‌های اوکراین ، گرجستان، قرقیزستان و برخی کشورهای دیگر شد و نقطه اشتراک این انقلاب‌ها نیز نقش " جورج سوروس "، یک شخصیت میلیاردر بود..." این تحلیل گر غربی با اشاره به این مطلب که آغاز برنامه‌ بی‌ثبات‌سازی 2 در قضایای اخیر ایران مشهود است ، نوشت: "...اکنون به برنامه بی‌ثبات‌سازی2 رسیده‌ایم که چیز خیلی بیشتری از بی‌ثبات‌سازی 1 ندارد و تنها فرق آن استفاده از سایت‌های اینترنتی "تویتر "، "فیس‌بوک " [Facebook]، "یوتیوب " و دیگر رسانه‌های اجتماعی است که با هدف وسعت دادن به تاثیر اعتراضات داخلی به کار گرفته شده‌اند..." همچنین اریک والبرگ " (Eric Walberg)، تحلیلگر سایت خبری "ربل " (The rebel) به تحلیل پشت پرده سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در قبال ایران پرداخت و نوشت "...تظاهرات در ایران مبتنی بر الگوهای انقلاب‌های رنگین بود..." کدام راه به سوی ایران؟! در ژوئن 2009 ، مرکز تحقیقات پیشرفته ضد تروریسم در پایگاه اطلاع رسانی خود بخش‌‌ها و ابعادی از پروژه موسوم به "کدام راه به سمت ایران ؟" را منتشر کرد که نشان می‌داد، کودتای مخملی سال 2009 ایران در اندیشکده آمریکایی «بروکینگز» طراحی شده بود. قابل ذکر اینکه «انستیتو بروکینگز» همان نقشی را در تصمیم‌‌سازی استراتژیک برای حزب دموکرات به ریاست جمهوری اوباما ایفا می‌‌کند، که «انستیتو امریکن اینترپرایز» برای دولت جمهوری خواهان به رهبری «جرج بوش» برعهده داشت. بر اساس اخبار موجود در پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز تحقیقات پیشرفته‌ی ضد تروریسم، مرکز سابان وابسته به اندیشکده‌ آمریکایی «بروکینگز» در گزارش مفصل خود، راهکارهای لازم برای کودتای مخملی در ایران و حمایت از مخالفان نظام را قبل از انتخابات طراحی کرده بود. این مرکز که توسط میلیاردر صهیونیست به نام «حییم سابان» راه‌‌اندازی شده است، در محوریابی ذیل گزارش 60 صفحه‌‌ای خود، «کار ویژه‌ی» اغتشاش عمومی، و گسترش و سپس استمرار آن تا مرحله‌ فروپاشی را ارائه کرده است. مرکز سابان در این گزارش، گزینه‌های استراتژی جدید آمریکا در قبال ایران را بررسی و با واکاوی سناریوهای مختلف علیه ایران، در کنار گزینه‌‌های مطرح دیپلماتیک و نظامی، موضوع تغییر حکومت را از طریق کودتای مخملی، با ایجاد اغتشاش و هدایت آن توسط اپوزیسیون، تا مرحله فروپاشی و سپس حمله‌ نظامی و اشغال کشور، در شرایط فعلی مناسب‌‌ترین گزینه تشخیص داده است. این گزارش توسط شش تن از استراتژیست‌های وابسته انستیتو بروکینگز به نام‌های «کنت ام پولاک»، مدیر سابان؛ «مارتین ایندایک»، سفیر اسبق آمریکا در سرزمین‌های اشغالی؛ «دانیل ال بای من »؛ «سوزان مالونی»؛ «مایکل. ای. اُ .هانلون » و «بروس ریدل» تهیه شده است. فصل ششم این گزارش به عنوان «انقلاب مخملی»، مناسب‌ترین راه برای تغییر حکومت را حمایت گسترده از انقلاب مخملی در ایران دانسته که در ادامه نیز آن را بهترین راه حل مشکلات آمریکا با ایران معرفی کرده که کم‌ترین هزینه را در بر دارد. نویسندگان این گزارش هدف اصلی گزینه‌ی انقلاب مخملی را براندازی حکومت ایران و ایجاد حکومتی که بیشترین همراهی را با منافع آمریکا داشته باشد، عنوان کرده‌اند و گفته‌اند که تعامل با اپوزیسیون داخلی جمهوری اسلامی، برگ برنده‌ای در دست آمریکاست که از طریق آن به ایران فشار وارد ساخته و رفتار حکومت ایران را تغییر دهد. در ادامه این گزارش چهارچوب زمانی این سناریو شده و آمده است: «انقلاب مخملی نیازمند وجود رهبران محلی در صحنه است و لذا چارچوب زمانی آن منوط به شرایط حادث شده و پیدایش این رهبران محلی، در آن شرایط خاص است که ممکن است در چند هفته یا چند سال پدید آید.»

به نقل از:

http://www.khabaronline.ir/detail/298903/weblog/mostaghasi

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/03/04ساعت   توسط رضا  | 

در گفتگو با پیام نو مطرح شد: بی‌اطلاعی خانواده امیر خسروی از اجرای حکم اعدام/نامه مه آفرید به رهبر ا

صادق زیباکلام با اشاره به اجرای حکم اعدام مه آفرید امیر خسروی متهم ردیف اول پرونده فساد سه هزار میلیارد تومانی از تماس دیشب برادر مه آفرید با خودش و همچنین نامه امیرخسروی به رهبر انقلاب قبل از اعدام خبر داد.

 

پیام نو، گروه سیاسی- صادق زیباکلام با اشاره به اجرای حکم اعدام مه آفرید امیر خسروی متهم ردیف اول پرونده فساد سه هزار میلیارد تومانی از تماس دیشب برادر مه آفرید با خودش و همچنین نامه امیرخسروی به رهبر انقلاب قبل از اعدام خبر داد.

صادق زیبا کلام، استاد دانشگاه که در چند وقت اخیر رابطه نزدیکی با خانواده امیر خسروی پیدا کرده به پیام نو گفت: «حتی فکرش را هم نمی کردم که بعد از آن همه بحث و گفت و گو و اظهار نظرهای حقوقدانان در خصوص پرونده مه آفرید، وی را اعدام کنند.»

وی افزود: «شب گذشته برادر مه آفرید امیر خسروی با من تماس گرفته و در خصوص ایشان ابراز نگرانی کرد. البته نگرانی از اعدام مه آفرید نبود، زیرا ایشان و خانواده مه‌آفرید اصلا در جریان این مسئله نبودند.»

غلامعلی ریاحی  در گفتکو با ایلنا بی خبری خانواده امیر خسروی از اعدام وی را تایید کرده است.

وکیل مه‌آفرید امیرخسروی ادامه داد:‌ طی تماسی که با خانواده موکلم داشتم، آنها نیز از اجرای حکم بی‌اطلاع بودند.

زیباکلام با اشاره به نامه مه آفرید خسروی به رهبر انقلاب گفت: «برادر آن مرحوم از نامه‌ای خبر داد که وی چندی پیش از اعدامش خطاب به رهبر انقلاب نوشته شده است و  تاکید کرده است که صرفا به دست ایشان برسد.»

این استاد دانشگاه ادامه داد: «گویا در آخرین ملاقاتی که مه آفرید با وکیل خود داشته است وی از آقای ریاحی خواسته است که هرطور که شده این نامه به دست رهبر انقلاب برسد.»

غلامعلی ریاحی وکیل مه آفرید خسروی هم  در گفتگو با پیام نو نگارش نامه از سوی  موکلش به رهبر انقلاب را تایید کرد.

به نقل از:

http://payamno.com/detail=74375

+ نوشته شده در  شنبه 1393/03/03ساعت   توسط رضا  | 

رئیس‌جمهور پدرخوانده شد

رییس جمهور کشورمان در جریان اهدای دفترچه سلامت به دو نوزاد بی‌سرپرست اعلام کرد که از این پس مسئولیت پدر خواندگی آن‌ها را بر عهده می‌گیرد.

در همایش بیمه سلامت همگانی که در سالن شهیدبهشتی نهاد ریاست جمهور برگزار شد، رییس جمهور به ۱۳ نفر از نمایندگان قومیت‌های مختلف ۲ کودک کار و ۲ کودک تحت سرپرستی شیرخوارگاه دفترچه بیمه سلامت اهدا کرد که در حین اهدای این دفترچه به ۲ کودک شیرخوار که یکی از آن‌ها پسر و دیگری دختر بود اعلام کرد که مسئولیت پدر خواندگی آن‌ها را بر عهده می‌گیرد.

به نقل از:

http://www.khabaronline.ir/detail/356686

+ نوشته شده در  شنبه 1393/03/03ساعت   توسط رضا  | 

وال استریت ژورنال احتمال داد مذاکرات محرمانه آمریکا با ایران

روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از دیپلماتهای اروپایی و آمریکایی مرتبط با مذاکرات نوشت: دولت اوباما ممکن است برای دستیابی به توافق با ایران از کانال مذاکرات محرمانه استفاده کند. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این روزنامه در ادامه مدعی شد: کاخ سفید سال گذشته نیز پیش از دستیابی به توافق اولیه ایران و گروه 1+5 که در نوامبر سال 2013 به دست آمد، از مذاکرات محرمانه دو جانبه استفاده کرد. به ادعای این روزنامه تیم محرمانه آمریکا توسط ویلیام برنز معاون وزیر خارجه و جک سالیوان مشاور امنیت ملی و جو بایدن معاون رییس جمهور آمریکا رهبری می شود. مذاکرات میان مقامات ایران و این تیم در عمان، نیویورک و ژنو بدون آگاهی هم پیمانان آمریکا در خاورمیانه شامل اسرائیل و عربستان سعودی برگزار شده است. مقامات آمریکایی و اروپایی گفته‌اند که احتمال ورود دوباره برنز سالیوان در روند دیپلماتیک با ایران وجود دارد تا بتوانند درزمان تعیین شده به توافق برسند. آنها تاکید کردند هیچ تصمیم نهایی گرفته نشده است. به گفته‌ این مقامات این دو نفر به شدت مورد اعتماد باراک اوباما هستند و ایران ممکن است در مرحله‌ای خواستار ورود مستقیم کاخ سفید به این روند برای رسیدن به توافق نهایی شود. همچنین گفت و گوها در شکل گروه 1+5 ممکن است به دلیل رقابت در منافع قدرت‌های غربی با روسیه و چین دشوار شود. یک دیپلمات آمریکایی گفته است: فکر می‌کنم در نهایت لازم است به گفت و گوهای دو جانبه باز گردیم و هرگونه توافق در وین نتیجه‌ مواضع تهران و واشنگتن خواهد بود. دیپلمات‌های آمریکایی و اروپایی همچنین اظهار کردند: هرگونه مذاکرات با حضور برنز و سالیوان نیاز به مخفی کاری سال گذشته را ندارد چون تیم خانم وندی شرمن که هم اکنون رهبری مذاکره کنندگان آمریکایی را به عهده دارد به طور مرتب و مستقیم با طرف‌های ایرانی خود دیدار می‌کنند. به نوشته‌ی این روزنامه، برنز و سالیوان اعلام کرده اند قصد دارند تا پایان سال جاری از دولت اوباما جدا شوند اما انتظار می‌رود هر دو مرد تا پایان مذاکرات هسته‌ای ایران در جایگاه خود باقی بمانند. انتهای پیام

به نقل از:

http://isna.ir/fa/news/93030301182/%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

+ نوشته شده در  شنبه 1393/03/03ساعت   توسط رضا  | 

مطالب قدیمی‌تر
 
سایت کلاک دات آی آر ساعت تهران و نقاط مختلف جهان